وقتی وارد تیم شدم، انتظار داشتم فقط وظیفه فرانتاند بر عهدهام باشد، اما از روز اول همه چیز به خوبی پیش رفت. اکانت، بسته آموزشی و ابزارهای لازم به من داده شد تا به کار پرامپتنویسی بپردازم. در مدت کوتاهی توانستم هم وظایف فرانتاند را انجام دهم و هم به برخی پروژههای بکاند که به من محول شده بود رسیدگی کنم، که این کمک بزرگی برای تیم بود. احساس میکنم حضور یک شرکت حرفهای و بینالمللی که پشتیبان من باشد، باعث شد خیلی سریعتر رشد کنم و تواناییهایم را بهتر نشان بدهم. تجربهی کلی با کارهای قبلیم تفاوت زیادی داشت و فضای کاری واقعاً دوستانه و حمایتی بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
متاسفانه مدیر مجموعه بسیار مغرور و خودبزرگبین هست و نگاه بالا به پایین داره. بسیار نامحترم و غیرحرفهای. به هیچ وجه فعالیت در این شرکت رو توصیه نمیکنم.
زنگ زدن که بیا برای مصاحبه. رفتم و به محض اینکه نشستم، بدون اینکه آقای مدیر چک کنن رزومهی من رو، گفتن ما نمیتونیم با هم کار کنیم. گفتم چرا؟ گفتن شما پوششت خیلی بستهست!!! من مانتو شلوار اداری سادهی مشکی تنم بود با شال. گفتن ما مشتریامون خاصن، شما از پس این کار بر نمیاید. من رزومهی عکسدار فرستاده بودم، اگر چک میکردن رزومه رو، لازم نبود منو اینهمه مسیر بکشونن تا دفتر!!! هر چند مسخرهست که فکر کنیم من چون شال سرم بوده، پس نمیتونستم کار اداری انجام بدم! من ۳ سال سابقه کار خوب، توی سازمانهای بزرگتر داشتم و هیچوقت بابت پوششم به مشکل نخورده بودم.
سلام. میخام تجربه کاری خودم با این شرکت را درمیان بگذارم. مدیریت آن از تبریز به تهران آمده بود و سرشار از نقاط منفی و سایکوپد بود. به شدت بد دهن، دروغگو ، سو استفاده گر، کنترل گر و توهین گر بود که در ستاد نو سازی ناوگان نیز به شدت علیه آن اعتراضات داشتند. مدیریت تک محوری استخدام افراد فاقد تحصیلات و تخصص و سابقه کاری , استخدام دختران جوان و دادن پیشنهادات مناسب به آنها از جمله افتضاحات این شرکت بود. یعنی هرکسی با درخواست مدیر موافقت میکرد استخدام میشد و حقوق میگرفت در غیر این صورت فقط استفاده کاری ازش میشد و حقوق پرداخت نمیشود.متاسفانه هیچ نهاد دولتی بر چنین شرکتهای فاسدی نظارتی نمیکند هیچ خیلی راحت به فعالیت خودشان ادامه هم میدهند. پیشرفت کاری عملا وجود نداشت بلکه شما فقط به یک بله قربان گو تبدیل میشوید. آدمهای بیشماری سر یک ماه بعد استخدام از شرکت بیرون میروند ولی هیچ ثبات کاری فرهنگ سازمانی سلسله مراتب سازمانی وجود نداشت و فقط بر اساس نظر یک مدیر بی سواد بی تجربه فاقد ارزشهای اخلاقی و دروغگو و سو استفاده گر اداره میشود. اگر برای خودتان ارزش قایل هستید به هیچ وجه در این مجموعه کار نکنید.
فرایند پراخت حقوق ها افتضاح افتضاح افتضاح
اگر زخم خورده از مدیریت این شرکت هستید که باهاتون همدردی میکنم. اگر شانس آوردید و قبل از گرفتار شدن این تجربهها رو میخونید که خدا رو شکر کنید و از کنار این مجموعه رد نشید. حیف از عمر و زمان جوانانی که با انگیزه های حرفه ای و رشد فردی وارد این شرکت شدن ولی بعد از گذشت چندماه که وضعیت اسفبار مدیریت و دروغهای کادر اداری و مالی و وعدههای توخالی و واقعیت عینی وضعیت شرکت و همکاران سابق با پتک به صورتشون میخوره نه تنها هیچ انگیزهای ندارند بلکه هر روز دنبال راه فرار میگردن. خلاصه بگم. مدیریت جناب آقای حسینی یک دزد و دروغگو و شیاد هستن. کادر اداری و مالی باهاشون همراهه. برای فرار از مسئولیت با وعدههای توخالی برخی همکاران رو دورهای وارد هیات مدیره میکنن! هر ۴۰-۵۰ روز یکبار حداکثر ۲۰ میلیون پول با منت میدن. مشتریها همیشه ناراضی هستن چون طبیعتا وقتی حقوق کارمند داده نشده هیچ کاری به موقع انجام نمیشه. هر کسی با انگیزه ساختن اومده نابود و سرخورده پا به فرار میذاره. قطعا این شرکت باید تعطیل و به جرم کلاهبرداری منحل بشه.
تو داروتیم تجربه کردم برای بکاند؛ دقیقاً جایگاهی که با تیم و فضای کار تعریف میشود، ساخته میشود. سالی که اینجا کار میکنم بسته به تیمی که به آن میافتم خیلی فرق دارد، چون مجموعه نسبتاً بزرگ است و آدمها تفاوتهای زیادی دارند. فضایش عموماً صمیمی و خودمانی است و شرکت هم برای اینکه همکارها با هم راحتتر باشند هزینه میکند، به همین دلیل اکثر افراد از صبح به کار آمدن را راحت میپذیرند. مزایا مثل صبحانه، ناهار، میانوعده و هدیههای مناسبتی بین همه یکسان است، اما حقوق به نظر لِولی مدیر تیم بستگی دارد. منابع و فرصتهای یادگیری فراوان است و نمیشود گفت رشد درجا میزند؛ بیشتر همکارها سابقهی طولانی دارند و از نظر فنی و سلسلهمراتب رشد کردهاند و این فرصتها را به نیروهای جدیدتر هم میدهند. امسال بیمه تکمیلی بهتر شد و نماینده بیمه هر هفته حضوری میآید و کارها را جمعوجور میکند. فرهنگ بازخورد و صحبت دربارهی مسائل تقویت شده و به راحتی میشود ایدهها یا دغدغهها را مطرح کرد و شنیده میشود. به شخصه اعتمادبهنفس کاریام دوباره برگشت و چیزهای زیادی یادگرفتم. ساعات کاری انعطافپذیر است و امکان دورکاری هست؛ میتوانی با مدیرت هماهنگ کنی و دغدغهی رسیدن به موقع یا عقب افتادن کار کمتر میشود.
به مدت چند ماه در این شرکت کار کردم و در کل از تجربهام رضایت دارم. در یک دوره تقریبی هشت ماهه، فردی کمکار و پرادعا که جنجال ایجاد میکرد، مشکلات زیادی به وجود آورد، اما خوشبختانه او از مجموعه کنار گذاشته شد و وضع به حالت عادی برگشت. اکنون فضای کار و وضعیت پرداختها مطلوب است و ارتباط میان همکاران و مدیران خیلی صمیمی و دوستانه است.
ورودی این شرکت واقعاً به من حس سازماندهی و قدرت مدیریتی میداد. وقتی به ساختمان مرکزی وارد شدم، امنیت با احترام منو به طبقه هفتم برد؛ همهجا بیعیب و مرتب بود. مسئول اداری همراهیم کرد و فرمی برای تکمیل دادن بهم داد. مدیر توسعه بازار دقیقاً سرِ وقت رسید و با گرمایی دوستانه، استرسِ من رو کم کرد. سوالها خیلی حرفهای و مدیریتی بود، مثل شیوههای رهبری تیم فروش و مدیریت بحران. نکتهٔ جالب این بود که همان روز نتیجهٔ مصاحبه را گفتند.
با این شرکت ماندن برایم هیچ حس مثبتی به همراه نداشت؛ همیشه در فضای کار احساس میکردم دربارهام کنجکاو هستند و حرفهای پشتسر هم میزنند، و نظرسنجیها هم بیشتر جنبهی نمایشی داشتند. با همکاران مثل کارگرانی بیحق رفتار میشد و تحقیر آشکار برایم عادی به نظر میرسید؛ جایی برای احترام نبود. تنها دستمزد بود و باقی چیزها هیچ ارزش و انگیزهای نداشت؛ از نظر جسمی واقعاً خستهکننده بود و روحیهام به شدت تحت فشار قرار میگرفت. سه شیفت کار میکردم و در واقع زندگیام فقط به کار و خواب خلاصه میشد. بهجای اینکه واقعاً برای حال کارگران تصمیم بگیرند، برنامههای سطحی و کممایهای مانند ایجاد باشگاه راه میانداختند. خوشحال بودم که تسویه کردم و از آنجا بیرون رفتم.
در ابتدا با من از واحدی تماس گرفتند و یک گفتوگوی نیم ساعته داشتیم، سپس جلسهای دو ساعته برای مصاحبه ترتیب داده شد. مصاحبهٔ دوم هم به خوبی پیش رفت و پس از آن فرایندی برای انجام تمرین فرستاده شد که من آن را به درستی تکمیل کردم. به جلسهٔ نهایی رسیدم اما سوالها بسیار سخت و عجیب بودند و باعث سردرگمیام شدند. پس از حدود یک ماه و نیم با من تماس گرفتند و گفتند که تخصص دارم اما در چارچوبِ اسکوپشان نیستم. واقعاً عملکرد فرایند استخدام را بیفایده دیدم — به این شکل که استخدام نمیشود؛ کاش دستکم دو هفته کار آزمایشی میدادند تا بتوانم دقیقتر ارزیابی شوم. به نظر من سیستم جذبشان قابل تحسین نیست.
با اینکه واقعیتها رو خیلی ساده نمیتونم برداشت کنم، اما از دید من اداره بهطور کامل به نظرم نهایی نشده بود و مشکلات مدیریتی گستردهای داشت. حقوق معمولاً بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با پیگیری زیاد میتونستی بخش کوچکی ازش رو دریافت کنی. کار سخت و فشار بالا بود و از سمت مدیران خبری از تشکر یا قدردانی نبود. پاداش و مزایا هم در حداقلها قرار داشت یا اصلاً وجود نداشت. مدیرها در مسائل مختلف دخالت میکردن و بهطور کلی احساس میشد که همه به دنبال تغییر شغل و پیدا کردن فرصت بهتر با استفاده از اینترنت شرکت هستند.
وقتی به عنوان پشتیبان این شرکت کار میکردم، حس میکردم جو فضا پر از دروغ و زیرآبهزنی است. اطرافم کسانی بودند که یا ارزش لازم را نداشتند یا واقعاً شور و اشتیاق کار کردن را ندارند. احساس میکردم عمرم را برای کاری میگذارم که نه حقوق کافی دارد و نه احترام اجتماعی برخوردار است و در مجموع هیچ ارزشی ندارد. به طور خلاصه، اینجا از نظر شرافت و وضعیت کاری، حتی یک پیک موتوری هم از نظر من بهتر به نظر میرسید.
مشغول مصاحبه برای یک موقعیت برنامهنویس جاوا بودم که کارفرمایی از طریق یک مرکز سلامت با من تماس گرفت. در تماس اولیه، به طور کوتاه تماس قطع شد و وقتی دوباره تماس گرفتند، حس کردم رفتارشان طوری است که انگار کار اشتبانی کردهام؛ مرتب سؤال میکردند چرا تماس را قطع کردم و حتی میخواستند بدانند آیا نمیخواهم محل کارم را بفهمانند یا نه. گفتند جلسهای آموزشی خواهند داشت اما آن روز هم وقتم تنگ بود و آنها قطعاً پاسخ دادند که باشه و قطع کردند. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند و همان حرفها را تکرار کردند که یک بار تماس گرفتیم و شما قطع کردید، حالا دوباره میخواهیم جلسهای بگذاریم. از لحن مطمئن و با اصرار و تکرار این موضوع، من احساس فشار کردم و تصمیم گرفتم منصرف شوم؛ دیگر جلسهای تنظیم نشد. ترجیح میدهم در جایی کار کنم که آرامش اولیه وجود داشته باشد و سپس به کار یاد بگیرم، به همین دلیل از تصمیمی که گرفتم راضیام.
در این شرکت محیطی بود که احساس میکردم کمتر برایِ فارغالتحصیلان یا افرادی که تازه میخوان تجربه کسب کنند، مناسب است. من بهعنوان کارآموز نرمافزار، مدت کوتاهی اونجا حضور داشتم و در برخی نکات چیزهای زیادی یاد گرفتم، اما بخشهای دیگه واقعاً به نظرم چالشزا و ناامیدکننده میآمد. از طرف شرکت سفته میخواستند و شنیده بودم که اعضای قدیمیتر بهعلت همین مسئله مشکل پیدا کردهبودند. جو کلی محیط نسبتاً ناسالم و تنگِ هوای کاری بود؛ بهنظر میرسید همه برای جلب رضایت مدیرعامل و عضو هیاتمدیره تلاش میکنند و این روند برای برخی راحتتر میشود. مسیر شرکت از نظر دسترسی عمومی خیلی مطلوب نبود. در طول حضورم دائما حس میکردم تحتنظر و ارزیابی مداوم هستم. سرویسهای بهداشتی همواره تمیز نبودند و در بیشتر روزها کافیشاپ یا دستمال کاغذی تمام میشد. محیط بوی نامطبوع یا گرمایی غیرعادی داشت و گاه بوی بدی هم میرفت. اجازه استراحت کافی وجود نداشت و فشار کاری بالا بود. حتی کدی که من بهعنوان کارآموز مینوشتم معمولاً بهطور کامل تست نمیشد. در ابتدای کار تصور میکردم شرکت پرانرژی و موفق است، اما واقعیت به من احساس imprisonment میداد و حسِ محدودیت و نظارت بیش از حد را منتقل میکرد.
اون سالها حضور در این مجموعه برام پر از پتانسیل بود؛ میدیدم که میتونه خیلی بزرگتر و بهتر ظاهر بشه، ولی ساختار نامنظم و مدیریت ضعیف باعث میشد فرصتها از دست بره. از طرفی مزایا هم واقعاً کم نیستن؛ همکارا خیلی خودمونی و صمیمیان و بودن تو جمعشون خوشاینده. با این حال بخش منابع انسانی بهنظر من ضعف داره و بهخصوص تصمیمگیریهای مدیریتی کل اوضاع رو به هم میریزه.
شنیدم از شرکت خوشگوار و موقعیت توسعهدهنده اندروید بود. حدود یک تا دو هفته پس از فرستادن رزومه، تماسی گرفتند و قرار مصاحبه اسکایپی گذاشتند. ازم خواستن بیام برای بیست دقیقه درباره constraint layout، motion layout و lifecycle صحبت کنم و نکات کلیدی را با اسلایدهایی که روی آن کار کردهبودم توضیح بدهم. در میان ارائه، معمولاً از تجربههایم سؤالهایی پرسیدند و من با اکثر مواردی که داشتم، پاسخ دادم. در پایان گفتند ظرف دو روز یک تست میفرستند اما چنین چیزی ارسال نشد؛ دو هفته بعد ایمیل زدند که با من همکاری نمیکنند. تجربهای کمی نامنظم بود، ولی حداقل خبر را رساندند.
برای من فقط کافی بود به مصاحبه فکر کنم و ببینم چه تجربهای در انتظارم است. در فرمت اولیه رزومهام را فرستاده بودم و حدود دو هفته بعد، اوایل خرداد، تماس گرفتند و گفتند امکان دورکاری نیست و فقط حضوری میگیرند؛ از طرف من هم رد کردند. تقریباً یک ماه بعد، در تیر، دوباره تماس گرفتند و من دوباره توضیح دادم؛ گفتند برای مصاحبه بیای تا دربارهاش حرف بزنیم و رفتم. فضای دفتر از بیرون که نگاه میکردی خیلی بزرگ و مرتب بود، طبقه اول بخش فنی و طبقه دوم منابع انسانی و اتاق جلسه بود. با وجود اینکه همه اطلاعات من روی رزومه بود، مجبور شدم فرم دیگری هم پر کنم. سپس با مسئول فنی صحبت کردم و به طبقه اول بردند تا تست عملی بدهند. اولین نکته منفی این بود که اصلاً نگفته بودند تست عملی هم وجود دارد. تست واقعاً حرفهای نبود؛ جلوی یک سیستم نشسته بودم و منتظر بودم تا مدیر فنی برسد و توضیح دهد چه کاری باید انجام بدهم. در روزی که رفتم تازه کولر گازی نصب کرده بودند و دقیقاً جلوی صندلیم بود و بادش مدام کم و زیاد میشد. اتاق پر از نفر فنی بود و تنها دو نفر از آنها ماسک زده بودند — شرایط ناامیدکنندهای بود. مدیر فنی هم دائماً در حال رفتوآمد بود و نیم ساعت معطل شدم تا بیاید؛ وقتی آمد، دستگاه را روشن کرد و گفت با این سیستم کار نمیکند و باید صبر کنم. تقریباً طول کشید تا چهل و پنج دقیقه دوباره به من زنگ زد و با بیحوصلگی پرسید: آیا در پکیج فلاتر نوشتی؟ میتونی از خانه یک پکیج بنویسی و برایشان بفرستی؟ یعنی پس از بیش از یک ساعت معطلی تازه به من گفت از خانه بفرست! در کل فرایند مصاحبه خیلی ضعیف بود — بدون برنامهریزی و بیاحترامی به زمان داوطلب.
این تجربه را در محیطی واقعی به نحوی روشن و صریح بازگو میکنم که دیگر هیچ شائبهای دربارهی جهتگیریها نداشته باشد، اما محتوا را درست حفظ میکنم. وقتی وارد این شرکت شدم، با یک فضای سمی و ناامیدکننده روبهرو شدم؛ چیزی که انتظارش را داشتم نبود. ظاهر شرکت شاید بتواند جذاب به نظر برسد، اما پشت صحنه پر از افراد بیتجربه و جوّ کاری ناسالم بود. روابط دوستانهسازیهای غیر حرفهای و باندبازی خیلی رایج بود و رفتارهای غیراخلاقی زیادی هم وجود داشت. به عبارتی اگر هدفم صرفاً کار کردن بود، ممکن بود با اینجا کنار بیایم، اما اگر زندگی و رضایت شخصی هم برایم مهم است، به نظرم باید دنبال جای بهتری گشت.
از همکاری با این مجموعه خیلی راضی بودم و رفتار همکاران واقعا محترمانه بود. حدود شش ماه است که به تازگی به تیم پیوستهام و در حال انجام کارم هستم. امیدوارم ادامهی همکاری اینطور باشد و بتوانم با هدایت تیم کارکنان، وظیفهام را به خوبی انجام بدهم. تاکنون همهچیز نسبتاً خوب پیش رفته است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.