روزهای اولی که با این شرکت آشنا شدم، از همهجا بیشتر نگران این بود که ثبت نام کنان تازهکارها به دردسر بیفتند. من تجربهام رو حول محور این بود که با کاهشهای نامشخص وجه رو دریافت میکردم و به هیچوجه اطلاعی از دلیل این کار نمیگرفتيم. در نتیجه پیامهای پی در پی و فشار برای بازگشت وجه رواج پیدا میکرد. متأسفانه این رفتار باعث میشد احساس کنم که پول من بیدلیل از حسابم خارج شده و هیچ توضیح قانعکنندهای ارائه نمیشد. در مجموع، وجود چنین مواردی باعث شد که وقت زیادی تلف شود و نکات مثبتی از شرکت ملموس به نظر نرسد؛ درد دل من این بود که تنها یک امید باقی میماند و آن هم چیزی نبود که بتوان به آن تکیه کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من چندین سال هست تو سداد هستم و صرفا جهت انتخاب درست افرادی که دوست دارن در این شرکت استخدام بشن این کامنت رو میذارم. اول بگم که سداد تیم های متفاوتی داره با پروژه های متفاوت مالی و غیر مالی شما مراحل استخدام رو خواستید طی کنید از مصاحبه کنندگان درباره تیم و فرهنگ تیم و همچنین پروژه بپرسید و اطلاعات بگیری به طریقی که می تونید بعد استخدام شما می تونید شبیه به کارمند اداری باشید و قصد پیشرفت علمی نداشته باشید و کسی هم با شما کار نخواهد داشت و صد در صد امنیت شغلی دارید تا بازنشستگی می تونید شخصی باشید کنار تایم کاری از تایم آزاد که خیلی هم زیاد هست استفاده کنید آموزش های خوب ببنید و دوره های آنلاین بردارید و پیشرفت کنید و به شرکت های مد نظر با بیزینس های متفاوت و حقوق های بهتر برید یا پروژه های خارج از شرکت به صورت فریلنس بگیرید حقوقتون رو افزایش بدید اگر حاشیه هم دوست دارید فراوووووون تو این شرکت پیدا میشه و می تونی تو خرد کردن سبزی بهشون کمک کنید و لذت ببرید
یه پروژه طراحی سایت همکاری داشتیم پروژه مربوط به خودشون نبود درواقع خودشون از یک شرکت دیگه پروژه گرفته بودند و مشکل خاصی نبود و همانطور که خواسته بودند تحویل دادم ولی از زمانی که تایید شد کاری که تحویل دادم تا پول به حساب بنشیند تقریبا ۵ روز طول کشید که ۵ روز هم کاری بود به هر حال آرزوی موفقیت دارم براشون
یه دور همکاری داشتیم و متاسفانه موقع جدایی سوء تفاهماتی با مدیریت داشتم اما الان بعد از دو سال برگشتم و همکاری جدیدی شروع کردیم و فعلا مشکل خاصی ندارم ! البته کامنت منفی که گذاشته بودم دسترسی برای حذفش نداشتم اما با مدیر شرکت صحبت کردیم و الان موضوعات قبلی حل شده برای هر دو طرف! الان با قرارداد یکساله شروع کردیم
با بیمه بازار تجربه کاری من از عنوان Product manager آغاز شد و باید بگویم تغییراتی که بعدش رخ دادند، باعث شدند اهمیت تجربه و اشخاص از بین برود و به راحتی همه از تیم جدا شوند. دیگر افراد قدیمی و با تجربه در تیم نیستند و همه جدیدند، حتی خبر چندانی از کارهای گذشتهشان ندارند. در حال حاضر رقابت برای رسیدن به لیدری بین همتیمیها وجود دارد، بدون توجه به این که اکنون چه نتیجهای به دست میآید یا حقوق چه مقدار افزایش پیدا میکند یا مزایایی مثل کاپ به چه کسی میرسد. رفتار مناسب از سوی منابع انسانی برای من و همکاران قابل لمس نبود و به نظر میرسید دلیل رفتن افراد، فشارهای داخلی و بیتوجهی به آنهاست. تعدادی از همکاران نیز همین تجربه را تأیید میکنند. حقوق بهموقع پرداخت میشود، اما هیچ اضافهحقوق یا پاداش مشخصی دریافت نمیکنیم؛ به همین دلیل فقط روی عدد خالص دریافتی تمرکز میکنم و یک هدف مالی مشخص را در نظر میگیرم. سایر آفرهایی که ارائه میشود، شفافیت کافی ندارد و مشخص نیست چه کسی چه مقدار گرفته است. مشکلات در تمامی تیمها وجود دارد و به نظر میرسد مشکل از سطح سازمانی است و نه فقط یک تیم خاص. سیلولها هم به نظر میرسد بهجز منافع خودشان به چیز دیگری توجهی ندارند. تنها نکته مثبت، امکان دورکاری بود که من از آن رضایت داشتم و با وجود آن مشکلی با دورکاری نداشتم.
در شرکت فرزان، فضای کار را چالش برانگیز میدانم و تجربهام از آنجا را بیواسطه بازگو میکنم. محیط داخلی به نظر من نامناسب بود و بهطور مداوم موجبات نگرانی و فشار روانی را فراهم میکرد. مدیریت مجموعه رویکردی همهجانبه داشت و با تیمی دو یا سه نفری، از نظافت سرویسها تا مسائل فنی مانند سینتکس و سورسها روزانه به پیگیری و گزارشگیری میپرداختند و برخوردها اغلب با شدت و گاه بیانگیزه بود. گاه گفته میشد که اگر تعهدی مانند امضای سفته سفید وجود دارد، پیامدهای منفیای میتواند در پی داشته باشد. در سوی دیگر، روزهای مصاحبه با لبخند آغاز میشد اما دوام چندانی نداشت و حتی اگر وظایف با دقت انجام میشد، به سرعت توجیهاتی از سوی مدیران مطرح میشد تا فضا به سمت درگیری با همکاران پیش رود. یکی از همکاران هم اشاره کرده بود که هدف از جذب نیرو در آنجا، کار بهطور مستقیم نبود بلکه ایجاد فضایی برای کنشهای نقدی و بحثهای تند بود. ساعات کاری طولانی و جلسات فشرده هم برای همین طراحی میشدند.
سالهاست که از حضورم در این شرکت تجربه دارم. مدیریت را ضعیف میبینم و برای پرسنل هیچ ارزشی قائل نیستند. یادم میآید روزی رئیس شرکت همه را جمع کرد و گفت هر کس از وضع موجود ناراضی است برود. شرکت به صورت خانوادگی مدیریت میشود. از نظر حقوق و مزایا هم به پرسنل حقوقی پایینتر از سطح کارشناس و مهندس میدهند. در کل وضعیت شرکت ضعیف است و به نظر میرسد با رانت و لابی توانسته قراردادهایی با ارگانها ببندد.
به نظر من حضور توی این موسسه واقعا نتیجهای جز اتلاف وقت ندارد و بهتون قول میدم پولتون همونجا دفن میشود. بهجز اینکه دانشآموزانه بودن تجربه را میگیریم، هیچ استاد یا کادر آموزشی علم یا تجربهی جدیای نشان نمیدهد، نه مدرک معقولی دارن و نه رزومهی قابل قبولی ارائه میدهند؛ گویی از خیابان برداشتهاند و برای تدریس به شما نشستهاند. اگر از همین الآن چند پرسش نسبتا حرفهای از اساتید بپرسید، متوجه میشوید که اکثرآنها توانایی پاسخگویی ندارند. آقای دودکانی هم در جایگاهی متفاوت است و بیشتر به دنبال صحبتکردن است تا ارائهی سادهترین مباحثی مانند HTML یا CSS. گاهی در کلاس حضور پیدا میکند و گاهی هم نیست، بستگی به میل شخصیاش دارد. درباره دورهی کارآموزی هم همه از قبل نوشتهاند و حقیقتا لازم نیست دوباره تکرار کنم.
مدت دو هفته است که با نقصها و بحرانهای متوالی در سامانهها و سرورها درگیرم و هیچکدام از مشکلات به راحتی حل نمیشوند. سادهترین کارها مثل چک حضور و غیاب هم به درستی انجام نمیشود و وقت در شرکت به سختی پاسخگو پیدا میشود. چند سرور مهم برای توسعه و عملیات سامانهها از دست رفتند و پیگیریها در واحد فناوری اطلاعات بیپاسخ ماندهاند؛ در حالی که باید اطلاعرسانی میکردند. افراد ناآشنا و بیتجربه در حوزه فناوری اطلاعات در این بخش آسیبهای جدی به شرکت میزنند. این شیوهی پاسخگویی سیاست اصلی شرکت است؛ اگر فردا یکی از سامانههای حاکمیتی شرکت دچار اختلال شود، همین روال پاسخگویی تکرار میشود. پرشمار نمونهها نشاندهندهی وضعیت است: پرسنل واحد جبران خدمت همواره عصبانیاند، واحد مالی به شدت سکوت میکند و به نظر میرسد سطح بلوغ فعلی برای مدیریت رخدادهای بزرگ ناکافی است. هیچکس از مدیریت ذینفعان اطلاعی ندارد و فناوری اطلاعات را نمیخوانند و از اخلاق حرفهای در این حوزه چیزی نمیدانند. اگر به جایگاهی آسیب میزنیم، باید اطلاعرسانی کنیم نه اینکه ساکت بمانیم. کار شما برای ما جدی نیست اما کار ما حرفهای است. لطفا به وضعیت واحد فناوری اطلاعات توجه بیشتری کنید؛ در حال حاضر تشکلها و جلسات، به نظر میرسد کار آموزشی و پیگیری جدیشان به مهدکودک شبیه شده و گاهی برخی جلسات به شکل گفتگوهای خانوادهمحور بینتیجه برگزار میشوند.
جهنم دره ای به اسم آسیاتک یعنی هر چی بگم از مزخرف بودنش کم نمیشه،مثل پادگان نظامی میمونه اصلا هیچ چیز شما براشون مهم نیست جدیدا تماس های تی دی ال تی هم بهمون اضافه کردن بدون هیچ اموزشی،مشترک ها همه از آسیاتک ناراضی هستن من چند ماهه اینجا هستم دارم قرص اعصاب میخورم،تک تک تماس ها رو گوش میدن و نمره منفی میدن و از حقوق کم میکنن،مزخرف تر از اینجا هیچ جایی پیدا نمیکنید
میخوام تجربه خودم رو از فرایند افتضاح و مزخرف شرکت دیجی کالا بگم: به عنوان Senior Software Engineer قرار بود برم دیجی پشمکی کالا اون واحد HR ش که باید درش تخته کنن: خانم فازش معلوم نبود یا کرونا داشت یا آنفولانزا یا روز مصاحبه رو مدام عوض میکرد یا موضوع جلسه رو واروونه میگفت!!!!!! خدا وکیلی کلاه تون هم سمت شرکت دیجی پشمکی افتاد نرین، بیخود نیست که عاشق تعدیل هستن حالا بریم مصاحبه فنی که فقط باید فحش نثارشون کرد: طبق اراجیف اون خانم HR گفتن موضوع مثلا فلان هست، یه بچه دهه 80 اومد واسه مصاحبه که کنار خودش ChatGPT باز کرده داشت سوال با اون طرح میکرد که باید گفت ...... بعد به بچه گفتم کلاسی که نیاز شمارو رفع میکنه یادم رفته باید یه سرچ کنم. گفت به هیچ عنوان!!!!! منم همون لحظه گفتم آقا جمعشون کن این مصاحبه مسخره رو دیجی پشمکی
شرکت رستافن را ترک میکنم چون در نهایت متوجه شدم حقوقم آنقدر نيست که وعدههای اولیه را به ذهن بسپارم. در فرآیند مصاحبه، قولهای زیادی داده میشود، اما با تورم و تغییرات ساعت کاری شناور، فاصله بین قولها و واقعیت بسیار زیاد است. در تیمهای فنی تحقیقات یا تولید، مدیران پاییندستی با رفتارهای بیادبانه و توهینآمیز برخورد میکنند و فضای کار به شکل اربابرعایتی است که همکاران زیر دست را بهنوعی تحت فشار قرار میدهد. فضای همدلی برای همکاری و رشد کم است و برای کسانی که دنبال پیشرفت هستند، معمولا با محدودیتهای زیادی مواجه میشوید و گاه مجبور میشوید فراتر از ساعات کاری کار کنید. در شرایط خاص کشور، امنیت شخصی هم کمی زیر سؤال میرود. شرکت بخشی از هزینههای ناهار را میدهد و میانوعده هم ارائه میکند که خوب است، اما پاداش و سود تنها به برخی تعلق میگیرد و برای کارمندای رده پایین ناچیز است. بیمه تکمیلی هم وجود دارد، اما در کل تجربه از نظر فرصت یادگیری و رشد مطلوب نیست.
در این مجموعه، جو کار بسیار ناسالم و پرتنش است و احساس میکنم مدیریت رفتارهای کنترلگرانه و بیرحمانهای دارد که با منطق و هماهنگی کمتری همراه است. گزارشهای روزانه کار به شکل مکرر درخواست میشود و این نظارت، فشار زیادی به تیم وارد میکند. محصولاتی که به عنوان نمونه معرفی شدهاند، هنوز از نظر کیفیت در جایگاهی نیستند که انتظار میرود و در سایت شرکت هم به نمایش گذاشته شدهاند؛ به نظر میرسد این پروژهها تا کنون توسط مصرفکنندگان جدی استفاده نشدهاند و آمار نصب آنها عمدتا به شرکتکنندگان در فرآیند مصاحبه نسبت داده میشود. شرکت به طور معمول تبلیغات استخدامی متعددی دارد و از داوطلبان خواسته میشود که اپها را نیز نصب کنند. از سوی دیگر، برخی کامنتهای مثبت در شبکههای اجتماعی به صورت ناشناس منتشر میشود و یکی از وظایف منشی شرکت، ثبت این نظرات است. مراسمی برای کارکنان برگزار میشود، اما جو آن به سختی و نامطلوب است و مدیریت با هدف گرفتن عکس، لبخند اجباری را به لبان کارکنان ناراحت میآورد؛ در هنگام قطع شدن کیک، تنش و اعصابخوردی به اوج میرسد. به نظر میرسد ساختار سازمانی قوام ندارد و همه تصمیمها به طور مستقیم از جانب مدیریت اجرایی میشود. ساعات کاری طولانی است و فشاری که از سوی مدیریت غیرمنصفانه و مداوم وجود دارد، به روان و اعصاب کارکنان فشار میآورد. اگر دنبال تجربه کار در محیطی با فضای کاملا پرتنش و ساختار مدیریتی سخت هستید، فرزان را میتوانید تجربه کنید…
ایجاد محیطی پویا و یک تجربه کارآمد برای من در فراداده رایانه سورنا رقم خورد. در این فضا همکاران با دلسوزی همراهی میکردند و فضای حرفهای شرکت فرصت مناسبی برای رشد فردی و ارتقای مهارتهای تخصصی فراهم میشد. از ویژگیهای مثبت حضور در این مجموعه میتوان به نظم سازمانی، احترام متقابل، تعهد به کیفیت کار و روحیه کار تیمی اشاره کرد که تجربه کاربری من را بهبود بخشید. رهبری مجموعه با رویکردی خردمندانه و برنامهریزی دقیق و پشتیبانی مستمر، انگیزهبخش بود و نقش موثری در افزایش سطح کاری و توسعه حرفهای من ایفا کرد. بیصبرانه از فرصتی که برای همکاری در این محیط سازنده داشتم سپاسگزارم.
سلام دوست عزیز، لازمه چند نکته را شفاف خدمتتان عرض کنم: ۱. درباره صحبتهایی که در مورد مدیران شرکت فرمودید: اشاره کردید برخی مدیران «اخراجی» بودهاند؛ این ادعا نادرست است. تمام مدیران فعلی شرکت افراد باتجربه و باسابقه مدیریتی هستند و هیچکدام سابقه اخراج ندارند. اگر شما سند یا اطلاعات دقیق در این مورد دارید، لطفا به عنوان مدیر منابع انسانی به بنده ارائه کنید تا بررسی شود. اما بیان چنین مواردی بدون هویت مشخص، هم یکطرفه قضاوت کردن است و هم دور از انصاف. ۲. موضوعی که فرمودید “دو ماه از زندگیتان حرام شده”: برای اینکه موضوع را دقیق بررسی کنیم، لطفا مشخص بفرمایید منظور چیست؟ آیا کاری خارج از تخصص شما به شما محول شده؟ آیا انتظاری خارج از شرح وظایف از شما خواسته شده؟ آیا حقوق یا مزایای شما پرداخت نشده؟ اینها مسائل مربوط به حقوق منابع انسانی است و قطعا قابل پیگیری است. در خصوص کارانه نیز دقیقا درست است—جزو حقوحقوق شماست و حتی اگر فقط چند ماه حضور داشتید، در زمان تسویه برای شما پرداخت میشود. اگر فکر میکنید حقی از شما تضییع شده، بفرمایید تا پیگیری کنم؛ و اگر نیاز بود، با هم خدمت مدیرعامل محترم مراجعه خواهیم کرد. ۳. درباره مدیرعامل محترم: به نظر میرسد از سوابق ایشان اطلاع کافی ندارید. تنها با یک جستوجوی ساده میتوانید سوابق قابلتوجه ایشان را مشاهده کنید، از جمله: بیش از ۱۷ سال سابقه مدیریتی در بانک ملت، شرکت یاس ارغوانی، بانک سامان، پردازشگران سامان، شرکت خدمات انفورماتیک و نگاه بانک کارآفرین دکتری هوش مصنوعی از دانشگاه تربیت مدرس (۱۳۹۳) ۱۲ سال سابقه تدریس دانشگاهی و مرتبه دانشیاری و دو سال مدیریت عامل همین شرکت در همین دو سال، شرکتی که چهار سال متوالی زیانده و در آستانه تعطیلی بود، به سوددهی پایدار رسیده و یک تیم قوی، متعهد و متخصص برای بانک شکل گرفته است. چند پروژه بزرگ و ملی نیز انشاءالله تا پایان سال رونمایی خواهد شد. بنابراین بهتر است بدون اطلاعات کامل، درباره دیگران داوری نفرمایید. در نهایت، اگر ابهامی دارید یا موضوعی هست که نیاز به صحبت دارد، در اتاق من به روی شما باز است. بیایید حضوری صحبت کنیم تا سوءتفاهمها برطرف شود و اگر حقی برای شما وجود دارد، حتما پیگیری شود.
در این مجموعه، من به عنوان کارشناس فروش مشغول به کار بودم و فضای کاری آن را بسیار دوستانه و امن میدیدم. مدیریان جوان مجموعه را اداره میکنند و این رویکرد موجب شده حضور کارکنان حس تعلق و انگیزه بیشتری داشته باشند. یکی از نکات مثبت، پرداخت منظم حقوق بود؛ علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش نیز دریافت میکردیم که به بهبود انگیزه و رضایت شغلی کمک میکرد.
متشکریم که تجربه تان را به اشتراک گذاشتید. در شرکت آرمان ما به بازخوردهای کارکنان، چه در دوره آزمایشی و چه پس از آن، اهمیت می دهیم و همواره تلاش میکنیم محیطی منصفانه و حرفه ای برای همه اعضای تیم فراهم کنیم.احترام به تفاوت های فردی و دوری از هرگونه تبعیض، بخشی از ارزش های اصلی ماست و ایجاد حس تبعیض یا تقسیم بندی «خودی و ناخودی» چیزی نیست که مورد تایید فرهنگ سازمانی ما باشد. اگر احساس کردید این ارزش ها در طول همکاری رعایت نشده، خوشحال میشویم جزئیات بیشتری از تجربه خود را بصورت مستقیم با واحد منابع انسانی در میان بگذارید تا بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. هدف ما فراهم کردن محیطی است که همه اعضای تیم در آن احساس احترام و ارزشمندی داشته باشند. به هرحال، انتخاب مسیر شغلی حق هر فرد است و امیدواریم در ادامه راه، تجربیات بهتری داشته باشد.
تمام نظرات مثبتی که اینجا نوشته میشه کار همون خانمه،حتی از طرف منابع انسانی نظر مینویسه،حتی اگه به تاریخ و ساعت نگاه کنید میبینید چقدر ناشیانه این کار را انجام میده متاسفانه دو ماه از زندگیمو حرام کسی کردم که اولین سابقه مدیریتی شه و از دو شرکت قبلیش هم اخراج شده و از همه بدتر مدیر عاملی با دو سال سابقه مدیریتی هست که شدیدا پشتیبان این دختره دلیلش بماند برای چه،فقط تو دو ماهی که من بودم پنج نفر از تیم این خانم استعفا دادند در کل سال آمارش بیاد خیلی جالب میشه،خانم ما محترم به جای اینکه بیای اینجا نظر مثبت راجع به خودت بدی بهتره رفتار بیمارگونه خودتو اصلاح کنی اوضاع به جوریه مدیرعامل با اسم منابع انسانی میاد اینجا نظر میده دیگه پی به عمق فاجعه ببرید،کارانه من که جزو حقوقم هست و ندادن
وقتی برای پارس دیتا تصمیم گرفتم کار کنم، فکر میکردم محیطی ساده و امن برای یادگیری هست اما به سرعت متوجه شدم شرایط خیلی متفاوت است. شرکت نسبتا کوچک بود و با بیست تا سی نفر کارمند در ابتدای کار به نظر میرسید؛ اما مشکلات زیادی توی اداره و روابط داخلی وجود داشت. در ابتدا فهمیدم که مدیریت سطح بالایی به نظر غیرشفاف میآمد و رفتارهای غیر حرفهای هم دیده میشد. جو کارگاهی به شدت نسبت به حضور زنان و مردان تفاوت داشت و به رغم وجود دو همکار آقا، باقی کارکنان اغلب با تغییرات مکرر و ترک واحد روبهرو میشدند. قراردادی که امضا میکردیم، اذعان میکرد که باید مدت مشخصی کار کنیم و اگر تصمیم به ترک بگیریم باید با پیامدهایی مانند از دست دادن بخش از حقوق یا مزایا مواجه شویم. با این حال، بسیاری از همکاران بدون پایبندی به قرارداد، شرکت را ترک میکردند. فضای کاری تا حد زیادی ناسالم و غیررایج بود و گفته میشد در بخش لابی، صحبتهای نامناسب و رفتارهای جنسی بین برخی افراد شنیده میشود. علاوه بر این، حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد و مزایا هم وجود نداشت. وضعیت فنی و تخصصی تیم هم رضایتبخش نبود و به نظر میرسید که برخی از تکنسینها تخصص کافی یا مدرک فنی متناسب ندارند. به نظر میرسید که سایت شرکت از سالهای قبل بهروز نشده و این موضوع از طرف کاربران هم گزارش میشد. مدیریت فنی مجموعه به چشم من کمتر به عنوان یک تیم حرفهای IT دیده میشد و ارتباطات برقرار شده با سایر اعضا پرتنش بود. گاهی اختلاف نظرها با کاربران یا کارمندان در محیط کار به مشاجره میکشید و این موضوع کار را برای باقی افراد دشوار میکرد. شنیده میشد که شرکت با رفتن افراد، حقوقی را پرداخت نمیکند یا به تعویق میاندازد و برخی اوقات با قید و حمایت از ترک کار، افراد را تحت فشار قرار میدهد. در کل، وجود نیروی متخصص کافی به نظر نمیرسید و با توجه به پرداختها و فرصتهای یادگیری، به نظر میرسید بیشتر به سمت حفظ نیرو از طریق فشار روانی یا تهدید حرکت میکرد تا سرمایهگذاری واقعی روی توسعه حرفهای افراد. از نظر من، پیشنهاد کار در چنین محیطی برای کسی که به دنبال تجربه و یادگیری واقعی است، تصمیم بهموقع و دقیق میطلبد. به شخصه توصیه نمیکردم که دوباره به این شرکت بیایم، زیرا تجربهام نشان داد که فرصت یادگیری رایگان یا بدون تعهد وجود ندارد و مسائل حقوقی و اخلاقی متعددی در آنجا مطرح است.
وقتی تصمیم گرفتم از شرکت ماموت جدا شوم تا به سازمانی دیگر بپیوندم، متوجه شدم امنیت شغلی در اینجا وجود ندارد و با اینکه فرصت پیشرفت هست، شایستهسالاری به چشم نمیخورد. در این تیم بیاعتمادی و بیانصافی رایج است و ممکن است از هر چیزی بهانهای برای زیرسوال بردن دیگران پیدا شود. برای افرادی که فعلا بیکار هستند، ممکن است اخراج هم بشوند و در نهایت چیزی را از دست نخواهند داد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.