این محیط کار مثل یک خانواده است و من در نقش برنامهنویس بکاند تجربه کردم که تیمها طوری کنار هم مینشینند و هماهنگی بالاست که همه حس میکنند با هم حرکت میکنند. هیچ مانعی وجود ندارد و با همت فناوری و خلاقیت، میتوان از پس چالشهای دشوار برآمد. برای موفقیت باید همیشه بهروز بود و با ایدهها و نوآوریهای بیپایان جلو رفت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهام از شرکت مهندسی تابکو را چنین مطرح میکنم: جو کار نسبتاً آزاد و فضای کاری پرانرژی برای کارکنان جوان فراهم است و به پرسنل ارزشی ویژه قائل میشوند. با این حال، مشکلات جدی هم وجود دارد: یکی از مسئولان منابع انسانی رفتار نامناسبی دارد و به نظر میرسد دارای عقدههایی باشد. حقوقها کم است و پرداختشان به صورت قابلتوجهی تاخیر دارد، گاهی تا شش یا هفت ماه طول میکشد. اگر هدف فقط تفریح یا بهدست آوردن تجربه و پول است، ممکن است تحملپذیر باشد؛ اما در غیر این صورت وضعیت اصلاً رضایتبخش نیست.
برای شرکت نتیکس سیستم، سه جلسه مصاحبه داشتم که روندش نسبتاً مشخص و منظم بود. درون سازمان با من برخورد مناسبی شد و رفتارها حرفهای بود. با این حال، یک نکته منفی بزرگ وجود داشت: فشار کاری بسیار بالا است.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
به نظر میرسد که تیمی از افراد با انگیزهٔ کم، اما با تجربهٔ محدود دور هم جمع شدهاند و شرکتی را پایهگذاری کردهاند. خدماتی که به مردم ارائه میدهند، دقیق و منصفانه نیست و با کارکنان به شیوهای عادلانه رفتار نمیشود. کسانی که واقعاً تخصص دارند و رزومهشان قویتر است، پشت در میمانند تا فرصتهایشان از دیگران گرفته نشود. فضای کاری هم به طور کلی حرفهای و کارآمد نیست.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
سلام من ۲ماه اونجا کار کردم. خانممدیر مالی به قدری بی ادب بودن ک هرروز اشک میریختم یواشکی از دستشون. آخرشم فرار کردم
با سلام در این شرکت که هرسال برند و اسم آن عوض می شود مدیرعامل فقط حرف خودش را میزد و هیچ ارزشی برای حرف کسی قائل نیست یسر سر شما داد میزند و هیچ اثری از اخلاق حرفه ایی نیست و با شگرد های خود مرتب روان شمارو به چالش میکشد به عنوان شخصی که در این شرکت سابقه کار داشته خدمتتون عرض میکنم خواهشا رزومه خودتون رو با پا گذاشتن در این شرکت خراب نکنید و صرفا بخاطر کار، تن به کار در این شرکت ندید چون نه حقوق به موقع دارید اکثر مواقع حقوق 1 الی 2ماه عقب میوفته و بیمه شمارو در آخرین فرصت رد میکنن و بیشتر مواقع خدمات درمانی شامل حالتون نمیشه همچنین بیمه شما بخاطر پیمانکار بودن شرکت با عنوان راننده رد میشه که به بنده اگر اطلاع میدادند باهاش مخالفت میکردم. مدام کارکنان به پرداخت نشدن حقوق هایشان تهدید می شوند. هیچ ای ثابتی در شرکت ندارید و هر روز جا به جاتون میکنن و افرادی با مدیرعامل سابقه ی بلند مدت دارند که متاسفانه ثبات اخلاقی ندارند در کل در این شرکت بیش از وظایف و شرح شغلتون از شما کار میخواهند در صورتی که کارفرما به ابتدایی ترین تعهدات خودش عمل نمیکنه و هیچ برنامه ایی برای تسویه شما ندارند در حال حاضر بسیاری از کارمندان بعد استفعا و ترک شرکت، بعد گذشت 7 ماه پول حقوق خود را دریافت نکرده اند. در کل کاش این تجربه بد رو با همکاران خوبم تجربه نمیکردیم. با تشکر این تجربه صرفا برای آگاه سازی کارجوهای عزیز مطرح شد
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
این شرکت اگهی کارشناس بازرگانی داد من رزومه ام مرتبط نبود اما بعد دو هفته زنگ زدن، رفتم برای مصاحبه اول که فضای شرکت و آدماش شبیه ده سال پیش بود شرکت خیلی کثیف و کوچیک و بد بو!!!!!این هیچی، وقتی کلی صحبت کردم میگن با دنبال به دستیار برای مسئول دفتر هستیم، اگر قبول شدین میگیم ایشون بهتون زنگ بزنه!!! گفتم اگهی موضوعش این نبود گفتم ما سه تا پوزیشن نیاز داشتیم اونایی که مرتبط نبود رو برای دستیاری دعوت کردیم! متاسفانه لال هستن که تو تماس اول بگن، گفتم خب حقوق رو زدین از ۳۵، الان حقوق این موقعیت شغلی چقده؟ یه جوری جا خورد که فکر کنم توقع کار مجلنی داشت و کلا به حقوق فکر نکرده بود گفت بین ۲۵ تا ۳۰...گفتم کاش اطلاعات دقیق میدادید که من این همه راه نو گرما نیام، واقعا شعور ندارن شاید یه نفر تو اوقات بیماری مجبور باشه پونصد تومن وول اسنپ بده تا بیاد با این آدمای بیشعور مصاحبه کنه و بفهمه کلا موضوع مصاحبه مغایر با آگهیه.
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
نه قرار داد میبنده نه حقوق درست میده هیچ کسی هم جوابگو نیست و موقع کسر خطاها بی معطلی کسر میکنه اما موقع پرداخت انگار نه انگار خبر مرگشون شرکت مسخره بی در و پیکر
در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئلهای بروز میکند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم دربارهی چرخش پرسنل بود: وعدهای که دوباره از نو نیرو میگیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات میانجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسیترین مشکل این بود که تیمها بر پایهی فناوری مشخص میشدند نه روی پروژهها، نتیجهاش هم این بود که همکاری بین اعضا کمرنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام میشد و نتیجهای که از آن میگرفتند منتهی به تغییراتی میشد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه میگردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر میکرد. آخر هفتهها جلسات گروهی برگزار میشد که به نظر آشنایی و همافزایی میآمد، اما تبدیل میشد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلیاش بیشتر میشود. به گونهای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم میکرد. در ابتدای کار، با سفتههای سنگین و قابل توجهی روبهرو شدم؛ کارخانه وعده نگهداشتن آنها را دو سال میداد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقهی شغلیام تمام میشد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزشهایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر میآمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماسآمیز میگفت که پرداخت صورت نگرفته و وعدهای مبنی بر آینده داده میشود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمیشدند و اضافهکاری یا بهشکل درست محاسبه نمیشد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکههای عمومی شرکت پخش میکرد تا وجههی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی دربارهی شرکت جستجو کنی، میتوانی عمق مشکلات را لمس کنی.
وقتی در ایران خودرو مشغول کار بودم فضای کار همواره پرتنش و پر از حاشیه بود. مدیران بیشتر با لابیگری و حمایت از برخی افراد اوضاع را وخیمتر میکردند و به نظر میرسید برخی افراد نسبت به بقیه امتیازهای ویژهای داشتند. شیوههای مدیریتی واقعاً ضعف داشتند؛ کلی حرف از قدرتمند بودن شرکت میزدند اما اجرای یک اسکرام ساده برای تیمی با پنج نفر را هم درست انجام نمیدادند. بهطور عملی فقط یک دیلی روزانه را داشتیم و ابزارهای معمولی مانند جیرا اصلاً وجود نداشت. چیزی که واقعاً روی اعصاب بود این بود که به خانمها میگفتند سه ماه قرارداد آزمایشی با حقوق پایین میبندند و بعد از پایان سه ماه، حقوق را بهروز میکنند، اما وقتی سه ماه تمام میشد و تسکها هم انجام شده بود، کسی تماس نمیگرفت تا قرارداد تمدید شود. از نظر من این رفتار شبیه کلاهبرداری بود. بعدها فهمیدم این روند برای پایین نگه داشتن حقوق همگانی و با وعدههای تکرارشونده ادامه داشت.
بهمحض اینکه وارد این کار شدم، فهمیدم فضای شرکت خیلی خانوادگی و بسته است و از همان ابتدا حس میکردم با مدیرانی روبهرو هستم که دوگانه رفتار میکنند. گروهی از دوستان کارفرما، بهظاهر با تعریف و تمجید، پشت پرده واقعیتها را جور دیگری نشان میدهند و از این رهگذر حقوق و مزایای کارکنان غالباً تحت فشار قرار میگیرد. محیط کار در این مجموعه بهنوعی حصار گونه است و ارتباطات خیلی محدود و خانوادهمحور پیش میرود. در مجموع، آنچه تجربه کردم باعث شد احساس کنم جایگاه من در تصمیمگیریها چندان جدی نیست و برخی جوانب مدیریتی بهخاطر این فضای بسته بهدرستی به من منتقل نمیشود. از نکتهای هم که فراموش نمیکردند این بود که به قولی به برنامههای روزانه پایبند باشند، اما در عمل تفاوت زیادی بین حرف و عمل دیده میشد.
شرکت گشت بال وپر را تجربه کردم، و فکر میکنم روند مصاحبه با پوزیشن پایتون/SOC خیلی نامشخص بود. از روز اول ثبتنام یکی از مربیها گفت چون در دانشگاههای معتبر نخوندی، شانسی برای تایید رزومهات نیست؛ با این وجود رزومهام پذیرفته شد و برای SOC دعوت به مصاحبه شدم. جالب اینکه چند ساعت پیش از مصاحبه برای هماهنگی تماس گرفتند، درحالیکه معمولاً حداقل روز قبل هماهنگ میکنند. در جلسه نخست سوالات فنی بود و هیچیک از سوالات رفتاری یا روانی مطرح نشد. وقتی پرسیدم نتیجه از نگاه مربی چیست، او گفت برای پایتون احتمال پذیرش خیلی کم است. یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مرحله اول پایتون دعوت شدهایم و این بار یک روز قبل برای هماهنگی تماس گرفتند و مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد؛ آن جلسه بیشتر جنبه رفتاری داشت و به سرعت تمام شد. چند روز بعد، روز چهارشنبه، تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه فنی باید شنبه حضوری به دفتر مرکزی بیایم. نکتهی جالب این بود که در جلسه فنی درباره هماتاقیها، انگیزهها و مسائل مشابه پرسیدند، اما هیچ سوال فنیای که سطح دانش من را بسنجند مطرح نشد. پاسخ نهایی هم بعد از یک هفته آمد و رد شدم، در حالی که عملاً هیچ آزمون فنیای از من نگرفتند.
دوران کار من در این مجموعه تجربهای مثبت بود و در کل رضایتبخشم از روند کار و فرهنگ سازمانی بالا رفت. فضای همکاری بین تیمها شفافتر شد و روابط حرفهای بهبود یافت؛ دیگر مشکلات جدی و واضحی به چشم نمیخورد. از فرصتهای زیادی که برای یادگیری و رشد در اختیارم گذاشتند هم بهرهمند شدم و نکات زیادی یاد گرفتم.
در این مجموعه، چهار ماه حضور داشتم و فضای کار پر از حاشیه و تهمت بود. مدیران و سرپرستان اغلب تجربهٔ قابلتوجهی نداشتند و برای اولینبار بود که در جایگاه لید یا مدیر وظیفه میگرفتند؛ همین موضوع باعث میشد جسارتِ زیرآبزنی و دروغگویی رواج پیدا کند و افراد حرفهای را به حاشیه برانند. من هم به ناچار از آنجا رفتهام. حقوق به صورت قسطی پرداخت میشود و اضافهکاریها هم بازگردانده نمیشود. همیشه سرکوفت میشنویم، فضا پر از دوربین و وعدههای دروغ که هیچکدام عملی نمیشوند. اعضای تیم را در مقابل هم قرار میدادند و هیچگونه مشارکت یا همدلی وجود نداشت؛ فضای شرکت پر از شایعهپراکنی بود. بهمحض اینکه فهمیدم در بازهٔ یکونیم سال حدود هفتادوهشت نفر از مجموعه خارج شدند، وضعیت بیش از پیش روشن شد.
این محیط کار مثل یک خانواده است و من در نقش برنامهنویس بکاند تجربه کردم که تیمها طوری کنار هم مینشینند و هماهنگی بالاست که همه حس میکنند با هم حرکت میکنند. هیچ مانعی وجود ندارد و با همت فناوری و خلاقیت، میتوان از پس چالشهای دشوار برآمد. برای موفقیت باید همیشه بهروز بود و با ایدهها و نوآوریهای بیپایان جلو رفت.
من تجربهام از شرکت مهندسی تابکو را چنین مطرح میکنم: جو کار نسبتاً آزاد و فضای کاری پرانرژی برای کارکنان جوان فراهم است و به پرسنل ارزشی ویژه قائل میشوند. با این حال، مشکلات جدی هم وجود دارد: یکی از مسئولان منابع انسانی رفتار نامناسبی دارد و به نظر میرسد دارای عقدههایی باشد. حقوقها کم است و پرداختشان به صورت قابلتوجهی تاخیر دارد، گاهی تا شش یا هفت ماه طول میکشد. اگر هدف فقط تفریح یا بهدست آوردن تجربه و پول است، ممکن است تحملپذیر باشد؛ اما در غیر این صورت وضعیت اصلاً رضایتبخش نیست.
برای شرکت نتیکس سیستم، سه جلسه مصاحبه داشتم که روندش نسبتاً مشخص و منظم بود. درون سازمان با من برخورد مناسبی شد و رفتارها حرفهای بود. با این حال، یک نکته منفی بزرگ وجود داشت: فشار کاری بسیار بالا است.
در یکی از تجربههای کاریام بیشتر از هر چیز فضای پویا و پرانرژی شرکت توجهام را جلب کرد. کارکنان با هم با احترام و صراحت برخورد میکنند و حس همکاری و همفکری به وضوح قابل لمس است. جلسات هفتگی هم بسیار کارآمد بود و اجازه میداد نظراتم را بیان کنم، ایدههایم را مطرح کنم و در روند تصمیمگیری سهیم بشوم.
من فکر میکنم در سالهای مختلف، فشارهای اقتصادی باعث تغییراتی شدید در شرکت شده است و من به عنوان کارمند با سابقهی حدود ده تا چهارده سال شاهد بودم که همیشه اولین اقدام در مواجهه با رکود، تعدیل نیرو بود. در سال نود و چهار تعداد زیادی از همکارانی که تجربهی طولانی داشتند و سابقهی بالا داشتند از کار بیرون شدند و دلیل هم رکود اقتصادی عنوان میشد. بعد از این تعدیل، به جای استفاده از شایستهسالاری، برخی فرصتهای شغلی با استفاده از روابط داخلی و بستگان پر میشد و به نظر میرسید بررسی دقیق رزومه و ارزیابی مصاحبهها یا حداقل ظاهرسازی است. به لحاظ اصولی و عادلانه، حس میکردم در آن محیط تبعیض و مدلهای گروهی جایگاهی داشت و برخی از تصمیمگیران به حفظ باندهای داخلی توجه میکردند. در مجموع، از آن دوره مدیر اداری و مالی آن زمان را بهعنوان فردی که آثار تصمیمها روی تیمها تأثیرگذار بود، به خاطر برخوردهایش به یاد دارم.
به نظر میرسد که تیمی از افراد با انگیزهٔ کم، اما با تجربهٔ محدود دور هم جمع شدهاند و شرکتی را پایهگذاری کردهاند. خدماتی که به مردم ارائه میدهند، دقیق و منصفانه نیست و با کارکنان به شیوهای عادلانه رفتار نمیشود. کسانی که واقعاً تخصص دارند و رزومهشان قویتر است، پشت در میمانند تا فرصتهایشان از دیگران گرفته نشود. فضای کاری هم به طور کلی حرفهای و کارآمد نیست.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
سلام من ۲ماه اونجا کار کردم. خانممدیر مالی به قدری بی ادب بودن ک هرروز اشک میریختم یواشکی از دستشون. آخرشم فرار کردم
با سلام در این شرکت که هرسال برند و اسم آن عوض می شود مدیرعامل فقط حرف خودش را میزد و هیچ ارزشی برای حرف کسی قائل نیست یسر سر شما داد میزند و هیچ اثری از اخلاق حرفه ایی نیست و با شگرد های خود مرتب روان شمارو به چالش میکشد به عنوان شخصی که در این شرکت سابقه کار داشته خدمتتون عرض میکنم خواهشا رزومه خودتون رو با پا گذاشتن در این شرکت خراب نکنید و صرفا بخاطر کار، تن به کار در این شرکت ندید چون نه حقوق به موقع دارید اکثر مواقع حقوق 1 الی 2ماه عقب میوفته و بیمه شمارو در آخرین فرصت رد میکنن و بیشتر مواقع خدمات درمانی شامل حالتون نمیشه همچنین بیمه شما بخاطر پیمانکار بودن شرکت با عنوان راننده رد میشه که به بنده اگر اطلاع میدادند باهاش مخالفت میکردم. مدام کارکنان به پرداخت نشدن حقوق هایشان تهدید می شوند. هیچ ای ثابتی در شرکت ندارید و هر روز جا به جاتون میکنن و افرادی با مدیرعامل سابقه ی بلند مدت دارند که متاسفانه ثبات اخلاقی ندارند در کل در این شرکت بیش از وظایف و شرح شغلتون از شما کار میخواهند در صورتی که کارفرما به ابتدایی ترین تعهدات خودش عمل نمیکنه و هیچ برنامه ایی برای تسویه شما ندارند در حال حاضر بسیاری از کارمندان بعد استفعا و ترک شرکت، بعد گذشت 7 ماه پول حقوق خود را دریافت نکرده اند. در کل کاش این تجربه بد رو با همکاران خوبم تجربه نمیکردیم. با تشکر این تجربه صرفا برای آگاه سازی کارجوهای عزیز مطرح شد
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
این شرکت اگهی کارشناس بازرگانی داد من رزومه ام مرتبط نبود اما بعد دو هفته زنگ زدن، رفتم برای مصاحبه اول که فضای شرکت و آدماش شبیه ده سال پیش بود شرکت خیلی کثیف و کوچیک و بد بو!!!!!این هیچی، وقتی کلی صحبت کردم میگن با دنبال به دستیار برای مسئول دفتر هستیم، اگر قبول شدین میگیم ایشون بهتون زنگ بزنه!!! گفتم اگهی موضوعش این نبود گفتم ما سه تا پوزیشن نیاز داشتیم اونایی که مرتبط نبود رو برای دستیاری دعوت کردیم! متاسفانه لال هستن که تو تماس اول بگن، گفتم خب حقوق رو زدین از ۳۵، الان حقوق این موقعیت شغلی چقده؟ یه جوری جا خورد که فکر کنم توقع کار مجلنی داشت و کلا به حقوق فکر نکرده بود گفت بین ۲۵ تا ۳۰...گفتم کاش اطلاعات دقیق میدادید که من این همه راه نو گرما نیام، واقعا شعور ندارن شاید یه نفر تو اوقات بیماری مجبور باشه پونصد تومن وول اسنپ بده تا بیاد با این آدمای بیشعور مصاحبه کنه و بفهمه کلا موضوع مصاحبه مغایر با آگهیه.
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
نه قرار داد میبنده نه حقوق درست میده هیچ کسی هم جوابگو نیست و موقع کسر خطاها بی معطلی کسر میکنه اما موقع پرداخت انگار نه انگار خبر مرگشون شرکت مسخره بی در و پیکر
در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئلهای بروز میکند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم دربارهی چرخش پرسنل بود: وعدهای که دوباره از نو نیرو میگیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات میانجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسیترین مشکل این بود که تیمها بر پایهی فناوری مشخص میشدند نه روی پروژهها، نتیجهاش هم این بود که همکاری بین اعضا کمرنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام میشد و نتیجهای که از آن میگرفتند منتهی به تغییراتی میشد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه میگردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر میکرد. آخر هفتهها جلسات گروهی برگزار میشد که به نظر آشنایی و همافزایی میآمد، اما تبدیل میشد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلیاش بیشتر میشود. به گونهای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم میکرد. در ابتدای کار، با سفتههای سنگین و قابل توجهی روبهرو شدم؛ کارخانه وعده نگهداشتن آنها را دو سال میداد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقهی شغلیام تمام میشد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزشهایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر میآمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماسآمیز میگفت که پرداخت صورت نگرفته و وعدهای مبنی بر آینده داده میشود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمیشدند و اضافهکاری یا بهشکل درست محاسبه نمیشد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکههای عمومی شرکت پخش میکرد تا وجههی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی دربارهی شرکت جستجو کنی، میتوانی عمق مشکلات را لمس کنی.
وقتی در ایران خودرو مشغول کار بودم فضای کار همواره پرتنش و پر از حاشیه بود. مدیران بیشتر با لابیگری و حمایت از برخی افراد اوضاع را وخیمتر میکردند و به نظر میرسید برخی افراد نسبت به بقیه امتیازهای ویژهای داشتند. شیوههای مدیریتی واقعاً ضعف داشتند؛ کلی حرف از قدرتمند بودن شرکت میزدند اما اجرای یک اسکرام ساده برای تیمی با پنج نفر را هم درست انجام نمیدادند. بهطور عملی فقط یک دیلی روزانه را داشتیم و ابزارهای معمولی مانند جیرا اصلاً وجود نداشت. چیزی که واقعاً روی اعصاب بود این بود که به خانمها میگفتند سه ماه قرارداد آزمایشی با حقوق پایین میبندند و بعد از پایان سه ماه، حقوق را بهروز میکنند، اما وقتی سه ماه تمام میشد و تسکها هم انجام شده بود، کسی تماس نمیگرفت تا قرارداد تمدید شود. از نظر من این رفتار شبیه کلاهبرداری بود. بعدها فهمیدم این روند برای پایین نگه داشتن حقوق همگانی و با وعدههای تکرارشونده ادامه داشت.
بهمحض اینکه وارد این کار شدم، فهمیدم فضای شرکت خیلی خانوادگی و بسته است و از همان ابتدا حس میکردم با مدیرانی روبهرو هستم که دوگانه رفتار میکنند. گروهی از دوستان کارفرما، بهظاهر با تعریف و تمجید، پشت پرده واقعیتها را جور دیگری نشان میدهند و از این رهگذر حقوق و مزایای کارکنان غالباً تحت فشار قرار میگیرد. محیط کار در این مجموعه بهنوعی حصار گونه است و ارتباطات خیلی محدود و خانوادهمحور پیش میرود. در مجموع، آنچه تجربه کردم باعث شد احساس کنم جایگاه من در تصمیمگیریها چندان جدی نیست و برخی جوانب مدیریتی بهخاطر این فضای بسته بهدرستی به من منتقل نمیشود. از نکتهای هم که فراموش نمیکردند این بود که به قولی به برنامههای روزانه پایبند باشند، اما در عمل تفاوت زیادی بین حرف و عمل دیده میشد.
شرکت گشت بال وپر را تجربه کردم، و فکر میکنم روند مصاحبه با پوزیشن پایتون/SOC خیلی نامشخص بود. از روز اول ثبتنام یکی از مربیها گفت چون در دانشگاههای معتبر نخوندی، شانسی برای تایید رزومهات نیست؛ با این وجود رزومهام پذیرفته شد و برای SOC دعوت به مصاحبه شدم. جالب اینکه چند ساعت پیش از مصاحبه برای هماهنگی تماس گرفتند، درحالیکه معمولاً حداقل روز قبل هماهنگ میکنند. در جلسه نخست سوالات فنی بود و هیچیک از سوالات رفتاری یا روانی مطرح نشد. وقتی پرسیدم نتیجه از نگاه مربی چیست، او گفت برای پایتون احتمال پذیرش خیلی کم است. یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مرحله اول پایتون دعوت شدهایم و این بار یک روز قبل برای هماهنگی تماس گرفتند و مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد؛ آن جلسه بیشتر جنبه رفتاری داشت و به سرعت تمام شد. چند روز بعد، روز چهارشنبه، تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه فنی باید شنبه حضوری به دفتر مرکزی بیایم. نکتهی جالب این بود که در جلسه فنی درباره هماتاقیها، انگیزهها و مسائل مشابه پرسیدند، اما هیچ سوال فنیای که سطح دانش من را بسنجند مطرح نشد. پاسخ نهایی هم بعد از یک هفته آمد و رد شدم، در حالی که عملاً هیچ آزمون فنیای از من نگرفتند.
دوران کار من در این مجموعه تجربهای مثبت بود و در کل رضایتبخشم از روند کار و فرهنگ سازمانی بالا رفت. فضای همکاری بین تیمها شفافتر شد و روابط حرفهای بهبود یافت؛ دیگر مشکلات جدی و واضحی به چشم نمیخورد. از فرصتهای زیادی که برای یادگیری و رشد در اختیارم گذاشتند هم بهرهمند شدم و نکات زیادی یاد گرفتم.
در این مجموعه، چهار ماه حضور داشتم و فضای کار پر از حاشیه و تهمت بود. مدیران و سرپرستان اغلب تجربهٔ قابلتوجهی نداشتند و برای اولینبار بود که در جایگاه لید یا مدیر وظیفه میگرفتند؛ همین موضوع باعث میشد جسارتِ زیرآبزنی و دروغگویی رواج پیدا کند و افراد حرفهای را به حاشیه برانند. من هم به ناچار از آنجا رفتهام. حقوق به صورت قسطی پرداخت میشود و اضافهکاریها هم بازگردانده نمیشود. همیشه سرکوفت میشنویم، فضا پر از دوربین و وعدههای دروغ که هیچکدام عملی نمیشوند. اعضای تیم را در مقابل هم قرار میدادند و هیچگونه مشارکت یا همدلی وجود نداشت؛ فضای شرکت پر از شایعهپراکنی بود. بهمحض اینکه فهمیدم در بازهٔ یکونیم سال حدود هفتادوهشت نفر از مجموعه خارج شدند، وضعیت بیش از پیش روشن شد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.