در مر حله اول یه سری سوالات تستی پرسیده میشه که اونجوری که متوجه شدم اهمیت بسیار بالایی داره. در مرحله ی بعد با توجه به زمینه ای که میخواید توش کار کنید سوالات فنی تر پرسیده میشه تا یه راستی آزمایی کلی صورت بگیره. به دلیل مسئلهی کرونا مصاحبهی بعدی من موکول شد یه یک ماه و اندی بعد و اونم به صورت ویدیو کنفرانسی از طریق اسکایپ که چون شرایط یه مقدار متفاوت بود استرس بالایی داشت و توی اون جلسه دو نفر از آدمای بلند مرتبهی شرکت سعی میکنن دانش فنی رو به چالش بکشند و این هم دلیل داره چون مبنای چونهزنی دو طرف همین تخصص خواهد بود. در کل هم خوب بود هم بد برای من. مثل هر مصاحبهی دیگه ای رو راست باشید. دانش فنیتون رو تقویت کنید چون خوشبختانه یا متاسفانه تنها مبنای ارزیابی شما از نظر حقوقی دانش فنی شماست. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری، هوش، علاقهمندی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
۲ مرحله داشت- اول ی تست هوش گرفتند. تمام ملاک شرکت همین مورد بود. تمام چیزهایی که لازم دارید بهتون آموزش میدند. من با مسئول آموزشش هم صحبت کردم ظاهرا خیلی عمیق آموزش نمیدند و در حد کار راه بنداز خودشون هست. مرحله بعد ۳ روز بعدش بود که با قربان محمدی مدیر فنی شرکت جلسه داشتم و یک سوال ERD پرسیدند. سوالات خیلی ساده بود. در حد اینکه به چه روشی توی asp.net اطلاعات از ی صفحه به صفحه دیگه منتقل میکنیم. کلا هم به ERD خیلی تاکید دارند. از نظر علمی خیلی ارزش افزوده زیادی برای آدم نداره اما برای تازه کارها ی محیط ایده آل به حساب میاد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: حرف شنو بودن
مرحله اول انجام تست هوش و شخصیت در یک وب اپلیکیشن متعلق به شرکت مرحله دوم مصاحبه فنی که طراحی دیتابیسی مشابه دیجیکالا (دسته بندی- کالا- محصول) بود و چند سوال راجع به SOLID و توضیح دادن درباره پلتفرمها، معماری ها و پترنهایی که متقاضی تجربه دارد. مرحله سوم یک مصاحبه کلی درباره تجارب کاری و البته گاهی هم فنی در حد ایده طراحی و راه حلهای مسائل دیتابیسی بطور کلی تنها به افرادی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند و یا تجربه کار تمام وقت ندارند و دنبال رزومه هستند توصیه می کنم. به هیچ عنوان به افراد متوسط و حرفه ای توصیه نمی کنم چون امکان رشد ندارد و بدلیل استفاده از یک فریمورک مختص خودشان بشدت از نظر دانش فنی افت شدیدی خواهید داشت و تبدیل به یک اپراتور خواهید شد. دیسیپلین کاری شرکت هم بشدت خشک و مدل اپراتوری و کارگر خط تولید است و اندازه گیری کار بر مبنای معیارهای نوین برنامه نویسی نیست. بدلیل داشتن دوره آموزشی یک تا سه ماهه SQL و WPF به کسانی که خیلی قوی نیستند توصیه میشود چون برای آموزش هم حقوق دریافت خواهند کرد ویژگیهایی که براشون مهم بود: فرمان پذیری
اول که یه تست هوش ۳۰ دقیقه ای گرفتند. بعد سوالات روانشناسی پرسیدن. در نهایت مدیر بخش مربوطه سوال فنی پرسید ولی لحن مناسبی نداشت و تخریب میکرد. طبق بررسی من نیاز به کارآموز دارن چون حاضر به پرداخت حقوق بالا نیستن ولی دنبال نیروی متخصص هم میگردند.
مصاحبه با یه تست هوش شروع میشه ،سطحش بد نیست ، کسی که تماس گرفت برای هماهنگی خیلی عجله داشتن فقط:). مصاحبه فنی انجام شد، سوالات به نسبت خوب بودند، بعد از مصاحبه تا شروع به کار بنده تقریبا ۲۰ روز زمان برد. واقعا اولین روزی که بصورت حضوری رفتم بسیار برام لذت بخش بود،برخوردها عالی بود . اصلا حس نکردم اولین روز کاری هستم، در ابتدا باید یکسری مطالب و موارد رو آموزش ببینم که واقعا تک تک دوره ها خوب بود، مدرسین خوش برخورد با حوصله هستن و این اموزش بدو ورود باعث میشه بخوبی بیزینس شرکت رو متوجه بشی . و بخاطر کرونا شرکت دورکاری کار میکنه که خیلی خوبه این موضوع
روند مصاحبه از یک آزمون تست هوش با ۳۰ سوال شروع شد که تقریبا آسون بود و من بجز ۲ سوال بقیه رو درست جواب دادم. (البته خیلی سرسری جواب دادم و اصلا نتیجش برام مهم نبود چون به نظرم تست هوش از نفر با کلی سابقه مفید که نشون میده باهوش هستم یه کار بی مورد بود ولی در هر صورت جز مراحل استخدامشون بود و با اکراه انجامش دادم) از نظر اونها من فرد باهوشی تشخیص داده نشدم هر چند که لطف کردند و کم هوش هم در نظرم نگرفتند. (این عین جملاتی بود که مصاحبه کننده تو برگه رزومه من قید کرد) بعد همون مصاحبه کننده یه طراحی ERD ازم خواست که خیلی ساده بود و از پسش بر اومدم. (سوال طراحی مدل درختی بود و براشون مهم بود که ارتباط والد و فرزند و بتونم تشخیص بدم) در ادامه چند مفهوم #C پرسیده شد دقیقا با این جملات: ۱- override چیست؟ ۲- overload چیست؟ ۳- پولیمورفیزم چیست؟ بعد پرسیدند که ی سری سوال نژادپرستانه پرسیدند که مثلا بین این قوم ایران و اون یکی کدوم رو برای کار انتخاب میکنی و … این قسمت مصاحبه خیلی چیپ بود. اما در هر صورت از این مرحله تایید شدم و خیلی جالبه که من برای برنامه نویسی وب اپلای کرده بودم اما هیچ سوالی در این زمینه ازم پرسیده نشد. بعد از ۲ روز تماس گرفتند که برای مصاحبه دوم برم ساختمان دوم شرکت که هر دو جا توی خ گاندی بود. مرحله دوم آدمای حسابی تری دیدم. اول با مدیر آموزششون صحبت کردم که انسان خیلی با شخصیت و دوست داشتنی بودند و بر عکس مصاحبه کننده اول خیلی امیدوار کننده صحبت کردند و بعد از ی سری سوال در مورد محیط کار ایده آل و شخصیت خودم ظاهرا نظرشون مثبت شده بود و توی همون جلسه با مدیر فنی شرکت صحبت کردم. ولی بر خلاف انتظار مصاحبه اصلا سخت و فنی به اون صورت که جاهای دیگه دیده میشد نبود. سوالات باز هم طراحی ERD بود و با خودم فکر کردم اینجا احتمالا از نظر ERD و طراحی دیتا بیس خیلی قوی باشند که بعد از ورود به شرکت متوجه شدم اصلا اینطور نیست و سوالات تو اون دامنه فقط به خاطر کم عمق بودند دامنه کار توی اون شرکت بود. این شرکت مشتری های خودش رو داشت و مشتری های این شرکت هم راهی بجز انتخاب این محصول ندارند به همین خاطر این محصول با این سرعت و کارایی پایین داره به این گستردگی مورد استفاده قرار میگیره. باید بگم که من در این شرکت مدتی کار کردم و تجربه من بیشتر از یک مصاحبه و بیان تجربه از شروع مصاحبه هست پس میتونه خیلی برای کسی که قصد کار کردن در این شرکت رو داره مفید باشه. این شرکت با مدیریت آقای خاکور و ۲ نفر دیگه که اسمشون خاطرم نیست اداره میشه و یک محصول دارند که مشتری این محصول ویندوزی (wpf) تعدادی شرکت بیمه هستند که هر کدوم از بخشی از این نرم افزار استفاده میکنند. مهمترین دلیل اینکه این شرکت برنامه نویس وب میخواست هم در واقع انجام یک کار آزمایشی بود تا بفهمه که تا چه حد میتونه سفره فعلیش رو روی وب پهن کن. پس برنامه نویس وب برای این شرکت نقش کلیدی نداره. تعداد کارمندای شرکت حدودا ۳۰۰ نفر بود این تعداد توی ی ساختمان شیک داخل جردن بودند که از این بین حدودا ۷۰ نفر برنامه نویس و بقیه پشتیبان و … بودند که مهمترین حسن فناوران هم از نظر مشتری ها این تعداد بالای پشتیبان بود. واقعا چیزی نمیشه گفت. اگه داخل این شرکت رفتید باید بچه حرف گوش کنی باشید و انواع نقص های مدیریتی و فنی که دیدید رو به هیچ عنوان بیان نکنید وگرنه تو این شرکت مثل خار میشد توی چشم مدیرعامل. اینجا از غر زدن اصلا خوششون نمیاد. این شرکت برای تمام کارکنانش محدودیت استفاده از اینترنت داره و در هر روز کاربراش بیش از ۱ ساعت حق کانکت شدن به اینترنت رو ندارند. این خیلی مهیج بود برام و میدونستم این موضوع تجربه اول و احتمالا آخرم باشه پس تا تونستم از این ویژگی شرکت فناوران استفاده بردم. ناهار نمیدند ولی در عوض صبحانه (نون و پنیر و کره و مربا و چایی) میدند. این دو تا از نظر شرکت کاملا معادل همدیگه هستند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: فقط از غر زدن بدشون میاد و اصلا انتقاد و … رو بر نمیتابند.
چیزی که در طول این مصاحبه بیشتر به نظر می رسه شرکتی تقریبا همه روزهای سال در همه سایت های کاریابی آگهی میزنه قصدش تبلیغ و مطرح کردن نام شرکت هست با یک سرچ در هر سایت کاریابی می تونید صحت این موضوع رو تایید کنید.
مصاحبه بنده با توجه به دوران کرونا بود و در ابتدا بایستی یکسری سوالات تست هوش به صورت آنلاین ، پاسخگو باشید بعد یه مصاحبه تلفنی درخصوص سوالات اس کیو ال پرسیده شد، که تا حدودی تونستم جواب بدم بعد یه مصاحبه آنلاین دیگه داشتم که بصورت آنلاین انجام شد ، و اونجا هم سوالات فنی پرسیده شد که من کمی استرس گرفته بود. تقریبا بعد از دو روز باهام تماس گرفتم برم برای همکاری . این شرکت یه دوره ی آموزش در خصوص بیزینس خودش داره که بیمه است، که برای هر قسمت هم مدرس داره ، من که چیزی از بیزینس نمیدونستم خیلی خوب متوجه شدم ، واقعا مدرس این بخش خیلی کمکم کرد. خیلی خوب راه افتادم هم در بخش بیزینس هم در بخش فنی ، واقعا رفتاری هم خوب بودند محیط اموزش هم خیلی دوستانه تر از محیط تیمی هست که در حال حاضر مشغول شدم . اگر برای سمت پشتیبان یا برنامه نویس میخواین مصاحبه کنید حتما آمادگی فنی داشته باشید. هر زمان حتی اگر صبح ساعت ۹ هم زنگ میزنن برای مصاحبه ، اول بسم اله شروع میکنن به سوالات فنی آماده باشید 🙂 ویژگیهایی که براشون مهم بود: دقت ، هوش، رفتاری
من هیچ وقت درخواست مصاحبه برای این شرکت نداشتم و حتی به صورت داوطلب هم ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم. ناگهان آنها بدون شناخت از من با من تماس گرفتند و با ارسال شش فایل پیوست، دقیقا همان روز اول متوجه شدم چه قدر فرمها و آزمونهای زیادی وجود دارد. در ابتدای کار فکر میکردم فقط دو فایل لازم است، اما آنها دو فایل را بهعنوان نمونه و چهار فایل دیگر شامل تصاویر لوگو و یک نامه همکاری را فرستاده بودند که تنها صرف باز کردنشان بیفایده به نظر میرسید. پس از دو روز پژوهش در شبکههای اجتماعی و بررسی وبسایت شرکت، تصمیم گرفتم پاسخ ایمیل را بدهم. وقتی فایل اول را باز کردم، دیدم ۱۲۵ سوال روانشناسی وجود دارد که پاسخهای بله یا خیر داشت و سریع پاسخ دادم. سپس فرم استخدام را در فایل پیدیاف بعدی باز کردم و با کمال تعجب دیدم هر باکسی که پر میکنم، حروف بههم میریزد و به صورت غیرمنطقی نمایش داده میشود؛ مثلا واژه مدیریت پروژه به صورت بیمعنی هژورپلرتنک نوشته شده بود. فکر کردم باکس ایراد دارد و به باکس بعدی رفتم و همان مشکل ادامه داشت. سپس سعی کردم انگلیسی پر کنم اما باز هم با فاصلهها روبهرو شدم و فایل پیدیاف قابل ویرایش نبود. در توضیحات نامه همکاری آمده بود اگر سوالی دارید با منابع انسانی تماس بگیرید، اما چون شنبه بود فرصت تماس نبود و من قرار شد در روز بعد پیگیر شوم. روز شنبه با منابع انسانی تماس گرفتم و خانمی به نام مظلومی گفت که دوباره فایل پیدیاف را میفرستند، و اشاره کرد که قبلا هم چنین مشکلی وجود داشته و فایلهای پیدیاف ایراد دارند. با اعتراض من در مورد این که چرا شش فایل فرستادهاند اما در واقع فقط دو فایل وجود دارد، گفتند که فرمت اداری لازم است و دوباره دو فایل را درست بفرستند تا باقیها پیشکش شوند. گفتم اگر دوباره مشکل داشت، WORD بفرستید تا نیازی به زنگ زدن نباشد. آنها دوباره فایلها را فرستادند و دیدم همان پیدیاف قبلی است و باکسهای فایل WORD هم به هم ریختهاند؛ بهطوری که اگر بخواهد با من تایپ کنم، همه چیز به هم میریزد. تصمیم گرفتم بهطور دستی پر کنم و اسکنش را بفرستم. پیش از این هم گفتم که اگر لازم است با شماره تماس پاسخ دهم تا این مشکل را اطلاع بدهم که به صورت دستی پر کنم، اما باز هم به من گفتند اگر از این کار خسته شدهاید اصلا ارسال نکنید. در نهایت تصمیم گرفتم فرم را به صورت چاپی پر کنم و اسکن کنم، اما پشیمان شدم چون شرکتی که به منابع انسانی اهمیت نمیدهد و کار را با این سطح از اشتباهات مدیریت میکند، برای همکاری ارزش ندارد. خوشحال بودم که از همان ابتدا با شرکت با این سطح از بیمسئولیتی همکاری و حتی مصاحبه را ادامه ندادم.
در مصاحبه با مدیر فناوری اطلاعات، برخوردشان بسیار آرام و حرفهای بود. از نظراتم درباره سایت پرسیدند و من چند تا انتقاد مطرح کردم؛ آنها هیچگونه عصبانیت نشان ندادند و رفتارشان کاملا حرفهای بود. درباره کارهایی که به عنوان کارشناس سئو قرار است انجام بدهم، ازم پرسیدن و روند کار را میخواستن با جزئیات بدانن؛ من برخی مهارتها را بلد بودم اما بخش تئوریای که مطرح شد باید در عمل تجربه کنم تا قابلاجرا باشد. سپس مدیر مجموعه هم با من مصاحبه کرد که برخوردشون خیلی خوشبرخورد بود. حتی همان جلسه، کار بهطور کامل انجام شد و دو روز بعد قرارداد بسته شد. تلاش کنید آرام باشید و استرسی نداشته باشید؛ بیشتر به قابلیتهای اجرایی صحبت شود تا سابقههای گذشته.
در جلسهی ورود به موسسه زبان ایران اروپا با فرم پر شدن اطلاعات شخصی آغاز کردم و بعد از آن وارد مرحلهای شدم که پاسخ دادن به پرسشهای تخصصی در آن الزامی بود؛ پس از تکمیل فرم، من را به مدیر منابع انسانی و مدیر آموزش ارجاع دادند تا مصاحبهای مشترک برگزار شود. این مصاحبه سخت بود و پاسخگویی به بسیاری از پرسشها برایم خیلی دشوار شد. بیشتر سؤالها به روشها و اصول تدریس مربوط میشدند و انتظار داشتند مدرسها بهطور کامل نسبت به کتابهای Teaching تسلط داشته باشند. برای داوطلبانی که قصد حضور در مصاحبه دارند، پیشنهاد میکنم حتما سری کتابهای How to Teach و Teaching Principles را به طور جامع مطالعه کنند. در آغاز مصاحبه پرسشها آسان به نظر میرسید اما با پیش رفتن، سطح آنها به شکل چشمگیری بالا میرفت و چند سؤال آخر را نتوانستم پاسخ بدهم؛ به گفتهی مدیر منابع انسانی، دقیقا خوب است که هر چیزی که نمیدانم را با صراحت بگویم و پاسخهای نامطمئن ندهم. پس از مصاحبه اعلام کردند باید یک Demo ارائه دهم. برای این کار از کتاب Four Corners 4 یک درس را کپی کردند و برای روز بعد از مصاحبه زمانی را برای Demo تعیین کردند. از من خواسته شد برای همان درس یک Lesson Plan بنویسم و آن را ارائه کنم. شنیده بودم که در جلسات Demo سختگیرانه برخورد میشود و استرس زیادی دارم. روز Demo سه نفر در کلاس حضور داشتند: مدیر آموزش، مدیر منابع انسانی و مدیر دپارتمان بزرگسالان (حدس میزنم بهخاطر هدف من برای تدریس بزرگسالان بود). Demo من حدود بیست تا سی دقیقه طول کشید و در طول آن بهطور کامل از زوایای گوناگون ارزیابی شدم؛ اوضاع به قدری چالشبرانگیز بود که نفس کشیدنم هم سخت میشد. دو روز بعد با من تماس گرفتند تا با مدیرعامل موسسه صحبت کنم و قرارداد را نهایی کنم. برای پذیرش، باید اطلاعات کامل ارائه میشد و صداقت در پاسخها حفظ میگردید؛ همچنین انتظار داشتند که حداقل سه تا چهار سال سابقه تدریس داشته باشم و در صورت ندانستن سوالی، بهجای پاسخدهی اشتباه، صادقانه بگویم و برای Demo آمادهسازی کامل انجام داده باشم. از ویژگیهای مهمی که برایشان اهمیت داشتند، برخورداری از خلق خوب و صبور بودن بود.
خیلی برخورد خوبی داشتند سطح زبان انگلیسی سنجیده شد و تقریبا سوالای تخصصی رو انگلیسی پرسیدند فک میکنم من از نظر فنی میتونستم نیاز شرکت برابرده کنم ، ولی دلیل رد شدن رو اعلام نکردند. نهایتا خیلی خوب بود، چون با یه ایمیل به موقع اعلام کردند که ما کس دیگه ای رو جذب کردیم . ممنونم ازشون
سال من با شرکت ایمن افزار شایگان آغاز شد و در مصاحبه کار برای نقشه برنامهنویسی C#، درباره کارهای قبلی که انجام دادهام از من پرسیدند و سپس سوالاتی در زمینه مفاهیم پایه شیءگرا و روالهای معمول پاسخدادن به سوالات را مطرح کردند. بخشی هم بهطوری مختصر به SQL و کمی هم به جیکوئری اختصاص داشت. پس از آن، برای ارزیابی عملی دعوت شدم؛ یک سناریو کلی و مختصر داده میشد تا تنها با نحوه کدنویسی و معماری آشنا بودنم را بسنجند. چند روز بعد از آزمون عملی با من تماس گرفتند تا درباره آغاز همکاری صحبت کنند. مدیر واحد تولید همواره با تیم کنار میآمد و از نظر حقوق و پرداختها نسبتا نظم داشتند. اضافهکاری وجود نداشت و در صورت نیاز، با هماهنگی مدیر تولید انجام میشد.
من رفتم برای موقعیت شبکه، اما بعد از استخدام فهمیدم که از اول هدف کارگزار پشتیبانی نرمافزار بوده و به این بخش ارجاع شدم. کمکم معلوم شد اصلا کار شبکه وجود نداره و حتی حقوقی که در گفتگو با مدیرعامل در زمان مصاحبه توافق کرده بودم را محقق نکردند. وقتی برای خروج از شرکت تصمیم گرفتم، با اینکه تمام قوانین استعفا را رعایت کردم، حقوق و بیمه ماه آخر را ندادند و همچنان سفتههایم را تحویل ندادهاند. به شدت توصیه میکنم اگر قصد استخدام در این شرکت را دارید، همه توافقهایتان را دقیق داخل قرارداد درج کنید و مطمئن شوید اگر گفتند چون ماه اول حقوق پایینتر میگیریم قرارداد را به همان مقدار ببندید، در ماههای بعد هم همان مبلغ را پرداخت خواهند کرد و در نهایت با جرئت ادعا میکنند که قراردادی است که خودتان امضا کردهاید.
از خدمت من در شرکت ایمن افزار شایگان تجربهای ناخوشایند باقی مانده است، هرچند بهدلیل محدودیت زمان، مدت حضورم کمتر از یک سال بود و آخرین سال همکاریام برابر با سال هزار و چهارصد است. در نقش پشتیبان نرمافزار بهطور تماموقت کار میکردم و در نهایت این دوره را به پایان رساندم.
باور کنید من از اول فکر نمیکردم به این شرکت بپیوندم، چراکه روال کار و فضایش به یکباره روشن نبود. مراجعهام برای مصاحبه سرپرست پشتیبانی خیلی ساده بهنظر میرسید، اما وقتی رسیدم نمیدانستم دقیق باید کجا بروم و چه کسی جوابگویم خواهد بود. فضای دفترشان مرتب و بهنظر میآمد اما پر از رفت و آمد افرادی بود که هدفشان بازاریابی میکردند. آنها خودشان فرایند کارشان را توضیح ندادند و من بهطور مکرر پرسیدم چه کارهایی انجام میدهند؛ به این نتیجه رسیدم که اگر روال کارشان را میدانستم شاید اصلا تقاضا نمیدادم. برخورد مصاحبه ساده بود و ظاهرشان نشان میداد راضیاند، اما دستمزدی که من انتظار داشتم برایشان بالا بود و ترجیح میدادند با پدیدار شدن رسانههای ارتباطی جبران کنند. جایی که این شرکت واقعا کار میکند بیشتر به یک سایت بازاریابی میخورد تا یک استارتاپ فناوری اطلاعات؛ کارهای بازاریابی حضوری و تلفنی عمدتا در اولویت قرار دارد و پورسانت نقش قابل توجهی در آن ایفا میکند. بهنظر من فضا خیلی رقابتی ناسالم است و ظاهر کار خیلی به سمت تبلیغات کشیده میشود. از نظر من مسیر شغلی هم روشن نیست و داشتن ماشین الزامی بهنظر میرسد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت از ظاهر و لباس تا زبان و رفتار بود و به این موارد تأکید میکردند.
شرکت توسعه الکترونیک هدفمند برای مصاحبه سبدگردان، وقتی رزومهام را فرستادم خیلی سریع تماس گرفتند و حضوری جلسه را تنظیم کردند. با توجه به شیوع کرونا و این که میدانستم در مصاحبههای نخست معمولا افراد زیادی رد میشوند، از آنها خواستم که نخستین مصاحبه را به صورت آنلاین یا تلفنی بگذارند، اما پاسخ دادند که این فرایند حضوری است. تصمیم گرفتم حضور پیدا نکنم. به نظرم هیچ چیز بدتر از این نیست که روزانه چندصد نفر به دلیل یک مریضی به خطر بیفتند و برخی شرکتها در انعطافپذیری نسبت به سفارشهای متقاضیان کمکار باشند. همچنین از این درخواست میتوان فهمید شرکت چقدر سنتی است و چقدر به رفاه و حال کارکنانش اهمیت میدهد.
برای مصاحبه android در هایپراستار ثبت نام کردم و رزومهام را فرستادم؛ دو روز بعد تماس گرفتند. مصاحبهکننده رفتار خوشبرخوردی داشت اما به نظر میرسید دانش برنامهنویسی زیادی ندارد و بیشتر از روی پرسشهای پیشروی روی سوالها پاسخ میگرفت. از میانهی جلسه به بعد تماما به زبان انگلیسی صحبت شد. تأکید داشت که فرایند مصاحبه چند مرحلهای است و در پایان هم خیلی خوب بود و گفتند در چند روز دو نفر خیلی توانستهاند نظرشان را جلب کنند و یکی از آنها من بودم؛ برخوردشان هم بسیار محترمانه بود. در نهایت گفتند قبول میشوی اما تماس نگرفتند با من. مصاحبهکنندهای که با من هممحور شد، از نظر دانشی قدری کمبود داشت ولی فردی باهوش بود. برایش اهمیت داشت که علاوه بر تجربه و کار، چقدر کنجکاو هستی و تا چه حد اطلاعات جانبی از حرفه داری. ویژگیهای مهم برایشان عبارت بود از محیط شرکت که بسیار باکلاس به نظر میرسید و هیچ نشانی از نگاههای ایدئولوژیک در محیط کاری احساس نمیشد.
در بهار کار با شرکت هایپراستار آشنایی با تیم استخدامی به من نشان داد که مهمتر از مهارت صرفا فنی، ظاهر و رفتار حرفهای هم وزن دارد. من، با وجود اینکه سطح ارشدم نسبت به نیازها کمی پایینتر بود، رزومه را فرستادم و دو روز بعد قرار مصاحبه را گذاشتند. مصاحبهگر از سطح دانش برنامهنویسی دقیقا جویا نمیشد و گاهی سوالها را از روی لپتاپش میخواند و با پاسخی که در جلسه بود، ارزیابی میکرد. با وجود این، برخورد مصاحبهگر دوستانه و باهوش بود و خودش درباره مباحثی از برنامهنویسی اندکی دیدگاه داشت. از نیمه مصاحبه به بعد، گفتگو به صورت انگلیسی ادامه پیدا کرد و گفتند که مرحلههای بعدی هم به زبان انگلیسی انجام میشود. او گفت که به من فرصت داده میشود و همچنان انتظار داشتند که گزینهای مناسب باشم، اما هیچ تماسی از جانب شرکت دریافت نکردم. به نظر میرسید که برای شرکت مهمترین عامل، برخورد مثبت و قیافهی آراسته است، و اکثر تیم هم همینطور به نظر میرسیدند. در نگاهشان هیچ حساسیت سختگیرانهای به عقاید من نداشتند و فضای شرکت بهویژه باکیفیت و باکلاس بود و جو کلی شاد و مثبت بود.
مصاحبه با شرکت هایپراستار را آغاز کردم و برخورد مصاحبهکننده آنقدر حرفهای بود که حس خوبی داشتم. فضای اتاقهای مصاحبه طوری چیده شده بود که تعدادی میز با پارتیشنهای کوتاه جدا شده بودند و صدای همدیگر را میفزود، به همین دلیل در شنیدن صحبتهای مصاحبهکننده کمی مشکل داشتم. در طول جلسه سوال غیرمنتظرهای مطرح نشد. این شرکت برای استخدام بیدرنگ به تجربه کار فراگیر در حوزههای مختلف منابع انسانی اهمیت بالایی میداد و دنبال فردی بودند که سابقه کار در جنبههای گوناگون منابع انسانی داشته باشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.