تا حالا کسی نبوده از این خرابشده و محیط زیرآب زنی و سمیش با دلخوشی و خاطره خوب بیاد بیرون
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگه میخواید علاوه بر امنیت شغلی، آرامش و سلامت روانتون رو هم از دست بدید، وارد رمیس بشید. تقریباً بعد از جنگ هر دو ماه یک بار کل شرکت پر از استرس تعدیل میشد. قراردادها رو دوماهه تمدید میکردن، بعد از دو ماه چند نفر تعدیل میشدن و دوباره همین چرخه تکرار میشد؛ استرس، تمدید دوماهه، تعدیل بعدی... مدیرها و سرپرستها فقط به فکر خودشونن و هیچ تلاشی برای حمایت از زیرمجموعه نمیکنن. بعضی سرپرستها هم با وجود بیکفایتی، همچنان توی همون جایگاه موندن. فرهنگ شرکت بهشدت سمیه. سلام نکردن، نگاههای از بالا به پایین، غیبت و حاشیه، چیزیه که تقریباً هر روز باهاش سروکار دارید. جالبه که منابع انسانی همدلی رو جز ارزش های شرکت تعریف کرده ولی فقط روی کاغذ از «همدلی» حرف میزنه. در عمل نه همدلیای دیدم، نه حمایتی. اگر قرار باشه بین کارمند و کارفرما یکی رو انتخاب کنه، بدون شک سمت کارفرما میایسته. درکل نقش مجسمه توی این شرکت از منابع انسانی بیشتره.
بعد سه روز جابجایی طاقه های بسیار سنگین ۹۰ متری ۶۰ متری تصمیم به قطع همکاری گرفتم مطالبه حقوقم رو کردم اما به بهونه ی یاد دادن رنگ چند تا موکت حقوقم رو ندادن آقای اسبقی حرومت باشه
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای ج قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
مصاحبهی من برای کارفرای فرانتاند در شرکت گسترش مبلمان آسیا با یک بخش فنی آغاز شد؛ یکی از برنامهنویسان ارشد اون تیم با من گفتوگو کرد و رفتار خیلی محترمانه بود. از مهارتهام پرسید و اینکه هر کدوم رو چقدر کار کردم، چگونه یاد گرفتم و تجربهم چیه. بعد مفاهیم پایهی مهندسی اینترنت رو بررسی کرد و هر جا که لازم بود با صبری توضیح میداد که چی رو بلد نیستم. به تدریج سوالها تخصصیتر شد و سعی میکردن منطق رو بپرسم، اما در مورد سینتکس کمتر گیر دادن و تأکید داشتند که برای این موقعیت باید تسلط کافی روی جاوااسکریپت داشتم. سپس به سراغ بخش منابع انسانی رفتم و با تیمی واقعاً با گرمی مواجه شدم. فضای گفتوگو راحت بود و صحبتها درباره مدرسه و دانشگاه و این که چرا مسیر شغلیم با رشتهام ربطی ندارد ملموس شد. یکی از دوستانم آشناشون کرده بود و این موضوع باعث شد جو کمی صمیمیتر شود. از آیندهنگریم پرسیدن و اینکه پنج تا ده سال بعد خودم را کجا میبینم. سپس مسئلهای ریاضی-منطقی دادند و من روی تخته حلش کردم؛ راهنماییها هم در جریان حل ارائه میشد. در پایان با مهربانی خداحافظی کردند و گفتند نتیجه را از طریق همان دوستی که معرفی کرده بودم اعلام میکنند. نکتههایی که از تجربهام به ذهنم میرسد: برای حوزهای که درخواست میدهید، سطح مهارتهای پایه را خیلی جدی بگیرید و در جلسههای مصاحبه آرامشتان را حفظ کنید؛ ممکن است از شما بخواهند چیزی را روی تخته حل کنید و استرس میتواند باعث فراموشی یا کمبود زمان شود. آرامش را حفظ کنید و به راحتی با تفکراتتان رو به جلو بیایید، معمولاً مصاحبهکننده همراهم است و از نحوهی فکرکردنتان باخبر میشود. نتیجه اینکه موفق به پذیرش نشدم؛ دلیل اصلی را کمبود مهارتها و اینکه در آن مقطع بیماری سختی داشتم و بهشان گفتم، عنوان میکنند؛ شاید بیتأثیر نبود. با این حال گفتند اگر بهبود پیدا کنم و مهارتها را تقویت کنم، در صورت درخواست دوباره اپلیکیشنم بررسی میشود. مسئلهی وقتشناسی هم برای آنها اهمیت زیادی داشت؛ من زودتر به ساختمان رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که در راهرو منتظر بمانم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و فکر کرد تأخیر از جانب من است؛ توضیح دادم که من زودتر آمده بودم و منتظر بودم. پس از هماهنگی با حراست، رفتار نگهبان را یکی از نکات منفی دانستند و مرا عذرخواهی کردند تا وارد اتاق مصاحبه شوم.
دوست داشتم سابقهام را از ابتدا تا پایان به شکلی صریح و روشن بیان کنم، اما روند تماس و پاسخگویی تیم استخدامی قطعاً نامطمئن بود. اولین تماس برای تعیین وقت مصاحبه گرفتند و در ادامه فرم طولانی هفت صفحهای فرستادند و تأکید کردند اگر پرش نکنم، به صورت خودکار از فرآیند کنار گذاشته میشوم. فرم را ارسال کردم، اما روز مصاحبه هیچکس تماس نگرفت و حتی یک پیام یا توضیحی داده نشد؛ نتیجهاش این بود که خیلی در انتظار ماندم و هیچ خبری به دستم نرسید.
شرکت تولیدی بازرگانی سپیدرو برای من تجربهٔ کار در بخش بکاند بود. اوضاع تیم فنی از زمان ورود تغییرات جدید دچار بینظمی شده و مشکلات تازهای به وجود آمده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد که چندان اختیار یا درکی از وضعیت ندارد. حقوقها به نسبت مناسب نیستند مگر اینکه کسی خودش را به عنوان معرف معرفی کند یا برای مصاحبه دست به سفارش بزند. فضای کار کاملاً نامساعد است و وجود چنین جو سمی، من را به ماندن مجبور میکند.
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
شرکتی که در آن کار میکردم به شدت اوضاع بحرانی پیدا کرده است و خودم فکر میکنم نهایتاً باید به این شرایط پایان بدهند. مدیریت واقعاً مورد بیاعتمادی من است: بیتفاوت است و کار را به درستی به پیش نمیبرد. در سال گذشته تعدادی زیادی از همکاران ترک کار کردند و با این روند احتمال دارد امسال هم شاهد خروج گسترده باشیم. محیط کار به شبیهسازی سیستماتیک تبدیل شده و افزایش حقوق صرفاً به اقلیت خاصی تعلق میگیرد، در حالی که ساعات کار شناور کم شده و هر ماه درصدی از حقوق کسر میشود. تنها نکته مثبت این است که مدیر منابع انسانی سابق که مشکلات زیادی ایجاد میکرد، از کار برکنار شد. وعدهها و قولهای دادهشده زیاد بود اما نتیجهها از دست رفتن اعتماد و سرمایه اجتماعی به دلیل دروغگویی و وعدههای بیاثر است که حالا به وضوح مشخص شده.
بهطور کلی حقوق و شرایط بیمه برای هر سه ماه، بهطور محاسبهای معمولی تقسیم میشود و همان مبلغ هر ماه واریز میشود؛ وسط فصل هم بهعنوان کارانه پرداخت میشود که به نظر میرسد با مفهوم واقعی کارانه تفاوت دارد. بیمه تکمیلی وجود دارد اما اکثر وقتها شرکت بیمهشان جذابیت زیادی ندارد. اتاق استراحت و اتاق بازی وجود دارد، اما مراقب باشی بیش از حد طول نکشد چون احتمال دارد بهت چیزی بگویند که بهعنوان «سیکتو» شناخته میشود و به نظر میرسد شوخیای است که به حقوق مربوط نمیشود. فضای کاری باز و اجتماعی است؛ اگر بتوانی با همکارها ارتباط بگیری، ممکن است بحثهای مالی یا خرجی برایت مطرح شود. منابع انسانی برخیشان خوباند اما بیشترشان جوان و بیتجربهاند و شکل برخوردشان مناسب نیست. تیم روانشناسی گاهی پستهای خوبی میگذارد، اما این پستها به حقوق شما ربطی ندارد. بهعنوان مزیت، یک وعده میوه و بودجه کوچکی برای خوراکی یا پارکینگ یا یخچال طبقه در نظر میگیرند. صبحها اگر قبل از ۸:۳۰ بیایی، میخوری. در لابی یک کافیشاپ کوچک هست؛ لیوان خودت را بیاور تا قهوه بگیری. در ایام عید و یلدا به مقدار کمی آجیل میدهند و اضافهکاری بهندرت وجود دارد مگر اینکه تیملید ایمیل بزند و تأییدش کند. گزارشهای لاگ جیرا بهقوت میگویند روی حقوق تأثیر ندارد، اما عملاً تأثیر میکند و این را نمیشود دقیقاً قبول کرد. بودجه آموزش وجود دارد، اما تقریباً بهاندازه حقوق یک ماه در سال است. وقتی از شرکت میروی، گواهی حسن انجام کار داده میشود و اگر برای مهاجرت تحصیلی بخواهی، پس از مدت طولانی بهمثابه جابآفر کمکات میکند تا پروندهات به نفعات باشد. رعایت بهداشت و پوشش نیز ارزیابی میشود و این مواردروی حقوق تو اثر میگذارد. صندوق بازنشستگی خوب است اما اگر به دنبال تجربه فنی عمیق هستی، شاید چندان مناسب نباشد؛ چرا که شرکت عموماً با فناوریهای نوین بهطور کند پیش میرود و پر است از بدپراتیسها و لیدهای کمسواد. اگر بتوانی با لیدا ارتباط داری، میتوانید به آنها چیزی بیاموزی؛ در غیر این صورت معمولاً از تو با تعارفی کلی صحبت میشود که میگویند من تیم لیدم و این حرفها. در نهایت، به جز لیدرها و مدیران، باقی همکاران باحال و همفهم هستند و فضای گروهی خوب است.
در برخورد با مصاحبه، یکی از مزایای این تجربه این بود که فضای جلسه خیلی آرام و دوستانه بود و سوالها بیشتر حول تفکر و روش حل مسئله میگشت. در جلسه با مسئول منابع انسانی و مدیرعامل شرکت ملاقات کردم و برخلاف بعضی مکانها که روی جزئیات دقیق دست میگذارند، اینجا تمرکز اصلی روی روندها و طرز فکر استدلالی بود. هدفشان این بود که بفهمند من چگونه فکر میکنم و مسائل را چگونه پیریزی و حل میکنم. بهطور کلی جلسه هیچ گونه استرسی ایجاد نکرد و به شکل خودمانی برگزار شد. تنها نکتهای که توصیه میکنم این است که قبل از مصاحبه حتماً درباره مجموعه، نوع فعالیتها و وضعیت بازار تحقیق کنم.
از ابتدای کار مشخص بود که مدیریت و منابع انسانی این شرکت چندان حرفهای نیستند. به نظر میرسید تمام تلاششان این است که حقوق کارمندها را به طریقی کم کنند یا کنار بگذارند؛ قوانینی که وضع میکنند گاهی بیمنطق به نظر میرسید، مثل دریافت سفته حامل یا قراردادهای صوری که هنگام تسویه، مبلغ سنوات کمتر نمایش داده میشود، و نظارتها با دوربینهای متعدد همواره وجود داشت. به نظر میرسید که نهادهای نظارتی هم چندان بهلام نمیدهند. حدود یک سال در آنجا بودم و تجربهام واقعاً یکی از بدترینها بود؛ اتفاقاتی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغی کمتر از حقام تسویه شدم. نتیجهاش محیطی بسیار آشفته بود که هیچکس را توصیه نمیکنم برای کار به آنجا برود.
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
این شرکت کلی بدهی داره و پرداخت حقوق پرسنل هاشون یکساله نداده اگ میرید اونجا قید پولتونو بزنید
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
تا حالا کسی نبوده از این خرابشده و محیط زیرآب زنی و سمیش با دلخوشی و خاطره خوب بیاد بیرون
اگه میخواید علاوه بر امنیت شغلی، آرامش و سلامت روانتون رو هم از دست بدید، وارد رمیس بشید. تقریباً بعد از جنگ هر دو ماه یک بار کل شرکت پر از استرس تعدیل میشد. قراردادها رو دوماهه تمدید میکردن، بعد از دو ماه چند نفر تعدیل میشدن و دوباره همین چرخه تکرار میشد؛ استرس، تمدید دوماهه، تعدیل بعدی... مدیرها و سرپرستها فقط به فکر خودشونن و هیچ تلاشی برای حمایت از زیرمجموعه نمیکنن. بعضی سرپرستها هم با وجود بیکفایتی، همچنان توی همون جایگاه موندن. فرهنگ شرکت بهشدت سمیه. سلام نکردن، نگاههای از بالا به پایین، غیبت و حاشیه، چیزیه که تقریباً هر روز باهاش سروکار دارید. جالبه که منابع انسانی همدلی رو جز ارزش های شرکت تعریف کرده ولی فقط روی کاغذ از «همدلی» حرف میزنه. در عمل نه همدلیای دیدم، نه حمایتی. اگر قرار باشه بین کارمند و کارفرما یکی رو انتخاب کنه، بدون شک سمت کارفرما میایسته. درکل نقش مجسمه توی این شرکت از منابع انسانی بیشتره.
بعد سه روز جابجایی طاقه های بسیار سنگین ۹۰ متری ۶۰ متری تصمیم به قطع همکاری گرفتم مطالبه حقوقم رو کردم اما به بهونه ی یاد دادن رنگ چند تا موکت حقوقم رو ندادن آقای اسبقی حرومت باشه
دو ماه بعد از اینکه رزومه فرستادم بابت مصاحبه تماس کرفتند و وقتی رفتم متوجه شدم با معاونت منابع انسانی اقای ج قراره مصاحبه کنم که انتظار داشتم از قبل اطلاع می دادن تا امادگی بیشتر داشته باشم چون معمولا مصاحبه اول با سطوح پایین تر انجام میشه . حین مصاحبه از زبان بدن ایشون احساس کردم تمایلی به شنیدن تجربه هام ندارن و سر سری گوش میدن و شاید همون لحظه اول خطای قضاوت سریع انجام دادن و تصمیم رد کردن من رو گرفته بود حالا بهر دلیل یا ظاهر مورد سلیقشون نبود یا… خلاصه قشنگ وایب صوری بودن مصاحبه احساس میشد جالب تر اینکه اتفاقی شنیدم قبل از من با یک نفر نهایی کرده بودن و آفر حقوقی داده بودن نمیدونم چرا وقت بقیه رو الکی می گیرن من سابقه کاملا مرتبطی داشتم تو بقیه نظر ها شنیده بودم استخدام اینجا پارتی بازی و سلیقه ایه الان متوجه شدم مسخره ها ی دلقک
به صورت کلی به نظر من نقاط ضعف بیشتر از نقاط قوت هست اول از نقاط قوت شروع میکنم ۱.تیم پرسنل اکثرا افراد خوبی هستند البته این شاید لزوما به شرکت ربطی نداشته باشد ۲.فرصت یادگیری رو میدن یعنی اگر جایی گیری داشته باشی متوجه هستند که لازم یادبگیری البته این هم از خوبی های اعضای پرسنل هست ۳.پرداخت ها تقریبا به موقع بود و از این نظر مشکلی نبود ۴.یک سری پاداش داده میشه ۵. در حد معمول میتونید از خوراکی هایی که هست استفاده کنید عموما مایعات هست مثل چایی نقاط ضعف : این رو خوب بخونید ۱.تعادل بین کار و استراحت خوب نیست مخصوصا برای تیمی که کار ذهنی داره شخصا شاهد این بودم که ساعت ۲ به بعد دیگه کسی کار جدی نمیکنه چون خسته هستند البته به نظر من این بیشتر به خودشون ضرر میزنه چون عملا کمتر از حداکثر بازدهی از پرسنل کار میکشن و وقتی خسته میشن فقط با موس اسکرول میکنن ۲.برخورد های عجیب رفتار های غیر حرفه ای زیاد دیده میشه نه در تیم تست یا در تیم مدیریت و توسعه بیشتر بین مدیران مثلا مدیرعامل چندین بار صداش رو روی بعضی از پرسنل بلند گرده چون مثلا یادش رفته فلان کار رو کنه که به نظر میاد اون افراد شخصا دوست دارند این کار رو بکنن نمیدونم یا بهشون خوش میگذره یا احساس قدرت میکنن یا فکر میکنن که اینجوری اون پرسنل میترسه و بیشتر کار میکنه ۳.این که شرکت خانوادگی هست درسته ولی لزوما خانوادگی بودن به معنی بد بودن یک شرکت نیست بلکه شخصا فکر میکنم بعضی از افراد داخل اون شرکت خانوادگی شایسته نیستند یعنی میتونن کار رو پیش ببرن ولی حرفه ای توی اون کار نیستند وگرنه توی ۲۰ سال خیلی بیشتر میتوانستند پیشرفت کنن که متاسفانه نکردند ۴.یک مشکل جو شرکت هست من در جای دیگه که کار کردم جوش اینجوری بود که پرسنل حق خودش رو میخواست مثلا میگیم ما از مرخصی استفاده نکردیم این حق ماست که استفاده کنیم ولی در این شرکت در گزینش افراد به نظر میاد به این توجه میکنن که چقدر اون آدم از حق خودش میگذره بخاطر همین من دیدم اصلا رایج نیست کسی بگه من میخواهم از مرخصی ام استفاده کنم و اگر مخالفت کنند چون حق با پرسنل هست باید با پرسنل راه بیان ولی دقیقا برعکس هست حق با پرسنله ولی پرسنل کوتاه میاد ۵.این تجربه شخصی ام هست ولی کسایی که سابقه زیاد دادند اکثرا بد اخلاق هستند و یک تمایلی دارند که بگن ما سابقمون بیشتر البته اکثرا، بینشون کسایی بودن که واقعا به فکر پیشرفت کار بودن نه قدرت طلبی ۶.تایم نهار مشخص شده ندارن ولی از تایم کارتون کمش میکنن این مورد خیلی بده وقتی از مدت زمان کار اون فرد اون مبلغ رو کم کردی باید یک تایم مشخص بدی که اون افراد بتونن نهارشون رو راحت بخورن ولی همچین کاری نمیکنن نه اینکه اجازه ندن نهار بخوری بلکه تایم مشخص ندارند ۷.توی کار به فکر بهینگی نیستند مثلا یک درخواست تکیکالی کا باعث سرعت توی کار میشه رو پشت گوش میدازند ۸.یک مورد عجیب فرض کن تا ۵ کار کردی حالا طبق قرارداد باید بتونی بری ولی نه اینطور نیست تا چند نفر رو راضی نکنی که من کارم رو انجام دادم و این بخش رو میخواهم فردا انجام بدم نمیگذارن بری ۹.خروج از شرکت حتی در حد ۵ دقیقا ممنوعه مگر برگه مرخصی پر کنی این رو من توی جای جدیدی که کار میکنم میبینم خیلی رایجه که پرسنل بیرون میرن مخصوصا بعد از ظهر ولی اونجا اصلا اهمیت نمیدادند ۱۰.انتقاد پذیر نیستند مشکلات ریشه ای خیلی زیادی دارن که اکثرا به خودشون ضرر میزنه ولی اصلا امتحان میکنن که شاید بهتر جواب بده این رو کسی گفت که سالیان سال که اونجا کار میکنه و تایید کرد که سالیان سال که دست به این سیاست هاشون نمیزنن و این باعث شده این همه نارضایتی نسبت بهشون باشه
مصاحبهی من برای کارفرای فرانتاند در شرکت گسترش مبلمان آسیا با یک بخش فنی آغاز شد؛ یکی از برنامهنویسان ارشد اون تیم با من گفتوگو کرد و رفتار خیلی محترمانه بود. از مهارتهام پرسید و اینکه هر کدوم رو چقدر کار کردم، چگونه یاد گرفتم و تجربهم چیه. بعد مفاهیم پایهی مهندسی اینترنت رو بررسی کرد و هر جا که لازم بود با صبری توضیح میداد که چی رو بلد نیستم. به تدریج سوالها تخصصیتر شد و سعی میکردن منطق رو بپرسم، اما در مورد سینتکس کمتر گیر دادن و تأکید داشتند که برای این موقعیت باید تسلط کافی روی جاوااسکریپت داشتم. سپس به سراغ بخش منابع انسانی رفتم و با تیمی واقعاً با گرمی مواجه شدم. فضای گفتوگو راحت بود و صحبتها درباره مدرسه و دانشگاه و این که چرا مسیر شغلیم با رشتهام ربطی ندارد ملموس شد. یکی از دوستانم آشناشون کرده بود و این موضوع باعث شد جو کمی صمیمیتر شود. از آیندهنگریم پرسیدن و اینکه پنج تا ده سال بعد خودم را کجا میبینم. سپس مسئلهای ریاضی-منطقی دادند و من روی تخته حلش کردم؛ راهنماییها هم در جریان حل ارائه میشد. در پایان با مهربانی خداحافظی کردند و گفتند نتیجه را از طریق همان دوستی که معرفی کرده بودم اعلام میکنند. نکتههایی که از تجربهام به ذهنم میرسد: برای حوزهای که درخواست میدهید، سطح مهارتهای پایه را خیلی جدی بگیرید و در جلسههای مصاحبه آرامشتان را حفظ کنید؛ ممکن است از شما بخواهند چیزی را روی تخته حل کنید و استرس میتواند باعث فراموشی یا کمبود زمان شود. آرامش را حفظ کنید و به راحتی با تفکراتتان رو به جلو بیایید، معمولاً مصاحبهکننده همراهم است و از نحوهی فکرکردنتان باخبر میشود. نتیجه اینکه موفق به پذیرش نشدم؛ دلیل اصلی را کمبود مهارتها و اینکه در آن مقطع بیماری سختی داشتم و بهشان گفتم، عنوان میکنند؛ شاید بیتأثیر نبود. با این حال گفتند اگر بهبود پیدا کنم و مهارتها را تقویت کنم، در صورت درخواست دوباره اپلیکیشنم بررسی میشود. مسئلهی وقتشناسی هم برای آنها اهمیت زیادی داشت؛ من زودتر به ساختمان رسیده بودم و جلوی در با نگهبان هماهنگ کرده بودم که در راهرو منتظر بمانم. مصاحبهکننده چند دقیقه تأخیر داشت و فکر کرد تأخیر از جانب من است؛ توضیح دادم که من زودتر آمده بودم و منتظر بودم. پس از هماهنگی با حراست، رفتار نگهبان را یکی از نکات منفی دانستند و مرا عذرخواهی کردند تا وارد اتاق مصاحبه شوم.
دوست داشتم سابقهام را از ابتدا تا پایان به شکلی صریح و روشن بیان کنم، اما روند تماس و پاسخگویی تیم استخدامی قطعاً نامطمئن بود. اولین تماس برای تعیین وقت مصاحبه گرفتند و در ادامه فرم طولانی هفت صفحهای فرستادند و تأکید کردند اگر پرش نکنم، به صورت خودکار از فرآیند کنار گذاشته میشوم. فرم را ارسال کردم، اما روز مصاحبه هیچکس تماس نگرفت و حتی یک پیام یا توضیحی داده نشد؛ نتیجهاش این بود که خیلی در انتظار ماندم و هیچ خبری به دستم نرسید.
شرکت تولیدی بازرگانی سپیدرو برای من تجربهٔ کار در بخش بکاند بود. اوضاع تیم فنی از زمان ورود تغییرات جدید دچار بینظمی شده و مشکلات تازهای به وجود آمده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد که چندان اختیار یا درکی از وضعیت ندارد. حقوقها به نسبت مناسب نیستند مگر اینکه کسی خودش را به عنوان معرف معرفی کند یا برای مصاحبه دست به سفارش بزند. فضای کار کاملاً نامساعد است و وجود چنین جو سمی، من را به ماندن مجبور میکند.
برای همگامی با تجربهای که کاربر داده است، از بیان مستقیم ادعای غیرقانونی یا توهینآمیز پرهیز میکنم و واقعیتها را با لحنی متین بازگو میکنم. از نظر من، کارمند تجربهاش را اینطور بیان میکند که برخی نگرانیها در محیط کار وجود داشته که باید به دقت بررسی شوند. او میگوید حقوق بهطور منظم پرداخت نمیشد یا بهانههایی برای تأخیر یا کاهش پرداخت مطرح میشد، و بهعلت غیرایرانی بودن شرکت و نبودن قرارداد محکم، امکان پیگیری حقوق دشوار بوده است. همچنین اشاره میکند که احتمال بیدلیل کنار گذاشته شدن وجود دارد و برخی همکاران پس از ترک کار دیگر حقوق خود را دریافت نکردند. سرانجام توصیه میکند اگر تبلیغ شرکت را دیدی، محتاط باشی و ترجیحاً بهکار در جای دیگر فکر کنی، تا حداقل تا زمانی که در آنجا کار میکنی، تجربهای مشابه را تحمل نکنی.
شرکتی که در آن کار میکردم به شدت اوضاع بحرانی پیدا کرده است و خودم فکر میکنم نهایتاً باید به این شرایط پایان بدهند. مدیریت واقعاً مورد بیاعتمادی من است: بیتفاوت است و کار را به درستی به پیش نمیبرد. در سال گذشته تعدادی زیادی از همکاران ترک کار کردند و با این روند احتمال دارد امسال هم شاهد خروج گسترده باشیم. محیط کار به شبیهسازی سیستماتیک تبدیل شده و افزایش حقوق صرفاً به اقلیت خاصی تعلق میگیرد، در حالی که ساعات کار شناور کم شده و هر ماه درصدی از حقوق کسر میشود. تنها نکته مثبت این است که مدیر منابع انسانی سابق که مشکلات زیادی ایجاد میکرد، از کار برکنار شد. وعدهها و قولهای دادهشده زیاد بود اما نتیجهها از دست رفتن اعتماد و سرمایه اجتماعی به دلیل دروغگویی و وعدههای بیاثر است که حالا به وضوح مشخص شده.
بهطور کلی حقوق و شرایط بیمه برای هر سه ماه، بهطور محاسبهای معمولی تقسیم میشود و همان مبلغ هر ماه واریز میشود؛ وسط فصل هم بهعنوان کارانه پرداخت میشود که به نظر میرسد با مفهوم واقعی کارانه تفاوت دارد. بیمه تکمیلی وجود دارد اما اکثر وقتها شرکت بیمهشان جذابیت زیادی ندارد. اتاق استراحت و اتاق بازی وجود دارد، اما مراقب باشی بیش از حد طول نکشد چون احتمال دارد بهت چیزی بگویند که بهعنوان «سیکتو» شناخته میشود و به نظر میرسد شوخیای است که به حقوق مربوط نمیشود. فضای کاری باز و اجتماعی است؛ اگر بتوانی با همکارها ارتباط بگیری، ممکن است بحثهای مالی یا خرجی برایت مطرح شود. منابع انسانی برخیشان خوباند اما بیشترشان جوان و بیتجربهاند و شکل برخوردشان مناسب نیست. تیم روانشناسی گاهی پستهای خوبی میگذارد، اما این پستها به حقوق شما ربطی ندارد. بهعنوان مزیت، یک وعده میوه و بودجه کوچکی برای خوراکی یا پارکینگ یا یخچال طبقه در نظر میگیرند. صبحها اگر قبل از ۸:۳۰ بیایی، میخوری. در لابی یک کافیشاپ کوچک هست؛ لیوان خودت را بیاور تا قهوه بگیری. در ایام عید و یلدا به مقدار کمی آجیل میدهند و اضافهکاری بهندرت وجود دارد مگر اینکه تیملید ایمیل بزند و تأییدش کند. گزارشهای لاگ جیرا بهقوت میگویند روی حقوق تأثیر ندارد، اما عملاً تأثیر میکند و این را نمیشود دقیقاً قبول کرد. بودجه آموزش وجود دارد، اما تقریباً بهاندازه حقوق یک ماه در سال است. وقتی از شرکت میروی، گواهی حسن انجام کار داده میشود و اگر برای مهاجرت تحصیلی بخواهی، پس از مدت طولانی بهمثابه جابآفر کمکات میکند تا پروندهات به نفعات باشد. رعایت بهداشت و پوشش نیز ارزیابی میشود و این مواردروی حقوق تو اثر میگذارد. صندوق بازنشستگی خوب است اما اگر به دنبال تجربه فنی عمیق هستی، شاید چندان مناسب نباشد؛ چرا که شرکت عموماً با فناوریهای نوین بهطور کند پیش میرود و پر است از بدپراتیسها و لیدهای کمسواد. اگر بتوانی با لیدا ارتباط داری، میتوانید به آنها چیزی بیاموزی؛ در غیر این صورت معمولاً از تو با تعارفی کلی صحبت میشود که میگویند من تیم لیدم و این حرفها. در نهایت، به جز لیدرها و مدیران، باقی همکاران باحال و همفهم هستند و فضای گروهی خوب است.
در برخورد با مصاحبه، یکی از مزایای این تجربه این بود که فضای جلسه خیلی آرام و دوستانه بود و سوالها بیشتر حول تفکر و روش حل مسئله میگشت. در جلسه با مسئول منابع انسانی و مدیرعامل شرکت ملاقات کردم و برخلاف بعضی مکانها که روی جزئیات دقیق دست میگذارند، اینجا تمرکز اصلی روی روندها و طرز فکر استدلالی بود. هدفشان این بود که بفهمند من چگونه فکر میکنم و مسائل را چگونه پیریزی و حل میکنم. بهطور کلی جلسه هیچ گونه استرسی ایجاد نکرد و به شکل خودمانی برگزار شد. تنها نکتهای که توصیه میکنم این است که قبل از مصاحبه حتماً درباره مجموعه، نوع فعالیتها و وضعیت بازار تحقیق کنم.
از ابتدای کار مشخص بود که مدیریت و منابع انسانی این شرکت چندان حرفهای نیستند. به نظر میرسید تمام تلاششان این است که حقوق کارمندها را به طریقی کم کنند یا کنار بگذارند؛ قوانینی که وضع میکنند گاهی بیمنطق به نظر میرسید، مثل دریافت سفته حامل یا قراردادهای صوری که هنگام تسویه، مبلغ سنوات کمتر نمایش داده میشود، و نظارتها با دوربینهای متعدد همواره وجود داشت. به نظر میرسید که نهادهای نظارتی هم چندان بهلام نمیدهند. حدود یک سال در آنجا بودم و تجربهام واقعاً یکی از بدترینها بود؛ اتفاقاتی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغی کمتر از حقام تسویه شدم. نتیجهاش محیطی بسیار آشفته بود که هیچکس را توصیه نمیکنم برای کار به آنجا برود.
به نظرم از همان اول باید میگفتم که همه چیز ظاهر شادهنور و جذابی داشت اما تجربه من از مصاحبه کارآموزی به شکل دیگری رقم خورد. نفر اولی که قرار بود نقش سوپروایزر را بر عهده بگیرد، به نظر میرسید حرفهای نیست و انگیزهای هم در کار نمیدیدم؛ با اینکه پوزیشن کارآموزی بود، رفتار و نحوه صحبتشان از جنس بالا به پایین بود و این نگاه در برخوردشان مشخص بود. شروط عجیب و غریبی هم مطرح میکردند، مثل این که از روز اول باید وثیقهای ۲۵۰ میلیون میدادم. در حین مصاحبه سطح سوالها سطحی و بیتمرکز به نظر میرسید؛ گوشیشان زنگ میخورد و میگفتند ادامه بده و بعد با موبایلشان دوباره صحبت میکردند. همین لحظه برای من روشن شد که این مجموعه مناسب من نیست، و با هدف فرار از مذاکرات طولانی، پاسخها را بیحال و بیدقت ارائه دادم تا هرچه سریعتر از آن فضای خستهکننده خلاص شوم.
این شرکت کلی بدهی داره و پرداخت حقوق پرسنل هاشون یکساله نداده اگ میرید اونجا قید پولتونو بزنید
نه پول کارمنداشونو دادن نه پول آبدارچی رو نه پولی که از مردم بابت مدرک دانشگاهی که فروخته بودن رو پس دادن، مواظب این جماعت که آدمیزاد نیستن باشید، سهراب یزدان پرست، ناهید خسروی ، سجاد خسروی ، سعیده رودباری و... همشون قبلا تو یه موسسه دیگه به اسم همراهان که اونجام کلاهبرداری بوده فقط کافیه تحقیق کنید تا متوجه بشید کار میکردن بعد اومدن با اسم جدید دوباره دارن کلاه مردم رو بر میدارن ، شما فکرشو بکن ۳ماه حقوق کارمنداشونو حتی اون آبدارچی بدبخت رو ندادن، تو رو خدا مراقب باشید گیر این جماعت نیوفتید
متاسفانه تو شرایطی که خیلی از شرکت ها تمام تلاششونو کردن که نیروهاشونو نگه دارن تخفیفان حجم زیادی از پرسنل رو تعدیل کرد و بد تر از اون حقوق های ماه آخر رو کامل تسویه نکردن و بد تر از همه ی اینها بعد از گذشت 5 ماه همچنان تسویه حساب نکردن. واقعا چقدر سطح شعور و فهم تیم منابع انسانی باید پایین باشه که تو این شرایط به جای اینکه آدما بیشتر هوای همو داشته باشن، شرایطو سخت تر میکنن. البته متاسفانه تخفیفان همیشه مشکل پرداخت به موقع تسویه حساب بعد از قطع همکاریو داشته و داره تا وقتی هستی و براشون کار میکنی خوبی از وقتیم که بری( حتی با اینکه خودشون تعدیل کرده باشن) میشی غریبه ترین آدم دنیا.
آگهیهای کاری رو هر چند روز یه بار توی شبکههای اجتماعی و سایتهای کاریابی تکرار میکنن، ولی وقتی به منابع انسانی ایمیل میزنی و رزومه میفرستی نه تنها هیچ جوابی بهت نمیده (حتی دریغ از یه پیام اتوماتیک «رزومهی شما دریافت شد»)، بلکه حتی جواب کامنتهای ملت تو شبکههای اجتماعی رو هم نمیدن در نهایت رزومهم رو تو سایت جابویژن هم براشون فرستادم و بعد از اینکه دو هفته هیییچ آپدیتی ازشون نگرفتم (حتی رزومه رو سین هم نزده بودن 🤡) دیگه درخواستم رو کنسل کردم
چند نفر داداشی دور هم جمع شدن و دلشون میخواد پیشرفت کنن اما توانایی و دانشش رو ندارن. حق کارمند رو نمیدن و مدیریت صفر هست. بسیار بسیار بی نظم و ساختار سازمانی صفر.
تجربه فعالیت به عنوان کارشناس فروش توی این شرکت محیط کلی شرکت به روز و مطابق با استانداردهای شرکت های برتر ایرانه. ولی به خاطر ضعف مدیریتی و نداشتن تیم مدیریتی قوی، حتی اگه خودتون هم نخواید وارد حاشیه میشید. حقوق کارشناس فروش ترکیب حقوق ثابت و پورسانته. حقوق و پورسانت به موقع و هر ماه بین 20 تا 25 ام واریز میشه. ولی پورسانت معمولاً از سر و تهش زده میشه و با توجه به فصلی بودن فروش، خیلی نمیتونید روش حساب کنید. ضمن اینکه فرهنگ سازمانی شرکت روی حقوق پائین دادنه و دلیش هم بنظر من استقرار دفتر مرکزی شرکت در شهرستان اصفهان هست. ولی بطور کلی اگه برای وقت گذروندن میخواید جایی مشغول به کار بشید توصیه میشه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.