پس از شش سال حضورم در راتین و شرکتهای زیرمجموعه، به عنوان مدیر فنی و گاهی هم دولوپر فعالیت دارم. فضای کار بسیار دوستانه است و به سرعت میفهمی که همکاران به دوستان صمیمی تبدیل میشوند. پرداخت حقوق به صورت منظم انجام میشود و امکان استفاده از بیمه تکمیلی هم وجود دارد. ساعات کاری شناور است و به طور کلی از شنبه تا چهارشنبه در دفتر حضور داریم و پنجشنبهها تعطیل است. طی این سالها افراد زیادی با ورود به راتین شبکهسازی کردند و تجربههای کاریشان را افزایش دادند و در نهایت با دست پر به مسیرهای دیگر رفتند تا پیشرفت کنند. اگر دنبال فضایی آرام با سطح استرس پایین هستید، تجربه کار در راتین را برای مدت کوتاهی هم که شده به شما توصیه میکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با وجود نزدیک به دو سال حضور تماموقتم در راتین بهعنوان مسئول محتوا، پیشتر هم بهصورت فریلنس با این تیم همکاری داشتم، تجربهای که با وجود سیر صعودی، برایم پر از یادگیری بود. یکی از نکات کلیدی که برای من در راتین ملموس بود، فرصتهای رشد و امکان یادگیری مداوم است؛ همواره از پیشرفت و گسترش دانش استقبال میشود. فضای کار صمیمی و آزادی نسبی در بیان ایدهها، بدون هیچ اجبار یا رفتار تحمیلکننده، در کنار حفظ فرهنگ سازمانی و رعایت اصول اخلاقی، راتین را به مجموعهای قابل اعتماد و دلنشین تبدیل کرده است. پیگیری فرایندمحوری و دانشمحور بودن سازمان، همراه با بهرهگیری از مدیریت پروژه و روشهای نتیجهمحور، شفافیت کاری و شفافیت سازمانی را در همه سطوح تقویت میکند. هر چند تجربهکاری من در تهران و مشهد، به مرور زمان و با سالهای حضور متعدد تکمیل شده، اما در کل باور دارم راتین جای خوبی برای کار است. در این شرکت هیچوقت قرار نیست زندگی فدای کار شود و حفظ تعادل بین کار و زندگی برایم اولویت است.
به عنوان کارمند این شرکت، محیط کار با مدیر عامل عالیدوست و خوشاخلاق واقعا تجربهای مثبت بود و از همکاری با ایشان رضایت داشتم. فضای کار جمعی و صمیمی است و همگی برای پیشبرد وظایف به همدیگر کمک میکنند تا کارها به خوبی انجام شود.
فکر میکنم به اندازه کافی دوستان از بدیا اونجا گفتن بعضیاش هم غلط نیس ولی بیشتر از رو عقده و حرص نوشته شده که به شدت تاکید هم داشتن که ****** و...حالا من با این آدم اصلا برخوردی نداشتم که بگم راست میگن یا دروغ، ولی خیلی پسرایی که اونجا بودن و بعضیاشونم رفتن الان اومدن اینجا برای عقده گشایی خودشونم دسته کمی نداشتن. حالا همه از مدیریت نالیدن که خوب تا جایی من میدونم بعضیاش درسته حالا من میخوام یه ذره از همکارای سمی اونجا یه ذره حرف بزنم من به مدت شش ماه برای تابان برنامه نویسی میکردم و واقعا از همکارهای پسری که داشتم راضی نبودم جو به شدت سمی و خاله زنک بازی !!!! سه تا کله پوک بودن اونجا از افتخاراتشون مست رانندگی کردن تو جاده لواسان با ال نود باباشون بوده یکیشون هم می با افتخار میگفت من گل میکشمو ماشروم میزنم نفر سوم اکیپشونم که یه پخمه تمام عیار بود خودش دانشگاه غیر انتفاعی که بدون کنکور و با دیپلم کارو دانش دانشجو ثبت نام میکنه درس میخوند سه ساله هنوز یه کاردانی هم نگرفته بدبخت ! بعد به منی که هنرستان فنی حرفه ای درس خوندم و رشته ام کامپیوتر بوده جلوی دخترای شرکت یه جوری عنوان میکرد که منو تخریب کنه حالا خودش هر سوال راجب این زبان و اون تکنولوژی داشت از من میپرسید!!! چون من هم از نظر ظاهری و هم شخصیتی از اونا یه سرو گردن بالاتر بودم برای همین همه پسرای اون شرکت به خونه من تشنه بودن همه اشون منم زیاد با کسی اونجا دمخور نمیشدم که حسادتشون بیشتر تحریک نشه برای همین همه فکر میکردن من خیلی ها مغرورم یا خودمو میگیرم این چیزا همش از ضعف مدیریته به نظر من چون هیچ جایی من ندیدم نیروی خیلی کمسن رو استخدام کنن چون نیرو کمسن و سال حاشیه زیاد داره و فوق العاده بی تجربه و بی خرد هستند، اینارو میری به مدیریت هم میگی چپ چپ نگات میکن یه ذره هم انتقاد پذیر نیستن !
این تجربه ی من در مصاحبه شغلی اخیرم با این شرکت هستش که میخوام اشتراک بذارم. در آبان ماه، پس از موفقیت در مصاحبه با شرکت فناوری اطلاعات ارمان که تابعه بانک توسعه صادرات هستش، با اطمینان از انجام تمامی مراحل، قرار بود از اول دی ماه به کارم شروع کنم. تماسهای چند باره با آقای مدیر بخش منابع انسانی، جلوه ای از اطمینان به من داد. قرارداد از طرف من امضا شد و توصیه شد که استعفا نامه خود را برای شرکت قبلی بنویسم. من نسبت به امضای مدیرعامل خیلی نگران بودم چون کلی قرض و وام و اینا دارم که یه ماه بیکار بودن من باعث میشه ضربه بزرگی بهم بخوره، با توجه به اطمینان دهی مدیر منابع انسانی تصور کردم که همه چیز تحت کنترله. در 15 آبان، با اعتماد به نفس استعفا نامهی خودمو تحویل دادم و مدیر مربوطه استعفامو پذیرفت. اما پس از 15 روز و گذشت موعد قانونی برای پس گرفتن استعفا، مدیر منابع انسانی با من تماس گرفت و اذعان کرد که مدیر عامل شرکت عوض شده و کلیه استخدام ها به تعلیق افتاده، بدون شفافیت و توضیحی معقول، از من خواست که به فکر کاری برای خودم باشم. و تاکید کرد که در صورت باز شدن مسیر استخدام حتما از شما دعوت خواهیم کرد. تحقیقات من نشون داد که تغییرات در مدیریت در اردیبهشت 1402 اتفاق افتاده و هیچ اطلاعاتی در مورد تعلیق استخدامها پیدا نکردم. و حتی چندین ماه اختلاف زمانی هم توضیح واضحی بر این اتفاق نبود، چند روز بعد با دیدن آگهی استخدام مجموعه در جاب ویژن، به واقعیت پی بردم که همه اظهارات این شرکت دروغ بوده و حتی دلیل واقعی عدم استخدام رو به من اعلام نکردن. هرچند اون روزها سخت بود برام و مجبور شدم هرچه سریعتر یک شغل دیگه پیدا کنم ولی این شرکت یک شرکت غیر حرفه ای با مدیر های نا کارآمد هستش که خدارو شکر میکنم که همون اول کار وارد این شرکت نشدم.
به روزهای حضور من در ایلیا استیل با وجود چهار سال سابقه کار در این شرکت، اما تجربهای پر از ناکارآمدی مدیریتی میدیدم که به ویژه در واحد منابع انسانی نمود پیدا میکرد. رفتار مدیرعامل بسیار نامناسب و ناخوشایند بود و امکان هیچگونه پیشرفتی برای من یا همکاران فراهم نمیشد. در نتیجه کار کردن در اینجا بیش از هر چیز زمانبر و پر استرس بود و برای زندگی شخصی و خانوادگی هم ایجاد تنش میکرد. بعد از ترک شرکت، واحد حقوقی از من پیگیریهایی مانند ارائه سفته و چک ضمانت را دنبال میکرد و گاه از من تقاضا میشد تا با آنها مذاکره کنم.
به نظر میرسید که برای من، کار با این شرکت تجربهای پر از ابهام بود. پس از درخواست برای موقعیت گولنگ، فرایند مصاحبه و تست کدنویسی را طی کردم و پس از چند روز اعلام کردند که آفر را دریافت کردهام. اما بعد از صدور نامه، اعلان شد که به دلیل بررسی سوابق از استخدام من صرفنظر میکنند، کاری که انتظارش را در همان روز مصاحبه از قبل میگفتند. وقتی با مدیر تیمی که شماره تماسش را داشتم صحبت کردم، گفت فقط از من تعریف کردهاند و توضیحی درباره دلایل این تصمیم ارائه نشد. در نهایت به نظر میرسید چنین شرکتهایی بیتفاوت به برنامهریزی و زمانبندی هستند و گاهی رفتارهای غیرشفاف را از خود نشان میدهند. گویا سوابق و سابقههای موجود در اینترنت هم برایشان ملاک است و ممکن است از نظر اخلاقی زیر سوال باشند، اما من هیچ تضمینی از آنها درباره فرایندهای انسانی و عادلانه دریافت نکردم. در نهایت با دیدی روشنتر فهمیدم که به سایر گزینههای همکاری هم نگاه کنم که آماده پذیرش و همکاری باشند.
تجربه ی به شدت بدی بود.مدیر آی تی همراه اول در لینکدین به من پیام داد و قرار مصاحبه گذاشت.بار اول که رفتم برج همراه منو به خاطر اینکه مقنعه و مانتو بلند نداشتم راه ندادند.با کلی پیگیری قرار دوم رو گذاشتن.رفتم سه مرد با هم با من مصاحبه کردن و هیچ سوال فنی نپرسیدن و فقط گفتن و خندیدن.در نهایت بعد از یک ساعت مصاحبه عمومی ،گفتن ما یه باگ داریم به عنوان تسک حلش کن.در عرض ۵ دقیقه حلش کردم.دوباره گفتن یه تسک دیگه بزن تا قانع بشم استخدامت کنم ۴ ساعت اونجا بودم و تسک دوم هم زدم و تحویل دادم.فرداش همون مدیر ای تی بخش معماری نرم افزار به من در واتساپ پیام دادن و گفتن مهارتت رو نمیتونم جذب کنم اما از خودت نمیتونم بگذرم عزیزم.و منتظر شدن تا من جواب بدم وقتی جواب رد دادم و بد برخورد کردم زدن زیر حرفشون و گفتن چه تفکر بدی داری منظورم اون نبود و میخواستم کاراموز بگیرمت که حالا که اینجوری کردی نمیگیرم. تجربه خیلی بدی بود و ضربه روحی بدی به من وارد کرد.
در مدت سه روز کار آموزشی اجباری (در بعضی از مناطق ۱۴ روز هست) قبل از استخدام چیزهایی که مدام سرپرست آن فروشگاه به شما میگوید از مزایایی نظیر پرداخت منظم حقوق، پرداخت ارزاق، حق بیمه و پورسانت فروشگاهظ(همان وعده وعید حقوق بالا منظورشان از همین پورسانت است)، حتی در زمان دوره آموزشی ۱۵-۲۰ ذقیقه زودتر از موعد شما را تعطیل میکنند رویه کار در فروشگاه برای پرسنل به این صورت است که سه روز صبح از ۷ الی ۱۴:۴۵ و عصر هم از ۱۴:۴۵ الی ۱۰:۴۵ و یک روز در هفته که پنج شنبه باشه شیفت ۱۲ ساعته (شیفت ها منظم و پشت هم نیست)، اما زهی خیال باطل که همه اش وعده وعید است چرا که ۹۹درصد در طی هفته ۱۱ الی ۱۲ ساعت شیفت هستید در زمان انبار گردانی ۵ صبح فروشگاه هستید در صورت نیاز تا ۱۲ الی ۱ شب باید فروشگاه را مرتب کنید حتی اگر فردای آن روز شیفت صبح باشید! در صورتی که اعتراض کنید سرپرست به سوپروایزر منطقه گزارش شما را میدهد و عدم نیاز نیرو در حکم شما میخورد (یعنی اخراج) و چون با شرکت قرارداد دارید حالا میتونن از ضامن شما که ضمانت صد میلیونی کرده شکایت کنند در ضمن تا شش ماه اول هم کار اجباری هست و به هیچ وجه نمیتوان استعفا داد سیستم برده داری فروشگاه زنجیره ای افق کوروش
زندان شرکت رایان مبین ایرسا را در طول ده سال تجربه کاریام به عنوان یکی از بدترین دوران زندگیام میشناسم. فضای کاری اینجا به شدت تحت تاثیر حواشی مختلف است و رفتار مدیران نسبت به کارکنان، به طور مداوم باعث تحت تاثیر قرارگرفتن زندگی شخصی من و همکارانم میشود. در اینجا به شدت به کنترل هر فرد از طریق دوربینها و میکروفونهای موجود اهمیت داده میشود و این موضوع به ویژه در روند کار دیده میشود. پرداخت حقوق همواره با تاخیر و بیثباتی همراه بوده و این مسئله دغدغههای زیادی را برایمان ایجاد کرده است. کرامت انسانی کارکنان در این مجموعه نکتهای با اهمیت پایین است و رفتاری که با کارکنان میشود، اغلب به توهین و تمسخر منتهی میشود که این مسئله به روحیه و انگیزه تیم آسیب میزند.
سلام به همگی که توی تابان زجر کشیدن با لحن خودت مینویسم تا زبون همو بفهمیم. اول از همه میخواستم درباره ریز جزئیات مثل سوالای مسخره استخدام تا چک نکردن رزومه بنویسم ممنون از دوستان که کامل و جامع نوشتن و حتی ذره ای از این اتفاقات اشتباه نیست و همه اتفاق افتاده اگه ****** نمیاد بزنه زیر این به قول خودش اون ۲۰ نفر توی مجموعش شاهدن. البته که ۳ نفر کارمند فقط تو اون مجموعه بیشتر از یه سال هستن بقیه نهایت ۶ تا ۷ ماه سابقه دارن. مشکل کامنتای مثبت چیه؟ الان بهت میگم تا دفعه بعد درستشون کنی . اول از این که لحن و بی سوادیت از شروع صحبت هات میزنه تو چشم و لفظ هایی که استفاده میکنی تکراریه مثل و این قبیل حرفا حداقل بده یکی از اون کارمندهایی که اونجان بنویسن تا کمی فرق داشته باشه. چیز دیگه ای که میخوام بگم اینه که ****** به عنوان یه مدیر فقط چیز هایی که تو فیلما دیده رو اجرایی میکنه و ذره ای دانش درباره مدیریت یک مجموعه و مدیر بودن نداره. عشق مدیریت داره علمشو نداره. این شخص حتی تحصیلات دانشگاهیم نداره تنها روشش اینه که بزنیم تو سر کار آموز تا برامون شاخ نشه. عین جمله خودت بود خوب گفتم؟ راستی درباره این که هر کی کامنت مثبت گذاشته مهاجرت کرده حداقل یه معرفی نشونه ای چیزی بده که بدونیم یا بگو چی یاد گرفتی از تابان که ما ندیدیم!!!شاید ماهم باهاش بریم مهاجرت کنیم. خدا شاهده یجوری نوشتن مهاجرت اسم تابانو باید بذاریم کانون مهاجرتی تابان. مشکل این شرکت فقط ****** نیست مشکل این شرکت از پایه ست که معایبش با اختلاف به مزایاش میچربه و از مزایاشم فقط میتونم چایی نامحدودشونو بگم که خیلی جاها ندارن و پارک جلوی شرکت که اونم دست خودشون نبوده. راستی نوشته بودی چرا معرفی نمیکنید، چون میدونید چه گندی دارید تو اون شرکت میزنید که تو قراردادتون یک بند هست که تا یک سال اگه کامنت منفی بذارید پیگرد قانونی و سفته هاتونو اجرا میذاریم و از این حرفا. کم درباره قراردادتون نوشته بودن، قراردادی که ذره ای شرکت مسئولیت نداره در صورت کوچکترین اتفاق این مشکل یا گردن کارمنده یا گردن ارباب رجوع و افرادی که پروژه هاشون دست این شرکته. شرکتی که خوب کار میکنه نگران کامنتای منفیش نیست و با کیفیت کارش به قول خودت کامنت های منفیو جواب میده. تو حتی سواد نداری دو تا کامنت مثبت متفاوت بذاری از بروکراسی و بارعلمی حرف میزنی؟! یادت رفته توی سایتاتون چه گندایی میزدین که کارفرما به قول خودتون چیزی بارش نبود صداش در میومد. یا از قالبای آمادتون بگم؟ میدونی چی از همه خنده دار تره و همیشه ازش میترسی، این که نمیتونی سایت خودتو اونقدر تغییر بدی و کوچیکترین دستی که میزنی بهش بکاپ سایتو میاری بالا و ادعای سئو و طراحی سایتم داری. مثل اون دوستان نیستم که بگم اینا نظر منفی نیست و انتقاده اتفاقا نظر منفیه و تجره بد کاری که باقی دوستان اشتباه نکنن. دوستایی که بهترین سالای عمرشونو تو تابان داشتن تو قرارداد چیزی درباره کامنت خوب ننوشته بود خودتونو معرفی کنید ****** هم دلش تنگ شده. راستی برای فروش محصولات سایتشون وقتی یه کارفرمایی میبینن که زیاد چیزی در این باره نمیدونه قیمتاشونو عوض میکنن یک محصول ۵۰۰ هزار تومنی سایتو ۵ ملیون تومن میفروشن . در کل اگه سلامت روانتون و وقتتون مهمه سمت این شرکت نرید چون ذره ای بار علمی و کاری شما رو زیاد نمیکنه حتی بنظرم توی رزومتون میتونه یه نمره منفی باشه. ***** ۳ تا کتاب مدیریتی از تحصیلات آکادمیک مطالعه کردی نام ببر من قول میدم از این به بعد بگم تو بهترین مدیری. ناراحتم نکن خودتو جواب ندی سنگین تری چون همه میدونن چخبره . یا حق
به نظر من چارگون بکی از بدترین جاهایی که میتونه ادم بره نیروهایی تو زیرساخت چارگون هستند هیچ درکی از تکنولوژی ها جدید ندارند و کدهاشون به معنی واقعی شت کد. همچنین غرور و اعتماد به نفس زیادی دارند که من مطمعنم اگه با این سوادشون دوجا مصاحبه برن با واقعیت ها روبرو میشن درکل هیچ جای رشدی نداره شرکت بر مبنای تکنولوژی منسوخ شده داره کار میکنه یا از تکنولوژی ها جدید غیر اصولی استفاده میکنن مدیراشون هم خیلی طلبکارن حقوقشون هم خوب نیست
دمتون گرم... با مرام و کاردرست... پیروز باشید همیشه. من مشکلات خانوادگی داشتم که حسابی روی کارم اثر گذاشت ولی با پشتیبانی همکاران و مدیران همه چیز خوب پیش رفت و از درکشون ممنونم.
متاسفانه من بخاطر مهاجرت نتونستم به همکاری با شرکت ادامه بدم ولی باید بگم همه جوره باهام راه اومدن و روند مهاجرت من رو سرعت دادند. از همه حمایتها ممنونم ازشون.
دو سال تا سه سال در یک سمت کارشناس در شرکت پیشگامان توسعه ارتباطات مشغول به کار بودم و اطلاعاتی که در ادامه میآورم حدودا مربوط به سال ۱۴۰۱ است و ممکن است از آن زمان تغییرات کوچکی پیدا کرده باشد. مزایا: برخورد مسئولان مصاحبه با من خوب بود، دفتری که در یوسفآباد واقع شده بود فضای مناسبی برای پارک ماشین داشت. حقوق نسبتا پایین بود اما بهموقع واریز میشد و از همان روزهای نخست بیمهام بهطور منظم رد میشد. در زمان تسویهحساب هم سفته را بهموقع پس دادند و سهم سنوات و باقیمانده مرخصی را به درستی تسویه کردند. کار کردن در این شرکت تا حدی موجب ارتقای دانش فنی من شد و تجربه تعامل در محیط کار و کار under فشار و استرس را به من آموخت. معایب: حقوق شرکت واقعا پایین بود و افزایش حقوق سالانه بهطور عادلانهای انجام نمیشد. حواشی زیادی در محیط کار وجود داشت، مانند غیبت، شایعات گسترده، politicکاری و تا حدی زیرآب زنی که باعث میشد تمرکز نیروها به جای کارکردن به حاشیهها معطوف شود. فرصتهای رشد شغلی کم بود و شرکت در مجموع رو به عقب میزد. منابع انسانی شرکت عملکرد ضعیفی داشت و علاقهای به ایجاد تعامل سازنده یا بهبود شرایط با نیروی کار نشان نمیداد. میزان جابهجایی در تیمها بالا بود تا جایی که بسیاری از همکاران با کمتر از دو سال از شرکت جدا میشدند (اگرچه اکنون هم جابهجایی بین شرکتها رایج است، اما در پیشگامان این موضوع محسوستر به نظر میرسید). احساس میکردم آزادی عمل مناسبی وجود ندارد و شرکت در حال نظارت و کنترل زیادی روی کارمندان است؛ برای مثال برای دورکاری گفتند دوربین وبکم باید همیشه روشن باشد تا مطمئن شوند کار میکنید، ولی در نهایت کارمندان با این درخواست مخالفت کردند و اجرایی نشد. جمعبندی: اگر دوباره به گذشته برگردم، پیشگامان را برای کار انتخاب نمیکردم. با این حال برای افرادی که تازه وارد بازار کار هستند و میخواهند تجربهای کوتاه و آشنایی با محیط کار و تعاملات انسانی به دست آورند، شاید چند ماه کار در این شرکت بهعنوان تجربهای اولیه گزینهای بد نباشد.
وقتی از اینجا رفتن را تصمیم گرفتم که دیدم سازمان ارزش کار فرد رو نمیبیند و مدیریتش هم توان مدیریتی درست ندارد. پستی که به عنوان کارشناس در تیپاکس داشتم، با بیانگیزگی و کمبود حمایت مواجه بود. بستههای مشتریان گاه به گاه به دست افراد اشتباه میافتاد و پاسخگویی به خسارتها شکل طنز به خودش میگرفت. حقوق کم بود و امکاناتی مثل ناهار یا مزایا خارج از شهر وجود نداشت. سه ماه در این فضای کاری بودم و مهر ماه تصمیم به تمدید نکردن قرارداد گرفتم. نیروهای قدیمی هم فشارهای روانی زیادی به محیط کار وارد میکردند و فضای کار را پر از تنش میکردند.
برای شرکت تیپاکس تجربهای دارم که به نظر میرسد از نگاه من خیلی تکراری و بیثبات بوده است. هر روز از طریق سایت جابویژن و لینکدین با آگهیهای استخدامی مواجه میشدم و میدیدم که برای همهی سمتها در شرکت اعلام حضور میکنند تا کار جذب و استخدام انجام شود. دوستم گفتند که هر سه ماه انگار به شرکت تازهای میپیوندم؛ انگار همهی نیروها را تغییر میدهند و خودشان هم نمیدانند با چه کسی باید همکاری کنند. امنیت شغلی در سطح پایینی بود و گاهی به نظر میرسید رابطهها بیش از توان مدیریتی به جلوهگری میخورند و به سرعت تغییر میکنیم.
من در شرکت گلپخش اول زیر مجموعه هلدینگ گلرنگ کار کردم شرکت مزایای زیادی داشت 1) ناهار میداد 2) تو یک هفته مثلا اسپری بدن مجانی به همه همکاران داد 3) نوشیدنی که شرکت تولید کرد هدیه داد معایب 1) ساعت کاری شما از 8 صبح تا 4.5 بعدازظهر این تا اینجا مشکلی ندارد ولی اگه تسک شما به هر دلیل تمام نشود تا 9شب باید منتظر بمانید 2) اگر تسکی تمام نکنید یا نصفه کاره بگذارید می برنت اشپزخانه مواخزه می کنند 3) اقای زارع میگوید باید تسک امروز تمام کنید در غیر این صورت خانه بروید بعد در می کوبد با مشت تو دیوار می زند 4) مثلا شما برای تسک تا 7شب شرکت ماندید تمومش کردید ازتون تشکر یا قدردانی هم نمی کنند 5)رفتارشان مثل مهندس نرم افزار نیست عملا عین یک کارگر باهات رفتار می کنند 6) حقوق یک برنامه نویس فرانت بین 12 تا 15 میلیون سنیور تازه 30 میلیون میگیرد شغل دوم اتش نشانی دارد من 20 روز اونجا کار نکردم ومن چون 15 دی یک pull request اشتباه فرستادم فایل ها پاک شد دوباره برگردونم وچون سیاست خبر نداشتم که من باید اجازه بگیرم تا در برنچ اصلی push کنم به من گفتند ۱۵ وقت داری خودت ثابت کنید و۲۳ دی گفتند ما به شما نیازی نداریم ۵ دی کارشون شروع کردند ۱۵ دی سرهمین موضوع در اشپزخانه مواخزه کردند و23 دی گفتند مابه شما نیازی نداریم باید دنبال کار بگردید
شرکت تیپاکس را در ذهنم به عنوان بدترین تجربه کاری ثبت میکنم. محیطی پر از فضای ناسالم و رفتارهای زننده بود، بهخصوص در بخش اکانت فروش. روابطی ناپسند میان مدیر ارشد فروش و همکارانش وجود داشت و گاهی پیشنهادات نامناسبی به افراد استخدامشده مطرح میشد. اگر کسی نپذیرفت، فشارها و آزارها آغاز میشد تا کار کنار گذاشته شود. منابع انسانی خبر داشتند اما برخوردی جدی با موضوع نداشتند. مدیر ارشد با الفاظ تند با نیروها صحبت میکرد و سروصدای غرش او به طور روزانه در شرکت شنیده میشد. اکثر افراد نسبت به این رفتارها بیتفاوت بودند و گاهی هم آن را مورد سرزنش قرار میدادند. اکثر کارکنان در مدت سه ماه آزمایشی از آنجا خارج میشدند و محیط کار با وجود این، برای ماندن انگیزهای نمیداد. کسانی که ماندند هم به ندرت پورسانت میگرفتند.
برای من تجربه واقعا ناامیدکنندهای بود. تیمی که باهاش کار میکردم، به هیچوجه حرفهای نبود و منابع انسانیشان بیکیفیت و ناام heater بود. از مدیر منابع انسانی تا کارشناسان منابع انسانی همگی توانایی ارائه یک جلسه حضوری و اینکه یک مصاحبه اولیه را به خوبی برگزار کنند، نداشتند. فکر میکنم مدیریتی که مجموعه را هدایت میکند، فاقد اشراف، تجربه، تخصص و دانش لازم برای ساماندهی چنین تیمی است تا حدی که بتواند ویترین مطلوبی از کارشان بسازد.
پس از شش سال حضورم در راتین و شرکتهای زیرمجموعه، به عنوان مدیر فنی و گاهی هم دولوپر فعالیت دارم. فضای کار بسیار دوستانه است و به سرعت میفهمی که همکاران به دوستان صمیمی تبدیل میشوند. پرداخت حقوق به صورت منظم انجام میشود و امکان استفاده از بیمه تکمیلی هم وجود دارد. ساعات کاری شناور است و به طور کلی از شنبه تا چهارشنبه در دفتر حضور داریم و پنجشنبهها تعطیل است. طی این سالها افراد زیادی با ورود به راتین شبکهسازی کردند و تجربههای کاریشان را افزایش دادند و در نهایت با دست پر به مسیرهای دیگر رفتند تا پیشرفت کنند. اگر دنبال فضایی آرام با سطح استرس پایین هستید، تجربه کار در راتین را برای مدت کوتاهی هم که شده به شما توصیه میکنم.
با وجود نزدیک به دو سال حضور تماموقتم در راتین بهعنوان مسئول محتوا، پیشتر هم بهصورت فریلنس با این تیم همکاری داشتم، تجربهای که با وجود سیر صعودی، برایم پر از یادگیری بود. یکی از نکات کلیدی که برای من در راتین ملموس بود، فرصتهای رشد و امکان یادگیری مداوم است؛ همواره از پیشرفت و گسترش دانش استقبال میشود. فضای کار صمیمی و آزادی نسبی در بیان ایدهها، بدون هیچ اجبار یا رفتار تحمیلکننده، در کنار حفظ فرهنگ سازمانی و رعایت اصول اخلاقی، راتین را به مجموعهای قابل اعتماد و دلنشین تبدیل کرده است. پیگیری فرایندمحوری و دانشمحور بودن سازمان، همراه با بهرهگیری از مدیریت پروژه و روشهای نتیجهمحور، شفافیت کاری و شفافیت سازمانی را در همه سطوح تقویت میکند. هر چند تجربهکاری من در تهران و مشهد، به مرور زمان و با سالهای حضور متعدد تکمیل شده، اما در کل باور دارم راتین جای خوبی برای کار است. در این شرکت هیچوقت قرار نیست زندگی فدای کار شود و حفظ تعادل بین کار و زندگی برایم اولویت است.
به عنوان کارمند این شرکت، محیط کار با مدیر عامل عالیدوست و خوشاخلاق واقعا تجربهای مثبت بود و از همکاری با ایشان رضایت داشتم. فضای کار جمعی و صمیمی است و همگی برای پیشبرد وظایف به همدیگر کمک میکنند تا کارها به خوبی انجام شود.
فکر میکنم به اندازه کافی دوستان از بدیا اونجا گفتن بعضیاش هم غلط نیس ولی بیشتر از رو عقده و حرص نوشته شده که به شدت تاکید هم داشتن که ****** و...حالا من با این آدم اصلا برخوردی نداشتم که بگم راست میگن یا دروغ، ولی خیلی پسرایی که اونجا بودن و بعضیاشونم رفتن الان اومدن اینجا برای عقده گشایی خودشونم دسته کمی نداشتن. حالا همه از مدیریت نالیدن که خوب تا جایی من میدونم بعضیاش درسته حالا من میخوام یه ذره از همکارای سمی اونجا یه ذره حرف بزنم من به مدت شش ماه برای تابان برنامه نویسی میکردم و واقعا از همکارهای پسری که داشتم راضی نبودم جو به شدت سمی و خاله زنک بازی !!!! سه تا کله پوک بودن اونجا از افتخاراتشون مست رانندگی کردن تو جاده لواسان با ال نود باباشون بوده یکیشون هم می با افتخار میگفت من گل میکشمو ماشروم میزنم نفر سوم اکیپشونم که یه پخمه تمام عیار بود خودش دانشگاه غیر انتفاعی که بدون کنکور و با دیپلم کارو دانش دانشجو ثبت نام میکنه درس میخوند سه ساله هنوز یه کاردانی هم نگرفته بدبخت ! بعد به منی که هنرستان فنی حرفه ای درس خوندم و رشته ام کامپیوتر بوده جلوی دخترای شرکت یه جوری عنوان میکرد که منو تخریب کنه حالا خودش هر سوال راجب این زبان و اون تکنولوژی داشت از من میپرسید!!! چون من هم از نظر ظاهری و هم شخصیتی از اونا یه سرو گردن بالاتر بودم برای همین همه پسرای اون شرکت به خونه من تشنه بودن همه اشون منم زیاد با کسی اونجا دمخور نمیشدم که حسادتشون بیشتر تحریک نشه برای همین همه فکر میکردن من خیلی ها مغرورم یا خودمو میگیرم این چیزا همش از ضعف مدیریته به نظر من چون هیچ جایی من ندیدم نیروی خیلی کمسن رو استخدام کنن چون نیرو کمسن و سال حاشیه زیاد داره و فوق العاده بی تجربه و بی خرد هستند، اینارو میری به مدیریت هم میگی چپ چپ نگات میکن یه ذره هم انتقاد پذیر نیستن !
این تجربه ی من در مصاحبه شغلی اخیرم با این شرکت هستش که میخوام اشتراک بذارم. در آبان ماه، پس از موفقیت در مصاحبه با شرکت فناوری اطلاعات ارمان که تابعه بانک توسعه صادرات هستش، با اطمینان از انجام تمامی مراحل، قرار بود از اول دی ماه به کارم شروع کنم. تماسهای چند باره با آقای مدیر بخش منابع انسانی، جلوه ای از اطمینان به من داد. قرارداد از طرف من امضا شد و توصیه شد که استعفا نامه خود را برای شرکت قبلی بنویسم. من نسبت به امضای مدیرعامل خیلی نگران بودم چون کلی قرض و وام و اینا دارم که یه ماه بیکار بودن من باعث میشه ضربه بزرگی بهم بخوره، با توجه به اطمینان دهی مدیر منابع انسانی تصور کردم که همه چیز تحت کنترله. در 15 آبان، با اعتماد به نفس استعفا نامهی خودمو تحویل دادم و مدیر مربوطه استعفامو پذیرفت. اما پس از 15 روز و گذشت موعد قانونی برای پس گرفتن استعفا، مدیر منابع انسانی با من تماس گرفت و اذعان کرد که مدیر عامل شرکت عوض شده و کلیه استخدام ها به تعلیق افتاده، بدون شفافیت و توضیحی معقول، از من خواست که به فکر کاری برای خودم باشم. و تاکید کرد که در صورت باز شدن مسیر استخدام حتما از شما دعوت خواهیم کرد. تحقیقات من نشون داد که تغییرات در مدیریت در اردیبهشت 1402 اتفاق افتاده و هیچ اطلاعاتی در مورد تعلیق استخدامها پیدا نکردم. و حتی چندین ماه اختلاف زمانی هم توضیح واضحی بر این اتفاق نبود، چند روز بعد با دیدن آگهی استخدام مجموعه در جاب ویژن، به واقعیت پی بردم که همه اظهارات این شرکت دروغ بوده و حتی دلیل واقعی عدم استخدام رو به من اعلام نکردن. هرچند اون روزها سخت بود برام و مجبور شدم هرچه سریعتر یک شغل دیگه پیدا کنم ولی این شرکت یک شرکت غیر حرفه ای با مدیر های نا کارآمد هستش که خدارو شکر میکنم که همون اول کار وارد این شرکت نشدم.
به روزهای حضور من در ایلیا استیل با وجود چهار سال سابقه کار در این شرکت، اما تجربهای پر از ناکارآمدی مدیریتی میدیدم که به ویژه در واحد منابع انسانی نمود پیدا میکرد. رفتار مدیرعامل بسیار نامناسب و ناخوشایند بود و امکان هیچگونه پیشرفتی برای من یا همکاران فراهم نمیشد. در نتیجه کار کردن در اینجا بیش از هر چیز زمانبر و پر استرس بود و برای زندگی شخصی و خانوادگی هم ایجاد تنش میکرد. بعد از ترک شرکت، واحد حقوقی از من پیگیریهایی مانند ارائه سفته و چک ضمانت را دنبال میکرد و گاه از من تقاضا میشد تا با آنها مذاکره کنم.
به نظر میرسید که برای من، کار با این شرکت تجربهای پر از ابهام بود. پس از درخواست برای موقعیت گولنگ، فرایند مصاحبه و تست کدنویسی را طی کردم و پس از چند روز اعلام کردند که آفر را دریافت کردهام. اما بعد از صدور نامه، اعلان شد که به دلیل بررسی سوابق از استخدام من صرفنظر میکنند، کاری که انتظارش را در همان روز مصاحبه از قبل میگفتند. وقتی با مدیر تیمی که شماره تماسش را داشتم صحبت کردم، گفت فقط از من تعریف کردهاند و توضیحی درباره دلایل این تصمیم ارائه نشد. در نهایت به نظر میرسید چنین شرکتهایی بیتفاوت به برنامهریزی و زمانبندی هستند و گاهی رفتارهای غیرشفاف را از خود نشان میدهند. گویا سوابق و سابقههای موجود در اینترنت هم برایشان ملاک است و ممکن است از نظر اخلاقی زیر سوال باشند، اما من هیچ تضمینی از آنها درباره فرایندهای انسانی و عادلانه دریافت نکردم. در نهایت با دیدی روشنتر فهمیدم که به سایر گزینههای همکاری هم نگاه کنم که آماده پذیرش و همکاری باشند.
تجربه ی به شدت بدی بود.مدیر آی تی همراه اول در لینکدین به من پیام داد و قرار مصاحبه گذاشت.بار اول که رفتم برج همراه منو به خاطر اینکه مقنعه و مانتو بلند نداشتم راه ندادند.با کلی پیگیری قرار دوم رو گذاشتن.رفتم سه مرد با هم با من مصاحبه کردن و هیچ سوال فنی نپرسیدن و فقط گفتن و خندیدن.در نهایت بعد از یک ساعت مصاحبه عمومی ،گفتن ما یه باگ داریم به عنوان تسک حلش کن.در عرض ۵ دقیقه حلش کردم.دوباره گفتن یه تسک دیگه بزن تا قانع بشم استخدامت کنم ۴ ساعت اونجا بودم و تسک دوم هم زدم و تحویل دادم.فرداش همون مدیر ای تی بخش معماری نرم افزار به من در واتساپ پیام دادن و گفتن مهارتت رو نمیتونم جذب کنم اما از خودت نمیتونم بگذرم عزیزم.و منتظر شدن تا من جواب بدم وقتی جواب رد دادم و بد برخورد کردم زدن زیر حرفشون و گفتن چه تفکر بدی داری منظورم اون نبود و میخواستم کاراموز بگیرمت که حالا که اینجوری کردی نمیگیرم. تجربه خیلی بدی بود و ضربه روحی بدی به من وارد کرد.
در مدت سه روز کار آموزشی اجباری (در بعضی از مناطق ۱۴ روز هست) قبل از استخدام چیزهایی که مدام سرپرست آن فروشگاه به شما میگوید از مزایایی نظیر پرداخت منظم حقوق، پرداخت ارزاق، حق بیمه و پورسانت فروشگاهظ(همان وعده وعید حقوق بالا منظورشان از همین پورسانت است)، حتی در زمان دوره آموزشی ۱۵-۲۰ ذقیقه زودتر از موعد شما را تعطیل میکنند رویه کار در فروشگاه برای پرسنل به این صورت است که سه روز صبح از ۷ الی ۱۴:۴۵ و عصر هم از ۱۴:۴۵ الی ۱۰:۴۵ و یک روز در هفته که پنج شنبه باشه شیفت ۱۲ ساعته (شیفت ها منظم و پشت هم نیست)، اما زهی خیال باطل که همه اش وعده وعید است چرا که ۹۹درصد در طی هفته ۱۱ الی ۱۲ ساعت شیفت هستید در زمان انبار گردانی ۵ صبح فروشگاه هستید در صورت نیاز تا ۱۲ الی ۱ شب باید فروشگاه را مرتب کنید حتی اگر فردای آن روز شیفت صبح باشید! در صورتی که اعتراض کنید سرپرست به سوپروایزر منطقه گزارش شما را میدهد و عدم نیاز نیرو در حکم شما میخورد (یعنی اخراج) و چون با شرکت قرارداد دارید حالا میتونن از ضامن شما که ضمانت صد میلیونی کرده شکایت کنند در ضمن تا شش ماه اول هم کار اجباری هست و به هیچ وجه نمیتوان استعفا داد سیستم برده داری فروشگاه زنجیره ای افق کوروش
زندان شرکت رایان مبین ایرسا را در طول ده سال تجربه کاریام به عنوان یکی از بدترین دوران زندگیام میشناسم. فضای کاری اینجا به شدت تحت تاثیر حواشی مختلف است و رفتار مدیران نسبت به کارکنان، به طور مداوم باعث تحت تاثیر قرارگرفتن زندگی شخصی من و همکارانم میشود. در اینجا به شدت به کنترل هر فرد از طریق دوربینها و میکروفونهای موجود اهمیت داده میشود و این موضوع به ویژه در روند کار دیده میشود. پرداخت حقوق همواره با تاخیر و بیثباتی همراه بوده و این مسئله دغدغههای زیادی را برایمان ایجاد کرده است. کرامت انسانی کارکنان در این مجموعه نکتهای با اهمیت پایین است و رفتاری که با کارکنان میشود، اغلب به توهین و تمسخر منتهی میشود که این مسئله به روحیه و انگیزه تیم آسیب میزند.
سلام به همگی که توی تابان زجر کشیدن با لحن خودت مینویسم تا زبون همو بفهمیم. اول از همه میخواستم درباره ریز جزئیات مثل سوالای مسخره استخدام تا چک نکردن رزومه بنویسم ممنون از دوستان که کامل و جامع نوشتن و حتی ذره ای از این اتفاقات اشتباه نیست و همه اتفاق افتاده اگه ****** نمیاد بزنه زیر این به قول خودش اون ۲۰ نفر توی مجموعش شاهدن. البته که ۳ نفر کارمند فقط تو اون مجموعه بیشتر از یه سال هستن بقیه نهایت ۶ تا ۷ ماه سابقه دارن. مشکل کامنتای مثبت چیه؟ الان بهت میگم تا دفعه بعد درستشون کنی . اول از این که لحن و بی سوادیت از شروع صحبت هات میزنه تو چشم و لفظ هایی که استفاده میکنی تکراریه مثل و این قبیل حرفا حداقل بده یکی از اون کارمندهایی که اونجان بنویسن تا کمی فرق داشته باشه. چیز دیگه ای که میخوام بگم اینه که ****** به عنوان یه مدیر فقط چیز هایی که تو فیلما دیده رو اجرایی میکنه و ذره ای دانش درباره مدیریت یک مجموعه و مدیر بودن نداره. عشق مدیریت داره علمشو نداره. این شخص حتی تحصیلات دانشگاهیم نداره تنها روشش اینه که بزنیم تو سر کار آموز تا برامون شاخ نشه. عین جمله خودت بود خوب گفتم؟ راستی درباره این که هر کی کامنت مثبت گذاشته مهاجرت کرده حداقل یه معرفی نشونه ای چیزی بده که بدونیم یا بگو چی یاد گرفتی از تابان که ما ندیدیم!!!شاید ماهم باهاش بریم مهاجرت کنیم. خدا شاهده یجوری نوشتن مهاجرت اسم تابانو باید بذاریم کانون مهاجرتی تابان. مشکل این شرکت فقط ****** نیست مشکل این شرکت از پایه ست که معایبش با اختلاف به مزایاش میچربه و از مزایاشم فقط میتونم چایی نامحدودشونو بگم که خیلی جاها ندارن و پارک جلوی شرکت که اونم دست خودشون نبوده. راستی نوشته بودی چرا معرفی نمیکنید، چون میدونید چه گندی دارید تو اون شرکت میزنید که تو قراردادتون یک بند هست که تا یک سال اگه کامنت منفی بذارید پیگرد قانونی و سفته هاتونو اجرا میذاریم و از این حرفا. کم درباره قراردادتون نوشته بودن، قراردادی که ذره ای شرکت مسئولیت نداره در صورت کوچکترین اتفاق این مشکل یا گردن کارمنده یا گردن ارباب رجوع و افرادی که پروژه هاشون دست این شرکته. شرکتی که خوب کار میکنه نگران کامنتای منفیش نیست و با کیفیت کارش به قول خودت کامنت های منفیو جواب میده. تو حتی سواد نداری دو تا کامنت مثبت متفاوت بذاری از بروکراسی و بارعلمی حرف میزنی؟! یادت رفته توی سایتاتون چه گندایی میزدین که کارفرما به قول خودتون چیزی بارش نبود صداش در میومد. یا از قالبای آمادتون بگم؟ میدونی چی از همه خنده دار تره و همیشه ازش میترسی، این که نمیتونی سایت خودتو اونقدر تغییر بدی و کوچیکترین دستی که میزنی بهش بکاپ سایتو میاری بالا و ادعای سئو و طراحی سایتم داری. مثل اون دوستان نیستم که بگم اینا نظر منفی نیست و انتقاده اتفاقا نظر منفیه و تجره بد کاری که باقی دوستان اشتباه نکنن. دوستایی که بهترین سالای عمرشونو تو تابان داشتن تو قرارداد چیزی درباره کامنت خوب ننوشته بود خودتونو معرفی کنید ****** هم دلش تنگ شده. راستی برای فروش محصولات سایتشون وقتی یه کارفرمایی میبینن که زیاد چیزی در این باره نمیدونه قیمتاشونو عوض میکنن یک محصول ۵۰۰ هزار تومنی سایتو ۵ ملیون تومن میفروشن . در کل اگه سلامت روانتون و وقتتون مهمه سمت این شرکت نرید چون ذره ای بار علمی و کاری شما رو زیاد نمیکنه حتی بنظرم توی رزومتون میتونه یه نمره منفی باشه. ***** ۳ تا کتاب مدیریتی از تحصیلات آکادمیک مطالعه کردی نام ببر من قول میدم از این به بعد بگم تو بهترین مدیری. ناراحتم نکن خودتو جواب ندی سنگین تری چون همه میدونن چخبره . یا حق
به نظر من چارگون بکی از بدترین جاهایی که میتونه ادم بره نیروهایی تو زیرساخت چارگون هستند هیچ درکی از تکنولوژی ها جدید ندارند و کدهاشون به معنی واقعی شت کد. همچنین غرور و اعتماد به نفس زیادی دارند که من مطمعنم اگه با این سوادشون دوجا مصاحبه برن با واقعیت ها روبرو میشن درکل هیچ جای رشدی نداره شرکت بر مبنای تکنولوژی منسوخ شده داره کار میکنه یا از تکنولوژی ها جدید غیر اصولی استفاده میکنن مدیراشون هم خیلی طلبکارن حقوقشون هم خوب نیست
دمتون گرم... با مرام و کاردرست... پیروز باشید همیشه. من مشکلات خانوادگی داشتم که حسابی روی کارم اثر گذاشت ولی با پشتیبانی همکاران و مدیران همه چیز خوب پیش رفت و از درکشون ممنونم.
متاسفانه من بخاطر مهاجرت نتونستم به همکاری با شرکت ادامه بدم ولی باید بگم همه جوره باهام راه اومدن و روند مهاجرت من رو سرعت دادند. از همه حمایتها ممنونم ازشون.
دو سال تا سه سال در یک سمت کارشناس در شرکت پیشگامان توسعه ارتباطات مشغول به کار بودم و اطلاعاتی که در ادامه میآورم حدودا مربوط به سال ۱۴۰۱ است و ممکن است از آن زمان تغییرات کوچکی پیدا کرده باشد. مزایا: برخورد مسئولان مصاحبه با من خوب بود، دفتری که در یوسفآباد واقع شده بود فضای مناسبی برای پارک ماشین داشت. حقوق نسبتا پایین بود اما بهموقع واریز میشد و از همان روزهای نخست بیمهام بهطور منظم رد میشد. در زمان تسویهحساب هم سفته را بهموقع پس دادند و سهم سنوات و باقیمانده مرخصی را به درستی تسویه کردند. کار کردن در این شرکت تا حدی موجب ارتقای دانش فنی من شد و تجربه تعامل در محیط کار و کار under فشار و استرس را به من آموخت. معایب: حقوق شرکت واقعا پایین بود و افزایش حقوق سالانه بهطور عادلانهای انجام نمیشد. حواشی زیادی در محیط کار وجود داشت، مانند غیبت، شایعات گسترده، politicکاری و تا حدی زیرآب زنی که باعث میشد تمرکز نیروها به جای کارکردن به حاشیهها معطوف شود. فرصتهای رشد شغلی کم بود و شرکت در مجموع رو به عقب میزد. منابع انسانی شرکت عملکرد ضعیفی داشت و علاقهای به ایجاد تعامل سازنده یا بهبود شرایط با نیروی کار نشان نمیداد. میزان جابهجایی در تیمها بالا بود تا جایی که بسیاری از همکاران با کمتر از دو سال از شرکت جدا میشدند (اگرچه اکنون هم جابهجایی بین شرکتها رایج است، اما در پیشگامان این موضوع محسوستر به نظر میرسید). احساس میکردم آزادی عمل مناسبی وجود ندارد و شرکت در حال نظارت و کنترل زیادی روی کارمندان است؛ برای مثال برای دورکاری گفتند دوربین وبکم باید همیشه روشن باشد تا مطمئن شوند کار میکنید، ولی در نهایت کارمندان با این درخواست مخالفت کردند و اجرایی نشد. جمعبندی: اگر دوباره به گذشته برگردم، پیشگامان را برای کار انتخاب نمیکردم. با این حال برای افرادی که تازه وارد بازار کار هستند و میخواهند تجربهای کوتاه و آشنایی با محیط کار و تعاملات انسانی به دست آورند، شاید چند ماه کار در این شرکت بهعنوان تجربهای اولیه گزینهای بد نباشد.
وقتی از اینجا رفتن را تصمیم گرفتم که دیدم سازمان ارزش کار فرد رو نمیبیند و مدیریتش هم توان مدیریتی درست ندارد. پستی که به عنوان کارشناس در تیپاکس داشتم، با بیانگیزگی و کمبود حمایت مواجه بود. بستههای مشتریان گاه به گاه به دست افراد اشتباه میافتاد و پاسخگویی به خسارتها شکل طنز به خودش میگرفت. حقوق کم بود و امکاناتی مثل ناهار یا مزایا خارج از شهر وجود نداشت. سه ماه در این فضای کاری بودم و مهر ماه تصمیم به تمدید نکردن قرارداد گرفتم. نیروهای قدیمی هم فشارهای روانی زیادی به محیط کار وارد میکردند و فضای کار را پر از تنش میکردند.
برای شرکت تیپاکس تجربهای دارم که به نظر میرسد از نگاه من خیلی تکراری و بیثبات بوده است. هر روز از طریق سایت جابویژن و لینکدین با آگهیهای استخدامی مواجه میشدم و میدیدم که برای همهی سمتها در شرکت اعلام حضور میکنند تا کار جذب و استخدام انجام شود. دوستم گفتند که هر سه ماه انگار به شرکت تازهای میپیوندم؛ انگار همهی نیروها را تغییر میدهند و خودشان هم نمیدانند با چه کسی باید همکاری کنند. امنیت شغلی در سطح پایینی بود و گاهی به نظر میرسید رابطهها بیش از توان مدیریتی به جلوهگری میخورند و به سرعت تغییر میکنیم.
من در شرکت گلپخش اول زیر مجموعه هلدینگ گلرنگ کار کردم شرکت مزایای زیادی داشت 1) ناهار میداد 2) تو یک هفته مثلا اسپری بدن مجانی به همه همکاران داد 3) نوشیدنی که شرکت تولید کرد هدیه داد معایب 1) ساعت کاری شما از 8 صبح تا 4.5 بعدازظهر این تا اینجا مشکلی ندارد ولی اگه تسک شما به هر دلیل تمام نشود تا 9شب باید منتظر بمانید 2) اگر تسکی تمام نکنید یا نصفه کاره بگذارید می برنت اشپزخانه مواخزه می کنند 3) اقای زارع میگوید باید تسک امروز تمام کنید در غیر این صورت خانه بروید بعد در می کوبد با مشت تو دیوار می زند 4) مثلا شما برای تسک تا 7شب شرکت ماندید تمومش کردید ازتون تشکر یا قدردانی هم نمی کنند 5)رفتارشان مثل مهندس نرم افزار نیست عملا عین یک کارگر باهات رفتار می کنند 6) حقوق یک برنامه نویس فرانت بین 12 تا 15 میلیون سنیور تازه 30 میلیون میگیرد شغل دوم اتش نشانی دارد من 20 روز اونجا کار نکردم ومن چون 15 دی یک pull request اشتباه فرستادم فایل ها پاک شد دوباره برگردونم وچون سیاست خبر نداشتم که من باید اجازه بگیرم تا در برنچ اصلی push کنم به من گفتند ۱۵ وقت داری خودت ثابت کنید و۲۳ دی گفتند ما به شما نیازی نداریم ۵ دی کارشون شروع کردند ۱۵ دی سرهمین موضوع در اشپزخانه مواخزه کردند و23 دی گفتند مابه شما نیازی نداریم باید دنبال کار بگردید
شرکت تیپاکس را در ذهنم به عنوان بدترین تجربه کاری ثبت میکنم. محیطی پر از فضای ناسالم و رفتارهای زننده بود، بهخصوص در بخش اکانت فروش. روابطی ناپسند میان مدیر ارشد فروش و همکارانش وجود داشت و گاهی پیشنهادات نامناسبی به افراد استخدامشده مطرح میشد. اگر کسی نپذیرفت، فشارها و آزارها آغاز میشد تا کار کنار گذاشته شود. منابع انسانی خبر داشتند اما برخوردی جدی با موضوع نداشتند. مدیر ارشد با الفاظ تند با نیروها صحبت میکرد و سروصدای غرش او به طور روزانه در شرکت شنیده میشد. اکثر افراد نسبت به این رفتارها بیتفاوت بودند و گاهی هم آن را مورد سرزنش قرار میدادند. اکثر کارکنان در مدت سه ماه آزمایشی از آنجا خارج میشدند و محیط کار با وجود این، برای ماندن انگیزهای نمیداد. کسانی که ماندند هم به ندرت پورسانت میگرفتند.
برای من تجربه واقعا ناامیدکنندهای بود. تیمی که باهاش کار میکردم، به هیچوجه حرفهای نبود و منابع انسانیشان بیکیفیت و ناام heater بود. از مدیر منابع انسانی تا کارشناسان منابع انسانی همگی توانایی ارائه یک جلسه حضوری و اینکه یک مصاحبه اولیه را به خوبی برگزار کنند، نداشتند. فکر میکنم مدیریتی که مجموعه را هدایت میکند، فاقد اشراف، تجربه، تخصص و دانش لازم برای ساماندهی چنین تیمی است تا حدی که بتواند ویترین مطلوبی از کارشان بسازد.