تمام تجربهی من با شرکت گالری هنری علیرضا گلکار به صورت همزمان با زمان مقرر آغاز شد و برخورد مدیرها خیلی صمیمی بود. در ابتدای جلسه، دربارهی سوابق کاری و تجربههام پرسیدن و بعد کمکم به سوالهای فنی رسیدن تا سطح دانشم رو بسنجن. در پایان یک مسئله دادند که باید با بهاشتراکگذاری صفحه کد بنویسم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مصاحبه با عنوان فرصت جاوا در یک موسسه فرهنگی هنری بود و تجربهام نشان میدهد که خیلی روی مباحث پایهای جاوا پافشاری میشد و بخش عمده سوالها تئوری بود. گفتگوی مصاحبه تقریباً یک ساعت طول کشید و من در زمینههایی مثل multithreading، collection و OOP و برخی مفاهیم پایه جاوا عملکرد نسبتاً خوبی داشتم؛ اما زمانی که به سراغ ابزاری برای مدیریت دادهها رسیدند که آشنایی نداشتم، من دچار اشکال شدم. از بیاد ماندهترین سوالها میتوان به تفاوت بین string builder و string buffer، این که آیا میشود شیء کلاس پدر را به عنوان آرگومان به متدهای کلاس فرزند داد، و چگونگی نگهداری دادهها با ArrayList اشاره کرد. در پایان مصاحبه از من پرسیدند که آیا از فریمورکها و ابزارهای مدرن مانند فریمورک وب، کانتینریسازی، فریمورک فرانتاند یا موتورهای جستجو استفاده میکنید که پاسخشان به طرز غیرمستقیمی منفی بود. وقتی پیگیر شدم و حدود یک ماه گذشت، منابع انسانی گفتند سطح من Level -5 است و تیم فعلاً نیازی به چنین سطحی ندارد؛ در نتیجه خودم هم تصمیم گرفتم به جای دیگر بگردم. در بین رزومههای سایر واجدین برای جاوا هم بعضیها بعد از رد شدن توانستند در شرکتهای مشابه جذب شوند؛ به نظر میرسد شرکت به صورت مستقیم نیرو نمیگرفت. قبلاً با یکی از مدیرها صحبت کرده بودم و بیان کرده بودم بیشتر روی فریمورکهای مدرن و فرانتاند کار کردهام، اما سرانجام مدیر تیم که با من مصاحبه کرده بود، به طور غیرمستقیم گفت نه. نتیجه این بود که تیمهای جاوایی در این شرکت روی کدهای خام جاوا و پلتفرمهای قدیمیتر متمرکزند و خبری از تکنولوژیهای نوین یا معماری میکروسرویس نیست. چالش اصلی از نوع الگوریتمی و ساختماندادهای است تا طراحی سیستم با ابزارهای جدید؛ با این تفکر شاید پس از چند سال ورود به تیمهایی با تکنولوژیهای مدرنتر امکانپذیر باشد، اما برای دیدن سریع این فناوریها نباید انتظار زیادی داشت. نکته آخر این است که اگر قصد آمادهشدن برای چنین مصاحبههایی را داری، عمیق جاوا را مطالعه کن؛ منابع آنلاین و دورههای آموزشی میتوانند کمک باشند. دانستن ORM و مفاهیم پلتفرم جاوا هم خیلی مفید است. درباره حقوق هم دقیقاً همان رقمی که پیشنهاد دادم در شرکت فعلی هم حاضر میشوم؛ اینکه شرکت جدید چه میزانی میدهد را نمیدانم، ولی احتمالاً از حدود هشت میلیون شروع میشود.
واقعا نمیدونم چرا بررسی و تعیین وضعیت رزومه ها اینقدر طولانی هست در کوبل دارو و گروه کوبل خب مگه ددلاین برای جذب نیروها وجود نداره تو این شرکت؟ چرا تعیین تکلیف نمیشه یکم به فکر باشین بخدا کسانی که رزومه میفرستن بخاطر سرگرمی اینکارو نمیکنن همه گرفتارن یا شغلشون از دست دادن تو شرایط سختی هستن و چشم انتظار در پی یافتن شغل حتما دو ماه باید بگذره تا بررسی کنید؟ اگه مورد قبوله دعوت مصاحبه بشه اگرم نه رد کار سختیه؟ تو برزخ نگه ندارین لطفا
برای موقعیت تخصصی دو بار به مصاحبه دعوت شدم. اولین مرحله فنی بود و قبول شدم، اما بعد از یک هفته تماس گرفتند و گفتند باید مرحله دوم بیایم. مرحله دوم ظاهراً اداری بود ولی دقیقاً مشخص نبود با چه فردی ملاقات دارم یا به چه سمت میروم. به موقع رسیدم، اما سه ساعت معطل شدم تا بالاخره وارد جلسه شوم. تعدادی از افراد دور میز نشسته بودند و فضای جلسه طوری بود که انگار مقابل یک کمیسیون ایستادهام؛ برخوردها هم اصلاً مناسب نبود. در نهایت پس از چند هفته که انتظار کشیدم، هیچ خبری از شرکت دریافت نکردم.
در نخستین جلسه باید توضیح کوتاهی از تحصیلات، کارهای پارهوقت و پروژههای مرتبط میدادم، چون سابقه کار تماموقت نداشتم. سپس درباره هدفها و برنامههای آیندهام پرسیدند. بخش دوم جلسه بیشتر جنبه فنی داشت؛ پرسشهایی درباره طراحی کمپین و کار با ابزار تحلیلی مطرح شد تا تواناییهای من در انجام کار سنجیده شود. در نهایت توضیحات بیشتری درباره شیوهی کار و نیازمندیهای شرکت ارائه شد. گفتند منابع انسانی با من تماس میگیرد و پس از دو سه روز ایمیل زدند و گفتند فردی با تطابق بهتری با نیازها را انتخاب کردهاند. به نظرم باید از نظر دانش آماده بود و بتوانی بهطور واضح تواناییهای خود را ارائه بدهی، چون آنها به رفتار صمیمی و دوستانه بیشتر از حالت رسمی اهمیت میدهند.
در تبلیغاتشان بیش از حد وعده میدهند اما وقتی وارد فرایند میشوم واقعاً همه چیز ظاهری است. گفتند رزومه را ظرف بیستوچهار ساعت ارسال کنید تا پاسخ بدهند، من فرستادم ولی یک هفته طول کشید تا پاسخ بدهند. قرار مصاحبه را هم به نظر میخواستند منظم باشند و از راه ایمیل زمان میدادند، اما سر وقت هیچیک نیامدند؛ بیخبر و بدون اطلاع دو ساعت منتظر ماندم. بعد از حدود دوازده ساعت پیامی آمد که عذرخواهی میکنیم، جلسه داشتیم و یادمان رفت. در آگهی دو عنوان شغلی قید شده بود ولی در مصاحبه از هر دو پست پرسیدند و هر جا من بلد نبودم همان را میخواستند — در حالی که آگهی گفته بود آن مهارتها فقط آشنایی کافی لازم است. خلاصه اینکه اینجا همهچیز پر از بینظمی و شانسی است.
در ابتدا دوبارهنویسی را با گفتوگویی روشن از تجربم آغاز کردم و سپس به جزییات مصاحبه پرداختم. برابر انتظار، فرم اولیه را ارسال کردم و وارد فرآیند استخدام شدم. جلسه نخست با تیم منابع انسانی بود؛ درباره خود مجموعه صحبت شد و سوالات معمول مربوط به حوزهٔ منابع انسانی مطرح شد. در ادامه مصاحبهٔ فنی برگزار شد که شدتِ تخصصی بودنش برای من کمی غیرمنتظره بود؛ به جای پرسشهای تخصصی iOS، بیشتر دربارهٔ سابقهٔ کاری، پروژههای گذشته و دیدگاههای کلی دربارهٔ کار پرسش شد. سپس توضیحات بیشتری دربارهٔ پروژهها، چالشها و وضعیت شرکت ارائه شد و من هم تمامی سوالهایم را مطرح کردم. نتیجهٔ کار نسبتاً خوب بود و گفتند طی چند روز پاسخ میگیرم؛ منابع انسانی با من تماس میگیرند تا در خصوص حقوق و شرایط کاری صحبت کنند. از آنجا که شرکت در حوزهٔ بانکی فعال است، داشتن تجربهای مرتبط در این حوزه برایشان مزیت محسوب میشد.
داخل مصاحبه سوالات شخصی پرسیده شد همینطور به من گفته شد که باید حجابم کامل باشه یعنی فقط گردی صورتم دیده بشه و نمی تونم که با همکار آقا حرف بزنم به نظرم تو مصاحبه اولیه اصلا نباید همچین چیزی گفته بشه و همینطور پرسیدن که سیگار می کشم یا نه که واقعا این سوال یه چیز شخصیه و به کسی مربوط نیست که زندگی بنده چی هست واقعا که هیچی از تکنیک های مصاحبه بلد نبودن و بیشتر می خواستن بگن که ما فقط آدم های مذهبی رو استخدام می کنیم
مصاحبه خیلی با تاخیر شروع شد و همینطور قبل از انجام مصاحبه مجبوز به انجام یکسری تست روانشناسی شدم که یکساعت زمان بنده رو گرفت و همینطور مصاحبه با کلی تأخیر شروع شد و همینطور بخوام بگم تمامی افراد داخل شرکت انگار از دماغ فیل افتادن و به شدت فضای سمی بود
آگهی شغلی برنامهنویس گذاشتن و آخرش برای ساعت کاری نوشتن «شنبه تا چهارشنبه از 9 تا 18 و پنجشنبه 9 تا 13:30»، یعنی 216 ساعت ماهانه! بعد حداکثر حقوق رو نوشتن 30 تومن (حقوق پارسال)! 💩 تازه اگه فرض کنیم واقعا حداکثر رو بهت بدن و حداقل ندن
خیلی خوب و با احترام برخورد کردن، خیلی فضای مصاحبه دوستانه و خوب بود دو مرحله مصاحبه رفتم یکی آنلاین که فنی بود و یکی دیگه حضوری که بیشتر برای فرهنگ تیمی و سافت اسکیل بود و سوالات تخصصی که پرسیده میشد متوسط بود و اصلا اذیت کننده نبود و از هر دو مصاحبه خیلیی وایب خوبی گرفتم. دسترسی شرکتش به لحاظ لوکیشن خوبه و شرکتش ظاهر خوبی داره، با احترام برخورد میکنن خیلی و فضای قابل قبولی داره
مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا از جای قبلی بیرون اومدی چه کار خفنی انجام دادی و آخرش بیشتر شبیه مصاحبه فنی بود پرسیدن اگه مشکلی تو سیستم پیش بیاد چیکار میکنی لاگارو چجوری چک میکنی 😄 ( چه ربطی به hr داره نمیدونم). فرداش رزومم بدون ارائه دلیل رد شد به نظرم سر عدد حقوق بود هر چند مطمئنم اگر hr حرفه ای تری برای مصاحبه میومدن و شاید رقم رو پیشنهاد میدادن اکی میشدیم. ۲۰۰ تومن کمک هزینه هر ناهار جهت خرید از تپسی فود و کمک هزینه مکتب خونه و شارژ اکانت وندور ماشین به گفته خودشون و نکته دیگه ظاهرا تا دیر وقت (تا ۵ صبح)میمونن بچه هاشون جهت تحویل فیچر که ظاهرا تو شرکتهای گلرنگ مرسومه. ارزیابی کلیم اینه که فنی اکی هستن ولی hr ضعیف دارن.
بهعنوان تجربهای از یک مصاحبه، با دید خودم توضیح میدهم که در جلسهٔ فنیِ شرکت ستاره بامگاه حاضر شدم و در نهایت احساس کردم مدیر بخش قصد داشت با رفتار خود به جایگاه من توهین کند و نشان بدهد که تجربهام کم است و نباید رزومهام را ارائه بدهم.
اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقهمندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکیشان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوالها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.
تو جلسهٔ اول دربارهٔ این شرکت، دستاوردها و تعداد نفراتی که دارن حرف زدیم؛ بعد هم منو با کار و مسئولیتهام آشنا کردن و در مورد امکانات و مزایایی که بهم میدن توضیح دادن. بعد از خروج از اون مصاحبه کلی خوشم اومد؛ برخلاف مصاحبههای دیگه اصلاً حس خستگی یا فشار نداشتم و بیشتر شبیه یه گفتوگوی دوستانه بود. بعد که مرحلهٔ اول رو رد کردم منو به مصاحبهٔ دوم دعوت کردن؛ توی اون مرحله بیشتر دربارهٔ کارهای قبلی، شرکتهای گذشته و دلایلِ خروجم حرف زدیم و وارد جزئیات شدیم. سوالهایی که داشتم رو پرسیدم و خیلی مودبانه و محترمانه جواب دادن.
در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست
برای من تجربه مصاحبه با شرکت لوگوشو خیلی آرام و دوستانه پیش رفت. بعد از پر کردن فرم، حدود چهلوپنج دقیقه با واحد منابع انسانی صحبت کردم و گفتگو حول حداقل حقوق و شرایط کاری به طور شفاف انجام شد. مرحله بعدی با مدیر دیتاسنتر بود که برخوردی بسیار خوشبرخورد و حمایتگر داشت؛ هیچوقت حس نکردم قصد تخریب یا تحقیر کسی وجود دارد. گفتوگوها بیشتر جنبه فنی پیدا کرد، اما کارِ مربوط به حوزه تخصص من مطابقت چندانی با چیزی که دنبال میکردند نداشت و شیفتها هم با برنامهام همخوانی نداشت. در کل فضا تا حد زیادی آرام بود و لزومی به استرس حس نمیکردم؛ اگر رفتید، راحت باشید.
برای من بیشترین تمرکز در مصاحبه روی سابقههای کاری و مهارتهاییم بود، و توضیح دقیق چرایی اینکه چرا فکر میکنم میتوانم به تیم کمک کنم. با اعتمادبهنفـس و قطعیت صحبت میکردم و مهارتهایم را به صورت روشن و منظم ارائه دادم.
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
من متوجه نمیشم چرا هر سه ماه 4 ماه نیروهاشون رو اخراج میکنن یا شایدم نیرو از بس اونجا فضای بدی داره که خارج میشه از مجموعه این واسم علامت سوال بزرگی بود که اومدم ویکی تجربه گفتم شاید دوستانی که اونجا قبلاً شاغل بودن ثبت نظر کردن که متاسفانه کم لطفی کردن و چیزی ننوشتند
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.