به نظر من شرکت داده گستر امن برنا با رویکردهای ضابطهمحور و ارتباطات گسترده مدیرعامل به دنبال سودآوری است، اما این مسیر به هزینههای مالی و حقوقی برای کارکنان منجر میشود. به باور من، منافع شرکت بیشتر از طریق استقراض منابع از دسترنج کارکنان تأمین میشود و تعدادی مشتری یا فرد ذینفع از این روند بهره میبرند. متأسفانه به نظر میرسد حسابداري و تسویهها به صورت مطلوب انجام نمیشود و در مواردی شکایات کارگری زیادی در اداره کار ثبت شده است. از دید من، پرداختها و تسویهها بدون وجود شکایت یا تهدید به شکایت ممکن نیست و برای کارمندان عادی امنیت شغلی وجود ندارد. به تازگی، بهکارگیری نیروهای دورکار به شکل پروژهای مطرح شده تا از جریانات بدهیها و مسائل مربوطه بیخبر باشند و پرداختها به راحتی صورت گیرد. برای ارزیابی صحت این صحبتها، میتوان خروجی کار شرکت را بررسی کرد و منبع درآمدهای آن را مشخص کرد. ارتباط با کارمندان قدیمی شرکت در لینکدین میتواند دید بهتری بدهد و اطلاعات بیشتری ارائه دهد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ببین اگر امیدی به بهبود نیست چرا اینجایی؟ بابا تو نخبه ای همه جا دنبالتن چرا نمیری؟ سنگ پای قزوین پیش تو روش سفید شده شرکت نسبت به دو سال پیش مزایایش از ۱۶ میلیون ۸۰ میلیون شده بعد تو نخبه اومدی تخریب میکنی هرکی دوست نداره پاشه بره جا خالی شه آدمها بی انگیزه و سم پاش هیچ نقشی در این شرکت نداره
سال جدید مدیریتی باعث شد فضای شرکت تغییرات قابل توجهی بکند و من به عنوان کارشناس فروش با این تغییرات احساس آرامش بیشتری کنم. مدیری که سالها در بخشهای مختلف تجربه داشت، توانست انسجام بین واحدها ایجاد کند و حتی کسانی که قبلا با ایشان آشنا نبودند هم کم کم به این تغییرات اعتماد کردند. در دوران سخت سال دوهزار و چهار، وقتی جنگ و کمبود ارز پررنگ بود، شرکت حقوق هیچکدام از کارکنان را عقب نینداخت؛ حتی فرصت جبران تا مدتی طولانی برای همگان فراهم شد. هماهنگی بین تیم فروش، تولید و پژوهش و توسعه هم بهبود یافت و قبلا با همصحبت شدن با سایر واحدها مشکل داشتیم. شناخت دقیق از مشتریان و بازار فضای تصمیمگیریها را هدفمندتر کرده است و رویکرد حمایتی مدیریت جدید با نتیجهمحوری همراه شده تا انگیزه تیم فروش به شکل قابل توجهی بالا رود. تیم فروش همدل و همآهنگ است و تبادل تجربه در آن به شدت جریان دارد. فرآیند فروش ساختار مشخصی پیدا کرده از مدیریت سرنخها تا پیگیری مشتریان و گزارشدهی منظم. آشنایی با محصولات و خدمات متنوع شرکت امکان ارائه پیشنهادهای ترکیبی را فراهم کرده و زمینه افزایش فروش را شکل داده است. فرصت یادگیری عملی در مذاکرات، ارائه محصول و ارتباط با مشتریان کلیدی هم وجود دارد و واحد فنی و پشتیبانی با ارائه پشتیبانی مناسب، کمک میکند راهکارهای فروش برای مشتریان قابل اعتماد و دقیق باشند. نقاط قابل بهبود در برخی دورهها حجم درخواستهای مشتریان روی تیم فروش فشار میآورد. فرایند تأیید برخی خروجیهای مشتریان میتواند سریعتر و سادهتر انجام شود. برای برخی محصولات جدید به آموزش بالاتر کارشناسان فروش و معرفی دقیقتر آنها به بازار نیاز داریم. همچنین سیستم پاداش و پورسانت میتواند شفافتر و ساختاریافتهتر ارائه شود تا انگیزه بیشتری ایجاد کند. جمعبندی کلی این تجربه برای من بهعنوان کارشناس فروش ارزشمند بود؛ وجود مدیریتی با سابقه و اثرگذار نقش بسزایی در هماهنگی بین واحدها، بهبود فرآیندهای فروش و افزایش انگیزه تیم داشت. این شرکت برای کسانی که به دنبال رشد، یادگیری و کار در محیطی حرفهای هستند، گزینهای مناسب به نظر میرسد.
در حال حاضر سالهاست در بخش فناوری اطلاعات این شرکت مشغول به کارم و اغلب وقتم صرف پشتیبانی فنی، توسعه ابزارهای داخلی و نگهداری سیستمها میشود. هرچه مرتبط با IT است، معمولا به دستم میخورد و از رفع مشکلات روزمره همکارها تا بهروزرسانی سرویسها و مشارکت در پروژههای نرمافزاری همه را در کنار هم تجربه میکنم. میتوان گفت که در مواقع بروز مشکل یا گیر کردن کارها، سریعترین راهحل را پیدا میکنم و این را اصولا به عملکرد تیمی خوب و همکاری مؤثر با همتیمیها نسبت میدهم. محیط کار برای من آرامش و فضای مطمئنی برای همکاری ایجاد میکند و از هر روز چیزهای تازهای میگیرم و از این حوزه واقعا رضایت دارم. در حال حاضر روی چند پروژه داخلی کار میکنم که هدفشان بهبود فرایندها و افزایش سرعت سرویسهاست. احساس میکنم حضورم در تیم واقعا مؤثر است و همین موضوع باعث میشود انگیزه بیشتری برای رشد و یادگیری داشته باشم.
واکنش من به کار در این شرکت پر از اضطراب و تردید بود و هر روز بیقراری بیشتری حس میکردم. کار بیش از حد به من فشار میآورد و با هر تغییر، حالم بدتر میشد. از بابت آینده نگران میشدم و احساس میکردم که جایی برای رضایت وجود ندارد. درخواست داشتم که هر چه سریعتر همه چیز پایان یابد و از این فضای کاری خارج شوم، اما ناکامیها و بیاعتمادی نسبت به رفتار همکارانم هم بیشتر میشد. در نهایت دلم میخواست محیط کار تا حداقل وجودی آرامش و نظم دوباره به دست آورد، چون واقعا به اشتیاقی برای ادامه کار و انرژی تازه نیاز داشتم.
بهترین بخشش برای من شرکتهایی هستند که از نظر پرداخت و مزایا با تکیه بر تیمی متخصص، پروژههای بزرگ داخلی و بینالمللی را در دست دارند و مدیریت با رویکردی باز و فراگیر را سرلوحه کار قرار میدهد. من به عنوان مدیر مالی در چنین فضایی تجربهای پویا و با ارزشی داشتم که با همکاری تیم مالی حرفهای و با دید وسیع نسبت به آینده، به رونق و پایداری مالی شرکت کمک میکرد.
به این شرکت احترام نمیگذارم و به خاطر برخورد نامناسب با رزومهها از شرکت خوشم نمیآید. آنها پوزیشنهای کاری را که درخواست میکنم بهزودی رد میکنند و نمیدانم انتظارشان چیست. برای من بهخاطر تکرار نارضایتی و بیثباتی در تصمیمگیری مسیر روشن نیست و توصیه نمیکنم رزومه بدهند. اینجا به نظر میرسد آگهیها واقعیت ندارد و نحوه رفتار با متقاضیان مناسب نیست.
اگر هیچ تجربه کاری ای ندارید و تازه میخواید شروع کنید شرکت خوبیه. اما اگر چند سال سابقه دارید و به دنبال جای بهتر و پیشرفتید خوب نیست به هیچ وجه. اولا که شما بستگی داره در کدام تیم تولید قرار بگیرید چون اصلا حجم کار تیم ها با هم یکی نیست بعضی تیم ها رسما بیکارن و اصلا مشتری ندارن و بعضی دیگه دنیای تیکت و مشتری و درخواست های جدیدن و از نظر حقوقی هیچ فرقی ندارن. مدیر های راهکار ها و حتی تیم لیدها اسم مدیر رو به یدک میکشن اما از لحاظ فنی در حد کارشناس ارشدین که در حد 15، 20 سال سابقه دارن برای همین شدن مدیر و اگر کسی این بین سوادی هم داشته باشه بعد یکی دو سال از چارگون میره و نمیتونه با چارگون بسازه. از نظر اخلاقی هم نمیدونن چه شوخی ای رو کجا بکنن و چه شوخی ای مناسب نیست هوش هیجانی صفر یکسری اهداف تعیین میکنن که هنوز شروع نشده یکسری دیگه بهش اضافه میشه بدون اینکه هماهنگی ای با توان تیم صورت بگیره و بعد از اون وسط اجرای اهداف کلی کار با اولویت بیشتر به تیم اعلام میشه و تمام توان تیم میره برای انجام کارهایی که هیچ برنامه ریزی ای براش نبوده و این چیزی نیست که تازگی داشته باشه تو تمام این چندین سالی که اینجا بودم این قضیه هست و از طرف تمام تیم ها اعلام میشه اما برنامه ریزی درستی براش نیست. هیچ معیار درستی برای ارتقا سمت شما نیست اینطور بگم که منابع انسانی اینجا کاملا بیکارن . یک گرید شغلی وجود داره که اون رو به خود شما حتی نشون نمیدن و معیارش فقط سابقه کار داخل چارگونتونه هر چی بیشتر بمونید گرید بالاتر میره و بعد اون رو میدن دست مدیرتون نظر بده که لایق ارتقا هستید یا نه! همین! یعنی اصلا مهم نیست شما کار یک سال رو درعرض 6 ماه انجام بدید یا کلی مهارت جدید یاد بگیرید. اتفاقا نه تنها مهارت جدید مهم نیست بلکه مدیر برای سرعت بیشتر خیلی اوقات میگه نصف مراحلم انجام نده رفاهی فقط بیمه تکمیلی وجود داره که بعد از چند سال رایگان براتون محاسبه میشه اما نه مزایایی نه پاداش خاصی نه مسافرتی نه تفریحی نه وعده غذایی نه اشتراکی هیچی هیچی رفاه صفره. حقوق اصلا خوب نیست شاید فقط برنامه نویسای بک اند حقوق بهتری بگیرن که اونم توی تیم های مهم به نسبت کاری که میکنن بازم کمه. تکنولوژی ها هم همه قدیمین و منسوخ شده
البته که هرجایی خوبی و بدی های خودشو داره و من تجربه داشتم که یک جای ثابت از نظر دو نفر ممکنه متقاوت به نظر بیاد ولی درکل دوران خوبی در آکاف داشتم و وقتی که برای من گذاشتند تا بتونم پیشرفت کنم در زمینه هوش مصنوعی برام خیلی خوب بود و امیدورام در ادامه راهشون موفق باشن موقع ک خواستم جدا شم تو اخرین اسکرام از من خدافظی شد و پاداش هم برام واریز شد
چندین ساله که اینجام ولی شرایط و جو شرکت 2 ساله که خرابه، چیزی نیست که تو این 2 سال اخیر ندیده باشیم! امیدی به بهبود با آقای دکتر ****** نیست!
در این شرکت احساس میکنم با سیستمهای پر از باگ و فشار کاری زیاد روبهرو بودم و به شدت ناامید شدم. گفته میشود که برخی پرداختیها به صورت غیرمنصفانهای کم میشود و در توزیع مزایا و فرصتهای برابر تبعیض وجود دارد، بهخصوص از سوی گروهی که به شرکت راه پیدا کرده و با روابط خانوادگی ارتباط دارند. نتیجهthis رویکردها به ایجاد بیاعتمادی و نارضایتی عمیق در تیم منجر شده است و به نظر میرسد پشتیبانی پروژهها ضعف دارد و پشتیبانی مناسب از طرف مدیریت جدی گرفته نمیشود. چنین وضعیتی برای من و همکارانم ناامیدکننده بود و تصور میکنم نیازمند بازنگری جدی در ساختارها و فرایندها و ایجاد شفافیت بیشتر در حقوق و مزایا است تا حس عدالت و احترام دوباره برقرار شود.
اگر امکان تجربهای حرفهای در محیطی با فرصت رشد ندارید، جایگزینهای بهتر را در نظر بگیرید و بیدرنگ به سمتشان بروید. کارکردن در چنین مجموعهای از نظر سطح کار واقعی، بهویژه برای افراد تازهکار، چندان رو به جلو نیست و هیچ مسیر روشن پیشرفتی احساس نمیشود. از بابت حقوق هم وضعیتی ناامیدکننده وجود دارد و پرداختها به ندرت مناسب است. به تجربهای که ارائه میشود اعتماد زیادی نمیشود کرد و توصیه میکنم اگر گزینههای دیگری در بازار کار دارید، به سمت آنها بروید و وقت را با این شرکت نگه ندارد.
در شرکت تابان شهر تجربهای تلخ از کار طراحی سایت دارم؛ روزهای ابتدایی حضورم خیلی به هم ریخته بود و به مرور فهمیدم که اصول کاری در اونجا خیلی جا نمیافتد. وقتی از کار خارج شدم و برای مصاحبههای بعدی اسم این شرکت را میگفتم، پاسخها معمولا با لبخند کنایهآمیز همراه بود و این نام آنقدر بین کارفرماها بدنام شده بود که ترجیح میدادم آن را از رزومهام حذف کنم تا سطح کارم کمتر به نظر برسد. حقوق بهطور ساعتی پرداخت میشود و در ایام تعطیلی رسمی هم از حقوق کسر میشد که واقعا بهصرفه نبود. عیدی، سنوات و پاداش وجود نداشتند و تنها مزیت موجود، بیمه بود که گاهی اوقات هم به صورت ناپیوسته پرداخت میشد. نسخه قرارداد را به من نمیدادند و قراردادها به صورتی بود که انگار بردهداری در قالب کار امروزین اجرا میشود. سرپرست تیم طراحی سایت کمترین دانشی از وردپرس داشت و کارآموزها از او جلو میزدند؛ او تنها به دلیل روابط نزدیک با مدیر به این منصب رسیده بود و اصولا تخصصی در برنامهنویسی نمیفهمید. همهی لیدهای تیم هم از نظر دانش در سطح پایینی بودند و به دلیل روابط خانوادگی و آشنایان با موقعیتهای بالا جابهجا میشدند. امنیت شغلی وجود نداشت و پرداختها اغلب به تأخیر میافتاد. شنود و جاسوسی در بین اعضا وجود داشت و خبرچینی به ارتقای رتبه منجر میشد. حتی احوالپرسی ساده بین همکاران هم با محدودیت مواجه بود و اگر احساس کنند نزدیکتر شدیم، جریمه میشدیم؛ ظاهرا صمیمیت و روابط دوستانه توی شرکت خوشایند نیست و ارتباط خارج از ساعات کار را هم دوست ندارند. مدیر پروژه اخلاقی و روانی نسبتا آشفتهای داشت که همواره در حال کوبیدن روی در و دیوار بود. ددلاینها عادلا نبودند و فرآیندهای کاری را بهخوبی درک نمیکردند؛ محیط کار پر از استرس و با حجم کار بالا بود. وقتی به مجموعههای دیگر منتقل شدم، متوجه شدم آنجا تنها از قالبهای آماده استفاده میکنند و به افراد اجازه توسعه یا شخصیسازی قالب و افزونهها را نمیدهند. به طور کلی، این مجموعه جایی برای رشد محسوب نمیشد و بسیاری از نمونهکارها فیک به نظر میرسیدند. خوشبختانه پس از آنجا در جایی با استانداردهای قابل قبول و محیط کاری منصفانه مشغول به کار شدم و متوجه شدم آنجا همواره تنها از ما بهعنوان منبع کار سخت بهره میبردند.
در این شرکت هنوز مشغول به کارم و فضای همکاری به دلیل حضور نیروهای جوان خوب است. با این حال از نظر مالی باید بگویم حقوق را نباید تنها معیار دانست؛ حتی در بهترین حالت هم حقوق به موقع و منظم پرداخت نمیشود و پورسانتها هم بهدیر یا با تاخیر افزوده میشود. این دیدگاه را ثبت کردم تا در انتخابهای آینده با دید بازتری تصمیم بگیرید.
تجربه کاری تو این شرکت ندارم ولی با تجربه ای که تو شرکت های مختلف داشتم کامنتهای 5 ستاره توسط مدیریت زده میشه ومعمولا بعد از چندتا کانت یک ستاره شروع به زدن این 5 ستاره ها میکنن
متاسفانه یه زمانی به دلایلی نیرو هایی اومده بودند که خروجی کد ها بهم ریخته شده بود و داکیومنت ها قوی نبود ما در قالب یک تیم ۶ نفره فقط روی ریفکتور و داکیومنت کردن بخش ها کار کردیم واقعا تجربه سختی بود برای من ولی با توجه به پاداش ها و اینکه مدیر خودش پا به پای ما توضیح میداد سناریو هارو تا راحت تر بتونیم داکیومنت هارو تکمیل کنیم البته من بصورت پروژه ای کار کردم و دو برابر پاداش هم لطف کردند به ما دادند چون خودشون هم دیدند واقعا کار هر تیمی نبود
من از تجربهای که داشتم حرف میزنم و از آزادیای که به دست آوردم خوشحالم، اما فرایند خروج از اونجا را هم به خاطر میآورم. در مدت حضورم، خیلی از روزها با احساسی پرت و ناپایدار روبهرو شدم و گاهی حس میکردم که محیط کار من را تحت فشار میگذارد و انگیزهام را میکاهش میدهد. با وجود دشواریها، وقتی تصمیم گرفتم بروم، احساس رهایی و آرامش بیشتری پیدا کردم و امیدوارم در آینده شرایط بهتری برای همه وجود داشته باشد. همچنین وقتی از شرکت بیرون آمدم، با وجود خوشحال بودن بابت خروج، هنوز گاهی دلم برای برخی لحظات سابق تنگ میشد.
پس از چهار سال همکاری با گروه مهبانگ و رفـتن به خدمت سربازی، تصمیم گرفتم از شرکت قطع همکاری کنم. در طول این مدت با مدیران منابع انسانی گوناگون همکاری داشتم و همکاران بسیاری در مجموعه حضور داشتند که اکثرشان بعد از مدتی شرکت را ترک کردند؛ اما از ابتدای سال ۱۴۰۴ با حضور مدیریـت جدید یکی از مدیران قدیمی، روند فرهنگی شرکت به مرور بهبود یافت و بهرهوری افزایـش یافت. با وجود نگاه بیرونی نسبت به استخدام مدیران، مشکلات اخلاقی و مالی پدید آمد که در ماههای اخیر با همراهی هیئت مدیره و مدیران میانی یکی پس از دیگری برطرف شد. در واحد منابع انسانی توانستیم از هدر رفتن منابع جلوگیری کنیم و با رویکردی حرفهای مشکلات پرسنل را به کمک مدیریت هوشمند مجموعه حل کنیم. واقعا در شرایط اقتصادی سخت، شرکت هیچگاه در پرداخت حقوق و معوقات کوتاهی نکرد و حتی پس از جنگ با روشهای عادلانه، مرخصیهای پرسنل را به طور کامل جبران کردم. اگرچه این مجموعه سالها سابقه دارد، اما مشکلات مالی زیادی داشت و همه این دشواریها به دوش مدیریت جدید بود تا با همراهی مدیران میانی، رفع بشود؛ به نظر میرسد با همراهی آنها میتوان به نتیجه مطلوب رسید. از کار در این شرکت رضایت کامل داشتم و حتی دوره سربازیام را نیز در آن سپری کردم. همکارانم در سالهای حضور برای من بسیار آموزنده بودند و دغدغه سیستم این بود که افراد برای پذیرش کارهای جدید و مواجهه با چالشها همیشه آماده باشند و شرایط پشتیبانی مناسبی برای کار فراهم بود. از نظر فرهنگی، سازمان فضایی بسیار مثبت دارد و حاشیهها تا حد زیادی کاهش یافته و کسانی که حاشیهسازی میکردند به مرور از سیستم کنار گذاشته شدند چون مدیریت جدید تصمیمگیری بر پایه منطق و عقل را ترجیح میدهد نه احساسات بیمنطق. برای همکاران قدیمیام در مهبانگ آرزوی موفقیت دارم و از روزهای خوب سپریشده در آن بسیار خرسندم.
سلام. آبان سال گذشته به دیجی کالا مراجعه کردم مصاحبهی حضوری بود و بعد منو فرستادند شهرک دانش برای تحویل سفته و تمام مدارک که خواسته بودند. روز اول آموزشی بود و یکی از پرسنل دیجی کالا بما آموزش میدادن از ساعت 7 تا 5 عصر اونجا آموزش بود و حتی یه استکان چای بما ندادند. کار وحشتناک سخت بود و اون فیلمی که روز اول مراجعه ام بما نشون دادن و فریب خوردیم مطابقت نداشت.من فردای اون روز رفتم و استعفا دادم
برای میاره تجربهای منفی از پیک دارم که میخواهم با زبان صادقانه و با توصیف واقعیت بازگو شود. کار با پشتیبانی این شرکت، به شدت ناامیدکننده بود و احساس میکردم تمام فشارها و خستگیها روی من میماند. پاسخگویی پشتیبانی در حد انتظار نبود و به نظر میرسید که از حقوق و وظایف ما بیاطلاعاند یا به آن اهمیتی نمیدهند. هر چه تلاش میکردم و چه مقدار هم که فشار میگذاشتم، نتیجه فقط به سمت پشتیبانی و وضعیت کار آنها ختم میشد و من احساس میکردم که بخشی از تیمشان نیستم، بلکه تنها ابزار کار برای آنها هستم. واقعا تصور میکردم که پشتیبانی کل تقصیرها و خستگیهای کار را به گردن میکشد و هزینهی این وضعیت را من و همکارانم میپردازیم. بالاخره، با این سطح از پاسخگویی، انگیزه و انرژی برای ادامه کار کاهش پیدا کرد و از محیط کاری رضایت نداشتم.
به نظر من شرکت داده گستر امن برنا با رویکردهای ضابطهمحور و ارتباطات گسترده مدیرعامل به دنبال سودآوری است، اما این مسیر به هزینههای مالی و حقوقی برای کارکنان منجر میشود. به باور من، منافع شرکت بیشتر از طریق استقراض منابع از دسترنج کارکنان تأمین میشود و تعدادی مشتری یا فرد ذینفع از این روند بهره میبرند. متأسفانه به نظر میرسد حسابداري و تسویهها به صورت مطلوب انجام نمیشود و در مواردی شکایات کارگری زیادی در اداره کار ثبت شده است. از دید من، پرداختها و تسویهها بدون وجود شکایت یا تهدید به شکایت ممکن نیست و برای کارمندان عادی امنیت شغلی وجود ندارد. به تازگی، بهکارگیری نیروهای دورکار به شکل پروژهای مطرح شده تا از جریانات بدهیها و مسائل مربوطه بیخبر باشند و پرداختها به راحتی صورت گیرد. برای ارزیابی صحت این صحبتها، میتوان خروجی کار شرکت را بررسی کرد و منبع درآمدهای آن را مشخص کرد. ارتباط با کارمندان قدیمی شرکت در لینکدین میتواند دید بهتری بدهد و اطلاعات بیشتری ارائه دهد.
ببین اگر امیدی به بهبود نیست چرا اینجایی؟ بابا تو نخبه ای همه جا دنبالتن چرا نمیری؟ سنگ پای قزوین پیش تو روش سفید شده شرکت نسبت به دو سال پیش مزایایش از ۱۶ میلیون ۸۰ میلیون شده بعد تو نخبه اومدی تخریب میکنی هرکی دوست نداره پاشه بره جا خالی شه آدمها بی انگیزه و سم پاش هیچ نقشی در این شرکت نداره
سال جدید مدیریتی باعث شد فضای شرکت تغییرات قابل توجهی بکند و من به عنوان کارشناس فروش با این تغییرات احساس آرامش بیشتری کنم. مدیری که سالها در بخشهای مختلف تجربه داشت، توانست انسجام بین واحدها ایجاد کند و حتی کسانی که قبلا با ایشان آشنا نبودند هم کم کم به این تغییرات اعتماد کردند. در دوران سخت سال دوهزار و چهار، وقتی جنگ و کمبود ارز پررنگ بود، شرکت حقوق هیچکدام از کارکنان را عقب نینداخت؛ حتی فرصت جبران تا مدتی طولانی برای همگان فراهم شد. هماهنگی بین تیم فروش، تولید و پژوهش و توسعه هم بهبود یافت و قبلا با همصحبت شدن با سایر واحدها مشکل داشتیم. شناخت دقیق از مشتریان و بازار فضای تصمیمگیریها را هدفمندتر کرده است و رویکرد حمایتی مدیریت جدید با نتیجهمحوری همراه شده تا انگیزه تیم فروش به شکل قابل توجهی بالا رود. تیم فروش همدل و همآهنگ است و تبادل تجربه در آن به شدت جریان دارد. فرآیند فروش ساختار مشخصی پیدا کرده از مدیریت سرنخها تا پیگیری مشتریان و گزارشدهی منظم. آشنایی با محصولات و خدمات متنوع شرکت امکان ارائه پیشنهادهای ترکیبی را فراهم کرده و زمینه افزایش فروش را شکل داده است. فرصت یادگیری عملی در مذاکرات، ارائه محصول و ارتباط با مشتریان کلیدی هم وجود دارد و واحد فنی و پشتیبانی با ارائه پشتیبانی مناسب، کمک میکند راهکارهای فروش برای مشتریان قابل اعتماد و دقیق باشند. نقاط قابل بهبود در برخی دورهها حجم درخواستهای مشتریان روی تیم فروش فشار میآورد. فرایند تأیید برخی خروجیهای مشتریان میتواند سریعتر و سادهتر انجام شود. برای برخی محصولات جدید به آموزش بالاتر کارشناسان فروش و معرفی دقیقتر آنها به بازار نیاز داریم. همچنین سیستم پاداش و پورسانت میتواند شفافتر و ساختاریافتهتر ارائه شود تا انگیزه بیشتری ایجاد کند. جمعبندی کلی این تجربه برای من بهعنوان کارشناس فروش ارزشمند بود؛ وجود مدیریتی با سابقه و اثرگذار نقش بسزایی در هماهنگی بین واحدها، بهبود فرآیندهای فروش و افزایش انگیزه تیم داشت. این شرکت برای کسانی که به دنبال رشد، یادگیری و کار در محیطی حرفهای هستند، گزینهای مناسب به نظر میرسد.
در حال حاضر سالهاست در بخش فناوری اطلاعات این شرکت مشغول به کارم و اغلب وقتم صرف پشتیبانی فنی، توسعه ابزارهای داخلی و نگهداری سیستمها میشود. هرچه مرتبط با IT است، معمولا به دستم میخورد و از رفع مشکلات روزمره همکارها تا بهروزرسانی سرویسها و مشارکت در پروژههای نرمافزاری همه را در کنار هم تجربه میکنم. میتوان گفت که در مواقع بروز مشکل یا گیر کردن کارها، سریعترین راهحل را پیدا میکنم و این را اصولا به عملکرد تیمی خوب و همکاری مؤثر با همتیمیها نسبت میدهم. محیط کار برای من آرامش و فضای مطمئنی برای همکاری ایجاد میکند و از هر روز چیزهای تازهای میگیرم و از این حوزه واقعا رضایت دارم. در حال حاضر روی چند پروژه داخلی کار میکنم که هدفشان بهبود فرایندها و افزایش سرعت سرویسهاست. احساس میکنم حضورم در تیم واقعا مؤثر است و همین موضوع باعث میشود انگیزه بیشتری برای رشد و یادگیری داشته باشم.
واکنش من به کار در این شرکت پر از اضطراب و تردید بود و هر روز بیقراری بیشتری حس میکردم. کار بیش از حد به من فشار میآورد و با هر تغییر، حالم بدتر میشد. از بابت آینده نگران میشدم و احساس میکردم که جایی برای رضایت وجود ندارد. درخواست داشتم که هر چه سریعتر همه چیز پایان یابد و از این فضای کاری خارج شوم، اما ناکامیها و بیاعتمادی نسبت به رفتار همکارانم هم بیشتر میشد. در نهایت دلم میخواست محیط کار تا حداقل وجودی آرامش و نظم دوباره به دست آورد، چون واقعا به اشتیاقی برای ادامه کار و انرژی تازه نیاز داشتم.
بهترین بخشش برای من شرکتهایی هستند که از نظر پرداخت و مزایا با تکیه بر تیمی متخصص، پروژههای بزرگ داخلی و بینالمللی را در دست دارند و مدیریت با رویکردی باز و فراگیر را سرلوحه کار قرار میدهد. من به عنوان مدیر مالی در چنین فضایی تجربهای پویا و با ارزشی داشتم که با همکاری تیم مالی حرفهای و با دید وسیع نسبت به آینده، به رونق و پایداری مالی شرکت کمک میکرد.
به این شرکت احترام نمیگذارم و به خاطر برخورد نامناسب با رزومهها از شرکت خوشم نمیآید. آنها پوزیشنهای کاری را که درخواست میکنم بهزودی رد میکنند و نمیدانم انتظارشان چیست. برای من بهخاطر تکرار نارضایتی و بیثباتی در تصمیمگیری مسیر روشن نیست و توصیه نمیکنم رزومه بدهند. اینجا به نظر میرسد آگهیها واقعیت ندارد و نحوه رفتار با متقاضیان مناسب نیست.
اگر هیچ تجربه کاری ای ندارید و تازه میخواید شروع کنید شرکت خوبیه. اما اگر چند سال سابقه دارید و به دنبال جای بهتر و پیشرفتید خوب نیست به هیچ وجه. اولا که شما بستگی داره در کدام تیم تولید قرار بگیرید چون اصلا حجم کار تیم ها با هم یکی نیست بعضی تیم ها رسما بیکارن و اصلا مشتری ندارن و بعضی دیگه دنیای تیکت و مشتری و درخواست های جدیدن و از نظر حقوقی هیچ فرقی ندارن. مدیر های راهکار ها و حتی تیم لیدها اسم مدیر رو به یدک میکشن اما از لحاظ فنی در حد کارشناس ارشدین که در حد 15، 20 سال سابقه دارن برای همین شدن مدیر و اگر کسی این بین سوادی هم داشته باشه بعد یکی دو سال از چارگون میره و نمیتونه با چارگون بسازه. از نظر اخلاقی هم نمیدونن چه شوخی ای رو کجا بکنن و چه شوخی ای مناسب نیست هوش هیجانی صفر یکسری اهداف تعیین میکنن که هنوز شروع نشده یکسری دیگه بهش اضافه میشه بدون اینکه هماهنگی ای با توان تیم صورت بگیره و بعد از اون وسط اجرای اهداف کلی کار با اولویت بیشتر به تیم اعلام میشه و تمام توان تیم میره برای انجام کارهایی که هیچ برنامه ریزی ای براش نبوده و این چیزی نیست که تازگی داشته باشه تو تمام این چندین سالی که اینجا بودم این قضیه هست و از طرف تمام تیم ها اعلام میشه اما برنامه ریزی درستی براش نیست. هیچ معیار درستی برای ارتقا سمت شما نیست اینطور بگم که منابع انسانی اینجا کاملا بیکارن . یک گرید شغلی وجود داره که اون رو به خود شما حتی نشون نمیدن و معیارش فقط سابقه کار داخل چارگونتونه هر چی بیشتر بمونید گرید بالاتر میره و بعد اون رو میدن دست مدیرتون نظر بده که لایق ارتقا هستید یا نه! همین! یعنی اصلا مهم نیست شما کار یک سال رو درعرض 6 ماه انجام بدید یا کلی مهارت جدید یاد بگیرید. اتفاقا نه تنها مهارت جدید مهم نیست بلکه مدیر برای سرعت بیشتر خیلی اوقات میگه نصف مراحلم انجام نده رفاهی فقط بیمه تکمیلی وجود داره که بعد از چند سال رایگان براتون محاسبه میشه اما نه مزایایی نه پاداش خاصی نه مسافرتی نه تفریحی نه وعده غذایی نه اشتراکی هیچی هیچی رفاه صفره. حقوق اصلا خوب نیست شاید فقط برنامه نویسای بک اند حقوق بهتری بگیرن که اونم توی تیم های مهم به نسبت کاری که میکنن بازم کمه. تکنولوژی ها هم همه قدیمین و منسوخ شده
البته که هرجایی خوبی و بدی های خودشو داره و من تجربه داشتم که یک جای ثابت از نظر دو نفر ممکنه متقاوت به نظر بیاد ولی درکل دوران خوبی در آکاف داشتم و وقتی که برای من گذاشتند تا بتونم پیشرفت کنم در زمینه هوش مصنوعی برام خیلی خوب بود و امیدورام در ادامه راهشون موفق باشن موقع ک خواستم جدا شم تو اخرین اسکرام از من خدافظی شد و پاداش هم برام واریز شد
چندین ساله که اینجام ولی شرایط و جو شرکت 2 ساله که خرابه، چیزی نیست که تو این 2 سال اخیر ندیده باشیم! امیدی به بهبود با آقای دکتر ****** نیست!
در این شرکت احساس میکنم با سیستمهای پر از باگ و فشار کاری زیاد روبهرو بودم و به شدت ناامید شدم. گفته میشود که برخی پرداختیها به صورت غیرمنصفانهای کم میشود و در توزیع مزایا و فرصتهای برابر تبعیض وجود دارد، بهخصوص از سوی گروهی که به شرکت راه پیدا کرده و با روابط خانوادگی ارتباط دارند. نتیجهthis رویکردها به ایجاد بیاعتمادی و نارضایتی عمیق در تیم منجر شده است و به نظر میرسد پشتیبانی پروژهها ضعف دارد و پشتیبانی مناسب از طرف مدیریت جدی گرفته نمیشود. چنین وضعیتی برای من و همکارانم ناامیدکننده بود و تصور میکنم نیازمند بازنگری جدی در ساختارها و فرایندها و ایجاد شفافیت بیشتر در حقوق و مزایا است تا حس عدالت و احترام دوباره برقرار شود.
اگر امکان تجربهای حرفهای در محیطی با فرصت رشد ندارید، جایگزینهای بهتر را در نظر بگیرید و بیدرنگ به سمتشان بروید. کارکردن در چنین مجموعهای از نظر سطح کار واقعی، بهویژه برای افراد تازهکار، چندان رو به جلو نیست و هیچ مسیر روشن پیشرفتی احساس نمیشود. از بابت حقوق هم وضعیتی ناامیدکننده وجود دارد و پرداختها به ندرت مناسب است. به تجربهای که ارائه میشود اعتماد زیادی نمیشود کرد و توصیه میکنم اگر گزینههای دیگری در بازار کار دارید، به سمت آنها بروید و وقت را با این شرکت نگه ندارد.
در شرکت تابان شهر تجربهای تلخ از کار طراحی سایت دارم؛ روزهای ابتدایی حضورم خیلی به هم ریخته بود و به مرور فهمیدم که اصول کاری در اونجا خیلی جا نمیافتد. وقتی از کار خارج شدم و برای مصاحبههای بعدی اسم این شرکت را میگفتم، پاسخها معمولا با لبخند کنایهآمیز همراه بود و این نام آنقدر بین کارفرماها بدنام شده بود که ترجیح میدادم آن را از رزومهام حذف کنم تا سطح کارم کمتر به نظر برسد. حقوق بهطور ساعتی پرداخت میشود و در ایام تعطیلی رسمی هم از حقوق کسر میشد که واقعا بهصرفه نبود. عیدی، سنوات و پاداش وجود نداشتند و تنها مزیت موجود، بیمه بود که گاهی اوقات هم به صورت ناپیوسته پرداخت میشد. نسخه قرارداد را به من نمیدادند و قراردادها به صورتی بود که انگار بردهداری در قالب کار امروزین اجرا میشود. سرپرست تیم طراحی سایت کمترین دانشی از وردپرس داشت و کارآموزها از او جلو میزدند؛ او تنها به دلیل روابط نزدیک با مدیر به این منصب رسیده بود و اصولا تخصصی در برنامهنویسی نمیفهمید. همهی لیدهای تیم هم از نظر دانش در سطح پایینی بودند و به دلیل روابط خانوادگی و آشنایان با موقعیتهای بالا جابهجا میشدند. امنیت شغلی وجود نداشت و پرداختها اغلب به تأخیر میافتاد. شنود و جاسوسی در بین اعضا وجود داشت و خبرچینی به ارتقای رتبه منجر میشد. حتی احوالپرسی ساده بین همکاران هم با محدودیت مواجه بود و اگر احساس کنند نزدیکتر شدیم، جریمه میشدیم؛ ظاهرا صمیمیت و روابط دوستانه توی شرکت خوشایند نیست و ارتباط خارج از ساعات کار را هم دوست ندارند. مدیر پروژه اخلاقی و روانی نسبتا آشفتهای داشت که همواره در حال کوبیدن روی در و دیوار بود. ددلاینها عادلا نبودند و فرآیندهای کاری را بهخوبی درک نمیکردند؛ محیط کار پر از استرس و با حجم کار بالا بود. وقتی به مجموعههای دیگر منتقل شدم، متوجه شدم آنجا تنها از قالبهای آماده استفاده میکنند و به افراد اجازه توسعه یا شخصیسازی قالب و افزونهها را نمیدهند. به طور کلی، این مجموعه جایی برای رشد محسوب نمیشد و بسیاری از نمونهکارها فیک به نظر میرسیدند. خوشبختانه پس از آنجا در جایی با استانداردهای قابل قبول و محیط کاری منصفانه مشغول به کار شدم و متوجه شدم آنجا همواره تنها از ما بهعنوان منبع کار سخت بهره میبردند.
در این شرکت هنوز مشغول به کارم و فضای همکاری به دلیل حضور نیروهای جوان خوب است. با این حال از نظر مالی باید بگویم حقوق را نباید تنها معیار دانست؛ حتی در بهترین حالت هم حقوق به موقع و منظم پرداخت نمیشود و پورسانتها هم بهدیر یا با تاخیر افزوده میشود. این دیدگاه را ثبت کردم تا در انتخابهای آینده با دید بازتری تصمیم بگیرید.
تجربه کاری تو این شرکت ندارم ولی با تجربه ای که تو شرکت های مختلف داشتم کامنتهای 5 ستاره توسط مدیریت زده میشه ومعمولا بعد از چندتا کانت یک ستاره شروع به زدن این 5 ستاره ها میکنن
متاسفانه یه زمانی به دلایلی نیرو هایی اومده بودند که خروجی کد ها بهم ریخته شده بود و داکیومنت ها قوی نبود ما در قالب یک تیم ۶ نفره فقط روی ریفکتور و داکیومنت کردن بخش ها کار کردیم واقعا تجربه سختی بود برای من ولی با توجه به پاداش ها و اینکه مدیر خودش پا به پای ما توضیح میداد سناریو هارو تا راحت تر بتونیم داکیومنت هارو تکمیل کنیم البته من بصورت پروژه ای کار کردم و دو برابر پاداش هم لطف کردند به ما دادند چون خودشون هم دیدند واقعا کار هر تیمی نبود
من از تجربهای که داشتم حرف میزنم و از آزادیای که به دست آوردم خوشحالم، اما فرایند خروج از اونجا را هم به خاطر میآورم. در مدت حضورم، خیلی از روزها با احساسی پرت و ناپایدار روبهرو شدم و گاهی حس میکردم که محیط کار من را تحت فشار میگذارد و انگیزهام را میکاهش میدهد. با وجود دشواریها، وقتی تصمیم گرفتم بروم، احساس رهایی و آرامش بیشتری پیدا کردم و امیدوارم در آینده شرایط بهتری برای همه وجود داشته باشد. همچنین وقتی از شرکت بیرون آمدم، با وجود خوشحال بودن بابت خروج، هنوز گاهی دلم برای برخی لحظات سابق تنگ میشد.
پس از چهار سال همکاری با گروه مهبانگ و رفـتن به خدمت سربازی، تصمیم گرفتم از شرکت قطع همکاری کنم. در طول این مدت با مدیران منابع انسانی گوناگون همکاری داشتم و همکاران بسیاری در مجموعه حضور داشتند که اکثرشان بعد از مدتی شرکت را ترک کردند؛ اما از ابتدای سال ۱۴۰۴ با حضور مدیریـت جدید یکی از مدیران قدیمی، روند فرهنگی شرکت به مرور بهبود یافت و بهرهوری افزایـش یافت. با وجود نگاه بیرونی نسبت به استخدام مدیران، مشکلات اخلاقی و مالی پدید آمد که در ماههای اخیر با همراهی هیئت مدیره و مدیران میانی یکی پس از دیگری برطرف شد. در واحد منابع انسانی توانستیم از هدر رفتن منابع جلوگیری کنیم و با رویکردی حرفهای مشکلات پرسنل را به کمک مدیریت هوشمند مجموعه حل کنیم. واقعا در شرایط اقتصادی سخت، شرکت هیچگاه در پرداخت حقوق و معوقات کوتاهی نکرد و حتی پس از جنگ با روشهای عادلانه، مرخصیهای پرسنل را به طور کامل جبران کردم. اگرچه این مجموعه سالها سابقه دارد، اما مشکلات مالی زیادی داشت و همه این دشواریها به دوش مدیریت جدید بود تا با همراهی مدیران میانی، رفع بشود؛ به نظر میرسد با همراهی آنها میتوان به نتیجه مطلوب رسید. از کار در این شرکت رضایت کامل داشتم و حتی دوره سربازیام را نیز در آن سپری کردم. همکارانم در سالهای حضور برای من بسیار آموزنده بودند و دغدغه سیستم این بود که افراد برای پذیرش کارهای جدید و مواجهه با چالشها همیشه آماده باشند و شرایط پشتیبانی مناسبی برای کار فراهم بود. از نظر فرهنگی، سازمان فضایی بسیار مثبت دارد و حاشیهها تا حد زیادی کاهش یافته و کسانی که حاشیهسازی میکردند به مرور از سیستم کنار گذاشته شدند چون مدیریت جدید تصمیمگیری بر پایه منطق و عقل را ترجیح میدهد نه احساسات بیمنطق. برای همکاران قدیمیام در مهبانگ آرزوی موفقیت دارم و از روزهای خوب سپریشده در آن بسیار خرسندم.
سلام. آبان سال گذشته به دیجی کالا مراجعه کردم مصاحبهی حضوری بود و بعد منو فرستادند شهرک دانش برای تحویل سفته و تمام مدارک که خواسته بودند. روز اول آموزشی بود و یکی از پرسنل دیجی کالا بما آموزش میدادن از ساعت 7 تا 5 عصر اونجا آموزش بود و حتی یه استکان چای بما ندادند. کار وحشتناک سخت بود و اون فیلمی که روز اول مراجعه ام بما نشون دادن و فریب خوردیم مطابقت نداشت.من فردای اون روز رفتم و استعفا دادم
برای میاره تجربهای منفی از پیک دارم که میخواهم با زبان صادقانه و با توصیف واقعیت بازگو شود. کار با پشتیبانی این شرکت، به شدت ناامیدکننده بود و احساس میکردم تمام فشارها و خستگیها روی من میماند. پاسخگویی پشتیبانی در حد انتظار نبود و به نظر میرسید که از حقوق و وظایف ما بیاطلاعاند یا به آن اهمیتی نمیدهند. هر چه تلاش میکردم و چه مقدار هم که فشار میگذاشتم، نتیجه فقط به سمت پشتیبانی و وضعیت کار آنها ختم میشد و من احساس میکردم که بخشی از تیمشان نیستم، بلکه تنها ابزار کار برای آنها هستم. واقعا تصور میکردم که پشتیبانی کل تقصیرها و خستگیهای کار را به گردن میکشد و هزینهی این وضعیت را من و همکارانم میپردازیم. بالاخره، با این سطح از پاسخگویی، انگیزه و انرژی برای ادامه کار کاهش پیدا کرد و از محیط کاری رضایت نداشتم.