سلام دوستان آسایی شدن یعنی تو سری خور یه مشت بی سواد شدن، اونجا بچه های قدیمی تر نیرو های جدید واقعا آزار و اذیت میکنن مدیر منابع انسانی رسما تو چشاتون نگاه میکنه دروغ میگه تازه ادعاشون میشه روانشانس هستند، ایشوت خیلی بی ادب بی شخصیت و از خود راضی هستند حقوقاشون معلوم نیست چطور حساب میشه چون دوتا دفتر دارن که یکیشون اصلا حساب کتابش مشخص نیست من نمیدونم شرکتی که این همه درآمد داره چرا باید بخواد فرار مالیاتی کنه؟
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
👇👇👇👇👇 ضربالمثلی ژاپنی میگه: به خاطر میخی نعلی افتاد به خاطر نعلی اسبی افتاد به خاطر اسبی سواری افتاد به خاطر سواری جنگی شکست خورد به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.... #هلدینگ_کاریزما
ببنید از تپسی آدمای بی وجدان تر وجود نداره یک سری مفت خور در دفتر مرکزی اینا جمع شدن بدبخت راننده های بیچاره که باید کار کنن بدهند یه حمالایی مثل اینا بخورند واقعا نگاه اینا به راننده ها از برده ها هم بدتره، هر چی آدم مشکل دار و داغونه تو تپسی جمع شده، منظور راننده ها نیست کل مفت خورای بی چشم و رو مرکزشوت هست، این تپسی میدونستید آمار بی حجاب ها را برای خود شیرینی میده اس ام اس براشون بره،
قبل از اینک وارد شرکت بشم نظرات دوستان رو خوندم و واقعا ترسیدم ولی الان چن ماه از حضور من اینجا میگذره باید بهتون بگم نظرات منفی ک اینجا میبینید کاملا غیر واقعیه آسا جاییه ک پرسنلش تو رفاه کامل کار میکنن ناهار و صبونه ب راهه میوه و تنقلات هم همینطور و وام های خوبی ب پرسنل میدن ک هیچ شرکتی همچین چیزی نداره روی رفت وامد بچه ها فوکوس نمیکنن و فقط کار باید انجام بشه جو کاملا دوستانس و احساس راحتی میکنی تو این مجموعه اگ امکان حضور در آسا براتون محیا شد حتما از دستش ندین قطعا تجربه متفاوت و خوبی خواهد بود براتون
به خاطر شرایط شغلم در شرکت صحت صنعت رفیع حس میکنم محیط کار آرام و خانوادگی است، اگرچه تعداد کارمندها کم است. موقعیت مکانی کار در میدان ولیعصر است و به دلیل دسترسی نسبتا خوب از طریق مسیرهای اصلی، رفتوآمد نسبتا راحت است؛ ضمن اینکه از پارکینگ شرکت هم میشود استفاده کرد، البته اگر بتوانی به موقع از ترافیک عبور کنی. ساعات کاری طولانیتر از حد معمول است و با پرسوجو فهمیدم همه روزهای هفته غیر از جمعه باید کار کنیم و هر روز به طور معمول حدود نه ساعت. از دیدگاه من، یکی از مشکلات بالقوه شرکتهای کوچک همین است که با جذب نیرو و نگهداشتن آنها دست و پنجه نرم میکنن.
سلام، من تجربهام را درباره شرکت نگاه بانک با صداقت توضیح میدهم و هدفم از بازگو کردن، واقعگرایانه بودن است تا دوستان دیگر بهتر بتوانند قضاوت کنند. تجربه من به عنوان توسعهدهنده در نگاه بانک، بهطور کل فضایی ناسالم و پرتنش را نشان میدهد. این شرکت تازه تأسیس است و از سال هزار و سیصد و نود و نه آغاز به کار کرده است. دلیل تأسیس آن هم بهنظر من، ترکیب نامطلوب برخی کارهای فناوری بانک کارآفرین با مجموعهای که مشکلاتی داشت، بود. تعدادی از افرادی که قبلا با بانک قرارداد داشتند، بهعنوان نیروهای شرکت وارد شدند و قراردادهای جدیدی بر اساس قوانین کار و سایر مقررات برایشان منعقد شد. با اینکه حقوق آنها نسبت به دوران بانک بودن تغییر کرده بود، برخی مزایا مثل وامها، تسهیلات رفاهی و مسافرتی و امکانات اقامتی دیگر ارائه نمیشد. این تغییرات سبب نارضایتی شده بود و فضا به دلیل این وضعیت نسبت به همتیمیهای قدیمی و تازهواردها، پرتنش و حاشیهدار شد. در چنین شرایطی فضای شرکت به شکل عجیبی سمی شد و بحثها بین همکاران بالا گرفت. حتی مدیر مستقیم تیم هم موقع عقد قرارداد حضور داشت و گاهی از اعضا میخواست قرارداد نبندند تا اعتراضشان را نشان دهند. نتیجه این فشارها، تا حدود شش ماه، باعث تاخیرها و کارهای ناقص شد. فضای شرکت از نظر حرفهای سبک و مناسب نبود. رفتار برخی افراد به گونهای بود که ارزشهای حرفهای و محیط کار سالم را زیر سوال میبرد. نمونههایی که از کلاسبندی و اخلاق حرفهای فاصله داشتند، دیده میشد و در کار گروهی و یادگیری مباحث جدید خلل ایجاد میکرد. همچنین روابط میان برخی افراد با نحوهای ناسالم همراه بود که ترجیح میدهم دربارهشان جزئیات بیشتری بیان نکنم. در مجموع میخواهم بگویم از تجربه حضور در آنجا پشیمانم، هرچند یادگیریهایی هم داشت اما احتمالا اگر به مسیر دیگری میرفتم، نتیجه بهتری میگرفتم. آن زمان با ورود به شرکت، هدفم یادگیری بود اما به اندازه کافی مسیرش روشن نبود و من هم با مسئولیت خودم وارد شدم و کسی برای راهنمایی کامل در آن محیط نبود. در نهایت توصیهی من به دیگران این است که با دید باز و احتیاط به محیطهای کاری اینچنینی نگاه کنند و اولویتهای خود را در نظر بگیرند.
خیلی همه چیز ادا و شوآفه پوشش ازاد و راحت با یه چیز دیگه اشتباه گرفته شده پیشرفت فقط برای خودیاست مدیر باشی میتونی زن و بچه ات که سیکا ندارن رو هم بیاری توو تیم فنی و حقوق senior بهشون بدی جدیدا حقوقم معلوم نیس کی پرداخت میشه.در 3قسط هر زمان که صلاح بدونن من جو و سطح فنی شرکت رو مناسب نمیدونم
دوستان از تک تکتون برای ثبت نظرتون ممنونم اینکه بی تفاوت نبودید بااینکه بعضیها در مجموعه هستند یا رفتید ولی حقایق رو گفتید از ادبیات فردی که داره دفاع میکنه و از واحد منابع انسانی شرکت هست سطح فرهنگ سازمانی .سطح شعور و ادبشون کاملا مشخصه.دوستانی که در کاریزما نبودند براساس همین یه مورد میتونن تصمیم بگیرند هرکسی حقایق رو گفته شده سمی!!!! ولی یکبار نگفتند خروجی ****** جز ****** با نیروهاش چی بوده؟******راه انداخته یا گفتن بیرون کردیم بازم میکنیم.فردی که یکساعت مباحث hr رو مطالعه کرده باشه میدونه رفتن یه نیرو چه اسیبی به شرکت میزنه و چقدر هزینه داره.شما که ده ها نفر رو به دلیل سلیقه شخصی مدیر اخراج کردید نیاز نیست اینجا خروجی مدیر مذکور رو بگید ولی خودتون فکر کنید نیروهاشم اخراج کردید چیزی تغییر کرد؟پروژه لانچ شد؟یا برای بار هزارم طی 4سال دارن ریفکتور میکنن؟
تجربهای که دارم بیان میکنم این است که در سها، ارتقای شغلی و حقوق هیچ ربطی به سابقه طولانی ندارد و ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد. در طول مدت حضور من، فاکتورهای مالی و فنی بهشدت منفی بودند و بهطور مداوم تغییرات در تیمها و فضا ایجاد میشد. جو کاری و سطح تیمها بهطور قابل توجهی تفاوت داشت و این باعث نارضایتی برخی از همکاران شد. حقوقها بسیار پایین بود و همین مسئله باعث شد که نیروهای شهرستانی یا دورکار را هدف بگیرند و تصور عمومی این باشد که دورکاری مزیت محسوب میشود، در حالی که دلیل واقعی آن کاهش سطح دستمزد است. با وجود این همه، اکثر نیروهای با تجربه و باسواد از شرکت جدا شدند و در طول سال سه مدیرعامل تغییر پیدا کرد. در نتیجه پیشنهاد کار در سها را به خصوص برای تازهکارها نمیدهم.
بدترین اداره این شرکت اداره عملیاته، انقد ازت کار میشکن و شب و نصفه شب و تعطیلات نگهت میدارن یادت میره آدمی. تحویل سال شرکتی. عید شرکتی. شب شرکتی. هوا آلودست شرکتی. زلزله اومده شرکتی. سیل اومده شرکتی. مهمونی دعوتی شرکتی. همه رفتن مسافرت بازم شرکتی. اولش کلی وعده وعید میدن بعد میای میبینی کلا خبری نیس و حرف ****. شایدم تا حالا پول زیاد ندیدن به این میگن زیاد. نه پول درست میدن نه دست از سرت برمیدارن. کسی نیس هواتو داشته باشه کمکت کنه. پر خبرچین و چاپلوس و زیراب زن. رییس جدیدشم نه فنیه نه میشه باش حرف زد واست داستان میکنه. یه کاری کرده وقتی از در میای تو انگار رفتی زندون و کارمندا نشستن دارن به چک برگشتیشون فک میکنن. ****** که دیگه همه گفتن دروغگو و حیله گر و گدا گشنه. نیاین اینجا خودتونو بدبخت نکنید.
با احترام به نظرات سایر افرادی که کامنت گذاشتند من هم تمایل دارم تجربه کاری 14 ماهی که در شرکت پردازش کاریزما بود به اطلاع برسانم. در قدم اول به شدت پشیمانم که وارد شرکت کاریزما شدم چون: دور نمایی مشخصی برای افراد ترسیم نمیکردند. مدام قول هایی برای آینده میداند که همگی پوچ بودند و هیچ کدام عملی نشد. من 14 ماه آنجا صبر کردم اما متاسفانه هیچ اتفاق مثبت صورت نگرفت. به شدت بی برنامه بودند و اغلب دوستان فنی از هر رده(backend developer - frontend developer - devops) گلایه مندی هایی داشتند که خیلی در روند کار تاثیر داشت. هیچ گونه پلن ارتقای هارد اسکیل و سافت اسکیل ندارند. مباحث مالی که حقیقتش خجالت آور هست همون حقوق چند قسطی و بدون تاریخ مشخص و حقوق بسیار کم. همیشه دوستان را در تیم های مختلف روبروی هم قرار میدادند تا کم کاری و بی مسئولیتی تیم لیدهای سفارشی مشخص نشود. اگر به دنبال ارتقای فنی هستید به کاریزما فکر نکنید چون در یک محیط غیر سمی باید بجنگید و مدیران فنی(لیدها) چون دامنه اطلاعاتی بیسار ناچیزی دارند همیشه با شما مخالفت میکنند و سر سوزنی برای پیشنهادات شما احترام قائل نمیشوند. اگر دنبال حقوق خوب هستید که خیال باطی فقط به شما میگن حالا صبر کن حالا صبر کن .... اگر شخصیت و برندکاری تان برای شما مهم هست به هیچ عنوان وارد شرکت کاریزما نشید چون یک سری افراد بیشعور و بی تربیت و بیسواد مدیریت های فنی را بدست گرفته اند. امیدوارم نظرات من به شما در انتخاب محل کاری تون کمک شایانی کند. همین بود جمع بندی این حقیر از 14 ماه حضور در شرکت پردازش کاریزما
این شرکت من تجربه ایی که داشتم اینطور بود که، از اداری و انسانی تماس گرفتند، یک جلسه آنلاین 20 دقیقه ایی داشتم، مصاحبه فنی آنلاین و حضوری میتونست باشه که حضوری رفتم، خب محیطشم میخواستم ببینم، 40 دقیقه ایی مصاحبه فنی زمان برد، هماهنگ شدیم برای مشاور شغلیشون ولی پزشک طور بود و تست شخصیت ازم گرفته شد و 10 دقیقه پزشکشون بامن صحبت داشت، 2روز بعد برای قرارداد سر شرایط و حقوق باهم توافق کردیم، در واقع من راهم دور بود گفتم نیم ساعت زودتر برم و پنجشنبه نیام اوکی دادند، اما خب من کرج بودم روز قرارداد اومدم و رفتم دیدم خیلی سختم میشه بیام و برم، از طرفی دیگه خب متاهل بودم . به مدیر منابع انسانیشون ایمیل زدم، ایشون تماس گرفت ی جوری مودبانه گفت نگرانتون شدیم، و محترمانه صحبت کرد که من خودم خجالت کشیدم که بهشون تماس نگرفتم و صرفا یک ایمیل فرستادم . برای تیمشون آرزوی موفقیت دارم.
من سالها است که با این گروه همکاری دارم و همچنان افتخار حضور در این مجموعه را به صورت تماموقت ندارم و در قالب پارت تایم به وظایفم میپردازم. واقعا از اینکه تعهدهایم را فراتر از حد انتظار انجام دادهام احساس رضایت میکنم و پاداشی هم بهاندازهی این تلاشها دریافت کردم. مدیرعامل شرکت فردی باهوش است و کار کردن با او به سطح دانش من افزوده و برایم مایهی افتخار بوده است.
به شدت بی نظم هستن برای من وقت مصاحبه ساعت ۱۱گذاشته بودن ۱۱:۲۰ دقیقه فرم استخدام تموم شد (فرم استخدامی که به شدت مضخرف بود پر از سوالات ریاضی🤣 که اصلا به رشته ی تحصیلی و تخصص من مرتبط نبود. ساعت ۱۱:۳۰ رفتم داخل برای مصاحبه ی حضوری مرحله ی اول به شدت تاخیر داشت جوری که یک ساعت و نیم داخل یک اتاق خالی بدون هیچ گونه پذیرایی منو نگه داشتن 🥲 خلاصه اصلا ارزشی برای آدم قائل نیستن.واقعا متاسفم
باور کنین که جوک ترین تجربه کاری من با 10 سال سابقه برنامه نویسی همون 7 ماهی بود که رفتم مهد کودک کاریزما!!! البته چون هیچ دورنمایی برای کار خودشون هم نداشتن پروژه ای که من براش جذب شدم رفت روی هوا! تیم منحل شد و مدیر پروژه پیرمرده رفت کانادا. خلاصه یه آش درهمی و استفراغی!!! اصلا آینده تون معلوم نیست و سر سورزنی امنیت شغلی ندارید پس عزت خودتون داشته باشید هر جایی هستین بمونین و نرید سمت اون دلقک بازاز کاریزما. هر کی زودتر رفته اونجا شده تیم لید🙄🙄🙄🙄🙄🙄 میخوام بگم توی کاریزما شایستگی و سطح سواد فنی کشک سمیه است حقوقشون که یادآموزش پروش میافتین چون هم کف حقوقه هم دو قسطی هم بی برنامه آها یه نکته جالب اینکه هر کاری میکنن همون موقع میان با دوربین ازتون فیلم میگیرن کلا ندید بدید که میگن شرکت کاریزماست یادم هست خیلی ها هم از اونجا جدا شدن
باسلام الان خودم این شرکت مشغولم هر چیزی گفته شده درسته و واقعا ****** این شرکت یه تعداد آدم چاپلوس حیله گر که فقط بلدن دروغ بگن و تیم تشکیل بدن و مواظب منافع تیمشون باشن اینجا حکومت میکنن فقط بلدن بیان چاپلوسی کنن که همدیگه رو حفظ کنن. اگه این شرکت نیومدید مطمئن باشید هیچ چیزی از دست ندادید و اگه بیاید هم چیزی خاصی بدست نمیارید جز عصاب خردی که یه تعداد آدم بی خانواده و بی شرف میشینن بخاطر منافع خودشون دهنتو سرویس میکنن. انشالله ما هم هر چه زودتر این شرکت رو برای همین کثافتهای بی خاصیت میزاریم و میریم.
تو ی کلمه بخام توضیف کنم دزد فقط عمر و انرژی تونو هدر میدند اصلا اعتماد نکنین که سخت پشیمون می شید پرداخت های نامنظم و عدم تسفیه کامل بعد قطع همکاری تا حداقل 2 سال آینده از قطع همکاری
من در بوت کمپ مپصا تجربهای دارم که گویی با دورههای آموزشی آنلاین و ویدیویی ترکیب شده بود. وقتی دوره تمام میشود و میروم سراغ پروژهزدن، پر از سوال و ارور هستم و به من کمککنندهای که ارور را بلد باشد وجود ندارد، مگر اینکه خوششانس باشم و یکی از همکلاسیهایم خیلی مسلط باشد. از این دورهها نباید انتظار معجزه داشت. میشود این دورهها را به جای یک فشرده بودن، در مدت زمان طولانی و با هزینهای نصف قیمت در آموزشگاههای دیگر هم گذراند. همچنین بیشتر تبلیغاتشان درباره آموزشی پروژهمحور است، اما در واقع در پایان فقط یک موضوع پروژه را به عهدهی خودم میگذارند و باید خودم آن را انجام دهم.
من اسفند ۹۹ برای مصاحبه رفتم خوارزمی. روز مصاحبه ۴ نفر با من مصاحبه فنی کردند و پوزیشنی که براش رزومه فرستاده بودم برنامه نویسی وب بود. بعد یکی دو هفته تماس گرفتند که ما میخوایم با شما قرارداد ببندیم و مدارک رو بفرستید. من مدارکم رو دادم و از شرکتی توش مشغول به کار بودم استعفا دادم. روزیکه رفتم وارد شرکت شدم اصلا معلوم نبود کدوم واحد قراره کار کنم! یه خانومی شروع کرد یه پروژه به من توضیح دادن وسط کار یه آقایی صداشون کرد ک صحبت کردن بعد خانوم گفتن نه شما قرار نیست بیای تیم ما! تا ظهر منتظر موندم بعد یه آقایی اومدن گفتن شما با ما کار میکنی قرار تو نگهداری پروژه های ویندوزی کمک کنی!!!! یه پوزیشن کاملا متفاوت! من تقاضای صحبت با مدیرعامل رو کردم وقتی با ایشون صحبت کردم گفتن تمام ۴ نفری که با شما مصاحبه کردن استعفا دادن! وقتی گفتم چرا اینو به من نگفتید من بخاطر اوت پوزیشن برنامه نویسی از کارم استعفا دادم نه بخاطر پشتیبانی برنامه های ویندوزی! هیچ جوابی ندادن گفتن ۱سال تو این تیم باشید تا ببینیم چی میشه! خلاصه خیلی بی نظم و بی برنامه بود محیطش خیلی قدیمی بود و اصلا حس خوبی نمیداد. بعد دو رزو از شرکت اومدم بیرون دیگه برگشتم سرکار قبلیم.
در مصاحبهای حضوری که دوباره هماهنگ شده بود و به دلیل غیبت مدیر منابع انسانی با تأخیر افتاد، حقوق توافق شد و گفتند مشکلی نیست، اما وقتی برای قرارداد اقدام کردم فهمیدم دوسوم حقوق را در قرارداد نوشتهاند و باقیاش را به صورت کارانه میدهند که در سه ماه یکبار میان ۶۰ تا ۱۰۰ درصد حقوق پایه را شامل میشد. این نخستین شوک بود؛ دومین شوک مربوط به سمتی بود که قرار بود در آن مشغول به کار شوم. فهمیدم مدیر واحد توهماتی دارد و فکر میکرد میتواند واحدی را زیر مجموعهاش ایجاد کند، اما ابتدا نیرو جذب کرده و بعد نتوانست نقشهاش را عملی کند و واحد را به زیرمجموعهاش اضافه کند. این دومین شوک بود. در واحد به طور کلی هیچ کاری برای انجام نبود و همگی دنبال کارهای خود بودند. مدیر این واحد به طور کامل غایب بود، یک دستورالعمل انگلیسی میداد، یکی ترجمه میکرد، دوباره همان را میداد و دیگری انگلیسی میکرد؛ تمام تلاشش این بود که تعداد نیروها را بیشتر کند. از نظر من بیسوادترین و بیعرضهترین فردی بود که در این سمت دیده بودم. جو کار بسیار ناامن بود و به شدت به جنسیت نگاه میشد؛ همه خانمها از سمت این مدیر تهدید میشدند. واحد حراست هم این موضوع را میدانست اما کار خاصی انجام نمیداد. به مرور همه خانمها از آن واحد کنار زده شدند چون هیچکسی از آنها به مدیر احساس رضایت نمیداد. حقوق با تاخیر پرداخت میشد و کارانه یا یک بار داده میشد یا اصلا داده نمیشد. مدیرعامل بدون ضابطه، افراد فامیلهای خودش را هم استخدام کرده بود و حتی کسانی که کارشان ارتباطی با سازمان نداشت با آنها قرارداد مشاوره بسته بود. فضا به شدت مسموم بود. به هیچوجه به افراد تازهوارد در این شرکتهای با فضای ناسالم و بدون تخصص توصیه نمیکنم وارد شوند.
سلام دوستان آسایی شدن یعنی تو سری خور یه مشت بی سواد شدن، اونجا بچه های قدیمی تر نیرو های جدید واقعا آزار و اذیت میکنن مدیر منابع انسانی رسما تو چشاتون نگاه میکنه دروغ میگه تازه ادعاشون میشه روانشانس هستند، ایشوت خیلی بی ادب بی شخصیت و از خود راضی هستند حقوقاشون معلوم نیست چطور حساب میشه چون دوتا دفتر دارن که یکیشون اصلا حساب کتابش مشخص نیست من نمیدونم شرکتی که این همه درآمد داره چرا باید بخواد فرار مالیاتی کنه؟
👇👇👇👇👇 ضربالمثلی ژاپنی میگه: به خاطر میخی نعلی افتاد به خاطر نعلی اسبی افتاد به خاطر اسبی سواری افتاد به خاطر سواری جنگی شکست خورد به خاطر شکستی مملکتی نابود شد و همه این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود.... #هلدینگ_کاریزما
ببنید از تپسی آدمای بی وجدان تر وجود نداره یک سری مفت خور در دفتر مرکزی اینا جمع شدن بدبخت راننده های بیچاره که باید کار کنن بدهند یه حمالایی مثل اینا بخورند واقعا نگاه اینا به راننده ها از برده ها هم بدتره، هر چی آدم مشکل دار و داغونه تو تپسی جمع شده، منظور راننده ها نیست کل مفت خورای بی چشم و رو مرکزشوت هست، این تپسی میدونستید آمار بی حجاب ها را برای خود شیرینی میده اس ام اس براشون بره،
قبل از اینک وارد شرکت بشم نظرات دوستان رو خوندم و واقعا ترسیدم ولی الان چن ماه از حضور من اینجا میگذره باید بهتون بگم نظرات منفی ک اینجا میبینید کاملا غیر واقعیه آسا جاییه ک پرسنلش تو رفاه کامل کار میکنن ناهار و صبونه ب راهه میوه و تنقلات هم همینطور و وام های خوبی ب پرسنل میدن ک هیچ شرکتی همچین چیزی نداره روی رفت وامد بچه ها فوکوس نمیکنن و فقط کار باید انجام بشه جو کاملا دوستانس و احساس راحتی میکنی تو این مجموعه اگ امکان حضور در آسا براتون محیا شد حتما از دستش ندین قطعا تجربه متفاوت و خوبی خواهد بود براتون
به خاطر شرایط شغلم در شرکت صحت صنعت رفیع حس میکنم محیط کار آرام و خانوادگی است، اگرچه تعداد کارمندها کم است. موقعیت مکانی کار در میدان ولیعصر است و به دلیل دسترسی نسبتا خوب از طریق مسیرهای اصلی، رفتوآمد نسبتا راحت است؛ ضمن اینکه از پارکینگ شرکت هم میشود استفاده کرد، البته اگر بتوانی به موقع از ترافیک عبور کنی. ساعات کاری طولانیتر از حد معمول است و با پرسوجو فهمیدم همه روزهای هفته غیر از جمعه باید کار کنیم و هر روز به طور معمول حدود نه ساعت. از دیدگاه من، یکی از مشکلات بالقوه شرکتهای کوچک همین است که با جذب نیرو و نگهداشتن آنها دست و پنجه نرم میکنن.
سلام، من تجربهام را درباره شرکت نگاه بانک با صداقت توضیح میدهم و هدفم از بازگو کردن، واقعگرایانه بودن است تا دوستان دیگر بهتر بتوانند قضاوت کنند. تجربه من به عنوان توسعهدهنده در نگاه بانک، بهطور کل فضایی ناسالم و پرتنش را نشان میدهد. این شرکت تازه تأسیس است و از سال هزار و سیصد و نود و نه آغاز به کار کرده است. دلیل تأسیس آن هم بهنظر من، ترکیب نامطلوب برخی کارهای فناوری بانک کارآفرین با مجموعهای که مشکلاتی داشت، بود. تعدادی از افرادی که قبلا با بانک قرارداد داشتند، بهعنوان نیروهای شرکت وارد شدند و قراردادهای جدیدی بر اساس قوانین کار و سایر مقررات برایشان منعقد شد. با اینکه حقوق آنها نسبت به دوران بانک بودن تغییر کرده بود، برخی مزایا مثل وامها، تسهیلات رفاهی و مسافرتی و امکانات اقامتی دیگر ارائه نمیشد. این تغییرات سبب نارضایتی شده بود و فضا به دلیل این وضعیت نسبت به همتیمیهای قدیمی و تازهواردها، پرتنش و حاشیهدار شد. در چنین شرایطی فضای شرکت به شکل عجیبی سمی شد و بحثها بین همکاران بالا گرفت. حتی مدیر مستقیم تیم هم موقع عقد قرارداد حضور داشت و گاهی از اعضا میخواست قرارداد نبندند تا اعتراضشان را نشان دهند. نتیجه این فشارها، تا حدود شش ماه، باعث تاخیرها و کارهای ناقص شد. فضای شرکت از نظر حرفهای سبک و مناسب نبود. رفتار برخی افراد به گونهای بود که ارزشهای حرفهای و محیط کار سالم را زیر سوال میبرد. نمونههایی که از کلاسبندی و اخلاق حرفهای فاصله داشتند، دیده میشد و در کار گروهی و یادگیری مباحث جدید خلل ایجاد میکرد. همچنین روابط میان برخی افراد با نحوهای ناسالم همراه بود که ترجیح میدهم دربارهشان جزئیات بیشتری بیان نکنم. در مجموع میخواهم بگویم از تجربه حضور در آنجا پشیمانم، هرچند یادگیریهایی هم داشت اما احتمالا اگر به مسیر دیگری میرفتم، نتیجه بهتری میگرفتم. آن زمان با ورود به شرکت، هدفم یادگیری بود اما به اندازه کافی مسیرش روشن نبود و من هم با مسئولیت خودم وارد شدم و کسی برای راهنمایی کامل در آن محیط نبود. در نهایت توصیهی من به دیگران این است که با دید باز و احتیاط به محیطهای کاری اینچنینی نگاه کنند و اولویتهای خود را در نظر بگیرند.
خیلی همه چیز ادا و شوآفه پوشش ازاد و راحت با یه چیز دیگه اشتباه گرفته شده پیشرفت فقط برای خودیاست مدیر باشی میتونی زن و بچه ات که سیکا ندارن رو هم بیاری توو تیم فنی و حقوق senior بهشون بدی جدیدا حقوقم معلوم نیس کی پرداخت میشه.در 3قسط هر زمان که صلاح بدونن من جو و سطح فنی شرکت رو مناسب نمیدونم
دوستان از تک تکتون برای ثبت نظرتون ممنونم اینکه بی تفاوت نبودید بااینکه بعضیها در مجموعه هستند یا رفتید ولی حقایق رو گفتید از ادبیات فردی که داره دفاع میکنه و از واحد منابع انسانی شرکت هست سطح فرهنگ سازمانی .سطح شعور و ادبشون کاملا مشخصه.دوستانی که در کاریزما نبودند براساس همین یه مورد میتونن تصمیم بگیرند هرکسی حقایق رو گفته شده سمی!!!! ولی یکبار نگفتند خروجی ****** جز ****** با نیروهاش چی بوده؟******راه انداخته یا گفتن بیرون کردیم بازم میکنیم.فردی که یکساعت مباحث hr رو مطالعه کرده باشه میدونه رفتن یه نیرو چه اسیبی به شرکت میزنه و چقدر هزینه داره.شما که ده ها نفر رو به دلیل سلیقه شخصی مدیر اخراج کردید نیاز نیست اینجا خروجی مدیر مذکور رو بگید ولی خودتون فکر کنید نیروهاشم اخراج کردید چیزی تغییر کرد؟پروژه لانچ شد؟یا برای بار هزارم طی 4سال دارن ریفکتور میکنن؟
تجربهای که دارم بیان میکنم این است که در سها، ارتقای شغلی و حقوق هیچ ربطی به سابقه طولانی ندارد و ممکن است نتیجهای برعکس داشته باشد. در طول مدت حضور من، فاکتورهای مالی و فنی بهشدت منفی بودند و بهطور مداوم تغییرات در تیمها و فضا ایجاد میشد. جو کاری و سطح تیمها بهطور قابل توجهی تفاوت داشت و این باعث نارضایتی برخی از همکاران شد. حقوقها بسیار پایین بود و همین مسئله باعث شد که نیروهای شهرستانی یا دورکار را هدف بگیرند و تصور عمومی این باشد که دورکاری مزیت محسوب میشود، در حالی که دلیل واقعی آن کاهش سطح دستمزد است. با وجود این همه، اکثر نیروهای با تجربه و باسواد از شرکت جدا شدند و در طول سال سه مدیرعامل تغییر پیدا کرد. در نتیجه پیشنهاد کار در سها را به خصوص برای تازهکارها نمیدهم.
بدترین اداره این شرکت اداره عملیاته، انقد ازت کار میشکن و شب و نصفه شب و تعطیلات نگهت میدارن یادت میره آدمی. تحویل سال شرکتی. عید شرکتی. شب شرکتی. هوا آلودست شرکتی. زلزله اومده شرکتی. سیل اومده شرکتی. مهمونی دعوتی شرکتی. همه رفتن مسافرت بازم شرکتی. اولش کلی وعده وعید میدن بعد میای میبینی کلا خبری نیس و حرف ****. شایدم تا حالا پول زیاد ندیدن به این میگن زیاد. نه پول درست میدن نه دست از سرت برمیدارن. کسی نیس هواتو داشته باشه کمکت کنه. پر خبرچین و چاپلوس و زیراب زن. رییس جدیدشم نه فنیه نه میشه باش حرف زد واست داستان میکنه. یه کاری کرده وقتی از در میای تو انگار رفتی زندون و کارمندا نشستن دارن به چک برگشتیشون فک میکنن. ****** که دیگه همه گفتن دروغگو و حیله گر و گدا گشنه. نیاین اینجا خودتونو بدبخت نکنید.
با احترام به نظرات سایر افرادی که کامنت گذاشتند من هم تمایل دارم تجربه کاری 14 ماهی که در شرکت پردازش کاریزما بود به اطلاع برسانم. در قدم اول به شدت پشیمانم که وارد شرکت کاریزما شدم چون: دور نمایی مشخصی برای افراد ترسیم نمیکردند. مدام قول هایی برای آینده میداند که همگی پوچ بودند و هیچ کدام عملی نشد. من 14 ماه آنجا صبر کردم اما متاسفانه هیچ اتفاق مثبت صورت نگرفت. به شدت بی برنامه بودند و اغلب دوستان فنی از هر رده(backend developer - frontend developer - devops) گلایه مندی هایی داشتند که خیلی در روند کار تاثیر داشت. هیچ گونه پلن ارتقای هارد اسکیل و سافت اسکیل ندارند. مباحث مالی که حقیقتش خجالت آور هست همون حقوق چند قسطی و بدون تاریخ مشخص و حقوق بسیار کم. همیشه دوستان را در تیم های مختلف روبروی هم قرار میدادند تا کم کاری و بی مسئولیتی تیم لیدهای سفارشی مشخص نشود. اگر به دنبال ارتقای فنی هستید به کاریزما فکر نکنید چون در یک محیط غیر سمی باید بجنگید و مدیران فنی(لیدها) چون دامنه اطلاعاتی بیسار ناچیزی دارند همیشه با شما مخالفت میکنند و سر سوزنی برای پیشنهادات شما احترام قائل نمیشوند. اگر دنبال حقوق خوب هستید که خیال باطی فقط به شما میگن حالا صبر کن حالا صبر کن .... اگر شخصیت و برندکاری تان برای شما مهم هست به هیچ عنوان وارد شرکت کاریزما نشید چون یک سری افراد بیشعور و بی تربیت و بیسواد مدیریت های فنی را بدست گرفته اند. امیدوارم نظرات من به شما در انتخاب محل کاری تون کمک شایانی کند. همین بود جمع بندی این حقیر از 14 ماه حضور در شرکت پردازش کاریزما
این شرکت من تجربه ایی که داشتم اینطور بود که، از اداری و انسانی تماس گرفتند، یک جلسه آنلاین 20 دقیقه ایی داشتم، مصاحبه فنی آنلاین و حضوری میتونست باشه که حضوری رفتم، خب محیطشم میخواستم ببینم، 40 دقیقه ایی مصاحبه فنی زمان برد، هماهنگ شدیم برای مشاور شغلیشون ولی پزشک طور بود و تست شخصیت ازم گرفته شد و 10 دقیقه پزشکشون بامن صحبت داشت، 2روز بعد برای قرارداد سر شرایط و حقوق باهم توافق کردیم، در واقع من راهم دور بود گفتم نیم ساعت زودتر برم و پنجشنبه نیام اوکی دادند، اما خب من کرج بودم روز قرارداد اومدم و رفتم دیدم خیلی سختم میشه بیام و برم، از طرفی دیگه خب متاهل بودم . به مدیر منابع انسانیشون ایمیل زدم، ایشون تماس گرفت ی جوری مودبانه گفت نگرانتون شدیم، و محترمانه صحبت کرد که من خودم خجالت کشیدم که بهشون تماس نگرفتم و صرفا یک ایمیل فرستادم . برای تیمشون آرزوی موفقیت دارم.
من سالها است که با این گروه همکاری دارم و همچنان افتخار حضور در این مجموعه را به صورت تماموقت ندارم و در قالب پارت تایم به وظایفم میپردازم. واقعا از اینکه تعهدهایم را فراتر از حد انتظار انجام دادهام احساس رضایت میکنم و پاداشی هم بهاندازهی این تلاشها دریافت کردم. مدیرعامل شرکت فردی باهوش است و کار کردن با او به سطح دانش من افزوده و برایم مایهی افتخار بوده است.
به شدت بی نظم هستن برای من وقت مصاحبه ساعت ۱۱گذاشته بودن ۱۱:۲۰ دقیقه فرم استخدام تموم شد (فرم استخدامی که به شدت مضخرف بود پر از سوالات ریاضی🤣 که اصلا به رشته ی تحصیلی و تخصص من مرتبط نبود. ساعت ۱۱:۳۰ رفتم داخل برای مصاحبه ی حضوری مرحله ی اول به شدت تاخیر داشت جوری که یک ساعت و نیم داخل یک اتاق خالی بدون هیچ گونه پذیرایی منو نگه داشتن 🥲 خلاصه اصلا ارزشی برای آدم قائل نیستن.واقعا متاسفم
باور کنین که جوک ترین تجربه کاری من با 10 سال سابقه برنامه نویسی همون 7 ماهی بود که رفتم مهد کودک کاریزما!!! البته چون هیچ دورنمایی برای کار خودشون هم نداشتن پروژه ای که من براش جذب شدم رفت روی هوا! تیم منحل شد و مدیر پروژه پیرمرده رفت کانادا. خلاصه یه آش درهمی و استفراغی!!! اصلا آینده تون معلوم نیست و سر سورزنی امنیت شغلی ندارید پس عزت خودتون داشته باشید هر جایی هستین بمونین و نرید سمت اون دلقک بازاز کاریزما. هر کی زودتر رفته اونجا شده تیم لید🙄🙄🙄🙄🙄🙄 میخوام بگم توی کاریزما شایستگی و سطح سواد فنی کشک سمیه است حقوقشون که یادآموزش پروش میافتین چون هم کف حقوقه هم دو قسطی هم بی برنامه آها یه نکته جالب اینکه هر کاری میکنن همون موقع میان با دوربین ازتون فیلم میگیرن کلا ندید بدید که میگن شرکت کاریزماست یادم هست خیلی ها هم از اونجا جدا شدن
باسلام الان خودم این شرکت مشغولم هر چیزی گفته شده درسته و واقعا ****** این شرکت یه تعداد آدم چاپلوس حیله گر که فقط بلدن دروغ بگن و تیم تشکیل بدن و مواظب منافع تیمشون باشن اینجا حکومت میکنن فقط بلدن بیان چاپلوسی کنن که همدیگه رو حفظ کنن. اگه این شرکت نیومدید مطمئن باشید هیچ چیزی از دست ندادید و اگه بیاید هم چیزی خاصی بدست نمیارید جز عصاب خردی که یه تعداد آدم بی خانواده و بی شرف میشینن بخاطر منافع خودشون دهنتو سرویس میکنن. انشالله ما هم هر چه زودتر این شرکت رو برای همین کثافتهای بی خاصیت میزاریم و میریم.
تو ی کلمه بخام توضیف کنم دزد فقط عمر و انرژی تونو هدر میدند اصلا اعتماد نکنین که سخت پشیمون می شید پرداخت های نامنظم و عدم تسفیه کامل بعد قطع همکاری تا حداقل 2 سال آینده از قطع همکاری
من در بوت کمپ مپصا تجربهای دارم که گویی با دورههای آموزشی آنلاین و ویدیویی ترکیب شده بود. وقتی دوره تمام میشود و میروم سراغ پروژهزدن، پر از سوال و ارور هستم و به من کمککنندهای که ارور را بلد باشد وجود ندارد، مگر اینکه خوششانس باشم و یکی از همکلاسیهایم خیلی مسلط باشد. از این دورهها نباید انتظار معجزه داشت. میشود این دورهها را به جای یک فشرده بودن، در مدت زمان طولانی و با هزینهای نصف قیمت در آموزشگاههای دیگر هم گذراند. همچنین بیشتر تبلیغاتشان درباره آموزشی پروژهمحور است، اما در واقع در پایان فقط یک موضوع پروژه را به عهدهی خودم میگذارند و باید خودم آن را انجام دهم.
من اسفند ۹۹ برای مصاحبه رفتم خوارزمی. روز مصاحبه ۴ نفر با من مصاحبه فنی کردند و پوزیشنی که براش رزومه فرستاده بودم برنامه نویسی وب بود. بعد یکی دو هفته تماس گرفتند که ما میخوایم با شما قرارداد ببندیم و مدارک رو بفرستید. من مدارکم رو دادم و از شرکتی توش مشغول به کار بودم استعفا دادم. روزیکه رفتم وارد شرکت شدم اصلا معلوم نبود کدوم واحد قراره کار کنم! یه خانومی شروع کرد یه پروژه به من توضیح دادن وسط کار یه آقایی صداشون کرد ک صحبت کردن بعد خانوم گفتن نه شما قرار نیست بیای تیم ما! تا ظهر منتظر موندم بعد یه آقایی اومدن گفتن شما با ما کار میکنی قرار تو نگهداری پروژه های ویندوزی کمک کنی!!!! یه پوزیشن کاملا متفاوت! من تقاضای صحبت با مدیرعامل رو کردم وقتی با ایشون صحبت کردم گفتن تمام ۴ نفری که با شما مصاحبه کردن استعفا دادن! وقتی گفتم چرا اینو به من نگفتید من بخاطر اوت پوزیشن برنامه نویسی از کارم استعفا دادم نه بخاطر پشتیبانی برنامه های ویندوزی! هیچ جوابی ندادن گفتن ۱سال تو این تیم باشید تا ببینیم چی میشه! خلاصه خیلی بی نظم و بی برنامه بود محیطش خیلی قدیمی بود و اصلا حس خوبی نمیداد. بعد دو رزو از شرکت اومدم بیرون دیگه برگشتم سرکار قبلیم.
در مصاحبهای حضوری که دوباره هماهنگ شده بود و به دلیل غیبت مدیر منابع انسانی با تأخیر افتاد، حقوق توافق شد و گفتند مشکلی نیست، اما وقتی برای قرارداد اقدام کردم فهمیدم دوسوم حقوق را در قرارداد نوشتهاند و باقیاش را به صورت کارانه میدهند که در سه ماه یکبار میان ۶۰ تا ۱۰۰ درصد حقوق پایه را شامل میشد. این نخستین شوک بود؛ دومین شوک مربوط به سمتی بود که قرار بود در آن مشغول به کار شوم. فهمیدم مدیر واحد توهماتی دارد و فکر میکرد میتواند واحدی را زیر مجموعهاش ایجاد کند، اما ابتدا نیرو جذب کرده و بعد نتوانست نقشهاش را عملی کند و واحد را به زیرمجموعهاش اضافه کند. این دومین شوک بود. در واحد به طور کلی هیچ کاری برای انجام نبود و همگی دنبال کارهای خود بودند. مدیر این واحد به طور کامل غایب بود، یک دستورالعمل انگلیسی میداد، یکی ترجمه میکرد، دوباره همان را میداد و دیگری انگلیسی میکرد؛ تمام تلاشش این بود که تعداد نیروها را بیشتر کند. از نظر من بیسوادترین و بیعرضهترین فردی بود که در این سمت دیده بودم. جو کار بسیار ناامن بود و به شدت به جنسیت نگاه میشد؛ همه خانمها از سمت این مدیر تهدید میشدند. واحد حراست هم این موضوع را میدانست اما کار خاصی انجام نمیداد. به مرور همه خانمها از آن واحد کنار زده شدند چون هیچکسی از آنها به مدیر احساس رضایت نمیداد. حقوق با تاخیر پرداخت میشد و کارانه یا یک بار داده میشد یا اصلا داده نمیشد. مدیرعامل بدون ضابطه، افراد فامیلهای خودش را هم استخدام کرده بود و حتی کسانی که کارشان ارتباطی با سازمان نداشت با آنها قرارداد مشاوره بسته بود. فضا به شدت مسموم بود. به هیچوجه به افراد تازهوارد در این شرکتهای با فضای ناسالم و بدون تخصص توصیه نمیکنم وارد شوند.