به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن. من و سه تا ازدوستانم تقریبا سه ماه پیش بود برای سداد روزمه دادیم، بالاخره دعوت به مصاحبه شدیم. شیوه مصاحبه: بیسواد ترین، بیسوادترین افراد به عنوان مصاحبه کننده اومدن. حدود 4 ساعت مصاحبه کردن.(سوالات فضایی و افتضاح و جک) هنوز که هنوزه واحد منابع انسانی این شرکت متوهم هیچ تماسی نگرفته که نتیجه مصاحبه رو بگه!!!!!! تاکید میکنم این شرکت اصلا تصمیم به جذب نیرو نداره.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
متأسفانه سطح سازمان و مصاحبهکننده بسیار پایین بود. انتظار داشتم در حوزهی تخصصی IT، مصاحبه با ابزار مناسب مثل کامپیوتر انجام بشه، نه با ماژیک و تخته وایتبرد! واقعا حیف از زمان، انرژی و منابعی که صرف چنین سازمانهایی میشه؛
سلام، برای پوزیشن کاری برنامه نویسی به این شرکت رفتم، محیط خیلی ساکتی داشت، برام مهم بود و دوم اینکه مصاحبه تخصصی روی وایت برد داشتم، خوب نتونسم پاسخ بدم ولی خوشحالم که سطح شرکت های آیتی یه تغییری تو ایران کرده. راضی کننده بود
من واقعا تعجب میکنم که یک شرکت میتواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستادهام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن میفهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه میکنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید میکنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بیفایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
یکی از مزخرف ترین مصاحبه ها که رفتم. 2 نفر به عنوان مصاحبه کننده که به شدت از لحاظ فنی سطح پایینی داشتن، اومدن و حدود 4.5 ساعت مصاحبه کردن، خودشون گفتن ما دیگه خسته شدیم و سوالی نداریم! این چه تیپ مصاحبه مسخره ای آخه؟! الان سه ماه گذاشته هنوز هیچ خبری هم ندادن. برای داده ورزی سداد رزومه ندین چون کاملا اتلاف وقت و انرژی هست جای تاسف فراوان که کسی بره این شرکت دوزاری
برای مصاحبه با این شرکت دعوت شدم و قرار بود جلسه راس ساعت شش برگزار بشه. من مثل همیشه زودتر به دفتر رسیدم، اما مشخص شد که باید تا رسیدن به ساعت مقرر صبر کنم و تا زمانی که مسئولان به من نگویند بالا برو، نمیشد جلسه را آغاز کرد. در نهایت با وجود انتظار، در ساعت شش هنوز جلسهای آغاز نشده بود و پس از ده دقیقه پیام دادن که بابت تاخیر عذرخواهی میکنند و به محض تمام شدن جلسه، حتما با من صحبت میکنند. اما تا ساعت یکی بیست هنوز خبری از جلسه نبود و من تصمیم گرفتم پیامی بدهکار بنویسم و به طور یکطرفه حضورم را لغو کنم و شرکت را ترک کردم. در مجموع این تجربه را تحمل کردم تا بفهمم این شرکت تا چه حد نسبت به زمان و حضوری که برای آنها صرف میشود، بیاهمیت است. به نظر من چنین سازمانی برای وقت دیگران ارزش قائل نیست و بهتر است از همکاری با آن پرهیز کرد. همچنین شنیدم که نام شرکت اخیرا از ابر زس به آبالون تغییر پیدا کرده است.
من براب مصاحبه شغلی رفته بودم، اتفاقا دعوت به همکاریم شدم. ولی بعد دعوت به مصاحبه لینک استخدامب که تو جاب ویژن دادن محو شده بود. شرکت کاملا بی نظمی بود، هرج و مرج بالایی درش دیده میشد. و نکته قابل توجهای که دیدم این بود برای یک هفته ازمایشی رفتن ازم کارت شناسایی میخواستن که بزارم پیششون خوب من برام ازمایش میخواستم برم ببینم محیط دوست دارم یا خیر برام غیر منطقی بود درخواستتون. طبق نظرات منفی درست گفتن قراردادها بالا دو سال هستش. سفته مبلغ بالا میخوان و درب ورود و خروج کنترل شده است یعنی اجازه خروج دست مدیریت کنترل دوربین بشدت بالاست حقوق وزارت کاری کامنتا منفی واقعا واقعیت داره منو که نجات داد برای گرفتن تصمیم درست. اصلا تردید نکنید بیکار بمونید بهتر از انتخاب غلط هستش. ضعف مدیریتی از ابتدا ورود به شرکت دیده میشه و خودنمایی میکنه. یعنی من که ادم خیلی صبوری هستم عاشق محیط های چالش برانگیز نقطه مثبتی تو این شرکت دریافت نکردم که خودمو قانع کنم انتخاب درستی هستش برای همکاری. به تجربه دیگران احترام بزارید و درست انتخاب کنید. موفق و پیروز باشید
مدت کوتاهی قبل برای مصاحبه به این شرکت رفتم و قصد دارم تجربهام را با شما به اشتراک بگذارم. ورود با فرم استخدامی آغاز شد و مثل خیلی از شرکتها آن را تکمیل کردم. اما دو اتفاق برایم خیلی جلب توجه کرد: اول اینکه در حین تکمیل فرم، دو نفر از کارمندان زن که به نظر میرسید تازهکار هستند، به جای اینکه آموزش ببینند، به همکاران دیگر توهین و تحقیر میکردند و این صحنه جلوی من اتفاق افتاد که تازه برای مصاحبه آمده بودم. بعد خانمی از طبقه بالا آمدند و من را به واحد دیگری برای مصاحبه بردند؛ رفتارشان با من محترمانه و مناسب بود. خودکاری که برای تکمیل فرم در اختیارم گذاشته بودند را با خودم به واحد دیگر بردم و پس از مصاحبه همانجا گذاشتم. هنگام خروج از شرکت در طبقه پایین به واحد اداری گفتند که خودکاری را که با خود بردهام تحویل دهم و بروم، اما گفتند مشکلی نیست برگردم و بیاورم تا تحویل بدهم. من از این رفتارها خیلی تعجب کردم و احساس کردم یا هدف از بردن خودکار بود یا بین همکارانشان بحثی وجود داشت. به طور کلی شرایط داخلی شرکت را دوست نداشتم و پر از حاشیه و چالش بود.
برای مصاحبه دعوت میشویم و بعد از آن میگویند جلسهای داریم. من برای مصاحبه حضوری زمان گذاشتم و هزینهها را صرف کردم؛ به من گفتند با من به صورت تلفنی صحبت میشود، اما در نهایت تماس نگرفتند و واقعا پوزش میخواهم. بهتر است وقتی برای مصاحبه زمان میگذاریم، مطمئن باشند که جلسهای وجود ندارد.
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد که انگار فقط میخواهد سطح آگاهی خودش را با نشان دادن دانش ادعاییاش بسنجند. وقتی من توضیح میدادم، به سرعت میخواست همان لحظه حرف مرا قطع کند و ادعا میکرد که این سوالها را منابع انسانی میدانند و من اطلاعی از آنها ندارم. سوال دیگری که مطرح کردم هم به نظر میرسید نامربوط یا غیر روشن باشد و پاسخ درستی از او دریافت نکردم و با رویکردی برتر از من میخواست که سوالی نپرسم. به نظر من بعضی سوالها دربارهی ظاهر و جذبهی فرد مطرح میشدند و پاسخ مناسبی هم داده نمیشد. برخورد ایشان گاهی بیادبانه و غیرحرفهای به نظر میرسید.
من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
برای مصاحبه به عنوان مدیر فروش رفتم و از همان ابتدا کاهش نظم و مدیریتی پرنوسان را احساس کردم. مدیرعامل وعدههای زیادی داد، اما به مرور دریافتم مجموعه در وضعیت نامطمئنی به سر میبرد و به شدت از نظر سازماندهی دچار اشکال است. کارها به صورت پراکنده انجام شده و فشار فشارهای مدیریتی از طرف مدیرعامل بیاندازه بود. حقوق پرسنل بیش از سه ماه تأخیر داشت و این تأخیر باعث ضعف عملکرد تیم میشد. در محیطی که نیروهای مختلف بدون ثبات استخدام میشدند، برخی کارها به دلیل حفظ حقوق دریافت نشده کیفیت لازم را پیدا نمیکردند و این موضوع اثر منفی روی خروجیها میگذاشت. با وجود این مسائل، رفتارهای خام و دخالتهای جزئی و کلی مدیرعامل به چشم میآمد و در طول یک سال چندین نفر بهعنوان مدیر فروش وارد مجموعه شدند و خود را از پروژهها کنار میکشیدند یا خروج میکردند. تنها یک نفر توانست بیشتر از چهارهفته دوام بیاورد و در مقابل، طی مدت کوتاهی تعداد مدیران اجرایی تغییر کرد و این تغییرات بدون برنامه مشخص و بدون جذب نیروهای متخصص صورت میگرفت. پیشنهاد میکنم قبل از وارد شدن به چنین محیطی، وقت و رزومه خود را بیخودی به خطر نیندازید و با احتیاط تصمیم بگیرید.
من سال ۱۴۰۳ فروردین ماه مصاحبه کردم با یه خانم با عنوان مدیر منابع انسانی و مدیر فنی. اول اصلا متوجه نشدم مصاحبه فنی هست یا منابع انسانی. دلایل خروج من از شرکت رو پرسیدن و گفتم با ارزش های شرکت قبلی سازگار نیستم و با وجود اینکه تک لید هستم به توافق برای یه سری مسایل نرسیدم. خیلی زیاد سین جیم کردن که چرا و ی لحظه حس کردم درحال بازپرسی هستن. گفتم من نمیتونم پشت سر کارکنان اونجا حرف بزنم. کارجو ممکنه به دلایلی مجبور باشه یه سال جایی کار کنه که زیاد با محیطش سازگار نباشه و در اسرع وقت خارج بشه. نباید از طرف اعتراف اجباری بگیرید مبنی بر اینکه طرف یا محیط دارای ضعف هستن یا مثلا من کارجو دارم ناشکری میکنم یا هرچی. خانم منابع انسانی اینقدر از اینکه جلوش درومد ناراحت بود که قیافش یه جوری شد که انگار حالت تهوع داره. واقعا تجربه بد و توهین آمیزی بود. به نظرم گروه ادایی بودن
برای حضور در جلسه مصاحبه عصرگاهی دعوت شده بودم و با دیدن تعداد شرکتکنندگان، حس کردم نظم کار خوبی وجود دارد. بهطور منظم و طبق زمانی که از قبل اعلام کرده بودند، مصاحبهها پشت سر هم انجام میشدند و این ترتیب برایم قابل قبول بود. پس از مصاحبه اولیه، بهصورت آنلاین در مصاحبه فنی شرکت حضور یافتم و با صبر و دقت، جزئیات پروژه را به من توضیح دادند.
ترجمیک تجربهای بود که از آن نوشتم؛ برخلاف بسیاری از کارفرمایان، اینجا از منطق طولانی فرمها خبری نبود و قبل از مصاحبه لازم نبود صفحهصفحه فرمی پر کنم. دوست ندارم فرمهایی را پر کنم که جزو رزومهام است و آنها را دوباره تکراری کنم؛ با این حال فضای شرکت هم شیک و هم صمیمی به نظر میرسید و دو نفر از تیم منابع انسانی—یک خانم و یک آقا—با من برخوردی کاملا محترمانه و دوستانه داشتند. این برخورد به من آرامش بخشید و استرسم را کاهش داد تا با آرامش بیشتری وارد فرایند مصاحبه شوم. نقطهی منفیای که تجربه کردم این بود که قرار بود برای مرحلهی دوم با من تماس بگیرند اما خبری نشد؛ برای کسی که به دنبال کار است، این موضوع میتواند ناامیدکننده باشد. به نظر من اگر شرکت تصمیم به رد داوطلبی گرفت، داشتن یک پیام کوتاه یا ایمیل اطلاعرسانی میتواند در بلندمدت فضای کاری کشور را بهبود دهد و از دلزدگی کاست. اگر از کارفرمایان عزیز تقاضا کنم، لطفا به هر داوطلب بهطور روشن پاسخ بدهند تا تجربهی بهتری رقم بخورد.
در فصل آغازین پاییز سال گذشته برای مسیر مصاحبه در نقش اسکرام مستر با یه جلسه آنلاین آشنا شدم. ارتباط اولیه با HR به خوبی پیش رفت. سپس به مصاحبه آنلاین با مدیر محصول نزدیک شدم. در آغاز از من خواستن خودم را معرفی کنم و دلیل جدایی را توضیح بدهم، بعد وارد بخش فنی شدم. یکی از بخشهای جالب و بهیادماندنی تجربهام این بود که به میزان زیادی سعی کردم آرام بمانم چون تندی پاسخهای ایشان را احساس میکردم. چند بار مکث کردم تا بفهمم رفتار و واکنشهایم برای او جذاب نیست. در یکی از سوالها پرسید: اگر ولواتی یک تیم فنی باشد و حتی یک CTO قهار وارد تیم شود، چه تغییری ایجاد میکند؟ من کل مفاهیم را توضیح دادم و گفتم که احتمالا شروع کار کم میشود، اما او با هیجان پاسخش را داد که قطعا اینگونه نیست. من هم گفتم که برداشت من همین است. اما هیچ واکنش مشخصی نگرفت و درباره نرمافزارها ازم پرسید؛ جیرا و ترلو و سایر موارد را گفتم. ناگهان پرسید که با ابزارهای Atlassian کار نکردی؟ برای من عجیب بود که نمیدانست توسعهدهنده جیرا Atlassian چیست. مصاحبه بسیار دشوار بود و تا پایان هر سؤالی که مطرح میشد، خودش چند ثانیه بعد پاسخ میداد. گاهی اینترنت قطع میشد (به دلیل شرایط اینترنتی آن زمان)، و او میگفت اگر قطع شدی باید دوباره جستوجو کنی. این جلسه آنقدر برایم غیرمعمول بود که تصور کردم ممکن است دوربین مخفی باشد. پس از پایان مصاحبه به سرعت در لینکدین نام ایشان را جستوجو کردم و فهمیدم که واقعا مدیر محصول هستند و تجربهام هم واقعی بوده است. عکس پروفایل لینکدین ایشان به همراه لباس غیررسمی کنار استخر بود که نشان میداد خبری از پوشش حرفهای در این فضا نیست. از نظر من، وضعیت پوشش ایشان بهخصوص برای یک مدیر ارشد در محیط حرفهای لینکدین، انتظار داشت که تصاویر بهگونهای حرفهایتر انتخاب شود. من یک هفته بعد در فرصت مناسبتری به یک شرکت خوب و مناسب پیوستم که هنوز هم در آنجا هستم. امیدوارم مدیران شرکتها به برند اینفلئونس و دیگر جنبههای حرفهای بیشتر توجه کنند تا برخوردهای اینچنینی به این سادگی اثر منفی نگذارند.
مصاحبهها دقیق و حرفهای بودند و پرسشها بیشتر به اطلاعات علمی رشتهام، ادبیات انگلیسی، مربوط بود نه تجربهکاری طولانی. سطح شرکت نسبتا خوب به نظر میرسید و برخوردها خیلی محترمانه و دوستانه بود. از طرفی، شرط یک سال تعهد وجود داشت که با توجه به اعتبار ترجمیک برای من مشکلی نبود و پذیرفتم. مدیر منابع انسانی که با او مصاحبه داشتم، شرایط را به طور کامل توضیح داد و حضور در چنین محیطی حس بسیار خوبی در من ایجاد کرد.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.