حیف و صد حیف شرکت خدمات انفورماتیک، یکی از کلیدیترین شرکتها در فناوری اطلاعات بانکی بود. بازوی فنی بانک مرکزی بود. نقش مهمی در توسعه زیرساختهای حیاتی بانکداری داشت. و با این مدیریت جدید، روند افت جایگاه، کاهش انگیزه، و دور شدن از رسالت نه از سر ضعف فنی، بلکه از بیتوجهی به سرمایههای انسانی و تبدیل نگاه راهبردی به نگاه صرفا سیاسی و مصلحتی.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت کوتاهی در این شرکت مشغول به کار بودم. واقعیت این است که انتظار میرود پروژههای بزرگ و بینالمللی را با جدیدترین تکنولوژیها پیادهسازی کنید و همیشه در بالاترین سطح از نظر دانش فنی بهروز باشید، اما دریافتی شما به ریال و متناسب با این سطح از مسئولیت و تخصص نیست. حجم کار و پیچیدگی پروژهها بسیار بالا بود و با استانداردهای رایج در سایر شرکتها تفاوت زیادی داشت، با این حال، تیم فنی در سود و درآمد این پروژهها هیچ سهمی نداشت. من تجربه خوبی بدست اوردم در مدت کوتاه ولی درامد مهم تر هست
در محیط کاری فعلیم در حوزه فناوری اطلاعات فرصتهایی برای پیادهکردن ایدهها و خلاقیتم وجود دارد. فضای کار بسیار حمایتی و مثبت است و همین جو آرام و متمرکز باعث میشود بتوانم به راحتی روی پروژهها کار کنم. سطح استرس کمتر است و تعامل قوی تیمی انگیزه و کارایی من را به شکل محسوسی بالا میبرد. تجربهام باعث میشود هر روز امیدوارتر به پیشرفت حرفهای و تقویت مهارتهایم باشم.
من در طول یک سالی که با این شرکت همکاری دارم، تجربهام خوشایند بوده است. شرکت کوچک است اما پروژههای مناسبی دارد و جو کار سالمی حاکم است؛ رشد حرفهایام هم در این مدت خوب بوده است. در مورد گذشته شرکت اطلاعی ندارم، اما تا به امروز مشکل خاصی نداشتم. پیامهای اینجا گاهی تکراری به نظر میرسند و به نظر میرسد بعضی افراد بیش از یک نفر مسئول نوشتن همهی پیامها باشند. به طور کلی این شرکت را پیشنهاد میکنم.
ورودم به مجموعه ستاره طلایی سینا نقطهای بود که مسیر حرفهایام را به کلی تغییر داد. از همان ابتدای کار، نظم و ساختار مشخص و فضای حرفهای حاکم بر مجموعه، احساس امنیت شغلی و انگیزه برای رشد را در من القا کرد. یکی از جنبههای شاخص این مجموعه، احترام به سرمایه انسانی است. بهعنوان عضو مؤثر از یک سیستم هدفمند دیده شدم و بهجای صرفا یک نیرو، بهرهور و مشارکتگر بودم. آموزشهای اولیه دقیق، کاربردی و متناسب با مسئولیتهایم بود و این موضوع باعث شد بدون استرس وارد محیط کار شده و در کوتاهترین زمان به بهرهوری برسم. مدیران با شفافیت و احترام، مسیرهای رشد را به همکاران نشان میدادند. در جلسات دورهای به ایدهها و بازخوردها توجه میکردند و این رفتار حس تعلق عمیقی نسبت به مجموعه در من ایجاد میکرد. در طول دوره همکاری با چالشهایی مواجه شدم، اما مهمتر از همه رویکرد مجموعه به این موارد بود؛ همواره بر پایه حل مسئله، همکاری تیمی و توسعه فردی پیش میرفتند. امروز با افتخار میگویم کار در ستاره طلایی سینا برایم تنها یک شغل نبود، بلکه فرصتی برای یادگیری، رشد، ساختن شبکهای از روابط حرفهای و روشنتر ساختن آینده بود. اگر بخواهم دقیق بگویم، فاصله بین تأیید تا آغاز به کار من شش روز بود. در همان روزهای ابتدایی مصاحبهای مفصل با مدیرعامل داشتم. شرکت همچنان رو به رشد است و
هرچه میگویم باورنکردنی به نظر میرسد اما واقعا چنین تجربهای دارم. شرکت فرآزما از نظر من با بینظمی و نبود بنیانهای محکم و حسابشده روبهروست؛ اینها از نقاط ضعفی هستند که نمیشود آنها را نادیده گرفت. با وجود اینکه مدیرعامل تا اندازهای با اخلاق است، اما برنامهریزی شرکت فاقد پایه و پایهریزی درستی است و تدبیر کافی برای اداره امور ندارد، بنابراین برای کارمندان قابل اعتماد نیست. از طرفی منابع مالی شرکت آنقدر نیست تا پرداختی منظم را تضمین کند و در نتیجه کارمندها نمیتوانند انتظار دریافتهای مالی منظم داشته باشند.
تو اماف با یک تیم همدل رویرو شدم و خیلی بهم کمک شد تا بتونم تسک هام رو انجام بدم این حجم از صمیمیت و کمک برام جذاب بود و من هم هرکاری تونستم برای انجام تسک ها انجام دادم
من قبل از استخدام نظرات رو خوندم و با خودشون هم در میان گذاشتم و در نهایت تصمیم به همکاری گرفتم و خوشحالم از این بابت. تمام موضوعات و سوالات من رو با حوصله پاسخ دادند و در حین همکاری هم همیشه مدیر محصول در دسترس بود و مسائل رو با حوصله صحبت میکردیم این باعث میشد خیلی تیم همدل باشه و محیط خوب و همدلی بین تیم باشه
در آغاز فهمیدم که مشکلات داخلی هر تیم به ریشهای مدیریتی برمیگردد که آن مجموعه را اداره میکند. زمانی که فردی به این نتیجه برسد که رفتار هر کس در هر محیطی متاثر از فرهنگ و کنشهای همان محیط است، به مرز بلوغ فکری نزدیک میشود. وقتی اعضای یک تیم با یکدیگر درگیر میشوند و مدیران تنها تماشاگرند، این نشان میدهد که روند اعمال سیاستهای مدیریتی دقیقا مطابق میل مدیر گروه پیش میرود.
من به عنوان بنیانگذار و مدیر شرکت دودکانی، از بازخوردهای دوستان و همراهانم خوشحال میشوم وقتی مجموعهمان با نگاه مثبتی روبهرو میشود. در عین حال وقتی برخی نظرات غیرواقعی و نادرست منتشر میشود، واقعا ناراحت میشوم که چرا چنین پیامهایی به وجود میآیند. من پذیرای نقد هستم و در صورت بروز مشکل در همکاری با افراد یا همراهان، عذرخواهی میکنم و سعی میکنم جبرانی ارائه کنم؛ اما انتشار مطالب کذب در فضای مجازی به قصد تخریب، کار درستی نیست. با این حال مطمئن باشید که مردم با خواندن چنین پیامهایی نسبت به مجموعه دودکانی اعتمادشان تغییر نمیکند و بالعکس، به قدرت ما افزوده میشود زیرا مجموعهای که همواره در حال پیشرفت است، در برابر حاشیهسازیها مقاوم است. افرادی که با شیوههای ناشناس و در فضای مجازی به دنبال تخریب هستند بهتر است بدانند دودکانی با افتخار ۱۵ سال خدمت در حوزه شرکتها و پروژههای نرمافزاری، با بیش از دو هزار قرارداد موفق، و همچنین در زمینه آموزشگاه با بیش از پنجاههزار دانشآموز، اکنون در سه شعبه پذیرای حدود هزار و دویست دانشآموز بزرگسال، کودکان و نوجوانان است؛ این تنها گوشهای از اعتماد مردم به دودکانی است. موفقیتهای ما همواره نتیجه تلاش جمعی و قدردانی از مردم عزیز است.
من با این مجموعه کار کردم و حالا تجربهام را برای کسانی مینویسم که قصد دارند رزومه خود را به این شرکت ارسال کنند. فضای کار واقعا مشکل داشت، جو نسبت به همکاران خیلی ناسالم بود و برخوردها بیشتر شبیه روابط خاموش خانوادگی میماند تا یک محیط حرفهای. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و تسویهحسابها با تاخیر انجام میشد؛ به طوری که هنگام قطع همکاری باید ماهها پیگیر میشدید تا حسابتان تسویه شود و در نهایت با بحث و جدل این کار انجام میشد. اخیرا هم رفتارهای غیررسمی بین برخی افراد بروز کرده بود و شاهد بودم که روابطی خارج از چارچوب حرفهای شکل میگرفت. با توجه به تجربهام، سازمان به سه گروه تقسیم میشد: گروهی که دنبال فرصت بهتر برای خروج از مجموعهاند تا از آنجا جدا شوند، گروهی که به دلیل کمسوادی یا ناکافی بودن مهارتها در جای دیگر کار نمیکردند و همچنان آنجا مانده بودند، و گروه سوم مدیرانی که حقوق خوبی میگرفتند و اینجا برایشان مانند هتلی بود که هرچند حقوق به موقع نبود، اما از نظر اقتصادی برایشان به صرفه بود. در کل اگر هدف شما ورود به این سازمان است، باید آماده باشید که بیشتر جنبههای اعصابخردکن دارد و تجربهی من تنها به دنبال آن نتیجهای نبود که انتظار داشت. خوشبختانه از این مجموعه جدا شدم و در شرکت معتبر دیگری مشغول به کار شدم و اکنون با هیچیک از مشکلات قبل روبهرو نیستم. لطفا با احتیاط تصمیم بگیرید و اگر به دنبال محیطی سالم هستید، گزینههای دیگری را بررسی کنید.
شرکت دلینو را تجربه کردم و احساس کردم مدیرعامل شرکت به اندازه کافی تجربه ندارد و توان مدیریت لازم را ندارد. او بهتر میتواند با افرادی که از خودش پایینتر هستند ارتباط برقرار کند. منابع انسانی در حال حاضر ضعف زیادی دارد و هر کار مربوط به منابع انسانی مدتی طول میکشد تا به نتیجه برسد. فضای شرکت را مثل آرایشگاه میبیند و واقعا رفتار سازمانی ندارد. سلطه و جایگاهها در شرکت به درستی رعایت نمیشود و مدیریت بهطور کلی وجود ندارد.
برای من که سالها در منشور سیمین کار میکردم، تجدید نظر در اشتراکگذاری احساساتم الزامی بود. آن روزها فهمیدم که با رفتن نوری، خیلی از مشکلات داخلی شرکت به ظاهر حل شد، اگرچه حقیقت این نیست که آن تغییرات، به طور کامل بیماریها را از بین برده باشد. قبل از جدا شدن او، او را به عنوان منشا بسیاری از زیرآبزنیها میدانستم و این موضوع در چند واحد شرکت به وضوح قابل مشاهده بود. وقتی از شرکت رفته، به نظر میرسید رفتار و شخصیت او در افراد دیگر پخش شده و هر کسی که در جایگاه او قرار میگرفت، آن رفتار را بهنوعی بهعنوان وظیفه عملکردی خود میدانست. گردانندگان شرکت همچنان به نظر میرسد کنار هم مانند گروهی از افراد کنجکاو در محلههای قدیمی تهران بمانند؛ لیدر این گروه، به نظر من، کسی است که توان مدیریت اجرایی را داشت. به نظر میرسد مسائل و مشکلات برای مدیرعامل شرکت اصلا اهمیت ندارد، زیرا منشور سیمین را فقط به عنوان پوششی برای پولشویی میبیند. اما شستن پول با خون، نه تنها پول را پاک نمیکند بلکه باعث آلودگی بیشتر میشود.
من چندین سال توی شرکت کار کردم و این اواخر افتضاح شده بود تصمیم گیری های سلیقه ای ارزیابی عملکرد بسیار ضعیف و رشد و ارتقا عملا صفر .تنها درصورتی کار کردن در این شرکت به نفع شما بود که یک ارتباط دوستانه یا نسبتی با مدیر منابع انسانی شرکت داشته باشی . من وقتی محل کارم رو تغییر دادم و خداروشکر وارد یک مجموعه استاندارد شدم متوجه شدم اداره سرمایه انسانی شرکت به شدت ضعیف عمل می کرده البته یه نکنه خدمتتون بگم اونم این بود رییس منابع انسانی شرکت مقصر نبود ایشون سالیان سال رییس یک اداره فنی بزرگ بوده و تجربه ای در زمینه منابع انسانی نداشته و در کنار این وظیفه مسئولیت رییس منابع انسانی هم به ایشون داده شده بود. دو فیلد کاری کاملا متفاوت و هردو شغل همزمان هر شخصی رو خسته و دچار تصمیم گیری های اشتباه میکنه اولا هر اداره با مشکلات و مسایل و حجم کار بالایی روبرو هست که نیاز به تمرکز روی اون اداره داره و چون مدیر زمان تمرکز روی هردو اداره رو نداره مجبوره کار رو به دیگران بسپاره و چون مجبوره که از نفرات مورد اعتمادش استفاده کنه خیلی وقت ها کار و تصمیم گیری ها اداره سرمایه به دست همکاران اداره فنی انجام میشه و شاید بالعکس .و ثانیا جالب تر این که مدیر سرمایه انسانی فردی رو به عنوان کارشناس منابع انسانی استخدام کرده بود که احساس اینکه ایشون نیروی مدیر باشن رو نداشتی و بیشتر ارتباط دوستانه داشتند به طوری که دایما این کارشناس در این اداره فنی می چرخید و یا تو اتاق مدیر بود و خیلی کم تو واحدخودش یعنی سرمایه انسانی حضور داشت چون مدیر سرمایه انسانی تو اداره سرمایه انسانی نبود ودر اداره فنی مستقر بود واگر ما بچه های واحد فنی کاری با مدیر داشتیم این کارشناس اتاقش بود و نمی تونستیم مطرح کنیم و دلیل بعدی این بود چون مدیر چیزی از منابع انسانی نمی دونست حرف این کارشناس که اونم چیزی نمی دونست ولی چون چند تا اصطلاح منابع انسانی بلد بود رو به عنوان ملاک قرار میداد به طوری که من یک نیروی فنی حرفه ای با سابقه حقوق خیلی پایین تر از این کارشناس می گرفتم و حقوق ایشون در حد یک معاون متخصص فنی و حرفه ای شرکت بود طوری که خیلی وقت ها شک می کردیم و می گفتیم صد در صد نسبتی با مدیر دارد چون عملکرد این خانم اصلا قابل دفاع نبود از زمان حضور ایشون عدم ماندگاری پرسنل استخدام ضعیف نارضایتی بالای پرسنل و عدم اعمال ارزیابی عملکرد صحیح تو مجموعه بوجود اومد.در پایان امیدوارم به زودی این مشکلات برطرف بشه و شرکت تیم منابع انسانی قوی استخدام کنه تا مشکلات این شرکت تا حد زیادی برطرف بشه من در محل کار جدیدم متوجه شدم تیم منابع انسانی قوی روی برطرف نمودن عملکرد ضعیف مدیران و ارزیابی صحیح عملکرد کارکنان به حداقل رساندن بی عدالتی بالا بردن انگیزه کارکنان رشد و ارتقا عادلانه نیروها تاثیر به سزایی داره وبا برطرف کردن این مشکلات هیچ نیرویی مجبور نیست کار و محیطی که دوست داره رو به خاطر شرایط بد ترک کنه
تو تجربه کاری کمتر از دو ماهه خودم بهتون بگم شرکت از افرادی با سطح بسیار پایین تشکیل شده،به چشمم دیدم مدیر مدعی خودم راجع به یه مدیر دیگه داشت با یه مدیر پر حاشیه دیگه زیرابشو میزد،به هر چیزی فکر میکنند جز کار،وقتی که دیدم سطح شرکت چقدر پایینه استعفا دادم حقوقمو ندادن😁 از بچه ها شنیدم یک مدیر پرحاشیه خانم اونجا داره که به بچه هاش میگه بیان اینجا کامنت مثبت بذارند،افراد سالم و حرفه ای استعفا میدن و میرند پاچه خواران باقی می مونند،خدا را گواه میگیرم هر چیز بدی اینجا نوشته من در اون تایم کوتاه اونجا دیدم
سلام خدمت دوستان امیدوارم تجربم براتون مفید باشه تجربه من حاصل ۲ سال کار در مجموعه دیجی کالا انبار دانش هست در واحد پیکاپ کار میکردم کار خیلی سختیه سعی کنید فقط به عنوان کار دوم بهش نگاه کنید نه کار ثابت چون واقعا شیره جونتون کشیده میشه هر از گاهی اعصاب خوردی هم داره سرگروه های پیکاپ که من باهاشون کار کردم آدمای بدی نیستن و اونطور که بقیه میگن یزید نیستن رفتارشون باهات بستگی به کارت داره اونجا هر واحد یه آماری داره آمار و بزنی کسی باهات کاری نداره ولی اگه آمار نزنی برخورد خوبی باهات نمیشه حق و حقوق و مزایای پاره وقت و فلکس زیاد فرقی نداره ولی فلکس هم تازگیا کم میگیرن زیاد شیفت نمیدن دیگه عین قدیم ولی از یه چیز واحد پیکاپ خیلی بدم اومد تو این دو سالی که اونجا بودم زیراب زنیه به طوری به چشم دیدم دو تا رفیق که از قدیم با هم کار میکنن سر یه میز با هم غذا میخورن زیرآب همو میزنن و واقعا خیلی حالمو خراب کرد و در آخر راجب یکی از سرگروه ها یا تیم هد ها که باهاش کار کردم و دوست دارم راجبش صحبت کنم آقای ح ق هستش واقعا آدم دلسوز و کار راه اندازیه خیلی مهربونه من به شخصه تا به حال ندیدم با کسی بد برخورد کنه و کسی رو ناراحت کنه هر کی تو پیکاپ کار میکنه دوست دوست داره تو تیم ایشون باشه واقعا مرد شریف و زحمتکشی هستش و سطحش از بقیه تیم هد ها بالاتره
من در شرکت فرآزما پانزده سال خدمت کردم و دستاوردها و خدماتی بزرگ در سطح ملی ارائه شد. در این مدت کوچکترین بیاحترامی یا تاخیری در پرداخت حقوق به هیچیک از همکاران، از جمله خودم، دیده نشد و این موضوع واقعا نشان از انصاف بالای مجموعه دارد. با خواندن آن دو سه نفر که طی بیست و پنج سال اخیر چنین نوشتههایی منتشر کردهاند، شوکه شدم و حس کردم بهتر است توضیحی ارائه دهم. ای کاش تجربههای کاری که تا این حد اعتبار شرکتها را زیر سوال میبردند، دارای سازوکاری دوطرفه و معتبر برای صحتسنجی باشند تا همه چیز منصفانه روشن شود. با وجود این، مشخص نیست نویسنده آیا واقعا کارمند بوده و اگر بوده، چرا و برای چه مدت چنین ادعایی مطرح شده است.
در اینجا احساس میکنم که به شکل مدرن بردهداری جریان دارد و این تنها توضیحی است که میتوانم برای شرایط کار در این شرکت به ذهن بیاورم. حقوق کم، فشار و حجم کار بالا، و بیاحترامی فراوان به کارکنان از جمله تجربههای من بود. انگار فقط کارهای تکراری انجام میدادم و درآمدم به جیب مدیران میرفت. این تجربه را بدترین تجربه دوران کاریام میدانم.
با سلام،با توجه به اینکه اوضاع کار چندان جالب نیست اگر فرصتی پیدا کردید در این شرکت کار کنید، اما قبلش چند نکته درنظر بگیرید، اگر خدمتکارید به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید چون مثل برده باهاتون رفتار میشه. اگر پشتیبانید اصلا در این شرکت کار نکنید چون انقدر مشکل داره برنامه ها که از شدت کار و جوابگویی هر روز با سردرد خونه میرید. اگر تست برنامه هستید به هیچ عنوان در این شرکتی که برنامه هاش پر از باگ هست کار نکنید، اگر دیجیتال مارکتر هستید به هیچ عنوان از جلو در این شرکت رد نشید چون یه مدیر به شدت چاپلوس و زیراب زن و بشدت دانش علمی پایین داره و انقدر هول دختر هست که حلقه ازدواجشو دم در شرکت درمیاره که مبادا کسی بفهمه ازدواج کرده، اگر برنامه نویس هستید اصلا رزمونه نفرستید این شرکت چون یه چیزایی میگن پیاده کنید که اصلا تخصص شما نیست ، اگر تو بخش انبار کار میکنید اصلا نیایید این شرکت چون بجز انبار حمالی تمامی شرکت از جمله تمیزکاری شرکت هم وظیفه شماست. اگر نیرو انسانی هستید که اصلا اسم شرکت هم نیارید چون بشدت باند بازی هست توش یه زنیکه بی ادب هم گذاشتن راس کار که با بد دهنی و مسخر دیگران ارضا میشه ولی نمیدونه که کل شرکت مسخرش میکنن اگر بخش شبکه کار میکنید اصلا فکرشم نکنید که یه ساعت توی این شرکت کار کنید، حتی برق کشی یه سوله دیگه توی ناکجاآباد هم میدن شما باید انجام بدید و تهدید میکنن اگر انجام ندید سرویس میشید، اخراج نمیکنن چون همه از خداشونه اخراج بشن و برن ، سر روشن کردن کیس میکشنت پایین چونزحمت نمیدن که دست مبارکشونو بزنن به دکمه روشن یا شایدم بلد نیستن، اگر هیچ شغلی ندارید و صرفا ادم هستید توصیه میکنم اصلا فکر نکنید به این شرکت چون بشدت بجای تمرکز روی کار روی کم کردن حقوق تمرکز کردن اگر شال داشته باشه فلان قدر کم میشه، اگر سیگاری هستی بیشتر از دوبار بکشی فلان قدر کم میشه، اگر با همکارت صحبت کنید فلان قدر کم میشه، اگر گوشی دستت باشه فلان قدر کم میشه، اگر موهات بیرون باشه فلان قدر اگر آستین کوتاه بپوشی فلان قدر حقوقشونم دوپارت میدن بهت یجوری میدن که اصلا حس نمیکنی حقوق گرفتی سر تاخیر و این مزخرفات کم میکنن و خورد خورد میدن بهت ته ماه اصلا نمیفهمی چی شد حقوق دادن یا نه، تقریبا یروز درمیون صدای دادو بیداد مدیر شرکت همجای شرکتو پر میکنه، شرکت هم شبیه ترکیه هست هرکی با یکی یا دوتا تو شرکت رابطه داره حتی شخصی هست تو شرکت که مرتبه مدیر یه بخشی هست که همزمان با ۳تا از زیردستیاش تو رابطه هست و کلا جو نامناسب برای ادم ها هست( چه خانم چه اقا و چه دوجنسه ها) اگر چشمانی قوی دارید و گوشی شنوا و دستانی نرم این شرکت مخصوص شماست که پشت دوربین بشینید (چون تقریبا به ازای هر کارمند دوتا دوربین هست) و ببینید و بشنوید و برید سریع به مدیر گذارش بدید با دستانی نرم، و مدیر بشدت استقبال میکنه چون حقوق قراره کم بشه درضمن شرکت تایگر و نوین و دی کامپیوتر همش یکیه و یک روح در سه بدن ،مهم اینه روح خرابه بنده هم چندین سال هست توی این شرکت با تهدید موندم و راه خروجی ندارم و هر سال با وعده های دروغین و تهدید نگهم میدارن و صرفا نمیخوام کسی مثل من صدلعنت به خودش بفرسته ما سوختیم شما نسوزید یا حق
من با شرکت نوید آوران ویستا تام (توتال) تجربهای کار کردم. مدیریت به صورت میکرو و محدود به جزییات کوچک است و اکثر رفتارها غیر حرفهای دیده میشود. در زمان بحران هیچ سیستم مدیریت بحران مشخصی وجود ندارد و به جای حل مسئله، به دنبال مقصر میگردند. به صورت مداوم درباره ارتقای شغلی صحبت میشود، اما غالبا این قولها عملی نمیشود تا زمانی که من ترک نکنم و بمانم. نیرویی که حاشیهسازی میکند، نسبت به others ارجحیت دارد و حتی در پرداخت حقوق در اولویت است. هر گونه انتقاد یا درخواست راهکار برای بهبود شرایط به مدیرعامل منتقل میشود و ایشان با اشاره به آینده، قولهای عملی را به تعویق میاندازد. مرخصی استعلاجی وجود ندارد و اضافهکاریها نیز پرداخت نمیشوند و فشار غیرمنطقی به انجام اضافهکاری وجود دارد. اعتماد بین همکاران و به ویژه در سطح مدیریتی به شدت پایین است و این بیاعتمادی حتی میان پرسنل عادی هم دیده میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.