با وجود سابقهای طولانی در مجموعه کاله، احساس میکنم فضای کار به گونهای اداره میشود که برخی تصمیمگیریها به سلیقهای بودن گرایش دارد و گروهی از افراد با رانت شرکت به کارگیری و جابهجایی نیروها را در اختیار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت این است که افراد با تجربهای مانند من با فشار و تهدید مواجه میشوند و جایگاه شغلیشان به راحتی به خطر میافتد. صدای انتقادات ما پاسخگو نیست و پاسخ یا راهحلی از سوی منابع مسئول دریافت نمیکنیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
اخیرا هشت ماه در شرکت کاله، در اصفهان، به عنوان فروشنده مویرگی کار میکردم و تجربههایم را به صورت تجربهای واقعی بازگو میکنم. اوضاع سازمانی به شدت نامنظم بود و با وجود تلاشهایم، مشکلاتی مانند بیعدالتی و دزدی داخلی مشاهده میشد. در طول ماههای نخست حقوقم به ۶٫۵ میلیون رسید و در ماههای بعدی به ۱۴ و ۱۸ میلیون تغییر داشت. وقتی هدف فروش به بالای صد میرسید، هدف لبنیات به بالای ۳۰۰ میرفت و گاهی با سطح ردی تا ۱۳۰ درصد مواجه میشدم. سه ماه که مسیر را ساختم، منطقه و مسیر من را به شخص دیگری واگذار کردند و کار من با همان خانم جایگزین شد. مسیر جدید هم پر بود از مانده حساب و شکایات مشتریان. حدود پنج ماه در آن مسیر ادامه دادم و موفق به رشد دوباره فروش شدم، اما باز هم حقخوری اتفاق افتاد. در تعطیلات عید و حتی جمعهها هم سر کار بودم. چهار پاداش از طرح من توسط مدیر مالی به نام دری برداشت شد. زمانی که تصمیم به استعفا گرفتم، پیشنهاد پست مدیریت به من داده شد اما قبول نکردم و از شرکت رفتم. دلیل اصلی من این بود که با رفتارهای دزدانه نمیتوان به کار ادامه داد. من نهمین نیرویی بودم که طی سه ماه شرکت را ترک کردم و مطمئنم که این شرکت به زودی به خاطر این سلوک مدیریتی نامناسب به مشکلات جدی میخورد.
بدترین مدل حقوق دادن رو دارن. حقوقی که توافق کردی رو با کارانه (۳ ماه یکبار) و عیدی و بن کارت جمع زدن. بعد از اینکه حقوق اول رو میگیرید میفهمید چه کلاهی سرتون رفته، طوری که بعد از ۳ ماه ازمایشی کمتر کسی اینجا مونده. با اینکه ادعای اتصال به بانک رو دارن اما یه وام ۱۰ تومنی هم نمیدن حتی به افراد قدیمی. من شنیدم که وام هارو مدیرای میانی برای خودشون برمیدارن و پیش کارمندا از نداری و بدبختی حرف میزنن. سبک کاریشون هم به شیوه برده های مصر باستان بیشتر میخوره تا یه شرکت تکنولوژی! نه سیستم تسک و منیجمنت وجود داره نه ارزیابی عملکرد کارکنان. فقط امیدوارم تو تیم اون ***** نباشید. مغز و روانتون بهم میریزه و حسرت یه خواب اروم باهاتون میمونه.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
محیط شرکت برای خانمها بسیار مناسب هست و احساس امنیت میشه کرد. مدیریت شرکت هم خانم هستند. پیشنهاد میکنم برای خانمها برای کار در یک محیط امن.
سلام حدود ۹ماه به اجبار به دلیل مشکلات مالی و شخصی در شرکت آروا مشغول به کار بودم این سازمان یک عمده فروشی هستش که به واسطه پول و روابط به شرکت تبدیل شده اصلا مدیریت صحیح و hrوجود نداره و مدیران بسیار کوتوله اجازه نمیدن که شما مسیر درست و روند درست رو در شرکت داشته باشه چه برسه بخوای به بقیه هم این رویه رو یاد بدی از مدیر فروش ایران تا مدیران مناطق اصلا سواد درست حسابی ندارن و بسیار تجربی و کوچه بازاری فروش و مشتری رو میبینن اصلا چیزی به عنوان احترام به شما گذاشته نمیشه فقط اونجا میتونید دوستان همدرد پیدا کنید که دنبال موقعیت هستن که جدا بشن از سازمان
برای مدتی وضعیت پرداختیها بد بود و روند خروج نیرو بالا بود و من هم در حال جدایی از شرکت بودم، اما از بیش از یک سال اخیر وضع بهتر شد و پرداختیها مرتب شد. از نظر شرایط کاری هم درک بهتری پیدا کردم؛ اپیدمی کرونا، آلودگی هوا و جنگ به طور کلی فشار بیشتری به حضور پرسنل وارد نمیکردند. اما بعضی مدیران را میشد غرور شدیدشان را حس کرد و احتمالا شخصیتشان اینطور است. مدیران سطح پایینتر هم همین رفتار را نشان میدادند؛ به نظر من.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و نکاتی که دیدم را با توجه به واقعیتها بازگو میکنم. در اکثر بخشهای گروه مالی کاریزما، کسانی که تصمیمگیری را بر عهده دارند، دارای سطح سواد و دانشی مناسب نیستند و کسانی که دانش و تجربه دارند، فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار جذاب است و در مصاحبهها مدیرانی که سوالات را میپرسند، به شکلی تصویرسازی میکنند که آدم دوست دارد در آنجا کار کند، اما یک ماه اول کار هم نگذشته، اختلافها و واقعیتها روشن میشود و متوجه میشوم که فضایی سرشار از بینظمی و بیاخلاقی وجود دارد. مدیران عامل بیشتر نقش دلالی دارند تا مدیریت شرکت و وقتشان را صرف جستوجوی مشتری میکنند و برای به دست آوردن مشتری هر کار غیر حرفهای و غیر اخلاقی انجام میدهند. اگر کار خود را به خوبی بلد باشید، احتمالا با مدیر مستقیم خود به مشکل خواهید خورد، چون اغلب مدیران میانی تنها به سخنوریهای پوچ و چاپلوسی مدیرعامل بسنده میکنند و با این هنر، حقوقهای بالایی میگیرند، اما در زمینه کاریشان کوچکترین دانشی ندارند. اما مدیر منابع انسانی هم تصویری را نشان میدهد که برایش منابع انسانی شرکت مهم نیست. تنها شرکت سبدگردان کاریزما تا حدی قابل دفاع است، زیرا مدیرعاملش تا حدی به مدیریت شرکت فکر میکند و انصافا فرد باسوادی است. اگر دنبال کار بدون حاشیه هستید، به هیچ وجه به کاریزما فکر نکنید؛ اما اگر به حاشیه و هیاهو علاقه دارید و میخواهید بدون تمرکز روی کار بمانید، کاریزما میتواند گزینهی مناسبی باشد.
خب نمیدونم از کجا شروع کنم به کجا وصل کنم ولی بیایین خلاصش کنیم سالهاس تو این شرکت کار کردم و کوچکترین ارزش و احترامی برام قائل نشد و این نه فقط مختص من بلکه مختص نزدیک 2000 هزار نفر پرسنلی که دارن شده شاید بپرسین چرا موندی تو شرکتی که 4 ماه حقوق عقب افتاده داره مدیرای ارشد بیخود و بی عرضه وجود داره و الان که شرایط جنگی شده بیمه و حقوق ثابت و حذف کرده جوابش بی عرضگی من و بقیه هست شاید امیدواری پوشالی که درست میشه و ... ولی چی درست میشه ؟ ذات خراب مدیر عامل ؟ بی سوادی و بی مسئولیت های معاونت ها ؟ نه هیچی درست نشد هیچی درست نمیشه ولی اینجا میگم ما واقعا خسته ایم خدا اول و آخر همتون و لعنت کنه که انقدر حرومزاده و بی وجود و منفعت طلب و مادر جنده این واقعا خدا لعنتتون کنه
در این شرکت چند سالی است که مشغولم و به نوعی با روندهایش آشنا شدهام. با وجود اینکه برخی منابع انسانی ضعفهایی دارند و رفتار برخی از مدیران فروش نامناسب است و حتی پاسخ به سلام هم نمیدهند، بقیه تیم خوبند و محیط کار دوستانه و سالمی دارد. حقوقها بهمرور بهتر شدهاند و مدیرعامل دستور افزایش حقوق برای همه داده است، هرچند گاهی وقتی به بررسی نظرات میپردازم، برخی معایب هم به چشم میآید که نیاز به توجه دارد. از نظر من، پرداختها به خوبی سازماندهی میشود و این نکتهای مثبت است. در کل حس من از محیط کار مثبت است و همکاران باانگیزه و درستی دارم.
من سالهاست در گام الکترونیک مشغول کارم و تصمیم گرفتم واقعیتهایی را بازگو کنم که شاید خیلیها به آن اشاره نکردند، اما برای من از ارزش بالایی برخوردار بوده است. چند روزی که فضای جامعه تحت فشار است و اخبار ناامیدکننده را میخوانیم، حضور در چنین مجموعهای برای من همچنان دلگرمکننده است. وقتی دیدم حقوق به موقع پرداخت میشود و امکان کار از منزل برای همکاران فراهم شده، این کار فراتر از وظیفه به نظر میرسد و نشانهای از همدلی و حمایت جمع است که تا مدتها در ذهن میماند. همچنین این که به آرامش کارکنان اهمیت داده میشود و هدف فقط پیشبرد کار نیست، بلکه حال خوب تیم هم برای مدیران ارشد مهم است، نشان میدهد که شرکت ارزش اعضا را در اولویت قرار میدهد. این طرز نگاه و مسئولیتپذیری باعث میشود احساس کنم عضو خانوادة بزرگی هستم که نه فقط یک کارمند معمولی، بلکه بخشی از یک مجموعه با روحیهای انسانی است. در نهایت اینکه گام الکترونیک به موفقیتهای حرفهای بسنده نمیکند و به روابط انسانی و اخلاق حرفهای هم توجه دارد، برای من قابل توجه است. مدیران ارشد با رفتاری حرفهای و گرمای انسانی فضای کاری را به محیطی حمایتی و پر از فرصتهای یادگیری تبدیل کردهاند. این نکات تنها بخش کوچکی از واقعیت گام الکتروینک است که برای من به عنوان یکی از اعضای کوچک این مجموعه اهمیت زیادی دارد و وظیفه دیدم آن را بازتاب دهم.
من تجربهم از یک شرکت بزرگ در زمینه هلدینگ را اینطور تعریف میکنم که قبل از امضای قرارداد قطعی، خیلی از نکات را خواندم اما جدی نگرفتم و فکر کردم صرفا جنبهی شخصی دارد؛ اما حالا میفهمم که اشتباه بود. با کوچکترین مشکلی از سوی کارشناس کنار گذاشته میشوند و مدیران ناکارآمد باعث کندی پروژهها میشوند و شما را زیر فشار کاری قرار میدهند. ورود و خروج به صورت نامشخص است و به وضوح زندگیتان در اختیار شرکت است؛ به راحتی به کارتابل ورود و خروج دست میزنند. حقوق هم با فرمولهای داخلی محاسبه میشود و خبری از اطلاع بهموقع از وزارت کار نیست. در ابتدا قولهای شیرین میدهند، اما بعد از آن نه حقوق به موقع و نه احترام به حقوق کارمندان؛ در مدت کاری من حقوق به صورت نصف ماه پرداخت شد و باقیمانده در ادامه ماه. این وضعیت باعث مشکلات مالی زیادی برای من شد. در اینجا مدیران با هم همکاری میکنند و به نوعی یک شبکهی مافوقاداری تشکیل دادهاند؛ به امیدوار منابع انسانی به هیچ عنوان وارد شرکت نشوید. محیط کار بهشدت سمی است و همدستانی و پشتپریدن به سبک رایج است، مدیران همواره با اخطارها تلاش میکنند همفکری همکاران را دگرگون کنند و با نظرسنجیهای مختلف افراد را مقابل هم قرار میدهند.
به نظر من فضای کار در واحد گرافیک شرکت سیگما خیلی ناسالم شده بود و به جای تمرکز بر بهبود کیفیت کار و همدلی، جو آن پر از بیاحترامی و برخورد تحقیرآمیز بود. مدیر ارشد آن واحد رفتاری غیرحرفهای و بیادبانه داشت و حتی جواب سلام همکاران را نمیداد. این رفتارها به آرامش تیم ضربه میزد و فضای کار را ناخوشایند کرده بود. علاوه بر این، برخی از همتیمیها هم برخوردی بیادبانهتر و پستتر از سطح معمول داشتند. با تشکیل گروهی نامناسب، افراد مذکور تلاش میکردند هر کس که با میلشان همسو نبود را تحت فشار بگذارند و به شیوههای مختلف آنها را وادار به ترک شرکت کنند.
سلام من اولین روزی که اومدم برای مصاحبه، فضای تحقیق و توسعه مرا جذب کرد. خیلی دوست داشتم توی شرکت بزرگی مثل کروز کار کنم چون میدونستم که سرعت رشد و یادگیری توی شرکت های بزرگ بیشتره اما متاسفانه تا قبل از آن تجربه کار در شرکت بزرگ را نداشتم. فرهنگ سازمانی مناسب، امکان یادگیری و رشد و کار با آخرین تکنولوژی ها از بخشی از مزایای کروز هست که توجه من رو جلب کرد. روند جذب خیلی طولانی بود حدود دو ماه طول کشید و من همزمان برای شرکت های دیگری هم رزومه فرستاده بودم و اگر روند جذب کوتاه تر بشه خیلی بهتره. امیدوارم بتونم مسیر رشد و ترقی رو خیلی بیشتر از پیش در کروز طی کنم و برای شرکت مفید باشم. ممنون از کروز
تجربه من این است که در تابستان سال ۱۴۰۳ کرایه های اسنپ باکس خیلی خوب بود ولی امسال سال ۱۴۰۴ این ۳ ماه گذشته کرایه ها خیلی پایین و کمسین اسنپ باکس خیلی بالا است از شما خواهشمند هستیم که کرایه های اسنپ باکس را بالا ببرید
برای من خالی از انصاف بود که وضع کارفرمایان در این شرکت اینقدر آزاردهنده باشد و به چشم میبیند که جغرافیا و ساختار اقتصادی اینجا افراد را با درد سر رو به رو میکند. رئیس همواره به عنوان صاحب قدرت ظاهر میشود و دیگران را به چشم ابزار میبیند. تفاوتی نمیکند چقدر و چگونه برایش کار کرده باشی؛ به محض وقت تصمیم میگیرد که کار را با همان شکل اولیه کنار بگذارد و کنار بگذارد. رفتار او همواره از حالت طلبکارانه خارج نشده و احساس بدهکاری در قالب هر موقعیتی باقی میماند. کارکنان با حقوق ناچیز، زمان، تخصص و سلامتیشان را فدا میکنند تا کار انجام شود و این در نگاه مدیر تنها هزینهای است که میپردازد. گویی زندگی با دستمزدی است که میشود هر لحظه با بیتفاوتی از آن گذشت و با فشارهای بیحد و حصر روبهرو شد. هیچیک از دغدغههای همکاران در برابر نگاه او ارزشی ندارد و با هزار فکر و حاشیه و فشار تنها به دنبال حفظ جریان کار است. از تجربه ما که بگذرد… برای همه ما آرزوی خیر و آرامش دارم.
با وجود سابقهای طولانی در مجموعه کاله، احساس میکنم فضای کار به گونهای اداره میشود که برخی تصمیمگیریها به سلیقهای بودن گرایش دارد و گروهی از افراد با رانت شرکت به کارگیری و جابهجایی نیروها را در اختیار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت این است که افراد با تجربهای مانند من با فشار و تهدید مواجه میشوند و جایگاه شغلیشان به راحتی به خطر میافتد. صدای انتقادات ما پاسخگو نیست و پاسخ یا راهحلی از سوی منابع مسئول دریافت نمیکنیم.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
اخیرا هشت ماه در شرکت کاله، در اصفهان، به عنوان فروشنده مویرگی کار میکردم و تجربههایم را به صورت تجربهای واقعی بازگو میکنم. اوضاع سازمانی به شدت نامنظم بود و با وجود تلاشهایم، مشکلاتی مانند بیعدالتی و دزدی داخلی مشاهده میشد. در طول ماههای نخست حقوقم به ۶٫۵ میلیون رسید و در ماههای بعدی به ۱۴ و ۱۸ میلیون تغییر داشت. وقتی هدف فروش به بالای صد میرسید، هدف لبنیات به بالای ۳۰۰ میرفت و گاهی با سطح ردی تا ۱۳۰ درصد مواجه میشدم. سه ماه که مسیر را ساختم، منطقه و مسیر من را به شخص دیگری واگذار کردند و کار من با همان خانم جایگزین شد. مسیر جدید هم پر بود از مانده حساب و شکایات مشتریان. حدود پنج ماه در آن مسیر ادامه دادم و موفق به رشد دوباره فروش شدم، اما باز هم حقخوری اتفاق افتاد. در تعطیلات عید و حتی جمعهها هم سر کار بودم. چهار پاداش از طرح من توسط مدیر مالی به نام دری برداشت شد. زمانی که تصمیم به استعفا گرفتم، پیشنهاد پست مدیریت به من داده شد اما قبول نکردم و از شرکت رفتم. دلیل اصلی من این بود که با رفتارهای دزدانه نمیتوان به کار ادامه داد. من نهمین نیرویی بودم که طی سه ماه شرکت را ترک کردم و مطمئنم که این شرکت به زودی به خاطر این سلوک مدیریتی نامناسب به مشکلات جدی میخورد.
بدترین مدل حقوق دادن رو دارن. حقوقی که توافق کردی رو با کارانه (۳ ماه یکبار) و عیدی و بن کارت جمع زدن. بعد از اینکه حقوق اول رو میگیرید میفهمید چه کلاهی سرتون رفته، طوری که بعد از ۳ ماه ازمایشی کمتر کسی اینجا مونده. با اینکه ادعای اتصال به بانک رو دارن اما یه وام ۱۰ تومنی هم نمیدن حتی به افراد قدیمی. من شنیدم که وام هارو مدیرای میانی برای خودشون برمیدارن و پیش کارمندا از نداری و بدبختی حرف میزنن. سبک کاریشون هم به شیوه برده های مصر باستان بیشتر میخوره تا یه شرکت تکنولوژی! نه سیستم تسک و منیجمنت وجود داره نه ارزیابی عملکرد کارکنان. فقط امیدوارم تو تیم اون ***** نباشید. مغز و روانتون بهم میریزه و حسرت یه خواب اروم باهاتون میمونه.
دو سال حضور من در رایورز تجربهی نسبتا مثبتی بود، هرچند که نظرم ممکنه از دید هرکس دیگه فرق کنه. رایورز شرکتی در زمینه ERP با مشتریان بزرگیه و حضور در چنین محیطی برام تجربهی خوبی داشت. ساختار شرکت شامل دفتر مرکزی واقع در خیابان ۱۸ وزرا و ساختمانی بالای پارک ساعی بود که استقرار و پشتیبانی هم همونجا انجام میشد. تیمهای مختلفی وجود داشتند، هر کدوم مدیر و مشتریان حوزهی خاصی رو پوشش میدادند؛ مثلا تیم قطعات و خودرو، تیم داروسازی و تیمهای دیگهای هم بودن. نرمافزار ارائهشده به مشتریها نسخهی ویندوزیه و ظاهرش تا حدودی قدیمی و مشابه با سایر همکاران ویندوزی به نظر میرسید. تا جایی که من دیدم، نرمافزار باگ چندانی نداشت و معمولا اعضای تیم کارهای فنی عمیق انجام نمیدادند. مسیر شغلی یا آموزشی مشخص و سیستماتیکی وجود نداشت، اما اعضای تیم برای پرسش و یادگیری همیشه در دسترس بودن و فضای تیمی دوستانه بودن نکتهی مثبتی بود. در زمینهی مدیریتی، روندها قابل پیشبینی بود؛ اکثر مدیران تجربهدار و ثابت قدم بودند و تغییرات مدیریتی زیاد دیده نمیشد. بهجز این که هر مدیری پس از رفتن به سمت جدید، وظایف قبلیاش را بدون تغییر حفظ میکرد. حقوق در حالت نسبتا پایین قرار داشت و از نظر بار کاری هم معمولا سنگینی زیادی احساس نمیشد، برای کسانی که حقوق در اولویت نیستند جای مناسبی بود. مزایا بهگواهی من محدود بود و علاوه بر حقوق و یک کارانه شش ماهه، چیز خاصی نبود. در اکثر موارد مشکلاتی در برخی جنبهها وجود داشت که میریدم کمبودهای مربوط به حقوق، مسیر شغلی و آموزش، و نیاز به امکانات مناسب بود. همچنین از نظر سختافزار و نرمافزار و ملزومات کار، کمی احساس کمبود وجود داشت. در نهایت تجربهی حضور من در رایورز خوب بود، اما هنگام خروج با مشکلاتی مواجه شدم تا حدی که مدیر خودم و مدیر منابع انسانی پاسخگو نبودند و برای تسویه به اداره کار مراجعه کردم. این نکتهها به گفتهی من نشاندهندهی فضای کار و فرآیندهای پشتصحنه است.
محیط شرکت برای خانمها بسیار مناسب هست و احساس امنیت میشه کرد. مدیریت شرکت هم خانم هستند. پیشنهاد میکنم برای خانمها برای کار در یک محیط امن.
سلام حدود ۹ماه به اجبار به دلیل مشکلات مالی و شخصی در شرکت آروا مشغول به کار بودم این سازمان یک عمده فروشی هستش که به واسطه پول و روابط به شرکت تبدیل شده اصلا مدیریت صحیح و hrوجود نداره و مدیران بسیار کوتوله اجازه نمیدن که شما مسیر درست و روند درست رو در شرکت داشته باشه چه برسه بخوای به بقیه هم این رویه رو یاد بدی از مدیر فروش ایران تا مدیران مناطق اصلا سواد درست حسابی ندارن و بسیار تجربی و کوچه بازاری فروش و مشتری رو میبینن اصلا چیزی به عنوان احترام به شما گذاشته نمیشه فقط اونجا میتونید دوستان همدرد پیدا کنید که دنبال موقعیت هستن که جدا بشن از سازمان
برای مدتی وضعیت پرداختیها بد بود و روند خروج نیرو بالا بود و من هم در حال جدایی از شرکت بودم، اما از بیش از یک سال اخیر وضع بهتر شد و پرداختیها مرتب شد. از نظر شرایط کاری هم درک بهتری پیدا کردم؛ اپیدمی کرونا، آلودگی هوا و جنگ به طور کلی فشار بیشتری به حضور پرسنل وارد نمیکردند. اما بعضی مدیران را میشد غرور شدیدشان را حس کرد و احتمالا شخصیتشان اینطور است. مدیران سطح پایینتر هم همین رفتار را نشان میدادند؛ به نظر من.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و نکاتی که دیدم را با توجه به واقعیتها بازگو میکنم. در اکثر بخشهای گروه مالی کاریزما، کسانی که تصمیمگیری را بر عهده دارند، دارای سطح سواد و دانشی مناسب نیستند و کسانی که دانش و تجربه دارند، فرصت تصمیمگیری پیدا نمیکنند. ظاهر بیرونی شرکت بسیار جذاب است و در مصاحبهها مدیرانی که سوالات را میپرسند، به شکلی تصویرسازی میکنند که آدم دوست دارد در آنجا کار کند، اما یک ماه اول کار هم نگذشته، اختلافها و واقعیتها روشن میشود و متوجه میشوم که فضایی سرشار از بینظمی و بیاخلاقی وجود دارد. مدیران عامل بیشتر نقش دلالی دارند تا مدیریت شرکت و وقتشان را صرف جستوجوی مشتری میکنند و برای به دست آوردن مشتری هر کار غیر حرفهای و غیر اخلاقی انجام میدهند. اگر کار خود را به خوبی بلد باشید، احتمالا با مدیر مستقیم خود به مشکل خواهید خورد، چون اغلب مدیران میانی تنها به سخنوریهای پوچ و چاپلوسی مدیرعامل بسنده میکنند و با این هنر، حقوقهای بالایی میگیرند، اما در زمینه کاریشان کوچکترین دانشی ندارند. اما مدیر منابع انسانی هم تصویری را نشان میدهد که برایش منابع انسانی شرکت مهم نیست. تنها شرکت سبدگردان کاریزما تا حدی قابل دفاع است، زیرا مدیرعاملش تا حدی به مدیریت شرکت فکر میکند و انصافا فرد باسوادی است. اگر دنبال کار بدون حاشیه هستید، به هیچ وجه به کاریزما فکر نکنید؛ اما اگر به حاشیه و هیاهو علاقه دارید و میخواهید بدون تمرکز روی کار بمانید، کاریزما میتواند گزینهی مناسبی باشد.
خب نمیدونم از کجا شروع کنم به کجا وصل کنم ولی بیایین خلاصش کنیم سالهاس تو این شرکت کار کردم و کوچکترین ارزش و احترامی برام قائل نشد و این نه فقط مختص من بلکه مختص نزدیک 2000 هزار نفر پرسنلی که دارن شده شاید بپرسین چرا موندی تو شرکتی که 4 ماه حقوق عقب افتاده داره مدیرای ارشد بیخود و بی عرضه وجود داره و الان که شرایط جنگی شده بیمه و حقوق ثابت و حذف کرده جوابش بی عرضگی من و بقیه هست شاید امیدواری پوشالی که درست میشه و ... ولی چی درست میشه ؟ ذات خراب مدیر عامل ؟ بی سوادی و بی مسئولیت های معاونت ها ؟ نه هیچی درست نشد هیچی درست نمیشه ولی اینجا میگم ما واقعا خسته ایم خدا اول و آخر همتون و لعنت کنه که انقدر حرومزاده و بی وجود و منفعت طلب و مادر جنده این واقعا خدا لعنتتون کنه
در این شرکت چند سالی است که مشغولم و به نوعی با روندهایش آشنا شدهام. با وجود اینکه برخی منابع انسانی ضعفهایی دارند و رفتار برخی از مدیران فروش نامناسب است و حتی پاسخ به سلام هم نمیدهند، بقیه تیم خوبند و محیط کار دوستانه و سالمی دارد. حقوقها بهمرور بهتر شدهاند و مدیرعامل دستور افزایش حقوق برای همه داده است، هرچند گاهی وقتی به بررسی نظرات میپردازم، برخی معایب هم به چشم میآید که نیاز به توجه دارد. از نظر من، پرداختها به خوبی سازماندهی میشود و این نکتهای مثبت است. در کل حس من از محیط کار مثبت است و همکاران باانگیزه و درستی دارم.
من سالهاست در گام الکترونیک مشغول کارم و تصمیم گرفتم واقعیتهایی را بازگو کنم که شاید خیلیها به آن اشاره نکردند، اما برای من از ارزش بالایی برخوردار بوده است. چند روزی که فضای جامعه تحت فشار است و اخبار ناامیدکننده را میخوانیم، حضور در چنین مجموعهای برای من همچنان دلگرمکننده است. وقتی دیدم حقوق به موقع پرداخت میشود و امکان کار از منزل برای همکاران فراهم شده، این کار فراتر از وظیفه به نظر میرسد و نشانهای از همدلی و حمایت جمع است که تا مدتها در ذهن میماند. همچنین این که به آرامش کارکنان اهمیت داده میشود و هدف فقط پیشبرد کار نیست، بلکه حال خوب تیم هم برای مدیران ارشد مهم است، نشان میدهد که شرکت ارزش اعضا را در اولویت قرار میدهد. این طرز نگاه و مسئولیتپذیری باعث میشود احساس کنم عضو خانوادة بزرگی هستم که نه فقط یک کارمند معمولی، بلکه بخشی از یک مجموعه با روحیهای انسانی است. در نهایت اینکه گام الکترونیک به موفقیتهای حرفهای بسنده نمیکند و به روابط انسانی و اخلاق حرفهای هم توجه دارد، برای من قابل توجه است. مدیران ارشد با رفتاری حرفهای و گرمای انسانی فضای کاری را به محیطی حمایتی و پر از فرصتهای یادگیری تبدیل کردهاند. این نکات تنها بخش کوچکی از واقعیت گام الکتروینک است که برای من به عنوان یکی از اعضای کوچک این مجموعه اهمیت زیادی دارد و وظیفه دیدم آن را بازتاب دهم.
من تجربهم از یک شرکت بزرگ در زمینه هلدینگ را اینطور تعریف میکنم که قبل از امضای قرارداد قطعی، خیلی از نکات را خواندم اما جدی نگرفتم و فکر کردم صرفا جنبهی شخصی دارد؛ اما حالا میفهمم که اشتباه بود. با کوچکترین مشکلی از سوی کارشناس کنار گذاشته میشوند و مدیران ناکارآمد باعث کندی پروژهها میشوند و شما را زیر فشار کاری قرار میدهند. ورود و خروج به صورت نامشخص است و به وضوح زندگیتان در اختیار شرکت است؛ به راحتی به کارتابل ورود و خروج دست میزنند. حقوق هم با فرمولهای داخلی محاسبه میشود و خبری از اطلاع بهموقع از وزارت کار نیست. در ابتدا قولهای شیرین میدهند، اما بعد از آن نه حقوق به موقع و نه احترام به حقوق کارمندان؛ در مدت کاری من حقوق به صورت نصف ماه پرداخت شد و باقیمانده در ادامه ماه. این وضعیت باعث مشکلات مالی زیادی برای من شد. در اینجا مدیران با هم همکاری میکنند و به نوعی یک شبکهی مافوقاداری تشکیل دادهاند؛ به امیدوار منابع انسانی به هیچ عنوان وارد شرکت نشوید. محیط کار بهشدت سمی است و همدستانی و پشتپریدن به سبک رایج است، مدیران همواره با اخطارها تلاش میکنند همفکری همکاران را دگرگون کنند و با نظرسنجیهای مختلف افراد را مقابل هم قرار میدهند.
به نظر من فضای کار در واحد گرافیک شرکت سیگما خیلی ناسالم شده بود و به جای تمرکز بر بهبود کیفیت کار و همدلی، جو آن پر از بیاحترامی و برخورد تحقیرآمیز بود. مدیر ارشد آن واحد رفتاری غیرحرفهای و بیادبانه داشت و حتی جواب سلام همکاران را نمیداد. این رفتارها به آرامش تیم ضربه میزد و فضای کار را ناخوشایند کرده بود. علاوه بر این، برخی از همتیمیها هم برخوردی بیادبانهتر و پستتر از سطح معمول داشتند. با تشکیل گروهی نامناسب، افراد مذکور تلاش میکردند هر کس که با میلشان همسو نبود را تحت فشار بگذارند و به شیوههای مختلف آنها را وادار به ترک شرکت کنند.
سلام من اولین روزی که اومدم برای مصاحبه، فضای تحقیق و توسعه مرا جذب کرد. خیلی دوست داشتم توی شرکت بزرگی مثل کروز کار کنم چون میدونستم که سرعت رشد و یادگیری توی شرکت های بزرگ بیشتره اما متاسفانه تا قبل از آن تجربه کار در شرکت بزرگ را نداشتم. فرهنگ سازمانی مناسب، امکان یادگیری و رشد و کار با آخرین تکنولوژی ها از بخشی از مزایای کروز هست که توجه من رو جلب کرد. روند جذب خیلی طولانی بود حدود دو ماه طول کشید و من همزمان برای شرکت های دیگری هم رزومه فرستاده بودم و اگر روند جذب کوتاه تر بشه خیلی بهتره. امیدوارم بتونم مسیر رشد و ترقی رو خیلی بیشتر از پیش در کروز طی کنم و برای شرکت مفید باشم. ممنون از کروز
تجربه من این است که در تابستان سال ۱۴۰۳ کرایه های اسنپ باکس خیلی خوب بود ولی امسال سال ۱۴۰۴ این ۳ ماه گذشته کرایه ها خیلی پایین و کمسین اسنپ باکس خیلی بالا است از شما خواهشمند هستیم که کرایه های اسنپ باکس را بالا ببرید
برای من خالی از انصاف بود که وضع کارفرمایان در این شرکت اینقدر آزاردهنده باشد و به چشم میبیند که جغرافیا و ساختار اقتصادی اینجا افراد را با درد سر رو به رو میکند. رئیس همواره به عنوان صاحب قدرت ظاهر میشود و دیگران را به چشم ابزار میبیند. تفاوتی نمیکند چقدر و چگونه برایش کار کرده باشی؛ به محض وقت تصمیم میگیرد که کار را با همان شکل اولیه کنار بگذارد و کنار بگذارد. رفتار او همواره از حالت طلبکارانه خارج نشده و احساس بدهکاری در قالب هر موقعیتی باقی میماند. کارکنان با حقوق ناچیز، زمان، تخصص و سلامتیشان را فدا میکنند تا کار انجام شود و این در نگاه مدیر تنها هزینهای است که میپردازد. گویی زندگی با دستمزدی است که میشود هر لحظه با بیتفاوتی از آن گذشت و با فشارهای بیحد و حصر روبهرو شد. هیچیک از دغدغههای همکاران در برابر نگاه او ارزشی ندارد و با هزار فکر و حاشیه و فشار تنها به دنبال حفظ جریان کار است. از تجربه ما که بگذرد… برای همه ما آرزوی خیر و آرامش دارم.