شرکت دلینو را تجربه کردم و احساس کردم مدیرعامل شرکت به اندازه کافی تجربه ندارد و توان مدیریت لازم را ندارد. او بهتر میتواند با افرادی که از خودش پایینتر هستند ارتباط برقرار کند. منابع انسانی در حال حاضر ضعف زیادی دارد و هر کار مربوط به منابع انسانی مدتی طول میکشد تا به نتیجه برسد. فضای شرکت را مثل آرایشگاه میبیند و واقعا رفتار سازمانی ندارد. سلطه و جایگاهها در شرکت به درستی رعایت نمیشود و مدیریت بهطور کلی وجود ندارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من که سالها در منشور سیمین کار میکردم، تجدید نظر در اشتراکگذاری احساساتم الزامی بود. آن روزها فهمیدم که با رفتن نوری، خیلی از مشکلات داخلی شرکت به ظاهر حل شد، اگرچه حقیقت این نیست که آن تغییرات، به طور کامل بیماریها را از بین برده باشد. قبل از جدا شدن او، او را به عنوان منشا بسیاری از زیرآبزنیها میدانستم و این موضوع در چند واحد شرکت به وضوح قابل مشاهده بود. وقتی از شرکت رفته، به نظر میرسید رفتار و شخصیت او در افراد دیگر پخش شده و هر کسی که در جایگاه او قرار میگرفت، آن رفتار را بهنوعی بهعنوان وظیفه عملکردی خود میدانست. گردانندگان شرکت همچنان به نظر میرسد کنار هم مانند گروهی از افراد کنجکاو در محلههای قدیمی تهران بمانند؛ لیدر این گروه، به نظر من، کسی است که توان مدیریت اجرایی را داشت. به نظر میرسد مسائل و مشکلات برای مدیرعامل شرکت اصلا اهمیت ندارد، زیرا منشور سیمین را فقط به عنوان پوششی برای پولشویی میبیند. اما شستن پول با خون، نه تنها پول را پاک نمیکند بلکه باعث آلودگی بیشتر میشود.
من چندین سال توی شرکت کار کردم و این اواخر افتضاح شده بود تصمیم گیری های سلیقه ای ارزیابی عملکرد بسیار ضعیف و رشد و ارتقا عملا صفر .تنها درصورتی کار کردن در این شرکت به نفع شما بود که یک ارتباط دوستانه یا نسبتی با مدیر منابع انسانی شرکت داشته باشی . من وقتی محل کارم رو تغییر دادم و خداروشکر وارد یک مجموعه استاندارد شدم متوجه شدم اداره سرمایه انسانی شرکت به شدت ضعیف عمل می کرده البته یه نکنه خدمتتون بگم اونم این بود رییس منابع انسانی شرکت مقصر نبود ایشون سالیان سال رییس یک اداره فنی بزرگ بوده و تجربه ای در زمینه منابع انسانی نداشته و در کنار این وظیفه مسئولیت رییس منابع انسانی هم به ایشون داده شده بود. دو فیلد کاری کاملا متفاوت و هردو شغل همزمان هر شخصی رو خسته و دچار تصمیم گیری های اشتباه میکنه اولا هر اداره با مشکلات و مسایل و حجم کار بالایی روبرو هست که نیاز به تمرکز روی اون اداره داره و چون مدیر زمان تمرکز روی هردو اداره رو نداره مجبوره کار رو به دیگران بسپاره و چون مجبوره که از نفرات مورد اعتمادش استفاده کنه خیلی وقت ها کار و تصمیم گیری ها اداره سرمایه به دست همکاران اداره فنی انجام میشه و شاید بالعکس .و ثانیا جالب تر این که مدیر سرمایه انسانی فردی رو به عنوان کارشناس منابع انسانی استخدام کرده بود که احساس اینکه ایشون نیروی مدیر باشن رو نداشتی و بیشتر ارتباط دوستانه داشتند به طوری که دایما این کارشناس در این اداره فنی می چرخید و یا تو اتاق مدیر بود و خیلی کم تو واحدخودش یعنی سرمایه انسانی حضور داشت چون مدیر سرمایه انسانی تو اداره سرمایه انسانی نبود ودر اداره فنی مستقر بود واگر ما بچه های واحد فنی کاری با مدیر داشتیم این کارشناس اتاقش بود و نمی تونستیم مطرح کنیم و دلیل بعدی این بود چون مدیر چیزی از منابع انسانی نمی دونست حرف این کارشناس که اونم چیزی نمی دونست ولی چون چند تا اصطلاح منابع انسانی بلد بود رو به عنوان ملاک قرار میداد به طوری که من یک نیروی فنی حرفه ای با سابقه حقوق خیلی پایین تر از این کارشناس می گرفتم و حقوق ایشون در حد یک معاون متخصص فنی و حرفه ای شرکت بود طوری که خیلی وقت ها شک می کردیم و می گفتیم صد در صد نسبتی با مدیر دارد چون عملکرد این خانم اصلا قابل دفاع نبود از زمان حضور ایشون عدم ماندگاری پرسنل استخدام ضعیف نارضایتی بالای پرسنل و عدم اعمال ارزیابی عملکرد صحیح تو مجموعه بوجود اومد.در پایان امیدوارم به زودی این مشکلات برطرف بشه و شرکت تیم منابع انسانی قوی استخدام کنه تا مشکلات این شرکت تا حد زیادی برطرف بشه من در محل کار جدیدم متوجه شدم تیم منابع انسانی قوی روی برطرف نمودن عملکرد ضعیف مدیران و ارزیابی صحیح عملکرد کارکنان به حداقل رساندن بی عدالتی بالا بردن انگیزه کارکنان رشد و ارتقا عادلانه نیروها تاثیر به سزایی داره وبا برطرف کردن این مشکلات هیچ نیرویی مجبور نیست کار و محیطی که دوست داره رو به خاطر شرایط بد ترک کنه
تو تجربه کاری کمتر از دو ماهه خودم بهتون بگم شرکت از افرادی با سطح بسیار پایین تشکیل شده،به چشمم دیدم مدیر مدعی خودم راجع به یه مدیر دیگه داشت با یه مدیر پر حاشیه دیگه زیرابشو میزد،به هر چیزی فکر میکنند جز کار،وقتی که دیدم سطح شرکت چقدر پایینه استعفا دادم حقوقمو ندادن😁 از بچه ها شنیدم یک مدیر پرحاشیه خانم اونجا داره که به بچه هاش میگه بیان اینجا کامنت مثبت بذارند،افراد سالم و حرفه ای استعفا میدن و میرند پاچه خواران باقی می مونند،خدا را گواه میگیرم هر چیز بدی اینجا نوشته من در اون تایم کوتاه اونجا دیدم
برای من که سالها در صنعت این کار را دنبال میکنم، بیثباتی شدید و بیاعتمادی به آینده کار از همه چیز بدتر است؛ با وجودکسانی که واقعا تخصص و دقت دارند، تعدادشان خیلی کم است و اغلب مدیران به دلیل پارتیبازی و ارتباطات در پستهایشان حضور دارند.
سلام خدمت دوستان امیدوارم تجربم براتون مفید باشه تجربه من حاصل ۲ سال کار در مجموعه دیجی کالا انبار دانش هست در واحد پیکاپ کار میکردم کار خیلی سختیه سعی کنید فقط به عنوان کار دوم بهش نگاه کنید نه کار ثابت چون واقعا شیره جونتون کشیده میشه هر از گاهی اعصاب خوردی هم داره سرگروه های پیکاپ که من باهاشون کار کردم آدمای بدی نیستن و اونطور که بقیه میگن یزید نیستن رفتارشون باهات بستگی به کارت داره اونجا هر واحد یه آماری داره آمار و بزنی کسی باهات کاری نداره ولی اگه آمار نزنی برخورد خوبی باهات نمیشه حق و حقوق و مزایای پاره وقت و فلکس زیاد فرقی نداره ولی فلکس هم تازگیا کم میگیرن زیاد شیفت نمیدن دیگه عین قدیم ولی از یه چیز واحد پیکاپ خیلی بدم اومد تو این دو سالی که اونجا بودم زیراب زنیه به طوری به چشم دیدم دو تا رفیق که از قدیم با هم کار میکنن سر یه میز با هم غذا میخورن زیرآب همو میزنن و واقعا خیلی حالمو خراب کرد و در آخر راجب یکی از سرگروه ها یا تیم هد ها که باهاش کار کردم و دوست دارم راجبش صحبت کنم آقای ح ق هستش واقعا آدم دلسوز و کار راه اندازیه خیلی مهربونه من به شخصه تا به حال ندیدم با کسی بد برخورد کنه و کسی رو ناراحت کنه هر کی تو پیکاپ کار میکنه دوست دوست داره تو تیم ایشون باشه واقعا مرد شریف و زحمتکشی هستش و سطحش از بقیه تیم هد ها بالاتره
من در شرکت فرآزما پانزده سال خدمت کردم و دستاوردها و خدماتی بزرگ در سطح ملی ارائه شد. در این مدت کوچکترین بیاحترامی یا تاخیری در پرداخت حقوق به هیچیک از همکاران، از جمله خودم، دیده نشد و این موضوع واقعا نشان از انصاف بالای مجموعه دارد. با خواندن آن دو سه نفر که طی بیست و پنج سال اخیر چنین نوشتههایی منتشر کردهاند، شوکه شدم و حس کردم بهتر است توضیحی ارائه دهم. ای کاش تجربههای کاری که تا این حد اعتبار شرکتها را زیر سوال میبردند، دارای سازوکاری دوطرفه و معتبر برای صحتسنجی باشند تا همه چیز منصفانه روشن شود. با وجود این، مشخص نیست نویسنده آیا واقعا کارمند بوده و اگر بوده، چرا و برای چه مدت چنین ادعایی مطرح شده است.
در اینجا احساس میکنم که به شکل مدرن بردهداری جریان دارد و این تنها توضیحی است که میتوانم برای شرایط کار در این شرکت به ذهن بیاورم. حقوق کم، فشار و حجم کار بالا، و بیاحترامی فراوان به کارکنان از جمله تجربههای من بود. انگار فقط کارهای تکراری انجام میدادم و درآمدم به جیب مدیران میرفت. این تجربه را بدترین تجربه دوران کاریام میدانم.
با سلام،با توجه به اینکه اوضاع کار چندان جالب نیست اگر فرصتی پیدا کردید در این شرکت کار کنید، اما قبلش چند نکته درنظر بگیرید، اگر خدمتکارید به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید چون مثل برده باهاتون رفتار میشه. اگر پشتیبانید اصلا در این شرکت کار نکنید چون انقدر مشکل داره برنامه ها که از شدت کار و جوابگویی هر روز با سردرد خونه میرید. اگر تست برنامه هستید به هیچ عنوان در این شرکتی که برنامه هاش پر از باگ هست کار نکنید، اگر دیجیتال مارکتر هستید به هیچ عنوان از جلو در این شرکت رد نشید چون یه مدیر به شدت چاپلوس و زیراب زن و بشدت دانش علمی پایین داره و انقدر هول دختر هست که حلقه ازدواجشو دم در شرکت درمیاره که مبادا کسی بفهمه ازدواج کرده، اگر برنامه نویس هستید اصلا رزمونه نفرستید این شرکت چون یه چیزایی میگن پیاده کنید که اصلا تخصص شما نیست ، اگر تو بخش انبار کار میکنید اصلا نیایید این شرکت چون بجز انبار حمالی تمامی شرکت از جمله تمیزکاری شرکت هم وظیفه شماست. اگر نیرو انسانی هستید که اصلا اسم شرکت هم نیارید چون بشدت باند بازی هست توش یه زنیکه بی ادب هم گذاشتن راس کار که با بد دهنی و مسخر دیگران ارضا میشه ولی نمیدونه که کل شرکت مسخرش میکنن اگر بخش شبکه کار میکنید اصلا فکرشم نکنید که یه ساعت توی این شرکت کار کنید، حتی برق کشی یه سوله دیگه توی ناکجاآباد هم میدن شما باید انجام بدید و تهدید میکنن اگر انجام ندید سرویس میشید، اخراج نمیکنن چون همه از خداشونه اخراج بشن و برن ، سر روشن کردن کیس میکشنت پایین چونزحمت نمیدن که دست مبارکشونو بزنن به دکمه روشن یا شایدم بلد نیستن، اگر هیچ شغلی ندارید و صرفا ادم هستید توصیه میکنم اصلا فکر نکنید به این شرکت چون بشدت بجای تمرکز روی کار روی کم کردن حقوق تمرکز کردن اگر شال داشته باشه فلان قدر کم میشه، اگر سیگاری هستی بیشتر از دوبار بکشی فلان قدر کم میشه، اگر با همکارت صحبت کنید فلان قدر کم میشه، اگر گوشی دستت باشه فلان قدر کم میشه، اگر موهات بیرون باشه فلان قدر اگر آستین کوتاه بپوشی فلان قدر حقوقشونم دوپارت میدن بهت یجوری میدن که اصلا حس نمیکنی حقوق گرفتی سر تاخیر و این مزخرفات کم میکنن و خورد خورد میدن بهت ته ماه اصلا نمیفهمی چی شد حقوق دادن یا نه، تقریبا یروز درمیون صدای دادو بیداد مدیر شرکت همجای شرکتو پر میکنه، شرکت هم شبیه ترکیه هست هرکی با یکی یا دوتا تو شرکت رابطه داره حتی شخصی هست تو شرکت که مرتبه مدیر یه بخشی هست که همزمان با ۳تا از زیردستیاش تو رابطه هست و کلا جو نامناسب برای ادم ها هست( چه خانم چه اقا و چه دوجنسه ها) اگر چشمانی قوی دارید و گوشی شنوا و دستانی نرم این شرکت مخصوص شماست که پشت دوربین بشینید (چون تقریبا به ازای هر کارمند دوتا دوربین هست) و ببینید و بشنوید و برید سریع به مدیر گذارش بدید با دستانی نرم، و مدیر بشدت استقبال میکنه چون حقوق قراره کم بشه درضمن شرکت تایگر و نوین و دی کامپیوتر همش یکیه و یک روح در سه بدن ،مهم اینه روح خرابه بنده هم چندین سال هست توی این شرکت با تهدید موندم و راه خروجی ندارم و هر سال با وعده های دروغین و تهدید نگهم میدارن و صرفا نمیخوام کسی مثل من صدلعنت به خودش بفرسته ما سوختیم شما نسوزید یا حق
من با شرکت نوید آوران ویستا تام (توتال) تجربهای کار کردم. مدیریت به صورت میکرو و محدود به جزییات کوچک است و اکثر رفتارها غیر حرفهای دیده میشود. در زمان بحران هیچ سیستم مدیریت بحران مشخصی وجود ندارد و به جای حل مسئله، به دنبال مقصر میگردند. به صورت مداوم درباره ارتقای شغلی صحبت میشود، اما غالبا این قولها عملی نمیشود تا زمانی که من ترک نکنم و بمانم. نیرویی که حاشیهسازی میکند، نسبت به others ارجحیت دارد و حتی در پرداخت حقوق در اولویت است. هر گونه انتقاد یا درخواست راهکار برای بهبود شرایط به مدیرعامل منتقل میشود و ایشان با اشاره به آینده، قولهای عملی را به تعویق میاندازد. مرخصی استعلاجی وجود ندارد و اضافهکاریها نیز پرداخت نمیشوند و فشار غیرمنطقی به انجام اضافهکاری وجود دارد. اعتماد بین همکاران و به ویژه در سطح مدیریتی به شدت پایین است و این بیاعتمادی حتی میان پرسنل عادی هم دیده میشود.
همین الان در سایت کاریابی رزومه من بعد 3سال هممممممممممچنان درحال بررسیه توسط سداد چه این داده پردازی چه پرداخت الکترونیک اگر رزومتون دستی به واحدی که نیرو میخان نرسه هیچ جوره جذب نمیشید متاسفانه چند نغریو از سایتهایی که اگهی دادن دعوت به مصاحبهه میکنند و وقتتشونو میگیرن اما در نهایت هییییییییییییییچ
برای پوزیشن دات نت رفته بودم مصاحبه سختی بود انتظارش رو نداشتم، محیط ساکت و منظمی بنظرم امد، بر خلاف کامنت هایی که دیدم در خصوص محیط شرکتشون، در ضمن مصاحبه کننده هم فرد محترم و معقولی بودند. فقط زمان شروع به کارش کمی زود بود و مورد دیگش هم اینکه انتظار دریافتی بیشتری داشتم که قرار شد اطلاع بدن
در اینجا تجربهام با این شرکت را بازنویسی میکنم تا به زبان روشنتر و طبیعیتری بیان شود. کار با پروژههای نرمافزاری شروع شد و شرکت اگرچه کوچک است، تیمی باکیفیت و همدل دارد. من یک سال است که اینجا حضور دارم و از محیط کار رضایت دارم. واضح است که برخی نظرات قبلی به قصد خرابکردن چهرهی شرکت مطرح شدهاند وگرنه مشکلاتی که مطرح شدهاند در شرکت وجود ندارد. فرهنگ سازمانی خوبی حاکم است و مزایای اولیهای هم ارائه میشود. همچنین ایدههای جالبی را پیاده میکنند که ممکن است در جاهای دیگر بهراحتی پیدا نشود.
در شرکت فرآزما جو آرامش پیدا نمیکردم و از روزهای اول احساس فشار و نارضایتی داشتم. مدیر عامل به نظر میرسید هدف اصلیاش پول و زمانبندی پروژهها بود و برخلاف وعدهها هر ماه با تاخیر در پرداخت حقوق روبهرو میشدیم و گاه با توضیحاتی که هیچگاه به واقعیت منطبق نبود، اوضاع به سردرگمی میرسید. بهعنوان مثال بارها شنیده بودم که پول میتواند در لحظهای ناگهان داده شود یا نه، و این روی روحیه تیم تاثیر منفی میگذاشت. از نظر مدیریتی هم اوضاع مساعد نبود؛ مدیری که به نظر میرسید انتظارات مشخصی از کارها ندارد و هر روز پیشنهاد یا تأکیدش متفاوت میشد. در طول مدت حضور من، چندین نفر از اعضای تیم آمدند و رفتند و هیچیک نتوانستند ثبات داشته باشند، دلیل اصلی اغلب همین رفتارهای نامشخص مدیر بود. رفتار روزمره او بهگونهای بود که برای پیگیری کارها، برداشتن قدم درست و داشتن انسجام تیمی مشکل بود؛ همیشه پرسش میکرد که چه کار کردهای و چرا آن کار را انجام ندادهای، حتی اگر بهصراحت گفته میشد مدتزمان مشخصی لازم است. فضای کاری بیش از حد خشک بود و حمایتی از نظر روحی یا فنی برای کارمندان وجود نداشت. حقوقهای سنواتی و عیدی پرداخت نمیشد و مزایا هم به جز یک آبسردکن با وضعیت نامناسب ارائه نمیشد که حتی آبش هم بهندرت تعویض میشد. از نظر تمرکز روی کیفیت کار و مدیریت تسکها، توجه چندانی وجود نداشت و نکتهی مهم این بود که پرداخت اضافهکاری بهطور کامل برقرار نبود. در توافقهای اولیهای که در روز مصاحبه مطرح شد، مدیر عامل بهطور مداوم موضع خود را تغییر میداد و بارها حرفی که گفته بود را نقض میکرد. خروجی کار همواره با این تلقی روبهرو میشد که انگار کار خیلی کم انجام شده یا از توان کارمند کاسته شده است. رفتارهای ناخوشایند و شوخیهای نامناسب در جلسات، بهخصوص با لحن تداخلگر و توهینآمیز، فضای جلسه را به شدت مخدوش میکرد. معیارهای ارزیابی مانند تعهد به مستندسازی، ثبت دقیق تستها و مشخص بودن نتایج بهطور منظم وجود نداشت و برای اطمینان از پرداختها هم باید پیگیریهای مداوم انجام میشد تا مطمئن شویم پرداختها انجام میگیرد. نبود تیم حسابداری و اصرار مدیر عامل به انجام کارهای مالی خود، باعث میشد فشار کار بالا رود و مسئولیتهای اضافی به افراد سپرده شود. فرض این بود که مدیرعامل با نگرش و رویکردی متفاوت به پروژهها نگاه میکند و به PM ارزشی قائل نبود یا تصور میکرد میتواند همه کارها را بهتنهایی انجام دهد. جو کار بهطور کلی سمی بود و رفتارهای جنسی نامناسب در برخی صحبتها و نگاهها به وضوح دیده میشد. در نهایت، مالکیت و وضع مالی شخصی مدیر شرکت نیز بر فضا و تصمیمها تاثیر میگذاشت؛ به طوری که گاه از فروش داراییها صحبت میکرد و قیمتها را بهنحوی غیرمنصفانه تنظیم میکرد. چندباره چنین گفتهی مطرح میشد که داراییها فروخته خواهند شد، اما واقعیتها همواره با این وعدهها همسو نبود. این تجربه بهعنوان یک فرصت یادگیری، به من نشان داد که محیطی با این سطح از بیثباتی، نبود شفافیت در پرداختها و رفتارهای نامناسب مدیران، واقعا برای کارمندان مناسب نیست و بهتر است پیش از پیوستن به چنین شرکتی، تمامی جوانب مربوط به فرهنگ سازمانی و شیوه
من با دوستی که نوشته: "به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن." 1000 درصد موافقم خود من چهار بار این شرکت رزومه دادم و رفتم یک مصاحبه مسخره ماراتن 3.5 ساعته!!!!!!! الان 2 ماه گذشته و هیچ جواب ندادن که نتیجه چی شد!! آخه مگه بیکارین که وقت مردم هدر میدین "شرکت داده ورزی سداد" #سازمان_اتلاف_وقت #داده_ورزی_سداد
به این شرکت آزمایشی وارد نشید چون به نظرم خیلی بیثبات میباره و برای من همون تجربه بود. بهگمانم اون فردی که حالا ادعای دفاع از شرکت رو میکنه و اخیرا کنار رفت، بهتره بیاد و نظرش رو دقیقتر توضیح بده. من به عنوان کارشناس تجربه میکنم که شرکت بیمه تکمیلی ندارد و حقوق با تأخیر پرداخت میشود. نظم کارها خیلی کم است و امنیت شغلی و امکان پیشرفت هم محسوس نیست. قرارداد هم سفته میگرفت و این موضوع خیلی شتابزده و نامعمول به نظر میرسید. این مسائل نه فقط برای من که واقعا برای همه همکاران وجود داشت و بهنظر میرسد که فراتر از یک تجربه فردی است. اگر شما تجربهای ندارید، لزوما برای بار اول لازم نیست، اما بهنظر من شرکت در زمینه پرداخت حقوق، بیمه و امنیت شغلی خیلی منظم نیست.
به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن. من و سه تا ازدوستانم تقریبا سه ماه پیش بود برای سداد روزمه دادیم، بالاخره دعوت به مصاحبه شدیم. شیوه مصاحبه: بیسواد ترین، بیسوادترین افراد به عنوان مصاحبه کننده اومدن. حدود 4 ساعت مصاحبه کردن.(سوالات فضایی و افتضاح و جک) هنوز که هنوزه واحد منابع انسانی این شرکت متوهم هیچ تماسی نگرفته که نتیجه مصاحبه رو بگه!!!!!! تاکید میکنم این شرکت اصلا تصمیم به جذب نیرو نداره.
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعا وجود ندارد.
عجیب اینجاست که بیزینس سپردن به عقده های م.م اچ آر بی پی برای این زن اصلا مهمنیست شرکت نتیجه بگیره یا نگیره فقط براش مهمه قدرت نمایی کنه آدمهای خودشو گوشه کنار شرکت بچینه از وقتی این خانم بیسواد اچ ار بی پی کامرشال شد کامرشال و بیزینس فنا شد بابا این مثلا مدیر جذب بود سرگرم بود حالا خیلی اونجا دستاورد داشت اچ ار بی پی کردین؟ چی میدونست اصلا عدد میفهمید حقوق دستمزد میفهمید بعد خنده دار پوزیشنهایی که تو لینکدین واسه خودش میزنه اچ ار بی پی سینیور منیجر چه صیغه ای سراسر این زن عقده ست و بقدری دلش سیاهه که تو قیافه ش میشه دید این سیاهی
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعا پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقا چندم حقوق دارم.
شرکت دلینو را تجربه کردم و احساس کردم مدیرعامل شرکت به اندازه کافی تجربه ندارد و توان مدیریت لازم را ندارد. او بهتر میتواند با افرادی که از خودش پایینتر هستند ارتباط برقرار کند. منابع انسانی در حال حاضر ضعف زیادی دارد و هر کار مربوط به منابع انسانی مدتی طول میکشد تا به نتیجه برسد. فضای شرکت را مثل آرایشگاه میبیند و واقعا رفتار سازمانی ندارد. سلطه و جایگاهها در شرکت به درستی رعایت نمیشود و مدیریت بهطور کلی وجود ندارد.
برای من که سالها در منشور سیمین کار میکردم، تجدید نظر در اشتراکگذاری احساساتم الزامی بود. آن روزها فهمیدم که با رفتن نوری، خیلی از مشکلات داخلی شرکت به ظاهر حل شد، اگرچه حقیقت این نیست که آن تغییرات، به طور کامل بیماریها را از بین برده باشد. قبل از جدا شدن او، او را به عنوان منشا بسیاری از زیرآبزنیها میدانستم و این موضوع در چند واحد شرکت به وضوح قابل مشاهده بود. وقتی از شرکت رفته، به نظر میرسید رفتار و شخصیت او در افراد دیگر پخش شده و هر کسی که در جایگاه او قرار میگرفت، آن رفتار را بهنوعی بهعنوان وظیفه عملکردی خود میدانست. گردانندگان شرکت همچنان به نظر میرسد کنار هم مانند گروهی از افراد کنجکاو در محلههای قدیمی تهران بمانند؛ لیدر این گروه، به نظر من، کسی است که توان مدیریت اجرایی را داشت. به نظر میرسد مسائل و مشکلات برای مدیرعامل شرکت اصلا اهمیت ندارد، زیرا منشور سیمین را فقط به عنوان پوششی برای پولشویی میبیند. اما شستن پول با خون، نه تنها پول را پاک نمیکند بلکه باعث آلودگی بیشتر میشود.
من چندین سال توی شرکت کار کردم و این اواخر افتضاح شده بود تصمیم گیری های سلیقه ای ارزیابی عملکرد بسیار ضعیف و رشد و ارتقا عملا صفر .تنها درصورتی کار کردن در این شرکت به نفع شما بود که یک ارتباط دوستانه یا نسبتی با مدیر منابع انسانی شرکت داشته باشی . من وقتی محل کارم رو تغییر دادم و خداروشکر وارد یک مجموعه استاندارد شدم متوجه شدم اداره سرمایه انسانی شرکت به شدت ضعیف عمل می کرده البته یه نکنه خدمتتون بگم اونم این بود رییس منابع انسانی شرکت مقصر نبود ایشون سالیان سال رییس یک اداره فنی بزرگ بوده و تجربه ای در زمینه منابع انسانی نداشته و در کنار این وظیفه مسئولیت رییس منابع انسانی هم به ایشون داده شده بود. دو فیلد کاری کاملا متفاوت و هردو شغل همزمان هر شخصی رو خسته و دچار تصمیم گیری های اشتباه میکنه اولا هر اداره با مشکلات و مسایل و حجم کار بالایی روبرو هست که نیاز به تمرکز روی اون اداره داره و چون مدیر زمان تمرکز روی هردو اداره رو نداره مجبوره کار رو به دیگران بسپاره و چون مجبوره که از نفرات مورد اعتمادش استفاده کنه خیلی وقت ها کار و تصمیم گیری ها اداره سرمایه به دست همکاران اداره فنی انجام میشه و شاید بالعکس .و ثانیا جالب تر این که مدیر سرمایه انسانی فردی رو به عنوان کارشناس منابع انسانی استخدام کرده بود که احساس اینکه ایشون نیروی مدیر باشن رو نداشتی و بیشتر ارتباط دوستانه داشتند به طوری که دایما این کارشناس در این اداره فنی می چرخید و یا تو اتاق مدیر بود و خیلی کم تو واحدخودش یعنی سرمایه انسانی حضور داشت چون مدیر سرمایه انسانی تو اداره سرمایه انسانی نبود ودر اداره فنی مستقر بود واگر ما بچه های واحد فنی کاری با مدیر داشتیم این کارشناس اتاقش بود و نمی تونستیم مطرح کنیم و دلیل بعدی این بود چون مدیر چیزی از منابع انسانی نمی دونست حرف این کارشناس که اونم چیزی نمی دونست ولی چون چند تا اصطلاح منابع انسانی بلد بود رو به عنوان ملاک قرار میداد به طوری که من یک نیروی فنی حرفه ای با سابقه حقوق خیلی پایین تر از این کارشناس می گرفتم و حقوق ایشون در حد یک معاون متخصص فنی و حرفه ای شرکت بود طوری که خیلی وقت ها شک می کردیم و می گفتیم صد در صد نسبتی با مدیر دارد چون عملکرد این خانم اصلا قابل دفاع نبود از زمان حضور ایشون عدم ماندگاری پرسنل استخدام ضعیف نارضایتی بالای پرسنل و عدم اعمال ارزیابی عملکرد صحیح تو مجموعه بوجود اومد.در پایان امیدوارم به زودی این مشکلات برطرف بشه و شرکت تیم منابع انسانی قوی استخدام کنه تا مشکلات این شرکت تا حد زیادی برطرف بشه من در محل کار جدیدم متوجه شدم تیم منابع انسانی قوی روی برطرف نمودن عملکرد ضعیف مدیران و ارزیابی صحیح عملکرد کارکنان به حداقل رساندن بی عدالتی بالا بردن انگیزه کارکنان رشد و ارتقا عادلانه نیروها تاثیر به سزایی داره وبا برطرف کردن این مشکلات هیچ نیرویی مجبور نیست کار و محیطی که دوست داره رو به خاطر شرایط بد ترک کنه
تو تجربه کاری کمتر از دو ماهه خودم بهتون بگم شرکت از افرادی با سطح بسیار پایین تشکیل شده،به چشمم دیدم مدیر مدعی خودم راجع به یه مدیر دیگه داشت با یه مدیر پر حاشیه دیگه زیرابشو میزد،به هر چیزی فکر میکنند جز کار،وقتی که دیدم سطح شرکت چقدر پایینه استعفا دادم حقوقمو ندادن😁 از بچه ها شنیدم یک مدیر پرحاشیه خانم اونجا داره که به بچه هاش میگه بیان اینجا کامنت مثبت بذارند،افراد سالم و حرفه ای استعفا میدن و میرند پاچه خواران باقی می مونند،خدا را گواه میگیرم هر چیز بدی اینجا نوشته من در اون تایم کوتاه اونجا دیدم
برای من که سالها در صنعت این کار را دنبال میکنم، بیثباتی شدید و بیاعتمادی به آینده کار از همه چیز بدتر است؛ با وجودکسانی که واقعا تخصص و دقت دارند، تعدادشان خیلی کم است و اغلب مدیران به دلیل پارتیبازی و ارتباطات در پستهایشان حضور دارند.
سلام خدمت دوستان امیدوارم تجربم براتون مفید باشه تجربه من حاصل ۲ سال کار در مجموعه دیجی کالا انبار دانش هست در واحد پیکاپ کار میکردم کار خیلی سختیه سعی کنید فقط به عنوان کار دوم بهش نگاه کنید نه کار ثابت چون واقعا شیره جونتون کشیده میشه هر از گاهی اعصاب خوردی هم داره سرگروه های پیکاپ که من باهاشون کار کردم آدمای بدی نیستن و اونطور که بقیه میگن یزید نیستن رفتارشون باهات بستگی به کارت داره اونجا هر واحد یه آماری داره آمار و بزنی کسی باهات کاری نداره ولی اگه آمار نزنی برخورد خوبی باهات نمیشه حق و حقوق و مزایای پاره وقت و فلکس زیاد فرقی نداره ولی فلکس هم تازگیا کم میگیرن زیاد شیفت نمیدن دیگه عین قدیم ولی از یه چیز واحد پیکاپ خیلی بدم اومد تو این دو سالی که اونجا بودم زیراب زنیه به طوری به چشم دیدم دو تا رفیق که از قدیم با هم کار میکنن سر یه میز با هم غذا میخورن زیرآب همو میزنن و واقعا خیلی حالمو خراب کرد و در آخر راجب یکی از سرگروه ها یا تیم هد ها که باهاش کار کردم و دوست دارم راجبش صحبت کنم آقای ح ق هستش واقعا آدم دلسوز و کار راه اندازیه خیلی مهربونه من به شخصه تا به حال ندیدم با کسی بد برخورد کنه و کسی رو ناراحت کنه هر کی تو پیکاپ کار میکنه دوست دوست داره تو تیم ایشون باشه واقعا مرد شریف و زحمتکشی هستش و سطحش از بقیه تیم هد ها بالاتره
من در شرکت فرآزما پانزده سال خدمت کردم و دستاوردها و خدماتی بزرگ در سطح ملی ارائه شد. در این مدت کوچکترین بیاحترامی یا تاخیری در پرداخت حقوق به هیچیک از همکاران، از جمله خودم، دیده نشد و این موضوع واقعا نشان از انصاف بالای مجموعه دارد. با خواندن آن دو سه نفر که طی بیست و پنج سال اخیر چنین نوشتههایی منتشر کردهاند، شوکه شدم و حس کردم بهتر است توضیحی ارائه دهم. ای کاش تجربههای کاری که تا این حد اعتبار شرکتها را زیر سوال میبردند، دارای سازوکاری دوطرفه و معتبر برای صحتسنجی باشند تا همه چیز منصفانه روشن شود. با وجود این، مشخص نیست نویسنده آیا واقعا کارمند بوده و اگر بوده، چرا و برای چه مدت چنین ادعایی مطرح شده است.
در اینجا احساس میکنم که به شکل مدرن بردهداری جریان دارد و این تنها توضیحی است که میتوانم برای شرایط کار در این شرکت به ذهن بیاورم. حقوق کم، فشار و حجم کار بالا، و بیاحترامی فراوان به کارکنان از جمله تجربههای من بود. انگار فقط کارهای تکراری انجام میدادم و درآمدم به جیب مدیران میرفت. این تجربه را بدترین تجربه دوران کاریام میدانم.
با سلام،با توجه به اینکه اوضاع کار چندان جالب نیست اگر فرصتی پیدا کردید در این شرکت کار کنید، اما قبلش چند نکته درنظر بگیرید، اگر خدمتکارید به هیچ عنوان در این شرکت کار نکنید چون مثل برده باهاتون رفتار میشه. اگر پشتیبانید اصلا در این شرکت کار نکنید چون انقدر مشکل داره برنامه ها که از شدت کار و جوابگویی هر روز با سردرد خونه میرید. اگر تست برنامه هستید به هیچ عنوان در این شرکتی که برنامه هاش پر از باگ هست کار نکنید، اگر دیجیتال مارکتر هستید به هیچ عنوان از جلو در این شرکت رد نشید چون یه مدیر به شدت چاپلوس و زیراب زن و بشدت دانش علمی پایین داره و انقدر هول دختر هست که حلقه ازدواجشو دم در شرکت درمیاره که مبادا کسی بفهمه ازدواج کرده، اگر برنامه نویس هستید اصلا رزمونه نفرستید این شرکت چون یه چیزایی میگن پیاده کنید که اصلا تخصص شما نیست ، اگر تو بخش انبار کار میکنید اصلا نیایید این شرکت چون بجز انبار حمالی تمامی شرکت از جمله تمیزکاری شرکت هم وظیفه شماست. اگر نیرو انسانی هستید که اصلا اسم شرکت هم نیارید چون بشدت باند بازی هست توش یه زنیکه بی ادب هم گذاشتن راس کار که با بد دهنی و مسخر دیگران ارضا میشه ولی نمیدونه که کل شرکت مسخرش میکنن اگر بخش شبکه کار میکنید اصلا فکرشم نکنید که یه ساعت توی این شرکت کار کنید، حتی برق کشی یه سوله دیگه توی ناکجاآباد هم میدن شما باید انجام بدید و تهدید میکنن اگر انجام ندید سرویس میشید، اخراج نمیکنن چون همه از خداشونه اخراج بشن و برن ، سر روشن کردن کیس میکشنت پایین چونزحمت نمیدن که دست مبارکشونو بزنن به دکمه روشن یا شایدم بلد نیستن، اگر هیچ شغلی ندارید و صرفا ادم هستید توصیه میکنم اصلا فکر نکنید به این شرکت چون بشدت بجای تمرکز روی کار روی کم کردن حقوق تمرکز کردن اگر شال داشته باشه فلان قدر کم میشه، اگر سیگاری هستی بیشتر از دوبار بکشی فلان قدر کم میشه، اگر با همکارت صحبت کنید فلان قدر کم میشه، اگر گوشی دستت باشه فلان قدر کم میشه، اگر موهات بیرون باشه فلان قدر اگر آستین کوتاه بپوشی فلان قدر حقوقشونم دوپارت میدن بهت یجوری میدن که اصلا حس نمیکنی حقوق گرفتی سر تاخیر و این مزخرفات کم میکنن و خورد خورد میدن بهت ته ماه اصلا نمیفهمی چی شد حقوق دادن یا نه، تقریبا یروز درمیون صدای دادو بیداد مدیر شرکت همجای شرکتو پر میکنه، شرکت هم شبیه ترکیه هست هرکی با یکی یا دوتا تو شرکت رابطه داره حتی شخصی هست تو شرکت که مرتبه مدیر یه بخشی هست که همزمان با ۳تا از زیردستیاش تو رابطه هست و کلا جو نامناسب برای ادم ها هست( چه خانم چه اقا و چه دوجنسه ها) اگر چشمانی قوی دارید و گوشی شنوا و دستانی نرم این شرکت مخصوص شماست که پشت دوربین بشینید (چون تقریبا به ازای هر کارمند دوتا دوربین هست) و ببینید و بشنوید و برید سریع به مدیر گذارش بدید با دستانی نرم، و مدیر بشدت استقبال میکنه چون حقوق قراره کم بشه درضمن شرکت تایگر و نوین و دی کامپیوتر همش یکیه و یک روح در سه بدن ،مهم اینه روح خرابه بنده هم چندین سال هست توی این شرکت با تهدید موندم و راه خروجی ندارم و هر سال با وعده های دروغین و تهدید نگهم میدارن و صرفا نمیخوام کسی مثل من صدلعنت به خودش بفرسته ما سوختیم شما نسوزید یا حق
من با شرکت نوید آوران ویستا تام (توتال) تجربهای کار کردم. مدیریت به صورت میکرو و محدود به جزییات کوچک است و اکثر رفتارها غیر حرفهای دیده میشود. در زمان بحران هیچ سیستم مدیریت بحران مشخصی وجود ندارد و به جای حل مسئله، به دنبال مقصر میگردند. به صورت مداوم درباره ارتقای شغلی صحبت میشود، اما غالبا این قولها عملی نمیشود تا زمانی که من ترک نکنم و بمانم. نیرویی که حاشیهسازی میکند، نسبت به others ارجحیت دارد و حتی در پرداخت حقوق در اولویت است. هر گونه انتقاد یا درخواست راهکار برای بهبود شرایط به مدیرعامل منتقل میشود و ایشان با اشاره به آینده، قولهای عملی را به تعویق میاندازد. مرخصی استعلاجی وجود ندارد و اضافهکاریها نیز پرداخت نمیشوند و فشار غیرمنطقی به انجام اضافهکاری وجود دارد. اعتماد بین همکاران و به ویژه در سطح مدیریتی به شدت پایین است و این بیاعتمادی حتی میان پرسنل عادی هم دیده میشود.
همین الان در سایت کاریابی رزومه من بعد 3سال هممممممممممچنان درحال بررسیه توسط سداد چه این داده پردازی چه پرداخت الکترونیک اگر رزومتون دستی به واحدی که نیرو میخان نرسه هیچ جوره جذب نمیشید متاسفانه چند نغریو از سایتهایی که اگهی دادن دعوت به مصاحبهه میکنند و وقتتشونو میگیرن اما در نهایت هییییییییییییییچ
برای پوزیشن دات نت رفته بودم مصاحبه سختی بود انتظارش رو نداشتم، محیط ساکت و منظمی بنظرم امد، بر خلاف کامنت هایی که دیدم در خصوص محیط شرکتشون، در ضمن مصاحبه کننده هم فرد محترم و معقولی بودند. فقط زمان شروع به کارش کمی زود بود و مورد دیگش هم اینکه انتظار دریافتی بیشتری داشتم که قرار شد اطلاع بدن
در اینجا تجربهام با این شرکت را بازنویسی میکنم تا به زبان روشنتر و طبیعیتری بیان شود. کار با پروژههای نرمافزاری شروع شد و شرکت اگرچه کوچک است، تیمی باکیفیت و همدل دارد. من یک سال است که اینجا حضور دارم و از محیط کار رضایت دارم. واضح است که برخی نظرات قبلی به قصد خرابکردن چهرهی شرکت مطرح شدهاند وگرنه مشکلاتی که مطرح شدهاند در شرکت وجود ندارد. فرهنگ سازمانی خوبی حاکم است و مزایای اولیهای هم ارائه میشود. همچنین ایدههای جالبی را پیاده میکنند که ممکن است در جاهای دیگر بهراحتی پیدا نشود.
در شرکت فرآزما جو آرامش پیدا نمیکردم و از روزهای اول احساس فشار و نارضایتی داشتم. مدیر عامل به نظر میرسید هدف اصلیاش پول و زمانبندی پروژهها بود و برخلاف وعدهها هر ماه با تاخیر در پرداخت حقوق روبهرو میشدیم و گاه با توضیحاتی که هیچگاه به واقعیت منطبق نبود، اوضاع به سردرگمی میرسید. بهعنوان مثال بارها شنیده بودم که پول میتواند در لحظهای ناگهان داده شود یا نه، و این روی روحیه تیم تاثیر منفی میگذاشت. از نظر مدیریتی هم اوضاع مساعد نبود؛ مدیری که به نظر میرسید انتظارات مشخصی از کارها ندارد و هر روز پیشنهاد یا تأکیدش متفاوت میشد. در طول مدت حضور من، چندین نفر از اعضای تیم آمدند و رفتند و هیچیک نتوانستند ثبات داشته باشند، دلیل اصلی اغلب همین رفتارهای نامشخص مدیر بود. رفتار روزمره او بهگونهای بود که برای پیگیری کارها، برداشتن قدم درست و داشتن انسجام تیمی مشکل بود؛ همیشه پرسش میکرد که چه کار کردهای و چرا آن کار را انجام ندادهای، حتی اگر بهصراحت گفته میشد مدتزمان مشخصی لازم است. فضای کاری بیش از حد خشک بود و حمایتی از نظر روحی یا فنی برای کارمندان وجود نداشت. حقوقهای سنواتی و عیدی پرداخت نمیشد و مزایا هم به جز یک آبسردکن با وضعیت نامناسب ارائه نمیشد که حتی آبش هم بهندرت تعویض میشد. از نظر تمرکز روی کیفیت کار و مدیریت تسکها، توجه چندانی وجود نداشت و نکتهی مهم این بود که پرداخت اضافهکاری بهطور کامل برقرار نبود. در توافقهای اولیهای که در روز مصاحبه مطرح شد، مدیر عامل بهطور مداوم موضع خود را تغییر میداد و بارها حرفی که گفته بود را نقض میکرد. خروجی کار همواره با این تلقی روبهرو میشد که انگار کار خیلی کم انجام شده یا از توان کارمند کاسته شده است. رفتارهای ناخوشایند و شوخیهای نامناسب در جلسات، بهخصوص با لحن تداخلگر و توهینآمیز، فضای جلسه را به شدت مخدوش میکرد. معیارهای ارزیابی مانند تعهد به مستندسازی، ثبت دقیق تستها و مشخص بودن نتایج بهطور منظم وجود نداشت و برای اطمینان از پرداختها هم باید پیگیریهای مداوم انجام میشد تا مطمئن شویم پرداختها انجام میگیرد. نبود تیم حسابداری و اصرار مدیر عامل به انجام کارهای مالی خود، باعث میشد فشار کار بالا رود و مسئولیتهای اضافی به افراد سپرده شود. فرض این بود که مدیرعامل با نگرش و رویکردی متفاوت به پروژهها نگاه میکند و به PM ارزشی قائل نبود یا تصور میکرد میتواند همه کارها را بهتنهایی انجام دهد. جو کار بهطور کلی سمی بود و رفتارهای جنسی نامناسب در برخی صحبتها و نگاهها به وضوح دیده میشد. در نهایت، مالکیت و وضع مالی شخصی مدیر شرکت نیز بر فضا و تصمیمها تاثیر میگذاشت؛ به طوری که گاه از فروش داراییها صحبت میکرد و قیمتها را بهنحوی غیرمنصفانه تنظیم میکرد. چندباره چنین گفتهی مطرح میشد که داراییها فروخته خواهند شد، اما واقعیتها همواره با این وعدهها همسو نبود. این تجربه بهعنوان یک فرصت یادگیری، به من نشان داد که محیطی با این سطح از بیثباتی، نبود شفافیت در پرداختها و رفتارهای نامناسب مدیران، واقعا برای کارمندان مناسب نیست و بهتر است پیش از پیوستن به چنین شرکتی، تمامی جوانب مربوط به فرهنگ سازمانی و شیوه
من با دوستی که نوشته: "به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن." 1000 درصد موافقم خود من چهار بار این شرکت رزومه دادم و رفتم یک مصاحبه مسخره ماراتن 3.5 ساعته!!!!!!! الان 2 ماه گذشته و هیچ جواب ندادن که نتیجه چی شد!! آخه مگه بیکارین که وقت مردم هدر میدین "شرکت داده ورزی سداد" #سازمان_اتلاف_وقت #داده_ورزی_سداد
به این شرکت آزمایشی وارد نشید چون به نظرم خیلی بیثبات میباره و برای من همون تجربه بود. بهگمانم اون فردی که حالا ادعای دفاع از شرکت رو میکنه و اخیرا کنار رفت، بهتره بیاد و نظرش رو دقیقتر توضیح بده. من به عنوان کارشناس تجربه میکنم که شرکت بیمه تکمیلی ندارد و حقوق با تأخیر پرداخت میشود. نظم کارها خیلی کم است و امنیت شغلی و امکان پیشرفت هم محسوس نیست. قرارداد هم سفته میگرفت و این موضوع خیلی شتابزده و نامعمول به نظر میرسید. این مسائل نه فقط برای من که واقعا برای همه همکاران وجود داشت و بهنظر میرسد که فراتر از یک تجربه فردی است. اگر شما تجربهای ندارید، لزوما برای بار اول لازم نیست، اما بهنظر من شرکت در زمینه پرداخت حقوق، بیمه و امنیت شغلی خیلی منظم نیست.
به نظرم به هیچ عنوان به آگهی های شرکت داده ورزی سداد توجه نکنین و روزمه ندین، چون اصلا قصد جذب ندارن. من و سه تا ازدوستانم تقریبا سه ماه پیش بود برای سداد روزمه دادیم، بالاخره دعوت به مصاحبه شدیم. شیوه مصاحبه: بیسواد ترین، بیسوادترین افراد به عنوان مصاحبه کننده اومدن. حدود 4 ساعت مصاحبه کردن.(سوالات فضایی و افتضاح و جک) هنوز که هنوزه واحد منابع انسانی این شرکت متوهم هیچ تماسی نگرفته که نتیجه مصاحبه رو بگه!!!!!! تاکید میکنم این شرکت اصلا تصمیم به جذب نیرو نداره.
از اولین روزی که رفتم شرکت نوین چرم، فهمیدم که فضای کار با انتظاراتی که ازش داشتند همسو نیست. مدیریت در سطح بالایی برخوردی نامشهود اما محسوس دارد و مشکلات مالی شرکت هم تأثیر بدی روی تیم گذاشته است; بین کارکنان هم فضای رقابتی ناسالم و بیاعتمادی ایجاد شده و گاهی سوءنیت کوچک به ضرر مجموعه بدل میشود. این جو منفی به مرور به شکل رفتارهای تضعیفکننده میان پرسنل، کارشکنیهای غیرواضح و ضربه زدن به پیکره شرکت در سطوح پایینتر بسط پیدا کرده است. ورود به مجموعه برای تازهواردها با حسادت و کمبینی نسبت به تواناییهای دیگران همراه است و این وضعیت با فشار محیط کار و برخی تعصبات جامعهای که کارمندان رشد کردهاند، تشدید میشود. اکثر همکاران تازه از طبقههای شهری دور و مناطق کمخانوادهاند و تلاش میکنند به هر نحوی ارتقا پیدا کنند، اما این تلاشها با برخوردهای منفی مواجه میشود. به محض ورود، تصور میشد با یک شرکت خصوصی لاکچری با امکانات فراوان روبهرو هستم و با امیدی بیپایه پا به اینجا گذاشتم؛ اما پس از چند ماه ناامیدی و سردرگمی به سادگی فهمیدم که این تجربه، آنگونه که وعده داده شده بود، نیست و آن بوی دلگرمی که انتظار میرفت، واقعا وجود ندارد.
عجیب اینجاست که بیزینس سپردن به عقده های م.م اچ آر بی پی برای این زن اصلا مهمنیست شرکت نتیجه بگیره یا نگیره فقط براش مهمه قدرت نمایی کنه آدمهای خودشو گوشه کنار شرکت بچینه از وقتی این خانم بیسواد اچ ار بی پی کامرشال شد کامرشال و بیزینس فنا شد بابا این مثلا مدیر جذب بود سرگرم بود حالا خیلی اونجا دستاورد داشت اچ ار بی پی کردین؟ چی میدونست اصلا عدد میفهمید حقوق دستمزد میفهمید بعد خنده دار پوزیشنهایی که تو لینکدین واسه خودش میزنه اچ ار بی پی سینیور منیجر چه صیغه ای سراسر این زن عقده ست و بقدری دلش سیاهه که تو قیافه ش میشه دید این سیاهی
در تجربهام فهمیدم که شرکت خوب عنوان میکرد اما واقعا پارتیبازی توش غوغا بود. ریاست تاسیسات بهطور مداوم همشهریهای خودش رو میگیره و هر سال گروه جدیدی استخدام میکنن، با اینکه بسیاریشون حتی آچار به دست گرفتن بلد نیستن. خود شرکت هم حقوقها رو به درستی پرداخت نمیکنه و مشخص نیست دقیقا چندم حقوق دارم.