برای ازکی سلر مصاحبه رفتم. فنی آنلاین بود، مصاحبه حرفه ای بود. مصاحبه منابع انسانی حضوری بود. اولین باری بود که وارد شرکتی میشدم و نیم ساعت دور خودم میگشتم که کجا باید برم و هیچ کس نمیدونست کجا باید برم! منابع انسانی یا خیلی سرش شلوغ بود یا بی نظمی در سازمان وجود داشت. 20 دقیقه منتظر شروع مصاحبه بودم. مصاحبه کننده اصلا حرفه ای نبود، سرسری از روی سوالات رد میشد و انگار از روی اجبار مصاحبه میکرد. من حس خوبی از سازمان نگرفتم.
آخرین تجربهها
من توی اکثر شرکتهای بزرگ مث اسنپ و دیجی کالا کار کردم و تجربه کاری ۱۰ ساله بسیار قوی دارم. بکی از بررگتربن اشتباهاتم گول ععد دریافتی و شرایط کاری توی ارتباط فردا بود. تمام تعهدات مالی که گفته بودن را زیرش زدن و اصلا حتی به قراردادی که امضا شد هم متعهد نموندن. آدم هایی بسیار قدکوتاه و غیر حرفهای توی این مجموعه هست. اگر برای پول و عدد میخواید وارد شید که بهتون بگم هبچی رو بهتون نمیدن و من بعد ۹ ماه خروج هنوز تسویه حسابم انجام نشده و ۶ ماهه امروز و فردا میکنن. اگر هم برای کار و یادگیری وارد میشید که اینجا اصلا فضای یادگیری نیست
روز اول کاری بهم برگه مشخصات دادن ولی اصلا اسکن نمیشد بارکدش بهشون گفتم اصلا براشون مهم نبود به زور فهمیدم کدوم قسمت و گروه هستم هم کار های قدیمی تر فقط ازت سواستفاده میکنن به جای کمک کارش آماری و سنگینه اصلا هم ملاحظه ی جثته ی کوچیک رو ندارن عین جنگل باید خودت گلیم خودتو از آب بکشی بیرون ساعت 3 شب تعطیل میشه شیفت شب تا 4 باید وایسی اسنپ پیدا کنن اجازه خروج ماشینو بدن قدیمی ها توی سرویس باهم اکیپ میشن اگه ازت خوشسون نیاد نمیزارن سوار سرویس بشی بلید وایسی اسنپ بگیرن برات ب دروغ میگن جا نیست غذا هم نمیدن وقتم نمیشه با ساعت کاریش غذا بپزی بیاری هرروز منابع انسانیش به شدت ضعیفه حتی شماره هم نداره یکی خونش دور باشه برای یه چیز کوچیک حتی سوال هم باید پاشه بره اونجا هیچی ام هیچی نمیشه برد داخل نمیشه هدفونم گذاش سرگرم شد مثله جاهای دیگه تا کار تموم بشه کلا بعد روز اموزش همونجوری ولت میکنن نمیدونی از کی سوال بپرسی روز اولی باید کیلومتری راه بری از سرگروه بپرسی اکثر هندهل هاشون هم خرابه سریع باتری خالی میکنه هی باید کیلومتری بری بیای تا باطری عوض کنی وقتی 12 ساعته میشه بدبخت میشی مثل سگ ازت کار میکشن مثل یه تیکه گوشت میوفتی تو تخت فقط بخوابی یه خمم میشی بنده کفشتو ببندی موهاتو درست کنی نمیدونم لباستو درست کنی بعد چند دیقه میان بالاسرت ک نکنه دزدی کردی فقط ادعای رفتار حرفه ای دارن غیر حرفه ای هستن سرگروه سرپرست وسط کار میان احوال پرسی میکنن سوال میپرسن کجا میشینی کجایی هستی ماشین داری نداری در کل فقط اپشن پاره وقتش خوبه برای دانشجو یه موقع ب پول نیاز داشت یک دوروز بره وگرنه تمام وقت جهنمه راجب حقوق و تعطیلی هر چهار روز هم دروغ میگن تو مصاحبه
روز اول کاری بهم برگه مشخصات دادن ولی اصلا اسکن نمیشد بارکدش بهشون گفتم اصلا براشون مهم نبود به زور فهمیدم کدوم قسمت و گروه هستم هم کار های قدیمی تر فقط ازت سواستفاده میکنن به جای کمک کارش آماری و سنگینه اصلا هم ملاحظه ی جثته ی کوچیک رو ندارن عین جنگل باید خودت گلیم خودتو از آب بکشی بیرون ساعت 3 شب تعطیل میشه شیفت شب تا 4 باید وایسی اسنپ پیدا کنن اجازه خروج ماشینو بدن قدیمی ها توی سرویس باهم اکیپ میشن اگه ازت خوشسون نیاد نمیزارن سوار سرویس بشی بلید وایسی اسنپ بگیرن برات ب دروغ میگن جا نیست غذا هم نمیدن وقتم نمیشه با ساعت کاریش غذا بپزی بیاری هرروز منابع انسانیش به شدت ضعیفه حتی شماره هم نداره یکی خونش دور باشه برای یه چیز کوچیک حتی سوال هم باید پاشه بره اونجا هیچی ام هیچی نمیشه برد داخل نمیشه هدفونم گذاش سرگرم شد مثله جاهای دیگه تا کار تموم بشه کلا بعد روز اموزش همونجوری ولت میکنن نمیدونی از کی سوال بپرسی روز اولی باید کیلومتری راه بری از سرگروه بپرسی اکثر هندهل هاشون هم خرابه سریع باتری خالی میکنه هی باید کیلومتری بری بیای تا باطری عوض کنی وقتی 12 ساعته میشه بدبخت میشی مثل سگ ازت کار میکشن مثل یه تیکه گوشت میوفتی تو تخت فقط بخوابی یه خمم میشی بنده کفشتو ببندی موهاتو درست کنی نمیدونم لباستو درست کنی بعد چند دیقه میان بالاسرت ک نکنه دزدی کردی فقط ادعای رفتار حرفه ای دارن غیر حرفه ای هستن سرگروه سرپرست وسط کار میان احوال پرسی میکنن سوال میپرسن کجا میشینی کجایی هستی ماشین داری نداری در کل فقط اپشن پاره وقتش خوبه برای دانشجو یه موقع ب پول نیاز داشت یک دوروز بره وگرنه تمام وقت جهنمه راجب حقوق و تعطیلی هر چهار روز هم دروغ میگن تو مصاحبه
یک روز، مدیرعامل شرکت در جمع کارکنان از تجربه صعود به اورست گفت؛ اینکه کسانی که موفق به فتح قله شدهاند، به جای آنکه ذهنشان را درگیر قله کنند، فقط به قدم بعدی فکر میکردند. بلافاصله پس از این الهامبخشی، اعلام کرد که همان روز قرار است با چهل نفر خداحافظی شود. دلیل رسمی؟ شرایط جنگی و بحران اقتصادی کشور. اما واقعیت چیز دیگری بود. اخراجشدگان عمدتاً کسانی بودند که از مسیر معمول و با گذراندن مصاحبه فنی وارد شرکت شده بودند. آنهایی که از طریق آشنایی و بدون مصاحبه جذب شده بودند، کوچکترین تکانی نخوردند. اگر با مدیران شرکت در جای دیگری همکار بودهاید و از این طریق وارد بیتپین شدهاید، جای شما کاملاً امن است. ادعای بحران مالی هم دیری نپایید که رنگ باخت؛ شرکت بلافاصله پس از این تعدیلها، حقوق کسانی را که میخواست نگه دارد افزایش داد. سؤال ساده این است: چطور سازمانی که ادعا میکند با بحران مالی دستوپنجه نرم میکند، همزمان حقوقها را بالا میبرد؟ اگر به دنبال ثبات شغلی هستید، بیتپین گزینه مناسبی نیست. از بیرون، شرکت جذاب و پویا به نظر میرسد؛ مسیر پیشرفت شفاف، حقوق رقابتی، فرهنگ سازمانی دوستانه. تیم منابع انسانی هم در جلسات جذب، با اشتیاق از نردبان ترقی و رشد حقوقی متناسب با آن صحبت میکند، که البته دروغ هم نمیگویند، اما آنچه نمیگویند این است که این مسیر برای همه یکسان طی نمیشود. در عمل، آینده شغلی افراد بر اساس نظر شخصی مدیران تعیین میشود، نه عملکرد واقعی، و این را «ارزیابی عملکرد» مینامند. بیتپین شرکتی است که ممکن است چند ماه تجربه خوبی داشته باشید، اما یک روز، بدون هیچ مقدمه منطقی، از شما خواسته شود که دیگر سر کار نیایید؛ حقوقتان واریز میشود و پرونده بسته است. خلاصه اینکه: اگر با مدیران ارتباط دارید، بیتپین بهترین جای ممکن است. اگر ندارید و ثبات شغلی برایتان اهمیت دارد، جای دیگری را انتخاب کنید.
منابع انسانی ندارد و فرسایش شدید نیرو بدلیل اضافه کاری اجباری حتی روزهای تعطیل و عدم موافقت با مرخصی حقه نیرو ضعف فنی بین نیروها و پروژه ها موج میزنه مدیرای فنی هیچ تصوری از سیستم های بانکی و بزرگ ندارن فقط به فکر حذف نیروهای خوب و قدیمی هستن و جایگزینی با نیروهای وابسته به خودشون هیچ برنامه ای واسه پیشرفت نیرو از لحاظ فنی و سازمانی وجود نداره و همه چیز بهم ریخته است بدلیل ضعف فنی، ارزیابی مدیران از نیروی فنی براساس ساعت ورود و خروج هست علاوه بر نابودی فنی میخوان شخصیت نیروهم نابود کنن تا فقط نیروهای خودی و بله قربان گو اطرافشون باشن
در سالگرد خروجم از این خراب شده میخوام بگم لطفا به منشی پیزوری و سگ مدیریت که مثلا مدیر محصول شده بیشتر حقوق بدید که بتونه برای خودش غذا تهیه کنه و کم تر گه بقیه پرسنل و بخوره یخورده هم کافور بریزید داخل قوری طبقه چهارم، جناب مثلا “CTO” به شدت بهش نیاز دارند و میخوام به کسانی که از ترس شکایت از این خراب شده خارج نمیشن بگم خیالتون راحت جناب مدیریت فقط هارت و پورتش زیاده و هیچ غلطی نمیتونه بکنه(به چشم خودم دیدم) در ضمن به هیچ عنوان سمت این خراب شده نرید با تشکر
شرکت اوضاع خوبی نداره، cto ومدیرای ارشد رفتن، دوبار تعدیل داشتیم همش روی نیروها فشاره که این باید برسه این باید برسه، اگه نرسه درمون رو تخته میکنن، دوبار هم تعدیل داشتیم از نیروی خدمات گرفته تا پروداکت. منابع انسانی شرکت هم کلی انتقاد بهش هست و انگار واقعا غیر این که بگه تصمیم از دیجیکالاست کاری نداره و نمیخواد بکنه. به نظر روابط دوستی بهتر از نیاز شرکت مهمه و الا حداقل از منابع انسانی هم تعدیل داشتیم وقتی شرکت تقریبا نصف شده نیازی نبود به همون تعداد منابع انسانی قبلی یا حداقل تغییر رویه داشتیم تو اون تیم و غیر این که بگن تصمیم دیجیکالاس کاری میکردن. نه ladderای نه فرایندی نه حتی یه رفتار مناسب سازمانی، یه ۶ ماه میگفتن داریم ladderطراحی میکنیم تهشم زدن زیرش هیچی به هیچی. نمیدونم اکه اوضاع مملکت خوب بود کسی تو این شرکت ادامه میداد یا نه ولی فعلا که هستیم و البته ناامید از تغییر فرایند و چیزی.
من نمیدونم چرا واقعا بعضی ها عقدهای خود را خالی میکنند و با اینکه نون نمک میخورند باز هم نمکدون مشکنند این که تا اون زمان که تو یک مجموعه هستیم اونجا خوبه و وقتی بیرون می آیم همه چیز ایراد داشت و ما خوب بودیم از در دیوار توالت و.... آدمهای اونجا ایراد بگیریم به نظر من این آدمها اگه واقعا راست میگند مشخصات خودشون را هم بزارند تا واقعا انصاف رعایت شود ولی به نظرم اینقدر بزدل هستند که جرات این کار را هم ندارند واقعا متاسفم
قول حقوقی که میدن رو نمیدن ،پرداختی یکجا نیست ،اعصاب و روان هم براتون نمیمونه شرکتهای مشابهش همینقدر حقوق رو میدن با محیط خیلی بهتر اصلا نمیارزه
مدیر عامل عقلشو داده دست دو تا بچه بی عرزه.طرف اندازه سنشون تجربه کار داره کار کشته ی این حوزس و همه میشناسنش .یکی رو از نا کجا اباد میارن جاش میزارن چون د کوچک سفارش میکنه به مدیرعامل این دختره بشه مدیر فینتک.طرفو داییش گردن نمیگیره.با کدوم تجربه و رزومه شده مدیر!!! رزومه زیر اب زنیش و بی چاک و دهنیش البته قویه.یکیش هم که ک ا که معلوم نیست باباش تو دستگاهه یا رفیق خود س ب.حقوقای بالا میگیرن و خروجی هم ندارن.حیاط خلوتشونه ایبیکام.تبعیض و رابطه !!!
ابتدا عرض کنم که شرکت والکس در واقع هلدینگ هستش و چندین بیزینس لاین جداگانه رو شامل میشه.از همین رو دقت بفرمایید که مدیریت و شرایط هر یک هم متفاوتن و موارد مشاهده شده محدود به تیم و مدیر شخص بنده هست و الزاما قابل تعمیم به تمامی پوزیشنهای شرکت نیست. ضمن تشکر از خواننده بابت توجه به این نکته، ابتدا نکات قابل بهبود مجموعه رو ذکر میکنم و با ذکر نکات قوتش نظرم رو تمام میکنم. در توصیف سازمان میشه گفت به طور کلی در حال یادگیری هستش و هنوز بالغ نشده و از همین جهت مشکلات قابل توجهی داره.بهعنوان مثال انتخاب مدیران بر اساس صرف توانایی یا تجربهشون نیست، لدر و ارزیابی عملکرد و فرایندهای دقیق وجود نداره، سازمان اینتگریت و شفاف نیست، اطلاعرسانیهای عمومی به نحو درست انجام نمیشن، و بازگویی صفات منفی فرد و یا توهین غیرمستقیم حین عدم حضورش امر رایجیه. استراتژیهای سازمان دقیق چیده نمیشن و در نتیجه ممکنه در یک ماه تعداد زیادی جذب داشته باشن و ماه بعد همگی رو تعدیل کنن(دقت بفرمایید که عدم امنیت شغلی واقعا مساله جدیای در این سازمان هست و در صورتی که براتون مهمه پیشنهاد میکنم در جای دیگری اشتغال بفرمایین)، ساختمان محل خدمت تغییر کنه، فردی به مدیریت فنی منصوب بشه در حالی که دانش فنی لازم رو دارا نیست، مدیری عدم توجه خودش برای بازرسی کار رو با سرزنش باقی تیم جبران کنه و یا سعی کنه با ارتباطات خودش ضعف تصمیمگیری، مدیریتی یا فنی رو پنهان کنه و مواردی از این دست. همچنین تمام حقوق پکیج یکجا پرداخت نمیشه و بخشیش در هر ماه در بازهی دیرتری پرداخت میشه.(فرایند تسویه هم بسیار کند انجام میشه و ممکنه باقیمانده رو در چند قسط پرداخت کنن و چندین ماه طول بکشه و نیاز به پیگیری مدام از سمت شما هم داره. البته عموما فرایندهای اچاری هماهنگی ضعیفی در اینجا دارن.) ساختمان میرزای شیرازی که محل استقرار والکس در زمان نگارش این پیامه، اپارتمانی ۵ طبقه، کمی دلگیر و غیربهینه برای محیط سازمانیه که در اغلب طبقاتش دود سیگار در هوا پخشه.ساختمان دارای پارکینگ برای کارکنان نیست(صرفا مدیران ارشد و ردهبالا دارای پارکینگ هستن)و در محل پرترافیکی قرار داره اما دسترسی مناسبی به مترو و بیارتی و خطوط اتوبوس داره. همچنین پس از خاموشی هوا تردد پیاده در این محل کمی ناامن بهنظر میرسه ضمن اینکه درب اصلی شرکت پس از ساعت کاری اداری بسته میشه و در صورتی که بخواهید منتظر اسنپ بمونین میبایست در کنار خیابان صبر بفرمایید. (دورکاری هم در شرکت پذیرفته نیست.) موارد جزئیتری مثل اتاق استراحت، داروهای رایج، ناهار و میانوعده هم وجود ندارن البته هزینه اندکی برای کمکهزینه ناهار پرداخت میشه و در ساعات ابتدایی روز صبحانه به تعداد محدود هم برقراره. بنده مدت زیادی با مجموعه همکاری نداشتم و بنابراین نظر محکمی دربارهی رشد و یا افزایش حقوق نمیتونم بدم، اما فکرمیکنم این موارد بر اساس توانایی فرد پیش نمیرن. همینطور در صورتی که فکر میکنید نیاز به حضور روزانه در کنار افرادی با اشتیاق زیادی برای کارشون، بهبود فرایندها و درگیری کامل با بیزینس دارید، فکر میکنم این شرکت بهترین سازمانی که میتونید انتخاب کنید نباشه و در کل دیدگاه غالب در شرکت به اعضا، نزدیک به مدل سنتی یک کارمند هست. از نکات مثبت مجموعه میشه به این اشاره داشت که ورود و خروج کارکنان ثبت نمیشه و ساعت کاری شناوره، تجهیزات و امکانات مورد نیاز کار بهخوبی در اختیارشون قرار میگیره و محصولی که در حال توسعهش هستند هم شایسته تقدیره، حقوق رایج بازار پرداخت میشه، بیمه کامل و سر موعد پرداخت میشه و بیمهی تکمیلی مناسبی هم برای کارکنان در نظر گرفته میشه. خوبه دقت بشه که مجموعه در حال رشد و بهبوده و در صورت پیادهسازی پارهای از اصلاحات مثل تخصیص صحیح مدیران، تلاش برای افزایش راندمان کارکنان، نظارت دقیق و جزئی و شفافتر بر افراد و تصمیمها به شرکت بهتری تبدیل میشه.
من شنیده بودم این شرکت نامنظمه ولی وقتی رفتم با عمق قضیه مواجه شدم. هیچ تعریفی از تیم و کار تیمی و انرژی و انگیزه دیده نمیشه. مدیر هیچ نظارت و کاری انجام نمیده. کلی ادم پرحاشیه جمع شدن که فقط کارمندی میانو میرن و وقت میگذرونن. فضای کاری شلوغ که مدیرا هیچ درکی ندارن نیرو نیاز به تمرکز داره برای انجام کار. این شرکت قابلیت اینو داره که با انگیزه ترین ادمارم تخریب کنه. اصلا توصیه نمیشه برای کسی که دنبال یادگیری و رشده چون فقط سرخوردگی میاره.
ای اینفلوئنسر شرکت نیست، یه مجموعه بی سروته بدون ساختار منظم و تعریف شده است. خبری از منابع انسانی نیست. مدیریت ضعیفه. در مواقع بحران، قادر به مدیریت بحران نیستن و خودشون تبدیل ب بحران بزرگ تر میشن. صاحب شرکت، بسیار آدم بی ادب و خودشیفته ای هست. توهین میکنه و فحش میده. به تخصص افراد احترام نمیزاره و ازونها میخاد مطیع اوامرش باشن. هرکس که خارج میشه از شرکت، موفق به دریافت حق و حقوقش نمیشه. رفتارها شبیه عصر برده داریه. خیلیها مجبور به تحمل شرایط غیرانسانی این مجموعه هستن. وقت زیادی به برگزاری جلسات روزانه برای گزارش کارها هدر میره.
سلام بخوام راجع به همروش بگم، هم خوبی داره هم بدی ولی وزن بدی هاش خیلی سنگینو رو مخه، اول موسساش المپیادی شریف هستند و همین موضوع باعث شده که نگاه بالا به پایینشون آدم هایی که شریفی نیستند رو خیلی آزار بده. مدیرعاملش ف.س یه آدم متظاهر به ارزشی بودن و مومن بودن و خوب بودنه که در عمل مثل همه ی مدیرعاملای دیگه ست، فرصت طلب، تمامیت خواه و جاه طلب، در نگاه اول خیلی آدم خوبی به نظر می رسه، عکس پروفایلشم نگاه کنی می بینی یه لبخند ملیح داره که به دل نمیشینه چون فقط تظاهره، به شدت هم دمدمی مزاجه، هر کی بهش یه حرفی بزنه سریع واکنش نشون میده... دوربین های ضبط صدادار هم توی شرکت هست که خود مدیرعامل چکشون می کنه! موسس بعدی م.خ که فک می کنه آسمون دهن باز کرده و فقط این تو حوزه ی کوبر افتاده زمین، یه درون گرای از خود راضی که اگه به خاطر موسس بودنش نبود (الان سی تی او) هستش، هیچکی یه دقیقه تحملش نمی کرد، از بددهنی شون هم که بگم شرکت جو خوبی برای خانم ها نداره و اصلا امنیت گفتاری در شرکت از بالا به پایین حاکم نیست. شرایط پرداختی شون نسبتا خوبه ولی دهنتو سرویس می کنند انقدر ازت کار می کشن، باقی بچه هاش هم اکثرا شریفی اند و اونا هم آدم های درون گرای منزوی اند و همین نگاه بالا به پایین رو دارند انگار که هر کس تو اون دانشگاه مزخرفه درس نخونده آدم نیست. مدیر منابع انسانی ش ح.ل یه آدم لاشیه بی تجربه ی متظاهره ارزشی دیگه است که از منابع انسانی فقط تحکم و انضباط رو برداشته، آدم های عجیب غریب هم زیاد توشون پیدا میشه که تمایلات نامتعراف داشته باشند! این شرکت خیلی وصله به واسطه ی اعضای هیئت مدیره ش، س.ب عضو هیئت مدیره 10 جاست و قبلا معاون وزیر بوده و با جهرمی هم رفیق فابه، کاسب تحریمه حتی می گن تحریم های اتحادیه اروپای آروان رو هم این برداشته، دلال پروژه جور کنه واسه هم روش میره شرکت ها رو وادار می کنه بیان از همروش سرویس بگیرند. اون یکی عضو هیئت مدیره شون ش.و یکی از قالتاق های صنعت مخابرات که به واسطه ی پدرش شدیدا وصله، خیلی از سفارشات خاص همروش رو تو دیتاسنترهای مختلف با رانت اوکی می کنه، اتهام کلاه برداری از پروژه ی مشارکت با مخابرات ایران رو هم داره، انقدر رابطه داره که اینترنت بین الملل به خارج از ایران داره، پروژه هایی که به هیچکس نمی تونند بدن رو به این میدن. کلا با این ارزشی نماها کار کردن اصلا خوب نیست، با آغوش باز می برنت تو شرکت و هیچکی با دل خوش از شرکت نمیاد بیرون، من توصیه نمی کنم حتی از نزدیک دفترشون هم رد بشید چون بوی کثافت و رانت و بی شرفی حالتونو بهم می زنه.
من حدود دو سال با شرکت آکاف همکاری داشتم. این همکاری در ابتدا بهصورت یک دورهی سهماهه آغاز شد تا دو طرف بیشتر با یکدیگر آشنا شوند، و پس از آن نیز دو بار، هر بار به مدت یک سال، تمدید شد. در مجموع مشکل جدی خاصی وجود نداشت، اما نکتهای که خودم هم با مجموعه مطرح کرده بودم این بود که فرآیند ورود به شرکت کمی بیش از حد آسان بود. بهدلیل اینکه سطح حقوق برای نیروهای جونیور مناسب به نظر میرسید، افراد زیادی جذب میشدند. این موضوع باعث میشد زمان قابل توجهی از تیم باتجربه صرف آموزش و همراهی این افراد شود، اما در بسیاری از موارد پس از حدود یک ماه مشخص میشد که توانمندیهای فرد با آنچه اعلام کرده بود همخوانی ندارد و در نهایت از تیم کنار گذاشته میشد. این روند انرژی زیادی از تیم اصلی میگرفت.
سلام تجربه مصاحبه ام با توسن رو دوست داشتم در میون بزارم. مصاحبه اول تلفنی بود و مسئول واحد تماس گرفتن. بعد از اون یه مصاحبه حضوری با منابع انسانی و بازهم مسئول واحد. مصاحبه سوم اسما فنی بود که ایمیل زدن راجع به این مطالب امادگی داشته باشید ... و اما زمانی که تو جلسه رفتم... ۵ نفر دور یه میزمیشینن و پشت هم ازت سوال میکنن. که حس خوشایندی نیست. انگار بهت پوزخند میزنن . این مورد رو توی چندین تجربه دوستان دیگه در ویکی تجربه خونده بودم و تاییدش میکنم به شخصه. جالبتر اینکه حتی یک سوال در مورد موضاعات فنی و تخصصی که گفته بودن نپرسیدن. سوالات بیشتر شخصی و روانشناسی بود. درکل روند مصاحبه رو با اون ایمیلی که فرستادن منحرف کردن
بدون شک یکی از بدترین تجربه های کاری من به این شرکت برمیگرده و مهمترین دلیل این تجربه ناخوشایند هم مدیریت شرکت هست. نیروها از خودشون اختیاری ندارن. علیرغم تجربه و تخصص، مسئول اجرای دستورات شخص مدیر هستن ولو اینکه اشتباه باشه. میکرومنیجمنت در حد چک کردن ساعت کاری از سمت مدیر کل مجموعه انجام میشه. اما اینها قسمتهای خوب شرکت هستن. شخص مدیر شرکت هر زمان اراده کنه میتونه هرکسی رو اخراج کنه. برخوردش با نیروها به شدت توهین آمیز و زننده است. ناسزا و تحقیر بخش جدایی ناپذیر مدیریته. در طول قطعی اجباری اینترنت ک هیچ دسترسی به اینترنت برای کسی مهیا نبود، پرداختهای تمام کارکنان گرو نگه داشته شد تا همه در حد یک ساعت هم شده به اینترنت وصل بشن. در روزهای پرالتهاب جنگ، مدیریت شرکت فقط نیروها رو به اخراج تهدید میکرد در صورتی که اینترنت عملا قطع بود در نهایت ایشون همه نیروها رو که سالها با تمام شرایط بد ایشون راه اومده بودن اخراج کرد و هیچ پرداختی بعد از حدود یک ماه انجام نشده تعداد کسایی که موفق نشدن پولشون رو از شرکت بگیرن خیلی زیاده.
اگه برای آبرو، احترام، وقت و توانایی های خودتون پشیزی ارزش قائل نیستین به پارسا شریف بپیوندین. اینجا یه سیرکه با انواع اقسام آدم های پرمدعای بی سواد و دروغگو. قراره کلی چیزای خوب از این خانواده دوست داشتنی یاد بگیرین، از مدیریت کم کاری و بی تفاوتی نسبت به مشکلات و رفتارهای غیر حرفه ای موجود، از مرد ریشوی قد بلند که پایین اشاره کردند دودوزه بازی و بهادادن به افراد بی ارزش، از یکی دیگه دو بهم زنی و فخر به بی سوادی و .... کل مجموعه هم به طور تخصصی در زمینه فراری دادن افراد حرفه ای و دوستداران پژوهش و کار فنی واقعی فعالیت میکنند.
بعضی میان اینجا به امثال نوری یا اقای محمودی فحش میدن بجوری انگار خودشون فرق دارن خودم شخصا دیدم اقای نوری بخاطر لجبازی چند نفرو بیکار کرد ولی عزیزه دلم تو که بعد چند سال هنوز جای سوزشش خوب نشده میای متن چند صفحه ای مینویسی نشونه عقده ای بودنه طرف خودش رفته یه جای داغون نور چشمی شده از صدتایه نوری بدتره تو که ادعا میکنی حتمی باید فرق کنی با اونی که بهش فحش میدی دبگه عزیز دلم
برای ازکی سلر مصاحبه رفتم. فنی آنلاین بود، مصاحبه حرفه ای بود. مصاحبه منابع انسانی حضوری بود. اولین باری بود که وارد شرکتی میشدم و نیم ساعت دور خودم میگشتم که کجا باید برم و هیچ کس نمیدونست کجا باید برم! منابع انسانی یا خیلی سرش شلوغ بود یا بی نظمی در سازمان وجود داشت. 20 دقیقه منتظر شروع مصاحبه بودم. مصاحبه کننده اصلا حرفه ای نبود، سرسری از روی سوالات رد میشد و انگار از روی اجبار مصاحبه میکرد. من حس خوبی از سازمان نگرفتم.
من توی اکثر شرکتهای بزرگ مث اسنپ و دیجی کالا کار کردم و تجربه کاری ۱۰ ساله بسیار قوی دارم. بکی از بررگتربن اشتباهاتم گول ععد دریافتی و شرایط کاری توی ارتباط فردا بود. تمام تعهدات مالی که گفته بودن را زیرش زدن و اصلا حتی به قراردادی که امضا شد هم متعهد نموندن. آدم هایی بسیار قدکوتاه و غیر حرفهای توی این مجموعه هست. اگر برای پول و عدد میخواید وارد شید که بهتون بگم هبچی رو بهتون نمیدن و من بعد ۹ ماه خروج هنوز تسویه حسابم انجام نشده و ۶ ماهه امروز و فردا میکنن. اگر هم برای کار و یادگیری وارد میشید که اینجا اصلا فضای یادگیری نیست
روز اول کاری بهم برگه مشخصات دادن ولی اصلا اسکن نمیشد بارکدش بهشون گفتم اصلا براشون مهم نبود به زور فهمیدم کدوم قسمت و گروه هستم هم کار های قدیمی تر فقط ازت سواستفاده میکنن به جای کمک کارش آماری و سنگینه اصلا هم ملاحظه ی جثته ی کوچیک رو ندارن عین جنگل باید خودت گلیم خودتو از آب بکشی بیرون ساعت 3 شب تعطیل میشه شیفت شب تا 4 باید وایسی اسنپ پیدا کنن اجازه خروج ماشینو بدن قدیمی ها توی سرویس باهم اکیپ میشن اگه ازت خوشسون نیاد نمیزارن سوار سرویس بشی بلید وایسی اسنپ بگیرن برات ب دروغ میگن جا نیست غذا هم نمیدن وقتم نمیشه با ساعت کاریش غذا بپزی بیاری هرروز منابع انسانیش به شدت ضعیفه حتی شماره هم نداره یکی خونش دور باشه برای یه چیز کوچیک حتی سوال هم باید پاشه بره اونجا هیچی ام هیچی نمیشه برد داخل نمیشه هدفونم گذاش سرگرم شد مثله جاهای دیگه تا کار تموم بشه کلا بعد روز اموزش همونجوری ولت میکنن نمیدونی از کی سوال بپرسی روز اولی باید کیلومتری راه بری از سرگروه بپرسی اکثر هندهل هاشون هم خرابه سریع باتری خالی میکنه هی باید کیلومتری بری بیای تا باطری عوض کنی وقتی 12 ساعته میشه بدبخت میشی مثل سگ ازت کار میکشن مثل یه تیکه گوشت میوفتی تو تخت فقط بخوابی یه خمم میشی بنده کفشتو ببندی موهاتو درست کنی نمیدونم لباستو درست کنی بعد چند دیقه میان بالاسرت ک نکنه دزدی کردی فقط ادعای رفتار حرفه ای دارن غیر حرفه ای هستن سرگروه سرپرست وسط کار میان احوال پرسی میکنن سوال میپرسن کجا میشینی کجایی هستی ماشین داری نداری در کل فقط اپشن پاره وقتش خوبه برای دانشجو یه موقع ب پول نیاز داشت یک دوروز بره وگرنه تمام وقت جهنمه راجب حقوق و تعطیلی هر چهار روز هم دروغ میگن تو مصاحبه
روز اول کاری بهم برگه مشخصات دادن ولی اصلا اسکن نمیشد بارکدش بهشون گفتم اصلا براشون مهم نبود به زور فهمیدم کدوم قسمت و گروه هستم هم کار های قدیمی تر فقط ازت سواستفاده میکنن به جای کمک کارش آماری و سنگینه اصلا هم ملاحظه ی جثته ی کوچیک رو ندارن عین جنگل باید خودت گلیم خودتو از آب بکشی بیرون ساعت 3 شب تعطیل میشه شیفت شب تا 4 باید وایسی اسنپ پیدا کنن اجازه خروج ماشینو بدن قدیمی ها توی سرویس باهم اکیپ میشن اگه ازت خوشسون نیاد نمیزارن سوار سرویس بشی بلید وایسی اسنپ بگیرن برات ب دروغ میگن جا نیست غذا هم نمیدن وقتم نمیشه با ساعت کاریش غذا بپزی بیاری هرروز منابع انسانیش به شدت ضعیفه حتی شماره هم نداره یکی خونش دور باشه برای یه چیز کوچیک حتی سوال هم باید پاشه بره اونجا هیچی ام هیچی نمیشه برد داخل نمیشه هدفونم گذاش سرگرم شد مثله جاهای دیگه تا کار تموم بشه کلا بعد روز اموزش همونجوری ولت میکنن نمیدونی از کی سوال بپرسی روز اولی باید کیلومتری راه بری از سرگروه بپرسی اکثر هندهل هاشون هم خرابه سریع باتری خالی میکنه هی باید کیلومتری بری بیای تا باطری عوض کنی وقتی 12 ساعته میشه بدبخت میشی مثل سگ ازت کار میکشن مثل یه تیکه گوشت میوفتی تو تخت فقط بخوابی یه خمم میشی بنده کفشتو ببندی موهاتو درست کنی نمیدونم لباستو درست کنی بعد چند دیقه میان بالاسرت ک نکنه دزدی کردی فقط ادعای رفتار حرفه ای دارن غیر حرفه ای هستن سرگروه سرپرست وسط کار میان احوال پرسی میکنن سوال میپرسن کجا میشینی کجایی هستی ماشین داری نداری در کل فقط اپشن پاره وقتش خوبه برای دانشجو یه موقع ب پول نیاز داشت یک دوروز بره وگرنه تمام وقت جهنمه راجب حقوق و تعطیلی هر چهار روز هم دروغ میگن تو مصاحبه
یک روز، مدیرعامل شرکت در جمع کارکنان از تجربه صعود به اورست گفت؛ اینکه کسانی که موفق به فتح قله شدهاند، به جای آنکه ذهنشان را درگیر قله کنند، فقط به قدم بعدی فکر میکردند. بلافاصله پس از این الهامبخشی، اعلام کرد که همان روز قرار است با چهل نفر خداحافظی شود. دلیل رسمی؟ شرایط جنگی و بحران اقتصادی کشور. اما واقعیت چیز دیگری بود. اخراجشدگان عمدتاً کسانی بودند که از مسیر معمول و با گذراندن مصاحبه فنی وارد شرکت شده بودند. آنهایی که از طریق آشنایی و بدون مصاحبه جذب شده بودند، کوچکترین تکانی نخوردند. اگر با مدیران شرکت در جای دیگری همکار بودهاید و از این طریق وارد بیتپین شدهاید، جای شما کاملاً امن است. ادعای بحران مالی هم دیری نپایید که رنگ باخت؛ شرکت بلافاصله پس از این تعدیلها، حقوق کسانی را که میخواست نگه دارد افزایش داد. سؤال ساده این است: چطور سازمانی که ادعا میکند با بحران مالی دستوپنجه نرم میکند، همزمان حقوقها را بالا میبرد؟ اگر به دنبال ثبات شغلی هستید، بیتپین گزینه مناسبی نیست. از بیرون، شرکت جذاب و پویا به نظر میرسد؛ مسیر پیشرفت شفاف، حقوق رقابتی، فرهنگ سازمانی دوستانه. تیم منابع انسانی هم در جلسات جذب، با اشتیاق از نردبان ترقی و رشد حقوقی متناسب با آن صحبت میکند، که البته دروغ هم نمیگویند، اما آنچه نمیگویند این است که این مسیر برای همه یکسان طی نمیشود. در عمل، آینده شغلی افراد بر اساس نظر شخصی مدیران تعیین میشود، نه عملکرد واقعی، و این را «ارزیابی عملکرد» مینامند. بیتپین شرکتی است که ممکن است چند ماه تجربه خوبی داشته باشید، اما یک روز، بدون هیچ مقدمه منطقی، از شما خواسته شود که دیگر سر کار نیایید؛ حقوقتان واریز میشود و پرونده بسته است. خلاصه اینکه: اگر با مدیران ارتباط دارید، بیتپین بهترین جای ممکن است. اگر ندارید و ثبات شغلی برایتان اهمیت دارد، جای دیگری را انتخاب کنید.
منابع انسانی ندارد و فرسایش شدید نیرو بدلیل اضافه کاری اجباری حتی روزهای تعطیل و عدم موافقت با مرخصی حقه نیرو ضعف فنی بین نیروها و پروژه ها موج میزنه مدیرای فنی هیچ تصوری از سیستم های بانکی و بزرگ ندارن فقط به فکر حذف نیروهای خوب و قدیمی هستن و جایگزینی با نیروهای وابسته به خودشون هیچ برنامه ای واسه پیشرفت نیرو از لحاظ فنی و سازمانی وجود نداره و همه چیز بهم ریخته است بدلیل ضعف فنی، ارزیابی مدیران از نیروی فنی براساس ساعت ورود و خروج هست علاوه بر نابودی فنی میخوان شخصیت نیروهم نابود کنن تا فقط نیروهای خودی و بله قربان گو اطرافشون باشن
در سالگرد خروجم از این خراب شده میخوام بگم لطفا به منشی پیزوری و سگ مدیریت که مثلا مدیر محصول شده بیشتر حقوق بدید که بتونه برای خودش غذا تهیه کنه و کم تر گه بقیه پرسنل و بخوره یخورده هم کافور بریزید داخل قوری طبقه چهارم، جناب مثلا “CTO” به شدت بهش نیاز دارند و میخوام به کسانی که از ترس شکایت از این خراب شده خارج نمیشن بگم خیالتون راحت جناب مدیریت فقط هارت و پورتش زیاده و هیچ غلطی نمیتونه بکنه(به چشم خودم دیدم) در ضمن به هیچ عنوان سمت این خراب شده نرید با تشکر
شرکت اوضاع خوبی نداره، cto ومدیرای ارشد رفتن، دوبار تعدیل داشتیم همش روی نیروها فشاره که این باید برسه این باید برسه، اگه نرسه درمون رو تخته میکنن، دوبار هم تعدیل داشتیم از نیروی خدمات گرفته تا پروداکت. منابع انسانی شرکت هم کلی انتقاد بهش هست و انگار واقعا غیر این که بگه تصمیم از دیجیکالاست کاری نداره و نمیخواد بکنه. به نظر روابط دوستی بهتر از نیاز شرکت مهمه و الا حداقل از منابع انسانی هم تعدیل داشتیم وقتی شرکت تقریبا نصف شده نیازی نبود به همون تعداد منابع انسانی قبلی یا حداقل تغییر رویه داشتیم تو اون تیم و غیر این که بگن تصمیم دیجیکالاس کاری میکردن. نه ladderای نه فرایندی نه حتی یه رفتار مناسب سازمانی، یه ۶ ماه میگفتن داریم ladderطراحی میکنیم تهشم زدن زیرش هیچی به هیچی. نمیدونم اکه اوضاع مملکت خوب بود کسی تو این شرکت ادامه میداد یا نه ولی فعلا که هستیم و البته ناامید از تغییر فرایند و چیزی.
من نمیدونم چرا واقعا بعضی ها عقدهای خود را خالی میکنند و با اینکه نون نمک میخورند باز هم نمکدون مشکنند این که تا اون زمان که تو یک مجموعه هستیم اونجا خوبه و وقتی بیرون می آیم همه چیز ایراد داشت و ما خوب بودیم از در دیوار توالت و.... آدمهای اونجا ایراد بگیریم به نظر من این آدمها اگه واقعا راست میگند مشخصات خودشون را هم بزارند تا واقعا انصاف رعایت شود ولی به نظرم اینقدر بزدل هستند که جرات این کار را هم ندارند واقعا متاسفم
قول حقوقی که میدن رو نمیدن ،پرداختی یکجا نیست ،اعصاب و روان هم براتون نمیمونه شرکتهای مشابهش همینقدر حقوق رو میدن با محیط خیلی بهتر اصلا نمیارزه
مدیر عامل عقلشو داده دست دو تا بچه بی عرزه.طرف اندازه سنشون تجربه کار داره کار کشته ی این حوزس و همه میشناسنش .یکی رو از نا کجا اباد میارن جاش میزارن چون د کوچک سفارش میکنه به مدیرعامل این دختره بشه مدیر فینتک.طرفو داییش گردن نمیگیره.با کدوم تجربه و رزومه شده مدیر!!! رزومه زیر اب زنیش و بی چاک و دهنیش البته قویه.یکیش هم که ک ا که معلوم نیست باباش تو دستگاهه یا رفیق خود س ب.حقوقای بالا میگیرن و خروجی هم ندارن.حیاط خلوتشونه ایبیکام.تبعیض و رابطه !!!
ابتدا عرض کنم که شرکت والکس در واقع هلدینگ هستش و چندین بیزینس لاین جداگانه رو شامل میشه.از همین رو دقت بفرمایید که مدیریت و شرایط هر یک هم متفاوتن و موارد مشاهده شده محدود به تیم و مدیر شخص بنده هست و الزاما قابل تعمیم به تمامی پوزیشنهای شرکت نیست. ضمن تشکر از خواننده بابت توجه به این نکته، ابتدا نکات قابل بهبود مجموعه رو ذکر میکنم و با ذکر نکات قوتش نظرم رو تمام میکنم. در توصیف سازمان میشه گفت به طور کلی در حال یادگیری هستش و هنوز بالغ نشده و از همین جهت مشکلات قابل توجهی داره.بهعنوان مثال انتخاب مدیران بر اساس صرف توانایی یا تجربهشون نیست، لدر و ارزیابی عملکرد و فرایندهای دقیق وجود نداره، سازمان اینتگریت و شفاف نیست، اطلاعرسانیهای عمومی به نحو درست انجام نمیشن، و بازگویی صفات منفی فرد و یا توهین غیرمستقیم حین عدم حضورش امر رایجیه. استراتژیهای سازمان دقیق چیده نمیشن و در نتیجه ممکنه در یک ماه تعداد زیادی جذب داشته باشن و ماه بعد همگی رو تعدیل کنن(دقت بفرمایید که عدم امنیت شغلی واقعا مساله جدیای در این سازمان هست و در صورتی که براتون مهمه پیشنهاد میکنم در جای دیگری اشتغال بفرمایین)، ساختمان محل خدمت تغییر کنه، فردی به مدیریت فنی منصوب بشه در حالی که دانش فنی لازم رو دارا نیست، مدیری عدم توجه خودش برای بازرسی کار رو با سرزنش باقی تیم جبران کنه و یا سعی کنه با ارتباطات خودش ضعف تصمیمگیری، مدیریتی یا فنی رو پنهان کنه و مواردی از این دست. همچنین تمام حقوق پکیج یکجا پرداخت نمیشه و بخشیش در هر ماه در بازهی دیرتری پرداخت میشه.(فرایند تسویه هم بسیار کند انجام میشه و ممکنه باقیمانده رو در چند قسط پرداخت کنن و چندین ماه طول بکشه و نیاز به پیگیری مدام از سمت شما هم داره. البته عموما فرایندهای اچاری هماهنگی ضعیفی در اینجا دارن.) ساختمان میرزای شیرازی که محل استقرار والکس در زمان نگارش این پیامه، اپارتمانی ۵ طبقه، کمی دلگیر و غیربهینه برای محیط سازمانیه که در اغلب طبقاتش دود سیگار در هوا پخشه.ساختمان دارای پارکینگ برای کارکنان نیست(صرفا مدیران ارشد و ردهبالا دارای پارکینگ هستن)و در محل پرترافیکی قرار داره اما دسترسی مناسبی به مترو و بیارتی و خطوط اتوبوس داره. همچنین پس از خاموشی هوا تردد پیاده در این محل کمی ناامن بهنظر میرسه ضمن اینکه درب اصلی شرکت پس از ساعت کاری اداری بسته میشه و در صورتی که بخواهید منتظر اسنپ بمونین میبایست در کنار خیابان صبر بفرمایید. (دورکاری هم در شرکت پذیرفته نیست.) موارد جزئیتری مثل اتاق استراحت، داروهای رایج، ناهار و میانوعده هم وجود ندارن البته هزینه اندکی برای کمکهزینه ناهار پرداخت میشه و در ساعات ابتدایی روز صبحانه به تعداد محدود هم برقراره. بنده مدت زیادی با مجموعه همکاری نداشتم و بنابراین نظر محکمی دربارهی رشد و یا افزایش حقوق نمیتونم بدم، اما فکرمیکنم این موارد بر اساس توانایی فرد پیش نمیرن. همینطور در صورتی که فکر میکنید نیاز به حضور روزانه در کنار افرادی با اشتیاق زیادی برای کارشون، بهبود فرایندها و درگیری کامل با بیزینس دارید، فکر میکنم این شرکت بهترین سازمانی که میتونید انتخاب کنید نباشه و در کل دیدگاه غالب در شرکت به اعضا، نزدیک به مدل سنتی یک کارمند هست. از نکات مثبت مجموعه میشه به این اشاره داشت که ورود و خروج کارکنان ثبت نمیشه و ساعت کاری شناوره، تجهیزات و امکانات مورد نیاز کار بهخوبی در اختیارشون قرار میگیره و محصولی که در حال توسعهش هستند هم شایسته تقدیره، حقوق رایج بازار پرداخت میشه، بیمه کامل و سر موعد پرداخت میشه و بیمهی تکمیلی مناسبی هم برای کارکنان در نظر گرفته میشه. خوبه دقت بشه که مجموعه در حال رشد و بهبوده و در صورت پیادهسازی پارهای از اصلاحات مثل تخصیص صحیح مدیران، تلاش برای افزایش راندمان کارکنان، نظارت دقیق و جزئی و شفافتر بر افراد و تصمیمها به شرکت بهتری تبدیل میشه.
من شنیده بودم این شرکت نامنظمه ولی وقتی رفتم با عمق قضیه مواجه شدم. هیچ تعریفی از تیم و کار تیمی و انرژی و انگیزه دیده نمیشه. مدیر هیچ نظارت و کاری انجام نمیده. کلی ادم پرحاشیه جمع شدن که فقط کارمندی میانو میرن و وقت میگذرونن. فضای کاری شلوغ که مدیرا هیچ درکی ندارن نیرو نیاز به تمرکز داره برای انجام کار. این شرکت قابلیت اینو داره که با انگیزه ترین ادمارم تخریب کنه. اصلا توصیه نمیشه برای کسی که دنبال یادگیری و رشده چون فقط سرخوردگی میاره.
ای اینفلوئنسر شرکت نیست، یه مجموعه بی سروته بدون ساختار منظم و تعریف شده است. خبری از منابع انسانی نیست. مدیریت ضعیفه. در مواقع بحران، قادر به مدیریت بحران نیستن و خودشون تبدیل ب بحران بزرگ تر میشن. صاحب شرکت، بسیار آدم بی ادب و خودشیفته ای هست. توهین میکنه و فحش میده. به تخصص افراد احترام نمیزاره و ازونها میخاد مطیع اوامرش باشن. هرکس که خارج میشه از شرکت، موفق به دریافت حق و حقوقش نمیشه. رفتارها شبیه عصر برده داریه. خیلیها مجبور به تحمل شرایط غیرانسانی این مجموعه هستن. وقت زیادی به برگزاری جلسات روزانه برای گزارش کارها هدر میره.
سلام بخوام راجع به همروش بگم، هم خوبی داره هم بدی ولی وزن بدی هاش خیلی سنگینو رو مخه، اول موسساش المپیادی شریف هستند و همین موضوع باعث شده که نگاه بالا به پایینشون آدم هایی که شریفی نیستند رو خیلی آزار بده. مدیرعاملش ف.س یه آدم متظاهر به ارزشی بودن و مومن بودن و خوب بودنه که در عمل مثل همه ی مدیرعاملای دیگه ست، فرصت طلب، تمامیت خواه و جاه طلب، در نگاه اول خیلی آدم خوبی به نظر می رسه، عکس پروفایلشم نگاه کنی می بینی یه لبخند ملیح داره که به دل نمیشینه چون فقط تظاهره، به شدت هم دمدمی مزاجه، هر کی بهش یه حرفی بزنه سریع واکنش نشون میده... دوربین های ضبط صدادار هم توی شرکت هست که خود مدیرعامل چکشون می کنه! موسس بعدی م.خ که فک می کنه آسمون دهن باز کرده و فقط این تو حوزه ی کوبر افتاده زمین، یه درون گرای از خود راضی که اگه به خاطر موسس بودنش نبود (الان سی تی او) هستش، هیچکی یه دقیقه تحملش نمی کرد، از بددهنی شون هم که بگم شرکت جو خوبی برای خانم ها نداره و اصلا امنیت گفتاری در شرکت از بالا به پایین حاکم نیست. شرایط پرداختی شون نسبتا خوبه ولی دهنتو سرویس می کنند انقدر ازت کار می کشن، باقی بچه هاش هم اکثرا شریفی اند و اونا هم آدم های درون گرای منزوی اند و همین نگاه بالا به پایین رو دارند انگار که هر کس تو اون دانشگاه مزخرفه درس نخونده آدم نیست. مدیر منابع انسانی ش ح.ل یه آدم لاشیه بی تجربه ی متظاهره ارزشی دیگه است که از منابع انسانی فقط تحکم و انضباط رو برداشته، آدم های عجیب غریب هم زیاد توشون پیدا میشه که تمایلات نامتعراف داشته باشند! این شرکت خیلی وصله به واسطه ی اعضای هیئت مدیره ش، س.ب عضو هیئت مدیره 10 جاست و قبلا معاون وزیر بوده و با جهرمی هم رفیق فابه، کاسب تحریمه حتی می گن تحریم های اتحادیه اروپای آروان رو هم این برداشته، دلال پروژه جور کنه واسه هم روش میره شرکت ها رو وادار می کنه بیان از همروش سرویس بگیرند. اون یکی عضو هیئت مدیره شون ش.و یکی از قالتاق های صنعت مخابرات که به واسطه ی پدرش شدیدا وصله، خیلی از سفارشات خاص همروش رو تو دیتاسنترهای مختلف با رانت اوکی می کنه، اتهام کلاه برداری از پروژه ی مشارکت با مخابرات ایران رو هم داره، انقدر رابطه داره که اینترنت بین الملل به خارج از ایران داره، پروژه هایی که به هیچکس نمی تونند بدن رو به این میدن. کلا با این ارزشی نماها کار کردن اصلا خوب نیست، با آغوش باز می برنت تو شرکت و هیچکی با دل خوش از شرکت نمیاد بیرون، من توصیه نمی کنم حتی از نزدیک دفترشون هم رد بشید چون بوی کثافت و رانت و بی شرفی حالتونو بهم می زنه.
من حدود دو سال با شرکت آکاف همکاری داشتم. این همکاری در ابتدا بهصورت یک دورهی سهماهه آغاز شد تا دو طرف بیشتر با یکدیگر آشنا شوند، و پس از آن نیز دو بار، هر بار به مدت یک سال، تمدید شد. در مجموع مشکل جدی خاصی وجود نداشت، اما نکتهای که خودم هم با مجموعه مطرح کرده بودم این بود که فرآیند ورود به شرکت کمی بیش از حد آسان بود. بهدلیل اینکه سطح حقوق برای نیروهای جونیور مناسب به نظر میرسید، افراد زیادی جذب میشدند. این موضوع باعث میشد زمان قابل توجهی از تیم باتجربه صرف آموزش و همراهی این افراد شود، اما در بسیاری از موارد پس از حدود یک ماه مشخص میشد که توانمندیهای فرد با آنچه اعلام کرده بود همخوانی ندارد و در نهایت از تیم کنار گذاشته میشد. این روند انرژی زیادی از تیم اصلی میگرفت.
سلام تجربه مصاحبه ام با توسن رو دوست داشتم در میون بزارم. مصاحبه اول تلفنی بود و مسئول واحد تماس گرفتن. بعد از اون یه مصاحبه حضوری با منابع انسانی و بازهم مسئول واحد. مصاحبه سوم اسما فنی بود که ایمیل زدن راجع به این مطالب امادگی داشته باشید ... و اما زمانی که تو جلسه رفتم... ۵ نفر دور یه میزمیشینن و پشت هم ازت سوال میکنن. که حس خوشایندی نیست. انگار بهت پوزخند میزنن . این مورد رو توی چندین تجربه دوستان دیگه در ویکی تجربه خونده بودم و تاییدش میکنم به شخصه. جالبتر اینکه حتی یک سوال در مورد موضاعات فنی و تخصصی که گفته بودن نپرسیدن. سوالات بیشتر شخصی و روانشناسی بود. درکل روند مصاحبه رو با اون ایمیلی که فرستادن منحرف کردن
بدون شک یکی از بدترین تجربه های کاری من به این شرکت برمیگرده و مهمترین دلیل این تجربه ناخوشایند هم مدیریت شرکت هست. نیروها از خودشون اختیاری ندارن. علیرغم تجربه و تخصص، مسئول اجرای دستورات شخص مدیر هستن ولو اینکه اشتباه باشه. میکرومنیجمنت در حد چک کردن ساعت کاری از سمت مدیر کل مجموعه انجام میشه. اما اینها قسمتهای خوب شرکت هستن. شخص مدیر شرکت هر زمان اراده کنه میتونه هرکسی رو اخراج کنه. برخوردش با نیروها به شدت توهین آمیز و زننده است. ناسزا و تحقیر بخش جدایی ناپذیر مدیریته. در طول قطعی اجباری اینترنت ک هیچ دسترسی به اینترنت برای کسی مهیا نبود، پرداختهای تمام کارکنان گرو نگه داشته شد تا همه در حد یک ساعت هم شده به اینترنت وصل بشن. در روزهای پرالتهاب جنگ، مدیریت شرکت فقط نیروها رو به اخراج تهدید میکرد در صورتی که اینترنت عملا قطع بود در نهایت ایشون همه نیروها رو که سالها با تمام شرایط بد ایشون راه اومده بودن اخراج کرد و هیچ پرداختی بعد از حدود یک ماه انجام نشده تعداد کسایی که موفق نشدن پولشون رو از شرکت بگیرن خیلی زیاده.
اگه برای آبرو، احترام، وقت و توانایی های خودتون پشیزی ارزش قائل نیستین به پارسا شریف بپیوندین. اینجا یه سیرکه با انواع اقسام آدم های پرمدعای بی سواد و دروغگو. قراره کلی چیزای خوب از این خانواده دوست داشتنی یاد بگیرین، از مدیریت کم کاری و بی تفاوتی نسبت به مشکلات و رفتارهای غیر حرفه ای موجود، از مرد ریشوی قد بلند که پایین اشاره کردند دودوزه بازی و بهادادن به افراد بی ارزش، از یکی دیگه دو بهم زنی و فخر به بی سوادی و .... کل مجموعه هم به طور تخصصی در زمینه فراری دادن افراد حرفه ای و دوستداران پژوهش و کار فنی واقعی فعالیت میکنند.
بعضی میان اینجا به امثال نوری یا اقای محمودی فحش میدن بجوری انگار خودشون فرق دارن خودم شخصا دیدم اقای نوری بخاطر لجبازی چند نفرو بیکار کرد ولی عزیزه دلم تو که بعد چند سال هنوز جای سوزشش خوب نشده میای متن چند صفحه ای مینویسی نشونه عقده ای بودنه طرف خودش رفته یه جای داغون نور چشمی شده از صدتایه نوری بدتره تو که ادعا میکنی حتمی باید فرق کنی با اونی که بهش فحش میدی دبگه عزیز دلم