از ابتدای کار مشخص بود که مدیریت و منابع انسانی این شرکت چندان حرفهای نیستند. به نظر میرسید تمام تلاششان این است که حقوق کارمندها را به طریقی کم کنند یا کنار بگذارند؛ قوانینی که وضع میکنند گاهی بیمنطق به نظر میرسید، مثل دریافت سفته حامل یا قراردادهای صوری که هنگام تسویه، مبلغ سنوات کمتر نمایش داده میشود، و نظارتها با دوربینهای متعدد همواره وجود داشت. به نظر میرسید که نهادهای نظارتی هم چندان بهلام نمیدهند. حدود یک سال در آنجا بودم و تجربهام واقعاً یکی از بدترینها بود؛ اتفاقاتی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغی کمتر از حقام تسویه شدم. نتیجهاش محیطی بسیار آشفته بود که هیچکس را توصیه نمیکنم برای کار به آنجا برود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
این شرکت کلی بدهی داره و پرداخت حقوق پرسنل هاشون یکساله نداده اگ میرید اونجا قید پولتونو بزنید
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
کار در این شرکت بدترین تجربه ای هست که هرکسی میتونه داشته باشه. فضای کاری پر از حسادت. مدیران نالایق که به جای کمک به پیشرفت بچه ها اونهارو پایین نگه میدارن که مبادا جاشون رو بگیرن. عدم تواضن کار و زندگی. حقوق به شدت کم نسبت به کاری که به اندازه ی دو نفر ازت انتظار دارن. اگر اینجا کار کنید نه پولی جمع میکنید نه آرامش روانی و خواب آرامی خواهید داشت. این شرکت فقط به فکر بدست آوردن حداکثر منافع از شماست با پرداخت کمترین حقوق به نسبت حجم کار. به هیچ عنوان به هیچ کسی کار در این شرکتو پیشنهاد نمیکنم. آدمهای ناشایست و بی لول که میخوان با باند بازی از همراه اول پول بکنن و از طرفی خود همراه اول که یکسری آدم بیسواد رو شامل میشه که فرهنگ کاریشون یکی از یکی پایینتره و شما هرروز با این دو دسته آدم بی لول سروکار دارید. کاش هیچکسی مجبور نباشه به خاطر درامده صرف اینجور آدمهارو تحمل کنه!
در اینجا همه چیز به شدت نشان از مدیریت ناکارآمد دارد و این موضوع به وضوح مشخص است. مدت زمان کارم با وجود نامهای بزرگ مشتریان که قبلاً افتخار میکردند، به سرعت از بین رفت و بعد از یک سال اکثر همکاران با منطقهایی مشابه آن را ترک کردند. به نظر میرسد مجموعه تنها با تکیه بر نامهای قبلی دنبال نمایش فصلی است، اما در واقع اوضاع خیلی نامناسب است و سیستم به شکل کلی در حالتی مثل کشتی است که در گل گیر کرده باشد. تمام تلاشی که برای دفاع از حقوق کارمندان میشود، بیشتر روی کاغذ است تا عمل، و هر چیزی که به عنوان مزایا مطرح میشود، یا وجود ندارد یا اینکه به شکل غیرواقعی بیان میشود. سفته حامل گرفته میشود، قراردادهایی با ساختار شبهصوری بسته میشود تا در مراحل پایان کار کمترین سنوات به کارمند بدهند، و دوربینهای فراوانی در همهجا هست تا کنترل لحظهای ایجاد کنند. حتی نسخهٔ قرارداد را به من ندادند و معمولاً ۱ تا ۱۲ قرارداد یکماهه صادر میکنند تا هر وقت اراده کردند بتوانند اخراج کنند. پاداش یا وام واقعی وجود ندارد و اغلب فقط با گزارههای بزرگ و وعدههای نانوشته روبهرو هستم. به بهانههای مختلف، گاهی اوقات بدون رضایت من از من میخواهند عضو هیئتمدیرهٔ یکی از هلدینگهای صوریشان شوم تا از من سوءاستفاده کنند. در کل خیلی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین محیطی کار کند.
برای ثبتِ تجربهام در شرکت امیر پروتئین تصمیم گرفتم فرانتاند دولوپر بودن را دنبال کنم. روند مصاحبه و کارگاهِ کوچکی که داده شد، به نظرم عادی و بدون دردسر بود و از این جهت راضی بودم. تنها نکتهای که اذیتم کرد این بود که در آگهی نوشته شده بود اگر با React یا Vue یا Angular آشنا باشید فرقی ندارد، اما پس از آزمون فنی و چالش کدنویسی به من گفتند حتما باید استک پروژه را به Vue منتقل کنم.
اگرچه سه سال توی توان سانیار طب کار کردم، اما تجربهام پر از فشار و ناامیدی بود. مدیران تازه و بیرحم شرکت، رفتار غیرانسانی و ناعادلانهای داشتن، انگار با اصول اخلاقی آشنا نبودن و گویی از جایی دور آمدهاند. هیچ چیز درست و حسابی سر جای خودش نبود؛ کوچکترین خطا هم با توهین و جریمه و حتی محرومیت یا اخراج پاسخ داده میشد. گاهی تقصیر از من نبود، اما روند کار همانی بود. وعدههای پولی، وام و حتی ناهار بهطور عملی محقق نمیشدند و فضای کار پر از چاپلوسی و معاملهگری بود. در کل احساس ناخوشایندی داشتم و تجربهم خیلی منفی بود.
مدتی بهعنوان پیک/سفیر برای این شرکت فعالیت میکردم. اوایل کار تصور میکردم وظایف مشخصی دارم، اما بعد از چند روز با صحبتی روبهرو شدم که بابت سفارشی که خریدار آن را کنسل کرده بود، به من بدهی ۱۵ میلیون ریال بهعنوان جریمهی عدم تحویل تعلق گرفته بود؛ این حرف را مسئولان مجموعه مطرح کردند. چندین بار موضوع را به پشتیبانی گزارش کردم، ایمیلهایی با جزییات فرستادم و حتی چند مرتبه حضوری به دفتر رفتم، اما نتیجهای از پیگیری، تماس یا پاسخ مناسب دریافت نکردم. اکنون هر بار که وارد حسابم میشوم، بدهی بلندبالا روی صفحه مثل یک نوع توهین به چشم میزند. وقتی نظرات دیگران دربارهی اینکه این مجموعه چه میزان به مشکلات سفیرها رسیدگی میکند را میخوانم، واقعاً تعجب میکنم: آیا من واقعاً فردی کمارزش بودم که برایشان اهمیت نداشتم یا دیگران چه میدانند که من نمیفهمم.
شرکت سروش امن زرین را تجربه کردم، بهعنوان یک برنامهنویس بکاند. در آغاز میخواهم تأکید کنم که حرفهایم واقعیتهای کاری من هستند نه پایاننامهی شخصی برای حسابرسی. یکی از همکاران مدام کلمه مشخصاً را به کار میبرد و با رفتار و گفتارش اختلافهای زیادی را در تیم ایجاد میکرد. او و همدستانش از بخش پردازش مالی جدا شدند و امیدوارم تغییرات اخیر در شرکت با هماهنگی با هلدینگ به آرامش اوضاع کمک کند. این فرد با پچپچ و ترویج شایعات، برای برخی افراد حاشیهآرایی کرد، اما در نهایت مدیران ارشد تصمیم موثری گرفتند و فضای کاری ناسالم کمتر شد و تیمی که مزاحمت ایجاد میکرد کنار رفت. در حال حاضر فضای تازهای در سازمان حس میشود.
من حدود یک سال کمی بیشتر نزدیک یک ماه بدون حقوق با عنوان کارآموزی و بدون حقوق کار کردم در ابتدا فضا دوستانه و مشارکتی به نظر می رسید اما بعد از تعیین مشاور ها و گذشت زمان رفتار های غیر محترمانه و از بالا به پایین مشاور ها شروع شد و به خاطر کوچک ترین مشکلی حرف جریمه و کاهش حقوق و اخراج مطرح می شد و حتی در صورت پر کردن تایم تماس ها حقوق پرداختی به زمان صرف شده نمی خورد حقوق بسیار پایین و تقریبا میشه گفت خیریه هست و با کوچیک ترین انتقادی از اونجا طرد می شید اگه برای روح و روان خودتون ارزش قائل هستید دوری کنید یک سالی که موندم فقط و فقط به خاطر دانش آموزهام و برخی دوستانی که پیدا کردم بود و گرنه رفتار مدیران و مشاوران بسیار غیرحرفه ای و جانب دارانه به مشاور ها به خاطر تفاوت پوشش داشتن.
سلام من شرکت دلتا گاز مبین سه سال کار کردم شرکت نیست چاله میدونه مدیران نابلد و بی سواد و رفتارهای نا مناسبی با کارکنان دارند و نگاه بالا به پایینی نسبت به کارکنان دارند درصورتی که همگی با مدرک تحصیلات و سواد پایینی و با معرفی اومدن نشستن اونجا و تنها دلیل عقب ماندگی اون شرکت همین مدیران نابلد هست میوه و قهوه و تدارکات برای مدیران هست و برای کارکنان هیچ ارزشی نمیزارن حقوق ها تا قبل سال ۴۰۴ سه ماه یه بار پرداخت میشد و الان مرداد ماه ۱۴۰۵ هستیم و بیشتر از ۴ ماهه هنوز حقوق اسفند و عیدی و سنوات 1۴۰۴ پرداخت نشده بیمه ها پرداخت نشده هربار برای پیگیری تماس میگیری اصلا پاسخگو نیستن و اونی که جواب میده با لحن خیلی بدی امروز و فردا میکنه و همچنین هیچ جای پیشرفتی تو اون شرکت نیست کار کردن اونجا عمر تلف کردنه و بی ارزش کردن کار و زحمتت هست ...
فقط افرادی که چیزی حالیشون نیست و دهاتی هستن فرهنگ سبزی پاک کردن و پایین شهری و شهرستانی بالا میزن و حاکم شرکتن مدیر عامل هیچ اختیاری از خودش نداره زیراب زنی وحشتناک و باند بازی حسودای زیاد منابع انسانی حسود که نمیذاره بالا بری هیچ کس رو نمیذاره مخصوصا معاون منابع انسانی و شوهرش افراد با استعداد زیر نظر یک مدیر بی استعداد و نفهم اداره میشن انتخاب های مدیرعامل و رییس هیئت مدیره برای سمت افراد افتضاحه مدیر عامل به شدت لجباز که ادم تاسف میخوره براش سمت الکی به افراد بی خاصیت میده و کلا اگر میخوای موفق بشی باید بله قربان گو و بی خاصیت باشی تا بالا بری هیچ کدوم از مدیران توسعه فردی انجام نمیدن مدیز عامل و رئیس هیئت مدیره به شدت دهن بین و بی عقل که عشق سرکوب کردن داره هر کسی بهش بگه من فلان استعداد دارم تمام تمرکزشو میذاره که طرفو سرکوب کنه تا فرد تسلیم بشه که واقعا لایق سرکوبم مدیریت سمی داره دو سه جهار نفر پشت یکی حرف بزنن حرف اونا قبول میکنه خودشم بی خاصیته و مدیرانشم و لایق خیانته کسی که بهش خیانت کنه برای اون عزیزتره فقط بایذ جلوی روش چشم بگی ولی از پشت خنجر بزنی اونجوری بیشتر دوست داره اگر حس میکنی نالایقی و هیچ چیزی حالیت نیست و هیچ استعدادی نداری استخدام شو
تو این آژانس کار میکردم و چیزی که بیشتر از حجم کار اذیتم میکرد، فضای سمی بین آدمها بود. تقریباً هر روز پشت سر یکی حرف میزدن و همه دنبال این بودن که اشتباهها رو گردن بقیه بندازن. نمیشد با خیال راحت به کسی اعتماد کرد، چون ممکن بود حرفی که خصوصی زده بودی، چند ساعت بعد به گوش همه برسه. مدیریت هم بهجای اینکه جلوی این رفتارها رو بگیره، خودش باعث بیشتر شدن اختلافها میشد. با هر کارمند یه جور حرف میزدن و حرفهای متفاوتی میزدن که آخرش باعث سوءتفاهم و دعوا بین همکارها میشد. بعضیها هم فقط بهخاطر اینکه رابطه بهتری با مدیریت داشتن، هر کاری دلشون میخواست میکردن و کسی چیزی بهشون نمیگفت. فضا طوری بود که حتی وقتی کارت رو درست انجام میدادی، باز هم استرس داشتی که نکنه یکی برات حاشیه درست کنه. بهجای همکاری، همه با هم رقابت ناسالم داشتن و موفقیت یه نفر باعث ناراحتی بقیه میشد. هیچکس از پیشرفت یا کار خوب همکارش خوشحال نمیشد. بعد از مدتی دیدم این محیط داره روی روحیه و زندگی شخصیم هم تأثیر میذاره. هر روز با استرس میرفتم سر کار و با کلی فکر و ناراحتی برمیگشتم خونه. آخرش فهمیدم موندن تو چنین محیطی اصلاً ارزشش رو نداره و از اونجا اومدم بیرون..
در این شرکت هیچ چیزی برای تشویق به ادامهٔ همکاری وجود ندارد و من هم به هیچ عنوان علاقهمند به حضور دوباره در چنین فضایی نبودم. گمان میکنم روند مصاحبه اینجا به شدت ناکارآمد و آزاردهنده است و از همان ابتدا فهمیدم که دلیل این همه تناقض در رفتار کارکنان چیست؛ انگار نه انگار که اینجا محل کار است، انگار یک محیط کودکستانی بزرگ است که به جای حرفهای بودن، به بازی و سردرگمی تبدیل شده است. رفتارها به گونهای بود که احساس میکردم نه تنها از طرف مصاحبهکنندهها بلکه از کل فرآیند، به نحوی فاجعهآمیز سوءاستفاده میشود و نتیجهٔ آن میتواند به آسیبهای جدی برای افراد و حتی نهادهای مالی مرتبط منجر شود. در مجموع فضای شرکت برایم ناامیدکننده و تأسفآور بود و هیچ دلیلی برای ادامهٔ مسیر در آنجا نمیدیدم.
وقتی به این مجموعه فکر میکنم، دوست دارم بگم فضای کار پر از انرژی و فعالیته، اما همزمان با وجود انتقادهای پیدرپی بعضی همکارا، جو گلهمندانهای هم دیده میشه و نسبتاً زیاد اعتراض میکنن. از نظر حقوق و پرداختها حسِ تبعیض و بیعدالتی وجود داره و برخی حس میکنن نسبت به دیگران فرق میچرخه. مدیران و معاونها بهطور مداوم تغییر میکنن و روالهای مدیریتی تغییرات زیادی دارن. واحدهای مختلف خیلی تفاوت دارن و نمیشه یک قضاوت واحد به همهشون بستم. در نهایت، نتیجهگیری به شدت به رئیس مستقیم بستگی داره؛ اگر خوششانس باشی، کارها به خوبی پیش میره و همه چیز رضایتبخش میشه. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
شرکت فرا پار آیین را تجربه کردم؛ مجموعهای نسبتاً بزرگ با هزاران نفر نیرو که در صنعت تولید هواکش فعال است. همیشه درگیر جذب نیروی تازه هستند و هر روز چند نفر وارد میشوند در حالیکه تعدادی هم انصرافی دارند. شیفتها دو شیفتهاند، از هفت صبح تا هفت شب و بالعکس. اکثر کارکنان از خط تولید هستند و حقوقِ در سطح کارگری است؛ بهطور کلی حقوق پایین یا میانپایینی حس میشود. صبحانه، ناهار، عصرانه و شام ارائه میشود که کیفیتش نسبتاً خوب است. کار در تولید به صورت سریکاری است و هر روز باید آمار تولید به سمت افزایش باشد؛ در مجموعه نظم و مقررات نسبتاً سختگیرانه است و با شدتی بالا دنبال میشود. اکثر دستگاهها فرسودهاند. فرآیند جذب هم ساده است و فقط کافی است جلوی در شرکت بروی. برخورد و ارتباط بیشتر با سرپرستهاست و واقعاً بستگی به شخصیت فردی مدیر دارد که چه رفتاری نشان بدهد. تقریباً هر دو ماه یکبار اتفاقی یا حادثهای در بخش دایکست و پرس ثبت میشود که اغلب به دلیل فرسودگی ماشینآلات و فشار بالا برای رسیدن به آمار تولید است. حقوقی که توافق کرده بودی معمولاً بهطور کامل پرداخت میشد.
از ابتدای کار مشخص بود که مدیریت و منابع انسانی این شرکت چندان حرفهای نیستند. به نظر میرسید تمام تلاششان این است که حقوق کارمندها را به طریقی کم کنند یا کنار بگذارند؛ قوانینی که وضع میکنند گاهی بیمنطق به نظر میرسید، مثل دریافت سفته حامل یا قراردادهای صوری که هنگام تسویه، مبلغ سنوات کمتر نمایش داده میشود، و نظارتها با دوربینهای متعدد همواره وجود داشت. به نظر میرسید که نهادهای نظارتی هم چندان بهلام نمیدهند. حدود یک سال در آنجا بودم و تجربهام واقعاً یکی از بدترینها بود؛ اتفاقاتی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغی کمتر از حقام تسویه شدم. نتیجهاش محیطی بسیار آشفته بود که هیچکس را توصیه نمیکنم برای کار به آنجا برود.
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
این شرکت کلی بدهی داره و پرداخت حقوق پرسنل هاشون یکساله نداده اگ میرید اونجا قید پولتونو بزنید
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
کار در این شرکت بدترین تجربه ای هست که هرکسی میتونه داشته باشه. فضای کاری پر از حسادت. مدیران نالایق که به جای کمک به پیشرفت بچه ها اونهارو پایین نگه میدارن که مبادا جاشون رو بگیرن. عدم تواضن کار و زندگی. حقوق به شدت کم نسبت به کاری که به اندازه ی دو نفر ازت انتظار دارن. اگر اینجا کار کنید نه پولی جمع میکنید نه آرامش روانی و خواب آرامی خواهید داشت. این شرکت فقط به فکر بدست آوردن حداکثر منافع از شماست با پرداخت کمترین حقوق به نسبت حجم کار. به هیچ عنوان به هیچ کسی کار در این شرکتو پیشنهاد نمیکنم. آدمهای ناشایست و بی لول که میخوان با باند بازی از همراه اول پول بکنن و از طرفی خود همراه اول که یکسری آدم بیسواد رو شامل میشه که فرهنگ کاریشون یکی از یکی پایینتره و شما هرروز با این دو دسته آدم بی لول سروکار دارید. کاش هیچکسی مجبور نباشه به خاطر درامده صرف اینجور آدمهارو تحمل کنه!
در اینجا همه چیز به شدت نشان از مدیریت ناکارآمد دارد و این موضوع به وضوح مشخص است. مدت زمان کارم با وجود نامهای بزرگ مشتریان که قبلاً افتخار میکردند، به سرعت از بین رفت و بعد از یک سال اکثر همکاران با منطقهایی مشابه آن را ترک کردند. به نظر میرسد مجموعه تنها با تکیه بر نامهای قبلی دنبال نمایش فصلی است، اما در واقع اوضاع خیلی نامناسب است و سیستم به شکل کلی در حالتی مثل کشتی است که در گل گیر کرده باشد. تمام تلاشی که برای دفاع از حقوق کارمندان میشود، بیشتر روی کاغذ است تا عمل، و هر چیزی که به عنوان مزایا مطرح میشود، یا وجود ندارد یا اینکه به شکل غیرواقعی بیان میشود. سفته حامل گرفته میشود، قراردادهایی با ساختار شبهصوری بسته میشود تا در مراحل پایان کار کمترین سنوات به کارمند بدهند، و دوربینهای فراوانی در همهجا هست تا کنترل لحظهای ایجاد کنند. حتی نسخهٔ قرارداد را به من ندادند و معمولاً ۱ تا ۱۲ قرارداد یکماهه صادر میکنند تا هر وقت اراده کردند بتوانند اخراج کنند. پاداش یا وام واقعی وجود ندارد و اغلب فقط با گزارههای بزرگ و وعدههای نانوشته روبهرو هستم. به بهانههای مختلف، گاهی اوقات بدون رضایت من از من میخواهند عضو هیئتمدیرهٔ یکی از هلدینگهای صوریشان شوم تا از من سوءاستفاده کنند. در کل خیلی آشفته است و به هیچکس توصیه نمیکنم در چنین محیطی کار کند.
برای ثبتِ تجربهام در شرکت امیر پروتئین تصمیم گرفتم فرانتاند دولوپر بودن را دنبال کنم. روند مصاحبه و کارگاهِ کوچکی که داده شد، به نظرم عادی و بدون دردسر بود و از این جهت راضی بودم. تنها نکتهای که اذیتم کرد این بود که در آگهی نوشته شده بود اگر با React یا Vue یا Angular آشنا باشید فرقی ندارد، اما پس از آزمون فنی و چالش کدنویسی به من گفتند حتما باید استک پروژه را به Vue منتقل کنم.
اگرچه سه سال توی توان سانیار طب کار کردم، اما تجربهام پر از فشار و ناامیدی بود. مدیران تازه و بیرحم شرکت، رفتار غیرانسانی و ناعادلانهای داشتن، انگار با اصول اخلاقی آشنا نبودن و گویی از جایی دور آمدهاند. هیچ چیز درست و حسابی سر جای خودش نبود؛ کوچکترین خطا هم با توهین و جریمه و حتی محرومیت یا اخراج پاسخ داده میشد. گاهی تقصیر از من نبود، اما روند کار همانی بود. وعدههای پولی، وام و حتی ناهار بهطور عملی محقق نمیشدند و فضای کار پر از چاپلوسی و معاملهگری بود. در کل احساس ناخوشایندی داشتم و تجربهم خیلی منفی بود.
مدتی بهعنوان پیک/سفیر برای این شرکت فعالیت میکردم. اوایل کار تصور میکردم وظایف مشخصی دارم، اما بعد از چند روز با صحبتی روبهرو شدم که بابت سفارشی که خریدار آن را کنسل کرده بود، به من بدهی ۱۵ میلیون ریال بهعنوان جریمهی عدم تحویل تعلق گرفته بود؛ این حرف را مسئولان مجموعه مطرح کردند. چندین بار موضوع را به پشتیبانی گزارش کردم، ایمیلهایی با جزییات فرستادم و حتی چند مرتبه حضوری به دفتر رفتم، اما نتیجهای از پیگیری، تماس یا پاسخ مناسب دریافت نکردم. اکنون هر بار که وارد حسابم میشوم، بدهی بلندبالا روی صفحه مثل یک نوع توهین به چشم میزند. وقتی نظرات دیگران دربارهی اینکه این مجموعه چه میزان به مشکلات سفیرها رسیدگی میکند را میخوانم، واقعاً تعجب میکنم: آیا من واقعاً فردی کمارزش بودم که برایشان اهمیت نداشتم یا دیگران چه میدانند که من نمیفهمم.
شرکت سروش امن زرین را تجربه کردم، بهعنوان یک برنامهنویس بکاند. در آغاز میخواهم تأکید کنم که حرفهایم واقعیتهای کاری من هستند نه پایاننامهی شخصی برای حسابرسی. یکی از همکاران مدام کلمه مشخصاً را به کار میبرد و با رفتار و گفتارش اختلافهای زیادی را در تیم ایجاد میکرد. او و همدستانش از بخش پردازش مالی جدا شدند و امیدوارم تغییرات اخیر در شرکت با هماهنگی با هلدینگ به آرامش اوضاع کمک کند. این فرد با پچپچ و ترویج شایعات، برای برخی افراد حاشیهآرایی کرد، اما در نهایت مدیران ارشد تصمیم موثری گرفتند و فضای کاری ناسالم کمتر شد و تیمی که مزاحمت ایجاد میکرد کنار رفت. در حال حاضر فضای تازهای در سازمان حس میشود.
من حدود یک سال کمی بیشتر نزدیک یک ماه بدون حقوق با عنوان کارآموزی و بدون حقوق کار کردم در ابتدا فضا دوستانه و مشارکتی به نظر می رسید اما بعد از تعیین مشاور ها و گذشت زمان رفتار های غیر محترمانه و از بالا به پایین مشاور ها شروع شد و به خاطر کوچک ترین مشکلی حرف جریمه و کاهش حقوق و اخراج مطرح می شد و حتی در صورت پر کردن تایم تماس ها حقوق پرداختی به زمان صرف شده نمی خورد حقوق بسیار پایین و تقریبا میشه گفت خیریه هست و با کوچیک ترین انتقادی از اونجا طرد می شید اگه برای روح و روان خودتون ارزش قائل هستید دوری کنید یک سالی که موندم فقط و فقط به خاطر دانش آموزهام و برخی دوستانی که پیدا کردم بود و گرنه رفتار مدیران و مشاوران بسیار غیرحرفه ای و جانب دارانه به مشاور ها به خاطر تفاوت پوشش داشتن.
سلام من شرکت دلتا گاز مبین سه سال کار کردم شرکت نیست چاله میدونه مدیران نابلد و بی سواد و رفتارهای نا مناسبی با کارکنان دارند و نگاه بالا به پایینی نسبت به کارکنان دارند درصورتی که همگی با مدرک تحصیلات و سواد پایینی و با معرفی اومدن نشستن اونجا و تنها دلیل عقب ماندگی اون شرکت همین مدیران نابلد هست میوه و قهوه و تدارکات برای مدیران هست و برای کارکنان هیچ ارزشی نمیزارن حقوق ها تا قبل سال ۴۰۴ سه ماه یه بار پرداخت میشد و الان مرداد ماه ۱۴۰۵ هستیم و بیشتر از ۴ ماهه هنوز حقوق اسفند و عیدی و سنوات 1۴۰۴ پرداخت نشده بیمه ها پرداخت نشده هربار برای پیگیری تماس میگیری اصلا پاسخگو نیستن و اونی که جواب میده با لحن خیلی بدی امروز و فردا میکنه و همچنین هیچ جای پیشرفتی تو اون شرکت نیست کار کردن اونجا عمر تلف کردنه و بی ارزش کردن کار و زحمتت هست ...
فقط افرادی که چیزی حالیشون نیست و دهاتی هستن فرهنگ سبزی پاک کردن و پایین شهری و شهرستانی بالا میزن و حاکم شرکتن مدیر عامل هیچ اختیاری از خودش نداره زیراب زنی وحشتناک و باند بازی حسودای زیاد منابع انسانی حسود که نمیذاره بالا بری هیچ کس رو نمیذاره مخصوصا معاون منابع انسانی و شوهرش افراد با استعداد زیر نظر یک مدیر بی استعداد و نفهم اداره میشن انتخاب های مدیرعامل و رییس هیئت مدیره برای سمت افراد افتضاحه مدیر عامل به شدت لجباز که ادم تاسف میخوره براش سمت الکی به افراد بی خاصیت میده و کلا اگر میخوای موفق بشی باید بله قربان گو و بی خاصیت باشی تا بالا بری هیچ کدوم از مدیران توسعه فردی انجام نمیدن مدیز عامل و رئیس هیئت مدیره به شدت دهن بین و بی عقل که عشق سرکوب کردن داره هر کسی بهش بگه من فلان استعداد دارم تمام تمرکزشو میذاره که طرفو سرکوب کنه تا فرد تسلیم بشه که واقعا لایق سرکوبم مدیریت سمی داره دو سه جهار نفر پشت یکی حرف بزنن حرف اونا قبول میکنه خودشم بی خاصیته و مدیرانشم و لایق خیانته کسی که بهش خیانت کنه برای اون عزیزتره فقط بایذ جلوی روش چشم بگی ولی از پشت خنجر بزنی اونجوری بیشتر دوست داره اگر حس میکنی نالایقی و هیچ چیزی حالیت نیست و هیچ استعدادی نداری استخدام شو
تو این آژانس کار میکردم و چیزی که بیشتر از حجم کار اذیتم میکرد، فضای سمی بین آدمها بود. تقریباً هر روز پشت سر یکی حرف میزدن و همه دنبال این بودن که اشتباهها رو گردن بقیه بندازن. نمیشد با خیال راحت به کسی اعتماد کرد، چون ممکن بود حرفی که خصوصی زده بودی، چند ساعت بعد به گوش همه برسه. مدیریت هم بهجای اینکه جلوی این رفتارها رو بگیره، خودش باعث بیشتر شدن اختلافها میشد. با هر کارمند یه جور حرف میزدن و حرفهای متفاوتی میزدن که آخرش باعث سوءتفاهم و دعوا بین همکارها میشد. بعضیها هم فقط بهخاطر اینکه رابطه بهتری با مدیریت داشتن، هر کاری دلشون میخواست میکردن و کسی چیزی بهشون نمیگفت. فضا طوری بود که حتی وقتی کارت رو درست انجام میدادی، باز هم استرس داشتی که نکنه یکی برات حاشیه درست کنه. بهجای همکاری، همه با هم رقابت ناسالم داشتن و موفقیت یه نفر باعث ناراحتی بقیه میشد. هیچکس از پیشرفت یا کار خوب همکارش خوشحال نمیشد. بعد از مدتی دیدم این محیط داره روی روحیه و زندگی شخصیم هم تأثیر میذاره. هر روز با استرس میرفتم سر کار و با کلی فکر و ناراحتی برمیگشتم خونه. آخرش فهمیدم موندن تو چنین محیطی اصلاً ارزشش رو نداره و از اونجا اومدم بیرون..
در این شرکت هیچ چیزی برای تشویق به ادامهٔ همکاری وجود ندارد و من هم به هیچ عنوان علاقهمند به حضور دوباره در چنین فضایی نبودم. گمان میکنم روند مصاحبه اینجا به شدت ناکارآمد و آزاردهنده است و از همان ابتدا فهمیدم که دلیل این همه تناقض در رفتار کارکنان چیست؛ انگار نه انگار که اینجا محل کار است، انگار یک محیط کودکستانی بزرگ است که به جای حرفهای بودن، به بازی و سردرگمی تبدیل شده است. رفتارها به گونهای بود که احساس میکردم نه تنها از طرف مصاحبهکنندهها بلکه از کل فرآیند، به نحوی فاجعهآمیز سوءاستفاده میشود و نتیجهٔ آن میتواند به آسیبهای جدی برای افراد و حتی نهادهای مالی مرتبط منجر شود. در مجموع فضای شرکت برایم ناامیدکننده و تأسفآور بود و هیچ دلیلی برای ادامهٔ مسیر در آنجا نمیدیدم.
وقتی به این مجموعه فکر میکنم، دوست دارم بگم فضای کار پر از انرژی و فعالیته، اما همزمان با وجود انتقادهای پیدرپی بعضی همکارا، جو گلهمندانهای هم دیده میشه و نسبتاً زیاد اعتراض میکنن. از نظر حقوق و پرداختها حسِ تبعیض و بیعدالتی وجود داره و برخی حس میکنن نسبت به دیگران فرق میچرخه. مدیران و معاونها بهطور مداوم تغییر میکنن و روالهای مدیریتی تغییرات زیادی دارن. واحدهای مختلف خیلی تفاوت دارن و نمیشه یک قضاوت واحد به همهشون بستم. در نهایت، نتیجهگیری به شدت به رئیس مستقیم بستگی داره؛ اگر خوششانس باشی، کارها به خوبی پیش میره و همه چیز رضایتبخش میشه. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
شرکت فرا پار آیین را تجربه کردم؛ مجموعهای نسبتاً بزرگ با هزاران نفر نیرو که در صنعت تولید هواکش فعال است. همیشه درگیر جذب نیروی تازه هستند و هر روز چند نفر وارد میشوند در حالیکه تعدادی هم انصرافی دارند. شیفتها دو شیفتهاند، از هفت صبح تا هفت شب و بالعکس. اکثر کارکنان از خط تولید هستند و حقوقِ در سطح کارگری است؛ بهطور کلی حقوق پایین یا میانپایینی حس میشود. صبحانه، ناهار، عصرانه و شام ارائه میشود که کیفیتش نسبتاً خوب است. کار در تولید به صورت سریکاری است و هر روز باید آمار تولید به سمت افزایش باشد؛ در مجموعه نظم و مقررات نسبتاً سختگیرانه است و با شدتی بالا دنبال میشود. اکثر دستگاهها فرسودهاند. فرآیند جذب هم ساده است و فقط کافی است جلوی در شرکت بروی. برخورد و ارتباط بیشتر با سرپرستهاست و واقعاً بستگی به شخصیت فردی مدیر دارد که چه رفتاری نشان بدهد. تقریباً هر دو ماه یکبار اتفاقی یا حادثهای در بخش دایکست و پرس ثبت میشود که اغلب به دلیل فرسودگی ماشینآلات و فشار بالا برای رسیدن به آمار تولید است. حقوقی که توافق کرده بودی معمولاً بهطور کامل پرداخت میشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.