در مهرماه سال دو هزار و بیست و دو به عنوان کارشناس فروش تلفنی در واحد تجارت الکترونیک مشغول به کار شدم و این کار را برای شش ماه دنبال کردم. هر ماه با هدفهای نسبتا سنگین روبهرو بودیم که شامل جذب لید، استخدام فروشگاههای اینترنتی و ارسال آنها به واحد مربوط میشد، و همواره گفته میشد که پورسانت ماه آینده تأیید و پرداخت میشود. با گذشت زمان از زمان آغاز کار، هشت ماه است که گذشته و هنوز مدیر واحد تجارت الکترونیک نتوانسته تأییدیه پرداخت پورسانت و حقوق کارشناسان را بگیرد و توضیح داده میشود که به دلیل سیاستهای داخلی و نبود تراکنشهای دقیق، پرداختها به تعویق میافتد. من از این مجموعه جدا شدم و به عنوان تجربهای که به آن برخوردم نگاه میکنم؛ واقعیت این است که در برخی مواقع گفتوگوها و وعدههای مرتبط با پرداختها با بیثباتی همراه بود و این موضوع به عنوان چالشی در محیط کار مطرح شد. درآمد من به عنوان یک کارمند فروش از فروشم بود و وقتی مدیری به راحتی نیرو را به بازی میگرفت و به طور معمول با دروغهایی روبهرو میشدم، بسیاری از دوستان و همکاران احساس کردند که کار سخت و بیپایان بودن فرآیندهای پرداخت، کار را خارج از حد انتظار میکند. در نتیجه، اگر برای پیوستن به این واحد رزومهای ارسال میکنید و به همکاری فکر میکنید، باید به این نکته توجه کنید که سطح حقوق کارمندان عادی به شدت پایین است و پورسانتی که برای تارگتهای تعیینشده در نظر گرفته میشود، به نظر نمیرسد نصیبی برای شما داشته باشد، چرا که از دیدگاه سیستمها و سیاستهای شرکت این واحد به پرداخت پورسانت متعهد نیست. انتظار میرفت که مدیر واحد با شفافیت بیشتری به مسائل حقوقی و پرداختها پاسخ بدهد، اما این امر به شکل مطلوب محقق نشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت بیت ۲۴، تجربهای که داشتم در بخش پشتیبانی واقعا پرچالش بود. در همان روزهای اول تصور میکردم به مکانی عالی با امکانات خوب ملحق میشم، چون طبقهای با چند واحد اجاره شده بود و فکر میکردم همهچیز منظم و مرتب پیش میره. اما به مرور متوجه شدم پشتیبانی چیزی فراتر از یک کار معمولیه و استرس و فشار خیلی بالاست. در لحظههای خاص، تعداد پیامها به سرعت بالا میرفت و نبود یک مدیر مشخص پشتیبانی باعث میشد مسائل بهدرستی مدیریت نشود و کارها روی دست افراد بیفتد. به جای داشتن نظام مدیریتی شفاف، پارتیبازی و حضور برخی افراد بدون صلاحیت در سمتهای کلیدی دیده میشد و این مسئله اعتماد به تیم را به شدت کاهش میداد. یکی از مشکلات اینجا بود که به دلیل اجبار قرارداد باید با شرایط موجود کنار میآمدم و نتیجهاش فقط رونمایی از وعدههای قشنگ و در نهایت مواجهه با حقوق دریافتی و ارتباطات روزانهای بود که بیش از حد به صورت چت و تیکت و تماس برقرار میشد و در هر ثانیه پیامهایی ارسال میشد. تجربهای نبود که بتوان از آن رضایت واقعی داشت.
برای من بهترین تجربه شغلیم تا امروز بوده، در سیزده سال کاری ام. اینجا جایی است که میفهمند انسانیت و ارزش هر فرد چقدر مهم است، و جایگاه ما را قدر میشناسند. تعادل خوبی بین کار و زندگی وجود دارد و فرصت رشد تا هر اندازه که پتانسیل من را نشان بدهم فراهم است. فضای کار دوستانه است اما همزمان مسئولیتپذیر باقی میماند. ما بازیهای جذاب میسازیم و از هر چیزی که خلق میکنیم، لذت میبریم.
برای اولین دیدار شرکت به نظر میرسی خیلی حرفهای میآیی، اما به محض ورود قرارداد آزمایشی مطرح میشود که هیچوقت نسخهای از قرارداد به تو داده نخواهد شد و با تکیه بر قوانین کار، تضمینی برای شکایت وجود ندارد و فقط یک فیش حقوقی نامعتبر نشان داده میشود. برنامهنویسانی با وظایف مبهم و فاقد ساختار مشخصی استخدام میکنند که در روز نخست هیچکس برای تحویل کار یا ارائه مستندات فنی آماده نیست و انتظار دارند در دو روز ابتدایی همانند کارمندان سابق، شروع به کدنویسی کنی. مسائل فنی در نظر شرکت اهمیت زیادی ندارد و اگر در بحث فنی کم بیاوری، از عباراتی مانند اینکه چه کتابهایی خواندی به عنوان درس مطرح میشود. با ورود پشت میز، نگاهها به ساعت افتاده و هر بار که از میز بلند میشوی، دوباره به ساعت نگاه میکنند؛ وجود نیاز به رفتن به سرویس بهداشتی هم از تو میخواهند از هر گونه رفتار دیگری اجتناب کنی تا محور کارکردت کمتر به چشم آید. در ابتدای قرارداد با تفاوتهای ظاهری، خود را بزرگ نشان میدهند اما بعدا با هر بهانهای از حقوق تو کسر میشود. مدیری با رفتاری نسبتا بیادب وجود دارد که خداحافظی هم بلد نیست؛ هرچند در تیم فنی با دو یا سه نفر کار کردن با او تجربه بهتری است. به طور کلی پیشنهاد میکنم به رفتن فکر نکنی.
من دو سال با این شرکت همکاری داشتم و خیلی از این موضوع راضی بودم چون باعث بهبود اینده من شد هرچند که به دلایل خانوادگی از تهران رفتم. به همه پیشنهاد میکنم اگه میخوان واقعا پیشرفت کنن و تجربه خوب و همکاری مثبتی داشته باشن این شرکت رو انتخاب کنن. شرکت خوبیه تو لول واقعا قابل قبولیه سطح فعالیت های شرکت و مزایای مناسبتی داشتیم. من با مدیرم فوق العاده ارتباط خوب و مثبتی داشتم که همیشه در کنار همکاران و کارمنداشون بودن . ایراد هایی هم بوده قطعا همه شرکت ها دارن ولی من راضی بودم و هنوزم دوستانی تو شرکت دارم.
من دو سال با این شرکت همکاری داشتم و خیلی از این موضوع راضی بودم چون باعث بهبود اینده من شد هرچند که به دلایل خانوادگی از تهران رفتم. به همه پیشنهاد میکنم اگه میخوان واقعا پیشرفت کنن و تجربه خوب و همکاری مثبتی داشته باشن این شرکت رو انتخاب کنن. شرکت خوبیه تو لول واقعا قابل قبولیه سطح فعالیت های شرکت و مزایای مناسبتی داشتیم. من با مدیرم فوق العاده ارتباط خوب و مثبتی داشتم که همیشه در کنار همکاران و کارمنداشون بودن . ایراد هایی هم بوده قطعا همه شرکت ها دارن ولی من راضی بودم و هنوزم دوستانی تو شرکت دارم.
من سه سال از عمرم را در این شرکت صرف کردم و از آنجا بیرون میآیم تا تجربهای تازه بیابد. مدیریتها با تجربه پایین بودند از مدیرعامل گرفته تا مدیران زیرمجموعه، هرچند همکاران حرفهای هم نبودند و بیشتر منتظر بهبود وضعیتشان بودند و هستند. اکثرشان تمایل داشتند از آنجا به جایی دیگر بروند و زمانی که من وارد شدم، بسیاری از آنها استعفا دادند. چه استعدادهایی که شرکت از دست داده است، به جز من که به دنبال کسب تجربه بودم و هنوز هم گهگاه میشنوم که دوستان از وضعیت ناخوشایند بیرون رفتهاند و با دلخوری. این شرکت برای افرادی مناسب است که بلد باشند راه فرار را پیدا کنند؛ برای کسانی که دنبال تجربه و مهارتاند، اینجا را پیشنهاد نمیکنم و وقتتان را تلف میکند. در نهایت با عصبی بودن خارج میشوید و از حقوقتان هم رعایت نمیشود. سرپرست من تمام تلاشش را میکرد تا کسی از کار بیزینس چیزی یاد نگیرد و چیزی منتقل نشود؛ تنها کاری که بلد بود این بود که افراد را در جمع تحقیر کند. اگر به او حرفی بزنید یا از او انتقاد کنید، تا حدی از شما حمایت میکند اما تا وقتی که همچون برده دستوربرداری کنید. وقتتان را در این شرکت تلف نکنید؛ وقتی کار دارید، آنها هوا میکنند، ولی وقتی با آنها کار دارید، پاسخگو نیستند و باید مراقب باشید. از همکاران قدیمم که هنوز هستند شنیدم که شخصیت تأثیرگذاری از شرکت بیرون میرود و دعا کنید به زودی از آنجا برود تا آرامش پیدا شود؛ هرچند هر کسی که آمده، به نظر میرسد اوضاع بدتر شده است و با ورود این فرد، باندبازی تشدید شده است. من در ساختمان سرو بودم و تنها بلد بودند بچهها را از این اتاق به آن اتاق جابهجا کنند، از ساختمانی به ساختمان دیگر. در انجام این کار تخصص داشتند، اما در نهایت به دردسر میافتادند. حالا هم شنیدهام که باز از برنامههایشان ادامه دارد و با فشار آدمها را میفرستند به پردیس. به اضافه اینکه همکاران کناریتان ممکن است برایتان دردسر ایجاد کنند؛ در این شرکت دوستی یا رابطهی واقعی وجود ندارد و به ندرت پیدا میشود. از ما گفتن.
I am from London. I have a request for a web design.. Their job is excellent. They also support well Thank you Mrs. Jafari my website : doricco.com
ممنون از زحمات شما. ما بعنوان یک هلدینگ در ترکیه باهاشون همکاری داشتیم. از صفر تا صد طراحی ، کدنویسی و نحوه پشتیبانی رضایت داشتیم. hamiholding.com.tr
****** تا قبل از اینکه از پیامی که اینجا نوشتید و اسم منو آوردید برای بنده اسکرینی ارسال کنید من اصلا از این سایت خبر نداشتم!!!! مواردی که گفتید به راحتی میتونم پیگیری قانونی کنم و اعاده حیثیت کنم اما وقت من مهم تر از سروکله زدن با شماست. جهت اطلاع شما بنده هیچ مشکلی با این مجموعه نداشتم و ندارم و انقدر نیروی حاذقی بودم که مجموعه بعدی رو هم ****** جهت همکاری معرفی کردند و چند پروژه به بنده بعد از قطع همکاری هم معرفی کردند از شما تعجب میکنم چرا وقتی اصلا نه در این مجموعه کار کردید و نه شناختی دارید فقط برای خالی کردن مهملات مغزتون اینجا رو انتخاب کردید؟ که البته این باگ این سایت هست که هر شخصی اجازه داره کامنت بذاره و شاید اشخاصی کامنت گذاشتن که مثل شما اصلا با این شرکت همکاری نکردند و خصومت شخصی داشتن من بیش از یکسال در این مجموعه کار کردم 3ماه کارآموزی گذروندم و وارد کار شدم نه تنها در قسمت طراحی سایت که در بخش طراحی لوگو و عکاسی و پروژه های فیگما همکاری کردم باهاشون خوبی این مجموعه اینه اگر مستعد باشی در باقی قسمتها هم میتونی بدرخشی. مطمئنا ضعف هایی بوده اما انقدر جسارت دارم که با ایمیل ناشناس خودمو خالی نکنم و خیلی صریح و مستقیم مشکلاتم رو به گوش مدیریت رسوندم ***** امیدوارم شما و هر شخص دیگه ایی که پشت اکانت فیک خودشو مخفی میکنه روزی به این شجاعت برسه که بیماریش رو بپذیره و به پزشک خودش رو معرفی کنه نه فقط شما که هر شخصی که اینجا کامنت میذاره و وقت خودش رو میگیره مشکل داره مجبور نیستید جایی بمونید!!نمونید... مشکل دارید از فرهنگ گفتگو استفاده کنید.... مشکل دارید برید شما درخت نیستید که مجبور باشید یکجا بمونید... مطمئنا هم نیرو برای تابان شهر هست هم کار برای کارجوی واقعی...بیش از هزار ساله که انسان های متمدن گفتگو میکنن اگر از شخصی انتقاد دارید و رفتارش رو دور از ادب میدونید فرق شما با اون شخص الان چیه؟ من هیچ وقت هیچ جا هیچ ابایی (اونم وقتی میدونم حرفم درسته)مستقیما حرفی بزنم نداشتم و ندارم پس نیازی به این سایت (که از طریق اسکرین شما متوجه شدم که اصلا هست) ندارم مواردی که راجع به بنده گفتی کسی که منو میشناسه این مهملات رو باور نمیکنه و کسی هم که نمیشناسه که اهمیتی نداره که شما راجع به من چی میگی به نظرم چه شما و چه هر شخصی که شجاعت گفتگو نداره جاش اینجاست!!!مطمئنا بعد از این متن های زیادی اینجا در رابطه با من مینویسید باید بگم انقدر مشغول زندگیم هستم که وقت ندارم یاد گذشته بیفتم چه برسه اینجا باشم اینها رو هم گفتم فقط جهت دفاع از نامم و امیدوارم چه شما ****** و چه هر شخص دیگه ایی که اینجا پیام میذاره انقدر زندگی براتون جذاب باشه که به فکر پیشرفت باشید و جایی که فکر میکنید مناسبتون نیست رو تحمل نکنید هم ظلم در حق خودتونه و هم مجموعه... در ضمن برای افکار متحجرانه شما بودن در رابطه صرفا یک درستآورد هست نه برای ****** با تفکرات امروزی... که البته نمیدونم چرا انقدر آرامش من شما رو مکدر کرده که در بی ربط ترین جای ممکن این رو نوشتید. پیروز باشید...
بعد از اینکه از این مجموعه با تمام چالشهاش اومدم بیدون(حتی یک کامنت منفی گذاشته شده کذب نیست از طریق اکسپت پرسنل قبلی تو لینکدین و یا حتی حضور چند روزه هم میشه تمام حرف ها رو به اثبات رسوند) رفتم برای کار تو مصاحبه تا فهمیدن من تابان شهر کار میکردم گفتنن نمیتونیم با شما همکاری داشته باشیم چون سایت ما رو تابان شهر زده و هزار و یک چالش داشته و اگر اون مجموعه نتونسته این چالش ها رو رفع کنه مطمئنا شما هم که اونجا بودید نمیتونید چون اگر میتونستید ما این سایت داغون رو تحویل نمیگرفتیم روزی که من برای کارآموزی وارد این مجموعه شدم با هزار ادعا از خودشون تعریف کردن که فکر میکردم اگر یه روزی که تمام بی احترامی ها و رفتارهای بیمارگونه پ.ا رو تحمل کنم و رفتارها و نگاه های سنگینش رو بگذرونم و وارد کار بشم موفق هستم اما الان میبینم تحقیر و بی احترامی رو تحمل کردم و در نتیجه هیچ علمی ندارم( تلاش های بی وقفه کردم مدام سرچ میکردم و کسی بودم که با حداقل ترین مشکل پروژه ها رو تحویل میدادم و برخلاف بقیه به بعد مادی که خیلی هم تحت فشار بودم توجه نمیکردم و بیشتر از همه میموندم کار میکردم حتی گاهی ساعت اضافه باز نمیکردم چون برام فقط آموزش مهم بود بماند که خود سرپرست چیزی برای یاددادن نداشت....دلیل اینکه اکثر بچه ها از نداشتن آگاهی مینالن اینه که تابان شهر چند تا گرافیست میخواد که قالب آماده های راستچین و ژاکت و روی دامنه و هاست بالا بیاره و دیزاین کنه نه طراح سایت)و در نهایت چیزی که بعد از این همه وقت متوجه شد اینه که تمام آموخته هام قدیمیه و فقط زمانم تلف شده و سختترین روزها رو با حداقل ترین درآمد گذروندم تازه من که بی حاشیه ترین آدم این مجموعه بودم اما کوبیدن پنجره پرت کردن گوشی الفاظ زشت تحقیر کردن نگاه های سنگین حقوق کم رو تحمل کردم که رزومه بسازم و الان که میخوام کار کنم میگن اطلاعات شما قدیمیه یا میگن چون تو این مجموعه کار کردید مطمئنا نیروی مناسبی برای ما نیستید متاسفم برای خودم که ذوق و شوق آموزشم رو تو این مجموعه گذاشتم از بین بره و تحقیرها رو تحمل کردم برای هیچی
من حدود شش ماه توی چارگون بودم،فاجعه ترین تجربه کاریم بود نه مرخصی میتونستم برم،نه فضای کاری خوبی داشت،نه حقوق انچنانی دریافت میکردم در مجموع چیزی برای ارائه نداشت برام. در ضمن رفتار مدیرانش هم اصلا درست و خوب نبود و کاملا از بالا به پایین بود.
به نظرم تایگر میتونه کارمای کارای بد هر کسی باشه 😂 اگه میخواین کارما پس بدید برید تایگر و هر روز از اینکه قرارداد امضا کردید پشیمون بشید. توصیف خوبی بود؟ تایگر یه بیزنس خانوادگی به شدت عالی و سود ده برای خود خانواده و به شدت مخرب برای روح و روان کارمندهاشه! جایی که هر روز حس میکنی داری رمان ۱۹۸۴ جورج اورول رو زندگی میکنی 😂 هر ثانیه مانیتور میشی و هر روز یک عدد فرض میشی نه یک انسان! ترکیب رییس به شدت بی ادب و بی توجه و کوتاه فکر و سرپرستهای عموما عقدهای و فرومایه و بیسواد چه خروجی ای میتونه داشته باشه؟ نه سرپرست نه رییس هیچکدوم پشتت نیستن و حس میکنی اضافه ای اونجا. صد سال هم که اونجا کار کنی پیشرفتی نخواهی داشت و اگر ذره ای روح انسانی داشته باشی هنوز، خیلی زود استعفا میدی با دیدن شرایط. در مورد حقوق پرداختی اینو بگم که کمترین حقوق رایج سال رو بهتون خواهند داد و هر سال موقع تمدید قرارداد هم کلی باهاتون چونه خواهند زد حتی سر پونصد تومن! توو پول غلت میزنن ولی موقع پول دادن به کارمند انگار دور از جون همه، جلو سگ استخون میندازن. واقعا چنین حسی داشتم هر بار 🙂 من شده هر جا برم سایت تجربه کاری رو تبلیغ میکنم که افراد بیشتری با این شرکت آشنا بشن و زندگیشونو تباه نکنن حتی برای یک روز! توو اون مدتی که من اونجا بودم همه فرار میکردن به نحوی امیدوارم شما توو این چرخه نیفتی!
دو سه نفری که تعریف کردن یا از خود پرسنل مدیریتی هستند بی ادب ترین مدیریتی هست که من تو تمام عمرم دیدم درکی از شخصیت اجتماعی و شعور حضور در جامعه نداره بد دهن و به شدت عصبی هست که تمام رفتارهاش جز بار و تنش روانی برای پرسنل چیزی نداره این آدم حتی علم این حوزه کاری رو هم ندارد و فقط ادعاست یه بچه ست با کلی مشکلات روحی و روانی این مشکل رو یکی دو نفر ندارن ۹۹درصد مجموعه باهاش دارن اون یه درصد هم مدیرعامل هست که از مدیریت سادیسمیک این آدم حمایت میکنه کسیکه الگوش هیتلر باشه معلومه چه روانییه!!!!نه تنها پرسنل که کارفرما ها هم باهاشون مشکل دارن بارها دعواهای شدید که کارفرما ها با مدیریت داشتن رو تمام پرسنل دیدن و شنیدن بدترین روزهای کاری من مربوط به همون دورهست الان با همون پوزیشن در شرکت بزرگتری کار میکنم بدون ذره ای مشکل... چشم چرون،هیز، بی ادب هستن و هیچ وقت نیروی کار نمیگیرند فقط کارآموز میگیرن که حقوق کارآموزی بدن با نهایت تحقیر و هزار تا فحش و جریمه صد نفر میشینن جلوت تا برگه حقوقی رو که به هزار بهونه سر و تهش رو زدن امضا کنی یه بار نه تشکر بلدن بکنن نه قدردانی اما تا دلتون بخواد عین گوسفند برخورد میکنن و نگاه های مغرورانه و از بالا به پایین دارن وارد شرکت میشی تمام فضا رو دود گرفته بسکه سیگار میکشن شبا هم که تا صبح بعضی از پرسنل میمونن و معلوم نیست چیکار میکنن که وقتی وارد شرکت میشی نمیتونی نفس بکشی اگر شخصیت و شعورتون براتون مهمه تو این شرکت وارد نشید و کار ندید چون چه کارمند باشی چه کارفرما ضرر کردی اگر دختری که کلا این سمتی نرو چون اگر از نظر کاری تحقیر نشی از یه سری موارد دیگه حتما بهت ضربه میزنن مگر اینکه برات مهم نباشه...
در ابتدای کار فهمیدم که فضای شرکت واقعا حرفهای و منسجم است و حمایت جدی از کارکنان را در اولویت میگذارد. آنها فرآیندهای استخدام را به شکلی کاملا متفاوت از هر چیزی که تا به حال دیده بودم تغییر دادهاند و با فراهم کردن محیطی کاری حرفهای، فرصتهای متنوعی برای توسعه و تجربههای مختلف ایجاد کردهاند. وقتی وارد میشوی، به محض پذیرش در یکی از بخشهای مالی، بازرگانی یا حقوق و دستمزد، یک میز و صندلی به تو داده میشود و بقیهی کار با خودت میافتد، که به نوعی نشان از اعتماد به کاربر و استقلال عمل است. حقوقها به نسبت مناسب است و در دو بخش، با رویکردی منظم و هماهنگ در قالب پرداختهای ماهانه تقسیم میشود تا هم تنوع تجربهها را پوشش دهد و هم هوش هیجانی را تقویت کند.
درود چندین سال توی این شرکت کار میکردم. شرکت در بسیاری از نقاط ضعف داره که مهترین اون مدیریت ضعیف هستش و متاسفانه هیچ انتقادی رو هم قبول نمیکنند. شرایط توی شرکت برای خانم ها بسیار سخته و اصلا پیشنهاد نمی کنم که وارد شن. بنده خودم هم واقعا بعد از ورود بسیار سریع از قرار داد یک طرفه ای که نوشتم پشیمون شدم. محیط کاری بسیار غیرحرفه ای و پر سر و صداست و هیچ موقع تمرکز لازم رو پیدا نمیکنید. نکته منفی دیگه اینه که منابع انسانی شرکت اونطور که باید در حمایت از کارکنان نیستن و بیشتر در خدمت دستورات آقای رییس هستند. چه بسیار مواردی که بنده به خاطر یه هوا خوردن در پشت بام شرکت که توبیخ نشدم! فقط به خاطر چند دقیقه استراحت!! به هر حال اگر برای سلامتیتون ارزش قائلید و دوست ندارید که همیشه در محل کار زیر فشار باشید و ساعت به ساعت از طریق دوربین چک بشید، وارد این شرکت نشید. سپاس
از همان روزهای ابتدایی حضورم در شرکت اتصال یکپارچه حس کردم وارد گروهی فعال و متفاوت شدم. فضایی که با حرفهایگری و تمرکز عمیق بر کار تعریف میشود، فرصت داد مرا در پروژههای مهم مشارکت داده و تجربههای ارزشمندی به من بدهد. با این حال، تجربهام همراه با چند نکته قابل بهبود هم بود؛ برخی روالهای داخلی نیازمند بازنگریاند تا تیم کارآمدتر شود و توزیع وظایف میان اعضا هم میتواند به بهبود کارایی کمک کند. به طور کلی، تجربه من مثبت بود. نقاط قوتی که احساس میکنم از آنها بهره بردم عبارتند از رشد حرفهای که فراهم شد و امکاناتی که در اختیارم قرار گرفت، فرصتهای یادگیری فراوان در محیطی پویا، و برخورداری از فضایی سالم و دوستانه که حس راحتی و انس با تیم را به من القا میکند. اما ضعفهایی هم وجود داشت از جمله فشار کاری گاه سنگین که نیازمند مدیریت بهتری و تعادل میان کار و زندگی است، و برخی جنبههای محیط کار که به نظر رسمی میرسید و ممکن است برای برخی از اعضا احساس ناراحتی ایجاد کند. با همه این موارد، میتوانم بگویم تجربهام در این شرکت مثبت بوده و امیدوارم با تداوم رشد و پیشرفت، این سازمان بهترینها را هم برای تیم و هم برای مشتریانش فراهم کند.
۴ عصر تو راه ۴ صبح میرسیم خونه ۱۲ ساعت کاری حساب میشه مدریت صفر کاری که کشاورزا از الاغ میکشن اینجا از ما میکشن سرپرستای چاپلوس آدم فروش تایم استراحت تو ۱۰ ساعت خر حمالی ۴۵ دقه با شکم پر میفرستنت خاور پر کنی هرکی میاد یچی میگه میره حراست عقده ای
در ابتدای کار، مصاحبهای فنی با شرکت پرداخت اول کیش داشتم که بیشتر حول سابقه کاری من میگشت تا سوالات نظری. بعد از چند روز برای کدنویسی چالش به من زنگ زدند و من گفتنم به دلیل فشار کاری مقداری تاخیر دارم اما در نهایت قبول کردند. دو روز دیگر دوباره پیگیری کردند تا مطمئن شوند که کار چالش را انجام دادهام و صحت انجام آن را تأیید کردند. پس از مدتی با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه منابع انسانی بیایم. مصاحبه منابع انسانی حدود دو تا سه ساعت طول کشید و واضح بود که اخلاق و روحیه کارمندان برایشان اهمیت زیادی دارد. چند روز بعد خبر دادند که در فرایند استخدام تأیید شدهام و اکنون حدود شش تا هفت ماه است که در این شرکت مشغول کارم. در بخش فنی فضای کار واقعا آرام و بدون حاشیه است و امکان رشد وجود دارد. از نظر حقوق و مزایا به نسبت مناسب است و همواره به من و مدیرم گوش شنوا داده میشود تا در صورت وجود کمبودها آنها را برطرف کنند. هرچند هیچ شرکتی عاری از اشکال نیست، اما بهطور کل از نظر من، جیرینگ شرکت خوب و نسبتا بیدغدغهای است و تجربهاش نسبتا مثبت بوده است.
برای من که در بادبادک هفت آسمان کار میکردم، تجربهای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بیادب بود و دائما حرفهایی زده میشد که حس بیاحترامی میداد. فضای کار پر از تنش و بیاعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار میگذاشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.