من برای مصاحبه رفته بودم البته رد شدم چون نیروی تازه کار بودم وکارخانه نیروی جونیور قبول نمی کنه حقوقشم بهم گفتن بدون اضافه کاری ۱۴ تومن یعنی از ساعت ۷ تا۵عصر. کلا هر شرکت اطراف رفتم برای کار قبولم نکردن گفتن تجربه نداری واقعا دیگه هیچ کارخونه ایی برای تازه کارا جا نداره انگار باید از از بچگی کار کنی و تجربه حتما مرتبط داشته باشی . واقعا زندگی برای تازه کارا سخته چون هیجا بهشون کار نمیدن واقعا نمیدونم با این وضع باید چیکار کرد خوب آموزش بدین به طرف با آموزش دادن که چیزی ازتون کم نمیشه. همه نیروی با تجربه میخوان
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ساعت کاری این شرکت بالا ست ار ۷ تا۷ حقوقش ۱۵ تومن پیشنهاد نمی کنم جایی برید حقوق وساعتش کم باشه ناهارش کیفیت نداره کلا هر جا گفتن حقوق وزارت کار فرار کنید
سه سالی است که در این شرکت کار میکنم و معتقدم یکی از جنبههای مثبت و دلگرمکننده آن، رابطهی خوب میان همکاران است؛ در تمامی واحدها تعامل صمیمانهای وجود دارد و تیمی کار میکنیم. اما ادارهای وجود دارد که اوضاع در آن طور دیگری است: اداره توسعه مدیریت و سرمایه انسانی. این اداره بیش از آن که به حفظ حقوق کارکنان اهمیت بدهد، به دنبال تقویت جایگاه افراد خاص داخلش است تا قدرت و موقعیت سازمانی بالاتری به دست بیاورد. واقعا چگونه میشود که چنین چیزی تا این حد روشن باشد؟ از سمت رئیس منابع انسانی تا مدیرعامل یا عضو هیئتمدیره، گاهی اوقات کلمات حقخوری به چشم میآید و این سوال را در ذهن ایجاد میکند که آیا وجدان هم میتواند پایمال شود؟ شنیدهام که رئیس منابع انسانی از یکی از خویشاوندانش که سطح کارشناسی هم نیست، استفاده کرده و با نوعی مافیا، وی را به مدیر گروه ارتقا داده است. این فرد هم با اقوام و نزدیکانش را وارد تیم منابع انسانی کرده و حالا جمعی از فامیل را کنار هم جمع شدهاند؛ حقوق بالایی میگیرند، در حالی که تخصص چندانی ندارند. و ما از این اداره انتظار دفاع از حقوقمان را داریم، در حالی که با وجود این رفتارها، به نظر میرسد که آنها بیش از هر چیز به منافع خود میاندیشند. ادارهای که باید به کارمندانش رسیدگی کند، گاهی خود مبدأ بیعدالتیها و رفتارهای غیرحرفهای است. به طور مداوم آمار خروج و استعفا از این بخش بالاست و تنها از تیم منابع انسانی چنین وضعی را میبینیم. آنها هر چند ماهی یکبار کارکنانشان را از دست میدهند و ناچار میشوند با استفاده از اقوام و آشنایان، دوباره نیرو جذب کنند تا آمار خروج کمی بهبود یابد. اگر من جای مدیرعامل بودم و این حجم از رفتارهای غیرحرفهای را میدیدم، بیتردید به واحد توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بیش از پیش نگاه میکردم و درباره افراد بیسوادی که ادعای بالایی دارند، بازنگری و ارزیابی مجدد انجام میدادم. به نظر میرسد مدیرعامل هم به نوعی به تأثیرگذاری خانم رئیس وابسته است و به هر کاری که ایشان صلاح میدانند، متوسل میشود. خلاصه اینکه اگر وارد این شرکت میشوی، تا جای ممکن از تعامل با اداره توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دوری کن؛ چون به زودی متوجه میشوی هیچ کاری به تو نمیدهند مگر این که برایشان منفعتی داشته باشی و وارد تیمشان شوی و لااقل مقداری جاسوسی انجام دهی.
من حدود یک سال در شرکت پرگاس طب مشغول به کار بودم و بخوام صادقانه نظر بدم من بدی از هیچ کدوم از همکارهام در این شرکت که باهاشون سرکار داشتم ندیدم و جز خوبی چیز دیگری نبود و محیط شرکت کاملا دوستانه و صمیمی و گرم بود تمام مدیران با احترام با همکاران برخورد داشتن و من تعجب میکنم از این همه کامنت منفی که این محیط دوستانه که در شرکت بوده رو مورد نقد قرار میدین مطمعنم مشکل از جانب شما بوده که این صمیمیت در کار رو که باعث آرامش و پیشبرد بهتر روند کارهستش رو نمیپذیرید.
من یک سال در این شرکت کار کردم و هنوز تسویهحساب انجام نشده است؛ هر بار که پیگیر میشوم میگویند پول نداریم. ظاهرا برای اخذ حقم تنها با شکایت میشود حق خود را پس گرفت. واقعا برای خودم تأسف دارم.
من تجربهای را از یک کارفرما داشتم که با وجود ادعاهای متعدد، روند کار چندان رضایتبخش نبود. سه تا دیدگاه دربارهی این شرکت در همان سایت ثبت شده بود و تاریخهایشان پشتسرهم بود و به نظر میرسید توضیح ثبتکنندهها خودش است. پس از مدتها پیگیری و شکایت، بالاخره پس از یک سال تسویه شد، اما با روحیهای منفی و با نگرانی از وضعیت واریزها و مزایا. مزایای شرکت برای من و همکاران مشخص نبود و گویی تنها مزیت ظاهری آن مربوط به ثبت ساعتهای شناور بود که اکثر افراد با آن روبهرو میشدند. در مجموع، چندین مورد تأخیر در پرداختهای بیمه هم وجود داشت و این موضوع برای مدت زیادی ادامه پیدا کرده بود.
کار با شرکت آنا (آذر جارو) رو تجربه کردم و نتیجهاش شد یکی از بدترین دورههای شغلیم تا الآن. ساعات کار خیلی غیر قابل انعطاف بود و به طور معمول تا حدود ساعتهای ۱۸ تا ۱۹ ادامه داشت، حتی پنجشنبهها هم به طور حداقلی تا حوالی ۱۴ ادامه داشت. مدیریت فروش بسیار محدود، بداخلاق و بهشدت غیرمنصفانه بود و از نظر اصول حرفهای هرج و مرج حاکم بود. امنیت شغلی پایین بود و هیچ حس پایداری وجود نداشت. تنها نکتهای که میشد بهش اشاره کرد، فضای دوستانه بین همکاران بود که کمی دلگرمی میداد.
من در سرعت سامان پویش تامین)اسپات(کارشناس کردم. رقابت بدی بین مدیران وجود دارد فضای کل شرکت را سمی کرده،منابع انسانی به شدت ضعیف هست،مدیر واحد بر خلاف ظاهر سازی و جلوه ی دینداری که از خود نشان می دهد دائم با خانم های تیم شوخی های زننده می کند، بعد از خروج از شرکت برای انجام تسویه آدم را پیر می کنند و خانم مسئول این کار اصلا پاسخگو نیست یا داد و بی داد می کند. چند نفر دور هم جمع شده اند که هیچ خروجی درستی برای پرسنل ندارند.
من سه ماه توی مرکز مشاوره هیوا کار کردم، توی واحد حقوقی، و به جرأت میگم یکی از بدترین تجربههای کاری عمرم بود. اونجا نه از احترام خبریه، نه از قانون، نه از ارزش گذاشتن به پرسنل. مسئول شیفت حقوقی رسما منبع تنشه؛ با بیاحترامی و توهین مستقیم برخورد میکنه و جملهی معروفش اینه: «یا بذار بهت توهین کنم یا برو استعفا بده، اینجا بدون من هیچ ارزشی نداری.» یعنی توی سیستم هیوا، تحقیر کردن کارمند بخشی از فرهنگ سازمانیه. از همون روز اول هیچ بیمهای در کار نیست. قراردادهاشون هم فقط برای دور زدن قانون نوشته میشه. کارمند براشون مصرفیه، مثل یه پیچومهره ارزون که هر وقت بخوان عوضش میکنن. هر اعتراضی هم مساویه با برچسب «سوءرفتار». شرایط کاری؟ افتضاح. سیستمهای کامپیوتر کند و داغون، صندلیها و محیط کاری فرسوده، جو به شدت مسموم. برای یه مرخصی گرفتن باید دعوا راه بندازی. جریمههاشون الکی و مسخرهست. تازه سفتههای سنگین هم میگیرن که هیچ ارزشی نداره و فقط ابزار گروکشی میشه. توی گروه تلگرامی، ملاک ارزیابی فقط تعداد تماس و تایمه. کیفیت تماس، میزان اطلاعات یا رضایت مراجع اصلا براشون مهم نیست. توی هیوا فقط ساعت و پول براشون مهمه، نه آدمها. خلاصه کنم: هیوا یه شرکت نیست، یه باتلاقه. جاییه که سلامت روانت رو له میکنه و عزت نفست رو نابود. پرسنل براشون هیچ فرقی با ابزار نداره. تنها مزیتی که میشه بهش اشاره کرد اینه که شاید برای یه دانشجو که دنبال تجربه اولیهست خوب باشه، اونم بهعنوان آخرین و تنها گزینه. وگرنه بیرون از هیوا حتی نصف حقوقش رو هم بگیری، هزار بار بهتره تا اینکه بشینی توی این جو مسموم و بیارزش.
من چندین ساله در این شرکت مشغول به کار هستم ، مثل هر جای دیگه و هر شغلی خوبی ها و بدی های خودشو داره ، اگر بخوام از بدی هاش بگم اینه که پنجشنبه ها پاره وقت شرکت بازه البته اگر بخوای میتونی بری مرخصی ولی کلا این مساله برای من سخته . دیگه اینکه حقوق حتما ماهی یکبار واریز میشه اما تاریخ دقیق نداره و تو یک بازه ی یک هفته ای نوسان داره که اگر کسی خیلی براش مهم باشه این مسئله میتونه اذیتش کنه . اما خوبی هاش : من در مورد محیط کاری خیلی تعجب کردم از کامنتا .. به نظرم کسایی که از بد بودن محیط میگن خودشون یه مشکل یا انحراف اخلاقی دارن که اینجا به خواستشون نرسیدن و الان شکایت دارن چون من تو تمام این سالهاااا هیییییچ مشکل اخلاقی و نا امنی و انحرافی ندیدم . اتفاقا بسیار بسیار جای امنی هست . در مورد پیشرفت کاری جای خوبیه ادمای زیادی پیشرفت میکنن ادمای زیادی پس رفت و ادمای زیادی هم ثابت میمونن و این به هیچ چیزی جز تلاش فردی اون ادم بستگی نداره اگر ادمایی بودن سعی کردن از راهای دیگه وارد شن و موفق نشدن و عصبانیتشونو اینجا تخلیه کردن داستانش فرق داره . بهت فرصت یادگیری و پیشرفت داده میشه حتی با تجربه ی کم که معمولا جایی این امکان وجود نداره .. به علاوه مدیران محترمی هم داره و دخالت در زندگی شخصی و شایعه پراکنی و اظهار نظر دربارشون کار غیر اخلاقی و زشتیه و خیلی متاسفم برای این افراد .
شرکت موپن را تجربه کردم و احساس کردم اوج بیاحترامی در فرآیند مصاحبه بود. تماس اولیه با من گرفته شد اما رفتار گوینده بسیار بیادب بود و مصاحبه اول با چند سوال بیمعنی آغاز شد که بدون معرفی از طرف مقابل پرسیده شد. در مصاحبه دوم، فردی با معرفی ناقص وارد سوالات شد و فاصله بین پرسشها طولانی بود تا حدی که گویی ارتباط قطع میشد. در نهایت گفتند برای دوره آموزشی به ارومیه بیایم و یک فایلی برای افشای اطلاعات ارسال شد تا آن را به دفتر خانه ببرم. وقتی فایل را فرستادم، دیگر پاسخ نگرفتم و گم شد.
منابع انسانی و ... وقتی بگذار و متن رو بخون، کمی فکر کن، بعد جواب بده من تازه وارد مجموعه شدم و با شرایطی که دیدم برای امتداد نخواهم بود، شما اینو چطور نفی میکنی؟ لطفا موارد انتقادات رو بجای نفی بپذیرد و اصلاح کنید وقت مردم اضافی نیست. هر چقدر اسکرول میکنیم به پایین این همه نارضایتی مگر ممکنه، 2 ساله کامنت منفی!!!! انتقاد رو بپذیرید!!! یا اصلاح کنید مشکلات رو، شرکت تو دو دستگی خودی و ناخودیه، خوب ناخودی نگیرد مزاحمتون نشیم!!! شما هم خودی هستی و طبیعه! جالبه به کامنتهای فیک "هیچ شرکت یا سازمانی بدون ایراد نیست" "هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست" ایرادی نگرفتید، شما وظیفه ی شفاف سازی عموم را دارید یک پاراگراف در مورد ایرادت رو بفرمایییییییییییییییییییییییییییییییییید!!! که وقت مردم گرفته نشه!!!
بعد از تجربهای که با شرکت منشور سیمین داشتم، فهمیدم نباید اجازه بدهیم صدای خودمان را به هر شرکتی یا هر شخصی بسپاریم. قاعدهی اصلی این است که در جهانی که با حقیقت مشکلات روبهرو هستیم، نمیشود انتظار داشت همه چیز نرم و آرام بماند. ما هرگز در رویاهای بدون ریسک آرمانشهر زندگی نمیکنیم و واقعیت این است که دنیا از آغاز هم پر از چالش بوده و هنوز هم هست.
محصول core banking بسیار ضعیفی داره و همانطور که اخیرا دیدید بانک پاسارگاد بدجور مورد حمله قرار گرفت و ترکید! فکر می کنم بانک سپه هم که مورد attack شدید قرار گرفت از همان سیستم شرکت داتین استفاده می کرد!!! این شرکت فقط اسم و رسم بیخود داره ولی اصلا شخصیت یک شرکت نرم افزاری را نداره و بیشتر کارکنان ناراضی هستند! گول اسم و برند و ساختمان شرکت رو نخورید! ناواکو که مربوط به بانک مسکن هست خیلی بهتره!
در نگاه بانک تجربهای بود که با وجود همهچیز، تأثیر عجیبی روی من گذاشت. همان آغاز کار فهمیدم که با فضایی سرد و غیرشفاف روبهرو هستم و هر روز با چالشهای تازهای در زمینهی iOS development روبهرو میشدم. مدیران و همکاران گاهی به شکل غیرعادلانهای کنار مینشستند و ارتباطات درون سازمانی بیش از حد پیچیده و دودرهبازانه بود. نتیجه این محیط برای من از لحاظ حرفهای و شخصی ناامیدکننده بود و احساس کردم سطح حرفهای شرکت با انتظارات من همسو نیست. در نهایت تصمیم گرفتم جایگاهم را ترک کنم تا فرصت بهتری برای پیشبرد کارم بسازم.
من بیش از سه ساله که با شماران سیستم همکاری میکنم و احساس میکنم این شرکت به واقع تیمی حرفهای در حوزه فناوری اطلاعات است. اینجا همه با هم انرژی زیادی میگذارند تا بهترین نرمافزارها و خدمات را به مشتریان ارائه دهند. مدیریتی قوی و هوشمند فضای کاری فراهم کرده که تمام واحدها از جمله فروش، تولید و پشتیبانی با هماهنگی و تخصص بالا به فعالیت میپردازند. محیط دفتر مدرن و صمیمی است و مدیران همواره با رویکرد حمایتی و توجه به نظرات کارکنان، بهرهوری را افزایش میدهند. آنها در کنار تیم هستند و تلاش میکنند فضای کار را دوستانه و انگیزشی نگه دارند تا همگی با اشتیاق کار کنیم. برای همه همکاران و مدیران محترم آرزوی موفقیت و پیشرفت روزافزون دارم. اگر دنبال یک شرکت مطمئن و پرانرژی در حوزه فناوری اطلاعات هستین، شماران سیستم گزینهی خیلی خوبی است.
مدیران واحد امنیت و شبکه نیروی خانم استخدام میکنند و از آنها سو استفاده میکنند . لطفا قبل از شروع کار بیشتر تحقیق کنید . همچنین تجهیزات شرکت را به تاراج میبرند و از نیروی انسانی سو استفاده میکنند
در این شرکت با سابقهای که دارم، تجربهام یک تصویر روشن از مجموعه میدهد. اینجا شرکت از نظر مالی آییننامهای امن است و به دلیل پشتیبانی بانکی قابل اعتماد، مشکلات مالی ندارند و مزایا قانونی، و پرداخت حقوق به صورت مرتب انجام میشود. اما اگر بدون آشنایی وارد شوید توقع عدالت، ارزیابی عادلانه، بازخورد سازنده و فرصت پیشرفت را نمیبینید؛ مگر اینکه با مدیرتان رابطه نزدیکی داشته باشید. منابع انسانی اینجا چندان قوی نیست و گاهی وضعیت پیچیدهای ایجاد میشود که به نظر میرسد از منشاهای غیرسازنده نشأت میگیرد. اخیرا وضعیت بدتر شده و به جای ارزیابی شایستگی، بیشتر فقط به استخدام میپردازند و دغدغه کیفیت کار نمیشود. اگر نظیر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است مدارک تحصیلی با ارزش کم محسوب شوند و افراد بیارتباط به پروژهها واگذار شوند تا کار طراحی نرمافزار را انجام بدهند؛ همچنین مدیریت منابع انسانی هم به نظر میرسد به رفع و رجوعهای سطح شهر و رفت و روب اختصاص دارد. با وجود این، مدیرعامل فعلی که از میان کارکنان قدیمی اینجا بوده آدم بااخلاقی است، پرداختها را منظم کرده و امیدوارم راهی برای بهبود شرایط فعلی شرکت پیدا شود.
تجربه من از کار با ترا رسام پاسارگاد به وضوح نشان میدهد که برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و بیشتر صحبتها وعده و دروغ است. سازماندهی کار کم است و مدیر با سابقهای که تازه از راه رسید، معمولا مسئولیتها را به others منتقل میکند و با رفتاری بیادب و بیثبات، مدیریت را به سبک میکرو منیجمنت انجام میدهد. دفتر شرکت واقعا کوچک است و تعداد کارکنان تنها کمتر از ده نفر است. مدیر فنی که از بنیانگذاران شرکت محسوب میشود، به نظر میرسد که به طور مداوم دروغ میگوید و برای به ظاهر هوشمند بودن، با ترفندهای مختلف کار را برای دیگران سنگین میکند. شرکت بیمه تکمیلی ندارد و سیستمهای مناسبی هم وجود ندارد؛ مدیریت به دنبال بهزحمت انداختن کارمندان است و وعدههایش دربارهی پرداختیها همیشه تحقق پیدا نمیکرد و اغلب با تاخیر یا به صورت دو بخش و یا با محاسبهی ناعادلانه صورت میگرفت. حجم کار بالا است و به نوعی یک نفر کار دو نفر را انجام میدهد. در واقع شرکت به اندازهی لازم بزرگ نیست و حتی نیمی از کارکنان هم موسسین یا مشابه آن هستند. در ماههای اخیر هر کس که وارد شرکت میشد، با خروج روبهرو میشد که فکر میکنم این موضوع ناشی از فضای سمی ایجاد شده توسط مدیر عامل است. هنگام ورود به شرکت آزمون سختی برگزار میکردند و برای خودشان کلاس میگذاشتند تا پس از پذیرش، اگر مشکلی وجود داشت، شما به دلیل وقت و انرژیای که صرف کردهاید میل کمتری به تغییر شغل نشان بدهید. توصیه میکنم زمانتان را با این شرکت هدر ندهید و به وعدههای رسمی و مجلسی که در ظاهر مطرح میکنند توجه نکنید. به نظرم بهتر است جایی دیگر مشغول به کار شوید تا اینجا.
من به خاطر بیثباتی مدیریتی اینجا کار نکردم و احساس میکنم حرفهایهاش بهخاطر رفتوبرگشت دائم نیروها، فضا و ارتباط با مشتریان هم مختل شده بود. هر ده روز یک نفر جدید میآمد و من کارمند قدیمی را دیگر داخل سالن نمیدیدم. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد و اغلب به صورت جزیی و ناهمسان تقسیم میشد، طوری که نمیدانستم دقیقا چه مقدار و چه زمانی واریز میشود. این وضعیت باعث میشد انگیزه و تمرکز از دست برود و در نهایت سردرگمی دربارهی وضع کاری پیدا کنم.
من برای مصاحبه رفته بودم البته رد شدم چون نیروی تازه کار بودم وکارخانه نیروی جونیور قبول نمی کنه حقوقشم بهم گفتن بدون اضافه کاری ۱۴ تومن یعنی از ساعت ۷ تا۵عصر. کلا هر شرکت اطراف رفتم برای کار قبولم نکردن گفتن تجربه نداری واقعا دیگه هیچ کارخونه ایی برای تازه کارا جا نداره انگار باید از از بچگی کار کنی و تجربه حتما مرتبط داشته باشی . واقعا زندگی برای تازه کارا سخته چون هیجا بهشون کار نمیدن واقعا نمیدونم با این وضع باید چیکار کرد خوب آموزش بدین به طرف با آموزش دادن که چیزی ازتون کم نمیشه. همه نیروی با تجربه میخوان
ساعت کاری این شرکت بالا ست ار ۷ تا۷ حقوقش ۱۵ تومن پیشنهاد نمی کنم جایی برید حقوق وساعتش کم باشه ناهارش کیفیت نداره کلا هر جا گفتن حقوق وزارت کار فرار کنید
سه سالی است که در این شرکت کار میکنم و معتقدم یکی از جنبههای مثبت و دلگرمکننده آن، رابطهی خوب میان همکاران است؛ در تمامی واحدها تعامل صمیمانهای وجود دارد و تیمی کار میکنیم. اما ادارهای وجود دارد که اوضاع در آن طور دیگری است: اداره توسعه مدیریت و سرمایه انسانی. این اداره بیش از آن که به حفظ حقوق کارکنان اهمیت بدهد، به دنبال تقویت جایگاه افراد خاص داخلش است تا قدرت و موقعیت سازمانی بالاتری به دست بیاورد. واقعا چگونه میشود که چنین چیزی تا این حد روشن باشد؟ از سمت رئیس منابع انسانی تا مدیرعامل یا عضو هیئتمدیره، گاهی اوقات کلمات حقخوری به چشم میآید و این سوال را در ذهن ایجاد میکند که آیا وجدان هم میتواند پایمال شود؟ شنیدهام که رئیس منابع انسانی از یکی از خویشاوندانش که سطح کارشناسی هم نیست، استفاده کرده و با نوعی مافیا، وی را به مدیر گروه ارتقا داده است. این فرد هم با اقوام و نزدیکانش را وارد تیم منابع انسانی کرده و حالا جمعی از فامیل را کنار هم جمع شدهاند؛ حقوق بالایی میگیرند، در حالی که تخصص چندانی ندارند. و ما از این اداره انتظار دفاع از حقوقمان را داریم، در حالی که با وجود این رفتارها، به نظر میرسد که آنها بیش از هر چیز به منافع خود میاندیشند. ادارهای که باید به کارمندانش رسیدگی کند، گاهی خود مبدأ بیعدالتیها و رفتارهای غیرحرفهای است. به طور مداوم آمار خروج و استعفا از این بخش بالاست و تنها از تیم منابع انسانی چنین وضعی را میبینیم. آنها هر چند ماهی یکبار کارکنانشان را از دست میدهند و ناچار میشوند با استفاده از اقوام و آشنایان، دوباره نیرو جذب کنند تا آمار خروج کمی بهبود یابد. اگر من جای مدیرعامل بودم و این حجم از رفتارهای غیرحرفهای را میدیدم، بیتردید به واحد توسعه مدیریت و سرمایه انسانی بیش از پیش نگاه میکردم و درباره افراد بیسوادی که ادعای بالایی دارند، بازنگری و ارزیابی مجدد انجام میدادم. به نظر میرسد مدیرعامل هم به نوعی به تأثیرگذاری خانم رئیس وابسته است و به هر کاری که ایشان صلاح میدانند، متوسل میشود. خلاصه اینکه اگر وارد این شرکت میشوی، تا جای ممکن از تعامل با اداره توسعه مدیریت و سرمایه انسانی دوری کن؛ چون به زودی متوجه میشوی هیچ کاری به تو نمیدهند مگر این که برایشان منفعتی داشته باشی و وارد تیمشان شوی و لااقل مقداری جاسوسی انجام دهی.
من حدود یک سال در شرکت پرگاس طب مشغول به کار بودم و بخوام صادقانه نظر بدم من بدی از هیچ کدوم از همکارهام در این شرکت که باهاشون سرکار داشتم ندیدم و جز خوبی چیز دیگری نبود و محیط شرکت کاملا دوستانه و صمیمی و گرم بود تمام مدیران با احترام با همکاران برخورد داشتن و من تعجب میکنم از این همه کامنت منفی که این محیط دوستانه که در شرکت بوده رو مورد نقد قرار میدین مطمعنم مشکل از جانب شما بوده که این صمیمیت در کار رو که باعث آرامش و پیشبرد بهتر روند کارهستش رو نمیپذیرید.
من یک سال در این شرکت کار کردم و هنوز تسویهحساب انجام نشده است؛ هر بار که پیگیر میشوم میگویند پول نداریم. ظاهرا برای اخذ حقم تنها با شکایت میشود حق خود را پس گرفت. واقعا برای خودم تأسف دارم.
من تجربهای را از یک کارفرما داشتم که با وجود ادعاهای متعدد، روند کار چندان رضایتبخش نبود. سه تا دیدگاه دربارهی این شرکت در همان سایت ثبت شده بود و تاریخهایشان پشتسرهم بود و به نظر میرسید توضیح ثبتکنندهها خودش است. پس از مدتها پیگیری و شکایت، بالاخره پس از یک سال تسویه شد، اما با روحیهای منفی و با نگرانی از وضعیت واریزها و مزایا. مزایای شرکت برای من و همکاران مشخص نبود و گویی تنها مزیت ظاهری آن مربوط به ثبت ساعتهای شناور بود که اکثر افراد با آن روبهرو میشدند. در مجموع، چندین مورد تأخیر در پرداختهای بیمه هم وجود داشت و این موضوع برای مدت زیادی ادامه پیدا کرده بود.
کار با شرکت آنا (آذر جارو) رو تجربه کردم و نتیجهاش شد یکی از بدترین دورههای شغلیم تا الآن. ساعات کار خیلی غیر قابل انعطاف بود و به طور معمول تا حدود ساعتهای ۱۸ تا ۱۹ ادامه داشت، حتی پنجشنبهها هم به طور حداقلی تا حوالی ۱۴ ادامه داشت. مدیریت فروش بسیار محدود، بداخلاق و بهشدت غیرمنصفانه بود و از نظر اصول حرفهای هرج و مرج حاکم بود. امنیت شغلی پایین بود و هیچ حس پایداری وجود نداشت. تنها نکتهای که میشد بهش اشاره کرد، فضای دوستانه بین همکاران بود که کمی دلگرمی میداد.
من در سرعت سامان پویش تامین)اسپات(کارشناس کردم. رقابت بدی بین مدیران وجود دارد فضای کل شرکت را سمی کرده،منابع انسانی به شدت ضعیف هست،مدیر واحد بر خلاف ظاهر سازی و جلوه ی دینداری که از خود نشان می دهد دائم با خانم های تیم شوخی های زننده می کند، بعد از خروج از شرکت برای انجام تسویه آدم را پیر می کنند و خانم مسئول این کار اصلا پاسخگو نیست یا داد و بی داد می کند. چند نفر دور هم جمع شده اند که هیچ خروجی درستی برای پرسنل ندارند.
من سه ماه توی مرکز مشاوره هیوا کار کردم، توی واحد حقوقی، و به جرأت میگم یکی از بدترین تجربههای کاری عمرم بود. اونجا نه از احترام خبریه، نه از قانون، نه از ارزش گذاشتن به پرسنل. مسئول شیفت حقوقی رسما منبع تنشه؛ با بیاحترامی و توهین مستقیم برخورد میکنه و جملهی معروفش اینه: «یا بذار بهت توهین کنم یا برو استعفا بده، اینجا بدون من هیچ ارزشی نداری.» یعنی توی سیستم هیوا، تحقیر کردن کارمند بخشی از فرهنگ سازمانیه. از همون روز اول هیچ بیمهای در کار نیست. قراردادهاشون هم فقط برای دور زدن قانون نوشته میشه. کارمند براشون مصرفیه، مثل یه پیچومهره ارزون که هر وقت بخوان عوضش میکنن. هر اعتراضی هم مساویه با برچسب «سوءرفتار». شرایط کاری؟ افتضاح. سیستمهای کامپیوتر کند و داغون، صندلیها و محیط کاری فرسوده، جو به شدت مسموم. برای یه مرخصی گرفتن باید دعوا راه بندازی. جریمههاشون الکی و مسخرهست. تازه سفتههای سنگین هم میگیرن که هیچ ارزشی نداره و فقط ابزار گروکشی میشه. توی گروه تلگرامی، ملاک ارزیابی فقط تعداد تماس و تایمه. کیفیت تماس، میزان اطلاعات یا رضایت مراجع اصلا براشون مهم نیست. توی هیوا فقط ساعت و پول براشون مهمه، نه آدمها. خلاصه کنم: هیوا یه شرکت نیست، یه باتلاقه. جاییه که سلامت روانت رو له میکنه و عزت نفست رو نابود. پرسنل براشون هیچ فرقی با ابزار نداره. تنها مزیتی که میشه بهش اشاره کرد اینه که شاید برای یه دانشجو که دنبال تجربه اولیهست خوب باشه، اونم بهعنوان آخرین و تنها گزینه. وگرنه بیرون از هیوا حتی نصف حقوقش رو هم بگیری، هزار بار بهتره تا اینکه بشینی توی این جو مسموم و بیارزش.
من چندین ساله در این شرکت مشغول به کار هستم ، مثل هر جای دیگه و هر شغلی خوبی ها و بدی های خودشو داره ، اگر بخوام از بدی هاش بگم اینه که پنجشنبه ها پاره وقت شرکت بازه البته اگر بخوای میتونی بری مرخصی ولی کلا این مساله برای من سخته . دیگه اینکه حقوق حتما ماهی یکبار واریز میشه اما تاریخ دقیق نداره و تو یک بازه ی یک هفته ای نوسان داره که اگر کسی خیلی براش مهم باشه این مسئله میتونه اذیتش کنه . اما خوبی هاش : من در مورد محیط کاری خیلی تعجب کردم از کامنتا .. به نظرم کسایی که از بد بودن محیط میگن خودشون یه مشکل یا انحراف اخلاقی دارن که اینجا به خواستشون نرسیدن و الان شکایت دارن چون من تو تمام این سالهاااا هیییییچ مشکل اخلاقی و نا امنی و انحرافی ندیدم . اتفاقا بسیار بسیار جای امنی هست . در مورد پیشرفت کاری جای خوبیه ادمای زیادی پیشرفت میکنن ادمای زیادی پس رفت و ادمای زیادی هم ثابت میمونن و این به هیچ چیزی جز تلاش فردی اون ادم بستگی نداره اگر ادمایی بودن سعی کردن از راهای دیگه وارد شن و موفق نشدن و عصبانیتشونو اینجا تخلیه کردن داستانش فرق داره . بهت فرصت یادگیری و پیشرفت داده میشه حتی با تجربه ی کم که معمولا جایی این امکان وجود نداره .. به علاوه مدیران محترمی هم داره و دخالت در زندگی شخصی و شایعه پراکنی و اظهار نظر دربارشون کار غیر اخلاقی و زشتیه و خیلی متاسفم برای این افراد .
شرکت موپن را تجربه کردم و احساس کردم اوج بیاحترامی در فرآیند مصاحبه بود. تماس اولیه با من گرفته شد اما رفتار گوینده بسیار بیادب بود و مصاحبه اول با چند سوال بیمعنی آغاز شد که بدون معرفی از طرف مقابل پرسیده شد. در مصاحبه دوم، فردی با معرفی ناقص وارد سوالات شد و فاصله بین پرسشها طولانی بود تا حدی که گویی ارتباط قطع میشد. در نهایت گفتند برای دوره آموزشی به ارومیه بیایم و یک فایلی برای افشای اطلاعات ارسال شد تا آن را به دفتر خانه ببرم. وقتی فایل را فرستادم، دیگر پاسخ نگرفتم و گم شد.
منابع انسانی و ... وقتی بگذار و متن رو بخون، کمی فکر کن، بعد جواب بده من تازه وارد مجموعه شدم و با شرایطی که دیدم برای امتداد نخواهم بود، شما اینو چطور نفی میکنی؟ لطفا موارد انتقادات رو بجای نفی بپذیرد و اصلاح کنید وقت مردم اضافی نیست. هر چقدر اسکرول میکنیم به پایین این همه نارضایتی مگر ممکنه، 2 ساله کامنت منفی!!!! انتقاد رو بپذیرید!!! یا اصلاح کنید مشکلات رو، شرکت تو دو دستگی خودی و ناخودیه، خوب ناخودی نگیرد مزاحمتون نشیم!!! شما هم خودی هستی و طبیعه! جالبه به کامنتهای فیک "هیچ شرکت یا سازمانی بدون ایراد نیست" "هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست" ایرادی نگرفتید، شما وظیفه ی شفاف سازی عموم را دارید یک پاراگراف در مورد ایرادت رو بفرمایییییییییییییییییییییییییییییییییید!!! که وقت مردم گرفته نشه!!!
بعد از تجربهای که با شرکت منشور سیمین داشتم، فهمیدم نباید اجازه بدهیم صدای خودمان را به هر شرکتی یا هر شخصی بسپاریم. قاعدهی اصلی این است که در جهانی که با حقیقت مشکلات روبهرو هستیم، نمیشود انتظار داشت همه چیز نرم و آرام بماند. ما هرگز در رویاهای بدون ریسک آرمانشهر زندگی نمیکنیم و واقعیت این است که دنیا از آغاز هم پر از چالش بوده و هنوز هم هست.
محصول core banking بسیار ضعیفی داره و همانطور که اخیرا دیدید بانک پاسارگاد بدجور مورد حمله قرار گرفت و ترکید! فکر می کنم بانک سپه هم که مورد attack شدید قرار گرفت از همان سیستم شرکت داتین استفاده می کرد!!! این شرکت فقط اسم و رسم بیخود داره ولی اصلا شخصیت یک شرکت نرم افزاری را نداره و بیشتر کارکنان ناراضی هستند! گول اسم و برند و ساختمان شرکت رو نخورید! ناواکو که مربوط به بانک مسکن هست خیلی بهتره!
در نگاه بانک تجربهای بود که با وجود همهچیز، تأثیر عجیبی روی من گذاشت. همان آغاز کار فهمیدم که با فضایی سرد و غیرشفاف روبهرو هستم و هر روز با چالشهای تازهای در زمینهی iOS development روبهرو میشدم. مدیران و همکاران گاهی به شکل غیرعادلانهای کنار مینشستند و ارتباطات درون سازمانی بیش از حد پیچیده و دودرهبازانه بود. نتیجه این محیط برای من از لحاظ حرفهای و شخصی ناامیدکننده بود و احساس کردم سطح حرفهای شرکت با انتظارات من همسو نیست. در نهایت تصمیم گرفتم جایگاهم را ترک کنم تا فرصت بهتری برای پیشبرد کارم بسازم.
من بیش از سه ساله که با شماران سیستم همکاری میکنم و احساس میکنم این شرکت به واقع تیمی حرفهای در حوزه فناوری اطلاعات است. اینجا همه با هم انرژی زیادی میگذارند تا بهترین نرمافزارها و خدمات را به مشتریان ارائه دهند. مدیریتی قوی و هوشمند فضای کاری فراهم کرده که تمام واحدها از جمله فروش، تولید و پشتیبانی با هماهنگی و تخصص بالا به فعالیت میپردازند. محیط دفتر مدرن و صمیمی است و مدیران همواره با رویکرد حمایتی و توجه به نظرات کارکنان، بهرهوری را افزایش میدهند. آنها در کنار تیم هستند و تلاش میکنند فضای کار را دوستانه و انگیزشی نگه دارند تا همگی با اشتیاق کار کنیم. برای همه همکاران و مدیران محترم آرزوی موفقیت و پیشرفت روزافزون دارم. اگر دنبال یک شرکت مطمئن و پرانرژی در حوزه فناوری اطلاعات هستین، شماران سیستم گزینهی خیلی خوبی است.
مدیران واحد امنیت و شبکه نیروی خانم استخدام میکنند و از آنها سو استفاده میکنند . لطفا قبل از شروع کار بیشتر تحقیق کنید . همچنین تجهیزات شرکت را به تاراج میبرند و از نیروی انسانی سو استفاده میکنند
در این شرکت با سابقهای که دارم، تجربهام یک تصویر روشن از مجموعه میدهد. اینجا شرکت از نظر مالی آییننامهای امن است و به دلیل پشتیبانی بانکی قابل اعتماد، مشکلات مالی ندارند و مزایا قانونی، و پرداخت حقوق به صورت مرتب انجام میشود. اما اگر بدون آشنایی وارد شوید توقع عدالت، ارزیابی عادلانه، بازخورد سازنده و فرصت پیشرفت را نمیبینید؛ مگر اینکه با مدیرتان رابطه نزدیکی داشته باشید. منابع انسانی اینجا چندان قوی نیست و گاهی وضعیت پیچیدهای ایجاد میشود که به نظر میرسد از منشاهای غیرسازنده نشأت میگیرد. اخیرا وضعیت بدتر شده و به جای ارزیابی شایستگی، بیشتر فقط به استخدام میپردازند و دغدغه کیفیت کار نمیشود. اگر نظیر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است مدارک تحصیلی با ارزش کم محسوب شوند و افراد بیارتباط به پروژهها واگذار شوند تا کار طراحی نرمافزار را انجام بدهند؛ همچنین مدیریت منابع انسانی هم به نظر میرسد به رفع و رجوعهای سطح شهر و رفت و روب اختصاص دارد. با وجود این، مدیرعامل فعلی که از میان کارکنان قدیمی اینجا بوده آدم بااخلاقی است، پرداختها را منظم کرده و امیدوارم راهی برای بهبود شرایط فعلی شرکت پیدا شود.
تجربه من از کار با ترا رسام پاسارگاد به وضوح نشان میدهد که برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و بیشتر صحبتها وعده و دروغ است. سازماندهی کار کم است و مدیر با سابقهای که تازه از راه رسید، معمولا مسئولیتها را به others منتقل میکند و با رفتاری بیادب و بیثبات، مدیریت را به سبک میکرو منیجمنت انجام میدهد. دفتر شرکت واقعا کوچک است و تعداد کارکنان تنها کمتر از ده نفر است. مدیر فنی که از بنیانگذاران شرکت محسوب میشود، به نظر میرسد که به طور مداوم دروغ میگوید و برای به ظاهر هوشمند بودن، با ترفندهای مختلف کار را برای دیگران سنگین میکند. شرکت بیمه تکمیلی ندارد و سیستمهای مناسبی هم وجود ندارد؛ مدیریت به دنبال بهزحمت انداختن کارمندان است و وعدههایش دربارهی پرداختیها همیشه تحقق پیدا نمیکرد و اغلب با تاخیر یا به صورت دو بخش و یا با محاسبهی ناعادلانه صورت میگرفت. حجم کار بالا است و به نوعی یک نفر کار دو نفر را انجام میدهد. در واقع شرکت به اندازهی لازم بزرگ نیست و حتی نیمی از کارکنان هم موسسین یا مشابه آن هستند. در ماههای اخیر هر کس که وارد شرکت میشد، با خروج روبهرو میشد که فکر میکنم این موضوع ناشی از فضای سمی ایجاد شده توسط مدیر عامل است. هنگام ورود به شرکت آزمون سختی برگزار میکردند و برای خودشان کلاس میگذاشتند تا پس از پذیرش، اگر مشکلی وجود داشت، شما به دلیل وقت و انرژیای که صرف کردهاید میل کمتری به تغییر شغل نشان بدهید. توصیه میکنم زمانتان را با این شرکت هدر ندهید و به وعدههای رسمی و مجلسی که در ظاهر مطرح میکنند توجه نکنید. به نظرم بهتر است جایی دیگر مشغول به کار شوید تا اینجا.
من به خاطر بیثباتی مدیریتی اینجا کار نکردم و احساس میکنم حرفهایهاش بهخاطر رفتوبرگشت دائم نیروها، فضا و ارتباط با مشتریان هم مختل شده بود. هر ده روز یک نفر جدید میآمد و من کارمند قدیمی را دیگر داخل سالن نمیدیدم. حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد و اغلب به صورت جزیی و ناهمسان تقسیم میشد، طوری که نمیدانستم دقیقا چه مقدار و چه زمانی واریز میشود. این وضعیت باعث میشد انگیزه و تمرکز از دست برود و در نهایت سردرگمی دربارهی وضع کاری پیدا کنم.