در جلسهی ورود به موسسه زبان ایران اروپا با فرم پر شدن اطلاعات شخصی آغاز کردم و بعد از آن وارد مرحلهای شدم که پاسخ دادن به پرسشهای تخصصی در آن الزامی بود؛ پس از تکمیل فرم، من را به مدیر منابع انسانی و مدیر آموزش ارجاع دادند تا مصاحبهای مشترک برگزار شود. این مصاحبه سخت بود و پاسخگویی به بسیاری از پرسشها برایم خیلی دشوار شد. بیشتر سؤالها به روشها و اصول تدریس مربوط میشدند و انتظار داشتند مدرسها بهطور کامل نسبت به کتابهای Teaching تسلط داشته باشند. برای داوطلبانی که قصد حضور در مصاحبه دارند، پیشنهاد میکنم حتما سری کتابهای How to Teach و Teaching Principles را به طور جامع مطالعه کنند. در آغاز مصاحبه پرسشها آسان به نظر میرسید اما با پیش رفتن، سطح آنها به شکل چشمگیری بالا میرفت و چند سؤال آخر را نتوانستم پاسخ بدهم؛ به گفتهی مدیر منابع انسانی، دقیقا خوب است که هر چیزی که نمیدانم را با صراحت بگویم و پاسخهای نامطمئن ندهم. پس از مصاحبه اعلام کردند باید یک Demo ارائه دهم. برای این کار از کتاب Four Corners 4 یک درس را کپی کردند و برای روز بعد از مصاحبه زمانی را برای Demo تعیین کردند. از من خواسته شد برای همان درس یک Lesson Plan بنویسم و آن را ارائه کنم. شنیده بودم که در جلسات Demo سختگیرانه برخورد میشود و استرس زیادی دارم. روز Demo سه نفر در کلاس حضور داشتند: مدیر آموزش، مدیر منابع انسانی و مدیر دپارتمان بزرگسالان (حدس میزنم بهخاطر هدف من برای تدریس بزرگسالان بود). Demo من حدود بیست تا سی دقیقه طول کشید و در طول آن بهطور کامل از زوایای گوناگون ارزیابی شدم؛ اوضاع به قدری چالشبرانگیز بود که نفس کشیدنم هم سخت میشد. دو روز بعد با من تماس گرفتند تا با مدیرعامل موسسه صحبت کنم و قرارداد را نهایی کنم. برای پذیرش، باید اطلاعات کامل ارائه میشد و صداقت در پاسخها حفظ میگردید؛ همچنین انتظار داشتند که حداقل سه تا چهار سال سابقه تدریس داشته باشم و در صورت ندانستن سوالی، بهجای پاسخدهی اشتباه، صادقانه بگویم و برای Demo آمادهسازی کامل انجام داده باشم. از ویژگیهای مهمی که برایشان اهمیت داشتند، برخورداری از خلق خوب و صبور بودن بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
خیلی برخورد خوبی داشتند سطح زبان انگلیسی سنجیده شد و تقریبا سوالای تخصصی رو انگلیسی پرسیدند فک میکنم من از نظر فنی میتونستم نیاز شرکت برابرده کنم ، ولی دلیل رد شدن رو اعلام نکردند. نهایتا خیلی خوب بود، چون با یه ایمیل به موقع اعلام کردند که ما کس دیگه ای رو جذب کردیم . ممنونم ازشون
سال من با شرکت ایمن افزار شایگان آغاز شد و در مصاحبه کار برای نقشه برنامهنویسی C#، درباره کارهای قبلی که انجام دادهام از من پرسیدند و سپس سوالاتی در زمینه مفاهیم پایه شیءگرا و روالهای معمول پاسخدادن به سوالات را مطرح کردند. بخشی هم بهطوری مختصر به SQL و کمی هم به جیکوئری اختصاص داشت. پس از آن، برای ارزیابی عملی دعوت شدم؛ یک سناریو کلی و مختصر داده میشد تا تنها با نحوه کدنویسی و معماری آشنا بودنم را بسنجند. چند روز بعد از آزمون عملی با من تماس گرفتند تا درباره آغاز همکاری صحبت کنند. مدیر واحد تولید همواره با تیم کنار میآمد و از نظر حقوق و پرداختها نسبتا نظم داشتند. اضافهکاری وجود نداشت و در صورت نیاز، با هماهنگی مدیر تولید انجام میشد.
من رفتم برای موقعیت شبکه، اما بعد از استخدام فهمیدم که از اول هدف کارگزار پشتیبانی نرمافزار بوده و به این بخش ارجاع شدم. کمکم معلوم شد اصلا کار شبکه وجود نداره و حتی حقوقی که در گفتگو با مدیرعامل در زمان مصاحبه توافق کرده بودم را محقق نکردند. وقتی برای خروج از شرکت تصمیم گرفتم، با اینکه تمام قوانین استعفا را رعایت کردم، حقوق و بیمه ماه آخر را ندادند و همچنان سفتههایم را تحویل ندادهاند. به شدت توصیه میکنم اگر قصد استخدام در این شرکت را دارید، همه توافقهایتان را دقیق داخل قرارداد درج کنید و مطمئن شوید اگر گفتند چون ماه اول حقوق پایینتر میگیریم قرارداد را به همان مقدار ببندید، در ماههای بعد هم همان مبلغ را پرداخت خواهند کرد و در نهایت با جرئت ادعا میکنند که قراردادی است که خودتان امضا کردهاید.
از خدمت من در شرکت ایمن افزار شایگان تجربهای ناخوشایند باقی مانده است، هرچند بهدلیل محدودیت زمان، مدت حضورم کمتر از یک سال بود و آخرین سال همکاریام برابر با سال هزار و چهارصد است. در نقش پشتیبان نرمافزار بهطور تماموقت کار میکردم و در نهایت این دوره را به پایان رساندم.
باور کنید من از اول فکر نمیکردم به این شرکت بپیوندم، چراکه روال کار و فضایش به یکباره روشن نبود. مراجعهام برای مصاحبه سرپرست پشتیبانی خیلی ساده بهنظر میرسید، اما وقتی رسیدم نمیدانستم دقیق باید کجا بروم و چه کسی جوابگویم خواهد بود. فضای دفترشان مرتب و بهنظر میآمد اما پر از رفت و آمد افرادی بود که هدفشان بازاریابی میکردند. آنها خودشان فرایند کارشان را توضیح ندادند و من بهطور مکرر پرسیدم چه کارهایی انجام میدهند؛ به این نتیجه رسیدم که اگر روال کارشان را میدانستم شاید اصلا تقاضا نمیدادم. برخورد مصاحبه ساده بود و ظاهرشان نشان میداد راضیاند، اما دستمزدی که من انتظار داشتم برایشان بالا بود و ترجیح میدادند با پدیدار شدن رسانههای ارتباطی جبران کنند. جایی که این شرکت واقعا کار میکند بیشتر به یک سایت بازاریابی میخورد تا یک استارتاپ فناوری اطلاعات؛ کارهای بازاریابی حضوری و تلفنی عمدتا در اولویت قرار دارد و پورسانت نقش قابل توجهی در آن ایفا میکند. بهنظر من فضا خیلی رقابتی ناسالم است و ظاهر کار خیلی به سمت تبلیغات کشیده میشود. از نظر من مسیر شغلی هم روشن نیست و داشتن ماشین الزامی بهنظر میرسد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت از ظاهر و لباس تا زبان و رفتار بود و به این موارد تأکید میکردند.
شرکت توسعه الکترونیک هدفمند برای مصاحبه سبدگردان، وقتی رزومهام را فرستادم خیلی سریع تماس گرفتند و حضوری جلسه را تنظیم کردند. با توجه به شیوع کرونا و این که میدانستم در مصاحبههای نخست معمولا افراد زیادی رد میشوند، از آنها خواستم که نخستین مصاحبه را به صورت آنلاین یا تلفنی بگذارند، اما پاسخ دادند که این فرایند حضوری است. تصمیم گرفتم حضور پیدا نکنم. به نظرم هیچ چیز بدتر از این نیست که روزانه چندصد نفر به دلیل یک مریضی به خطر بیفتند و برخی شرکتها در انعطافپذیری نسبت به سفارشهای متقاضیان کمکار باشند. همچنین از این درخواست میتوان فهمید شرکت چقدر سنتی است و چقدر به رفاه و حال کارکنانش اهمیت میدهد.
در تجربه من با شرکت هاست ایران، به صورت تماموقت کار میکردم و بین یک تا سه سال در آنجا حضور داشتم؛ سال آخر همکاریام نیز برابر با سال ۱۳۹۹ بود.
مصاحبه خیلی سطحی بود، عجله داشتن زودتر مشغول بشم. فقط درباره ی کار قبلی ام صحبت کردیم. من با مدیر پروژه مصاحبه کردم، مدیرعامل ندارن و یه نفر مدیرعامل کل مجموعه استارت آپ هاست. ایشون خیلی مضطرب بودن. از صحبت هایی که موقع انتظار از کارمندان می شنیدم فهمیدم همه ی نیرو ها تو کمتر از شش ماه مدام دارن اخراج می شن . هیچ سوال فنی از من نشد. حدود یک ساعت هم منتظر بودم. نصف شرکت هم خالی بود متاسفانه به نظرم با تحقیقاتی که کردم و چیزایی که خودم دیدم و شنیدم، اصلا سمت این شرکت نرین. از اسم آپ برای استخدام استفاده می کنن ولی گویا اصلا ربطی به آپ ندارن.تا جایی که فهمیدم حقوق رو هم خیلی دیر بهشون پرداخت می کنن.
با توضیحاتی که از تجربه دارم، دیدگاه من این است که بخش تجربه کاری آنها بیشتر از حد به سابقه و تجربه عملی ارزش میدهد. چون بیشتر در فضای استارتاپی کار کردم، با سوالات کلاسیک آنها ارتباط برقرار نکردم و احساس کردم تجربهام برایشان اهمیتی بالاتر دارد. همچنین شنیدم از همکاران سابقشان نکات منفی مطرح شد؛ گفتهاند که قراردادها بهجا نمیرسند و سفته میگیرند.
ورودم به دفتر شرکت با دکوراسیون شیک و تمیز آغاز شد و پس از حدود یک ساعت انتظار، مرا به اتاقی بردند که در آن از من درباره خودم توضیح خواسته شد؛ پس از توضیحات، از صحبتها تشکر کردند و خداحافظی صورت گرفت. مصاحبه اصلا فنی نبود و نه ارزیابی منابع انسانی انجام شد، این تجربه تا کنون مشابه چیزی نبود که دیده باشم و کل فرایند در پنج دقیقه به پایان رسید. به نظر میرسید تصمیمی برای جذب وجود ندارد و رفتار حضوری بسیار نامناسب بود؛ به هیچ وجه توصیه نمیکنم برای چنین شکلی از مصاحبه اقدام کنید.
برای این موقعیت شغلی درخواست داده بودم و مصاحبه را با مدیرعامل یا احتمالا مدیر اجرایی انجام دادم. حدود یک هفته طول کشید تا تماس بگیرند و در جلسه، روشن نبود که دقیقا باید کجا کار کنم و چه وظایفی داشته باشم. در جلسه از همان رزومه درباره سابقه کارم سوال شد و همچنین از نحوه کارکردنم در محل فعلیم و روش انجام وظایفم پرسیدند. فرآیند مصاحبه به نظر میرسید برایشان رضایتبخش بوده، اما پس از آن خبری از پیگیری یا پاسخ نشد، با این که قول داده بودند اطلاع رسانی میکنند. درباره کار شرکت و خود شرکت توضیحی داده نشد و به نظر میرسید توضیحها مبهم یا ناقص باشد.
اینا هم تجربه مصاحبه خود من هست و هم تجربه کار کردنم در این شرکت. تقریبا همه یک ساعت قبل از مصاحبه اونجا معطل میشن. مهم نیست چه موقعی زمان مصاحبتون باشه ولی مدیر عامل شرکت همیشه همه رو منتظر نگه میداره. در طول مصاحبه دائم گوشیش رو چک میکنه و بی تمرکز به حرفا گوش میکنه. پیش از استخدام حتما یه مصاحبه با خود ایشون خواهید داشت حالا یا اولی یا دومی. مصاحبه با ایشون بین ۵ الی ده دقیقه طول میکشه و فقط شامل یه سری سوالات اچ آری هست و به هیچ وجه تخصصی نیست. نفر دوم مه معمولا عضوی از تیم مورد نظر یا هد اون تیم هست سوالات تخصصی تر میپرسه. سابقه کار موقع استخدام مهم نیست چون بعضی ها بدون سابقه کار مرتبط هم استخدام میشن اما هرچقدر شرکت معروف تری کار کرده باشید حقوق بالاتری بهتون پیشنهاد میشه. هر حقوقی که درخواست بدید پایین تر از اون آفر میشه و گفته میشه شرکت فعلا در وضعیت مناسبی نیست اما اگر آفرشون رو رد کنید پیشنهاد بالاتری بهتون میدن. توصیه ام اینکه اگر واقعا نیازمند سریع پیدا کردن کار نیستید به هیچ وجه سمت هومینگ نرید. اگر هم میرید فقط طوری که در عرض اون دقیقه خودتون رو پرزنت میکنید مهم هست نه بقیه مسائل. ویژگیهایی که براشون مهم بود: رابطه خوب با مدیر عامل شرکت خیلی مهمه. تعدادی زیادی از کارمندان حدودا ۲۵ نفر در عرض چهار ماه اخراج شدن یا استعفا دادن و معمولا در عرض پنج دقیقه بهشون گفته میشه جمع کنند و برن. همه از شرایط ناراضی هستند فقط در صورتی آینده کاریتون تامین هست که رابطه تعریف و تمجیدی با مدیر عامل داشته باشید.
شرکت هومینگ برای مصاحبه برنامهنویس موبایل ترتیب جلسهای را با من گذاشت، اما تاریخ و زمان را واقعا بهدرستی هماهنگ نکردند و من هم از دست دادم. هرچند مدیر هماهنگی بسیار با صبر و احترام برخورد کرد و در تنظیم زمان دوباره همکاری داشت، اما روند مصاحبه از لحاظ رفتار مصاحبهکننده مطلوب نبود. طرف مقابل بدون مقدمه از من خواست درباره خودم و انتظاراتم از شرکت صحبت کنم و رفتار نسبتا خشک و سردی داشت. وقتی گفتم ترجیح میدهم ارتباطی دوطرفه با شرکت بسازم، احساس کردم نظرشان جلب نشده و سوالاتی چون اینکه دوست دارم در کدام تیم فعالیت کنم را پرسیدند و بس. همچنین از اینکه با شرکت آشنایی داشتم پرسیدند، در حالی که من توضیح دادم جزییات سایتها و تجربههای مشابه را بررسی کرده بودم، اما هیچ توضیحی راجع به خود شرکت ارائه نشد. کل مصاحبه بسیار کوتاه بود و به جز چند سوال، اطلاعاتی درباره شرکت ارائه نکردند و گفتند در صورت توافق، با من تماس میگیرند. اگر به هر دلیل مصاحبه منتفی است، بهتر است برای زمان صرفشده احترام قائ: ست و اطلاع رسانی دقیقتری صورت بگیرد. به نظر میرسد نباید انتظار زیادی از شرکت داشت.
در شرکت هومینگ رفتارها و اشارههای مدیران زیرمجموعه آسان پرداخت را خیلی نامحسوس میدیدم، اما ارتباط این موضوع با فرآیند مصاحبه کاملا روشن نبود. به طور کلی از صحبتهای مدیران معلوم بود که تجربهی زیادی ندارند و سن پایینتر آنها هم این نکته را بیشتر نشان میداد. فضای شرکت بیشتر سازمانی بود تا استارتاپی و حس اینکه محیطی کارآفرینانه وجود ندارد کاملا مشهود بود. کسی که مصاحبه را هدایت میکرد تسلط کافی بر شرح وظایف ارائهشده نداشت و توضیح روشن و جامعی از وظایف کاری هم به من ارائه نکرد. اگر دنبال فضایی حرفهایتر هستی، شاید مناسب نباشد؛ اما از طرفی به نظر میرسید تنها به جنبههای مالی اهمیت میدهند و به محیط کار چندان توجه نمیکنند.
در مصاحبه پشتیبانی فنی توضیح دادن که فرایند معمول است و پس از یک آزمون، با موفقیت پذیرفته شدم. دو ماه آموزش داشتم و سپس استخدام شدم. نکتهای که نگرانکننده بود این است که حقوق به صورت ثابت نیست و تماما بهصورت عملکردی پرداخت میشود. حقوق ثابت وجود ندارد و اغلب ماهی یک مقدار معین میگیرم یا برخی ماهها کمتر است. در حال حاضر در بخش فنی مشغولام و میبینم که برخی همتیمیها که کار بهصورت عملکردی است، حتی به ۵۰۰ هم نمیرسند. این نکته را مدنظر دارم که من هم اکنون در نقش پشتیبانی فنی و کال سنتر مشغول هستم و تا کنون با وضعیتی مواجه بودهام که حقوق ثابت نداریم و پرداختها بهشدت وابسته به عملکرد است. به همین دلیل به شرکتهای دیگر فکر میکنم و امیدوارم تجربهام مفید واقع شود.
برای مصاحبه کارشناس پسیو و مخابرات، با سرعت جواب گرفتن از فرم اینترنتی آغاز شد؛ انگار رزومهام همزمان با درخواست نیروها ارسال شده بود. در تماس تلفنی سوالات ابتدایی پرسیدند و از پاسخها رضایت داشتند؛ فردای همان روز برای مصاحبه حضوری دعوت شدم. در مصاحبه حضوری، جلسه با کارشناس ارشد واحد پسیو و مدیر کال سنتر برگزار شد. در آن زمان واحد پسیو زیرمجموعه کال سنتر بود و بعدها مستقل شد. فضای مصاحبه خیلی خوب بود: ازم پرسیدن چه کارهایی بلدم، کجاها تجربه دارم، دلیل خروج از شغل قبلی و انگیزهام برای پیوستن به اینجا چیست. هر دو مصاحبهگر جو را طوری ساختند که من احساس فشار نکنم و اگر چیزی بلد نبودم صادقانه گفتم که بلد نیستم. دو مصاحبهگر آرام، محترم و منطقی بودن و حتی وقتی گفتم از این شرکت انتظارهایی دارم به خوبی به حرفهایم گوش دادند و تلاش کردند نگرانیهایم را رفع کنند. همچنین از من خواستند تا نتیجه هنوز مشخص است را برای بررسی به شرکت قبلیم اطلاع ندهند تا موقعیت شغلیم به خطر نیفتد و خودشان گفتند چنین کارى نمیکنند تا آرامش من حفظ شود. روز بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند هر وقت بخواهم میتوانم برای کارهای استخدام به آنجا مراجعه کنم؛ تجربهای بود که یکی از بهترینهای مصاحبههای من شد. کسانی که میخواهند در بخشهای فنی های وب مصاحبه بدهند، باید سابقه کار و تسلط لازم را داشته باشند. Be صادق راهنمایی میکند که دروغ نگن و باهوش بودنشان به سرعت تشخیص میشود؛ بنابراین ادعای بیجا نکنید چون بعدا در کار با مشکل مواجه میشوید. آرامش خود را حفظ کنید و اعتماد به نفس داشته باشید.
شرکت دادهگستر عصر نوین (هایوب) را به عنوان مقصد مصاحبه تجربه کردم. برخورد همهی کارکنان، از نگهبان تا مدیر منابع انسانی، با احترام و گرمی بود و فرایند مصاحبه بهویژه قسمت فنی به شکل مطلوبی برگزار شد. از نگاه من، شرکت در حوزه مدیریت پروژه و طراحی و برنامهریزی عملکرد خوبی داشت و این بخشها را بهخوبی نشان میداد. مصاحبه با معاون و مدیر بخش نیز تجربهای عالی و پر از چالش بود، اما رفتارها صمیمانه و دوستانه بود و به هیچ عنوان حس منفی از جلسه پیدا نکردم. در مجموع همه چیز به خوبی پیش رفت و حتی با اینکه حقوق پیشنهادیشان کمتر از خواستهام بود، آن را پذیرفتم. تنها نکتهای که باعث نشد این مجموعه را انتخاب کنم، نبود پرداخت برای ساعات اضافه کاری بود؛ با توجه به صحبتهای مطرحشده، حجم کار بالاست و اضافهکاری اجتنابناپذیر... هر شرکتی قانونی خاص خودش را دارد، اما پذیرفتن آن برای من دشوار بود.
این تجربه را خیلی آرام و با دقت برای خودم ثبت کردم: مدیر دیجیتال مارکتینگ شرکت، که مسئول مصاحبه بود، هیچ اطلاعی از دیجیتال مارکتینگ نداشت و دیدگاهش نسبت به حوزهی کار آماتور به نظر میآمد؛ سوالهایش بیربط و نامتناسب با موضوع بودند. زمان شروع مصاحبه هم خیلی دیر بود و هیچ عذرخواهیای نکردند. در کل به نظر میرسید که شرکت نه کار مشخصی انجام میدهد و نه شناختهشدهای برای من داشت.
به نظرم شرکت هیچستان خیلی آرام و دلنشین میتونه باشه، اما مصاحبه به شکلی که انتظار داشتم نبود. از طریق لینکدین پیگیر شدند تا برای مصاحبه بیام و من هم چون موضوع کارشون برام جالب بود، رفتم. برخورد کارکنان منابع انسانی و به خصوص خانمی که در دفترشون راهنماییم کرد خیلی محترمانه و خوب بود. محیط کار خیلی آرام و زیبا به نظر میاومد. اما روند مصاحبه کمطرفدار و غیرجذاب بود. من بیشترین سکوت را داشتم و مصاحبهکننده که به نظر مدیر محتوا میآمد، مدام از سیاستها، فلسفهها و دلخوشیهای شرکت صحبت میکرد. به نظر میرسید بیشتر دنبال بیان مسائل غیرتجاری و غیرکاربردی هستن تا بحثهای حرفهای. مثلا میگفتند وقتی کسی وارد مجموعه میشود بهش کتابی از سهراب سپهری هدیه میدن و براش قصه تعریف میکنن؛ من اهل حرفهای سطحی و پرطمطراق نیستم و فکر میکنم این مسائل داخلی و بینتیمی ارزش گفتن در مصاحبه را ندارد. برای پوزیشن مصاحبهشده، بیشتر دنبال فردی بودن که بیاد داستان بگه و به خوشایندهای محیطی اشاره کنه، همون ارزشهای کلی که توی کل مصاحبه مطرح میشد. بنابراین خیلی انتظار بحثهای عملیاتی و تخصصی را نداشتم، چون آنها از خودشون بیشتر خوشنود بودند و رفتارشان چنین تصویری را منتقل میکرد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتن، در نهایت در صحبتهای من به وضوح اشاره نشد و محیط کارشان به نظر صلحآمیز و آرام میآمد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.