روی کار کنار بچهها خیلی علاقه داشتم؛ تدریس رباتیک پارهوقت در واحد پژوهش هم دقیقاً همین حس رو زنده نگه میداشت. با وجود اینکه منبع تخصصی من آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود، مسیر همکاریمون به دلیل مشغله بالا و سوءتفاهمهای مکرر با معاونت به پایان رسید. فضای ارائهشده در اونجا بهروز و پویا بهنظر نمیرسید و سنتی بودن سیستم برای من محسوس بود. فضا اجازه نوآوری در روشهای تدریس رو نمیداد و گویی تنها کسب جوایز بینالمللی برای تیم مهم بود. اشتیاق و شور بچهها برای من خیلی حیاتی بود، اما بهنظر میرسید از طرف مدیریت توجه کمتری نسبت به این نکته میشد؛ بهجای قدرتدهی به خلاقیت، تمرکز روی طرحهای ظاهراً جذاب و کسب درآمد از والدین مطرح بود تا آمادهسازی بچهها برای مسابقه. اینکه بچهها در فرایند یادگیری چقدر خوشحال و پرانرژی هستند برای مدیران اهمیت زیادی نداشت؛ بههمین دلیل ملاکهای کلاسیک و سختِ استعدادها را اولویت میدادند. از طرف دیگر رفتارهای نامناسب بعضی معاونها با بچهها در کلاس هم برای من عادی نبود. به نظر من چنین فضاهایی نه تنها از رشد استعدادهای درخشان حمایت نمیکنند، بلکه مانعی بزرگ میشوند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مدت حدود سه سال در بخش تست و تولید این شرکت مشغول هستم و معتقدم محیط کارش فرصتی مناسب برای رشد است. یکی از مزیتهای بارزش اینه که همهی اعضای تیم تولید در سود پروژه سهیماند و این موضوع روال بعضی شرکتها نیست. همچنین به آن دسته از افرادی که اثرگذار هستند پاداش، آکورد و حتی کارتهای تفریحی تعلق میگیره که این عوامل باعث ایجاد رقابت سازنده میان همکاران برای پیشرفت میشه. در کل اگر دنبال مکانی با فرصتهای رشد حرفهای و مالی هستی، به نظر من این شرکت رو هم در انتخابهات لحاظ کن.
نخونده متنی رو امضا نکنید هیچ متنی رو حتی استشهاد محلی همکارتون تنظیم کرده چون ممکنه مثل اشتباها با دوستی و رفاقت نا به جا با آقایان مصش و احا و حرخ پاتون به دادگاه کشیده بشه و هزار جور دردسر الان غرامت و زندان و سو سابقه برام ببرن به خاطر شهادت دروغ نون زن و بچم رو هیشگی نمیده رو اجر کنن لعنت بهتون باشه
سلام من ۲ماه اونجا کار کردم. خانممدیر مالی به قدری بی ادب بودن ک هرروز اشک میریختم یواشکی از دستشون. آخرشم فرار کردم
با سلام در این شرکت که هرسال برند و اسم آن عوض می شود مدیرعامل فقط حرف خودش را میزد و هیچ ارزشی برای حرف کسی قائل نیست یسر سر شما داد میزند و هیچ اثری از اخلاق حرفه ایی نیست و با شگرد های خود مرتب روان شمارو به چالش میکشد به عنوان شخصی که در این شرکت سابقه کار داشته خدمتتون عرض میکنم خواهشا رزومه خودتون رو با پا گذاشتن در این شرکت خراب نکنید و صرفا بخاطر کار، تن به کار در این شرکت ندید چون نه حقوق به موقع دارید اکثر مواقع حقوق 1 الی 2ماه عقب میوفته و بیمه شمارو در آخرین فرصت رد میکنن و بیشتر مواقع خدمات درمانی شامل حالتون نمیشه همچنین بیمه شما بخاطر پیمانکار بودن شرکت با عنوان راننده رد میشه که به بنده اگر اطلاع میدادند باهاش مخالفت میکردم. مدام کارکنان به پرداخت نشدن حقوق هایشان تهدید می شوند. هیچ ای ثابتی در شرکت ندارید و هر روز جا به جاتون میکنن و افرادی با مدیرعامل سابقه ی بلند مدت دارند که متاسفانه ثبات اخلاقی ندارند در کل در این شرکت بیش از وظایف و شرح شغلتون از شما کار میخواهند در صورتی که کارفرما به ابتدایی ترین تعهدات خودش عمل نمیکنه و هیچ برنامه ایی برای تسویه شما ندارند در حال حاضر بسیاری از کارمندان بعد استفعا و ترک شرکت، بعد گذشت 7 ماه پول حقوق خود را دریافت نکرده اند. در کل کاش این تجربه بد رو با همکاران خوبم تجربه نمیکردیم. با تشکر این تجربه صرفا برای آگاه سازی کارجوهای عزیز مطرح شد
شرکت فوق العاده ای بود من یک سال کار کردم اما توی دپارتمان ما که کلا سه نفر بودیم مدیر هول و بی شخصیت و چیپی وجود داشت که با پیشنهاد آشنایی و رفتارهای چندش آورش، موندن رو برای من غیرممکن کرد خدا لعنت کنه و خیر از زندگیش نبینه چون این شرکت یکی از بهترین ها بود که من از دست دادم
در این شرکت شما با یک حیله گر و کودکِ به اصطلاح مدیر عامل طرف هستید. میتونین هر هفته دروغ های جدید از مدیر عامل یاد بگیرین! سطح علمی مدیر های نرم افزار برای 10 سال قبل خوبه. حقوق توافقی کاملا سوری بوده و هر 2 ماه 10 تومن حقوق میگیرین. در صورت استعفا، مبلغ ازتون کم میشه! حتی اگه 1 سال بعد از استعفا برای گرفتن پولتون شکایت کنین، سفته شما رو به اجرا میذارن!!
اینجانب بر اساس تجربه خود، عدم رضایت شدیدم را از همکاری با این مجموعه اعلام میکنم. دلایل اصلی این عدم رضایت و موارد خلاف مقررات انجامشده به شرح زیر است: تأخیر در عقد قرارداد: در سال جدید، قرارداد جدید با یک ماه و نیم تأخیر در اختیار اینجانب قرار گرفت. عدم تسویهحساب و تصرف مدارک پس از استعفا: پس از ارائه استعفا و با وجود ثبت شکایت قانونی، شرکت از پرداخت حقوق معوقه، سنوات و استرداد سفته ضمانت خودداری کرده است. همچنین جهت به تأخیر انداختن پرداختیها، اختلال در سامانه بانک صادرات را بهانه قرار داده و پس از ارائه شماره حساب بانک جایگزین نیز هیچگونه واریزی انجام ندادهاند. تخلفات بیمهای و اداری: دفتر مرکزی و محل کار فعال شرکت در تهران قرار دارد، اما رد کردن لیست بیمه کارمندان بهصورت غیرقانونی از استان یزد انجام میشود که این موضوع خلاف مقررات سازمان تأمین اجتماعی است. عدم تعهد به زمانبندی پرداخت حقوق: پرداخت حقوق همواره با تأخیرهای متوالی همراه است (موعد دهم به دوازدهم یا سیزدهم و موعد پانزدهم به هفدهم یا هجدهم موکول میشود). عدم وجود مسیر رشد شغلی و رفتار نامناسب: محیط مجموعه فاقد هرگونه فرصت ارتقا و رشد حرفهای بوده و برخورد مدیریت با نیروی انسانی بههیچوجه محترمانه و شایسته نیست. با توجه به تجربه شخصی و همچنین تکرار رفتار مشابه و عدم پرداخت مطالبات مالی سایر همکاران، همکاری با این شرکت را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم.
نه قرار داد میبنده نه حقوق درست میده هیچ کسی هم جوابگو نیست و موقع کسر خطاها بی معطلی کسر میکنه اما موقع پرداخت انگار نه انگار خبر مرگشون شرکت مسخره بی در و پیکر
در این مجموعه، چهار ماه حضور داشتم و فضای کار پر از حاشیه و تهمت بود. مدیران و سرپرستان اغلب تجربهٔ قابلتوجهی نداشتند و برای اولینبار بود که در جایگاه لید یا مدیر وظیفه میگرفتند؛ همین موضوع باعث میشد جسارتِ زیرآبزنی و دروغگویی رواج پیدا کند و افراد حرفهای را به حاشیه برانند. من هم به ناچار از آنجا رفتهام. حقوق به صورت قسطی پرداخت میشود و اضافهکاریها هم بازگردانده نمیشود. همیشه سرکوفت میشنویم، فضا پر از دوربین و وعدههای دروغ که هیچکدام عملی نمیشوند. اعضای تیم را در مقابل هم قرار میدادند و هیچگونه مشارکت یا همدلی وجود نداشت؛ فضای شرکت پر از شایعهپراکنی بود. بهمحض اینکه فهمیدم در بازهٔ یکونیم سال حدود هفتادوهشت نفر از مجموعه خارج شدند، وضعیت بیش از پیش روشن شد.
در قدم اول، از وقتی که وارد شرکت شدم فهمیدم اوضاع خیلی نامنظم است و هر روز به شکل جدیدی مسئلهای بروز میکند. مدیرعامل با من صحبت کرد و پیامی که شنیدم دربارهی چرخش پرسنل بود: وعدهای که دوباره از نو نیرو میگیرند، اما این کار تنها به تکرار مشکلات میانجامد و من احساس کردم این چرخه به دنبال ثباتی نیست. ساختار سازمانی به هم ریخته بود و اساسیترین مشکل این بود که تیمها بر پایهی فناوری مشخص میشدند نه روی پروژهها، نتیجهاش هم این بود که همکاری بین اعضا کمرنگ شد. هر سه ماهی یکبار نظرخواهی انجام میشد و نتیجهای که از آن میگرفتند منتهی به تغییراتی میشد که به جای بهبود، منجر به کاهش انگیزه میگردید. به همین دلیل فضای کار به طرز ناخوشایندی رقابتی شد و هر کس برای حفظ جایگاهش تظاهر میکرد. آخر هفتهها جلسات گروهی برگزار میشد که به نظر آشنایی و همافزایی میآمد، اما تبدیل میشد به سکویی برای تعارف بیشتر از حقیقت: هر کس بتواند بهتر از دیگری تعریف کند، گویی برنده است و امنیت شغلیاش بیشتر میشود. به گونهای که برای بقا در شرکت، به قدری لاف و تملق لازم بود که واقعاً غیرمفهوم میکرد. در ابتدای کار، با سفتههای سنگین و قابل توجهی روبهرو شدم؛ کارخانه وعده نگهداشتن آنها را دو سال میداد و بیمه هم تنها پایه بود که در نهایت به ضرر حقوقی و سابقهی شغلیام تمام میشد. مزایا انگار وجود خارجی نداشتند و دروس و آموزشهایی که انتظار داشتم به من ارائه نشد. حقوق اغلب با تأخیر میآمد و مدیرعامل در حضور کارکنان با لحن التماسآمیز میگفت که پرداخت صورت نگرفته و وعدهای مبنی بر آینده داده میشود. قراردادها به صورت کامل و منظم ارائه نمیشدند و اضافهکاری یا بهشکل درست محاسبه نمیشد یا اصلاً وجود نداشت. منابع انسانی با فشارهایی از سوی کارمندان برای انتشار نظرهای مثبت مواجه بود یا ویدیوهایی از تمجیدهای مدیر سابق در شبکههای عمومی شرکت پخش میکرد تا وجههی شرکت را جلوه دهد. به طور خلاصه اگر از درب شرکت فاصله بگیری و کمی دربارهی شرکت جستجو کنی، میتوانی عمق مشکلات را لمس کنی.
در این مجموعه، حقوق به موقع نمیرسد و اضافهکاریها معمولاً محاسبه نمیشود؛ مدیریت هم اغلب بیدقت و از نظر اخلاقی راضی به نظر نمیرسد. اگر واقعاً توانایی و تخصص و خلاقیت داشته باشی، با وجود فضای نامساعد، ممکن است با رفتارهای تحقیرآمیز روبهرو شوی و در برابر دروغگویی یا چاپلوسی واکنش نشان ندهی. برای ضربه زدن به تو، روایتهایی فراتر از انتظار ساخته میشود تا هر نقطه ضعفی را بهنوعی به کار گیرداری نسبت دهند. از سوی دیگر، اگر به کار کمنشایی و سطحینگری عادت کنی و ادّعاهای غیرواقعی و تظاهر را بلد باشی، احتمال موفقیت در اینجا وجود دارد. مشاهده کردم افرادی که در شش ماه از کارهای ساده به جایگاه مدیریت رسیدند.
بهمحض اینکه وارد این کار شدم، فهمیدم فضای شرکت خیلی خانوادگی و بسته است و از همان ابتدا حس میکردم با مدیرانی روبهرو هستم که دوگانه رفتار میکنند. گروهی از دوستان کارفرما، بهظاهر با تعریف و تمجید، پشت پرده واقعیتها را جور دیگری نشان میدهند و از این رهگذر حقوق و مزایای کارکنان غالباً تحت فشار قرار میگیرد. محیط کار در این مجموعه بهنوعی حصار گونه است و ارتباطات خیلی محدود و خانوادهمحور پیش میرود. در مجموع، آنچه تجربه کردم باعث شد احساس کنم جایگاه من در تصمیمگیریها چندان جدی نیست و برخی جوانب مدیریتی بهخاطر این فضای بسته بهدرستی به من منتقل نمیشود. از نکتهای هم که فراموش نمیکردند این بود که به قولی به برنامههای روزانه پایبند باشند، اما در عمل تفاوت زیادی بین حرف و عمل دیده میشد.
شرکت رانک تجربهای کارِ حرفهای من را نوار به نوار با افراد باهوش و فرهیختهای درگیر کرد، اما در نهایت برداشت من از همهچیز یکسان نبود. جمعی از همکاران در کنارِ هم دورهها و کارگاههای آموزشی مفیدی برگزار میکردند که فضای مثبتی ایجاد میکرد؛ با این حال، وقتی Gesamtheit تجربه را مرور میکنم، این دوره از کار برای من به طور کل مثبت نبود. انتظارها خیلی بالا بود در مقابل حقوقی که به نظر مناسب نمیآمد. نمایشهای سازمانی هم داشتیم، از جمله جلسات صبحگاهی برای مطالعه کتاب، نوشتن تعریف و تمجید از همدیگر به صورت هفتگی و از همه مهمتر، حضور مدیریت با سطح بالا که پیوسته در کار ما دخالت میکرد. اوایل مدیر ارشد هم به صراحت گفته بود ارزش کسبوکار برای او مهمتر از نیروی انسانی است و فشار دائمیِ تهدیدِ اخراج روی تیم به خصوص طراحها چیده میشد؛ این عدم امنیت شغلی به شدت بهرهوری تیم را پایین آورد و نتیجههای منفی روی راندمان بچهها، بهویژه طراحان، نمایان شد. چند نفر نتوانستند دوام بیاورند و رفتند، و برخی طی دو تا سه ماه بعد کنار گذاشته شدند؛ از تیم طراحی که پنج تا شش نفر بود یک نفر باقی ماند. نکتهای ناخواسته ناراحتکننده این بود که فرهنگ سازمانی به شدت مبتنی بر تقلید از کتابهای سطحی موفقیت شکل گرفته بود و تظاهر به مطالعه و پیروی از این کتابها به یک هنجار اجباری تبدیل شده بود. نهایتاً، برخلاف قوانین عجیب و غریب شرکت، مثل تاخیر در ثبت تجربههای خوب هفتگی، با جریمههای مالی و کسر از حقوق پایان ماه روبهرو میشدیم.
وقتی در ایران خودرو مشغول کار بودم فضای کار همواره پرتنش و پر از حاشیه بود. مدیران بیشتر با لابیگری و حمایت از برخی افراد اوضاع را وخیمتر میکردند و به نظر میرسید برخی افراد نسبت به بقیه امتیازهای ویژهای داشتند. شیوههای مدیریتی واقعاً ضعف داشتند؛ کلی حرف از قدرتمند بودن شرکت میزدند اما اجرای یک اسکرام ساده برای تیمی با پنج نفر را هم درست انجام نمیدادند. بهطور عملی فقط یک دیلی روزانه را داشتیم و ابزارهای معمولی مانند جیرا اصلاً وجود نداشت. چیزی که واقعاً روی اعصاب بود این بود که به خانمها میگفتند سه ماه قرارداد آزمایشی با حقوق پایین میبندند و بعد از پایان سه ماه، حقوق را بهروز میکنند، اما وقتی سه ماه تمام میشد و تسکها هم انجام شده بود، کسی تماس نمیگرفت تا قرارداد تمدید شود. از نظر من این رفتار شبیه کلاهبرداری بود. بعدها فهمیدم این روند برای پایین نگه داشتن حقوق همگانی و با وعدههای تکرارشونده ادامه داشت.
دوران کار من در این مجموعه تجربهای مثبت بود و در کل رضایتبخشم از روند کار و فرهنگ سازمانی بالا رفت. فضای همکاری بین تیمها شفافتر شد و روابط حرفهای بهبود یافت؛ دیگر مشکلات جدی و واضحی به چشم نمیخورد. از فرصتهای زیادی که برای یادگیری و رشد در اختیارم گذاشتند هم بهرهمند شدم و نکات زیادی یاد گرفتم.
شرکت به شدت پر از حاشیه از سمت مدیران ، بی تعهد نسبت به صحبتهای روز مصاحبه . روز مصاحبه با حقوق درخواستی موافقت میکنن بعد از یکماه و نیم که حقوق میدن خیلی کمتر از توافق اولیه پرداخت میکنن . برای استعفا حقوق آخر رو پرداخت نمیکنن و میگن تسویه هم سه ماه دیگه پرداخت میشه .
به عنوان کارمند فروشگاه اینترنتی، احساس میکنم که این مجموعه نسخهای کوچک از یک فروشگاه بزرگ است. مدیران دائماً از تجربیات گذشتهشان در شرکتهای بزرگ صحبت میکنند و انگار با صرفا تکیه به همان سابقه، به خودی خود اهمیت میدهند. فضای کار در اینجا پر از استرس است و به نظر میرسد احترام چندانی وجود ندارد.
فضا واقعاً پر از استرسه، انگار همیشه زیر فشار روحیای که تمومی نداره کار میکنی. بدتر از همه اینکه مدیره خودش دائماً حاشیه درست میکنه و اوضاع رو به هم میریزه. محیط کار هم اصلاً مناسب نیست؛ هیچ آرامشی برای کار کردن نیست. سرپرستا هم عملاً آموزشی نمیدن و باید خودت از آب و گل رد شی تا کارو یاد بگیری.
برای رسیدن به یه محیط کاری سالم، از زمانی که اینجا کار میکردم متوجه شدم اختلافهای مدیریتی به شدت اوضاع فنی رو تحتالشعاع قرار میده. از وقتی مدیرعامل جدید اومده، به جای تمرکز روی بهبود پروژهها و فرایندها، بیش از پیش فشار وارد میکنه و جو محیط کار رو تیره میکنه. با گذشت زمان، رفتارهای حمایتی و گفتوگوهای سازنده کم شده و فضای کار به سمت نزاعهای لفظی و گاهی درگیریهای فیزیکی سوق پیدا کرده. در عین حال رویههای مدیریتی هم کنار گذاشته شده و تیمهای با تجربه یکی پس از دیگری کنار رفتند؛ برخی از اعضای بدون تجربه بالا به پستها رسیدند و همین مسئله موجب کاهش کارایی و احساس ناامیدی در بین نیروها شد. من حقوقم را برای دو ماه دریافت نکردم و بعد از تلاش برای تسویه، با حیلهای پول را به حسابی دیگر واریز کردند تا بخشی از آن صرف امور دیگر شود. در نهایت اخبار و رفتارهای شخصی مدیر، مثل رفت و آمدهای مکرر به اماکن مذهبی و نمایشهای اخلاص، با تناقضهایی که بین عمل و ادعا وجود دارد، تا حدودی اعتماد به تیم را تحتتأثیر قرار داده است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.