همین که وارد مسیر کار شدم فهمیدم که اوضاع خیلی خوب پیش نمیرفت. چند ماهی هم همکاری کردم، اما حقوق پرداخت نمیشد و فضای شرکت سمی بود. مدیرعامل را کمهوش و بیباور دیدم و فکر میکنم برای اولین تجربه هم ارزش چندانی نداشت. رفتار با همکاران نامحترمانه بود و تحملش سخت بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دلم میخواست توضیح بده با وجود اینکه در این شرکت احساس امنیت نکردم، اما اکنون از تجربهام نوشتم تا روشن شود چه بر من گذشته است. وقتی از کندا ایده جدا شدم فهمیدم چقدر فشار روانی تحمل کردهام؛ مدیران کوچکند و با انواع تحقیرها سعی میکردن مانع رشد کارکنان شوند و همین رفتارها موجب میشد حتی حقوق هم بهموقع پرداخت نشود. اضافهکاری به اجبار نگاه داشته میشود اما پاداش یا تشویقی در کار نبود و هر چیز ارزشمند با تحقیر تعریف میشد. خدا را شکر میکنم که از آنجا خارج شدم، چون از نظر دانش مهندسی سطح پایینی داشتند و پروژههای واقعی و کارآمدی وجود نداشت. به همین دلیل تجربه خاصی یاد نگرفتم و بعدها وقتی با شرکتهای دیگر همکاری کردم، نکتههای تازه زیادی به دست آوردم و فهمیدم آنچه در این مجموعه به کارمندها میدادند ظلمی بزرگ بود.
مدت دو سالی است که صنعت ترجمه با ضربههای زیادی روبهرو شده و این وضعیت اثرات منفی زیادی روی کیفیت کار و حجم سفارشها گذاشته است. ورود ابزارهای ترجمه ماشینی بخشی از این مشکلات است و باعث کاهش کیفیت آثار و کاهش تقاضای کار مترجمان حرفهای شده. همچنین پس از حملهای که به ایران صورت گرفت بازار نشر به شدت رکود گرفت و نوسانات ارزی هم تصمیم ناشران برای پذیرش آثار جدید را تحت تاثیر قرار داد؛ چه ترجمه باشد و چه تألیف. اغلب برای حضور در این حوزه یا باید با هزینههای شخصی اثر خود را ثبت و منتشر کرد یا از فرصتهای کمتر پیشنهاد شده استفاده کرد. بهخصوص من افتخار میکردم که با شبکه مترجمین ایران همکاری دارم، ولی با توجه به شرایط اخیر، مقدار سفارشها بهشکل چشمگیری کاهش یافته و این موسسه تصمیم به تعدیل نیرو گرفته تا بتواند هزینههای اجاره دفتر و حقوق کارمندان باقیمانده را بپردازد. در زمانهای خوبی بازار بهقدر کافی پر بود که فرصتهای فراوانی داشتیم و بهراحتی میشد همه سفارشها را بپذیریم، ارزیابی سفارشها تکیه بر سلیقه و تجربه ارزیاب داشت و شاید اصول ارزیابی دقیق اجرایی نمیشد. اما در دو سال اخیر اوضاع مالی ترجمه بهطور چشمگیری سخت شده و سه بار مدیران این موسسه تغییر کردهاند. برای آینده، نباید به ادامه کار در حوزه ترجمه فکر کرد. شبکه مترجمین که گواهینامه ایزو در حوزه ترجمه دارد و گاه تنها دارنده این گواهی در ایران محسوب میشود، به چنین وضعی افتاده است؛ این وضعیت، هشدار به سایرین هم هست.
با سلام ما برای آموزش به قسمت بادامک انبار دیجی کالا که اون روز تقریبا ۱۰ تا ۱۲ نفر بودیم و اصلا اون چیزی که توی مصاحبه اعلام کرده بودن زمین تا آسمان فرق میکرد ۴ روز کار که یه روزش اف باشه اصلا نبود حقوقش به ۲۰ تومن هم نمیرسید و ما فسخ قرار داد کردیم اون گروهی که رفته بودیم و برای گرفتن سفته گفتن باید ۳ ماه باید منتظر باشید در کل گول کار در شرکتهای دیجی کالا و انبار اسنپ رو اصلا نخورید .
در یکی از شرکتهای خدمترسان الکترونیکی آدونیس تجربه میکنم. من بهعنوان کارشناس در محیطی کار میکنم که خصوصیبودن با میزان کمی از حضور دولتی در آن همزمان است و ساختار سلسلهمراتبی غالب است. افرادی که هنوز در اینجا هستند، با پذیرش برخی واقعیتها کنار آمدهاند. با این حال، فضای کار فعالی و نسبتا سالمی نسبت به سایر شرکتهای بانکی وجود دارد، هرچند پرداختیها رضایت من را کاملا تامین نمیکند.
مدیران بی سواد و بیشعوری دارن مرخصی به سختی بهت میدن یعنی اگه مریضم بشی بهت ی ساعت مرخصی نمیدن همیشه شلوغه و بیشتراز ظرفیت ازت کار میکشن و باماشین حساب میسنجنت یعنی حتی بلد نیستن کی پی ای بگیرن از کار احترام به کارمند صفر این بیمه و تکمیلی و پرداخت به موقع مزایا نبست وظیفه شرکته که میزنه تو سر کارکناش برای دستشویی رفتن باید تو نوبت بمونی کلا مزخرف هستن
برای من تجربهای از این شرکت بود که انتظارها و سطح توسعه علمی و آموزشی کارکنان به خوبی برآورده نمیشد. گام الکترونیک به نظر میرسید که ظرفیت گسترش کارهای بزرگ را دارد اما این فرصتها از دست میرفت. به رغم چالشهای فعلی، اخیرا با ابتکار مدیر منابع انسانی فضایی برای آموزش مجازی فراهم شد و از طریق مدیریت او بستههای آموزشی الکترونیکی در حوزههای گوناگون فنی و علمی تهیه و در اختیار من قرار گرفت و بعدها فهمیدم برای تمامی کارکنان چنین اقداماتی انجام شده است. این تجربه ارائه آموزش غیرحضوری را به عنوان شاخصی برای انگیزهبخشی به کارکنان به حساب میآورد و ضمن قدردانی از ایشان و سایر دستاندرکاران، انتظار میرود این نوع فعالیتها ادامه پیدا کند و برای سایر شرکتها نیز به عنوان نمونهای موفق معرفی شود.
دو ماهی میشود که به بهانه خرابی سیستم و قطع بودن سرور، پاسخگوی تلفن نیستند و هر چه برای این موسسه کاریابی پول دادم نتیجهای نگرفتم. اینطور به نظر میآید که به سادگی از زیر بار مسئولیت در میروند و آدم را سر گول میزنند. هنوز نمیدانم چه باید گفت، امیدوارم پاسخگوی این رفتارها باشند و تاوان کارشان را بپردازند. این پولها را با زحمت و کار جمع کرده بودم و حالا به راحتی از دست دادم؛ خدا نکند به کسی دیگر همین بلا را سرش بیاورند.
در بین فضایی که در این شرکت تجربه کردم، بیش از هر چیز به محدودیتهای مدیریتی برخوردم که مانع رشد و یادگیری تیم میشد. کار با ابزارهای قدیمی ادامه داشت و مقاومت در برابر بهروزرسانیها همچنان بالا بود. حتی دسترسی به اینترنت برای توسعهدهندگان قطع بود تا از خروج سورس جلوگیری شود. با وجود این شرایط، برخی افراد که مورد اعتماد مدیریت بودند، سورس را خارج کرده و با تغییرات کم نسخهای تقریبا مشابه را وارد بازار کردند. مدیریت واحدی جایگزین شد و یکی از نیروهای قدیمی، بدون تجربه مدیریتی، بهعنوان مدیر جدید منصوب شد. رویکرد او از بالا به پایین بود و با برنامهنویسها برخوردهای ناخوشایند داشت؛ هیچگونه زمینهای برای پیشرفت فراهم نمیکرد—نه برای کسانی که سالها در شرکت بودند و نه برای نیروهای تازهوارد. فضای کاری بهطور فزایندهای بستهتر و غیرحرفهای شد و انگیزه برای یادگیری به مرور از بین رفت. یکی از اعضای متخصص و متعهد که توانست مدیر را متقاعد کند تا یکی از ابزارهای قدیمی را با گزینهای جدید جایگزین کنند، گامی مهم در مسیر بهبود برداشت. اما با وجود اثر مثبت، به دلیل رفتارهای نامناسب مدیر جدید ناچار به استعفا شد. اگر هدف شما محیطی حرفهای، پویا و مبتنی بر احترام است، این شرکت گزینهای مناسب نیست. فضای مدیریتی محدود، بیاعتمادی به تیم و رفتارهای غیرحرفهای موجب از دست رفتن انگیزه بسیاری از اعضا شده یا آنها را ترک کرده است. انتخاب این شرکت میتواند مانع جدی برای پیشرفت شغلی و یادگیری شما باشد.
در این شرکت وضع منابع انسانی به دلیل استخدامهای بدون تخصص و سفارشساز، نامساعد است و امنیت شغلی به شدت پایین است. احساس مسئولیت نسبت به کارکنان وجود ندارد و نظارت همواره با کنترل شدید دوربینهای با زوم بالا دنبال میشود. از طرفی برای افراد داخل شوراهای رسمی امنیت شغلی عالی است و حقوق بالا هم یکی از مزیتهاست که هنوز هم به چشم میآید.
شرکت فکور صنعت، تقریبا اکثر کارکنان به واسطه ارتباطات قبلی در این شرکت استخدام میشن حتی معاونت شرکت. رابطه خیلی ارجحیت داره به تخصص، هیچ احساس مسئولیتی در قبال کارکنانش نداره. تنها مزیتی که باعث شده ویترین جذابی داشته باشه پرداخت حقوق های بالا هست که اون هم چون امنیت شغلی برای غیر خودی ها نداره روش نمیشه حساب کرد. معاونت منابع انسانی ضعیفی داره.
شرکت فکور صنعت، تقریبا اکثر کارکنان به واسطه ارتباطات قبلی در این شرکت استخدام میشن حتی معاونت شرکت. رابطه خیلی ارجحیت داره به تخصص، هیچ احساس مسئولیتی در قبال کارکنانش نداره. تنها مزیتی که باعث شده ویترین جذابی داشته باشه پرداخت حقوق های بالا هست که اون هم چون امنیت شغلی برای غیر خودی ها نداره روش نمیشه حساب کرد.
برای من بهعنوان تجربهای از شرکت کاربین در حوزه کاریابی گزارش شده است که در آن نویسنده با ابراز نگرانی شدید از کلاهبرداری و قربانیشدن سخن میگوید. او ادعا میکند که برخی افراد شخصی با نامهای مختلف تحت تعقیب کیفری هستند و از شرکتهای مرتبط با کاربین بهعنوان کلاهبرداری نام میبرد. همچنین اشاره میکند که سرمایه چند شرکت پلمپ شده و شرکتهای دیگری با نامهای مشابه ایجاد شدهاند تا افراد بیشتری را فریب دهند. به گفته نویسنده، کانالی تلگرامی وجود دارد که بهنوعی به بازشناسی این شیادان کمک میکند و تعداد زیادی از مالباختگان در آن دیده میشوند. با این حال تأکید میکند که مراقب باشید و از تجربه ناگوار آنها درس بگیرید تا قربانی نشوید.
برای من هم همیشه این حس وجود داره که این سایت بیشتر از همه تجربههای اخراجیها رو جمعآوری میکنه، چون اغلب کسانی که ثبت میکنن یا وضعیت خودشونو ترک کردن یا از کار بیرون رفتن. به نظر میرسه افراد فعلا مشغول کار نیستن یا از آیندهای که داشتن راضی نیستن، وگرنه چرا باید اینجا ثبت کنن؟ خلاصه اینکه به نظر میرسه بیشتر تجربههای مربوط به خروج از شرکتها توی این سایت جمعآوری میشه.
تمام حوادثی که دوستان گفتن، واقعا وجود دارن: حقوق به موقع پرداخت میشه، تعادل زندگی و کار هم به هم میخوره، اما در نهایت بر سود کارفرما تمرکز دارن. شاید تصور کنید حقوقتون خوبه، اما در بخشهایی از شرکت به گونهای ازتون کار میکشن که فرصت استراحت شبانه هم براتون باقی نمونده و خستهتون نگه میداره. راستش بسته به خودتون هم داره؛ اگر فقط میخواید کار کنید و در آخر هفتهها فقط بخوابید، خانوادهتون رو نبینید و با همکاران ارتباطی نداشته باشید، اینجا مناسب شماست. میگن تصمیم درست بگیر، اما اینجا هیچ ارزانی بیعلت نیست؛ دستمزد شما بهاندازهای نیست که در مقابل کار کشیدن، ارزشش رو داشته باشه و حتی بیشتر هم کار میکشند. حقوق رو دقیقا سر موعد بگیرید، کارانه هم به شما تعلق میگیره و حتی ناهار هم به شما میدن که ماهی حدود یک میلیون از حقوق خودتون رو ازتون کم میکنند. در نهایت تصمیم با خودت.
دو رو ترین،بدحساب ترین،بی اخلاق ترین و افتضاح ترین نوع مدیریت رو میتونید تو این شرکت ببینید،اولش فاز رفاقت باهاتون رو دارن ولی به محض اینکه حقوقتون رو مطالبه کنید تازه میفهمید با چه موجودات عجیب غریبی طرف هستید
باور کن اگر بگویم اینجا فقط کار گرانی و بیپولی است که میچسبد، به حقیقت نزدیک است و بس. من حس کردم در اینجا فقط با حمالی میشود اسم پیدا کرد و هیچ جایی برای پیشرفت وجود ندارد. اخراجها بدون منطق و دلیل مشخص بوده و اگر دربارهی اینکه چه چیزی باعث خروج همکاران شده تحقیق کنید، بیدلیل و بیمنطق به نتیجه میرسید. مدیریت اینجا خیلی ضعیف است و از نظر سازوکارها و رهبری، نقاط ضعفی واضح به چشم میخورد.
با سلام خدمت همه کسانی که این متن رو میخونن، چند وقتی توی این شرکت بودم، خیلی هم بد نبود ولی یه منابع انسانی به شدتداغون و بدردنخور داره، که باعث اذیت و آزار من شد. واقعیتش همیشه در حال توطئه کردن و طراحی نقشه های شوم با تعدادی ازهمکاران عزیزکردش هست. شاید این بخش کوچکی از صحبت هام باشه ولی بدونید در این شرکت منابع انسانی مساویست با منابع غیرانسانی بشدت کرخت وتنبل
مشکلات این شرکت معمولا با توجه به اندازهی فعالش قابل توجیه است، اما طبیعتا جنبههای منفیاش به گونهای بوده که موجب شد از دید انسانیت به چشم یک شرکت کوچک بنگرم و جزو شرکتهای بزرگ به حساب نیاید.
برای من روشن است که در برخوردهای متعدد، با دوگانگی و بیاعتمادی روبهرو شدم؛ از آموزشهای اولیه تا برخورد با افراد مثل رزاقی و دهقانپور هیچ تعهد واقعیای در حرفها نیست و برایشان فروش یا کرمند بودن حکم قطعی را به همراه دارد. مهم نیست مریضی یا وضعیت کاری یک همکار چگونه است، فقط باید کار هر روزه را پیش ببری و به نظر میآید که وعدههای بیشمار و سنگین آموزشها و ادعاهای شرکت بیش از هر چیز در ذهنم خنده برمیانگیزد. تا به امروز دقیقا چنین رفتاری را از این شرکت ندیدم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.