وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۸٬۱۰۸ تجربه منتشرشده – صفحه ۶۳ از ۴۰۶
پرداخت الکترونیک سامان کیش(سپ)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۸ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در پرداخت الکترونیک سامان کیش(سپ)

برای این شرکت واقعا جای بهبود وجود داره و احساس می‌کنم بخش منابع انسانی نیاز به بازنگری جدی داره. واقعیت اینه که نمی‌دونم دقیقا توی منابع انسانی چه کارایی انجام میشه، اما نتیجه همون است که رزومه‌ها ارسال می‌شن و تأیید اولیه می‌شن، اما معمولا تماس نمی‌گیرن با کسایی که رزومه فرستادن. این رفتار رو برای همه پوزیشن‌ها دیدم و سؤال اینه که اگر کارمند نمی‌خواهید، چرا آگهی می‌ذارید؟ با وجود اینکه پر از فرایندهای طرفداری و پارتی‌بازی به نظر می‌رسه، در نهایت کسانی استخدام می‌شوند که اشنا دارن. به‌طوری که تا پایان بسته شدن موقعیت شغلی، وضعیت درخواست هیچ تغییری نمی‌کنه و در نهایت رزومه رد می‌شه. به نظر می‌رسد ارتباط با متقاضیان و مدیریت درخواست‌ها در بخش منابع انسانی باید به شدت بهبود پیدا کنه.

آدوراطب
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۸ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در آدوراطب

وقتی فهمیدم که از من تعهدی مثل سفته گرفته می‌شود، فکر کردم این را بهتر است در مصاحبه اول بگویم تا اگر می‌خواستند کار را کنار بگذارند، خیلی شفاف باشد. جالب بود که فقط از نیروهای جدید سفته می‌گیرند و نیروهای قدیمی هیچ سفته‌ای نگرفتند؛ همچنین تیم فنی واقعا کمتر و کمتر شد و تعدادی از آنها ترک کردند و باقی‌مانده‌ها هم نتوانستند به سطح مطلوبی برسند. از همان ابتدا احساس کردم که بعضی افراد تازه‌وارد، با هدف زیر آب زدن همدیگر، تلاش می‌کنند جایگاهشان را تثبیت کنند؛ زیرا می‌ترسیدند جای آنها را بگیرند. فضای واحد فنی واقعا ناسالم است و رفتارهای مخرب وجود دارد.

ماورانت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۸ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در ماورانت

شرکت ماورانت تجربه‌ای ناخوشایند برای من بود. کار سنگین و فشار بالای وظایف با زمان‌بندی محدود هم‌خوانی چندانی با امکانات موجود نداشت. اضافه‌کاری واقعا معنا نداشت؛ ممکن بود شب‌های زیادی تا ساعت هشت یا نه شب بمونی و کارها روی زمین بمونن، اما به خاطر تاخیرهای چند ساعته یا چند دقیقه‌ای در پایان ماه مقدار کمی از حقوقت کم بشه. دیدم کارمندانی که ده‌ها ساعت اضافه‌کاری داشتن هم به خاطر تاخیری چند ساعته در طول ماه کسر حقوق می‌شدن. سیستم شرکت بیشتر تسک‌محوره است تا انسانی. مهم نیست چه ساعتی میای یا میری، فقط میزان مشخصی از کار باید تحویل بشه. اگر کار بیشتر از توان یه نفر باشه هم چاره‌ای جز پیدا کردن راه‌حلی برای جمع‌کردنش نداری. از طرفی مشکلات مالی و کمبود بودجه همواره مطرح بود، اما افزایش حقوقی که در خرداد سال قبل وعده داده شده بود، هنوز پرداخت نشده بود. بعضی افراد که از اواخر سال ۱۴۰۴ از شرکت جدا شدن هم مدت‌ها بعد تسویه نشده بود و مطالبات‌شون باقی مونده بود. نکته جالب دیگه برخورد با کارمندانی بود که پیگیر مطالباتشون بودن یا نسبت به شرایط انتقاد داشتن. بارها دیدم که رفتار مدیر بخش یا کسانی که با مدیریت همسو بودن با این افراد تغییر می‌کرد. فضا برای آن‌ها به مرور سخت‌تر می‌شد و این حس پدید می‌آمد که به جای رفع مشکل، فرد به‌تدریج تبدیل به مساله می‌شود. در برخی موارد به جایی می‌رسید که فرد تصمیم به استعفا می‌گرفت. نکته ناخوشایند دیگری وقتی بود که نقدهای کارمندان در سایت‌های ارزیابی شرکت منتشر می‌شد. به جای پرداختن به ریشه مشکلات، بیشتر بر انتشار این نظرات و فشار برای نظرات مثبت تأکید می‌کردند. در کل احساس من از این مجموعه این بود که تخصص، تعهد و حجم کاری تعیین‌کننده نیستند. به نظر می‌رسید که کسانی که کمتر انتقاد می‌کنند و با مدیران همسو هستند، شرایط بهتری دارند. به همین دلیل فضای شرکت برای من محیطی نبود که بتوانم با آرامش نظر بدهم، انتقاد کنم یا دغدغه‌ها را مطرح کنم. و نکته آخر اینکه برای برخی وظایفی که کاملا خارج از حیطه کارمند بود، از همه می‌خواستند پیج‌های فیک پزشک‌های مجموعه را دنبال کنند و هر روز لایک و کامنت بالا بدهند؛ حتی با وجود کارهای زیادی که داشتیم و اگر انجام نمی‌دادیم، جریمه می‌شدیم. این کارها اصلا جزء وظایف ما نبود.

کروز
خودروسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۸ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در کروز

من کار در صنعتی را تجربه کردم که در شهرک بهارستان واقع بود و الان دیگر آنجا نیستم. از دید من، ظاهر شرکت خیلی باکلاس و مرتب به نظر می‌رسید، اما جو محیطی واقعا مخرب و سمی بود. بیشتر همکاران با یکدیگر فامیل یا دوست بودند و هر کس به سلیقه‌ای رفتار می‌کرد، به راحتی کنار گذاشته می‌شد. مدیران ارشد سابقه کاری بلندپروازانه‌ای داشتند، اما در واقع به هم‌کاهیش و زیرآب‌زنی عادت داشتند. واحد اجرایی تازه‌ای تعریف کرده بودند که کار آن خبرچینی و زیرآب زدن بود؛ و حدس می‌زدم که تنها سرپرست اصلی‌اش همانی بود که دوست‌دخترش از او تبعیت می‌کرد. تازه آن خانم، به اصطلاح موجه و متاهل هم بود. از دیگر مشکلات، وجود مشاوره‌ای بود که به روش‌های خاصی عمل می‌کرد و به نظر می‌رسید که بخشی از مشکلات آنجا نتیجه حضور این مشاور است. چون در آنجا خیلی‌ها بلد نبودند کار کنند، برای انجام بازرسی‌ها مدیر کارخانه به رشوه‌خواری رو می‌آورد و آدیتور هم می‌خرید تا آدیت‌ها را پاس کنند و به این موضوع افتخار هم می‌کردند. اگر به آنجا می‌روید و مصاحبه می‌کنید، باید هوشیار بود؛ افراد با سواد خیلی کم در آنجا حضور دارند و مدیر کارخانه و مدیران ارشد که فامیل و هم‌دوره‌ای هستند، از حالت عمومی مطلع‌اند. اما واقعیت این است که شما استخدام می‌شوید تا فامیل‌هایشان از تجربه شما بیاموزند و در نهایت پس از یادگیری، شما را کنار می‌گذارند و فرصت پیشرفت محدودی دارید. در این فضای پرتنش، تعدیل‌های زیادی هم صورت گرفته و انصافا جو بی‌وجدان حاکم بود.

ایران اورجینال
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۷ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در ایران اورجینال

دخل‌وتفریقی در کار بود، اما من در مدت کوتاهی که با این شرکت کار کردم، با رفتاری بی‌احترمانه و دروغ‌های مکرر روبه‌رو شدم. تبلیغ‌های آگهی تفاوت قابل توجهی با واقعیت داشتند؛ امکاناتی مانند بیمه تکمیلی یا کافی‌شاپ در واقعیتی وجود نداشتند و مشخصات شرکت با چیزی که نمایش می‌داد تفاوت داشت. فعالیت اصلی شرکت هم به نوعی زمینه دلالی وام بود و بس. مدیرعامل فردی بی‌ادب و پرخاشگر بود؛ ظاهر و وسایلش هم غیرواقعی جلوه می‌کرد اما ادعا می‌کردیم روزانه فروش بالای دویست میلیارد داریم. هیچ خودرویی برای فروش وجود نداشت و با این حال از من و همکاران خواسته می‌شد تا آگهی‌هایی برای فروش خودروها منتشر کنند.

توسعه زیرساخت مانامهام
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۷ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
تجربه کاری در توسعه زیرساخت مانامهام

در محیطی دوستانه و حمایتی کار می‌کردم که در آن قدردانی از زحمات همکاران همواره در اولویت بود. شرکت در پرداخت حقوق و ارائه بسته‌های رفاهی گامی جدی برداشته بود و تلاش می‌کرد سطح معیشت کارکنان را حفظ کند. فضای سازمانی به گونه‌ای بود که همکاری و صمیمیت بین اعضا شکل می‌گرفت و کار روزمره را در محیطی آرام و بدون حاشیه ارزشمند می‌کرد. با وجود چالش‌های مالی مسیر رشد شرکت، مدیریت همواره حمایت از تیم را در دستور کار داشت تا اختلالی در پرداخت‌ها یا رفاه پرسنل ایجاد نشود؛ این رفتار نشان‌دهنده تعهد واقعی مدیران به تیم بود. دیدگاه و چشم‌انداز مدیرعامل بسیار حرفه‌ای و ارزشمند بود و با پیاده‌سازی مستقیم ایده‌های او، پتانسیل شرکت برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ‌تر وجود داشت. در کنار نقاط قوت، نکته‌ای قابل بهبود نیز وجود داشت: ساختار مدیریتی میانی توانایی لازم را برای اجرای کامل پتانسیل‌های شرکت نداشت و گاهی نفوذ برخی افراد سبب می‌شد مسیر تصمیم‌گیری درست و راهبردی مدیرعامل تغییر کند که این امر به روند پیشرفت آسیب می‌زد. پیشنهاد می‌شود تصمیم‌گیری‌ها با شفافیت بیشتری انجام شود و ارتباط مستقیم‌تری بین لایه‌های اجرایی و مدیریت ارشد شکل بگیرد. در کل، شرکت محیطی بسیار دلنشین و حمایت‌گر بود. اگر به دنبال محیطی هستید که قدردان زحمات شما باشد، اینجا مکان مناسبی است؛ تنها نکته‌ای که نیازمند مدیریت دقیق‌تر است، بهینه‌سازی کانال‌های ارتباطی و تصمیم‌گیری در لایه‌های مدیریتی میانی است تا ایده‌های مدیران ارشد به‌درستی اجرا شود.

همراه کسب و کارهای هوشمند
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۶ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
تجربه کاری در همراه کسب و کارهای هوشمند

با وجود این که تیمی اختصاصی برای خودم شکل دادم، به نظر می‌رسد رفتار من و اعضای آن با واقعیت‌های شرکت همخوانی نداشت. گروهی که با عنوان تیم استراتژی معرفی‌شدن، در عمل حالتی جدا افتاده و بی‌ثمر پیدا کردند و حقوق‌های قابل توجهی دریافت می‌کردند در حالی که خروجی کارشان صفر بود. وقتی مشکلات روشن شد، به جای پاسخگویی و رفع کاستی‌ها، صراحتا به این تیم اجازه داده شد تا به صورت مستقل فعالیت کنند و از زیرساخت‌های شرکت بهره‌مند باشند بدون اینکه کسی پرسشی درباره‌ی کارکردشان بپرسد. نتیجه این ماجرا احساس بی‌اعتمادی و ناامیدی میان همکاران شد و مشخص شد که برخی تصمیم‌گیری‌ها به ضرر تیم و شرکت تمام می‌شود.

طب پلاستیک نوین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۶ خرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
کارمند مجموعه

من در مجموعه طب پلاستیک نوین تجربه کار داشتم و می‌خواهم صحبت‌های خودم را با نگاهی دقیق‌تر بازگو کنم. این گروه چندین شرکت زیرمجموعه دارد که هر کدام به طور نسبتا مستقل از هم اداره می‌شوند، و سیاست حفظ سرمایه‌های انسانی در شرکت مادر نسبت به زیرمجموعه‌ها از نظر من قوی‌تر است و ارزش کار در شرکت مادر بالاتر به نظر می‌رسد. با این وجود، پتانسیل رشد و ترقی در شرکت‌های زیرمجموعه هم قابل توجه است؛ برای نمونه طب کاران پلیمر که مسئول توزیع و پخش محصولات طب پلاستیک است، در سال‌های اخیر پیشرفت‌های چشمگیری داشته و افراد زیادی در مدت کوتاهی از سطح کارشناس به جایگاه‌های بالاتر مانند سرپرست، رئیس یا حتی مدیریت رسیده‌اند. این می‌تواند برای کسانی که اولویت‌شان رشد موقعیتی است، موقعیت مناسبی باشد. من تجربه‌ام را در طب کاران پلیمر این‌طور به شما توضیح می‌دهم. واقعیت این است که حفظ سرمایه‌های انسانی برای این مجموعه چندان جدی گرفته نمی‌شود و از آگهی‌های شغلی منتشرشده در بازار کار کاملا مشخص است که نیروهای کار عمدتا به جز تعداد کمی، خیلی زود از شرکت جدا می‌شوند و غالبا در حال جذب نیرو برای جایگزینی هستند. دلایل خروج پی در پی شامل بی‌اعتمادی، بی‌ثباتی شغلی، توهین‌های شدید مدیران به کارکنان، رفتارهای سمی برخی مدیران میانی و روابط غیرکاری و غیر اخلاقی افراد بانفوذ با زیردستان است که یکی از اصلی‌ترین عوامل ریزش نیروها به حساب می‌آید. به نظر من واحدهای مالی و فروش به دلیل مدیریت نسبتا قوی‌تر، وضعیتی بهتری نسبت به سایر واحدها دارند و توصیه می‌کنم اگر دنبال کار کوتاه‌مدت هستید و حساسیتی به بی‌احترامی ندارید، این مجموعه را در اولویت بررسی قرار دهید. ارادت

گاج
آموزش، مدارس و دانشگاه هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۶ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
برنامه نویس

در طول سه سالی که اینجا مشغول بودم، اوضاع مدیریت منابع انسانی بدون هیچ نظمی پیش می‌رفت و فضا هم حرفه‌ای نبود. اوایل سه ساله کار، شرایط مأثرتی داشت اما با ورود CTO جدید هرچه گذشت تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی شرکت به شدت ضعیف نشان می‌داد و معلوم بود تیم در اکثر پروژه‌ها با هم هماهنگ نبود. در سال آخر مجبور شدم بمانم تا اضافه‌کاری‌ها را بگیرند چون مبالغی معوق مانده بود و به‌دنبال بهانه‌ای برای تمدید کار بودم. محیط کار آنقدر بی‌سازمان بود که از اضافه‌کاری صرف‌نظر کردم و تصمیم گرفتم از شرکت بیرون بیایم. از منظر فنی، مشکلات واحد فناوری از همان ابتدای حضور CTO آغاز می‌شود. به نظر می‌رسد مدیر فنی در کارنامه‌هایش تجربه کافی ندارد و با وجود ادعاهای مختلف درباره خودش، توانایی عملی در برنامه‌نویسی هم ندارد. او با سیستم‌ها و ابزارها بی‌اعتماد است و اغلب دست‌کم می‌بیند یا نمی‌تواند به‌خوبی از ابزارهای استاندارد استفاده کند. در جلسات تیمی، برنامه‌ریزی مشخصی وجود نداشت و گاه مباحث از وظایف معینی خارج می‌شد؛ گاهی تصمیم‌ها به صورت ناگهانی و بدون طرح اولیه مطرح می‌شد. مطمئن نبودم چه کارهایی باید انجام شود و مسئولیت‌ها به‌طور روشن توجیه نمی‌شد. وضعیت امکانات شرکت نیز قابل دفاع نبود. نه ناهار وجود داشت و نه ابزارهای مطلوب برای رفت و آمد، به‌خصوص اگر ماشین شخصی نداشتید. ساعات کار طولانی‌تر از حد معمول بود و با وجود قولی مبنی بر عدم اضافه‌کاری، کار تا پاسی از شب ادامه داشت و پرداخت‌ها گاهی انجام نمی‌شد. مرخصی‌ها نیز در مقایسه با سایر شرکت‌ها کم بود و هر سه ماه تعدادی از هم‌تیمی‌ها از کار اخراج می‌شدند. فضای کار هم کیفیت مناسبی نداشت: محیطی پر سروصدا و غیرایمن در یک سالن بزرگ با تهویه نامناسب، به‌طوری که کار در چنین فضایی دشوار بود. دسترسی به منابع و ابزارهای لازم برای پژوهش و کدزنی هم به‌درستی فراهم نبود و اغلب هر چیزی را باید از منابع غیرمستقیم یا ویدیوهای آموزشی پیدا می‌کردیم که گاهی ارتباطی با کار اصلی نداشت. حتی برای کارهای معمولی گاهی با تأخیر مواجه می‌شدیم. در نهایت، تعداد کارکنان از حدود هفتاد و پنج نفر به دوازده نفر کاهش یافت و بسیاری از همکاران از شرکت خارج شدند یا به دنبال فرصت‌های دیگر رفتند. این تجربه نشان می‌دهد که فضای کار از نظر ساختاری و فرهنگی به شدت نیاز به بازبینی و بهبود دارد.

مهیمن
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۶ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
شرکت دانشجو محور

در این شرکت محیطی کاملا دانشگاهی را تجربه کردم؛ ورودی‌ها و خروجی‌های زیادی دارد و با وجود داشتن پروژه‌های با اهمیت، نگاه غالبا دانشجو-محور است. از ورودیه تا دکوراسیون و هدایا، تا سیستم منابع انسانی و سایر چیزها، دو محور اصلی را می‌دیدم: دانشگاهی بودن و تازه‌کار بودن، همراه با نقش‌های مذهبی. اینجا واقعا دنبال کار نیستند و حقوق و مزایای مناسبی برای متخصصان فراهم نیست.

سيگما
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۵ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در سيگما

شرکت سیگما را تجربه کردم و با وجود چندین نکته منفی، سعی کردم از هر تجربه درس بگیرم. فضای کار ظاهرا نامنظم و غیرمنسجم بود و رفتار بعضی مسئولین با اصول حرفه‌ای همسو نبود. حقوق با تاخیرهای طولانی و مبالغ کم پرداخت می‌شد و بارها بی‌ثباتی شغلی حس می‌شد. با وجود حضور در محیط مدرسه‌های رباتیک، فشار کار و توقع‌های غیرمنطقی خیلی بالا بود و امکان اعتراض هم به سختی وجود داشت. در نهایت، این تجربه برای من به عنوان یک دانشجو، مملو از فشار و ناامیدی بود و متأسفانه باعث شد به این گونه محیط‌ها علاقه‌مند نباشم.

مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۵ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
برنامه نویس

شرکت مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان را به چشم تجربه‌ای تلخ از نزدیک دیدم؛ مدت کوتاهی که در اینجا کار می‌کردم به دلیل قطع اینترنت حجم کارنامه‌ام به سختی ثبت می‌شد. این شرکت از نظر من بی‌سازه و بی‌نظم به نظر می‌رسید، به ویژه با ورود فردی که خودشیفته و بی‌سواد به نظر می‌رسید و از بهمن سال گذشته وارد مجموعه شده بود. او شرایط را به شدت بدتر کرد و با هر محیطی که برخورد می‌کردم از او گلایه می‌دیدم. به خاطر روابط مدیرعامل با او، این شخص قدرت‌های زیادی در سازمان پیدا کرد و جایگاه‌های مهمی به او سپرده شد؛ منابع انسانی دست او افتاد، در امور مالی دخالت کرد و تقریبا همه پروژه‌ها به اختیار او درآمد. اگر از شرکت‌های قبلی که این فرد در آن‌ها حضور داشته پیگیری کنید، می‌توانید رفتارهای مشابهی را ببینید و اینکه چرا در نهایت از آنجا کنار گذاشته شد موضوعی است که قضاوت نهایی با شماست.

طرفه نگار
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۴ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
کارمند

در این شرکت احساس می‌کنم اوضاع نسبتا نامساعد است و به نظر می‌رسد افراد با تجربه و پخته کمتر حضور دارند. گروهی از افراد که جذب شده‌اند، درباره‌ی وضعیت شرکت قطعا دید مثبتی ارائه می‌دهند و گاهی رفتارشان به گونه‌ای است که گمان می‌کنی حقوق‌های کلان می‌گیرند و تبلیغ می‌کنند؛ اما از نگاه من اینجا مناسب کار نیست و بهتر است به حرف‌هایشان اعتماد کامل نکرد. تجربه‌ی من نشان می‌دهد که فضای کار برای اعصاب و روان سخت است و تمایز و سلیقه‌ای بودن تصمیم‌ها بیش از پیش به چشم می‌خورد.

یکتانت
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۴ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در یکتانت

به دنبال جایی می‌گردم که استعدادهای من تنها به خاطر وجود افرادی بدون تخصص و درگیر توهمات غیرواقعی، همواره با چالش‌های بی‌پایان مواجه شود؛ در این زمینه، یکتانت تجربه‌ای خاص ارائه می‌دهد. وعده‌های سطحی، درخواست‌های غیرحرفه‌ای و هدر رفت منابع از مرزبندی‌های واضح این محیط‌اند و به نظر می‌رسد دانش مدیریت در فضای سازمانی آن‌ها چنگی به دل نمی‌زند. لازم به ذکر است که برخی از افرادی که در تصاویر صفحه‌ی فرصت‌های شغلی شرکت نمایش داده می‌شوند، احتمالا دیگر در آنجا مشغول به کار نیستند و با این وجود همچنان در صفحات منتشر شده حضور دارند.

جوان فکران داده گستر (ویستا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۳ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیرعامل

با دیدی از کارفرما به شرکت ویستا نگاه می‌کنم و تجربه‌ام را به زبان دیگری بازگویش می‌کنم. در یک تجربه‌ی کاری با این شرکت —به نام مشهورش دانشگاه بنیان— تنها یک نکته را خاطرنشان می‌کنم که از این انتخاب پشیمانم و می‌خواهم با خواندن نظرهای دیگران یا مشورت از افراد مختلف وارد چنین مسیری نشوم. برای روشن شدن پشت قضیه باید بگویم که سال‌ها از آن ماجرا گذشته و این نوشته مگر نه عصبانیتم است. آنچه می‌نویسم واقعیتی است که برای من اتفاق افتاد. ای کاش می‌شد به حجم بی‌کفایتی‌هایش اشاره نکرد، اما واقعیت این است که تا به حال در هیچ جایی چنین سطحی از ناتوانی را تجربه نکردم. وقت نوشتن همه جزئیات را ندارم و صرفا نکات اصلی را می‌آورم: ۱- قیمت: از میان شرکت‌هایی که نرخ دریافت کردیم، این شرکت گران‌ترین بود. ۲- پروژه در ابتدای کار به‌درستی درک نشد و نتیجه‌ای کاملا متفاوت از چیزی که انتظار داشتیم تحویل شد. ۳- مشاوره‌ی دقیق و سازنده وجود نداشت. وب‌سایت با رویکردی ابتدایی و معمولی شد و این کار، کار ویرایش در آینده را دشوار می‌کرد. در نهایت فهمیدیم که طراحی هم می‌شد در وردپرس با هزینه کمتر و امکان ویرایش و انعطاف بیشتر. ۴- تیم‌های مرتبط با پروژه از مدیر محصول تا تیم فنی، مرتبا تغییر می‌کردند و این بی‌ثباتی باعث طولانی شدن پروژه شد. ۵- انتقال سابقه به نفر بعدی به‌راحتی انجام نمی‌شد؛ هر چه عوض می‌شد، باید کل پروژه را از صفر تا صد برای همکاران جدید توضیح می‌دادیم. ۶- شرکت فاقد پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری بود. اگر ناراضی بودیم، هیچ‌کس بالاتر از مدیر محصول برای رسیدگی نبود و تماس با مدیران بالاتر هم بی‌پاسخ می‌ماند. ۷- پشتیبانی هم ضعیف بود؛ پس از پایان پروژه کسی مسئول رسیدگی به مشکلات نبود. این تجربه من بود و نتیجه‌اش این است که صلاح کار را بهتر از این می‌دانم که دوباره وارد چنین فضایی شوم.

فالنیک (ایران اچ پی)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۳ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
تجربه کاری در فالنیک (ایران اچ پی)

به‌تازگی در شرکت فالنیک تجربه‌ای داشتم که می‌خواهم با دقت بازگو کنم تا واقعیت فضا و رفتارهای کاری را بهتر بشناسید، اما بدون ارائه هیچ ادعای قطعی یا غیرواقعی. در بخش فروش احساس می‌کردم سود فروش‌هایی که انجام می‌دهم سه ماه بعد به دستم می‌رسد؛ یعنی فرایند پرداختی‌ها با تاخیر انجام می‌شود و این موضوع برایم پیچیدگی‌هایی ایجاد می‌کرد. همچنین رابطه‌های هم‌صنفانه در محیط خیلی محدود بود و احساس می‌کردم که نباید با همکاران احساس صمیمیت یا نزدیکی نشان بدهم؛ در این فضا اگر تصمیمی برای انجام کاری با هم‌کار یا ابراز علاقه‌ای وجود می‌داشت باید حتما به مدیر مربوطه گزارش می‌دادم و در صورت بروز روابطی که ممکن است به ازدواج بینجامد، کارم را احتمالا از دست می‌دادم. در واقع به نظر می‌رسید همه مدیران و سرپرستان در یک مسیر همکاری و تبادل فایل مشترک هستند. از نظر پرداخت‌ها هم وضعیت بهتر از این نبود: گفته می‌شد حقوق هر ماه پرداخت می‌شود اما در عمل با تاخیر انجام می‌شد و مبلغ‌ها به موقع به دست من نمی‌رسید. از طرفی مدیر مجموعه از همه می‌خواست هر شب وضعیت کارها و پیشرفت شرکت را از طریق پیامک گزارش کنم که امروز چه درصدی از کارها را انجام داده‌ام و چه مقدار از وظایفم تکمیل شده است. به نظر من، در انجام کارها تا حدی سخت‌گیرانه رفتار می‌شد و با این وجود مدیریت خیلی کارآمد به نظر نمی‌رسید. در تیم انبار، فردی مسئول خرید به‌عنوان مسئول اصلی معرفی می‌شد و به نوعی مسئول بودجه یا پولی که برای کارهای مختلف لازم می‌شد؛ به‌عبارت دیگر هر کاری که انجام می‌دادم با درخواست پول همراه بود و انتظار می‌رفت از هر درخواست درآمدی برای شرکت دریافت شود. این روال به حدی بود که حس می‌کردم برخی رویکردها بیش از حد مادی‌اند و انصافا خیرش به من نمی‌رسید.

پیوند ترابر آسیا
حمل و نقل، لاجستیک و انبارداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
کارشناس بازرگانی

برای باورکردنش سخته، اما تنها تجربه من از کارشناس بازرگانی بودن در این شرکت بود. در واقع، فضای کار برای من مثل یک جمهوری کوچک بود که در شرکت حاکم بود. واحد کار به شکل یک یخچال با یک طبقه طراحی شده و گاه اجازه نمی‌دادم غذایم را در همان طبقه بگذارم و باید غذا را در جای مخصوص میوه‌ها می‌گذاشتم. ساعات ناهار برای آقایان و خانم‌ها فرق می‌کرد تا اینکه با وجود تفاوت تعداد خانم‌ها، مدت زمان استراحت یک ساعت برای هر دو بود. از نکته‌های عجیب اینکه گفتند به دلیل ظرفیت محدود ایران، باید با حجاب و با پوشش مشخصی سر کار حضور داشتیم و باید مانتو و شلوار می‌پوشیدیم. در قرارداد هم نوشته شده بود امکان ارسال استیکر در گروه‌های واتساپ شرکت وجود ندارد. یعنی در هر لحظه از شبانه‌روز باید پاسخگوی مشتری و شرکت باشیم، و اگر این کار را نمی‌کردیم آقای مدیر ناراحت می‌شد. علاوه بر این‌ها شرکت هیچ منبع یا سورس مشخصی برای جذب مشتری ارائه نمی‌داد و به نظر می‌رسید که اگر واردش می‌شدی باید از پس جمع کردن کار ده نفر برمی‌آمدی.

دارالترجمه اودیسه
رسانه و انتشاراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در دارالترجمه اودیسه

وقتی به روزهای کاری‌ام در آن دارالترجمه فکر می‌کنم، بیش از هر چیز، تضاد میان «خدمات تخصصی زبانی» و «سطح فکری پایین مدیریت» در ذهنم نقش می‌بندد. مدیریت فوق العاده بی ادب و کلاه بردار این مجموعه که توسط فردی با نام اختصاری «***» اداره می‌شد، مصداق بارزِ نبودِ درکِ استراتژیک و انسانی از یک کسب‌وکار بود. کار در آنجا شبیه به تلاش برای ساختن یک عمارت روی زمینی باتلاقی بود. تمام دغدغه‌ی مدیریت، نه ارتقای کیفیت خدمات ترجمه یا ایجاد یک محیط پویا، بلکه در دایره‌ی بسیار محدودی از نیازهای روزمره خلاصه می‌شد؛ دایره‌ای که وسعت فکری‌اش گاه به کوچکیِ یک بطری آب معدنی یا یک بسته دستمال‌کاغذی بود. در حالی که ما برای تحویل پروژه‌های حساس و تخصصی با ددلاین‌های فشرده دست‌وپنجه نرم می‌کردیم، اتاق مدیریت پر بود از بحث‌های سخیف و بی‌مایه که نشان‌دهنده عمق نگاه کوچک مدیری کودک فکر بود که تنها برای «امروز» زندگی می‌کرد و هیچ بینشی نسبت به حفظ سرمایه‌های انسانی‌اش نداشت. بزرگ‌ترین درد این محیط، بی‌عدالتیِ سیستماتیک بود. حقوق‌ها نه تنها ناچیز بودند، بلکه همیشه با تأخیرهای طولانی و بهانه‌های واهی پرداخت می‌شدند. برای ما که هزینه‌های زندگی‌مان به همان حقوق وابسته بود، شنیدنِ توجیه‌های مدیر در حالی که خودش مشغول سفارش دادن غذاهای گران‌قیمت از بهترین رستوران‌ها بود، نمک پاشیدن به زخم محسوب می‌شد. بیمه‌ها هم که داستان خودش را داشت؛ رد شدنِ ناقص و غیراصولی حق بیمه، نشان می‌داد که «***» حتی برای قانونی‌ترین حقوقِ پرسنل‌اش هم ارزشی قائل نیست. فرهنگِ «آزار»، بخشی از ابزار مدیریتی او شده بود. فشار آوردن‌های بی‌دلیل و برخوردهای تحقیرآمیز، تنها راهی بود که او گمان می‌کرد می‌تواند قدرت‌اش را به رخ بکشد. در حالی که او غرق در سودهای حاصل از استثمارِ ما بود، محیط کار به جای فضایی برای رشد و همکاری، به یک زندانِ فکری تبدیل شده بود. آن دوران برای من درس بزرگی شد؛ درسِ شناختِ تفاوتِ میانِ «صاحب‌کار» بودن و «مدیر» بودن. حالا که به آن روزها نگاه می‌کنم، خوشحالم که از آن فضای مسموم فاصله گرفتم، اما همچنان برای همکارانِ عزیزی که هنوز در چنبره‌ی این مدیریتِ کوته‌فکر گرفتارند، متأسفم. تأسف‌بار است که دارالترجمه‌ای با این سطح از ادعا، توسط فردی اداره می‌شود «***» که جهان‌بینی‌اش در حد هزینه‌های دستمال‌کاغذی و ناهارِ شخصی‌اش محدود شده. وقتی حق‌الناس (حقوق و بیمه) اولویت آخر است، یعنی مدیر فقط یک “جیب‌بُرِ حرفه‌ای” است، نه مدیرِ یک مجموعه فرهنگی

بانک شهر
بانکداریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۲ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
پرسنل

باورم نمی‌شه که چنین وضعیتی اونجا حاکمه و من به شدت از ورود به این بانک پشیمانم. از نگاه من، برای پرسنل هیچ ارزشی قائل نیستند و با آن‌ها مثل برده رفتار می‌شود؛ به نظر می‌رسد اینجا بیشتر به دنبال بازاریابی است تا ارائه خدمات بانکداری. بعد از ساعات کار هم باید در کوچه‌ها و خیابان‌ها دستگاه‌های پوز شرکت آسان پرداخت را برای جذب منابع بفروشند و اگر نتوانی به عنوان یک متصدی بازاریابی موفق شوی، پاداش‌ها و وام‌ها بهت تعلق نمی‌گیرد و به شکل آزاردهنده‌ای تحت فشار قرار می‌گیری تا از کار استعفا کنی. در تمامی بخش‌ها امکان وجود رابطه‌های باندی مشاهده می‌شود و ناچار می‌شوی دائما به مدیران ناموفق و بی‌سواد بها بدهی. امیدوارم روزی باشد که بتوانم از این بانک رها شوم، چون واقعا اکثر پرسنل ناراضی و رنجور هستند؛ نه تنها از نظر روانی و روحی بلکه از نظر جسمی هم تحت فشار مدیریتی بی‌کفایت و بی‌تفاوت قرار دارند.

ژابیز پردا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۱ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
تجربه کاری در ژابیز پردا

به نظرم چالش اصلی اینجا این بود که نیروها توی این سازمان نسبت به سایر تیم‌ها اولویت چندانی ندارن. حقوق‌هامون با تاخیر پرداخت می‌شد و سطح حقوق هم معمولا در حد متوسط شرکت‌های مشابه بود؛ هرچند فضای روابط خیلی گرم نبود اما حس امنیت و احترام بین هم‌تیمی‌ها همیشه وجود داشت. از مزیت‌های قابل‌توجه مجموعه، شناوری بالا، امکان دورکاری و نسبتا بالای پروژه‌ها در مقایسه با رقبا بود و همواره استاندارد بودن روش کار در تولید و توسعه محصول دیده می‌شد.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.