برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
سلام آسا به تمام معنا جای بسیار بدی برای کار کردن هستش که حتی بعد گذشت ۲ سال هنوز هم اون ۳-۴ ماهی که کار کردم رو نتونستم فراموش کنم . مدیر تیم عملیات به شدت بی تجربه که فقط با خانم ها لاس میزد . مدیر تیم platform و عملیات مرکزی که اصلا نبودن و اکثر تیمشون هم همه دستمال به دست بودن . در مورد تیم عملیات مرکزی یا همچین چیزی که زبان رسمی تیم عملیات کردی هستش ( متاسفانه یه جوری رفتار کردن که واقعا نسبت به عزیزان کرد زبان احساس بدی دارم ) تکنولوژی قدیمی . انبورد که اصلا وجود نداره . زیر اب زنی که خیلی راحت و حتی جلوی خودت و همه هم فامیل هستن به صورتی که مدیر تیم عملیات فامیل خودشو که هنوز ۱۸ سالش نشده رو اورده و اون شخص کلی تسک های مهم رو داره و در حد یه نیروی سینیور حقوق میگرفت . به عنوان نکته اخر اینکه تیم خوب یا نفرات خوب توی اسا هست ولی در حد انگشت های یک دست و اینکه ببینید در تمامی پلتفرم ها چه نظراتی نوشته شده و نه تیم عملیات بلکه توی تیم های امنیت و شبکه هم همه کارمندان فرار کردن و مشکلاتشون رو نوشتن
نوین چرم برایم تجربهای بود که به خاطر مشکلات داخلی شرکت و اوضاع نابسامان، تصمیم به پایان همکاری در پایان سال ۱۴۰۳ گرفتم. در اوایل کار وضعیت در کلاس و محیط کار آرام بود و من هم سعی میکردم با حالت آرامش پیش برم. اما با مرور زمان، فضا دچار توصیفهای نامشخص و بیثباتی شد و احساس کردم مدیریت و رفتارهای درون سازمانی تاثیر منفی میگذارد. نتیجهاش این شد که به خاطر این مشکلات، تصمیم گرفتم از همکاری با شرکت کنار بروم و به دنبال فرصتهای دیگر باشم. حالا از اینکه برخی رفتارها و سخنان خارج از احترام مطرح شده، ناامید شدم و بهجای انتظار از تغییر سریع، ترجیح میدهم روی آینده تمرکز کنم و مسیر حرفهای خودم را با دقت بیشتری پیگیری کنم.
پروژه های متفاوتی در آکاف انجام دادیم و در رزومه من روی لینکدین مشخص هست به نام ابراهیم کریمی ، در یک دوره به صورت تمام وقت و در یک دوره بعدش با زمان منعطف همکاری داشتم و نکته مثبت این همکاری، وجود داکیومنت های کامل ، وایر فریم ها و طرح های گرافیکی بود که پیاده سازی پروژه را بسیار روان تر و سریعتر میکرد. توی تمام تسک های جیرا نیز تمام داکیومنت های مربوط به منطق اون تسک گذاشته شده بود. برای محاسبه زمان کارکرد از نرم افزار تایم داکتر استفاده می شد که باعث میشد هر زمان از شبانه روز که کار میکنید تایم شما در حقوق محاسبه و پروژه ها با سرعت بیشتری پیش بروند
به خاطر وضعیت آشفته ساختاری این شرکت، از همصحبتی با این تیم دست نکشیدم و تصمیم گرفتم از آن جدا شوم؛ اغلب همکاران با ناراحتی و درگیری از کار رفتند و این فضا را ترک کردند. واقعا همین توضیح کافی است تا روشن شود اوضاع چطور است.
سلام وقتتون بخیر نمیدونم بقیه با چه چیزی مواجه شدن از مجموعه نوین چرم اما با اینکه ۴ ماه هست که به این مجموعه پیوستم خواستم تجربیاتمو در مورد این شرکت بنویسم: الان ماه ۵ امی هست که تو این مجموعه مشغول بکار هستم و خب ازونجایی که شرکت با رفتار ها و اعمالش بهم ثابت کرد که به پیشرفت پرسنلش اهمیت میده باید بگم با اینکه ازاومدنم چیزی نگذشته با کسی که ۳ ساله تو این مجموعه هست سر یه کلاس نشستم و امتحان ازمون جونیوری و ارتقای شغلی دادم چون شرکت برای اینکه پرسنلش و بسنجه برای ارتقا همیشه ازمون میگیره و به میزان تلاش هاش بها میده و قبل از هر ازمونی برای هر رتبه ای کلاس های ویژه و تخصصی برای مجموعه پرسنل میزاره و قبل از اینکه برای ارتقا شغلی پرسنلش تلاش کنه برای ارتقای شخصیتی افراد در همه ابعاد زندگی زمان میزاره چون خودم دختری بودم پر سرو صدا و شلوغ و همیشه دنبال دردسر و دعوا و پر حرف به عبارتی زلزله تمام عیار که با کلاسایی که برگزار شد محیط بسیار شاد و اموزنده اش باعث شد الان به دختری اروم و کم سرو صدایی تبدیل شم که دست از دعوا و داستان درست کردن بردارم و اونقدر اروم بشم که تغییراتمو حتی تو جمع های خانوادگی و دوستانه حس کنن و به فراتر از مرز ثبات رفتاری و مرز ارتباطات پایدار برسم و مجموعه ای هست که بسیار مراقب بچه ها هست
***** آدمهایی که میتونید تصور کنید رو من به عنوان رییس و هییت مدیره صفارایانه دیدم. متاسفانه رشوه به شهرداری ها، باجگیری از شهرداریها، و زدو بند با مدیران شهری باعث شد که این شرکت روز به روز فربه تر بشه، درحالیکه حقوق کارمندهاش رو هر چندماه یکبار پرداخت میکرد. روابط نامشروع یکی از اعضای هییت مدیره با مدیر مالی شرکت در یکی از اتاقهای شرکت. از رفتارهای زشت و ارباب رعیتی مدیرعامل و برادرانش میشه کتابها نوشت. متاسفانه هیچ قانون کاری رعایت نمیشه در صورت اعتراض از شما میخواهند انصراف بدهید واگر ندهید مورد آزارو اذیت سادیسمی قرار میگیرید.امیدوارم روزی این حضرات بابت تضییع حقوق کارمندهاشون و همچنین حقوق مصرف کننده مورد محاکمه قرار بگیرند. امیدوارم همه شهرداریچیهایی که در حیف و میل اموال مردم و رشوه هایی که گرفتند نیز مورد محاکمه قرار بگیرند.
به نظر من این شرکت و مدیرعاملش دیگه توانایی حفظ اعتماد رو ندارن و خیلی بیاعتمادانه عمل میکنن. نقض قرارداد و عدم تحویل محصول از سمتشون بارز بود و برخوردشون کاملا غیرحرفهای به نظر میرسید. پروندههای حقوقی مرتبط با کلاهبرداری همچنان پیگیری میشه و در محیط کار، فساد اخلاقی در سطح بالایی احساس میشد، به ویژه از جانب مدیرعامل و مسئول فروششون که به نظر میرسید با مشتریان كلاهبرداری کنن. مراقب وکیل و اعتبارتون باشید و از هرگونه مخاطره مالی و روانی جلوگیری کنید.
به نظرم وارد شدن به این شرکت اصلا تصمیم درستی نیست و بهتر است از اول بزنم به کارهای دیگری. از یک سالهای طولانی کارم در اینجا، بعد از این همه سال برای تعدیل نیرو بدون هیچ توضیحی مواجه شدم و تنها درخواستشان این بود که شکایت نکنم. با وجود سالهای خدمت، احساس کردم به ارزش کار من ارزش کمی قائل نیستند و این رفتارشان به نظر من بیاهمیت بود. زمانی که خبر لو رفتن حقوق مدیران را دیدم، فهمیدم با چه شرکتی روبهرو هستم و چه فضایی برای کار کردن دارم. اگر قصد دارید به این شرکت بروید، باید آمادهء هر گونه استرس، تنش و ناامنیت شغلی باشید و واقعا به خودتون فشار بیاورید.
اولین چیزی که میخواهم بهش اشاره کنم، فشار کاری و حجم سنگینی است که در محیط کار وجود دارد. کار آسانی نیست و نهایتا برای مردانی که مسئولاند اتفاقا دشوارتر هم میشود. با این حال، گاهی رفتارهای برخی سوپروایزرها و مدیران منابع انسانی واقعا ناامیدکننده است: بیسوادی مدیریتی و کمتجربگی در این حوزه باعث میشود کارگران با دیدی ناعادلانه تحتفشار قرار بگیرند و به سادگی با کوچکترین بهانهای اخراج شوند. اخراجها غالبا بر اساس منافع شخصی مدیران شعب صورت میگیرد تا جایگاهی را برای خودشان معتبرتر نشان دهند. در این فضا، کارگر به چشم نیروی انسانی صرف نگاه میشود و نه یک سرمایه انسانی واقعی، که برای یک استارتاپ مانند اسنپ گروسری به نظر میرسد آسیبزا باشد و از این رو احساس نارضایتی و شرم را به دنبال دارد.
برای بار اول به کار مینشینم تا بفهمم معنی خالهزنکبازی چیست و خوشآمدگوییهای بیمعنا را میبینم در اینجا با مدیرانی بیسواد روبهرو میشویم که جامعه را به مفتخوری دعوت میکنند، اینجا خوشآمد میگوید پیامهایی که نوشتند را یکی یکی تگ زدم و خواندم همه چیز درست بود اما واقعیت چیزی فراتر بود بدترین محیطی بود که میشه تصور کرد واقعا خدارا شکر که از آنجا بیرون آمدم
گذشتهای را که با این شرکت داشتم به طور واضح بهخاطر میآورم: مدیریتی سنتی و سفت و سخت که به نظر میرسید بیشتر از هر چیز دنبال کنترل باشد. رفتارهایی دیدم که نشان میداد در درون سازمان، بحث و جدل و کشمکش بین همکاران رایج است و بعضا نسبتهای نادرستی میان همکاران مطرح میشد. برخی از افراد که به آنها اعتماد میکردم، به عنوان مدیران به گونهای رفتار میکردند که من را به تردید میانداخت و از ارتباطهای غیرضروری میان تیمها سخن میگفتند. به نظر میرسید ارتباط با کارفرما و تصمیمگیریهای پروژهها گاهی با نگاههای شخصی و سلیقهای همراه است. اگرچه فردی که مدیرعامل بود دارای تحصیلات آکادمیک در حوزه دیگر بود، اما ارتباط بین تخصص و حوزه کاری فناوری اطلاعات برای من واضح نبود. در کار با برخی همکاران، فضا طوری بود که گاهی نسبتها و شایعاتی بین همکاران پخش میشد و جو سازمانی به سمت تشنج میرفت. اینکه در چنین شرایطی افراد خاصی بتوانند نقشآفرینی منفی یا فتنهگری داشته باشند، بارها به گوشم رسید و فضایی پرتلاطم را ایجاد میکرد. به طور کلی، با وجود تمام تلاشها، تجربهای که از همکاری با این تیم داشتم به سختی میخواست بین بازخوردها و واقعیتها همسو بماند و با توجه به این تجربیات، توصیه میکنم اگر به این شرکت میرسید، دقیقا درباره شیوههای مدیریتی و فضای کار پرسوجو و ارزیابی کنید تا مسیر شغلیتان با خطرات کمتری همراه باشد.
سلام سال 98 واسه این شرکت کار کردم این شرکت انقدر به درد نخوره میانگین حضور یک شخص تو این شرکت زیر یک سال هست هرکی میاد نمیمونه فرار میکنه فقط به آرامش برسه این شرکت کار تخصصیش بیشتر زد و بند و آشنا بازی و پول شویی هست تا کارای کامپیوتری و نرم افزاری هرچی مجوز گرفته همه رو با آشنا بازی گرفته
من به عنوان کارشناس در این شرکت تجربهای داشتم که میخواهم به صورت روشن و صادقانه بازگو کنم. مدت کوتاهی که با این مجموعه کار کردم، متوجه شدم حقوق من به درستی پرداخت نمیشد و بابت حق و حقوقم احساس فشار میکردم. وقتی موضوع را پیگیری میکردم، با چند نوع قرارداد، سفته و تضمین روبهرو میشدم و گمان میکردم احتمالا به نتیجه مطلوب نمیرسم. از تجربهی همکارانم هم چنین برداشتها را شنیدم؛ همهگی ناراضی بودند و به نظر میرسید مدیریت بیشتر به دنبال سود فوری برای مشتریان است تا حفظ اعتماد و رعایت اصول حرفهای. من هم فقط منتظر اتمام قرارداد هستم تا بتوانم از آنجا بیرون بروم و برای مسیر شغلی خودم تصمیم به خروج بگیرم. تعداد زیادی از دوستانم هم احساس مشابهی داشتند.
من سالی را در این شرکت سپری کردم و در سیستمی که تغییرات مدیریتی زیادی به وجود آمد، به ویژه زمانی که مدیر مالی سابق به جایگاه مدیرعاملی رسید، اوضاع سبک و سنگین شد. با انتصابش به عنوان مدیرعامل، کسانی که رابطهای نزدیک با او داشتند وارد فهرست مدیران شدند و حقوق و مزایای بالایی دریافت کردند. از آن طرف، افرادی که پیشتر در شرکت وجود داشتند و به لحاظ تجربه چندان قابل توجه نبودند، به سرعت به سمت مدیران مختلف گمارده شدند؛ به عنوان مثال منشی به مدیریت اداری و منابع انسانی رسید یا فردی در واحد مالی که از او راضی نبودند به عنوان مدیر اعتبار معرفی شد. فرزندان و بستگانش هم بدون سابقه کاری مشخص به مقامهایی مانند مدیر صندوق رسیدند. همچنین مدیری مالی هم از جانب او استخدام شد که تنها به او خود را مدیر مالی مینامید و سایرین از رفتارهای منفی نسبت به او صحبت میکردند. در نهایت به خاطر نبود تجربه مدیریتی قوی در او، تصمیم گرفتند افراد وابسته و کمریسک را به عنوان رأس هرم مدیریتی بنشانند تا موقعیتشان امن باشد. نتیجه این تغییرات برای من و بسیاری از همکاران، ترک شرکت بود.
من به عنوان کسی که در تیم PMO شرکت نقش اول کیفیت کار کردم، میخواهم حقیقتی که در مورد این تیم تجربه کردم را به اشتراک بگذارم. اونجا جو خیلی ناسالم بود و توصیه نمیشود. رفتار با افراد مثل کارگرانی بیجان بود و انگار نه انگار که انسان هستند؛ تنها انتظار میکشیدن که بیهیچ اعتراضی کار کنند و حرفی نزنند، چون هر گونه نقد یا پیشنهاد ممکن بود به برچسبهای زیادی منجر شود و بعدها با همان صفتها شناخته میشدیم. از جمله برچسبهایی که به کارمندان نسبت میدادند، لوس بودن، بیمسئولیتی، استرس بالا و حساسیت بودند و این وضعیت مدام تکرار میشد. کار در این تیم به طور مداوم احساس کمبود اعتماد به نفس را تقویت میکرد و فشار کاری بیشمار بود؛ اکثر شبها تا ساعات پایانی همانند ۷-۸ شب باید میماندیم و کار میکردیم بدون اضافهکاری پرداخت نشده و در پایان هم همیشه بدهکار بودیم و تعادل کار و زندگی دیگر وجود نداشت. مشکلاتی که تیم PMO داشت، به مدیریت نامناسب این تیم برمیگشت؛ مدیرانی که فقط ظاهر و PMP را میدیدند و به تیم نگاه عمیق مدیریتی نداشتند. آنهایی که تنها به جایگاه نیروها اهمیت میدادند و از لیدر تیم حمایت میکردند، حتی اگر کارشناس حق با او باشد، پشت تیم لیدر پنهان میشدند و افراد را کنار میکردند. در مصاحبهها هم به دنبال شخصیتهای مطیع میگشتند تا هر طور میخواهند با آنها رفتار کنند و تمایلی به پاسخگویی و گفتگو نشان نمیدادند. نرخ خروج از تیم هم گواهی بود بر تجربهام؛ هر چند ماه یکبار ایمیل خداحافظی میرسید و میدیدیم چه برخورد نامطلوبی با همکاران میشود و حتی جرات استعفا هم نداشتیم. به طور کلی اگر هدف از کار در فضایی سالم برای رشد است، تیم PMO نقش اول کیفیت را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم.
زمانی که وارد این شرکت شدم، به نظر میرسید که همه چیز به هم ریخته است و جای هیچکس مشخص نیست. هیچ مدیر واحدی وجود ندارد و افراد گاهی واقعا کارهایشان را درست انجام نمیدهند. مدیر عامل به صورتی بیثبات رفتار میکند، نگاهش بیشتر سلطهگرانه است تا حمایتی و انصاف لازم در برخورد با تیم را ندارد؛ تخصصی هم در حوزه مدیریت ندارد. حقوقها به نظر منصفانه نمیآمد و به شدت پایینتر از سطح بازار بود، هرچند تصور میشد حقوق خوبی میدهند. پروژهها به نتیجه مطلوبی نمیرسند و پایان روشنی ندارند. تسکها به وضوح مشخص نشدهاند و معلوم نیست تا کی و چه زمانی چه کاری باید انجام بشود. به کار کردن در اینجا علاقهای ایجاد نمیشود. در بخش سختافزار احتمالا در سال اول میشود مقداری تجربه و دانش به دست آورد، اما در بخش نرمافزار طی سه ماه اول هر چیزی که لازم باشد یاد میگیری، بعد از آن عملا خبری نیست. بخشهای دیگر هم از خیلی چیزها بیخبرم، اما به طور خلاصه شرکت شلخته است و ساختار سلسلهمراتبی مشخصی ندارد. مدیران رفتار مناسبی ندارند و دانش مدیریتی کافی هم در آنها دیده نمیشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.