اون سالها حضور در این مجموعه برام پر از پتانسیل بود؛ میدیدم که میتونه خیلی بزرگتر و بهتر ظاهر بشه، ولی ساختار نامنظم و مدیریت ضعیف باعث میشد فرصتها از دست بره. از طرفی مزایا هم واقعاً کم نیستن؛ همکارا خیلی خودمونی و صمیمیان و بودن تو جمعشون خوشاینده. با این حال بخش منابع انسانی بهنظر من ضعف داره و بهخصوص تصمیمگیریهای مدیریتی کل اوضاع رو به هم میریزه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه رفتم فضای کار مرتب و تمیز همه پشت میزاشون خیلی منظم نشسته بودن داخل باکس های شیشه ای بزرگ و شلختگی ندیدم همه چی سر جاش بود ولی خب هپینس ایمپلویی بالایی حس نکردم آدم ها شبیه ربات مشغول بودن اتاق مصاحبه کمی از لحاظ فضا استاندارد نبود وایب قفس میداد با برچسب دورتا دور پوشیده کمی بروکراسی هاشون زیاده که بنظرم لازم نیست مثلا رفرنس چک های حضوری و زمانگیر از مشاغل قبلی که این مدل رو ادارات دولتی انجام میدن و در شرکت های خصوصی کمتر از ۵۰۰ نفر اصلا نیازی نیست مگر اینکه حین مصاحبه مورد خیلی حادی احساس کنن پنجشنبه هاشم یکی در میون ماری بود ک بنظرم جالب نیومد کامنت های بد در مورد این شرکت زیاد نوشتن بنظرم تا حدی درست بنظر میومد و این شرکت ها از لحاظ امنیت شغلی سریعا اسیب پذیرن و پشتوانه ندارن از لحاظ منابع انسانی هم طی مصاحبه متوجه تخصص بالایی ندیدم در کل ایده ال نبود
هیچی فقط میتونم بگم یه مشت دزد و بی خانواده اینجا هستند ینی در سریعترین زمان ممکن باید از اینجا خارج شد
هیچ نکته مثبتی به ذهنم نرسید که بخوام درباره این کلینیک بگم. اولا روند مصاحبه بسیار غیرحرفه ای بود و فقط حقوق براشون مهم بود که زیر ۲۰ تومان توافق بشه. سه روز ارزیابی و در واقع کار رایگان براشون انجام میدی تا بعد تصمیم بگیرن که استخدامت کنند یا نه. با مدیرعامل مصاحبه انجام میشه و با حقوق نصف وزارت کار باهات قرارداد یک ماهه میبندن و تا سه ماه بیمه نیستی. علاوه بر اون یک سفته صدمیلیونی هم همون اول کار قبل عقد قرارداد ازت میگیرن بعد قرارداد میبندن یعنی حتما شما باید سفته رو داده باشید! بعد از یک الی دو هفته کاملا بی دلیل باهات قطع همکاری میکنن و میگن مدیریت تصمیم گرفته با شما همکاری نکنه!!!! وقتیم از منابع انسانی دلیل میپرسی میگن منم خبر ندارم فقط بهم اطلاع دادن باهاتون قطع همکاری کنیم!!! برای استخدام که هیچ، حتی برای خدمات دندانپزشکی هم به کسی اینجارو معرفی نخواهم کرد. ضمنا گفتند سه ماه بعد از قطع همکاری حقوق اون چندروز کارکرد براتون واریز میشه و میتونید سفته رو تحویل بگیرید. با گذشت سه ماه هنوز خبری ازشون نیست. این نکته هم اضافه کنم که با همه تازه استخدامی ها همین روند رو تکرار میکنند و هیچکس بیشتر از دو هفته اونجا موندگار نیست. از اردیبهشت که اگهی میزارن تا الان که شهریوره هنوز اگهی ها با همون عناوین شغلی در ای استخدام و جابینجا موجوده!! این تجربه کاری من از این کلینیک به اصطلاح مدرن بود که فرهنگ سازمانیشون بسیار ضعیفه.
بیش از سه سال با شرکت پرتو همکاری داشتم و در این مدت تجربهای به دست آوردم که شاید بد نباشد با دیگران هم در میان بگذارم؛ بهخصوص کسانی که قصد همکاری با این مجموعه را دارند. پرتو در ظاهر یک سازمان منظم و ساختاریافته به نظر میرسد، اما تجربه شخصی من نشان داد که در بسیاری از موارد، روابط بیشتر از ضوابط تعیینکننده هستند. به نظر من، داشتن ارتباط نزدیک با مدیران میتواند مسیر پیشرفت را بسیار کوتاهتر کند؛ در حالی که صرفاً داشتن دانش، تجربه، توانایی و عملکرد مناسب، لزوماً به همان اندازه در پیشرفت شغلی اثرگذار نیست. در بخش فنی نیز با مواردی مواجه شدم که از نظر من نشاندهنده وجود فضای ناسالم رقابتی بود؛ افرادی که برای دیدهشدن یا پنهان کردن ضعفهای خود، رفتارهایی انجام میدادند که به فضای کاری آسیب میزد و متأسفانه مدیریت و سرپرستی همیشه برخورد مؤثری با این مسائل نداشتند. موضوع دیگری که برای من آزاردهنده بود، توقع دسترسی دائمی به نیروی کار بود. شیفتها گاهی در لحظات آخر اعلام میشدند و امکان جابهجایی چندانی وجود نداشت. حتی در روزهای تعطیل یا روزهایی که شیفت نداشتید، در صورت نیاز مجموعه، ممکن بود از شما انتظار حضور اجباری وجود داشته باشد. از طرفی، برخلاف تصوری که ممکن است وجود داشته باشد، به نظر من حقوق و مزایا آنقدر بالا نیست که حجم و فشار کاری اضافه را توجیه کند. در بسیاری از موارد، چیزی که دریافت میکنید بیشتر در قبال مسئولیت و کار بیشتر است، نه لزوماً شرایط مالی متفاوت. البته اینها برداشت و تجربه شخصی من در طول بیش از سه سال همکاری با این مجموعه است و طبیعتاً ممکن است تجربه افراد دیگر متفاوت باشد. با این حال، اگر بخواهم بر اساس تمام سالهایی که در صنعت گردشگری فعالیت کردهام قضاوت کنم، همکاری با پرتو برای من یکی از ضعیفترین و ناخوشایندترین تجربههای کاری بود. به نظرم قبل از تصمیم به همکاری با هر مجموعهای، فقط به ظاهر سازمانیافته آن توجه نکنید؛ درباره فرهنگ سازمانی، نحوه مدیریت، شیوه تعیین شیفتها، میزان تعادل کار و زندگی و مهمتر از همه، معیار واقعی پیشرفت در آن مجموعه تحقیق کنید.
مدیریت ضعیف و chatgpt محور با اجرای نظرات غیرفنی و تاثیرات پسر بچه گرامیشان که تمام فرایند های توسعه نرم افزار رو به سخره گرفتن و محیط کار نرم افزاری رو با بازار میوه تره بار اشتباه گرفتن. و صحبت های افراد متخصص رو بعد از گذشت مدتی کوتاه با تغییر در لحن و بیان به اسم خودشون و به اشتباه ترین شکل ممکن اجرا میکنن!!! ضعف و بی سوادی در تیم فروش که نهایت میشه ازشون در یه بوتیک لباس استفاده کرد و فروش امکانات و فیچرهای ناموجود در سیستم بدون هماهنگی با تیم فنی و اعلام سرخود زمان اجرا به مشتری - فشار بیش از حد برای اجرای همون امکانات ناموجود- مدیریت تبعیض گونه بین گروه های مختلف شرکت- پرداخت حقوق های گزاف به افراد نابلد و ناکارامد و غیرمتخصص در شغل (برای بعضی ها لابد دلیل دیگه ای داشته!) و عدم پرداخت به موقع و متناسب با عملکرد افراد. تخلف در پرداخت حقوق و مزایا و اعلام حقوق پایینتر از قرارداد به بیمه تامین اجتماعی با اینکه شرکت معاف از مالیات هست باز تخلف میکنن!!! دریافت هزینه های پروژه ها در حساب شرکت و خالی کردن حساب ها توسط شخص مدیرعامل به حساب های شخصی خودش و یا خرید ملک و زمین و ماشین و یا خرید و انبار کردن تجهیزات و مواد اولیه و در نتیجه عدم پرداخت به موقع حقوق به اسم اینکه پول نداریم بدهکار بودیم -دریافت وام های کلان با بهره های پایین و مدت تنفس بالا و استفاده های شخصی از این وام ها و سند سازی و پرونده سازی برای وام دهنده ها - بی سوادی شخص مدیرعامل و دروغگویی به پرسنل و مشتری ها در هرچیزی که به ذهن یک شخص برسه.برخورد های توهین آمیز - مدیریت خاله زنکی و کنترل افراد پای دوربین و تماس های مکرر به افراد به علل مختلفی که در دوربین مشاهده میکنن- ایجاد جو و فضای تفرقه آمیز بین افراد توسط شخص مدیرعامل- عدم توجه به زمان بندی ها و امکانات موجود توسط شخص مدیرعامل برای توسعه سیستم.زبون بازی و برقراری جلسات بی معنی و بی جهت و بدون نتیجه . انقدر مشکلات مختلفی میشه بیان کرد که فقط میتونم بگم برای وقتتون و شخصیتتون ارزش قائل بشین بعضی جاها برای مصاحبه رفتن هم اشتباهه - چه برسه به کار کردن
برای مدت طولانی حقوقمو عقب میفرستن و واقعاً وقتِ منو بیخودی تلف میکنن. این موضوع فقط محدود به یکی دو نفر نیست و به طور مداوم تکرار میشه؛ حتی به نیروهای تازهوارد هم همین اتفاق میافته. مدیر ارشد هم کاملاً توی این قضیه دخیل به نظر میرسه.
در میان روزهای کاریام، تجربهای ناخوشایند از مصاحبه را به خاطر میسپارم که تازه در همین ابتدای سال پیش آمد. نمونهای از برخورد نامناسب مصاحبهکننده در یک جلسه کارشناس کنترل کیفیت بود که رفتارش چه از نظر گفتار و چه از نظر شیوه برقراری ارتباط، چندان حرفهای نبود. کلماتش ناخوشایند بود و جملاتش با دقت کافی چیده نمیشد؛ پوزخندهای پی در پی تمرکزم را بههم میزد و در نتیجه نتوانستم بهتر به سوالات پاسخ بدهم و نهایتاً از جلسه خارج شدم.
وقتی این تجربه رو از نزدیک دیدم، در نگاه اول تصور میکردم که مجموعهای پویا و حرفهای پیش رو دارم اما خیلی زود واقعیت تفاوتها رو روشن کرد. فضای کار پر از حرف و حدیث و شایعه بود و مدیریت بهطور کامل سازماندهی نشده بود. رئیس تیم با دو نفر از پسرهای تیم احساس ترس داشت و فقط خواستههای اونها برایش اهمیت داشت. جذب نیرو هم به شکل غیرشفاف و بهزعم من بیشتر به درخواستهای شخصی ربط پیدا میکرد، نه فرآیند مشخص جذب. مدت زمانی که من اونجا بودم جلسههای تیمی منظمی برگزار نمیشد و رئیس تیم فقط میگفت بیایم صبح ببینیم چی پیش میاد و هیچ برنامه مشخصی وجود نداشت. وقتی از منابع انسانی درخواست گفتگو میکردی، معمولاً با پاسخی ناامیدکننده روبهرو میشدی. ظاهر بیرونی شرکت جذاب و دلنشین به نظر میرسید، اما واقعیت داخلی فرق زیادی داشت. در نهایت هم بدون اینکه توضیح منسجمی ارائه شود، روز بیست ویکم اسفند اعلام کردند قرارداد تمدید نمیشود، در حالی که طبق قرارداد باید حداقل بیست روز قبل اطلاع رسانی میکردند.
رو در ابتدا باید بگم که تلاشی برای بزرگنمایی بیدلیل رو بر روی کاغذ حس میکردم، اما در عمل واقعاً چیز ملموسی نبود. چند تا از همکاران مشاور توانستن نفوذ بالایی پیدا کنن به یکی از مدیران و به نحوی دارن هویت و هدف مجموعه رو زیر سوال میبرن. برخوردهای زیادی از تخریب و کارشکنی و زیرآبزنی درباره حذف نیروی کاربلد در شرکتهای طرف قرارداد دیدم که باعث شد با وجدان راحتی نتونم ادامه بدم. شیوهی کارشون پر از زدونبند و نمایش سطحی، و هدفشون اینه که با جا دادن نیروی مطیع جای پای خودشون رو توی سازمان محکم کنن و سازمانها رو به خودشون وابسته کنن. دادههای شرکتها رو به عنوان دستاورد خود تصور میکنن و سپس همون اطلاعات رو برای پروژههای بعدی به عنوان رزومه میسازن. خروجیهای معمولشون معمولاً چندین جلد پرونده و تعدادی PDF از صورتجلسات بیخاصیته؛ ارزش افزودهای به تیم نمیدن، مگر اینکه کل مجموعه با هم از هم بپاشه.
شرکت سبا، موسسهای با حضور گسترده اما فضای کاری نامنظم و بیثبات. من بهعنوان کارشناس الکترونیک دیدم که مدیریت خیلی ضعف داره و هیچ کس واقعاً مسئولیتِ کارها را به عهده نمیگیره. ارتقاء و پیشرفت هم به شکل عادلانه نیست و بیشتر به روابط و رفاقتها بستگی داره تا شایستگی و عملکرد. واحد منابع انسانی بهطور مشخص فعال نیست و روی رفتار مدیران نظارت نمیکنه؛ اگر انتقادی هم مطرح بشه، معمولاً بیپاسخ میمونه و تقصیر به گردنِ کارکنان انداخته میشه. با وجود مزایا، اگر دنبال آرامش و تعادل در زندگی شغلی هستی، اینجا گزینهی مناسبی نیست.
به نظر میرسید حس عدم آمادگی شرکت برای پذیرش نیرو، در همان نخستین برخورد محسوس بود. برای من، ورودی اصلی به دفتر کار کمی گیجکننده بود؛ هیچ تابلو یا نشانی واضحی نبود که تشخیص بدهم کدام زنگ را بزنم و بالاخره زنگ اول را فشار دادم و وارد شدم. منشی پشت میز تلفنی صحبت میکرد و رفتار خشک و نامهربان داشت. پس از پر کردن یک فرم چهار صفحهای، منشی من را به یکی از مسئولان وصل کرد تا نفر بالاتر بیاید. راهنماییها به سمت دو طبقه بالاتر بود. وقتی اتاق را وارد شدم، میز نامرتب و کثیف به چشم میخورد؛ در آنجا دو نفر حضور داشتند، یکی مرد و دیگری زن، و همانطور که یکیشان به آرایشگاه میمانست، منتظری برای مدت کوتاهی حضور داشتیم. طول کشید تا صحبت من تمام شود؛ در این میان درباره سابقه کار، حقوق و سوالاتی شخصی مثل دلیل ترک شغل قبلی و وضعیت ازدواج پرسیده شد. در میانه مصاحبه، مردی بدون سلام یا معرفی وارد شد، نشست و تقویمش را باز کرد و بدون نگاه به من سوالها را پرسید. رفتار او به هیچ وجه با اصول مصاحبه هماهنگ نبود و فرمها را طلب کرد و رفت. با وجود اینکه لحن مرد مصاحبهگر ناخوشایند بود، خانم مصاحبهکننده انعطافپذیر و خوشرفتار بود. در کل بهنظر میرسید شرکت بزرگی باشد اما از نظر نظم و سازماندهی خیلی نامرتب و بیپروایی داشت؛ بهطور کلی توصیه نمیکنم.
بعد از مدتی طولانی چون کارمند منابع انسانی بودم، تصمیم گرفتم از این شرکت خارج شوم؛ تجربهام واقعاً ناامیدکننده بود و حس میکردم در محیطی غیرمناسب کار میکنم. جو کاری ناخوشایند بود و همقسمتیها در واحدهای مختلف برای همکاری و حمایت از همدیگر آمادگی نداشتند، ساختار سازمانی نامنظم و مدیریت ضعيفی وجود داشت. حقوق پایین بود مگر برای آن دسته از افراد که به نوعی به نافره استثنایی نیاز داشتند. ساعات کار هم بیثبات بود و گاهی تا ساعات طولانی بدون قطع تماس ادامه داشت. من فقط به دنبال فرصتی برای فرار بودم و خوشبختانه توانستم به کار دیگری با حقوقی تقریباً دو برابر و محیطی آرامتر و فرصتی برای یادگیری و آرامش روحی بیشتر منتقل شوم.
مدت چند سالی با همتیمیها کار میکردم تا اینکه شرکت ناگهان جمع شد و همه قراردادهاشون رو به بانکها منتقل کردند. یکی از جنبههای مثبتش این بود که حقوق رو بهموقع میدادند و بیمهٔ تکمیلی هم داشتن، انگار اینها تضمینِ ثبات بودند. از نظر رشد حرفهای اما فضا تعدیل نبود: مدیران فنی از نظر علمی و فنی سطح لازم رو نداشتند و در بلندمدت هیچ پیشرفت واقعیای رو انتظار نمیکشیدی؛ با این وضع از نظر تکنولوژی هم عقب میافتادی. در مجموع از جهات مشخصی خوب بود، ولی من تصمیم گرفتم به دنبال شرکتهای بهتری بگردم.
هر روز با یک فضای کاملاً حرفهای روبهرو بودم که رعایت معیارهای رفتاری بسیار جدی است. اگر بخواهی رفتاری غیرحرفهای از خودت نشان دهی، قطعاً با چنین برخوردی مواجه میشوی و اینجا جایی نیست که بتوانی آسان از پسش برآیی؛ در نتیجه انتظار از همهی همکاران رفتار حرفهای است و در غیر این صورت شاید بهتر باشد به دنبال شرکتهای دولتی بروی. حقوق و مزایا بر پایهی تخصص و سابقهست و پرداختها همواره دقیق و سر زمان پرداخت میشود، معمولاً روز بیست وپنجم ماه بعد واریز میشود. مسیر رشد و توسعه فردی وجود دارد و کارها غالباً با رویکرد مدیریت پروژه انجام میشود. روابط بین همکاران و مدیران رسمی است و به طور بروکراتیک پیش میرود؛ چه کار خوب باشد چه بد، نتیجهی کار برای همه مشخص است. همینطور لازم است بگویم که سرپرست و مدیر باید دانش و تجربهی لازم را داشته باشند و روی اصول سختگیری بالایی تمرکز میشود.
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
من ساعت یک ظهر قرار مصاحبه داشتم نزدیک به یک ساعت و نیم زمان گذاشتم برای به موقع رسیدن ولی متاسفانه یک ساعت منتظر شدم تا فرد مصاحبه کننده از جلسه ای که بعد از تکمیل فرم من شروع شده بود بیان و نیومده بیرون با توجه به اینکه بنده مصاحبه دیگری داشتم مجبور شدم به دلیل تاخیر ایشون ،شرکت رو ترک کنم ولی اصلا براشون مهم نبود من یک ساعت معطل شدم این موضوع نشان دهندهی اینه که اصلا زمان و شخصیت کسانی که برای مصاحبه میرن مهم نیست
بسیار بی سواد و بی ادب و پر ادعا فقط میخوان بزنن تو سر کارمنداشون و اصلا هم براشون مهم نیست شرکت چقدر پیشرفت کنه تو مصاحبه فقط میپریدن تو حرف من و اگر همبا چیزی مخالفتی داشتم میگفتن تو اصلا سازگار نیستی کلا یک برده میخوان و نمیذارن پیشرفت کنی . پروژه بسیار قدیمی و سایت شرکت مدام قطع یا اینقدر سنگین که به زور بالا میاد مصاحبه کننده ای بود که تخصصش دیتابیس بود ولی در مصاحبه از من سوالات .net هم میپرسید و این درصورتی هست که چندتا از دوستان من قبلا مصاحبه رفتن به اون ها گفته بود من فقط دیتابیس میپرسم و برای سوالات .net صبر کنین تا همکارم بیاد . همکار .net هم که به شدت بی ادب پر مدعا و با کلی تاخیر و کلی منت جالبه که به جای مفهوم فقط کد نویسی میپرسید یعنی فقط برنامه نویسی رو حفظ کرده بود در کل هم چه برنامه نویس چه منابع انسانیش فقط بهم پوس خند میزدن و تیکه مینداختن . لطفا وقت خودتون رو برای این شرکت تلف نکنین .
بدترین تجربه کاری من به عنوان مدرس زبان توی این موسسه بوده. از بی نظمی در پرداخت حقوق، پایه حقوقی بسیار پایین و عدم افزایش حقوق گرفته تا بدقولی در صادر کردن مدرک و ندادن حقوق ترم های آخر و بعد هم پاسخگو نبودن. نه تنها تسویه حساب نکردن بلکه دیگه تلفن جواب نمیدن، پیامک جواب نمیدن، حتی توی تلگرام پیام رو سین میزنن و جواب نمیدن! پیشنهاد من به شما مدرس زبان اینه که به هیچ عنوان اینجا کار نکنی. شما بهترین و با اخلاق ترین هم باشی، اینجا کاری باهات میکنن که بدترین روی خودت رو ببینی. این رو هم اضافه کنم که همهی کادر اداری این مجموعه به شدت بدبرخورد میکنن و پشت سر همه حرف میزنن. توی تمام شعبه هاش.
سلام. بنده میخواهم تجربه کاری اندک خودم رو با این شرکت در میان بگذارم. در زمان مصاحبه سوالات غیر تخصصی و غیر حرفه ای پرسیده شد. بعدش گفتند با مدیر عامل مصاحبه کنم اگر ایشون تایید کنند کارجو رو برای تست شخصیت شناسی به دکتر روانشناس شرکت میفرستند که برای من هم همین شد. بعدش جلسه ای با مدیر عامل درباره شرح وظایف داشتم و گفتند دو هفته آزمایشی بیایید. بعد از گذشت سه روز ، دو هفته رو تبدیل به یک هفته کردند و متاسفانه کارکنان شرکت به شدت زیرآب زن، غیر حرفه ای و کمی داشتند. مدیر عامل عنوان کردند که هرچی بچه های شرکت درباره نیروی جدید نظر بدهند همان خواهد بود حتی به دروغ... بنده مشاهده مدیریت افتضاح غیر حرفه ای وابسته به نظرات بقیه بودم و برخلاف آنچه در زمان مصاحبه گفته شد در محیط کار خلاف آن رخ داد. جو بسیار سمی بود که امکان رشد شغلی عملا ممکن نبود. بی نظمی و نداشتن ساختار سازمانی و هرکسی برای خودش مدیریت میکرد از جمله نقاط ضعف این شرکت بود. به هیچ وجه کار در این مجموعه پیشنهاد نمیشود. بنده با گذشت یک روز کاری متوجه این نقاط ضعف شدم و عملا تمایلی به ادامه همکاری نداشتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.