من در سرعت سامان پویش تامین)اسپات(کارشناس کردم. رقابت بدی بین مدیران وجود دارد فضای کل شرکت را سمی کرده،منابع انسانی به شدت ضعیف هست،مدیر واحد بر خلاف ظاهر سازی و جلوه ی دینداری که از خود نشان می دهد دائم با خانم های تیم شوخی های زننده می کند، بعد از خروج از شرکت برای انجام تسویه آدم را پیر می کنند و خانم مسئول این کار اصلا پاسخگو نیست یا داد و بی داد می کند. چند نفر دور هم جمع شده اند که هیچ خروجی درستی برای پرسنل ندارند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من سه ماه توی مرکز مشاوره هیوا کار کردم، توی واحد حقوقی، و به جرأت میگم یکی از بدترین تجربههای کاری عمرم بود. اونجا نه از احترام خبریه، نه از قانون، نه از ارزش گذاشتن به پرسنل. مسئول شیفت حقوقی رسما منبع تنشه؛ با بیاحترامی و توهین مستقیم برخورد میکنه و جملهی معروفش اینه: «یا بذار بهت توهین کنم یا برو استعفا بده، اینجا بدون من هیچ ارزشی نداری.» یعنی توی سیستم هیوا، تحقیر کردن کارمند بخشی از فرهنگ سازمانیه. از همون روز اول هیچ بیمهای در کار نیست. قراردادهاشون هم فقط برای دور زدن قانون نوشته میشه. کارمند براشون مصرفیه، مثل یه پیچومهره ارزون که هر وقت بخوان عوضش میکنن. هر اعتراضی هم مساویه با برچسب «سوءرفتار». شرایط کاری؟ افتضاح. سیستمهای کامپیوتر کند و داغون، صندلیها و محیط کاری فرسوده، جو به شدت مسموم. برای یه مرخصی گرفتن باید دعوا راه بندازی. جریمههاشون الکی و مسخرهست. تازه سفتههای سنگین هم میگیرن که هیچ ارزشی نداره و فقط ابزار گروکشی میشه. توی گروه تلگرامی، ملاک ارزیابی فقط تعداد تماس و تایمه. کیفیت تماس، میزان اطلاعات یا رضایت مراجع اصلا براشون مهم نیست. توی هیوا فقط ساعت و پول براشون مهمه، نه آدمها. خلاصه کنم: هیوا یه شرکت نیست، یه باتلاقه. جاییه که سلامت روانت رو له میکنه و عزت نفست رو نابود. پرسنل براشون هیچ فرقی با ابزار نداره. تنها مزیتی که میشه بهش اشاره کرد اینه که شاید برای یه دانشجو که دنبال تجربه اولیهست خوب باشه، اونم بهعنوان آخرین و تنها گزینه. وگرنه بیرون از هیوا حتی نصف حقوقش رو هم بگیری، هزار بار بهتره تا اینکه بشینی توی این جو مسموم و بیارزش.
من چندین ساله در این شرکت مشغول به کار هستم ، مثل هر جای دیگه و هر شغلی خوبی ها و بدی های خودشو داره ، اگر بخوام از بدی هاش بگم اینه که پنجشنبه ها پاره وقت شرکت بازه البته اگر بخوای میتونی بری مرخصی ولی کلا این مساله برای من سخته . دیگه اینکه حقوق حتما ماهی یکبار واریز میشه اما تاریخ دقیق نداره و تو یک بازه ی یک هفته ای نوسان داره که اگر کسی خیلی براش مهم باشه این مسئله میتونه اذیتش کنه . اما خوبی هاش : من در مورد محیط کاری خیلی تعجب کردم از کامنتا .. به نظرم کسایی که از بد بودن محیط میگن خودشون یه مشکل یا انحراف اخلاقی دارن که اینجا به خواستشون نرسیدن و الان شکایت دارن چون من تو تمام این سالهاااا هیییییچ مشکل اخلاقی و نا امنی و انحرافی ندیدم . اتفاقا بسیار بسیار جای امنی هست . در مورد پیشرفت کاری جای خوبیه ادمای زیادی پیشرفت میکنن ادمای زیادی پس رفت و ادمای زیادی هم ثابت میمونن و این به هیچ چیزی جز تلاش فردی اون ادم بستگی نداره اگر ادمایی بودن سعی کردن از راهای دیگه وارد شن و موفق نشدن و عصبانیتشونو اینجا تخلیه کردن داستانش فرق داره . بهت فرصت یادگیری و پیشرفت داده میشه حتی با تجربه ی کم که معمولا جایی این امکان وجود نداره .. به علاوه مدیران محترمی هم داره و دخالت در زندگی شخصی و شایعه پراکنی و اظهار نظر دربارشون کار غیر اخلاقی و زشتیه و خیلی متاسفم برای این افراد .
همین الان مشغول کار در مجموعه مهندسی رادشید هستم و همکاران بسیار خوبی دارم. فضای شرکت دوستانه است و همکاری و کار تیمی میان همتیمیها به صورت محسوسی روند پیشرفت پروژهها را سرعت میبخشد. افراد مستعد و بااخلاقی در این سازمان مشغول به کارند.
دو سال است که در این شرکت مشغول به کارم و تجربهام در رادشید، با تیمی پویا و صمیمی همراه بوده است. مدیر واحد به خوبی کنار تیم حضور دارد و به شکلی مؤثر مدیریت میکند. حضور افراد حرفهای در رادشید برای من تا به حال مکان مناسبی برای رشد بوده است. تنها نکتهای که باید یادآوری کنم این است که پنجشنبهها تعطیل است.
شرکت موپن را تجربه کردم و احساس کردم اوج بیاحترامی در فرآیند مصاحبه بود. تماس اولیه با من گرفته شد اما رفتار گوینده بسیار بیادب بود و مصاحبه اول با چند سوال بیمعنی آغاز شد که بدون معرفی از طرف مقابل پرسیده شد. در مصاحبه دوم، فردی با معرفی ناقص وارد سوالات شد و فاصله بین پرسشها طولانی بود تا حدی که گویی ارتباط قطع میشد. در نهایت گفتند برای دوره آموزشی به ارومیه بیایم و یک فایلی برای افشای اطلاعات ارسال شد تا آن را به دفتر خانه ببرم. وقتی فایل را فرستادم، دیگر پاسخ نگرفتم و گم شد.
منابع انسانی و ... وقتی بگذار و متن رو بخون، کمی فکر کن، بعد جواب بده من تازه وارد مجموعه شدم و با شرایطی که دیدم برای امتداد نخواهم بود، شما اینو چطور نفی میکنی؟ لطفا موارد انتقادات رو بجای نفی بپذیرد و اصلاح کنید وقت مردم اضافی نیست. هر چقدر اسکرول میکنیم به پایین این همه نارضایتی مگر ممکنه، 2 ساله کامنت منفی!!!! انتقاد رو بپذیرید!!! یا اصلاح کنید مشکلات رو، شرکت تو دو دستگی خودی و ناخودیه، خوب ناخودی نگیرد مزاحمتون نشیم!!! شما هم خودی هستی و طبیعه! جالبه به کامنتهای فیک "هیچ شرکت یا سازمانی بدون ایراد نیست" "هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست" ایرادی نگرفتید، شما وظیفه ی شفاف سازی عموم را دارید یک پاراگراف در مورد ایرادت رو بفرمایییییییییییییییییییییییییییییییییید!!! که وقت مردم گرفته نشه!!!
بعد از تجربهای که با شرکت منشور سیمین داشتم، فهمیدم نباید اجازه بدهیم صدای خودمان را به هر شرکتی یا هر شخصی بسپاریم. قاعدهی اصلی این است که در جهانی که با حقیقت مشکلات روبهرو هستیم، نمیشود انتظار داشت همه چیز نرم و آرام بماند. ما هرگز در رویاهای بدون ریسک آرمانشهر زندگی نمیکنیم و واقعیت این است که دنیا از آغاز هم پر از چالش بوده و هنوز هم هست.
محصول core banking بسیار ضعیفی داره و همانطور که اخیرا دیدید بانک پاسارگاد بدجور مورد حمله قرار گرفت و ترکید! فکر می کنم بانک سپه هم که مورد attack شدید قرار گرفت از همان سیستم شرکت داتین استفاده می کرد!!! این شرکت فقط اسم و رسم بیخود داره ولی اصلا شخصیت یک شرکت نرم افزاری را نداره و بیشتر کارکنان ناراضی هستند! گول اسم و برند و ساختمان شرکت رو نخورید! ناواکو که مربوط به بانک مسکن هست خیلی بهتره!
در نگاه بانک تجربهای بود که با وجود همهچیز، تأثیر عجیبی روی من گذاشت. همان آغاز کار فهمیدم که با فضایی سرد و غیرشفاف روبهرو هستم و هر روز با چالشهای تازهای در زمینهی iOS development روبهرو میشدم. مدیران و همکاران گاهی به شکل غیرعادلانهای کنار مینشستند و ارتباطات درون سازمانی بیش از حد پیچیده و دودرهبازانه بود. نتیجه این محیط برای من از لحاظ حرفهای و شخصی ناامیدکننده بود و احساس کردم سطح حرفهای شرکت با انتظارات من همسو نیست. در نهایت تصمیم گرفتم جایگاهم را ترک کنم تا فرصت بهتری برای پیشبرد کارم بسازم.
من بیش از سه ساله که با شماران سیستم همکاری میکنم و احساس میکنم این شرکت به واقع تیمی حرفهای در حوزه فناوری اطلاعات است. اینجا همه با هم انرژی زیادی میگذارند تا بهترین نرمافزارها و خدمات را به مشتریان ارائه دهند. مدیریتی قوی و هوشمند فضای کاری فراهم کرده که تمام واحدها از جمله فروش، تولید و پشتیبانی با هماهنگی و تخصص بالا به فعالیت میپردازند. محیط دفتر مدرن و صمیمی است و مدیران همواره با رویکرد حمایتی و توجه به نظرات کارکنان، بهرهوری را افزایش میدهند. آنها در کنار تیم هستند و تلاش میکنند فضای کار را دوستانه و انگیزشی نگه دارند تا همگی با اشتیاق کار کنیم. برای همه همکاران و مدیران محترم آرزوی موفقیت و پیشرفت روزافزون دارم. اگر دنبال یک شرکت مطمئن و پرانرژی در حوزه فناوری اطلاعات هستین، شماران سیستم گزینهی خیلی خوبی است.
مدیران واحد امنیت و شبکه نیروی خانم استخدام میکنند و از آنها سو استفاده میکنند . لطفا قبل از شروع کار بیشتر تحقیق کنید . همچنین تجهیزات شرکت را به تاراج میبرند و از نیروی انسانی سو استفاده میکنند
در این شرکت با سابقهای که دارم، تجربهام یک تصویر روشن از مجموعه میدهد. اینجا شرکت از نظر مالی آییننامهای امن است و به دلیل پشتیبانی بانکی قابل اعتماد، مشکلات مالی ندارند و مزایا قانونی، و پرداخت حقوق به صورت مرتب انجام میشود. اما اگر بدون آشنایی وارد شوید توقع عدالت، ارزیابی عادلانه، بازخورد سازنده و فرصت پیشرفت را نمیبینید؛ مگر اینکه با مدیرتان رابطه نزدیکی داشته باشید. منابع انسانی اینجا چندان قوی نیست و گاهی وضعیت پیچیدهای ایجاد میشود که به نظر میرسد از منشاهای غیرسازنده نشأت میگیرد. اخیرا وضعیت بدتر شده و به جای ارزیابی شایستگی، بیشتر فقط به استخدام میپردازند و دغدغه کیفیت کار نمیشود. اگر نظیر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است مدارک تحصیلی با ارزش کم محسوب شوند و افراد بیارتباط به پروژهها واگذار شوند تا کار طراحی نرمافزار را انجام بدهند؛ همچنین مدیریت منابع انسانی هم به نظر میرسد به رفع و رجوعهای سطح شهر و رفت و روب اختصاص دارد. با وجود این، مدیرعامل فعلی که از میان کارکنان قدیمی اینجا بوده آدم بااخلاقی است، پرداختها را منظم کرده و امیدوارم راهی برای بهبود شرایط فعلی شرکت پیدا شود.
با من بهخاطر بسپارید که شرکت ارتباط چارچوبی نامشخص دارد و من تنها تجربه خودم را بازگو میکنم. من به عنوان فروشنده در این مجموعه فعالیت کردم و متوجه شدم که از همان ابتدای کار وعدههای استخدامی درست اجرا نمیشدند و پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشد. بیمه هم به شکل مطلوب برقرار نبود و مشکلات مدیریتی در شعبه تهران بیشتر خودش را نشان میداد؛ مسئول شعبه که خانمی بود، با بیدقتی عملکردها را پیش میبرد و هزینههای اضافی برای کارگران ایجاد میکرد و پرداخت هزینه غذای کارگران و مهمانان به نظر غیرمنصفانه بود. در نهایت تعددی از همکاران اخراج شدند و فقط تعدادی باقی ماندند که وضعیتشان همچنان دشوار است. احتمال دارد در زمانهای نزدیک به پایان سال دوباره آگهی استخدام بدهند؛ به نسخهای که تجربه کردهام، به نظر میرسد شرکت در وضعیت نامناسبی قرار دارد و توصیه میکنم احتیاط کنید.
تجربه من از کار با ترا رسام پاسارگاد به وضوح نشان میدهد که برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و بیشتر صحبتها وعده و دروغ است. سازماندهی کار کم است و مدیر با سابقهای که تازه از راه رسید، معمولا مسئولیتها را به others منتقل میکند و با رفتاری بیادب و بیثبات، مدیریت را به سبک میکرو منیجمنت انجام میدهد. دفتر شرکت واقعا کوچک است و تعداد کارکنان تنها کمتر از ده نفر است. مدیر فنی که از بنیانگذاران شرکت محسوب میشود، به نظر میرسد که به طور مداوم دروغ میگوید و برای به ظاهر هوشمند بودن، با ترفندهای مختلف کار را برای دیگران سنگین میکند. شرکت بیمه تکمیلی ندارد و سیستمهای مناسبی هم وجود ندارد؛ مدیریت به دنبال بهزحمت انداختن کارمندان است و وعدههایش دربارهی پرداختیها همیشه تحقق پیدا نمیکرد و اغلب با تاخیر یا به صورت دو بخش و یا با محاسبهی ناعادلانه صورت میگرفت. حجم کار بالا است و به نوعی یک نفر کار دو نفر را انجام میدهد. در واقع شرکت به اندازهی لازم بزرگ نیست و حتی نیمی از کارکنان هم موسسین یا مشابه آن هستند. در ماههای اخیر هر کس که وارد شرکت میشد، با خروج روبهرو میشد که فکر میکنم این موضوع ناشی از فضای سمی ایجاد شده توسط مدیر عامل است. هنگام ورود به شرکت آزمون سختی برگزار میکردند و برای خودشان کلاس میگذاشتند تا پس از پذیرش، اگر مشکلی وجود داشت، شما به دلیل وقت و انرژیای که صرف کردهاید میل کمتری به تغییر شغل نشان بدهید. توصیه میکنم زمانتان را با این شرکت هدر ندهید و به وعدههای رسمی و مجلسی که در ظاهر مطرح میکنند توجه نکنید. به نظرم بهتر است جایی دیگر مشغول به کار شوید تا اینجا.
من به خاطر بیثباتی مدیریتی اینجا کار نکردم و احساس میکنم حرفهایهاش بهخاطر رفتوبرگشت دائم نیروها، فضا و ارتباط با مشتریان هم مختل شده بود. هر ده روز یک نفر جدید میآمد و من کارمند قدیمی را دیگر داخل سالن نمیدیدم. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد و اغلب به صورت جزیی و ناهمسان تقسیم میشد، طوری که نمیدانستم دقیقا چه مقدار و چه زمانی واریز میشود. این وضعیت باعث میشد انگیزه و تمرکز از دست برود و در نهایت سردرگمی دربارهی وضع کاری پیدا کنم.
مدت سه سال در واحد خدمات پس از فروش شرکت صنایع گرمایشی آلزان فعالیت داشتم و تجربیات فراوانی به دست آوردم. فضای کار پر از فرصتهای یادگیری بود، هرچند ممکن بود برای بعضی افراد چالشبرانگیز باشد. به نظر من برای کسانی که دنبال توسعه دانش فنی هستند، مهندس رضایی در این زمینه میتواند نقش راهنما و راهگشا داشته باشد. این دوره همزمان با اینکه حقوق نسبتا پایین بود، با مذاکرات درست و رشد تدریجی کار میشد به افزایش مزایا و ارتقا شغلی امیدوار بود.
از نظر من، شرکت مانند هر جایی کارمند خوب هم داره و هم کمبودهایی که نباید نادیده گرفت. در اینجا برخی رفتارها و فضاهای منفی بود که روی فرهنگ سازمانی تاثیر گذاشت. بحثهای بیپرده و کنجکاوی بیجا درباره کار تیمهای دیگر، همراه با حسادت و تخریب همکاری، فضای کاری رو به شدت تحت تأثیر قرار میداد. از سمت مدیریت فنی هم نمونههایی دیدم که به تجربه من کمکی نکردند: فردی با ادبیاتی نابسامان و برداشت سطحی از نرمافزار، که بیشتر به دنبال عبور از زمان بود تا حل مشکلات بنیادی. این رفتارها همکاران رو دچار ناامیدی و از بین رفتن انگیزه میکرد و به نظر میآمد فرهنگ تیمی به سمت تردید و بیاعتمادی میرفت.
در شرکت اپیل، روحیهی کار گروهی مدیرعامل واقعا بالا ستacchar. اگر بتوانم ایشان را بهعنوان مرجع خودم در نظر بگیرم و با پشتکار نسبت به ایشان رفتار کنم، هم رشد فردیام تسریع میشود و هم از نظر روابط کاری پیشرفت قابل توجهی به دست میآورم.
به نظر من شرکت امن پردازان سورنا جای خوبی برایGrowth نبود و تجربهام از کار در اون پر از مشکلات بود. انگار شرکت چندانی نظم یا ساختار مشخصی نداشت و نیروی انسانی براش خیلی اهمیت نداشت. حقوق با تاخیر میدادند و مزایای ملموسی نبود. روابط فامیلی و آشناییها برای ورود نیروها نقش بیشتری داشتند و گاهی افراد از اقوام و دوستان به تیم پروژهها میآمدند. برای پروژهها معمولا کارمندانی با حقوق نسبتا پایین جذب میشدند و وقتی پروژه به پایان میرسید، با دلایل مختلف از شرکت میرفتند. پیشرفت شغلی هم خیلی به چشم نمیخورد و شرایط کار به گونهای بود که احساس میکردم حقوق کم است و با احترام کم با کارمندان رفتار میشود. مدیر شرکت هم به نظر میرسید دنبال پروژهای با راههای غیرشفاف و ارتباطاتی در بانکها باشد تا وامها و پروژهها را به دست بیاورد. فردی هم در تیم وجود داشت که تخصص مشخصی نداشت و بهطور غیررسمی مسئول پروژهها شده بود. لایسنس برخی محصولات امنیتی هم ظاهرا به صورت غیرقانونی یا با استفاده از نرمافزارهای کرکشده به مشتریان فروخته میشد. در کل رفتارها و روندها به نظر من قابل اعتماد نبود و خیلی با انتظارهای من از محیط کار سالم و حرفهای فاصله داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.