من تو این شرکت کار می کردم. اصلا جای خوبی نیست.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما، صنعت مالی و اعتباری، تهران: بر اساس ۲۲۱ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱٫۶ از ۵؛ ۱۰٪ از کاربران گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را به دیگران توصیه میکنند. ۲۲۱ تجربه کاری و ۳ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
گزارشهای منتشرشده از کارمندان و داوطلبان شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما نشان میدهد که تجربه کار در این مجموعه اغلب با فضای پرتنش، بیاعتمادی نسبت به مدیریت و نبود امنیت شغلی همراه بوده است. برخی منابع به فشار کاری، تأخیر در پرداختها و وجود تفاوتهای فاحش بین سطح روابط داخلی و اصول حرفهای اشاره میکنند. مواردی از حضور دوستان و اقارب در پستهای کلیدی و رفتارهای غیر حرفهای برخی مدیران مطرح شده است که موجب بیاعتمادی و کاهش انگیزه در تیمها شده است. در مقابل، برخی کاربران به نیروهای خدماتی به عنوان واحدهای قابل اعتماد اشاره کردهاند و تأکید میکنند که نقصهای مدیریتی بیشتر در تیمهای اجرایی دیده میشود تا در واحدهای خدماتی. از منظر روند استخدام و یادگیری، تجربهها گاه از نبود ثبات در تیمهای مدیریت محصول و بازاریابی صحبت میکنند؛ مدیرعامل و تیمهای میانی به نظر میرسد تمرکز بیشتری بر تبلیغات و نمایشگاهها دارند تا بهبود فرایندهای داخلی یا توسعه محصول. درباره حقوق و مزایا نیز برخی تجربیات از پرداخت ناقص یا نامشخص، و وجود صندوقهای بازنشستگی با دسترسی محدود سخن میگویند. به طور کل، بنابر تجربههای ثبتشده، محیط کار به شدت پر آشوب، با چالشهایی در حوزه صراحت، شفافیت و احترام به کارکنان است و برخی از کارمندان توصیه میکنند قبل از پذیرش کار، با دقت بیشتری جوانب این محیط را ارزیابی کنند. بسیاری از تجربیات، با احتیاط و به صورت دیدگاههایی شخصی، ارائه شدهاند.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
به نظرم اگر توقع دارید با احترام به شخصیت و روانی خودتون کار کنید، اینجا گزینه مناسبی نیست؛ فضای کار به صورت عجولانه و با فشار زیاد پیش میرفت و مدیر پروژهها حاضر نبودن هیچ رفتاری رو ندیدن، از طرف گروهی که به راحتی با افراد برخورد میکردن و حتی از مدیر عامل تعجب میکردن در رفتاری که به چشم میخورد، به کار میافتاد. تجربهی خیلی ناخوشایندی بود؛ هر چند که گفته میشد کار شما عقب است و اضافهکاری هم ارائه نمیشد، امنیت شغلی هم به حدی نبود که بشه راجع بهش حرف زد.
در این محیط کاری معمولا سلامت روانی و شخصیت افراد اهمیت زیادی دارد؛ اگر برایتان مهم است از همان آغاز مراقب باشید تا وارد فضایی ناسالم نشوید. کار زیادی انجام میشود اما معمولا اضافهکاری جزیی نیست و در عین حال فضا پر از فشار، بیانصافیت و طلبکاری است. مدیران اینجا اغلب تجربههای سنگین ندارند و بیشتر به عنوان تیم پشتیبانی ساده عمل میکنند، اما برای ماندن در شرکت گاهی به رفتارهای غیر حرفهای روی میآورند تا جلو بمانند. پروژهها هم غالبا از بین میرود و کارها به شکل مناسبی سازماندهی نمیشود. امیدوارم هیچکس در این محیط به دردسر نیفتد و به سلامت باقی بماند.
در برخورد با گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما، احساس کردم فضایی پر از روابط خانوادگی و دوستانه بر کار حرفهای ارجحیت دارد. مدیرعامل شرکت پردازش برای هر پست مدیریتی یکی از نزدیکانش را گماشت و این سلسله تا جایی پیش رفت که همکار پیشین او در تدبیر، همسرش را به عنوان قائممام مقام مدیرعامل در شرکت پردازش آورد و به این شکل تکرارهای خانوادگی در سطوح مختلف دیده شد. بعد از آن، مدیرعامل پردازش فردی را که همسرش را به عنوان مدیر سبد میگماشت و شوهر خواهرش را به عنوان مدیر سبد شرکت به کار میگرفت، وارد مجموعه کرد. همچنین یکی از اعضای سابق تدبیر را به تیم بازاریابی برد تا برای کار ادیت ویدیو فعالیت کند، در حالی که خودش به عنوان مدیرعامل باقی ماند و مدتی بعد دوباره به همان شرکت برگشت. خواهرزادهای با سن و تجربه کم به مدیر مشتقه کارگزاری تبدیل شد و این روند از سوی همان مدیرعامل پردازش ادامه یافت، تا جایی که یکی دیگر از اعضای باندش وارد سیآرام شد و با حضور یک دختر جذاب به عنوان وردست، کار را آغاز کرد. این فرد در سیآرام نتایج منفی به همراه داشت و در نهایت بدون تجربه کافی به پردازش منتقل شد و به عنوان مدیر تیم در یک شرکت برنامهنویسی ادامه کار داد. روایتها درباره جایگاهها و تخصصها به گونهای است که برخی افراد به دلیل رابطههای خانوادگی یا ارتباطات فامیلی به پستهای حساس گماشته شدند، تا آنجا که دیدم برخی از مدیران تیمهای مختلف به دلیل روابط خانوادگی یا آشناییهای شخصی با افراد نامناسب در پستهای کلیدی قرار میگیرند. به طور نمونه، در گروههای سوشال و بازاریابی، حضور افراد با روابط خانوادگی و آشناییهای شخصی به چشم میخورد. در نتیجه، شرکت بهطور کلی بر پایه روابط و آشناییها پایهگذاری شده است. درباره حقوق اگر از خودشان بمانم، با منطق چسبیدن به مجموعه، شرایطی برای برداشت وجود دارد؛ در غیر این صورت کار چندان جذاب نیست و حقوق کم است. در خصوص مزایا هم صندوق بازنشستگی در نظر گرفته شده بود که بعد از سه سال آزاد میشود، اما از رقم مدت سه سال، حدود ۶/۷ ماه گذشته و خبری نیست. این مبلغ از حقوق کسر شده، اما هنوز پرداخت نشده است. در زمینه یادگیری و توسعه فردی، به نظر میرسد مدیران نیازمند یادگیری اصول پایه کار باشند. مدیرعامل پردازش که به نظر میرسد شرکت کوچکی باشد، دانش کافی ندارد. مدیر بازاریابی هم واقعا نمیداند بازاریابی چیست؛ تنها در پروژههای تبلیغات و نمایشگاهها دلالی میکند. برای یک تیزر سی ثانیهای مبلغی باشکوه مانند یک میلیارد و واریان پرداخت شده است که به نظر میرسد اغراقآمیز است و به هیچکس پاسخ دهد که آیا این مقدار ارزش دارد یا نه. مدیر منابع انسانی هم به وضوح میگوید که تخصصی ندارد، و بازار کار را با حضور چند نفر از باند خودش پر کرده است. درباره رزومه هم میگویم که نمیشود به آنها اعتماد کرد مگر اینکه به همین روال موجود پایبند باشید. در زمینه محصول هم کارهایی انجام شده، اما تا زمانی که همان مدیرعامل پردازش حضور دارد، به نظر میرسد شرکت به هیچ درجهای از موفقیت نمیرسد. زیرا او نه پروداکت را میشناسد، نه کدنویسی بلد است؛ سابقه کارش عمدتا با نهادهای حاکمیتی بوده و این گروه به قالبی تبدیل شده که با وجود حضور افراد مرتبط، به دستاورد مشخصی نمیرسد. نیروهای خدماتی مجموعه را نیروهای قابل اتکای واقعی تشکیل میدهند و عملکردشان نسبتا خوب است. با این
دوستان به شکل واضحی فهمیدم که در دورهای تجربهای ناخوشایند از محیط کار داشتم. در آن زمان مدیر مسئول انتقادهای بیاساس و ناسزاهای غیرمنصفانه به من و همکاران را آغاز میکرد و این رفتارها فضای کار را به شدت نامساعد میکرد. با وجود اینکه در مجموعهای با تخصصهای نرمافزاری کار میکردیم، گاهی با جملات تهدیدآمیز و جوکهای ناخوشایند روبهرو میشدم که باعث میشد افراد بیاحترامی به همدیگر ابراز کنند. به جای اینکه به کسانی که تجربه و دانش کافی ندارند گوشزد شود که زبان به نصیحت باز کنند، بهتر است هر کس در زمینهی مربوط به خودش تمرکز کند و از اظهار فضلهای بیمورد خودداری کند. در چنین محیطی که اکثر اعضاء دارای مدرک مهندسی نرمافزار یا بالاتر بودند، نیاز بود به جای تشدید ناهماهنگیها، با احترام به تجربههای مختلف تعامل شود. همچنین از نظر آموزشی، تشویق به ادامهی تحصیل و یادگیری مداوم در حوزههای مرتبط با کار اهمیت داشت تا سطح کیفی کار بالا برود و همگان بتوانند با هم هماهنگتر عمل کنند. در نهایت احساس میکردم رفتارهای غیرحرفهای و بیشخصیتی برخی افراد نسبت به همکاران واقعی و همسو با هدفهای تیمی، به کار گروهی لطمه میزند.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و نکاتی که دیدم را با توجه به واقعیتها بازگو میکنم. در اکثر بخشهای گروه مالی کاریزما، کسانی که تصمیمگیری را بر عهده دارند، دارای سطح سواد و دانشی مناسب نیستند و کسانی که دانش و تجربه دارند، فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار جذاب است و در مصاحبهها مدیرانی که سوالات را میپرسند، به شکلی تصویرسازی میکنند که آدم دوست دارد در آنجا کار کند، اما یک ماه اول کار هم نگذشته، اختلافها و واقعیتها روشن میشود و متوجه میشوم که فضایی سرشار از بینظمی و بیاخلاقی وجود دارد. مدیران عامل بیشتر نقش دلالی دارند تا مدیریت شرکت و وقتشان را صرف جستوجوی مشتری میکنند و برای به دست آوردن مشتری هر کار غیر حرفهای و غیر اخلاقی انجام میدهند. اگر کار خود را به خوبی بلد باشید، احتمالا با مدیر مستقیم خود به مشکل خواهید خورد، چون اغلب مدیران میانی تنها به سخنوریهای پوچ و چاپلوسی مدیرعامل بسنده میکنند و با این هنر، حقوقهای بالایی میگیرند، اما در زمینه کاریشان کوچکترین دانشی ندارند. اما مدیر منابع انسانی هم تصویری را نشان میدهد که برایش منابع انسانی شرکت مهم نیست. تنها شرکت سبدگردان کاریزما تا حدی قابل دفاع است، زیرا مدیرعاملش تا حدی به مدیریت شرکت فکر میکند و انصافا فرد باسوادی است. اگر دنبال کار بدون حاشیه هستید، به هیچ وجه به کاریزما فکر نکنید؛ اما اگر به حاشیه و هیاهو علاقه دارید و میخواهید بدون تمرکز روی کار بمانید، کاریزما میتواند گزینهی مناسبی باشد.
در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما من تجربهای مالی داشتم که هنوز هم با خودم مرور میکنم. از همان آغاز از بابت اینکه یکی از همکاران قبلی اسم صندوق بازنشستگی را مطرح کرد، قدری تعجب کردم. قرار بود هر شش ماه بتوانیم به پولمان دسترسی داشته باشیم، اما گویا دیگر چنین امکانی وجود ندارد و بیش از یک سال هم گذشته است. این موضوع برای من و همکارانم عادی نیست و به اندازهای که برای دیگران شاید بیاهمیت باشد، برای ما ارزش و اهمیت دارد. طبق قراردادی که از سوی شرکت نوشته شده بود انتظار اجرای دقیق آن را دارم؛ اگر قویتر از این باشد، مطمئنا قدردان خواهند بود.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و به شخصه احساس کردم فشار کاری بالا و بیپاسخ بودن به دغدغهها از ویژگیهای شاخص آن بود. مدیرعامل با ادعای زیادی ظاهر میشد اما توانایی اجرایی ملموسی از او ندیدم و به نظر میرسید بیشتر در پی تبلیغات و مجلسگردی است تا حل مسائل تیم. هر سال قبل از نمایشگاه تیم را تحت فشار میگذاشتند تا محصولی کمکیف ارائه شود و این روند به کیفیت کار لطمه میزد. دریافت حقوق هم در برخی مواقع ناکافی بود و بخشی از حقوق به صندوقی نامشخص و با نام بازنشستگی تخصیص میشد که دسترسی به آن محدود بود؛ این موضوع منجر به ناامیدی در رابطه با آینده مالی شد. در مجموع، تنها از جانب مدیران به نظر میرسید که حرفهای زیادی وجود دارد اما نتیجهای ملموس و قابل بازنگری دیده نمیشد.
برای من تجربهای بود که هیچوقت دوست نداشتم تکرار شود، از نظر من به عنوان کارمند آن مجموعه، یکی از بدترین دوران کاریام بود و سعی میکنم بدون ورود به تهمت یا اتهامهای شدید، واقعیت را بازگو کنم. در آنجا با مدیری روبهرو شدم که به نظر خیلیها خبرنگارانی برای انتشار خبرهای زرد مینوشتند و من احساس میکردم او بیسواد و بیمسؤلیت است. او بدون توجه به تخصص حضور داشت و با گستردگی سطح اطلاعاتی پایین و نگاه سطحی به پروژهها، از هر فرصت برای جلب توجه استفاده میکرد. به عبارتی با شیوهای خودشیفته و بیپروای کاری میکرد تا هر چالشی را به شکل ساده یا سطحی ارائه دهد و مقاومت قابل توجهی در برابر نقد یا بازخورد نشان نمیداد. ارزیابی کار او در زمینه تست نوشتن و معماری نرمافزار برای من همیشه ناکافی و نامناسب مطرح میشد و از همین دلیل، فضای کار برای من به شدت آشفته بود. با خروج از چنین مجموعهای احساس آرامش و فرصت بهتری برای رشد پیدا کردم.
در شهریور راستی از تمام وجودم اینجا مینویسم که به چشماندازی از شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما نگاه کنم. سالها بود که دنبال محیطی با عزت، شرافت و احترام بودم، اما به جای آن با فضایی پر از بیاعتمادی رو به رو شدم. در ادامه تجربهام را بازگو میکنم: اول جذب میشدی و بعد از آن بین ۱۰ تا ۱۸ اسپرینت کار میکردی تا تسکهای محول شده پیش برود، با این که دسترسیها همیشه محدود بود. نتیجهاش این بود که طی چهار سال هیچ پروژهای از این شرکت بیرون نیامده بود. بهطور مداوم در جای مختلف شرکت وضعیت بالا و پایین دوربینها را میدیدی و نگران امنیت و نظارت دائمی بودی. اضافهکاری وجود داشت اما هیچ پول اضافهای بابتش نمیدادند. حقوق و بیمه هم از چند حساب به صورت نامشخص پرداخت میشد. هیچ توضیح مشخصی برای این روش پرداخت وجود نداشت و این عدم شفافیت همیشگی بود. به هیچ دلیل مشخصی هفته آخر اسفند تعدیل میشدی و وقتی بحث تسویه پیش میآمد، با سردرگمی روبهرو میشدی و باید دنبال حقوق و مزایای خود میگشتی.
شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما(همون جایی که آگهی میده با کمال وقاحت برای جذب نیرو بعد از یکسال تعدیل میکنه) سمی ترین محل کار هست: هر سال تعدیل نیرو سنگین داره هیچ هیچ امنیت شغلی ندارین وقتی نیرو جذب میکنه حدود یکسال که نیرو براش کار کرد بدون هیچ هیچ هیچ دلیل تعدیل میکنه(تو که ورشکسته شدی غلط میکنی نیرو جذب میکنی که خودت هم میدونی میخوای بعد از یک سال تعدیلش کنی) شرکت ورشکسته شده قرار هست از جردن به سمت پایین تهران جابجا بشه سلطان دروغ و وعده وعید و تعدیل نیرو و بی پولی "تجربه چرا کامنت حقیقت نمیذاری!!!!!!"
شرکت پردازش اطلاعات مالی کاریزما(همون جایی که آگهی میده با کمال وقاحت برای جذب نیرو بعد از یکسال تعدیل میکنه) سمی ترین محل کار هست: هر سال تعدیل نیرو سنگین داره هیچ هیچ امنیت شغلی ندارین وقتی نیرو جذب میکنه حدود یکسال که نیرو براش کار کرد بدون هیچ هیچ هیچ دلیل تعدیل میکنه(تو که ورشکسته شدی غلط میکنی نیرو جذب میکنی که خودت هم میدونی میخوای بعد از یک سال تعدیلش کنی) شرکت ورشکسته شده قرار هست از جردن به سمت پایین تهران جابجا بشه سلطان دروغ و وعده وعید و تعدیل نیرو و بی پولی
دوستی گفتن مدیر منابع انسانی کاری نمیکنه،دوستان تو این شرکت زیراب زنی حرف اول و میزنه خیلی که مثلا الان جایگاه خوبی دارن به صغیرو کبیر رحم نکردن و ناکارامدی و بی سوادی خودشونو و پروژه هاشونک گردن زمین و زمان میندازن مثل کاریزما کارت باگ جنریتور،تعدیل و رفع مشکلات باید از اون قسمتها شروع شه.
بالاخره یک نفر از تیم مثلا منابع انسانی هلدینگ هم صحبت کرد. آدمهایی که از ترس مدیرشون فقط باید تملقش رو بگن و چاپلوسی کنن و مدیری که رفتارش هیچ شباهتی به مدیر منابع انسانی نداره. هیچ همدلی با بچه های شرکت نداره. اتفاقا باید نگران برخورد و رفتار تندش باشین در مواقع سختی. کسی که هیچ جا برای پرسنل تلاش نمیکنه و فقط شوآف هست. توی پردازش هم که اومد عملا فقط اومد که مثلا جو رو آروم کنه و همه ما رو مسخره و معطل خودش کرد و هیچ دستاوردی هم نداشت فقط نگران ابقا و حضور خودشه، اینا حق الناسه بخدا
کاریزما یک شرکت با ظاهر خوب و شیک هستش بر خلاف ظاهرش فوق العاده مدیران کوچک و جو بد داره جالبه بعد از اتمام کارهاش راحت قطع همکاری می کند و تعدیل، یک مدیر منابع انسانی کوچیک مثل خانم گ.ط گذاشتن جلو حتی فهم و درکی از مصاحبه خروج نداره فقط یک مشت پاچه خوار و چاپلوس دور خودش جمع کرده که کسی جاشو نگیره ، وقتی منافعش به خطر میوفته اورژانس باید بیاد احیاش کنه صد سال هم این شرکت به گرد پای مفید، آگاه ، فارابی و... نمیرسه
کاریزما و بازهم تعدیل شرکت سودا که یکی از اصلی ترین مجموعه های کاریزما بودش به یکباره فروپاشید و پایان سال 1403 کلی از نیروهاش رو تعدیل کرد. البته این شرکت هیچ وقت هیچ پروژه ای که به سرانجام رسیده باشه رو ارائه نداد. خوده مجموعه کاریزما هم پایان سال شب قبل از عید یکسری از نیروها رو صدا کرده و باهاشون صحبت کرده و گفته که تعدیل شده اید. نیروهایی که شاید 2 ماه هستش جذب کردن رو هم تعدیل کردند. آقایان و خانمها باد هم زد کلاه تون افتاد نزدیک شرکت کاریزما نرید و کلاه تون رو برندارید. این شرکت جز وعده دروغ دادن هیچ مزیتی نداره. هر سال کارشون همین هستش که نزدیک سال نو عده ای رو تعدیل میکنند الان دقیقا سه سال هستش که این کار رو دارن انجام میدن اطلاع رسانی بکنید که دیگران در دام شیطانی این حضرات گرفتار نشوند. عیدی و سنوات و حقوق تون رو مثل آب خوردن بالا میکشند. از ما گفتن بود
کشتی یونانی کاریزما کارت به سکانداری ناخدا خبرنگار در خلیج همیشه فارس پس از بهگل نشستن منهدم شد با دانش فنی بالا ،لطفا جهت اخراج و تعدیل مدیریت کاریزما بیشتر بررسی های لازمو انجام بدن باتشکر
باید تاسف خورد برای مدیر منابع انسانی هلدینگ خانم گ.ط که فقط بخاطر موقعیت شغلی خودش چشمش روی همه چیز بسته فقط اومد توی پردازش وقت همه ی مارو گرفت که فقط خودی نشون بده !!! چرا الان مشکل پیش اومده و دعوا شده چرا ورود نمیکنه ! چرا یک مترسک گذاشتن توی منابع انسانی که فقط بگن شما تعدیلی هستی ! چرا دوربین دادن به یک مدیرمالی که تمام مشکلات پوشش بده !!!!!! یک مشت مدیر بی سواد توی پردازش جمع شدن که فقط به فکر حقوق و پشت دستی های خودشون هستن . واقعا لایق کوچیک تر از این هستین و باید پارسال کوچیک میشد مجموعه کاریزما
شخصی اومده نوشته که یک شخصی که قبلا خبرنگار بوده الان اومده توی کاریزما شده مدیر محصول دوست عزیز شما نمیدونی که شخص دیگه ای داریم که قبلا اسکرام مستر بوده تا اومده توی کاریزما شده تحلیلگر بورس و مدیر محصول و فقط به ترک رو دیوار پیشنهاد نداده شخص دیگه ای که تیم لید هستش یک عالمه فساد اخلاقی داره جاهای دیگه هم هیچ خروجی نداشته تازه اونجاهایی هم که بوده سابقه اخلاقی بهتری از اینجا نداشته اونایی هم که الان اسکرامستر هستند قبلا با دوسال سابقه کاری اومدن اینجا شروع کردن به کار کردن هفته ای یکبار هم با دخترهای تیم های مختلف میرن شمال درباره روشهای کانبان و اسکرام بحث های مفصل میکنند درباره خونه تیمی هم که دیگه من چیزی نمیگم توی همچین جایی میشه کار کرد؟ میشه انتظار خروجی داشت؟ اروپا انقدر باز نیستش که این شرکت باز هستش
هر کس زودتر رفته کاریزما(پردازش مالی کاریزما) شده تیم لید وگرنه برین رزومه هاشون ببینین کجا کارکردن؟! چه پروژه ملی موفق داشتن؟! تیم لید ها بر اساس شایستگی فنی و اخلاقی انتخاب نشدن فقط فقط چون زودتر رفتن اونجا شدن تیم لید. به همین خاطر بعد از 3.5 سال کد زدن( همون کپی پیست gpt ) یه پروژه از کاریزما بیرون نیومده.
استخدام در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
از مجموع ۲۲۴ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۲۲۱ مورد تجربه کاری و ۳ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۱۰٪ از کاربران گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۲۲۱
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۳
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱٫۶ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱٫۶ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱٫۶ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
آیا گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما در حال استخدام است؟
ویکیتجربه آگهی استخدام منتشر نمیکند و از وضعیت فعلی استخدام گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما خبر ندارد. تا امروز ۳ تجربه مصاحبه از این شرکت ثبت شده که روند استخدام را از نگاه داوطلبان نشان میدهد. فرصتهای شغلی فعلی را در وبسایت رسمی شرکت ببینید.
تجربه کاری در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما چگونه است؟
بر اساس ۲۲۱ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱٫۶ از ۵ است؛ ۱۰٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما از نگاه ۲۲۱ کارمند: ۱٫۶ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما چطور است؟
۳ تجربه مصاحبه کاربران در دسترس است که روند مصاحبه را شرح میدهند؛ در بخشی از آنها نتیجه و سختی مصاحبه هم ثبت شده. برای دیدن، تب «مصاحبه» در بخش تجربهها را انتخاب کن.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتاً انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی:
تجربههای مرتبط در مالی و اعتباری
سلام من مدتی در این شرکت بودم زمان مدیرعامل قبلی ع.ن خوب بود مدیرعامل جدید م.ن اومد و گند زد به شرکت پارتی بازی شده یه مشت آدم کوتوله و بیسواد پاچه خوار که دوست و فامیل خودش هست رو آورده استخدام کرده و اکثر بچه های…
بدترین تجربه مصاحبه ای بود که تا به حال داشتم. من برای پوزیشن رئیس جذب و استخدام اپلای کردم 2 بار مصاحبه تلفنی انجام دادم و یک بار هم بصورت حضوری در تهران مصاحبه داشتم و همه چیز اوکی بود. بعد از چند روز با من تماس…
این شرکت معروف ب ظلم در حق نیروهای قدیمی یعنی هر چی بیشتر اونجا سابقه پیدا کنی احتمال اینکه به پایین پرت بشی بیشتره احتمال پیشرفت ک کلا نداری فقط درجا باید بزنی من ۷ سال اونجا سابقه داشتم اما مدیر بخش پشتیبانی بسیار…
اول مصاحبه فنی انجام دادم و بعد یک روز گفتن قبول شدم و روز جمعه هماهنگ کردن برای مصاحبه hr رفتم سر ساعت حدود یک ساعت با سر پرست منابع انسانی صحبت کردم و اوکی دادن و گفتن لطفا تشریف داشته باشید برای آنبوردینگ رفتم با…
این نظر راجع به گروه میلی است. رویکرد امنیتی و غیرحرفهای در سراسر سازمان حاکمه. ذرهای به سلامت روان کارکنان اهمیت داده نمیشه. مدیران بسیار بیکفایت و کوتوله اند. حقوق و مزایا بسیار معمولی است. آفتابه لگن هفت دست، شام…
روی کار کردن در گروه هم آینده تأکید زیادی روی نتیجه مالی است و برای کار در واحدهای مختلف تصور میکنند باید صبور بود و بتوان پروژهها را به شکل هماهنگ پیش برد، بهویژه از نظر پرداختیها که از ماه اول تنها حقوق ثابت…