سه تجربهی از کارم را تعریف میکنم: نخست، بعد از چند ساعت مصاحبه و انجام تستها، قراردادم را برای سه ماه آزمایشی امضا کردند؛ اما گفتند ماه آخر حقالزحمهها با تاخیر پرداخت میشود و تفاوتش را در آینده پرداخت خواهند کرد. این موضوع تنها پس از یک ماه کارکردن بر من آشکار شد و احساس کردم لازم بود همان روز هم میگفتند تا از این پنهانکاری جلوگیری شود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من کارمند بانک تجارت هستم و در این جا آخرین چیزی که برام مهمه حال و روز جسمی و روحی همکاران و احترام به نفس آنهاست. بانک تجارت را با دو بانک صادرات و ملت مقایسه میکنم؛ تفاوتهایی که در ذهنم باقی مانده شامل نبود سفر کارت ۶۰ میلیونی برای پرسنل، نبود تخصیص سهام برای کارکنان، عدم پرداخت سود سپردههای سنواتی، وامهای معیشتی با بازپرداخت طولانیتر نسبت به بانکهای دیگر است، همچنین یک ماه مساعده حقوق در برج دوازدهم وجود ندارد. پرداخت کارانه گاه تأخیر دارد و مبلغ آن ناچیز است. به مناسبت روز مرد، بانک صادرات ایران به بازنشستگان خود ۴ میلیون تومان پرداخت میکند، حال آن که بانک تجارت تنها ۲۵۰۰ به بازنشستگانش میدهد. از نظر بیمه تکمیلی هم حق بیمه از پرسنل سه برابر دیگر بانکها دریافت میشود. پاداشها و مزایای پرداختی در قیاس با بانکهای دیگر مانند ملت و صادرات به طور چشمگیری کمتر است. بازپرداختهای سی سال خدمت بازنشستگان با عنوان تدبیرگران به تأخیر افتاده و به صورت طولانیپرسی یا به دوش کشیده میشود. و موارد دیگری هم وجود دارد که احتمالا خودتان تجربه میکنید. به من گذشت، اما به شما که استخدامیهای ۱۴۰۳ هستید توصیه میکنم به بانکهایی فکر کنید که برایتان ارزش قائل باشند؛ نه این بانک که پرسنل و بازنشستهاش به شدت کم ارزش فرض میشود. اسم بزرگ بانک تجارت فقط ظاهری است؛ دریغ از ذرهای احترام و قدرشناسی نسبت به کارکنان و بازنشستگان. از همکاران شعبه هم تقاضا میکنم اگر تازهواردها به بانک میآیند یا برای کارآموزی آمدهاند، بهطور روشن توضیح بدهند تا آنها هم همانند ما گرفتار این شرایط نشوند و شاید مسیر شغلیشان را به بانک ملت یا صادرات ترجیح دهند.
اگر سابقه کار ندارید بهترین جایی که میتونید هم یاد بگیرید و هم رزومه خوبی درست کنید. کلا تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه هم آموزش های خوبی در اختیار میزارن و اینکه حقوق افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه بیشتره. اگر سابقه کاری خوبی دارید برای آرامش داشتن جای خوبیه. دنبال پست و جایگاه نباشید خیلی سخته و من که دارمش بنظرم ارزش مالی نداره. باز باید هر کسی شرایط خودشو بسنجه. پرداختیها خوب و بموقع انجام میشه و میتونید به زندگیتون نظم بدید. سطح حقوقش الان خوبه ولی با شرایط تورم و بقیه چیزا معلوم نیست. تیم های خیلی زیادی هست پیشنهاد من فقط اداره نرم افزاره جاهای دیگه هم تیم توسعه دارند ولی پیشنهاد نمی کنم هم از نظر تکنولوژی و سطح تیم ها و هم جو اداره.
وقتی به دفراز میآمدم، فضای کاری خیلی مثبت و دوستانه بود و من با تقریبا چند سال همکاری به عنوان برنامهنویس با تیم همراه شدم. همکاران و مدیران از افراد تحصیلکرده و با دانش کافی بودند و یادگیری در تمام سطوح شرکت جریان داشت؛ افراد تجربههایشان را با هم تقسیم میکردند. از ابتدای شروع فعالیت شرکت مشتری محدودی داشت، اما با افزودن امکانات و قابلیتهای جدید توانست محصول نرمافزاری خود را توسعه دهد و با شرکتهای کارفرمایی بزرگ در بخشهای گوناگون همکاری کند. همین روند باعث رشد قابل توجه شرکت شد و گواهینامهها و تاییدیههای نرمافزاری زیادی کسب شد. اوضاع مالی در حال حاضر رو به بهبود بود و حقوقها هم پرداخت میشد، هرچند گاهی با تاخیر کوچکی مواجه میشد که این امر هم تا حدودی طبیعی است و به شرایط اقتصادی بستگی داشت. در کل تجربهام مثبت بود و برای دفراز آرزوی موفقیت دارم.
من در دوبخش کار کردم به مدت ۳سال و خورده ای بخش اول آنقدر تجربه خوبی بود که باعث شد این مدت تو اسنپ فود باشم امااااااااا...... بهش دوم همه کار انجام میشد جز کار کردن ،به آدمهای بی صلاحیت فقط بواسطه دوستی و روابط مدیریت میدادن ،براحتی بهت تهمت میزدن که فلانی مشکل اخلاقی داره و اچ آر واقعااااااا هیچ کاری نمیکرد در حدی که من تو شرکت بیهوش شدم هرگوشه اون بخش یک نفر پنیک میشد و هر اعتراض به اون خانم و اچ آر مساوی قطع همکاری بود چون خانم با مدیر در ارتباط خاص بود در انتها بعد از کلی توهین و تحقیر و پیشنهادهای بیشرمانه بعد از استعفا مدیر من منو تهدید کردن متن هم در ادامه میزارم و همه رو تهدید کردن که برای من جشن خداحافظی نگیرن منی که تا شب قبل کار میکردم صبح منو نشوند تو اتاق و گفت از همه گروهها لفت بده متن ایشون بعد استعفا من و اینکه میگفتن بهشون ربط ندارد آفرمو از دست میدم یا نه ولی به جون خودت اگه بفهمم تا اخرین روزی که اینجایی، به کسی حرفی زدی که اگه به گوشم برسه ناراحتم میکنه هرچی دیدی از چشم خودت دیدی بخوای جو و بهم بریزی و تو مخ بقیه بری و … کلامون میره تو هم هم از گروه بلاکت میکنم هم از هر شرکتی که تاحالا اسمشو شنیدی اسکرین شات این مسیجمم نگه دار برای هرکی لازمه بفرست فقط این ۴۰ روز و بچسب به کارت بی حاشیه همین میتونی؟
من حدود 3 سال در این مجموعه فعالیت کردم و تجربه هم کار در خود گروه و هم در یکی از تحت لیسانس های این برند رو دارم متاسفانه بدترین تجربه کاری من کار در شرکت های تحت لیسانس بود که واقعا آدم های بی سوادی (مدیریت) در راس کار وجود دارند. متاسفانه فضای کل سازمان به قدری دارای حاشیه س و منابع انسانی هم فقط اسم منابع انسانی رو یدک میکشه و بسیار محیط غیرحرفه ای رو پدید آوردند. واقعا دانش هایی که در همکاران سیستم یاد میگیرید به درد فقط کار در همکاران سیستم میخوره. همین
سلام من هم چند صباحی در تحقیق و توسعه کروز کار کردم و زمانی که فهمیدم آنجا هیچ ارزشی برای افراد تحصیلکرده و شخصیت انسان قایل نیستند استعفا دادم.تجربه خوبی بود.وقتی فهمیدم که برای مدیران ارشد و صاحبان کروز حفظ افراد باند ح-ح و ب-ع و م-ت(اخراج شده) به سرکردگی م-د در ازای از دست دادن کلی نیروی نخبه و با تجربه و توانمند ارجحیت دارد و براشون مهم نبود.وقتی دیدم تمام امتیازات و تسهیلات و حقوق های بالا و پاداش های بالا فقط برای اعضای این باند است نتوانستم تحمل کنم که چرا افراد توانمندی بایستی آنجا کار کنند و پروژه ها را پیش ببرند و در آخر امتیازات را اعضای این باند ببرند.همه زحمات را اعضای تیم و نیروهای نخبه انجام میدادند و رییسها فقط نظاره گر بودند و آخر سر امتیازات مجموعه فقط برای رییسها بود.امتیاز ماشین برای رییسها و مخصوصا این باند بود و پرسنل هیچ امتیازی نداشتند و گویی فقط اعضای این باند آدم بودند و بقیه هیچ.چرا باید امتیاز واگذاری ماشین فقط به رییسها تعلق میگرفت آنهم چندین بار؟ چرا وام های کلان و پاداش های نجومی فقط برای اینا بود؟ این باند مخوف تحقیق و توسعه که بقیه هم به آن اشاره کردند آنقدر حقیر و بی سواد بودند که به اندازه دربان یک مدرسه یا شرکت نبودند چه برسه به رییس !!! وقتی میدیدم اعضای این باند و مخصوصا رییس خودم خیلی کوچکتر از آنی بود که حقوق و مزایای من دست آن باشد استعفا دادم.اینا یکسری آدم عقده ای بودند که حالا که موقعیت پیدا کردند، توهم آنها را برداشته بود که واقعا فکر میکردند رییس و مدیر هستند و به قبولی باید به آنها گفت مدیران خود نشانده !!! خودشان خودشان را رییس و مدیر کرده بودند!!! وگرنه تنها جایی که اینها را رییس و مدیر میدانست همان محیط کروز بود و اینا در شرکت های دیگه مخصوصا شرکت های خارجی در حد یک کارشناس ساده هم نیستند.تجربه کروز به من یاد داد که بفهمم رییس واقعی کیست و در شرکت های خارجی فارغ از اینکه مدیران خارجی هستند اما از نظر برقراری عدالت و راستی و درستی از مدیران کروز خیلی سر و شفاف هستند.یادمه همیشه یکی از شعارهای کروز شفافیت بود که باید در این شعار تجدید نظر کنند چون در اون مدتی که بودم همهچیز دیدم جز شفافیت و معلوم نبود پشت پرده چه زد و بندی بوده که فقط یکسری منفعت میبردند با مخفی کاری.یکی از روش های مدیر تحقیق و توسعه همیشه این بود که همه کارها را بی سر و صدا و مخفیانه انجام میداد و کسی هم نمیفهمید و به بقیه هم تاکید میکرد که موضوع را مسکوت نگه دارند و این فرد در هر گروه یکنفر را به عنوان جاسوس و خبرچین از آدمهای خودش گذاشته بود که آمار گروه و افراد معترض را بهش گزارش میدادند که مدیر پشت پرده سر فرصت به آن فرد ضربه بزند. در کثیف بودن این آدم (مدیر تحقیق و توسعه) ذره ای شکی نیست و با نظراتی که در این صفحه خواندم دیدم که سایر همکاران قدیم هم با من اتفاق نظر دارند. همانطور که در نظرات بقیه هم اشاره شده این فرد یک فرد بیمار و منفور هست که آنقدر عقده داشت که مدام سو ظن داشت به همه و همش در حال تسویه حساب با آدمها بود و هیچکس ازش به نیکی یاد نمیکرد.
برای من این شرکت همیشه دوستداشتنی بود و از کارکردن در آن لذت میبردم، هر چند با وجود مشکلات و چالشهای فراوان، فضایی وجود داشت که سختیها را به صورتی قابل تحمل میکرد. برخی مدیریتها تجربه و دیدگاه کافی نداشتند و گاهی با نظرات نامطمئن و صحبتهای بیپایه، ما را به کارهای تازهکاری بدل میکردند؛ بهخصوص بعد از ده سال سابقه کار، رفتاری با ما میشد که گویی تازهوارد هستیم. اگر ما توانسته بودیم در این سالها به کار خود ادامه دهیم، چرا اینگونه به نظر میرسید که شرکت به نیروهای با تجربه خود کمتر اعتماد میکند؟ همچنین نامهای از واحد مربوطه دریافت شده بود که نشان از همراهی و حسننیت داشت، اما من با دلشکستگی از آن مجموعه جدا شدم و گمان نمیکنم بتوانم دوباره به این تجربهها بیاعتماد بازگردم.
افتضاح افتضاح افتضاح واقعا هر چی بگم از بدی های این شرکت کم گفتم. منابع انسانی تعطیل مدیریت تعطیل عدم پرداخت حقوق پرسنل شده تا چنند ماه اصلا اهمیتی به پرسنل نمیدن مدیر منابع انسانیش واقعا یه کیف کشه که فقط دنبال دم اون مدیران ناکارامد میدوه مواظب باشید وارد این شرکت بشید با چیزی جز اعصاب خورد روبرو نمیشید
دوست دارم با نگاهی واقعبینانه و آرام، تجربهام را روایت کنم: از نظر من تیم مدیریتی باید سریعتر زیرساختهای لازم را فراهم کند. فضای کارگاهی اینجا راکد و سرد به نظر میرسید؛ گویی محیطی خشک و شکننده بود. ارزشهای شرکت همواره نزولی به نظر میرسید و با شواهدی که داشتم، تغییرات مثبت به چشم نمیآمد. امیدوارم صاحبنظران بتوانند وضعیت ارز و تحویلها را بهتر مدیریت کنند. حقوق من تا سه ماه پرداخت نشده بود.
دوستان بنده مدت زیادی در این شرکت کار کردم.تمام فضای کاری شرکت متاسفانه محیط پلیسی داره مدیر عامل شرکت همه رو با دوربین و همچنین متاسفانه توسط انسانهای بی مایه و حقیری که گماشته خودش در شرکت هستند به طور مرتب کنترل و تحقیر میکند.نمونش مدیر دفترش که حدودا ده سال اونجا کارکرد و درنهایت جمعی رو با رفتنش راحت کرد.کارمندان غیر از یک سلام حق هیچ گونه صحبتی با همدیگر ندارند.چیزی به نام ساعت کاری مشخص به عنوان اتمام کار ندارد.بیگاری به تمام معنا هست.پرداخت عیدی هر سال در نیمه سال بعد انجام میشود.شرکت سنوات نمیدهد.از شما چک و شناسنامه میگیرند بادست میدهید با پا نمیتوانید پس بگیرید.به موقع بیمه نمیکند.در صورت مریضی اصلا مرخصی ندارید.اصولا مرخصی در این شرکت تعریف نشده است.به هیچ عنوان سمت این شرکت برای استخدام نرید که هم وقت هم انرژی و هم اعصاب و روان خود را درگیر کرده آید.با مدیر عامل این شرکت انسانهای انگشت شماری که شباهت زیادی به خودش دارند میتوانند کار کنند.به تمام معنا به اسارت گرفته میشوید.والسلام.
محیط پرحاشیه و سمی مدیر عامل ز.جن... و اون بسر ما.. جن.. اش توهم بهتر از ما کسی نیست رو دارن دانش ،اخلاق،انسانیت،معرفت صفر صفر بی شرف تر از این دو نفر دنیا به خودش ندید عین ... از همه کار می کشند بعضی ها هم عین .. براشون کار می کنند و قدردان اب و علفی که بهشون می ده هستند
Catastrophe! The story in the company novin leather in a nutshell:Impolite employer, lack discipline،waste of life،employees yokel ،I have experienced highly was an unmitigated disaster I Working all hours for nothing ،uncooperative They love klutz,lardass,hick,goose,oldbat,red neck،yokel
سلام ارادت خدمت دوستان اسنپی توجه داشته باشید در صورتی که مسافر شما خانم بود و حین سفر گفت پیاده میشم اصلا توقف نکنید مگه با پشتیبانی تماس بگیرید یا امنیت تا موضوع بررسی و تأیید و بعد توقف کنید حتی اگه خودش را انداخت پایین چون هر انگی به شما زده بشه پشتیبانی شما را محکوم میکنه و اگه طرف شکایت کنه که حتی ممکن سر از زندان در بیارید اینجاست که اثبات این مساله خیلی سخت میشه و دادگاه ممکنه تا رضایت مسافر شما را در زندان نگه داره هر توقفی حین مسیر با موافقت راننده و اعمال در اپلیکیشن باید انجام بشه حتی بدون بررسی بگند شما خارج مسیر رفتی دیگه بدتر هم مسدودی داره اونم بدون بررسی تازه اگه طرف شکایت کنه که کارت با کرامالکاتبینه .یادتون باشه سفر شما مشخصه یا تمامش کنید یا با تأیید مسافر با اسنپ پایان بزنید حتی لازم باشه با امنیت تماس بگیرید اگه دیدید مسافر نا آرامی میکنه یا بهانه تراشی میکنه چون تعلل در این کار میتونه عاقبت زندان داشته باشه .در این مورد هیچ پشتیبانی بهتون نمیشه اگه اون مسافر بلد باشه چه نقشی برای اسنپ بازی کنه پس انتخاب با خودتونه. در ضمن اینا را برای بد نامی اسنپ نگفتم واقعیته برا خودم هم اتفاق افتاده
از توانایی پرسنل به بهترین شکل جهت پیشرفت استفاده می کند حتی دپارتمان های مختلف همیشه جلسه هفتگی میگذارد و نقاط ضعف و قوت جهت بالا بردن بهروری به بهترین شکل صورت میگیرد
در اون محیط هرگز احساس امنیت و احترام نمیکردم و تصمیم گرفتم از کارفرما جدا بشم. اولین روزها فهمیدم برخوردها احساسی و آزاردهنده است و به وضوح مشخص بود که با شیوههای غیرحرفهای با کارمندان رفتار میشود، از جمله تحقیر در مورد ظاهر و سبک زندگی و فشار بیارتباط با عملکرد شغلی. گاهی بهطور مداوم به بهبود یا تمرکز کارمندان توجه نمیشد و جو کار به شکل تهاجمی و ناخوشایند بود. حقوقها هم به موقع پرداخت نمیشد و گاهی مبلغها خیلی پایینتر از تعرفههای اعلامشده بود و برای تاخیرهای کوچک جریمههای سنگین گزارش میشد. در برابر این رفتارها، کارفرما یا مدیر مربوطه پاسخ مناسب یا شفافی ارائه نمیداد و احساس میکردم که باید با زبان تهدید و فشار با کارکنان رفتار شود. محدودیتهای شدید برای مرخصی وجود داشت و حتی مرخصی استعلاجی بهطور واقعی اجرا نمیشد. فضای رابطه با همکاران هم مناسب نبود و در مصاحبهها بهطور صریح از سختیها و فشارهای موجود صحبت میشد؛ برخوردهای ناعادلانه و سطح پایین دانش مدیریت از مواردی بود که به چشم میخورد. بهطور کلی احساس میکردم که کار در چنین محیطی پایداری ندارد و به جای رشد، تنها فشار و بیاعتمادی افزایش مییافت. پس از تصمیم قطعی برای خروج، فرصت ادامه کار برای من از بین رفت و هنوز مشکلاتی در پرداختها و تعهدات مالی برطرف نشده بود. در نهایت تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم تا فرصت بهتری را پیدا کنم و با تجربهای منفی از محیط کار خارج شدم.
فقط میتونم بگم خدا لعنت شون کنه اگه وارد این شرکت میخواهید بشین، تصور کنید قراره فی سبيل الله کار کنید خبری از حقوق و مزایا نیست حتی بیمه رو هم به موقع نمیدن و ممکنه برین دکتر و بهت بگن بیمه نداری باید آزاد پرداخت کنی
من چند ماهی با وطن زرین مروارید آسیا کار میکردم و اوضاع شرکت را از نزدیک دیدم. در ابتدای کار فهمیدم که مشکلات زیادی از جمله نبود هماهنگی میان بخشها وجود دارد و مدیران منطقه و شعبهها به نظر میرسد عملکرد مطلوبی ندارند و بیشتر حرف میزنند تا کار کنند. در توضیحات همکاران شنیدم که پیشرفت شغلی تنها با چاپلوسی و رانت میتواند رقم بخورد و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود، چه برای حقوق ماهانه و چه برای عیدی و سنوات. حضور تیم ارشد بهویژه مشاوران و روانشناسان در سطحهای بالا به جای حل مشکلات، به احساس ناامنی منجر میشد و گاهی به نظر میرسید که برای حفظ جایگاه خودشان برخی مسائل را به جای کارگران و پرسنل تشدید میکنند. بحث حقوق و مزایا هم نکتهای بود که بارها به چشم دیدم یا از همکاران شنیدم: حقوق دیر پرداخت میشود، گاهی نگذاشتهاند کودن به موقع پرداخت شود و این به باوری منجر شده که مدیریت هیچگاه نتوانسته تعهدات مالی را به انجام برساند. از طرفی مشکلات مالی شرکت هم منجر شده تا گاه حقوق تیمهای توزیع و لجستیک هم بهطور کامل پرداخت نشود و شرکت گاه کرایه و قراردادهای توزیع را تغییر داده تا مدت بیشتری دوام بیاورد. بسیاری از کارکنان برای تسویهحسابها با گذشت چندین ماه تا یادگیری حقوقشان مجبور به پیگیری قانونی میشوند تا به حقوق خود برسند. در چنین فضایی به نظر میرسد که حضور برخی افراد با وظیفه مشاوره و روانشناسی هم نتوانست به مشکلات پایهای شرکت پاسخ دهد و گاهی با وجود تمام مشکلات مالی، مدیران بیکار و بیبرنامه به نظر میرسیدند، بدون مسیر روشن برای پیشرفت شغلی. هر ماه به بهانههای مختلف حقوق پرسنل بهموقع پرداخت نمیشود و این سوال را ایجاد میکند که چگونه شرکتی با چنین وضعیتی به حیات خود ادامه میدهد. کارگرانی که برای پیوستن به شرکت فرم استخدام میگیرند، اغلب درک درستی از وضعیت ندارند و به نظر میرسد شرکت در برخی مباحث ساختار پاداش و پرداخت را بهخوبی مدیریت نمیکند. در مجموع، وضع شرکت بیصاحب و بیپیکر بهنظر میرسید و من خودم را در وضعیتی دیدم که باید تصمیمی میگرفتم.
اینجا چهرمین محل کارمه. اولش سه جلسه مصاحبه رفتم. هر سه محترمانه و دقیق بود. جلسه اول مصاحبه فنی بود. سوالاشون جالب بود یک جورایی راه حل محور بودند. جلسه دوم و سوم منابع انسانی و حقوق بود. تو مصاحبه خیلی روی ساعت کار و اضافه کار و... تاکید کردند ولی الان که نزدیک 5 ساله اینجا هستم اصلا اینطوری نیست. باید تجربه کنید. میگن شناوری ندارند ولی عملا دارن جالبه! حقوق خوبه ولی در کلی دفعه های مختلف پرداخت میشه. یک پایه داری که اولش تو ذوقت میزنه بعد هی پرداختهای جانبی به اسمهای مختلف راستشو بگم من هنوز اسم همشون رو نمیدونم ولی اخر سال که واریزیهای حسابتو جمع کنی عدد خوبی میشه من که راضیم. حجم کار سبکه همه جای شرکت همینه. شرکت بزرگ و کلی پروژه و محصول وخدمات داره. مدیریت تسک و اینا هم جوری که با یک حجم کار متوسط جزو بهترینها میشی. تکنولوژی قدیم و جدید زیاد دارند. انصافا من خیلی یاد گرفتمو تجربه بدست اوردم. اغلب گروه هایی که دیدم دوستانه و ارومند. ولی بعضی وقتها هم یک عده الکی شلوغ بازی در میارند که تو چشم باشن. فقط بگم داخل دعوای بانکی ها و ... نشید. بعضی ها دنبال حاشیه هستند و بانکی و شرکتی میکنند اونا اغلب توخالی هستن و برای منافع خودشون اب رو گل الوده می کنن. اگه مثل من دنبال پیشرفت تخصصی هستید وارد بازی اونها نشید. خوبیهای شرکت: - یادگیری و پیشرفت - محیط دوستانه و اروم - حقوق و پرداختی به موقع - موقعیت مکانی غرب (برای من) بدیها: - کاغذ بازی - دور کاری ندارند - فضای اداره شلوغه - امکانت معمولی مثل اسموک روم هم ندارن
قبول دانشجو و دادن مرخصی هفتگی جهت شرکت در کلاسها متناسب بودن حقوق و کار درخواستی محیط امن و آرام برای خانمها در صبح(۸تا۱۷) یادگیری فن مشاوره یادگیری کامل نظام آموزشی ایران در تمام مقاطع یادگیری انتخاب رشته و .... بخوام از سختیاش بگم، استرس تماس، توی سال شاید روزایی باشه که بیشتر وقتت رو تو تماسی ولی اکثر روزای حدود نصف بیشتر تایمی که سرکاری تماس نیستی و میتونی به مطالعه و اضافه کردن به دانشت بپردازی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.