من به عنوان کسی که چندین شرکت در این حوزه کار کردم بدون قضاوت میگم... اولا حرمت سفره نگه دارید و همیشه با شرافت زندگی کنید...اونقدر ترسو و بزدل نباشید که بیاید اینجا اینطوری حرف بزنید و آبرو بری کنید..برید تو صندوق انتقادات حرفاتونو بزنید یا به مدیران خیلی صریح بگید...من مطمنم بخش اعظمی از افرادی که اینجا این حرفا رو بر علیه شرکت میزنن همونایی هستن که جلوی مدیران تا کمر خم میشن...توی همین شرکت خیلی از نیرو ها کار بلد نبود الان مهندس خبره شدن... خیلی ها ازدواج کردن...خیلی ها خونه خریدن...ماشین خریدن...لطفا به سطح تخصصتون و سوادتونم نگاه کنید... همین خونه هایی که دوستان ازش به عنوان لونه مرغ یاد کردن بخدا که حتی ۱۰ مترشم نمیتونید اجاره کنید تو اون محل... این شرکت مدیران خوب و با شرافتی مثل مدیر عامل و مدیر فنی داره...تمام خشم و عقده هاتونو درست نیست اینجا خالی میکنید... کار که بهتون یاد میدن...کوتاهی در کاراتونو که چشم پوشی میکنن...با شرافت زندگی کنید همیشه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من مسیر آشنایی با فرآیندهای سوپرپایپ و نگاه دقیق به سیستمهای منظم آن واقعا الهامبخش بود. این شرکت با استانداردهای بالا و تمرکز بر کیفیت محصولات، جایگاه ویژهای در صنعت تاسیسات دارد و محیط کار حرفهای و فرصتهای رشد فردی را هم فراهم میکند. از نزدیک با روندها و اصول کاریشان آشنا شدم و تحت تأثیر تعهد کارمندان و ارزشهای شرکت قرار گرفتم. با اینکه در مصاحبه اول موفق به پیوستن نشدم، این تجربه با انگیزهای مضاعف برای بهبود مهارتهایم همراه شد تا در آینده بتوانم عضوی از تیمشان باشم. داشتن هدفی روشن برای پیوستن به مجموعهای با این فرهنگ قوی از نظر من ارزشمند است و به تلاش جدیام برای رسیدن به آن ادامه میدهم. همچنین باور دارم که گاهی انتشار برخی مطالب منفی درباره این شرکت از روی حسادت یا کماطلاعی است و این چیزها را واقعیتهای درباره شرکت نمیدانم.
سالها در سوپرپایپ اینترنشنال کار کردم و در طول این مدت، با مجموعهای از همتیمیها کار کردم که فرهنگ سازمانی بر پایه احترام متقابل و فضایی شاد و پویا بنا شده بود. این شرکت نه تنها برای همکارانش رزومهای قوی میسازد، بلکه کارها به شیوهای تخصصی و حرفهای اجرا میشوند. حقوق و مزایا همواره بهطور بهموقع پرداخت میشد و در تمام سالها حتی یک روز تأخیر در پرداخت وجود نداشت. فرایند جذب و استخدام در این مجموعه با دقت و حرفهای بودن انجام میشد و ورود به چنین سازمان معتبری، مانند بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان، نیازمند طی کردن مراحل مختلف و دقیق است. همسویی نیروهای جدید با فرهنگ سازمانی و هماهنگی آنها با تیمهای موجود در شرکت به خوبی صورت میگرفت. افتخار داشتم در چنین مجموعه بزرگی کار کنم و به این تجربه میبالم. برای کسانی که به دنبال کار در هر سازمانی هستند، توصیه میکنم بررسیهای دقیقتری انجام دهند. به عنوان مثال با افرادی که تجربه کاری واقعی در شرکتهای موردنظر دارند از طریق منابع معتبر مانند لینکدین گفتوگو کنند تا از صحت و سقم مطالب مطمئن شوند.
در اربعین و برای اهانت کننده روزی خور نا عادل ، که متهم کند در خفاء و حکم می دهد در تاریکی ، قطعه ایی از مناجات خواجه عبدالله انصاری را می گذارم شاید بیدار شود و به جای توهین و ارائه ذلت از فرصت این سایت که قطعا مدیران شرکت سری به آن میزنند ، ارائه پیشنهاد دهد و بگوید از آنها چه میخواهد و تشکر می کنم از آنکه پیشنهادات رفاهی نوشت و در ادامه + الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی. الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی،اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی. و دانایی بر نهان انسان بد نهاد ، کینه توز ، الهی تو دوستان را بدشمنان می نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، سعاداتش بر سر دیوان کنی و بفردوس او را میهمان کنی، مجلسش روضهی رضوان کنی، نا خوردن گندم با وی پیمان کنی، و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی، آنکه او را زندان کنی و سالها گریان کنی، جباری تو کار جباران کنی، خداوند تو کار خداوندان کنی، تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی. الهی ای سزای کرم و ای نوازندهی عالم، نه بآخر شادیست نه با یاد تو غم، خصمی و شفیعی و گواهی و حکم.الهی ای دور نظر وای نیکو حضر و ای نیکو کار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سر گشته،ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرندهی هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده. که نا آدمان بجانمان افتاده اند و حسودان بر توهین پافشاری می کنند و نا روزی خوران و خود بزرگ بینان بر طبل دشمنی و تخریب میزنند ، الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی. ،
بجای زیر آب زدن و اشاعه فرهنگ توهین در این سایت و همکار زنی : گفتم مسائل رفاهی را یاد آوری کنیم تا به مدیران و منابع انسانی .... کمک کرده باشیم و یاد بدهیم ، البته که هر شرکتی میتواند برای جبران خدمات همکاران و لطفی نماید البته لطف منظورم بود ، با توجه به بالا بودن هزینههای درمانی، بیمههای تکمیلی هزینههایی که مازاد بر تعرفه بیمههای پایه (تأمین اجتماعی، خدمات درمانی، بیمه نیروهای مسلح و ….) را پوشش میدهند و اهمیت زیادی برای کارکنان و خانواده آنها دارند.. یمه عمر و سرمایه گذاری در واقع یک سرمایه گذاری مطمئن با سود تضمینی است که علاوه بر پرداخت سود علی الحساب به سپرده گذاری، شامل پوششهای بیمهای بسیار زیادی میباشد.... اعطاء وام به کارکنان میتوان از سه راهکاری کلی ، اول استفاده از منابع شرکت، مذاکره با یک بانک، ایجاد صندوق وام در شرکت،ایجاد صندوق مشترک خرید ، مذاکره و امتیاز خرید با تخفیف ، از امور رفاهی دیگر مانند بن کارتهای سفر کارکنان و تورهای مسافرتی و محل اقامت ، ایجاد فضای تماشای گروهی فیلم با یک ساعت مرخصی تشویقی ، استفاده از خدمات تفریحی و ورزشی مانند استخر، پارک آبی، شهربازی، سالنهای ورزشی با تعریف صحیح بودجه و اختصاص شفاف آن بجای رفتارهای غیر شفاف ، کمک هزینه شفاف نهار به اختیار بدون سیاسی بازی ، استفاده صحیح از ابزار مرخصی تشویقی ، اضافه کار تشویقی ،برگزاری دورههای آموزشی و کوچینگ برای همه بدون در نظر گرفتن ملاحضات نا برابرانه ،دعوت از پزشک سازمانی بصورت ماهانه ، اعلامیه تبریک اتفاقات خوب در زندگی کارکنان البته با درنظر گرفتن بودجه برای فرزند آوری ، شاگرد اول شدن فرزند ،عروسی و........ ارسال دسته گل و یا هدیه به محل مراسم برای عروسی و عزا و فرزند ، کمک هزینه تحصیلی برای فرزندان پرسنل با ارائه لوح تقدیر مدیریت ، برگزاری مسابقات ورزشی و مسابقات مجازی و بازیهای رایانه ایی و..... در ساعات تشویقی مرخصی و دیدن هزینه و حضور همگروهی ها در تشویق همکار در ساعت اداری و استفاده از سالنهای ورزشی خارج سازمان با در نظر گرفتن ساعت صبح و عصر همکار ، حمایت عاطفی از خانواده همکاران با برگزاری اردو های خانوادگی و سبد دوره ایی مشخص و مستمر و سبد هدایای مناسبتی با تعریف از پیش ، نظر سنجی از کارکنان بپرسید چگونه از آنها قدردانی کنید و آنها چه دوست دارند ، کانون و کمیته رفاهی کارکنان را با حضور نمایند گان آنان شکل دهید ، روز قدردانی از کارکنان و تشکر از آنها را برای هر سال مشخص کنید و ضوابط پاداش گیران را مکتوب ارائه کنید تا افراد برای آن آماده شوند . تعطیلات تابستانی داشته باشید و مرخصی کارکنان را هدف قرار ندهید ، باداشهای دوره ایی و شش ماهه و سالانه خارج از ضوابط اداره کار در نظر بگیرید ، گردونه شانس در شرکت قرار دهید و اجازه بدهید هفتگی همکاران یک گروه به قید قرعه آن را بچرخانند و جایزه ارزشمند در آنها قرار دهید ،جشن تولد همکاران را در ماه روز (یک روز در ماه یک ساعت )جشن بگیرید و بصورت پیامک پیام تولد ارسال کنید ، خلاقیت را تشویق کنید و صندوق پیشنهادات خلاقانه در حافظ راه اندازی کنید و اعضای کمیته انتخاب را مشخص کنید و خلاقیتهای کاربردی را پاس بدارید ،جلسات ماهانه مدیریت و منابع انسانی را در پایان هر ماه برای کارکنان برگزار کنید و مدیریت مواردی را که میتواند انجام دهد شفاف کند ، مسیر موفقیت و رشد هر فرد را در هر گروه ترسیم کنید انوقت انتظار داشته باشید که آنها به دنبال فرصت های شغلی در جای دیگری نباشند. البته اینها را کیا می نویسد، اشتباه بود ، اینها را چه کسانی می نویسند مهمتر است
در جواب همکار عزیز تجربیاتی که چوب حراج به شرکت رادین و سالها توسعه و مهارت و تخصصش زده ، نان حلال از رادین میبرد و در کمال آرامش میل میکند و در مورد سواد نگارنده لفاظی کرده (( اولا انگار سواد درستی هم ندارید که صخره می نویسید:)) صخره به معنای سنگ بلند نوشته ، حکاکی بر روی سنگ آست و سخره معنای به بیگاری گرفتن ، بی مزد از کسی کار کشیدن ، البته در زبان عوام به اشتباه به معنای مسخره کردن استفاده می شود در حالیکه سخره کردن معنای استهزاء می دهد. و قس علی هذا ، البته امیدوارم به ادبیات شما در گروه آموزشی تجربیات رادین کمک کرده باشم ، راستی به نظر شما معنی کلمه خائن ، روزی خور بد عهد چیست و املای کلمه درست است؟
شرکت رادین نماز خانه ایی کوچک دارد و هر روز بین 10 الی 15 نفر در آن نماز جماعت می خوانند ، و در آن باید شناخت نماز نما ها و نماز دلها را ، البته افرادی هم تنها نماز می خوانند، برخی هم در نماز خانه می خوابند ، برخی هم بارها در کنار نماز خانه سیگار می کشند و چای می نوشند و عده ایی در بیرون شرکت دنبال قهوه هستند و ..... ، در قرآن که محمد (ص) از سوی خدا به ارمغان آورد ، طرافداران راستی را از این گروه ها بر حذر نموده از منافقین ، از قاسطین آز مارقین و از ناکثین (قاسطین، ناکثین، مارقین. همان هایی بودند که جنگ جمل را راه انداختند) که به نام پیامبر بر علی دروغ بستند و دورو ، بودند، همان هایی که قرآن سر نیزه کردند و خورشید را سر شکافتند ، انها همان هایی بودند که روز بر جهد سجده و ساخت مسجد و همراهی اسلام دست بلند می کردند و شب بر سر تحقیر اسلام و برای شکست آن نقشه می کشیدن ، آنها همان هایی بودند که از سفره اسلام روزی خدا میخوردند و در مورد حلال و حرام فتوا می دادند ، آنها کسانی بودند که سالیان سال اسلام داشتند و حتی در مورد ادیان دیگر تحقیق نکرده و جز کفر تجربه نداشتند و خود را قاضی می دانستند ، آنها جرات سخن در مسجد و در میان جمع نداشتند ، شبنامه نوشته و علی ها را از قفا میزدند ، آنها مردان زنانه پوش پوشیه اندازی بودند که می ترسیدند چهره آنها دیده شود. آنها از بیت المال مسلمین هزینه می کردند و دیواره دو رویی می نگاشتند، و ای وای بر روزی خور ريا ، منافق ، دورو که خنجر از پشت می زند ، وای بر عالم، متخصص، مدعی بی عمل که خودش می داند چه مقدار کار می کند و در مورد حلال و حرام روزی دیگران سخن میگوید ، تنفر برای آنانی است پول می گیرند و معامله می کنند و قرا داد امضا میکنند و میگویند ما به اندازه دریافتی خود کار می کنیم و به بطالت وقت می گذرانند و راضی هستند و خود را مسلمان می دانند، آری مارقین ، ناکثین ، فاسدین ، منافقین و قاتلان حضرت ابا عبدالله هم نماز می خواندند و همه تصویر وجاهت و حق یدک میکشیدند ، مواظب باشید تاریخ شما را جای درست قرار دهد ، چون دنیا آینه است ، هرچه کنید روزی شما را در برگرفته و باز تابش بسوی شما خواهد بود .انشاالله
دیدم در مورد کلیله و دمنه نوشته شده گفتم یاد کنیم از قلعه حیوانات : داستان با توصیف شبی شروع میشود که خوکی به نام میجر پیر (به انگلیسی: Old Major) حیوانات را جمع کرده و از ظلمی که انسان بر حیوانات روا داشته برای آنان سخن میگوید و حیوانات را به شورش علیه انسان دعوت میکند. وی سپس یک سرود قدیمی به نام جانوران انگلستان را به آنان یاد میدهد که بعدا به سرودی انقلابی در بین حیوانات مزرعه تبدیل میشود. پس از چندی حیوانات در پی شورشی مالک مزرعه به نام آقای جونز را از مزرعه بیرون کرده و خود اداره آن را به دست میگیرند. پس از این انقلاب حیوانی، خوکها (که از هوش بالاتری نسبت به سایر حیوانات برخوردارند) نقش رهبری حیوانات مزرعه را به دست میگیرند. اما پس از چندی در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام میگیرد؛ ناپلئون که یکی از دو خوک پرنفوذ مزرعه است با استفاده از سگهای درندهای که مخفیانه تربیت کرده بود، اسنوبال، دیگر خوک پرنفوذ مزرعه، را فراری داده و خود به رهبر بلامنازع مزرعه تبدیل میشود. پس از آن اسنوبال عامل جونز معرفی شده و تمام اتفاقات بد و خرابکاریهایی که در مزرعه صورت میگیرد به وی یا عوامل او در داخل مزرعه نسبت داده میشود و به فرمان ناپلئون عده زیادی از حیوانات به جرم همکاری با اسنوبال توسط سگها اعدام میشوند. در ادامه داستان، خوکها بهتدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا میگذارند. قانون اساسی حیوانات معروف به «هفت فرمان» به تدریج محو و تحریف میشود، خواندن سرود جانوران انگلستان قدغن میگردد، حیوانات با غذای روزانه کم مجبور به کار زیاد میشوند، در حالی که خوکها فقط فرمانروایی میکنند و غذای زیادی میخورند و از تمام امکانات رفاهی استفاده میکنند و حتی یاد میگیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسانها معامله کنند. از جمله برنامههای ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اسنوبال طرحریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمیخیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی میگیرد اما به دلیل بیکفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمیرود. در پایان، ساخته شدن این آسیاب، که با فداکاریها و زجر و تحمل فراوان حیوانات مزرعه امکانپذیر میشود، نه تنها به بهبود وضعیت زندگی حیوانات منجر نمیشود، که خود به اسبابی برای بهرهکشی بیشتر از حیوانات بدل میگردد... خوب بس است برید کتاب رو خودتون مطالعه کنید ...
یکی از مجموعه های دانش و حکمت به نام کتاب کلیله و دمنه میباشد که توسط مردمان خردمند قدیم« به هرگونه زبانی» جمع آوری شده است. کتاب کلیله حکمت عملی و آداب زندگی و زبان را می آموزد و در تکمیل حکایت شیر و سوسک ..... .شیر مورچه را اخراج نمود ، این شیر رو ، این مورچه ، و این اخراج ، چند مورد در شرکت اتفاق افتاده که شما خبر داری ما خبر نداریم . لطفا مستند ارائه کنید ..... وگرنه با این مطالب که در تجربه باغ وحش رادین وجود داره ، الان باید شرکت خالی از سکنه باشه و لی ما شاا.... بیش از 115 عزیز سر سفره شرم روزی میل می کنند و متاسفانه کارشان شده # (زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود....) و صد البته اگر به واحد های تخصصی نیم نگاهی بکنیم مثلا سیستم سازی و یا ..... معلوم است چند نفر سر کار هستند البته به ما و شما حسود چه ، پولش را سرمایه گذار می دهد ، شما چرا ناراحتی ، مگر نانش را تو به او داده ایی بخیل ، بذار افراد بیشتر سرکار بیایند و بیکاری در جامعه کمتر شود ، جوانها تازه فارغ التحصیل شده برق و مکانیک وکامپیوتر و صنایع وعمران ومعماری وحسابدارو.....بیایند و مهارت کسب کنند و به عدالت نان بخورند، ضمنا برای دیدن مورچها بهتر است سری بزنید به کارخانه ها .... ، عزیزم ، زالو ها هستند که یکجا چسبیده و جایی نمی روند ، اگر خیلی مورچه متعهد و کار آمد، کار آشنایی هستی و در کلونی های دیگر درآمد بیشتری داری ، خوب جاهای بهتر از رادین هست و تو میشناسی .... حتما شما مورچه صبوری هستی... و این قسمت را از مطلب موچه کارگر به عاریه زینت بخش می کنم (واقعا این هست حکایت این روزهای شرکت رادین با تاسف ، باغ وحش رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....)
اندر حکایت در مورد باغ وحش رادین و بازار تجربیات که بسیار است ، لیکن بهترین پیام را مهمان باشید ازکلیله و دمنه که احوال روزگار رادین را نصر ا... منشی قلم زده قورباغهای در همسایگی ماری لانه داشت، هرگاه قورباغه بچهای به دنیا میآورد، مار آمدی و بخوردی. قورباغه با خرچنگی دوست بود. به پیش خرچنگ رفت و گفت: ای برادر! تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی بی رحم است. نه در برابرش مقاومت میتوانم کرد و نه توان مهاجرت دارم، چرا که اینجا مکانی است خرم و زیبا، در نهایت آسایش. خرچنگ گفت: قوی پنجگان توانا را جز با مکر نتوان شکست داد. در این اطراف راسویی زندگی میکند، چند ماهی بگیر و بکش و از جلوی خانهی راسو تا لانهی مار بیفکن، راسو یکی یکی میخورد و چون به مار رسد او را هم میبلعد و تو را از رنج میرهاند. قورباغه با این حیله مار را هلاک کرد. چند روزی بگذشت، راسو دوباره هوس ماهی کرد، بار دیگر به دنبال ماهی در آن مسیر راهی شد، پس قورباغه و همهی بچه هایش را خورد. این افسانه گفته شد تا بدانیم که حیله و مکر بسیار بر خلق خدا موجب هلاکت است. البته در انتها برای اینکه این سایت هم آموزش داشته باشد بدانیم که که کلیله و دمنه کتابی است که در قرن ششم نوشته شده و اصول و قوانین حکومتی و اخلاقی را توأمان در قالب حکایت تبیین کرده است. این اثر علاوه بر جنبه های ادبی، آموزه های اخلاقی و مدیریتی بی شماری دارد. نصرا.... منشی به بسیاری از اصول اخلاق مدیریتی اشاره کرده است که با بررسی و به کارگیری آن می توان بسیار استفاده کرد. از میان این اصول اخلاقی- مدیریتی، ده اصل بسیار چشم نواز است.
در تجربیات و توهمات برای رسیدن به مقاصدی و داشتن سهم خواهی به علت حضور سالیان دراز در شرکت میشود این گونه که شخص نه راه پیش دارد و نه راه پس به همین دلیل دچار توهمات میشود و چنین و چنان آی مالم و آی حقم میکند القصه از کلیله و دمنه: آورده اند که مردی پارسا بود و بازرگانی که روغن گوسفند و شهد فروختی با او همسایگی داشت و هر روز قدری از بضاعت خویش برای قوت زاهد فرستادی. زاهد چیزی بکار بردی و باقی را در سبویی کردی و طرفی بنهادی. آخر سبو پر شد. روزی در آن مینگریست. اندیشید که اگر شهد و روغن به ده درم بتوانم فروخت و آن را پنج گوسفند خرم، هر پنج بزایند و از نتایج ایشان رمها پیدا آید و مرا استظهاری باشد و زنی از خاندانی بزرگ بخواهم، لاشک پسری آید، نام نیکوش نهم و علم و ادب بیاموزمش و اگر تمردی نماید بدین عصا ادب فرمایم. این فکرت چنان قوی شد که ناگاه عصا برگرفت و از سر غفلت بر سبوی آویخته زد در حال بشکست و شهد و روغن بر روی او فرود آمد...... دوست عزیز آیا این پارسا شبیه شما نیست که ادعای ایمان و نماز و حق و ..... داری و خود را محرم فرض می کنی، اما گر تو فاطمی که بد به حالت در دام
یکی از تجربیات رادین این است در مورد باغ وحش رادین اطاله کلام شده و در باغ وحش هیبت شیر را با پاچه خواری به مدیریت ارشد نسبت داده و ایشان را ...... فرض کرده و بجای شتر، گاو ، پلنگ باقی اعضاء را حشرات فرض نموده و داستان مدیریتی نگاشته به همین دلیل تجربه ای از کلیله و دمنه را برای شما دوست داران تجربه می آورم و .. آورده اند که زاهدی از جهت قربان گوسپندی خرید، در راه قومی بدیدند، طمع کردند و با یکدیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسپند ببرند. پس یک تن از پیش درآمد و گفت: ای شیخ این سگ از کجا میآری. دیگری بدو بگذشت و گفت: شیخ مگر عزم شکار دارد؟ سیم بدو پیوست و گفت: این مرد در کسوهی اهل صلاح است، اما زاهد نمینماید، که زاهد را با سگ صحبت نباشد و دست و جامهی خویش را از او صیانت واجب دارد. از این نسق هر کس چیزی گفت: تاشکی در دل او افتاد و خود را متهم گردانید و گفت: شاید بود که فروشندهی این جادو بوده است و چشم بندی کرده؛ در حال گوسپند بگذاشت و برفت و آن جماعت ببردند.
من یک مدتی در این شرکت کار کردم و واقعا جز بدترین تجربه های زندگیم بود. محیط شرکت به شدت سمیه و مشکل این شرکت فقط مدیر شرکت و خانمشان هست. متاسفانه این آدم درست ****** و به عنوان مدیر یک مجموعه حتی آداب معاشرت بلد نیست و فقط هر از گاهی برای دعوا و مچ گیری به کارمندان سر میزنه و در کمال تعجب حتی به بقیه سلام نمیکنن و طرز تفکرشون به این صورت هست که کارمندان برده ی اون هستن و خیلی از بقیه بالاتر هست. مشکلات شرکت انقدر زیاد هست که وقتی از شرکت بیرون بیاید متوجه میشید چه قدر داغون هستن. همین که شرکتی با این تعداد نیرو هر روز آگهی استخدامشو تمدید میکنه و 20 تا آگهی داره نشون میده که همه نیرو های قدیمی فقط به خاطر تهدید سفته موندن. و متاسفانه الان به جای تغییر رفتارشون اسم شرکتو توی آگهی ها دی رایانه کردند و از بدبختی برای خودشون کامنت خوب میزارند (با غلط املایی) در حالی که حتی توی اون کامنتا هم با مخالفا دعوا دارن و میخوان جواب اونارو بدن نه اینکه مزیتی از شرکت بگند. 1- سیستم شرکت به این صورت هست که شما از همه جا کنترل میشید و تمام بودجه شرکت صرف مانیتور کردن پرسنل استفاده میشه به این صورت که تمام محیط چندین دوربین شنود دار داره که توسط چند نفر کنترل میشه(شما میتونید موبایل داشته باشید ولی خب مثل مدرسه است باید یواشکی استفاده کنید) 2_دسترسی به اینترنت بسته هست و تمام سایتایی که سرچ میکنید باید پاسخگو باشید. 3-خانم ها باید مقنعه سر کنند و پوششون چک میشه.(چون منابع انسانی ******) 4- بابت تمام اشتباهات از حقوقتون کسر میشه. 5- قرارداد بهتون داده نمیشه و با زرنگی میپیچوننتون 6- تا 6 ماه بعد از قطع همکاری تسویه نمیکنن. 7- بابت تمام وسایل(خودکار،کاغذ،دستمال) که به صورت محدود بهتون میدن باید امضا بدید که یه وقت ورشکست نشن. 8- برای فرار از مالیات با همه قرارداد حقوق پایه بسته میشه و اضافی حقوق نقدی داده میشه که این هم از زرنگی شون هست. 9- هر تعطیلی که توی سال دولت اعلام میکنه تعطیل نمیکنن و حتی اضافه کارشم نمیدن. 10- هیچ امکان یادگیری و پیشرفتی نداره. (گول آگهی های کار آموزیشونو نخورید که فقط برای این هست که حقوق کمتری بگیرید وگرنه چیزی برای آموزش وجود نداره) در کل کارکردن با این حقوق کمی که از اینجا میگیرید واقعا ارزش بی احترامی به شخصیتتون را نداره و تمام کامنت های منفی واقعیت هست.
من تجربه کاریم را از شرکت گام الکترونیک به زبان ساده و با بیانی تازه بازنویسی میکنم؛ اما همچنان همان احساسات و نکات اصلی را حفظ میکنم. وقتی وارد شرکت میشوی باید مدت زیادی را برای یادگیری این سیستم اتوماسیون نامهنگاری صرف کنی، طوری که انگار هر درس برابر با هشت واحد است و هیچجای دیگری هیچکدامش به کارت نمیخورد. کار پشتیبانی از این نرمافزار پر از باگ و با منوهای فراوان و نامنظم است؛ الهاتفی و پاسخگویی به تماسهای مشتریها کمتر بهنظر ساده میآید اما واقعا با روالها و قوانین بیسروتهای که هر روز تغییر میکند، تبدیل به یک فرایند پیچیده میشود. برای هر مشکلی که مشتری مطرح میکند، یک دفترچه دویست صفحهای از قوانین وجود دارد که دقیقا باید دنبال شود: به چه کسی ارجاع بدهی، چطور تیکت ثبت کنی، به چه واحدی بدهی و غیره. این روند برای هر مشکل با دیگری فرق دارد و ممکن است ناگهان تغییر کند، اما کسی به ما خبر نمیدهد؛ فقط ناگهان متوجه میشوی که چرا این کار را انجام دادهای و معمولا با تحقیر روبهرو میشوی. خلاصه اینکه باید زمان زیادی را صرف دورههای آموزشی کنی که غالبا هیچ کاربردی در دنیای واقعی ندارد. حقوق هم خیلی کم است. اول میگویند حقوق بهزودی بالا میرود، اما پس از یک ماه آموزشی طولانی و بیفایده، میفهمی که در سه ماه اول هیچ پاداشی به تو تعلق نمیگیرد. یا باید با دو هزار تومان افزایش پرتوانی را بسازی یا با خوشبینی باقی بمانی تا حقوق افزایش پیدا کند؛ اما آن افزایش هم به موارد خاصی بستگی دارد و فقط مدیر از جزییاتش آگاه است. سال بعد وعده میدهند که حقوق را افزایش میدهند، اما هنوز خبری از افزایش نیست. رفتار مدیران بسیار سلیقهای و نامناسب است؛ به کیفیت و مقدار کار افراد توجهی نمیشود و با هرکه بخواهند با احترام رفتار میکنند و به هرکس که نخواهند اذیت میکنند. آموزش کارمندان جدید معمولا به عهده نیروهای موجود میافتد که کارمان را سنگینتر میکند، و از آنجا که اکثر نیروها بعد از مدت کوتاهی اینجا میمانند، همیشه در حال آموزش نفرات جدید هستیم. کار ما ثبات زیادی ندارد و برای پشتیبانی باید در هفته بین یک تا سه روز یا حتی یک ماه پشت هم برای بازدید از سایت مشتری وقت بگذاریم؛ هزینه رفتوآمد با خودمان است و برای برخی کارکنان شرکت آن را کامل پوشش میدهد و برای برخی دیگر نه. اضافهکاری اجباری زیاد است؛ قرارداد کاری از شنبه تا چهارشنبه بین ساعات ۸ تا ۱۷ است، اما پشتیبانی برای مشتری از شنبه تا پنجشنبه ۷ تا ۱۷ است، بنابراین مجبور میشوی ساعات اضافه را اضافهکاری بنامند و از آنجایی که حقوق قرارداد پایین است، این اضافهکاری با همان مبلغ قرارداد محاسبه میشود و مبلغ چندانی نیست. شاید حتی بهعنوان نیروی مقیم یکی از مشتریها هم فرستاده شوی که در این حالت محل کار تغییر میکند، ساعتهای کار و رفتوآمد بیشتر میشود و این تأثیر مستقیمی روی حقوق ندارد. هر سال هنگام عقد قرارداد قول میدادند که آموزش فنی مانند لینوکس میدهند، اما بعد از چند سال میفهمی که باید خودت هزینه کلاس بدهی تا خارج از ساعات کار و با هزینه خودت لینوکس یاد بگیری که شاید بتوانی وارد تیم فنی شوی. فشار مدیریتی بهشدت بیش از حد است و به تیم فشار میآید.
به نظر بنده ایجاد چنین محیطی یک طرفه و غیر قابل دفاع جهت ثبت نظرات در مورد یک سازمان با سابقه بالای 30 سال کار غیر حرفه ای است و حتما نیاز به پیگیری مناسب در مورد چگونگی ایجاد چنین فضایی وجود دارد. چه شماران چه هر شرکت دیگری افراد زیادی می آیند و میروند با طرز فکر های مختلف. معیار ارزیابی اگر متن هایی است که عزیزان چه مثبت چه منفی در این صفحات می نویسند باید کاملا دو طرفه و قابل دفاع برای طرفین باشد. واضح است که دوستانی که اینچنین تخریب می فرمایند هر کدام کارنامه ای در این شرکت ها دارند که اگر مطرح شود حتما نقاط تاریک و روشنی در آنها وجود دارد که خود قابل ارزیابی و تفکر است. شما در حال حاضر در حال خواندن این نظرات هستید در حالی که هیچ شناختی نسبت به شخص نظر دهنده ندارید و یا از کارنامه ایشان در آن شرکت مطلع نیستید. نظر هر انسانی بسیار محترم است اما وقتی ملاک قضاوت قرار میگیرد نباید یکطرفه و غیر قابل دفاع باشد. کوبیدن و تخریب آدم ها پس از خروج از هر سازمانی آسان ترین کاری است که یک شخص میتواند انجام دهد اما آیا خود آن شخص ارزیابی درستی شده است و کارنامه روشنی دارد؟! آیا مدت همکاری او در آن سازمان بدون حاشیه و سالم بوده است؟! آیا کسی دانش و شخصیت شخص محترم نظر دهنده را ارزیابی کرده است که به راحتی میتواند در این فضا متن تخریب بنویسد؟!!! کاش همه ماها یاد بگیریم اگر چیزی مطابق میل ما و تفکرات ما نیست لزومآ نشانه بد بودن آن چیز یا آن شخص نیست! چه این سازمان و چه هر سازمان دیگری که دوست عزیز به راحتی تخریب میفرماید دارای پرسنلی هستند که بالای 3 یا 4 سال است در آن مشغول به کارند. دوست عزیز وقتی دست به قلم میشوی و به راحتی پشت این صفحه بی نام و نشان خودت رو پنهان میکنی و به شدت شخصیت ها و افراد را تخریب میکنی بدان که اگر خودت هم مورد قضاوت قرار بگیری اون چهره پاک و اون شخص حرفه ای که نشون میدهی نیستی!! همونقدر که شما از یک سازمان که یه مدت توش همکاری داشتتید اطلاعات دارید این سازمان هم می تواند شما را قضاوت کند! هر جایی نقاط ضعف و نقاط قوتی دارد که همواره در حال تلاش برای رفع و بهبود آنها است. حال توی این مسیر اخلاق حرفه ای حکم میکند وقتی چیزی رو نمی پسندیم هم مسیر نمیشویم نه اینکه پشت این صفحه قایم شویم و به شدت تخریب کنیم! اگر هدف رشد است با تخریب شخصیت ها و سازمان ها به جایی نمیرسیم. این متن کاملا بدون جهت گیری نوشته شده است. بنده به عنوان یک نفر نظر دهنده نه دفاعی میکنم نه تخریب. بد یا خوب بودن معیاری است که هر انسان باید خودش تجربه کند و مطمینآ همه آدم ها یک جور فکر نمیکنند. همان قدر که برخی اعتقاد دارند نظرات منفیشان درست است همان قدر هم شماران نسبت به این دوستان تجربه ای دارد که اگر مطرح شود شاید حق به شماران هم داده شود. چیزی که یک طرفه مطرح میشود معیار و ملاک درستی نیست!! پیشنهاد من این است که بجای تخریب به فکر آینده خود باشیم و اگر خود را شخصیتی بسیار با ارزش تر از این میبینیم به مسیر خود در راه پیشرفت ادامه دهیم و وقت و انرژی مان را صرف ساختن کنیم نه تخریب. اگر نقدی هست باید جایی مطرح شود که بتوان دفاع طرف مقابل را هم شنید. وقتی این اتفاق بیافتد یعنی همه چیز درست است و قابل ارزیابی و فکر کردن. موفق و سربلند باشید
باسلام من ۲ساله که توی این شرکت مشاورم و توی این مدت هم مطالب زیادی رو یاد گرفتم و هم به خیلیا کمککردم .همیشه حقوقم اول ماه گرفتم.هم روزهای کاری شلوغ داشتم هم خلوت و اروم و به نظرم توی همه کارها یه تایمی شلوغه.هیچوقت هم با همکارام و مشترکینم مشکلی نداشتم چون اولویت مسئولین همیشه حفظ احترام بوده.من تجربه خوبی از کار توی هیوا دارم خداروشکر
حیف از سالهای جوانی که در این شرکت "گاومیش بنیان" تلف بشه. اینا هیچ تعهدی سرشون نمیشه کاملا بیسواد و البته دزد هستند شما با کار کردن تو این شرکت عمر گرانبهای خودتان را تلف میکنید.
اولا انگار سواد درستی هم ندارید که صخره می نویسید:)) همچنین شما که وقتی بر علیه رادین حرف می زنیم آن هم به حق، رگ گردنت باد می کند. معلوم نیست از رادین چه به تو رسیده که اینقدر از آن تعریف می کنی. تویی که عدم توجه به نیازهای دیگران و فقط توجه به منافع شخصی خود را در اولویت داری و اهمیت زیادی به رقابت و پیروزی در مقابل دیگران می دهی معلوم است انقدر حرصت گرفته که نمی فهمی چه می گویی.
جوابیه ای برای افرادی که نام بلند و ارزشمند حضرت علی را به صخره گرفته اند و از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت برای امیال شیطانی میاورند «چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند؛ رب مفْتون بحسْن الْقوْل فیه.» اینکه نمک بخوری و نمکدان بشکنی مضموم و گناه است ای بنده ...... اینکه مستقیما اسم بیاوری و قضاوت کنی گناه است ، اینکه خود را بالاتر و برتر بدانی و دیگران را تحقیر کنی گناه است ، اینکه مانند نامحرم عمل کنی و حرف های خانه را آنهم به دروغ و فریب در بیرون و در سایتها اشاعه دهی گناه است ، انوقت در نماز خانه رادین نماز می خوانی ، اگر حق تو بیشتر است و حقت در رادین خورده شده کتبا به مدیریت بنویس نیاز به سیاه بازی و انتشار شایعه نیست ، اگر جایت تنگ است و تو بالاتری و بیشتری، متخصصی ، میتوانی بگویی که بالاتر از این شرکت هستی و جایی که خریدار خواسته های توست بروی ، چند سال است که از رادین نان برای خانه ات و خانواده ات برده ایی و حقوق گرفته ایی و وام گرفته ای و...... میدانی رادین برایت چه کار کرده و کجا دستت را گرفته ، چگونه است که اینقدر متوقعی و فکر میکنی خونت رنگین است و رادین بدهکار توست ، چرا تهمت جاری می کنی ، کاش بلد بودید و خجالت می کشدید
«ابلیس» در صفوف فرشتگان قرار داشت، هزاران سال پرستش خدا را که کرده بود. او (شیطان) ، معلم فرشتگان بود و طبق آنچه از «خطبه قاصعه در نهج البلاغه» استفاده مى شود، همه این مقامات را به خاطر تکبر و غرور از دست داد، و آن چنان گرفتار تعصب و خودپرستى شد و در جاده لجاجت آن چنان ثابت قدم شد که تصمیم گرفت مسئولیت شرکت در جرم همه ظالمان و گنهکاران از فرزندان آدم را به عنوان یک وسوسه گر، بپذیرد، او چون جای خود را با حضور انسان تنگ دید شروع کرد به فریب دیگران و نعمت خدا را داشت و منعم بود و روبروی خدای عزوجل ایستاد و وعده کرد کاری کند تا جهل فراگیر شود و چشمان ظاهر و باطن انسانهای پذیرنده اش را از کار انداخته واجازه ندهد هیچ حقیقتى را مشاهده کنند، و این انسانها دیوانه وار در راه ظلم و بیدادگرى گام بر دارند و خود را حق ببینند و به حق انسانهای دیگر تعدی کنند و برای مصلحت خود سر حق ها را ببرند و هابیل ها را بکشند،اینان دنیا را با تمام وجود چسبیده اند و فکر می کنند در دنیا خواهند ماند و دنیا سهمشان است ولی سرانجام افراد کینه توز جاهل در بدترین پرتگاه ها ست . على(علیه السلام) در همان «خطبه قاصعه» (خطبه 192 نهج البلاغه) از ابلیس به عنوان «عدو الله»؛ (دشمن خدا) و «امام الْمتعصبیْن و سلف الْمسْتکْبریْن»؛ (پیشواى متعصبان لجوج، و سر سلسله مستکبران) نام برده، مى گوید: «به همین جهت خداوند لباس عزت را از اندام اینگونه افراد روزی بیرون خواهد کرد، و چادر مذلت بر سر آنها خواهد افکند».
من به عنوان کسی که چندین شرکت در این حوزه کار کردم بدون قضاوت میگم... اولا حرمت سفره نگه دارید و همیشه با شرافت زندگی کنید...اونقدر ترسو و بزدل نباشید که بیاید اینجا اینطوری حرف بزنید و آبرو بری کنید..برید تو صندوق انتقادات حرفاتونو بزنید یا به مدیران خیلی صریح بگید...من مطمنم بخش اعظمی از افرادی که اینجا این حرفا رو بر علیه شرکت میزنن همونایی هستن که جلوی مدیران تا کمر خم میشن...توی همین شرکت خیلی از نیرو ها کار بلد نبود الان مهندس خبره شدن... خیلی ها ازدواج کردن...خیلی ها خونه خریدن...ماشین خریدن...لطفا به سطح تخصصتون و سوادتونم نگاه کنید... همین خونه هایی که دوستان ازش به عنوان لونه مرغ یاد کردن بخدا که حتی ۱۰ مترشم نمیتونید اجاره کنید تو اون محل... این شرکت مدیران خوب و با شرافتی مثل مدیر عامل و مدیر فنی داره...تمام خشم و عقده هاتونو درست نیست اینجا خالی میکنید... کار که بهتون یاد میدن...کوتاهی در کاراتونو که چشم پوشی میکنن...با شرافت زندگی کنید همیشه
برای من مسیر آشنایی با فرآیندهای سوپرپایپ و نگاه دقیق به سیستمهای منظم آن واقعا الهامبخش بود. این شرکت با استانداردهای بالا و تمرکز بر کیفیت محصولات، جایگاه ویژهای در صنعت تاسیسات دارد و محیط کار حرفهای و فرصتهای رشد فردی را هم فراهم میکند. از نزدیک با روندها و اصول کاریشان آشنا شدم و تحت تأثیر تعهد کارمندان و ارزشهای شرکت قرار گرفتم. با اینکه در مصاحبه اول موفق به پیوستن نشدم، این تجربه با انگیزهای مضاعف برای بهبود مهارتهایم همراه شد تا در آینده بتوانم عضوی از تیمشان باشم. داشتن هدفی روشن برای پیوستن به مجموعهای با این فرهنگ قوی از نظر من ارزشمند است و به تلاش جدیام برای رسیدن به آن ادامه میدهم. همچنین باور دارم که گاهی انتشار برخی مطالب منفی درباره این شرکت از روی حسادت یا کماطلاعی است و این چیزها را واقعیتهای درباره شرکت نمیدانم.
سالها در سوپرپایپ اینترنشنال کار کردم و در طول این مدت، با مجموعهای از همتیمیها کار کردم که فرهنگ سازمانی بر پایه احترام متقابل و فضایی شاد و پویا بنا شده بود. این شرکت نه تنها برای همکارانش رزومهای قوی میسازد، بلکه کارها به شیوهای تخصصی و حرفهای اجرا میشوند. حقوق و مزایا همواره بهطور بهموقع پرداخت میشد و در تمام سالها حتی یک روز تأخیر در پرداخت وجود نداشت. فرایند جذب و استخدام در این مجموعه با دقت و حرفهای بودن انجام میشد و ورود به چنین سازمان معتبری، مانند بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان، نیازمند طی کردن مراحل مختلف و دقیق است. همسویی نیروهای جدید با فرهنگ سازمانی و هماهنگی آنها با تیمهای موجود در شرکت به خوبی صورت میگرفت. افتخار داشتم در چنین مجموعه بزرگی کار کنم و به این تجربه میبالم. برای کسانی که به دنبال کار در هر سازمانی هستند، توصیه میکنم بررسیهای دقیقتری انجام دهند. به عنوان مثال با افرادی که تجربه کاری واقعی در شرکتهای موردنظر دارند از طریق منابع معتبر مانند لینکدین گفتوگو کنند تا از صحت و سقم مطالب مطمئن شوند.
در اربعین و برای اهانت کننده روزی خور نا عادل ، که متهم کند در خفاء و حکم می دهد در تاریکی ، قطعه ایی از مناجات خواجه عبدالله انصاری را می گذارم شاید بیدار شود و به جای توهین و ارائه ذلت از فرصت این سایت که قطعا مدیران شرکت سری به آن میزنند ، ارائه پیشنهاد دهد و بگوید از آنها چه میخواهد و تشکر می کنم از آنکه پیشنهادات رفاهی نوشت و در ادامه + الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی. الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی،اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی. و دانایی بر نهان انسان بد نهاد ، کینه توز ، الهی تو دوستان را بدشمنان می نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، سعاداتش بر سر دیوان کنی و بفردوس او را میهمان کنی، مجلسش روضهی رضوان کنی، نا خوردن گندم با وی پیمان کنی، و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی، آنکه او را زندان کنی و سالها گریان کنی، جباری تو کار جباران کنی، خداوند تو کار خداوندان کنی، تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی. الهی ای سزای کرم و ای نوازندهی عالم، نه بآخر شادیست نه با یاد تو غم، خصمی و شفیعی و گواهی و حکم.الهی ای دور نظر وای نیکو حضر و ای نیکو کار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سر گشته،ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرندهی هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده. که نا آدمان بجانمان افتاده اند و حسودان بر توهین پافشاری می کنند و نا روزی خوران و خود بزرگ بینان بر طبل دشمنی و تخریب میزنند ، الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی. ،
بجای زیر آب زدن و اشاعه فرهنگ توهین در این سایت و همکار زنی : گفتم مسائل رفاهی را یاد آوری کنیم تا به مدیران و منابع انسانی .... کمک کرده باشیم و یاد بدهیم ، البته که هر شرکتی میتواند برای جبران خدمات همکاران و لطفی نماید البته لطف منظورم بود ، با توجه به بالا بودن هزینههای درمانی، بیمههای تکمیلی هزینههایی که مازاد بر تعرفه بیمههای پایه (تأمین اجتماعی، خدمات درمانی، بیمه نیروهای مسلح و ….) را پوشش میدهند و اهمیت زیادی برای کارکنان و خانواده آنها دارند.. یمه عمر و سرمایه گذاری در واقع یک سرمایه گذاری مطمئن با سود تضمینی است که علاوه بر پرداخت سود علی الحساب به سپرده گذاری، شامل پوششهای بیمهای بسیار زیادی میباشد.... اعطاء وام به کارکنان میتوان از سه راهکاری کلی ، اول استفاده از منابع شرکت، مذاکره با یک بانک، ایجاد صندوق وام در شرکت،ایجاد صندوق مشترک خرید ، مذاکره و امتیاز خرید با تخفیف ، از امور رفاهی دیگر مانند بن کارتهای سفر کارکنان و تورهای مسافرتی و محل اقامت ، ایجاد فضای تماشای گروهی فیلم با یک ساعت مرخصی تشویقی ، استفاده از خدمات تفریحی و ورزشی مانند استخر، پارک آبی، شهربازی، سالنهای ورزشی با تعریف صحیح بودجه و اختصاص شفاف آن بجای رفتارهای غیر شفاف ، کمک هزینه شفاف نهار به اختیار بدون سیاسی بازی ، استفاده صحیح از ابزار مرخصی تشویقی ، اضافه کار تشویقی ،برگزاری دورههای آموزشی و کوچینگ برای همه بدون در نظر گرفتن ملاحضات نا برابرانه ،دعوت از پزشک سازمانی بصورت ماهانه ، اعلامیه تبریک اتفاقات خوب در زندگی کارکنان البته با درنظر گرفتن بودجه برای فرزند آوری ، شاگرد اول شدن فرزند ،عروسی و........ ارسال دسته گل و یا هدیه به محل مراسم برای عروسی و عزا و فرزند ، کمک هزینه تحصیلی برای فرزندان پرسنل با ارائه لوح تقدیر مدیریت ، برگزاری مسابقات ورزشی و مسابقات مجازی و بازیهای رایانه ایی و..... در ساعات تشویقی مرخصی و دیدن هزینه و حضور همگروهی ها در تشویق همکار در ساعت اداری و استفاده از سالنهای ورزشی خارج سازمان با در نظر گرفتن ساعت صبح و عصر همکار ، حمایت عاطفی از خانواده همکاران با برگزاری اردو های خانوادگی و سبد دوره ایی مشخص و مستمر و سبد هدایای مناسبتی با تعریف از پیش ، نظر سنجی از کارکنان بپرسید چگونه از آنها قدردانی کنید و آنها چه دوست دارند ، کانون و کمیته رفاهی کارکنان را با حضور نمایند گان آنان شکل دهید ، روز قدردانی از کارکنان و تشکر از آنها را برای هر سال مشخص کنید و ضوابط پاداش گیران را مکتوب ارائه کنید تا افراد برای آن آماده شوند . تعطیلات تابستانی داشته باشید و مرخصی کارکنان را هدف قرار ندهید ، باداشهای دوره ایی و شش ماهه و سالانه خارج از ضوابط اداره کار در نظر بگیرید ، گردونه شانس در شرکت قرار دهید و اجازه بدهید هفتگی همکاران یک گروه به قید قرعه آن را بچرخانند و جایزه ارزشمند در آنها قرار دهید ،جشن تولد همکاران را در ماه روز (یک روز در ماه یک ساعت )جشن بگیرید و بصورت پیامک پیام تولد ارسال کنید ، خلاقیت را تشویق کنید و صندوق پیشنهادات خلاقانه در حافظ راه اندازی کنید و اعضای کمیته انتخاب را مشخص کنید و خلاقیتهای کاربردی را پاس بدارید ،جلسات ماهانه مدیریت و منابع انسانی را در پایان هر ماه برای کارکنان برگزار کنید و مدیریت مواردی را که میتواند انجام دهد شفاف کند ، مسیر موفقیت و رشد هر فرد را در هر گروه ترسیم کنید انوقت انتظار داشته باشید که آنها به دنبال فرصت های شغلی در جای دیگری نباشند. البته اینها را کیا می نویسد، اشتباه بود ، اینها را چه کسانی می نویسند مهمتر است
در جواب همکار عزیز تجربیاتی که چوب حراج به شرکت رادین و سالها توسعه و مهارت و تخصصش زده ، نان حلال از رادین میبرد و در کمال آرامش میل میکند و در مورد سواد نگارنده لفاظی کرده (( اولا انگار سواد درستی هم ندارید که صخره می نویسید:)) صخره به معنای سنگ بلند نوشته ، حکاکی بر روی سنگ آست و سخره معنای به بیگاری گرفتن ، بی مزد از کسی کار کشیدن ، البته در زبان عوام به اشتباه به معنای مسخره کردن استفاده می شود در حالیکه سخره کردن معنای استهزاء می دهد. و قس علی هذا ، البته امیدوارم به ادبیات شما در گروه آموزشی تجربیات رادین کمک کرده باشم ، راستی به نظر شما معنی کلمه خائن ، روزی خور بد عهد چیست و املای کلمه درست است؟
شرکت رادین نماز خانه ایی کوچک دارد و هر روز بین 10 الی 15 نفر در آن نماز جماعت می خوانند ، و در آن باید شناخت نماز نما ها و نماز دلها را ، البته افرادی هم تنها نماز می خوانند، برخی هم در نماز خانه می خوابند ، برخی هم بارها در کنار نماز خانه سیگار می کشند و چای می نوشند و عده ایی در بیرون شرکت دنبال قهوه هستند و ..... ، در قرآن که محمد (ص) از سوی خدا به ارمغان آورد ، طرافداران راستی را از این گروه ها بر حذر نموده از منافقین ، از قاسطین آز مارقین و از ناکثین (قاسطین، ناکثین، مارقین. همان هایی بودند که جنگ جمل را راه انداختند) که به نام پیامبر بر علی دروغ بستند و دورو ، بودند، همان هایی که قرآن سر نیزه کردند و خورشید را سر شکافتند ، انها همان هایی بودند که روز بر جهد سجده و ساخت مسجد و همراهی اسلام دست بلند می کردند و شب بر سر تحقیر اسلام و برای شکست آن نقشه می کشیدن ، آنها همان هایی بودند که از سفره اسلام روزی خدا میخوردند و در مورد حلال و حرام فتوا می دادند ، آنها کسانی بودند که سالیان سال اسلام داشتند و حتی در مورد ادیان دیگر تحقیق نکرده و جز کفر تجربه نداشتند و خود را قاضی می دانستند ، آنها جرات سخن در مسجد و در میان جمع نداشتند ، شبنامه نوشته و علی ها را از قفا میزدند ، آنها مردان زنانه پوش پوشیه اندازی بودند که می ترسیدند چهره آنها دیده شود. آنها از بیت المال مسلمین هزینه می کردند و دیواره دو رویی می نگاشتند، و ای وای بر روزی خور ريا ، منافق ، دورو که خنجر از پشت می زند ، وای بر عالم، متخصص، مدعی بی عمل که خودش می داند چه مقدار کار می کند و در مورد حلال و حرام روزی دیگران سخن میگوید ، تنفر برای آنانی است پول می گیرند و معامله می کنند و قرا داد امضا میکنند و میگویند ما به اندازه دریافتی خود کار می کنیم و به بطالت وقت می گذرانند و راضی هستند و خود را مسلمان می دانند، آری مارقین ، ناکثین ، فاسدین ، منافقین و قاتلان حضرت ابا عبدالله هم نماز می خواندند و همه تصویر وجاهت و حق یدک میکشیدند ، مواظب باشید تاریخ شما را جای درست قرار دهد ، چون دنیا آینه است ، هرچه کنید روزی شما را در برگرفته و باز تابش بسوی شما خواهد بود .انشاالله
دیدم در مورد کلیله و دمنه نوشته شده گفتم یاد کنیم از قلعه حیوانات : داستان با توصیف شبی شروع میشود که خوکی به نام میجر پیر (به انگلیسی: Old Major) حیوانات را جمع کرده و از ظلمی که انسان بر حیوانات روا داشته برای آنان سخن میگوید و حیوانات را به شورش علیه انسان دعوت میکند. وی سپس یک سرود قدیمی به نام جانوران انگلستان را به آنان یاد میدهد که بعدا به سرودی انقلابی در بین حیوانات مزرعه تبدیل میشود. پس از چندی حیوانات در پی شورشی مالک مزرعه به نام آقای جونز را از مزرعه بیرون کرده و خود اداره آن را به دست میگیرند. پس از این انقلاب حیوانی، خوکها (که از هوش بالاتری نسبت به سایر حیوانات برخوردارند) نقش رهبری حیوانات مزرعه را به دست میگیرند. اما پس از چندی در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام میگیرد؛ ناپلئون که یکی از دو خوک پرنفوذ مزرعه است با استفاده از سگهای درندهای که مخفیانه تربیت کرده بود، اسنوبال، دیگر خوک پرنفوذ مزرعه، را فراری داده و خود به رهبر بلامنازع مزرعه تبدیل میشود. پس از آن اسنوبال عامل جونز معرفی شده و تمام اتفاقات بد و خرابکاریهایی که در مزرعه صورت میگیرد به وی یا عوامل او در داخل مزرعه نسبت داده میشود و به فرمان ناپلئون عده زیادی از حیوانات به جرم همکاری با اسنوبال توسط سگها اعدام میشوند. در ادامه داستان، خوکها بهتدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا میگذارند. قانون اساسی حیوانات معروف به «هفت فرمان» به تدریج محو و تحریف میشود، خواندن سرود جانوران انگلستان قدغن میگردد، حیوانات با غذای روزانه کم مجبور به کار زیاد میشوند، در حالی که خوکها فقط فرمانروایی میکنند و غذای زیادی میخورند و از تمام امکانات رفاهی استفاده میکنند و حتی یاد میگیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسانها معامله کنند. از جمله برنامههای ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اسنوبال طرحریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمیخیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی میگیرد اما به دلیل بیکفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمیرود. در پایان، ساخته شدن این آسیاب، که با فداکاریها و زجر و تحمل فراوان حیوانات مزرعه امکانپذیر میشود، نه تنها به بهبود وضعیت زندگی حیوانات منجر نمیشود، که خود به اسبابی برای بهرهکشی بیشتر از حیوانات بدل میگردد... خوب بس است برید کتاب رو خودتون مطالعه کنید ...
یکی از مجموعه های دانش و حکمت به نام کتاب کلیله و دمنه میباشد که توسط مردمان خردمند قدیم« به هرگونه زبانی» جمع آوری شده است. کتاب کلیله حکمت عملی و آداب زندگی و زبان را می آموزد و در تکمیل حکایت شیر و سوسک ..... .شیر مورچه را اخراج نمود ، این شیر رو ، این مورچه ، و این اخراج ، چند مورد در شرکت اتفاق افتاده که شما خبر داری ما خبر نداریم . لطفا مستند ارائه کنید ..... وگرنه با این مطالب که در تجربه باغ وحش رادین وجود داره ، الان باید شرکت خالی از سکنه باشه و لی ما شاا.... بیش از 115 عزیز سر سفره شرم روزی میل می کنند و متاسفانه کارشان شده # (زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود....) و صد البته اگر به واحد های تخصصی نیم نگاهی بکنیم مثلا سیستم سازی و یا ..... معلوم است چند نفر سر کار هستند البته به ما و شما حسود چه ، پولش را سرمایه گذار می دهد ، شما چرا ناراحتی ، مگر نانش را تو به او داده ایی بخیل ، بذار افراد بیشتر سرکار بیایند و بیکاری در جامعه کمتر شود ، جوانها تازه فارغ التحصیل شده برق و مکانیک وکامپیوتر و صنایع وعمران ومعماری وحسابدارو.....بیایند و مهارت کسب کنند و به عدالت نان بخورند، ضمنا برای دیدن مورچها بهتر است سری بزنید به کارخانه ها .... ، عزیزم ، زالو ها هستند که یکجا چسبیده و جایی نمی روند ، اگر خیلی مورچه متعهد و کار آمد، کار آشنایی هستی و در کلونی های دیگر درآمد بیشتری داری ، خوب جاهای بهتر از رادین هست و تو میشناسی .... حتما شما مورچه صبوری هستی... و این قسمت را از مطلب موچه کارگر به عاریه زینت بخش می کنم (واقعا این هست حکایت این روزهای شرکت رادین با تاسف ، باغ وحش رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....)
اندر حکایت در مورد باغ وحش رادین و بازار تجربیات که بسیار است ، لیکن بهترین پیام را مهمان باشید ازکلیله و دمنه که احوال روزگار رادین را نصر ا... منشی قلم زده قورباغهای در همسایگی ماری لانه داشت، هرگاه قورباغه بچهای به دنیا میآورد، مار آمدی و بخوردی. قورباغه با خرچنگی دوست بود. به پیش خرچنگ رفت و گفت: ای برادر! تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی بی رحم است. نه در برابرش مقاومت میتوانم کرد و نه توان مهاجرت دارم، چرا که اینجا مکانی است خرم و زیبا، در نهایت آسایش. خرچنگ گفت: قوی پنجگان توانا را جز با مکر نتوان شکست داد. در این اطراف راسویی زندگی میکند، چند ماهی بگیر و بکش و از جلوی خانهی راسو تا لانهی مار بیفکن، راسو یکی یکی میخورد و چون به مار رسد او را هم میبلعد و تو را از رنج میرهاند. قورباغه با این حیله مار را هلاک کرد. چند روزی بگذشت، راسو دوباره هوس ماهی کرد، بار دیگر به دنبال ماهی در آن مسیر راهی شد، پس قورباغه و همهی بچه هایش را خورد. این افسانه گفته شد تا بدانیم که حیله و مکر بسیار بر خلق خدا موجب هلاکت است. البته در انتها برای اینکه این سایت هم آموزش داشته باشد بدانیم که که کلیله و دمنه کتابی است که در قرن ششم نوشته شده و اصول و قوانین حکومتی و اخلاقی را توأمان در قالب حکایت تبیین کرده است. این اثر علاوه بر جنبه های ادبی، آموزه های اخلاقی و مدیریتی بی شماری دارد. نصرا.... منشی به بسیاری از اصول اخلاق مدیریتی اشاره کرده است که با بررسی و به کارگیری آن می توان بسیار استفاده کرد. از میان این اصول اخلاقی- مدیریتی، ده اصل بسیار چشم نواز است.
در تجربیات و توهمات برای رسیدن به مقاصدی و داشتن سهم خواهی به علت حضور سالیان دراز در شرکت میشود این گونه که شخص نه راه پیش دارد و نه راه پس به همین دلیل دچار توهمات میشود و چنین و چنان آی مالم و آی حقم میکند القصه از کلیله و دمنه: آورده اند که مردی پارسا بود و بازرگانی که روغن گوسفند و شهد فروختی با او همسایگی داشت و هر روز قدری از بضاعت خویش برای قوت زاهد فرستادی. زاهد چیزی بکار بردی و باقی را در سبویی کردی و طرفی بنهادی. آخر سبو پر شد. روزی در آن مینگریست. اندیشید که اگر شهد و روغن به ده درم بتوانم فروخت و آن را پنج گوسفند خرم، هر پنج بزایند و از نتایج ایشان رمها پیدا آید و مرا استظهاری باشد و زنی از خاندانی بزرگ بخواهم، لاشک پسری آید، نام نیکوش نهم و علم و ادب بیاموزمش و اگر تمردی نماید بدین عصا ادب فرمایم. این فکرت چنان قوی شد که ناگاه عصا برگرفت و از سر غفلت بر سبوی آویخته زد در حال بشکست و شهد و روغن بر روی او فرود آمد...... دوست عزیز آیا این پارسا شبیه شما نیست که ادعای ایمان و نماز و حق و ..... داری و خود را محرم فرض می کنی، اما گر تو فاطمی که بد به حالت در دام
یکی از تجربیات رادین این است در مورد باغ وحش رادین اطاله کلام شده و در باغ وحش هیبت شیر را با پاچه خواری به مدیریت ارشد نسبت داده و ایشان را ...... فرض کرده و بجای شتر، گاو ، پلنگ باقی اعضاء را حشرات فرض نموده و داستان مدیریتی نگاشته به همین دلیل تجربه ای از کلیله و دمنه را برای شما دوست داران تجربه می آورم و .. آورده اند که زاهدی از جهت قربان گوسپندی خرید، در راه قومی بدیدند، طمع کردند و با یکدیگر قرار دادند که او را بفریبند و گوسپند ببرند. پس یک تن از پیش درآمد و گفت: ای شیخ این سگ از کجا میآری. دیگری بدو بگذشت و گفت: شیخ مگر عزم شکار دارد؟ سیم بدو پیوست و گفت: این مرد در کسوهی اهل صلاح است، اما زاهد نمینماید، که زاهد را با سگ صحبت نباشد و دست و جامهی خویش را از او صیانت واجب دارد. از این نسق هر کس چیزی گفت: تاشکی در دل او افتاد و خود را متهم گردانید و گفت: شاید بود که فروشندهی این جادو بوده است و چشم بندی کرده؛ در حال گوسپند بگذاشت و برفت و آن جماعت ببردند.
من یک مدتی در این شرکت کار کردم و واقعا جز بدترین تجربه های زندگیم بود. محیط شرکت به شدت سمیه و مشکل این شرکت فقط مدیر شرکت و خانمشان هست. متاسفانه این آدم درست ****** و به عنوان مدیر یک مجموعه حتی آداب معاشرت بلد نیست و فقط هر از گاهی برای دعوا و مچ گیری به کارمندان سر میزنه و در کمال تعجب حتی به بقیه سلام نمیکنن و طرز تفکرشون به این صورت هست که کارمندان برده ی اون هستن و خیلی از بقیه بالاتر هست. مشکلات شرکت انقدر زیاد هست که وقتی از شرکت بیرون بیاید متوجه میشید چه قدر داغون هستن. همین که شرکتی با این تعداد نیرو هر روز آگهی استخدامشو تمدید میکنه و 20 تا آگهی داره نشون میده که همه نیرو های قدیمی فقط به خاطر تهدید سفته موندن. و متاسفانه الان به جای تغییر رفتارشون اسم شرکتو توی آگهی ها دی رایانه کردند و از بدبختی برای خودشون کامنت خوب میزارند (با غلط املایی) در حالی که حتی توی اون کامنتا هم با مخالفا دعوا دارن و میخوان جواب اونارو بدن نه اینکه مزیتی از شرکت بگند. 1- سیستم شرکت به این صورت هست که شما از همه جا کنترل میشید و تمام بودجه شرکت صرف مانیتور کردن پرسنل استفاده میشه به این صورت که تمام محیط چندین دوربین شنود دار داره که توسط چند نفر کنترل میشه(شما میتونید موبایل داشته باشید ولی خب مثل مدرسه است باید یواشکی استفاده کنید) 2_دسترسی به اینترنت بسته هست و تمام سایتایی که سرچ میکنید باید پاسخگو باشید. 3-خانم ها باید مقنعه سر کنند و پوششون چک میشه.(چون منابع انسانی ******) 4- بابت تمام اشتباهات از حقوقتون کسر میشه. 5- قرارداد بهتون داده نمیشه و با زرنگی میپیچوننتون 6- تا 6 ماه بعد از قطع همکاری تسویه نمیکنن. 7- بابت تمام وسایل(خودکار،کاغذ،دستمال) که به صورت محدود بهتون میدن باید امضا بدید که یه وقت ورشکست نشن. 8- برای فرار از مالیات با همه قرارداد حقوق پایه بسته میشه و اضافی حقوق نقدی داده میشه که این هم از زرنگی شون هست. 9- هر تعطیلی که توی سال دولت اعلام میکنه تعطیل نمیکنن و حتی اضافه کارشم نمیدن. 10- هیچ امکان یادگیری و پیشرفتی نداره. (گول آگهی های کار آموزیشونو نخورید که فقط برای این هست که حقوق کمتری بگیرید وگرنه چیزی برای آموزش وجود نداره) در کل کارکردن با این حقوق کمی که از اینجا میگیرید واقعا ارزش بی احترامی به شخصیتتون را نداره و تمام کامنت های منفی واقعیت هست.
من تجربه کاریم را از شرکت گام الکترونیک به زبان ساده و با بیانی تازه بازنویسی میکنم؛ اما همچنان همان احساسات و نکات اصلی را حفظ میکنم. وقتی وارد شرکت میشوی باید مدت زیادی را برای یادگیری این سیستم اتوماسیون نامهنگاری صرف کنی، طوری که انگار هر درس برابر با هشت واحد است و هیچجای دیگری هیچکدامش به کارت نمیخورد. کار پشتیبانی از این نرمافزار پر از باگ و با منوهای فراوان و نامنظم است؛ الهاتفی و پاسخگویی به تماسهای مشتریها کمتر بهنظر ساده میآید اما واقعا با روالها و قوانین بیسروتهای که هر روز تغییر میکند، تبدیل به یک فرایند پیچیده میشود. برای هر مشکلی که مشتری مطرح میکند، یک دفترچه دویست صفحهای از قوانین وجود دارد که دقیقا باید دنبال شود: به چه کسی ارجاع بدهی، چطور تیکت ثبت کنی، به چه واحدی بدهی و غیره. این روند برای هر مشکل با دیگری فرق دارد و ممکن است ناگهان تغییر کند، اما کسی به ما خبر نمیدهد؛ فقط ناگهان متوجه میشوی که چرا این کار را انجام دادهای و معمولا با تحقیر روبهرو میشوی. خلاصه اینکه باید زمان زیادی را صرف دورههای آموزشی کنی که غالبا هیچ کاربردی در دنیای واقعی ندارد. حقوق هم خیلی کم است. اول میگویند حقوق بهزودی بالا میرود، اما پس از یک ماه آموزشی طولانی و بیفایده، میفهمی که در سه ماه اول هیچ پاداشی به تو تعلق نمیگیرد. یا باید با دو هزار تومان افزایش پرتوانی را بسازی یا با خوشبینی باقی بمانی تا حقوق افزایش پیدا کند؛ اما آن افزایش هم به موارد خاصی بستگی دارد و فقط مدیر از جزییاتش آگاه است. سال بعد وعده میدهند که حقوق را افزایش میدهند، اما هنوز خبری از افزایش نیست. رفتار مدیران بسیار سلیقهای و نامناسب است؛ به کیفیت و مقدار کار افراد توجهی نمیشود و با هرکه بخواهند با احترام رفتار میکنند و به هرکس که نخواهند اذیت میکنند. آموزش کارمندان جدید معمولا به عهده نیروهای موجود میافتد که کارمان را سنگینتر میکند، و از آنجا که اکثر نیروها بعد از مدت کوتاهی اینجا میمانند، همیشه در حال آموزش نفرات جدید هستیم. کار ما ثبات زیادی ندارد و برای پشتیبانی باید در هفته بین یک تا سه روز یا حتی یک ماه پشت هم برای بازدید از سایت مشتری وقت بگذاریم؛ هزینه رفتوآمد با خودمان است و برای برخی کارکنان شرکت آن را کامل پوشش میدهد و برای برخی دیگر نه. اضافهکاری اجباری زیاد است؛ قرارداد کاری از شنبه تا چهارشنبه بین ساعات ۸ تا ۱۷ است، اما پشتیبانی برای مشتری از شنبه تا پنجشنبه ۷ تا ۱۷ است، بنابراین مجبور میشوی ساعات اضافه را اضافهکاری بنامند و از آنجایی که حقوق قرارداد پایین است، این اضافهکاری با همان مبلغ قرارداد محاسبه میشود و مبلغ چندانی نیست. شاید حتی بهعنوان نیروی مقیم یکی از مشتریها هم فرستاده شوی که در این حالت محل کار تغییر میکند، ساعتهای کار و رفتوآمد بیشتر میشود و این تأثیر مستقیمی روی حقوق ندارد. هر سال هنگام عقد قرارداد قول میدادند که آموزش فنی مانند لینوکس میدهند، اما بعد از چند سال میفهمی که باید خودت هزینه کلاس بدهی تا خارج از ساعات کار و با هزینه خودت لینوکس یاد بگیری که شاید بتوانی وارد تیم فنی شوی. فشار مدیریتی بهشدت بیش از حد است و به تیم فشار میآید.
به نظر بنده ایجاد چنین محیطی یک طرفه و غیر قابل دفاع جهت ثبت نظرات در مورد یک سازمان با سابقه بالای 30 سال کار غیر حرفه ای است و حتما نیاز به پیگیری مناسب در مورد چگونگی ایجاد چنین فضایی وجود دارد. چه شماران چه هر شرکت دیگری افراد زیادی می آیند و میروند با طرز فکر های مختلف. معیار ارزیابی اگر متن هایی است که عزیزان چه مثبت چه منفی در این صفحات می نویسند باید کاملا دو طرفه و قابل دفاع برای طرفین باشد. واضح است که دوستانی که اینچنین تخریب می فرمایند هر کدام کارنامه ای در این شرکت ها دارند که اگر مطرح شود حتما نقاط تاریک و روشنی در آنها وجود دارد که خود قابل ارزیابی و تفکر است. شما در حال حاضر در حال خواندن این نظرات هستید در حالی که هیچ شناختی نسبت به شخص نظر دهنده ندارید و یا از کارنامه ایشان در آن شرکت مطلع نیستید. نظر هر انسانی بسیار محترم است اما وقتی ملاک قضاوت قرار میگیرد نباید یکطرفه و غیر قابل دفاع باشد. کوبیدن و تخریب آدم ها پس از خروج از هر سازمانی آسان ترین کاری است که یک شخص میتواند انجام دهد اما آیا خود آن شخص ارزیابی درستی شده است و کارنامه روشنی دارد؟! آیا مدت همکاری او در آن سازمان بدون حاشیه و سالم بوده است؟! آیا کسی دانش و شخصیت شخص محترم نظر دهنده را ارزیابی کرده است که به راحتی میتواند در این فضا متن تخریب بنویسد؟!!! کاش همه ماها یاد بگیریم اگر چیزی مطابق میل ما و تفکرات ما نیست لزومآ نشانه بد بودن آن چیز یا آن شخص نیست! چه این سازمان و چه هر سازمان دیگری که دوست عزیز به راحتی تخریب میفرماید دارای پرسنلی هستند که بالای 3 یا 4 سال است در آن مشغول به کارند. دوست عزیز وقتی دست به قلم میشوی و به راحتی پشت این صفحه بی نام و نشان خودت رو پنهان میکنی و به شدت شخصیت ها و افراد را تخریب میکنی بدان که اگر خودت هم مورد قضاوت قرار بگیری اون چهره پاک و اون شخص حرفه ای که نشون میدهی نیستی!! همونقدر که شما از یک سازمان که یه مدت توش همکاری داشتتید اطلاعات دارید این سازمان هم می تواند شما را قضاوت کند! هر جایی نقاط ضعف و نقاط قوتی دارد که همواره در حال تلاش برای رفع و بهبود آنها است. حال توی این مسیر اخلاق حرفه ای حکم میکند وقتی چیزی رو نمی پسندیم هم مسیر نمیشویم نه اینکه پشت این صفحه قایم شویم و به شدت تخریب کنیم! اگر هدف رشد است با تخریب شخصیت ها و سازمان ها به جایی نمیرسیم. این متن کاملا بدون جهت گیری نوشته شده است. بنده به عنوان یک نفر نظر دهنده نه دفاعی میکنم نه تخریب. بد یا خوب بودن معیاری است که هر انسان باید خودش تجربه کند و مطمینآ همه آدم ها یک جور فکر نمیکنند. همان قدر که برخی اعتقاد دارند نظرات منفیشان درست است همان قدر هم شماران نسبت به این دوستان تجربه ای دارد که اگر مطرح شود شاید حق به شماران هم داده شود. چیزی که یک طرفه مطرح میشود معیار و ملاک درستی نیست!! پیشنهاد من این است که بجای تخریب به فکر آینده خود باشیم و اگر خود را شخصیتی بسیار با ارزش تر از این میبینیم به مسیر خود در راه پیشرفت ادامه دهیم و وقت و انرژی مان را صرف ساختن کنیم نه تخریب. اگر نقدی هست باید جایی مطرح شود که بتوان دفاع طرف مقابل را هم شنید. وقتی این اتفاق بیافتد یعنی همه چیز درست است و قابل ارزیابی و فکر کردن. موفق و سربلند باشید
باسلام من ۲ساله که توی این شرکت مشاورم و توی این مدت هم مطالب زیادی رو یاد گرفتم و هم به خیلیا کمککردم .همیشه حقوقم اول ماه گرفتم.هم روزهای کاری شلوغ داشتم هم خلوت و اروم و به نظرم توی همه کارها یه تایمی شلوغه.هیچوقت هم با همکارام و مشترکینم مشکلی نداشتم چون اولویت مسئولین همیشه حفظ احترام بوده.من تجربه خوبی از کار توی هیوا دارم خداروشکر
حیف از سالهای جوانی که در این شرکت "گاومیش بنیان" تلف بشه. اینا هیچ تعهدی سرشون نمیشه کاملا بیسواد و البته دزد هستند شما با کار کردن تو این شرکت عمر گرانبهای خودتان را تلف میکنید.
اولا انگار سواد درستی هم ندارید که صخره می نویسید:)) همچنین شما که وقتی بر علیه رادین حرف می زنیم آن هم به حق، رگ گردنت باد می کند. معلوم نیست از رادین چه به تو رسیده که اینقدر از آن تعریف می کنی. تویی که عدم توجه به نیازهای دیگران و فقط توجه به منافع شخصی خود را در اولویت داری و اهمیت زیادی به رقابت و پیروزی در مقابل دیگران می دهی معلوم است انقدر حرصت گرفته که نمی فهمی چه می گویی.
جوابیه ای برای افرادی که نام بلند و ارزشمند حضرت علی را به صخره گرفته اند و از امیرالمؤمنین علیهالسلام روایت برای امیال شیطانی میاورند «چه بسا کسانى که با ستایش دیگران فریب خوردند؛ رب مفْتون بحسْن الْقوْل فیه.» اینکه نمک بخوری و نمکدان بشکنی مضموم و گناه است ای بنده ...... اینکه مستقیما اسم بیاوری و قضاوت کنی گناه است ، اینکه خود را بالاتر و برتر بدانی و دیگران را تحقیر کنی گناه است ، اینکه مانند نامحرم عمل کنی و حرف های خانه را آنهم به دروغ و فریب در بیرون و در سایتها اشاعه دهی گناه است ، انوقت در نماز خانه رادین نماز می خوانی ، اگر حق تو بیشتر است و حقت در رادین خورده شده کتبا به مدیریت بنویس نیاز به سیاه بازی و انتشار شایعه نیست ، اگر جایت تنگ است و تو بالاتری و بیشتری، متخصصی ، میتوانی بگویی که بالاتر از این شرکت هستی و جایی که خریدار خواسته های توست بروی ، چند سال است که از رادین نان برای خانه ات و خانواده ات برده ایی و حقوق گرفته ایی و وام گرفته ای و...... میدانی رادین برایت چه کار کرده و کجا دستت را گرفته ، چگونه است که اینقدر متوقعی و فکر میکنی خونت رنگین است و رادین بدهکار توست ، چرا تهمت جاری می کنی ، کاش بلد بودید و خجالت می کشدید
«ابلیس» در صفوف فرشتگان قرار داشت، هزاران سال پرستش خدا را که کرده بود. او (شیطان) ، معلم فرشتگان بود و طبق آنچه از «خطبه قاصعه در نهج البلاغه» استفاده مى شود، همه این مقامات را به خاطر تکبر و غرور از دست داد، و آن چنان گرفتار تعصب و خودپرستى شد و در جاده لجاجت آن چنان ثابت قدم شد که تصمیم گرفت مسئولیت شرکت در جرم همه ظالمان و گنهکاران از فرزندان آدم را به عنوان یک وسوسه گر، بپذیرد، او چون جای خود را با حضور انسان تنگ دید شروع کرد به فریب دیگران و نعمت خدا را داشت و منعم بود و روبروی خدای عزوجل ایستاد و وعده کرد کاری کند تا جهل فراگیر شود و چشمان ظاهر و باطن انسانهای پذیرنده اش را از کار انداخته واجازه ندهد هیچ حقیقتى را مشاهده کنند، و این انسانها دیوانه وار در راه ظلم و بیدادگرى گام بر دارند و خود را حق ببینند و به حق انسانهای دیگر تعدی کنند و برای مصلحت خود سر حق ها را ببرند و هابیل ها را بکشند،اینان دنیا را با تمام وجود چسبیده اند و فکر می کنند در دنیا خواهند ماند و دنیا سهمشان است ولی سرانجام افراد کینه توز جاهل در بدترین پرتگاه ها ست . على(علیه السلام) در همان «خطبه قاصعه» (خطبه 192 نهج البلاغه) از ابلیس به عنوان «عدو الله»؛ (دشمن خدا) و «امام الْمتعصبیْن و سلف الْمسْتکْبریْن»؛ (پیشواى متعصبان لجوج، و سر سلسله مستکبران) نام برده، مى گوید: «به همین جهت خداوند لباس عزت را از اندام اینگونه افراد روزی بیرون خواهد کرد، و چادر مذلت بر سر آنها خواهد افکند».