تجربه خوبی ندارم از اسنپ بابت کرایه ها پشتیبانی ک اصلا افتضاح افتضاح داغون بی حوصله ، تیم پشتیبانی هم ک اصلا من موتوری بهیچ جاش نیستم ، هرسفر بخواد لغو میکنه هرچقدر بخواد کرایه کم میکنه کلا قبل بدرد شغل دوم میخورد اما الانجز اعصاب خوردی نیست و ب رانتدش ن احترام میذاره ن براش ارزش قاعل سرجم بدرد نمی خورع...
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بیش از یکسال هست که از شرکت اومدم بیرون هر روز دارم تسویه حسابم پیگیری میکنم اما پرداخت نمیکنند خدایا اون زمان که من اومدم بیرون دلار چقدر بود الان چقدره خیلی بی انصاف هستند خدایا من هرگز از یک روز دیرکرد پولم نمیگذرم چرک و خون بشه از گلوی باعث و بانیش بزنه بیرون
با تشکر از وقتی که گذاشتم، تجربهام از شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین را چنین به زبان میآورم. همان ابتدا احساس میکردم با مجموعهای رو به رو هستم که صداقت چندان اولویت ندارد و غالبا جو حاکم همانندسازی شده بود. برخوردها به نظر میرسید خودمحورانه است و توجه اصلی با مسئلهای که برایشان مهم بود، میگفتند به جای اینکه با واقعیتهای کار کنار بیایند، بر روی ظاهر و گفتار تمرکز میکردند. در رابطه با تعهدها، تصور میکردم که طرف مقابل به طور متقابل موظف است، اما رفتارها نشان میداد که این تعهد در درجهی اهمیت پایینتری برایشان برخوردار است. فضا نسبتا سمی بود و اغلب افراد پشت هم صحبت میکردند و دیدگاههای منفی نسبت به دیگران منتقل میشد. با وجود احترام سطحی ظاهری، هر کار ممکن بود چندین بار پرسیده شود تا از نتیجهی آن مطمئن شوند و پاسخها دوباره و دوباره پرسیده میشد.
کار فلاکت آور، دروغ محض میگن فقط دروغ پشت دروغ ،مزخرف،شرکت پوشالی دوزاری،حقوق نمیدهند با سه ماه تاخیر ،از عیدی و سنوات هم خبری نیست که نیست، گول نخورید ، فقط چند تا نور چشمی و فامیل ها دارن خوب میلرن بقیه ول معطلن
دورود علیرغم اینکه چند وقتی است که از شرکت کروز استعفا دادم و مهاجرت کردم نمی خواستم وقتم را صرف نوشتن این نظر بکنم. بسیاری از نظرات را که می خواندم به برخی از مسائل اخلاقی مدیر مجموعه و بعضی از نفرات نزدیکش اشاره شده بود. اینکه مصر به نوشتن کامنت در اینجا شدم به کلیپی از تحقیق و توسعه بر میگردد که چند وقت پیش فکر کنم در آپارات و یا یک شبکه ایرانی دیدم. خواستم نظرم را آنجا بنویسم ولی چون سایرین در این پیج نوشته بودند من هم ترجیح دادم همینجا دلم را خالی کنم. بگذریم، این کلیپ ظاهرا یه بخشش مربوط به نمایشگاه قطعات خودرو بود. یک خانمی که برای مدتی همکار بودیم و در این نمایشگاه نماینده تحقیق و توسعه بود. ایشان در واقع یکی از نفرات نزدیک و مشکوک در تحقیق و توسعه بود. ایشان خانمی مجرد با سابقه بالا بود که به قول خودش از طفولیت در کروز مشغول شده است. این خانم که به آنتن مدیر معروف بود و کلا از لحاظ فنی و علمی چیزی قابل عرضه نداشت و ظاهرا کارش ریپورت دادن افراد و جمع آوری دیتا برای مدیر مجموعه بود و یا کماکان هست. اوایل استخدامم در شرکت این خانم طرح دوستی با من و دو نفر خانم دیگر ریخته بود آن موقع به خاطر عدم شناختم از این خانم دقیقا نمی دانستم هدف او از پرسیدن سوالاتی از من و دو دوستان دیگرمون درباره مسائل شخصی و خصوصی و یا ارتباطات بیرون شرکت و چیزهای غیر قابل ذکر در این متن دقیقا چی بود. همیشه ذهنم درگیر این بود که ایشان چنین دیتاهایی را که برای هر خانمی عادی است و ارزش آنچنانی برای دانستن ندارد رو حتما برای شخص دیگری جمع آوری می کند که احتمالا بعدا برای بر قراری یه ارتباطی استفاده کند و یا چیزی دیگر. یه روز که اتفاقی با یکی از هم تیمی های آقا داشتیم صحبت می کردیم به مشکلات این خانم و یکی دو مورد ارتباط (حالا به فرض غیر کاری) با افرادی در خط تولید، و یکی از مسئولین اشاره کرد. وقتی تلفن های طولانی مدت این خانم با مدیر مجموعه با لحن غیر رسمی و صحبت های قبلی او را مبنی بر برخوردهای بیرون شرکت در ذهنم مرور می کردم تازه فهمیدم که این ایشان از طرف چه کسی و برای چه ماموریتی سمت ما آمده است. نکته ی دیگری هم برایم بعدا آشکار شد و آن هم عدم ارتباط خانم های قدیمی تر از من با ایشان در مجموعه تحقیق و توسعه بود. من و یکی از دوستام ارتباطمان را قطع کردیم و شاید خودمان را از یک تله برنامه ریزی شده نجات دادیم. هرچند که تا بعدنا مردم آزاری های این سلیته کماکان وجود داشت. این را هم بگم که تا آن زمانی که من اونجا بودم هنوز آدم های کار بلد و باسوادی بودند که کلا آدم های مفیدی بودن و حداقل همین ها برای تحقیق و توسعه کمی اعتبار و آبرو خریده بودند
اتفاقا بنظرم یکی از بهترین شرکتاس این همه کامنت منفیو نمی فهمم من که راضیم شرایط حقوقشم خوبه دوماه براتون سیو میشه دیگه این حرفا چیه.این همه معترضو نمی فهمم
1- امتحان آنلاین برای شروع به کار و همینطور دریافت نمونه کار 2- رقابت بین مترجمان برای دریافت سفارش 3- تسویه ماهانه تا 5م هر ماه 4- سفارش های فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی و تولید محتوا 5- نرخ دستمزد معمولی و برای سفارش های طلایی نسبتا خوب 6- حجم کار نسبتا ثابت و گارانتی شده
آقای cto پشمی رنگی بیسواد میشه بگی دقیقا توی پردازش کاریزما چه شکری نوش جان میکنی؟! وقتی شاعر میشه cto ، خبرنگار میشه PM خروجی میشه پروژه های کاریزما. شما برو از خود پرسنل کاریزما بپرس چند نفر تونستن با "کاریزما کارت" کار کنن؟! شما جلسات نمایش نامه خوانی "خرده جنایت های زناشویی" برگزار کن به همت تیم HR
ترجمیک خیلی خوبیها و بدیها داره، بزرگترین بدیش میشه همون که گاها فشار میاد به نیروها بابت حجم بالای کارها. ولی به طور کلی حجم کار بالا نیست. با وجود این همه آدم با استعداد که تو این شرکت هستن کارها رو میشه خیلی خوب انجام داد. کار کردن تو اینجا آرامش داره، بر پایه اعتماده و آدما چوب لای چرخ هم نمیکنن. چالش کاری خیلی زیاد نیست و اغلب کارها روی روال خودش افتاده و داره همونجوری پیش میره.
سلام نظر به صحت کلیه مطالب درج شده در این صفحه باید این را نیز عرض کنم که واحد تحقیق و توسعه توسط مدیر آن اداره نمیشود بلکه مدیر به مثابه یک مترسک است که مثلا بگویند تحقیق و توسعه مدیر دارد.در حالیکه مجموعه توسط نوچه های ایشان اداره میشود و مدیر مجموعه فقط با نوچه های خود و باند تحت هدایت خود ارتباط دارد و با مابقی اصلا کاری ندارد.فسادی که در مجموعه حاکم است باعث شده بسیاری از همکاران مخصوصا از گروه بنده در نرم افزار از مجموعه بروند و برای کسی هم اهمیتی نداشت.این را باید گفت که تا زمانیکه شرکت از چین جنس وارد میکند و به تحقیق و توسعه و محصول داخلی نیازی ندارد، این واحد را جدی نمیگیرد و اگر نیروهای با تجربه هم بروند هم برایشان مهم نیست اما اگر روزی بیاید که نتوانن از چین جنس وارد کنند و لنگ بمانند، آن وقت است که قدر تحقیق و توسعه و مهندسان نخبه و با تجربه آن را میدانند.مدیریت ارشد باید این را بداند که اگر روزی شرایط اقتصادی کشور قدری بهتر شود و حقوق سایر شرکت ها برای مهندس نرم افزار قدری بیشتر شود.هیچکسی در تحقیق و توسعه نخواهد ماند.
از واحده اداری میخوام بگم هرکی که فقط ادای مظلومارو دراررو میپرستن ادای ادمای لطیفو بتونه دراره اولین گزینشونم برای انتخابت خوشگلیه هیچی بارشون نیست هیچی بلد نیستن یه مشت بیسوادو استخدام میکنن
در حالی که تیمی به رهبری آقای ح.و و خانم چ.ع، در اقیانوس نادانی و بی مدیریتی، گرفتار امواج ضعف شده است. این گروه، به جای نجات پروژههایشان از دریای شکست، با تمرکز بر تخریب و فریب، مسیر را با بادبانهای زیانآور خود میپیمایند. گر چه از فعالیتهای مخربشان شگفتزده نشدیم، اما در این میدان رقابت، ما نیز تجربیات و تواناییهایی داریم که با استفاده از آنها، لطف شما را پاسخ خواهیم داد. با اقدامات و برنامههای مناسب، خواهیم نشان داد که در میان طوفانها، ما نیز قدرت و توان مقابله داریم و به زودی این موضوع را به اثبات خواهیم رساند. ما میدانیم که این خبر نیز قلاب زنگ زده شما برای ماهیگیری از آب گل آلود است. https://nabzebourse.com/fa/news/89038/
در تجربه کاریام از این شرکت برداشت من این بود که با وجود اینکه فرصت کوتاهی داشتم، محیط سازمانی خیلی نامنظم و خانوادگی بود و تصمیمگیریهای اجرایی به سختی پیش میرفت. مدیرعامل و یکی از اعضای نزدیکش به نظر میرسیدند که رفتارهای غیرشفاف و غیرمنصفانهای داشتند و منابع انسانی با تخصیص بودجه و پشتیبانی مناسب روبهرو نبود. برخوردهایی که از سوی یکی از اعضای تیم مدیریتی شنیدم، نشان میداد که فضا حاکی از بیاحترامی و فاصله با اصول حرفهای است. در این مجموعه بینالفرزندان و اقوام ارتباطات قویای وجود داشت و گاه روندها و فرایندها به صورت غیرمنظم اجرا میشدند. یکی از نکات حاضر در زمان آغاز همکاری این بود که هزینه کاری پیش از استخدام به کار میآمد و پس از مدت شش ماه ممکن بود تسویه یا ارائه مزایا به تاخیر بیفتد. در کل، محیط کار آرام و قابل استقرار نبود و به دلیل ترکیب خانوادگی در تصمیمگیریها، فضای حرفهای مطلوبی احساس نمیشد.
کل حسابداری با سه تا کارشناس جمع میشه. مدیر مالی نهایتش بتونه کارشناس حقوق و دستمزد بشه ، اگر موهاش اجازه بده .کل برنامه ریزی با دوتا صنایع جمع میشه ، البته بچه ها همشون خوبن ولی اینجا بیشتر نیاز نداره .حیف این بچه ها که چون کم تجربه هستن فکر میکنن دارن چیز یاد میگیرن . همون خانم برنانه ریزی توی کارخونه میتونه کل کارای مدیریت برنامه ریزیو انجام بده مدیر برنامه ریزی هم بره فعلن یادبگیره .. مهندسی ساخت و مهندسی فروش روی هم رفته سه تا نیرو بیشتر نمیخاد . منابع انسانی نه رییس و مدیر میخاد و نه کارشناس. یه حقوق و دستمزد و بیمه داره که اونهم با چند ساعت اضافه کار کارشناسای مالی انجام میدن. ببینین همین چند روز برا لیستی که باید دو ماه قبل آماده میشد چقدر شالاپو شولوپ بره انداخته بودن . زنجیره ارزش فعلن داره ارزش زدایی میکنه . یه حجم زیاد از هزینه ها مال دیر انجام دادن وظیفه های زنجیره ارزشن. تموم تاخیر مطالبه هام مال ماله کشی اونا هست . چند تا آدم دیگه هم نه خودشون مفیدن و نه واحدشون ، فکر کنم همین نیروا کم بشن کم کم سالی سی چهل میلیارد و حتی بیشتر هزینه ها کم بشن. هیچ جا به این راحتی نیروی متخصص و کاربلدرو از دست نمیده . کل مجموعه با ۲۵ نفر آدم کار بلد و نصف هزینه فعلی اداره میشه
از حجم کار کنترل کردن تیم لید در کل تایم کاری مشکل سامانه ها و رفتارشون که انگار تقصیر توعه و استرسی که کل مدتی که تو اسنپ کار میکنید همراهتونه کیوسی های الکی و گیر بیخودی حقوق خیلی کم در حدی که با اون حجم کاری حس کارگر ارزونی که قاچاقی پول در میاره بهتون میده یه نگاه به فیش حقوقی بندازین از تعطیل کاری که نمیدن بگیر تا کسری کاری هایی که نداشتی و ازت کم میکنن از همون یه ذره حقوقتم میگیرن حس احمق بودن بهت میده از تعطیلات و جمعه هایی که با دوست و خانواده نمیتونی همراه باشی و 8 ساعت پشت سیستم گردن و چشمت داغون میشه برای 10 تومن!!!
وای بچه ها اخراج شدید کار پیدا نکردید؟میاید اینجا کامنت منفی میذارید؟ مگه دور هم جمع شدیم کار کنیم؟تسکا دان بشه؟فاز پروژه ها یکی یکی جلو بره؟ پس مافیا بازی کنن.پوول پارتی اخر هفته.لاس زدنها.ارضا شدنها و دستمالی کردنها و........ چی میشه؟ همه تون دروغ میگید تعدیل شدید سوختید وگرنه مدیرهای فنی دوزاری کاریزما از گوگل پیشنهاد کار دارند فقط چون مشکل جنسی دارن نرفتن وگرنه همین فردا میتونن برن گوگل کجاست اون هرزه خیابونی که با احترامی جواب کامنتهارو میداد؟
ترجمیک تو کار ترجمه و ترجمه رسمی یه برند شناخته شده است و از این نظر کارکردن توش خوبه. تو ترجمیک امکان آزمون و خطا داشتیم و از لحاظ مرخصی و برخورد همکارا به طور کلی انعطاف پذیر بودیم. سعی می کردیم شرح وظایف رو تفکیک کنیم ولی گاهی نمیشد و آزاردهنده بود. حال و هوای استارتاپی و این که چند کار رو باید انجام میدادی وجود داشت و بعضی کارها به افراد وابسته می شد تا مثلا یه رویکرد سیستم. از لحاظ حقوق منظم بود پرداخت ها و عیدی و سنوات و اینا بود. گاه گاهی برنامه های جمعی و جشن و اینا هم داشتیم که بد نبود ولی خیلی فوق العاده هم نبود.
با توجه به مهارتهایی که داشتم، تیم شون بهخوبی شغلهایی رو پیدا کرد که با شرایط من سازگار بود. احساس میکنم شغلی که الان دارم خیلی بیشتر با علایق و مهارتهایم تطابق داره و این رو مدیون کمکهای این شرکت هستم. من تجربهی پیچیدهای در گرفتن ویزا داشتم و خیلی نگران بودم که روند کار رو درست پیش ببرم. اما تهش به نتیجه مطلوبم رسیدم.
تو اون شرکت یکی با سوادتر از یه خبرنگار نیست برای نوشتن نرم افزار و همه کاره شدن!واقعا تاسف آوره ،چه درکی از نرم افزار داره !البته این بنده خداها دارن رزومه و پول جمع میکنن واسه روز مبادا
به حالا که وارد این مجموعه شدم پر از مسئله و سردرگمی بودم و تصمیم دارم با صداقت بنویسم تا تصویر روشنتری از آریا بنیز ارائه بشود. دیروز، درست همان روزی که حقوق مهر ماه را میدادند، پرداخت شد ولی واقعا با سه ماه تاخیر مواجه بود. مشخصا حقوق من و همکارانم به موقع نمیآمد و این تاخیر مدتی طول کشید. مدیرانی با سطح سواد و واقعا پر از ادعا در مجموعه وجود دارند، تعدادشان هم کم نیست؛ به گونهای که اگر تنها چند مدیر با کارگر ساده در شهرداری مقایسه شوند، شاید بهتر عمل کنند. پرداختها و قراردادها با ارزی مثل یورو یا دلار بسته میشود اما به راحتی پول از دست میرود و حتی مدیران هم از دلیلش سردرگم میشوند که خرج چه چیزی شده است. واحدهای برنامهریزی و فروش و خرید به چشم من فقط در حد دیوار و در و پنجرهاند؛ به نظر میرسد کارها به طور جدی مدیریت نمیشود. نظم و انضباط در کار کم است؛ پرداخت حقوق با تاخیرهای زیاد، و احترام به کارکنان در سطح پایینتری است. همچنین در سطح مدیران ادب دیده نمیشود. مزیتهایی هم وجود دارد، مانند نوشیدنی رایگان در محیط کار و مقدار زیادی وقت آزاد برای بازی با تلفن همراه. در تولید هم مشکلات دیده میشود؛ دستگاهها با تأخیرهای شدید و طولانی ساخته میشوند، تقریبا شش تا ده ماه یا بیشتر بعد از پایان قرارداد. مشتریها همیشه شکایت دارند و من هم به عنوان یکی از کارکنان در پستی که هستم با برخی کارفرماها مواجه شدم که با بیاحترامی و فحاشی قصد دارند به هر طریقی به اهدافشان برسند. در نهایت باید بگویم ورود به این شرکت تصمیم درستی نبود و پیامدهای منفی زیادی داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.