بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از دو ماه و نیم مصاحبه های رنگارنگ و کلی هزینه طب کار و ضامن بازنشسته و ... روز اول کاری متوجه شدم به عنوان بازرس افق کوروش هیچ امنیت شغلی و مالی و جانی ندارم در بدو ورود بهم گفتن باید بری جاسک حق ماموریت هم کیلومتری سیصد تک تومن کار بسیارسنگین جوری که با سابقه ترین ادمشون دو سه سال بیشتر نتونسته دووم بیاره اقا من روز دوم انصراف دارم جونمو گذاشتم رو کولم در رفتم گول اسمشو نخورین که بازرسیه خیلی کار حمالیو کم درامدی هست متاسفم که کار به این سنگینی با کم ترین امکانات بیگاری میکشید...
به نظرم رفتاری که در مصاحبه با من دیدم خیلی نامناسب بود و باعث شد از همان اول دلزده شوم. هفته گذشته رزومهام را برای گروه صنایع فولاد صبح پارسیان ارسال کردم و دیروز تماس گرفتند تا برای امروز ساعت ۸:۳۰ مصاحبه داشته باشم. موقعیت شرکت در شهرک صنعتی فریمان بود و من ساکن مشهد بودم، بنابراین با دقت و زودتر از موقعیت حرکت کردم تا حداقل یک ربع زودتر آنجا باشم. وقتی رسیدم، مسئولی که با من تماس گرفته بود در اتاق نگهبانی بود و تازه کارش را آغاز کرده بود؛ من معرفی کردم و نشستم تا از حالت تعارف عبور کنم. در ادامه گوشیهایشان را درآوردند و از من پرسشهایی درباره پروژههایی که در سابقه کاریام مطرح کرده بودم پرسیدند، اما به وضوح مشخص بود رزومهام خوانده نشده است. بعد از چند سوال بیربط که درباره اینکه این پروژه را برای کجا انجام دادهام یا چگونه، مطرح شد که منتظر بمانم تا یک نفر دیگر هم بیاید تا با هم برای مصاحبه اصلی برویم. همان موقع به خودم گفتم که واقعا چه ارتباطی به من دارد اگر چند نفر دیگر هم با من بیایند؟ سپس مسئول گزینش رفت و من تنها با نگهبان ماندم و از ساعت ۸ تا ۹ خسته شدم. به نگهبان گفتم آیا این شیوه رفتار شرکت با نامنویسان درست است؟ او هم با دوستانش تماس گرفت و گفت شاید همان فرد نیاید، پس تکلیف چیست؟ او گفت که الان از فرد مربوطه پیگیری میکند. واقعا با وجود اینکه همان کارجو وقت مصاحبه داشت و نیم ساعتی هم دیر کرده بود، تماس گرفتند و گفتند اصلاحا مهندسی را به جای دیگر هدایت میکنند. تقریبا ساعت نه و ده دقیقه آن آقا رسید و ما با هم برای مصاحبه رفتیم. فردی که آمد از من پرسید آیا رزومهای دارید یا نه. من گشوده بودم تا مثل همیشه به روی میز بگذارم که او پشت سر من، نگاهی به رزومه انداخت و آنگاه گفت: دفترچه یا نقشهای حاوی رزومهتان هست؟ او به من گفت رزومهتان را دارم میخوانم اما پشت رزومه من خالی بود. گفتند رزومه شما این است؟ من گفتم بله، اما توضیح دادم که لیسانس الکترونیک به کار ما نمیآید و کار ما در سطح کاردانی است و اگر لیسانس بگیرم، ممکن است کار فوقدیپلم را از من بخواهند. نمیدانم چرا هماهنگ نکرده بودند. بعد از این ماجرا من از مجموعه بیرون زدم و به سمت مشهد برگشتم؛ در طول راه دوباره با من تماس گرفتند و گفتند که اشتباه شده و ما شما را برای جای دیگری میخواستیم. به سرعت گوشی را قطع کردم و ادامه راه را طی کردم.
در اولین دیدار با تیم فنی متوجه شدم که پس از قبولیدن مصاحبه، از من آزمون گرفتند و گفتند برای دورهای آزمایشی باید بیایم. طی سه روز دوره آزمایشی، دو هفته کار برایشان انجام دادم اما حقوق را به شکل قابل توجهی کاهش میدادند. در نهایت پس از سه روز اعلام کردند سطح توانایی فنی من از کارآموزان خودشان کمتر است و رفتارهای نامناسبی نشان دادند. این مجموعه ظاهرا دنبال افرادی با شخصیت خاصی بودند. بعد از آن به شرکتی رفتم که حقوق دو برابر میداد و کارکنان با تجربه و با شخصیت داشت که برخیشان تا بیست سال سابقه داشتند. فقط کافیشاپ زیبایی که آنجا بود، برایم یادگاری شد. این تجربه تقریبا دو سال قبل برای من اتفاق افتاده است.
چند روز پیش از طرف مدیر فنی شرکت برای مصاحبه دعوت شدم.وقتی تجربیات کاری و همچنین نمونه کارهامو بهشون گفتم خیلی استقبال کردن و قرار شد شنبه سرکار برم.اولین روز کاری خیلی برام جالب بود مدیر فنی گفت ما بیش از نیم ساعت رو یک باگ وقت نمیزاریم و بعد از نیم ساعت باید گزارش بدین تا تصمیم بدی گرفته بشه!یاد فیلم زاکربرگ (فیسبوک) یا دره سلیکون افتادم که بارها ساعت ها بر رویه باگ کار میکردن و برام خیلی گنگ بود و اصلا درک نکردم!اخر وقت روز اول بهم یک تمپلت .net core دادن و قرار شد من با پترن cqrs برای مدلی که دارم CRUD بزنم بدون هیچ توضیح و نمونه ای!سری اول چون دیدی از پترنی که داشتن نداشتم و خودش هم نبود تصمیم گرفتم به صورت موقت با یک پترن ساده تر برم جلو تا بعدن ریفکتور کنم! همین که کدارو دید سریع ازم خواست باهام صحبت کنیم و گفت اگه یک کاراموز اسخدام میکریم میتونست این کار رو انجام بده و گفت تمام تجربیاتی که گفتم خلاف اون بوده با اینکه نمونه کار هام رو گیتاب بود .بعد همین که اومدیم پایین دیقیقا 15 دقیقه برنامه نویس دیگه بهم یک سمپل داد و یک توضیح و دقیقا با همون سمپل CRUD رو زدم ولی کمی تخصصی تر بگم من در لایه بالاتر که نمیدونستم ! از یک پترن دیگه استفاده کردم که از یک سایت خارجی یاد گرفته بودم و مطمنم بودم اشتبا نیست اونم چون دید مناسبی نداشتم و نمیدونستم خودشون چجوری پیش رفتن اولین روز CRUD رو تا اخر وقت زدم(CRUD رو یک تسک در نظرر بگیرید) فرداش ک امروز بود اومد ندید همشو پاک کرد و با لحن ناجالب گفت باید یکو استخدام کنیم کارای تورو تمیز کنه و ... و ازم خواست دوباره بریم بالا اونجا یکم صحبت کردیم و من گفتم نباید کدارو پاک میکردید و باید قبل پاک کردن چک میکردیم و باهم صحبت میکردیم بعد با هم به نتیجه میرسیدیم !اخرش گفت از فردا نیایین و من با کمال خونسردی گفتم از امروز نمیام و خدا حافظی کردم. چند نکته : من سنیور نبودم و ولی جنیور هم نیستم حتی اونجا گفتم اس کیو ال اشنایی دارم و همه تجربیاتی که داشتم تو گیتاب هست ولی همون روز اول انتظار داشتن بدون هیچ سمپلی دقیقا مث پتررن خودشون پیش برم. اینکه نیم ساعت بیشتر روی یه باگ نمیشه وقت گزاشت واقعن تو کتم نرفت و اینکه اولین روز انتظار داشته باشی تسک بزنی یکم جالب نیس و باید سمپل پروژه رو داشته باشن حداقل دو روز با کدا کار کنی تا دستت بیاد.
من با CTO این شرکت مصاحبه کردم. نمیدونم هنوز ایشون اونجا هست یا نه چون ۲ سال پیش بود. فقط در همین حد بگم که به من که فرانت اند دولوپر هستم سعی داشت بگه React از Vue خیلی بهتره و چرا دارن ازش استفاده میکنن :)) چرا چون من بهش گفتم هر روز یه فریم ورک جدید میاد بیرون و هایپ انتخاب فریم ورک جدید همیشه هست. ۱. پیشنهاد میکنم با کسی که هنوز درگیر مقایسه و انتخاب فریم ورک هست اون هم در سمت CTO کار نکنید چون براتون مشکل ساز میشه. ۲. پیشنهاد میکنم با شرکتی که بجای گرفتن تست فنی، سوالات فنی رو بصورت گفتاری میپرسن همکاری نکنید. میگن show me the code , words are bullshit ۳. پیشنهاد میکنم با مدیری که نگاه بالا به پایین داره و دنبال گرفتن مچ شما هست همکاری نکنید.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
سلام بعد اریسال رزومه حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و زمانی رو برای مصاحبه اوکی کردند بعد از مصاحبه همونجا جواب رو گفتن و اعلام کردند از فردا یک دوره آموزش 30 روزه هست که باید تشریف بیارید از ساعت 8 تا 18 که حقوق هم نداره بعد از اون آزمونی گرفته میشه هرکی قبول شد وارد شرکت میشه به طور آزمایشی و بعد 3 ماه اگه همچی اوکی باشه قرارداد میبندید در این دوره آموزش حدود25 تا 30 نفر بودیم که داشتیم آموزش میدیدیم رفتار تیم آموزش بسیار زننده و بد بود به طوری که در حین آموزش چند نفر اعلام کردند که دیگه نمیان و تیم آموزش یاQA به طور دلبخواهی و کاملا سلیقه ای هرکیو دلش خواست قبول کردن از اون تعداد نفرات 5 نفر کلا قبول شدند و طبق گقته خودشون از نفراتی که در دوره قبلی آموزش میددیند که 40 نفر بودند هیچکس قبول نشده شرایط داخلی رفاهیش میشه گفت خوبه ولی خب پروسه استخدام بسیار پیچیده طولانی هست و تیمی که این کار رو انجام میده با نفراتی بد رفتار پرو به طوری که انگار ما برده این تیم بودیم و باید هرچی میگفتند میگفتیم چشم در کل اون نفراتی هم که وارد شرکت شدند به تعدیل علی بابا مواجح شدند واخراج شدند ضمنا علی بابا سفته 30 میلیون تومانی میگیره من به شخصه تجربه خوبی در کنار دوستانم که داشتیم اموزش میدیدیم داشتم ولی نفرات تیم آموزش شزکت اصلا خوب نیستند و پیشنهاد نمیکنم کسی رزومه بفرسته
در زمان مصاحبه برای من توضیح دادند که تیمهایشان با اخلاق و توانمند هستند؛ اما فضای کاربری برای کدنویسی به شکل خاصی مدیریت میشود. کدبیس پروژهها پر از کدهای قدیمی و نامرتب است که به گفتهی اعضای تیم، به نام «نخبگان» و «شریفها» این آشفتگی توجیه میشود و هر تغییر کوچک برای بهبود خوانایی یا توسعه باید با تأیید این افراد بالا دست شود تا به آنان برخورده نشود. اگر کار کارشناسی خوبی انجام دهی و پروژهای را به شکل صحیح و با کیفیت پیادهسازی کنی، باید به بحث درباره کدنویسی سازمانی و سیاستهای داخلی حوزهی کار با جدیت بپردازی. در غیر این صورت در ظاهر حقوق همواره ثابت است و فرصت اضافهکاری یا بهرهور بودن از پروژههای متنوع کمتر میشود.
حتی برای یک مدت کوتاه با ژاکت در ارتباط بودم و تجربه میخواهم بازگو کنم. در ابتدا قرار بود با من برای مصاحبه زمانی مشخص بشود اما از همان دقیقه اول تعهدها به موقع انجام نشد و با تاخیری طولانی روبهرو شدم. وقتی بالاخره پاسخ دادند، لحنشان نسبت به من بسیار طلبکارانه و بیادبانه بود و واکنش من نسبت به تاخیر و اعتراضی که داشتم، با توهین و واکنش ناخوشایند مواجه شد. گفتند اگر من حرفهایم را ثبت کنم، ممکن است این تجربه منتشر نشود، اما هدف من واقعا نشان دادن رفتار آنهاست. بهطور کلی از همکاری با مجموعه ژاکت پشیمان نبودم ولی تمایلم برای حضور در فرآیندهای آینده کاهش پیدا کرد. به نظر میرسد سادهترین کاربری که میخواستند انجام بدهند، برقراری ارتباط درست با داوطلبان یا متقاضیان است که با وجود تلاش و تمایل، پاسخ مثبتی دریافت نمیکردند. در نتیجه احساس میکنم این تیم به جای همدلی و احترام به زمان دیگران، با کمترین همکاری و بدقولی روبهروست. به هر حال توصیهام این است که اگر قصد دیدن فرصتهای شغلی آنان را دارید، با دیدی دقیق و آماده برای مواجهه با چنین رفتارهایی قدم بردارید.
برای کاربوم تجربهای داشتم که در مصاحبهی فنی Front-End در سطح سنیور بود و حضوری برگزار شد. سوالات سطحبالا و انتظارها مناسب بود و من موفق به عبور از این مرحله شدم. سپس برای مرحله دوم با مدیرعامل در قالب مصاحبهی ریموت دعوت شدم؛ این گفتوگو هم با چالشهای خوبی همراه بود و به دقت به رزومهام نگاه شد. در نهایت، در مهلت مقرر پاسخ نهایی را دریافت کردم؛ از جنبههای فنی از من قدردانی شد ولی به خاطر تفاهم و تطابق روحی کار، همکاری ممکن نشد. از همکاران بابت رفتار حرفهایشان تشکر میکنم.
من در نمایشگاه کار برای این شرکت رزومه پر کردم. کسایی که در غرفه شون بودن همه جوان و ظاهرا آدمای بدی به نظر نمیرسیدن. زمستانه 98 باهام تماس گرفتن و بعد از 2 جلسه مصاحبه گفتن برای کار آزمایشی بیا اگه OK بودیم ثابت میشی و از دو سه ماه بعد هم بیمه. چند روزی رفتم برای کار و انقدر کارشون بی برنامه و پرفشار و اذیت کننده بود که واقعا دیگه تمایلی به ادامه نداشتم. معلوم هم نبود اصلا کارشون چی هست. از طراحی لوگو برای ارایشگاه زنانه شروع شد بعد گفتن ما کارهای طراحی بخش فیلم و سریاله اپلیکیشن معروف صداسیما را انجام میدیم (بخاطر قوانین این سایت نمیتونم اسمشو بگم) . تعداد زیادی پوستر و بنر فیلم و سریال دادن طراحی کنم. همه کارهای هم باعجله. مثلا کاری که واقعا دو سه روز زمان میبرد اگر بخوای خوب انجام بشه، اصرار داشتن 10 دقیقه ای انجام بشه. بعد هم که تازه اون موقع داشت مسئله کرونا شروع میشد کلی طرح دادن برای اون کار کنم. هر طرحی رم میگفتن نه خوب نیست و دوباره بزن. انقدر که واقعا دیگه آدم خسته میشد. بعد یه روز گفتن خب از فردا دورکاریه . تا دو سه ماه همین بود و من نتونستم حتی دستمزده همون چند روزمو بگیرم. بعدم که کرونا فروکش کرد باز گفتن حالا داریم جای دفتر شرکتو عوض میکنیم و دوباره یکی دو ماه دورکاریه. منکه دیگه نرفتم اما از مدل کارشون و راست و دروغشون سر در نیاوردم. همون چند روز با هرکدوم از بچه هایی که اونجا کار میکردن صحبت میکردم هم تقریبا مشابه همینا رو میگفتن که نمیدونیم چه خبره و قراره چی بشه. خیلی بده آدم با امید وارد مجموعه ای بشه و نا امید و سرخورده برگرده
هرگز فرایند مصاحبهای را به آن شکل تجربه نکردم و از شرکت با حضور مصاحبهکنندههای نامناسب و برخورد توهینآمیز ناامید شدم. بعد از ثبت نام، برای مصاحبه به جایی در تهران رفتم که فضای کوچیک و دو نفر رئیس داخلش بودن. رفتار کارکنان مصاحبهکننده به شدت گستاخانه و زننده بود و سؤالهای بیربط میپرسیدند، ضمن اینکه با من به گونهای برخورد میکردند انگار نگهبان خانهشانم. در نهایت آنها مرا به شاخهای که کمبود داشتند هدایت میکردند و میگفتند اگر بخواهم کار اسبابکشی انجام بدهند، الان نیروی لازم ندارند و نمیخواهیم. گویی برای هر مهارتی که نیاز ندارند، به من پیشنهاد میدادند. انگار در چندین مصاحبهای که داشتم، این یکی بدترین تجربه بود. به طور کلی از استادکار ناامید شدم و حتی به عنوان مشتری هم حاضر نیستم با آنها همکاری کنم.
حدود ۱ ماه قبل از عید رزومه از طریق وبسایت رزومه ارسال کردم به علت کرونا فکر می کردم دیر ممکنه پاسخ بدن ولی بعد از حدود ۱ هفته و نیم ایمیل زدن و گفتند متاسفانه تجربه کافی نیست و امیدواریم در آینده بتونیم همکاری کنیم. بعد از حدود ۲ ۳ روز دوباره ایمیل زدند و گفتند که اشتباه شده و یک قرار مصاحبه برای روز دوم عید گذاشته شد. قرار مصاحبه ۱۰ صبح بود ولی متاسفانه به موقع جلسه برگزار نشد. طرفای ساعتای ۵ عصر یک نفر با گوشی شخصی تماس گرفت و شروع به مصاحبه کرد و من واقعا حول شده بودم و یک زمان دیگه خواستم ولی قبول نکردند سوالای مصاحبه خیلی محدود و عمقی بود و انتظار داشتم سوالای با دامنه گسترده تری پرسیده بشه بعد از حدود ۲ روز من بهشون پیامک زدم و نتیجه پرسیدم که گفتند قبول نشدی
به نظر میرسد که فرایند مصاحبه راحت و منظم بود و فرد مسئول دیجیتال مارکتینگ با دانش قابل توجه حضور داشت که از این جهت رضایت داشتم. در مجموع تجربه خوبی بود، تنها به دلیل مسائل شخصی قادر به حضور نبودم. محیط شرکت هم هم خارج و هم داخل نسبتا جالب بود.
با تأیید همه تجربههای بد که دوستان اشاره کردن، شرکت چارگون اول که میری مصاحبه و حقوق درخواستی اعلام میکنی، یکم چونه میزنن بعد دیگه چیزی نمیگن فکر میکنی حقوق الان حل شده. مرحله بعد دعوت میکنن چند روز بری تست بدی که سطح سواد و تشخیص بدن ، مرحله بعد کلی با مدیران مختلف و درنهایت مدیرعامل جلسه میذارن و همه که دونه دونه تایید کردن و حدود ۳ هفته وقتت و گرفتن، درنهایت مدیر منابع انسانی تماس میگیره و حقوق خیلی کمتر و پیشنهاد میده و میگه اگر موافقید یک جلسه دیگم بیاید با من . فضای کاری شرکت اکثرا شاده و بچهها میگن بلند بلند میخندن و تمرکز رو از دست میدی. اکثر مدیراشونم به یه عده پاچهخار خیلی بها میدن و عملا فقط اونا رو میبینن و حرف همونا رو قبول دارن. در کل هیچ بار علمی به کسی اضافه نمیشه و یه مشت کار پوچ تو شرکت انجام میشه با تکنولوژی و سیستم کاری قدیمی.
جهت اطلاع رسانی گزارش بی اخلاقی از همتون خواهش میکنم برای دیده شدن این پست بهم کمک کنید، ممنون میخوام از یک بی اخلاقی و رفتار غیر حرفه ای که برام در روند استخدام افتاد بگم و مشخصا اسم شرکت رو بیارم شرکت hashtag#زیبر ، آدرس فعلی میدان ولیعصر آدرس اصلی: گیشا حوزه فعالیت: طراحی و برنامه، بنویسی سایت های نوبت دهی آنلاین حدود ۲ ماه پس از ارسال رزومه از من دعوت شد برای مصاحبه، تو مصاحبه به من گفتن که اگر همه چیز اوکی بود و رزومه شما اوکی بود یه مصاحبه دیگه به صورت تلفنی با تیم فنی خواهید داشت و بعد از اون نتیجه گفته میشه! حدود چند هفته بعد از شرکت با من تماس گرفتن و گفتن برای ساعت ۳ هستید که مصاحبه تلفنی انجام بدید، با اینکه حال جسمیم خیلی بد بود و باید میرفتم دکتر، وقت دکتر رو کنسل کردم و خودم رو آماده مصاحبه کردم حتی وضعیت رزومه من به پذیرفته شده تغیر پیدا کرد... ساعت ۳ شد و تماسی گرفته نشد؛ ساعت ۴ شد و حقیقتا عصبی شدم چون به شدت مریض بودم و وقت دکترم رو کنسل کرده بودم با شرکت تماس گرفتم و گفتم مگه نگفتید ساعت ۳ تماس میگیریم؟ در کمال خونسردی منشی گفت کنسل شده و گوشی رو گذاشت!!!! آقا یا خانم شرکت زیبر، اوکی کنسل شده شده باشه شما شعور این رو ندارید که وقتی قراری که از ساعت ۱٠ صبح گذاشتید رو کنسل میکنید تماس بگیرید و بگید؟؟؟ یه معذرت خواهی چی؟ چون کارفرما هستید هرجور دوستدارید میتونید رفتار کنید؟ حرفه ای رفتار کنیم حتی تو بدترین مواقع
من به شخصه تبریک میگم به اروان با این تبلیغات در فضای مجازیش. اولا گفتن رزومه بفرستید ما در 24 ساعت بهتون خبر میدیم. ------> یک هفته بعد جواب دادن قرار مصاحبه رو خیلی شیک تمیز با کلی قر و فر گذاشتن =====> ایمیلی انجام شد سر ساعت مصاحبه نیومدن بدون هیچ اطلاع قبلی کلا جواب ندادن و دوساعت از وقت منو هدر دادن بعد از 12 ساعت پیام دادن ببخشید جلسه داشتیم یادمون رفت مصاحبه نوشته بودن دو عنوان شغلی داریم برای هرکدوم یک نیرو میخایم زمان مصاحبه از هردوپست شغلی سوال میپرسید و هرکدوم بلد نبودم رو میگفت ما همین رو میخایم. (همون مهارتهایی که نوشته بودن در حد آشنایی) خلاصه بهتون بگم بسیار شواف میکنن و همه چیز اونجا الله بختکی انجام میشه و بسیار بی نظم هستن.
برای من دوران مصاحبه کمی ناامیدکننده بود؛ به تهران آورده شده بودم از شهر دیگه و یک ساعتی قبل از مصاحبه توی دفتر انتظار موندن تا دفتر خالی پیدا بشه. مدیر تیم بهطرز عجیبی بدون اینکه رزومهام رو دقیق بخونه ازم خواست درباره تفاوت بین abstract و interface صحبت کنم، و من بخاطر هدفم از رفتن به مصاحبه و احترام به وقتشون گفتم که نمیدونم. بعد درباره jwt پرسید که در وبلاگم به وضوح توضیح داده بودم و آخرین مطلبم هم همینه، انگار اصلا کلیک نکردن که ببینن کی رو میخوان استخدام کنن. سوالات بعدی هم به نمونههایی مربوط میشد که روی گیتهاب دارم. بعد از یک ساعت مصاحبه، با وجود اینکه من پاسخ کامل سوالات رو ندادم، حقوق نسبتا بالایی پیشنهاد شد و گفتن بعدا ممکنه بیشتر بشه. اون لحظه فهمیدم اینجا ثبات زیادی نیست و شاید بهخاطر هزینههای اضافی اداره میشن. چند ماه بعد فهمیدم سرمایهگذارشان پولی به شرکت نداد و وضعیت تغییر کرد.
من توی مصاحبه برای شرکت آروان کلاد با تجربهای برخوردم که همچنان یادآور بینظم بودن برنامهها و رفتارهای گاهی غیرمنتظره است. در جلسه، بیشتر سوالات مرتبط با فرانتاند مطرح شد در حالی که تخصص من بکاند بود، و هنگام پایان گفتند اگر این مباحث رو بلد نیستی پس چرا توی رزومه نوشتی. من هم اشاره کردم که اصلا چنین چیزی ننوشتم و در نهایت فهمیدم رزومه را اشتباها باز کرده بودن. خلاصه اینکه وقت زیادی از من گرفت و متوجه شدم روند کار خیلی رویهمحور و بدون برنامهای است. با این وجود، یک چالش فرانتاند به من سپردند که یقین دارم نمیتونم انجامش بدم و در نتیجه تصمیم گرفتم به سمت فریلنسری بروم. اما دفترشان نظم خوبی داشت و رفتار همکاران محترمانه و خوب بود. به نظر میرسید همه از حضور در آنجا رضایت داشتن. تنها نکتهای که به ذهنم میرسد این است که باید به مدیریت تیم هیت توجه بیشتری بدهند تا فضای کار بهتری ایجاد شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.