میفهمیدم که تا کنون برای دستاندرکاران اپلیکیشن بیش از بیستوپنج میلیارد تومان هزینه شده است؟ این هزینه اصلا بهصرفه است؟ تا کی قرار است چنین روندی ادامه پیدا کند؟ کسی که از این وضعیت بیخبر است، همینجا بیاید و توضیح بدهد. با هم صحبت میکنیم تا مشخص شود که در رویاها زندگی میکنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت کوتاهی قبل برای مصاحبه به این شرکت رفتم و قصد دارم تجربهام را با شما به اشتراک بگذارم. ورود با فرم استخدامی آغاز شد و مثل خیلی از شرکتها آن را تکمیل کردم. اما دو اتفاق برایم خیلی جلب توجه کرد: اول اینکه در حین تکمیل فرم، دو نفر از کارمندان زن که به نظر میرسید تازهکار هستند، به جای اینکه آموزش ببینند، به همکاران دیگر توهین و تحقیر میکردند و این صحنه جلوی من اتفاق افتاد که تازه برای مصاحبه آمده بودم. بعد خانمی از طبقه بالا آمدند و من را به واحد دیگری برای مصاحبه بردند؛ رفتارشان با من محترمانه و مناسب بود. خودکاری که برای تکمیل فرم در اختیارم گذاشته بودند را با خودم به واحد دیگر بردم و پس از مصاحبه همانجا گذاشتم. هنگام خروج از شرکت در طبقه پایین به واحد اداری گفتند که خودکاری را که با خود بردهام تحویل دهم و بروم، اما گفتند مشکلی نیست برگردم و بیاورم تا تحویل بدهم. من از این رفتارها خیلی تعجب کردم و احساس کردم یا هدف از بردن خودکار بود یا بین همکارانشان بحثی وجود داشت. به طور کلی شرایط داخلی شرکت را دوست نداشتم و پر از حاشیه و چالش بود.
من حدود ۷ ماهه که توی این شرکت فعالیت میکنم شرکت کوچیکه ولی پروژه های خیلی خوبی انجام میده توی پرداخت حقوق نسبتا منظمه و همکارای خوبی هم دارم از مزایاش هم اینه که ناهار میده و دسترسی به شرکت هم با وسایل نقلیه عمومی راحته
آشغال ترین جایی که کار کردم بود انقدر ادم های دزد و بی شرفی هستن که نمیتونم وصف کنم کلاهبردارای واقعین ، یه جوری قرارداد میبندن و یه جوری سرت کلاه میذارن که هیچ جوره نتونی ازشون شکایت کنی بی اخلاقن حرومتون باشه که خودتون تعدیل نیرو کردین بعد پولی که حقمون بود رو ندادین از حلقومتون پایین نرا خرج دوا درمونتون بشه
من برای شعبه یوسفآباد کار میکردم. حقوق دریافتی نسبت به باقی آموزشگاهها وضع بهتری داره و امکان رشد هم هست. برای افزایش حقوق یا باید درخواست مشاهده کلاس بدید یا باید در دورههای سفیر شرکت کنید و یا برای هیئت علمی شدن اقدام کنید. مدیریتش خیلی دخالتگر نیست و کارشناسها هم مناسب بودند اما پس از مدتی که کارشناسها عوض شدند کمی این وضع تغییر کرد.
با تجربهای چند ساله در ایسیکو، من بهعنوان کارشناس لجستیک در واحد انبار کراسداک ایرانخودرو مشغول به کار بودم. هدفم از پذیرش این موقعیت، پیشرفت در تخصص و ارتقاء حرفهای بود تا بتوانم سهمی در بهبود مجموعه و صنعت کشور ایفا کنم. رزومهام نشان میدهد که دارای مدرک کارشناسیارشد مهندسی مکاترونیک از دانشگاه صنعتی مالکاشتر هستم و رتبهام در کنکور سراسری در سهرقمی بود؛ همچنین خدمت وظیفه عمومی را به طور کامل انجام دادهام. طی مدت حضور در شرکت متوجه شدم که روند پیشرفت و ارتقاء بیشتر به روابط و آشناییها وابسته است تا به شایستگی و تخصص. بسیاری از افرادی که حداقل تحصیلات را ندارند در پستهای کلیدی منصوب میشوند، در حالی که نیروهای متخصص و تحصیلکرده ناچار به پذيرش چنین ساختاری هستند و کرامت کار و حرفهای آنها بهطور مکرر نادیده گرفته میشود. برخی تصمیمها و رفتارهای مدیریتی بهگونهای است که فرصتهای برابر رشد برای نخبگان ایجاد نمیشود و بسیاری از امیدواران به آیندهای روشن برای پیشرفت را ناامید میکند. امیدوارم ساختار مدیریتی این شرکت اصلاحپذیر باشد و به سمت شایستهسالاری حرکت کند تا نیروی انسانی باتوان کشور بتواند واقعا به تعالی برسد و آیندهای روشن پیش روی آن باشد.
در اینجا تجربهای تازه بود برای من که قبلا چنین وضعی را تجربه نکرده بودم؛ بیعمل بودن منجر به برخورد شدید و ناسزا میشد و من مجبور به سکوت بودم. قرارداد مشخصی برای استفاده مجدد از کار یا پایان کار وجود ندارد. بینظمی و نبود هماهنگی در سطح مدیریت بهوضوح دیده میشد و حتی با وجود وجود روابط خانوادگی در مجموعه، از من انتظار پاسخگو بودن میرفت در حالی که برخوردها معمولا توهینآمیز و دشوار بود. به طوری که ضعف مدیریتی به اندازهای واضح بود که میگفتی امکان فشار روانی و استرس بالا وجود دارد. اگر در حال حاضر شاغل نبودم، احتمالا کار نکردن را ترجیح میدادم و بهتر است از ورود به چنین فضایی خودداری کنم.
برای مصاحبه دعوت میشویم و بعد از آن میگویند جلسهای داریم. من برای مصاحبه حضوری زمان گذاشتم و هزینهها را صرف کردم؛ به من گفتند با من به صورت تلفنی صحبت میشود، اما در نهایت تماس نگرفتند و واقعا پوزش میخواهم. بهتر است وقتی برای مصاحبه زمان میگذاریم، مطمئن باشند که جلسهای وجود ندارد.
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد که انگار فقط میخواهد سطح آگاهی خودش را با نشان دادن دانش ادعاییاش بسنجند. وقتی من توضیح میدادم، به سرعت میخواست همان لحظه حرف مرا قطع کند و ادعا میکرد که این سوالها را منابع انسانی میدانند و من اطلاعی از آنها ندارم. سوال دیگری که مطرح کردم هم به نظر میرسید نامربوط یا غیر روشن باشد و پاسخ درستی از او دریافت نکردم و با رویکردی برتر از من میخواست که سوالی نپرسم. به نظر من بعضی سوالها دربارهی ظاهر و جذبهی فرد مطرح میشدند و پاسخ مناسبی هم داده نمیشد. برخورد ایشان گاهی بیادبانه و غیرحرفهای به نظر میرسید.
در نگاه من، هر شرکتی نقاط ضعف و قوتی داره، اما اینجا فضایی آرام و منظم دیدم. مدیران شرکت با تواضع، پرستیژ و سطح دانش بالا کار میکنن و رفتار حرفهای دارن. تنها نقطهضعف قابلتوجه مربوط به بخش مالی و اداری است که باید سریعتر رفع بشه؛ به نظر من ظاهر شرکت از کارکرد این واحدها شکل میگیره، بهخصوص در زمینه بیمه تکمیلی که چندین بار درخواست کردم اما ترتیب اثر داده نشد. هر درخواست دیگهای از این واحد اگر خیلی طول میکشه یا به طور کل انجام نمیشه تا وقتی که مستقیم به مدیریت مراجعه کنم تا او به واحد مربوطه دستور بده، که این وضع مناسبی نيست. از نظر حقوق و مزایا، پرداخت بسته به کیفیت کار هر فرد مشخص میشه و با وجود اینکه همه چیز از طریق مدیریت نهایی میشه، نظر من این بود که این روند با توافق من با مدیریت پیش رفت و در این خصوص مطابق با مصاحبه عمل شد.
من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
در حال حاضر مشغول به کارم و فضای کار سابق را کمفضا میدیدم، اما اکنون بخش فروش و پشتیبانی با واحد فنی جدا شده و این ترکیب خیلی خوب است. تنها نکتهای که از نظر من در وب وان داشتم همین بود و ایراد دیگری نمیتوانم بگیرم.
من زمانی که میخواستم وارد این سازمان بشم دوستان و خانواده گفتن نرو ولی من حماقت کردم و گوش نکردم یه سازمان با برده داری مدرن تایم استراحت نداری در هفته بیشتر روزارو باید بالای ۱۰ ۱۱ ساعت کار کنی تایم غذا خوردن نداری و هر وقت دیدی شرایط مناسبه باید بری بخوری اونمحدوده یک رب چند ماه یک بار انبار گردانی میشه و کسری بیارید از حسابتون کم میکنن کافیه سفارشات اینترنتی چند دیقه به تاخیر بخوره از همه جا بهت زنگ میزنن و هرچی بخوان بهت میگن من حدوده یک ساله تو این سازمانم واقعا از زندگی افتادم و مشکل اعصاب و روان پیدا کردم جدا از اون به مرور زمان مشکل کمر درد زانو درد.... پیدا میکنید قبلا از اینکه وارد این سازمان بدرد نخور بشین حتما با چند نفر مشورت کنید حماقتی که ما کردیمو شما نکنید
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
بنده ۶سال که در افق کوروش کار میکنم و از روی بدبختی و نبودن کار در استان مون ( س و ب ) مجبورم بمونم بنده بعد از ۶سال تنزل رتبه گرفتم فقط و فقط چون بنده وقتی مرخصی عید نبودم مدیر منطقه اومده بازدید و فروشگاه داخل سطح کارتن بوده!!!!!!از اونجایی که قانون در این شهر ( زاهدان) مثل جنگل و ارباب رعیتی اداره میشه؛ مقصر شناخته شدم !!!!! در افق کوروش اگه میخواین بیایین اول خوب حرومزادگی؛ زیرآب زنی ؛ آدم فروشی رو یاد بگیرید بعد استخدام شین! اول قید زن و بچه تون رو بزنید بعد استخدام شین اول میگن ۸ساعت کاری اما در هفته حداقل ۳/۴روز باید بالای ۱۰/۱۱ساعت کار کنید ؛ مرخصی فقط و فقط یه کلمه هست و هیچوقت نمیدن یا اگه بدن به هزار مکافات و منت میدن؛ از اون ور چون سرپرستی هرچی بدبختیه سر تو خالی میشه و اونی که پارتی داره ؛ بهترین لذت رو میبره؛ دلخوش به صدای همکار و بازرسی هم نباشید چراکه همشون عین همن؛ تمام مبلغ کسری انبارگردانی از حسابتون کم میشه؛ همونطور که دوستان دیگه گفتن؛ سفارش گوشت میده که ۷۰درصدش تاریخش میگذره و میگن باید باید باید بفروشین وگرنه خودتون باید حساب کنید!!!! خیلی خیلی از این شرکت بدی دیدم؛ خصوصا وقتی با این همه سابقه کار بهت احترام نمیزارن ؛ حرفشونم همیشه همینه نمیخوای به سلامت!!!!!!!فهوای کلام اگه از جوانی؛ زن و بچت سیر شدی بیا افق کوروش؛ خیلی ها طلاق گرفتن سر همین که تایم کاریش زیاده
سلام به همگی خلاصه بخام بگم، اگه دنبال محیطی هستی که بهت فرصت بدن رشد کنی، اینجا جای بدی نیست ... با آرزوی موفقیت و پیدا کردن کار مناسب برای دوستان جویای کار.
در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ دیجیکالا اقدام به تعدیل ده ها نفر از واحد تکنولوژی در تیم های مختلف کرد. ماه های قبل هم از واحدهای دیگه مثل کامرشیال. بعضا کسانی رو تعدیل کرد که در دورههای ارزیابی عملکرد امتیاز های خوبی کسب کرده بودند. فکر کن نشستی داره پروژه های برنامهریزی شده خودت رو انجام میدی یهو باهات جلسه میذارن میگن خداحافظ، دیگه لازمت نداریم. اگه از این شرکت پیشنهاد کاری دریافت کردید گول اسم و رسم و چرب زبونی واحد hr رو نخورید. فرار کنید.
به نظرم اینجا باید آرامش بیشتری برقرار کنم و با نگاه واقعبینانهتری به موضوع نگاه کنم. در حال حاضر بازار خیلی دشوار است و منابع انسانی برای هر شرکتی مثل سرمایه است؛ بنابراین حمایت از همکاران یک شرکت طبیعی و منطقی به نظر میرسد. گاهی اختلافاتی که مطرح میشود بیشتر جنبهی شخصی دارد تا نشاندهندهی نقص کل مجموعه. با این وجود، محتوای این سایت به جای کمک به تصمیمگیری، میتواند منجر به ترس و تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فرض کنیم هر نظری آزادانه منتشر میشود و هیچ نوع نظارتی روی مطالب نیست، باید گفت این رویکرد اشتباه است و بدون بررسی فوری، انتشار محتوا انجام میشود. بیاییم با دیدی واقعبینانهتر به مسائل نگاه کنیم؛ من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات سایت قرار گرفتم، اما تجربه نشان داد که این تأثیر برای من ضرر به همراه داشت. پس بهتر است با دقت بیشتری تصمیم بگیریم و به منابع معتبر تکیه کنیم.
بیاعتمادی به محتوای اینجا منو به فکر فروبرده بود؛ جایی که نه ممیزی وجود داره و نه اعتبارسنجی. وقتی به واقعیت نگاه میکنم، باید جایگاه شرکتها رو هم در نظر بگیرم و تصور کنم اگر جای اونا بودم، چه میکردم در چنین وضعیتی که بازار سخت و درآمدزایی مشکل هست. فکر میکردم آیا بیشتر نظرات اینجا نتیجه دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ برای هر کسبوکاری منابع انسانی مثل سرمایهاند و طبیعیه که از کارمندها پشتیبانی بشه. اختلافات همون بیشتر جنبهی شخصی دارن تا اینکه نشوندهندهی بنیان بد اون مجموعه باشن. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمکی کردن، ترس ایجاد میکنه، تردید میآوره و فرصتها رو از دست میده. اگر کسی فکر کنه چون اینجا هر نظری منتشر میشه، فضای خوبی هست، باید بگم در اشتباهه؛ بدون هیچ گونه نظارت یا بررسیای ارائه میشه و هر مطلب فورا منتشر میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات این سایت بودم، اما تجربهم از این تأثیر چیزی جز زیان نبود. بیایید با تصمیمی عاقلانهتر پیش برویم.
دوست عزیزی که این تجربه را میخوانی، وقتی به محتوای اینجا نگاه میکنی، فکر میکنی آیا واقعا میشود به بدون اعتبارسنجی و ممیزی موجود اعتماد کرد؟ قبل از هر قضاوتی، کمی تصور کن جای شرکتها را. در وضعیتی که بازار دشوار و درآمدزایی با چالش مواجه است، اگر تو جای آنها بودی چه تصمیمی میگرفتی؟ آیا فکر نمیکنی اکثر نظرات اینجا ناشی از دلخوریها یا تجربیات فردی است؟ حقیقت این است که منابع انسانی در هر کسب و کار، مانند سرمایه ارزشمندی است و برای همین منطقی است که یک شرکت از کارمندهایش پشتیبانی کند. بیشتر اختلافنظرها حالت شخصی دارد تا اینکه نشاندهندهی ضعف کل مجموعه باشد. واقعا محتوای این سایت به جای اینکه کمک کند، میتواند موجب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر تصور میکنی چون این سایت اجازه میدهد هر نظری منتشر شود، جای خوبی است باید بگویم در اشتباهی! هیچ نظارت یا ارزشیابیای روی مطالب نیست و هر چیزی همان لحظه منتشر میشود. بیاییم منطقیتر نگاه کنیم... من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری، جز ضرر چیزی نبوده است. بیاییم با هوش بیشتری تصمیم بگیریم.
میفهمیدم که تا کنون برای دستاندرکاران اپلیکیشن بیش از بیستوپنج میلیارد تومان هزینه شده است؟ این هزینه اصلا بهصرفه است؟ تا کی قرار است چنین روندی ادامه پیدا کند؟ کسی که از این وضعیت بیخبر است، همینجا بیاید و توضیح بدهد. با هم صحبت میکنیم تا مشخص شود که در رویاها زندگی میکنید.
مدت کوتاهی قبل برای مصاحبه به این شرکت رفتم و قصد دارم تجربهام را با شما به اشتراک بگذارم. ورود با فرم استخدامی آغاز شد و مثل خیلی از شرکتها آن را تکمیل کردم. اما دو اتفاق برایم خیلی جلب توجه کرد: اول اینکه در حین تکمیل فرم، دو نفر از کارمندان زن که به نظر میرسید تازهکار هستند، به جای اینکه آموزش ببینند، به همکاران دیگر توهین و تحقیر میکردند و این صحنه جلوی من اتفاق افتاد که تازه برای مصاحبه آمده بودم. بعد خانمی از طبقه بالا آمدند و من را به واحد دیگری برای مصاحبه بردند؛ رفتارشان با من محترمانه و مناسب بود. خودکاری که برای تکمیل فرم در اختیارم گذاشته بودند را با خودم به واحد دیگر بردم و پس از مصاحبه همانجا گذاشتم. هنگام خروج از شرکت در طبقه پایین به واحد اداری گفتند که خودکاری را که با خود بردهام تحویل دهم و بروم، اما گفتند مشکلی نیست برگردم و بیاورم تا تحویل بدهم. من از این رفتارها خیلی تعجب کردم و احساس کردم یا هدف از بردن خودکار بود یا بین همکارانشان بحثی وجود داشت. به طور کلی شرایط داخلی شرکت را دوست نداشتم و پر از حاشیه و چالش بود.
من حدود ۷ ماهه که توی این شرکت فعالیت میکنم شرکت کوچیکه ولی پروژه های خیلی خوبی انجام میده توی پرداخت حقوق نسبتا منظمه و همکارای خوبی هم دارم از مزایاش هم اینه که ناهار میده و دسترسی به شرکت هم با وسایل نقلیه عمومی راحته
آشغال ترین جایی که کار کردم بود انقدر ادم های دزد و بی شرفی هستن که نمیتونم وصف کنم کلاهبردارای واقعین ، یه جوری قرارداد میبندن و یه جوری سرت کلاه میذارن که هیچ جوره نتونی ازشون شکایت کنی بی اخلاقن حرومتون باشه که خودتون تعدیل نیرو کردین بعد پولی که حقمون بود رو ندادین از حلقومتون پایین نرا خرج دوا درمونتون بشه
من برای شعبه یوسفآباد کار میکردم. حقوق دریافتی نسبت به باقی آموزشگاهها وضع بهتری داره و امکان رشد هم هست. برای افزایش حقوق یا باید درخواست مشاهده کلاس بدید یا باید در دورههای سفیر شرکت کنید و یا برای هیئت علمی شدن اقدام کنید. مدیریتش خیلی دخالتگر نیست و کارشناسها هم مناسب بودند اما پس از مدتی که کارشناسها عوض شدند کمی این وضع تغییر کرد.
با تجربهای چند ساله در ایسیکو، من بهعنوان کارشناس لجستیک در واحد انبار کراسداک ایرانخودرو مشغول به کار بودم. هدفم از پذیرش این موقعیت، پیشرفت در تخصص و ارتقاء حرفهای بود تا بتوانم سهمی در بهبود مجموعه و صنعت کشور ایفا کنم. رزومهام نشان میدهد که دارای مدرک کارشناسیارشد مهندسی مکاترونیک از دانشگاه صنعتی مالکاشتر هستم و رتبهام در کنکور سراسری در سهرقمی بود؛ همچنین خدمت وظیفه عمومی را به طور کامل انجام دادهام. طی مدت حضور در شرکت متوجه شدم که روند پیشرفت و ارتقاء بیشتر به روابط و آشناییها وابسته است تا به شایستگی و تخصص. بسیاری از افرادی که حداقل تحصیلات را ندارند در پستهای کلیدی منصوب میشوند، در حالی که نیروهای متخصص و تحصیلکرده ناچار به پذيرش چنین ساختاری هستند و کرامت کار و حرفهای آنها بهطور مکرر نادیده گرفته میشود. برخی تصمیمها و رفتارهای مدیریتی بهگونهای است که فرصتهای برابر رشد برای نخبگان ایجاد نمیشود و بسیاری از امیدواران به آیندهای روشن برای پیشرفت را ناامید میکند. امیدوارم ساختار مدیریتی این شرکت اصلاحپذیر باشد و به سمت شایستهسالاری حرکت کند تا نیروی انسانی باتوان کشور بتواند واقعا به تعالی برسد و آیندهای روشن پیش روی آن باشد.
در اینجا تجربهای تازه بود برای من که قبلا چنین وضعی را تجربه نکرده بودم؛ بیعمل بودن منجر به برخورد شدید و ناسزا میشد و من مجبور به سکوت بودم. قرارداد مشخصی برای استفاده مجدد از کار یا پایان کار وجود ندارد. بینظمی و نبود هماهنگی در سطح مدیریت بهوضوح دیده میشد و حتی با وجود وجود روابط خانوادگی در مجموعه، از من انتظار پاسخگو بودن میرفت در حالی که برخوردها معمولا توهینآمیز و دشوار بود. به طوری که ضعف مدیریتی به اندازهای واضح بود که میگفتی امکان فشار روانی و استرس بالا وجود دارد. اگر در حال حاضر شاغل نبودم، احتمالا کار نکردن را ترجیح میدادم و بهتر است از ورود به چنین فضایی خودداری کنم.
برای مصاحبه دعوت میشویم و بعد از آن میگویند جلسهای داریم. من برای مصاحبه حضوری زمان گذاشتم و هزینهها را صرف کردم؛ به من گفتند با من به صورت تلفنی صحبت میشود، اما در نهایت تماس نگرفتند و واقعا پوزش میخواهم. بهتر است وقتی برای مصاحبه زمان میگذاریم، مطمئن باشند که جلسهای وجود ندارد.
در مصاحبهای که داشتم، بخش جذب و استخدام شرکت اسنپ گروسری خیلی سرزنده نبود. فردی که مسئول این بخش بود رفتار حرفهای چندان مناسبی از خودش نشان نمیداد و به نظر میرسید خیلی روی خودش پافشاری دارد. پرسشها طوری طراحی میشد که انگار فقط میخواهد سطح آگاهی خودش را با نشان دادن دانش ادعاییاش بسنجند. وقتی من توضیح میدادم، به سرعت میخواست همان لحظه حرف مرا قطع کند و ادعا میکرد که این سوالها را منابع انسانی میدانند و من اطلاعی از آنها ندارم. سوال دیگری که مطرح کردم هم به نظر میرسید نامربوط یا غیر روشن باشد و پاسخ درستی از او دریافت نکردم و با رویکردی برتر از من میخواست که سوالی نپرسم. به نظر من بعضی سوالها دربارهی ظاهر و جذبهی فرد مطرح میشدند و پاسخ مناسبی هم داده نمیشد. برخورد ایشان گاهی بیادبانه و غیرحرفهای به نظر میرسید.
در نگاه من، هر شرکتی نقاط ضعف و قوتی داره، اما اینجا فضایی آرام و منظم دیدم. مدیران شرکت با تواضع، پرستیژ و سطح دانش بالا کار میکنن و رفتار حرفهای دارن. تنها نقطهضعف قابلتوجه مربوط به بخش مالی و اداری است که باید سریعتر رفع بشه؛ به نظر من ظاهر شرکت از کارکرد این واحدها شکل میگیره، بهخصوص در زمینه بیمه تکمیلی که چندین بار درخواست کردم اما ترتیب اثر داده نشد. هر درخواست دیگهای از این واحد اگر خیلی طول میکشه یا به طور کل انجام نمیشه تا وقتی که مستقیم به مدیریت مراجعه کنم تا او به واحد مربوطه دستور بده، که این وضع مناسبی نيست. از نظر حقوق و مزایا، پرداخت بسته به کیفیت کار هر فرد مشخص میشه و با وجود اینکه همه چیز از طریق مدیریت نهایی میشه، نظر من این بود که این روند با توافق من با مدیریت پیش رفت و در این خصوص مطابق با مصاحبه عمل شد.
من تجربهای از شرکت تدبیر کیش ویرا دارم که در یک جلسه مصاحبه فنی و اجرای سمپل چیرهدستی نکردم و صرفا تجربهای از نحوه ارتباطدهی شرکت با نتیجه مصاحبه و تشکر آنها دارم. با وجود این، از مبادی آداب بودن و اطلاعرسانی درباره وضعیت نتیجه، نکتهای برایم روشن شد: شرکت نسبت به اطلاعرسانی درست و بهموقع و تشکر از شرکتکنندگان اهمیت میدهد. تجربهام نشان میدهد که هیچ تجربه کاری واقعی از حقوق و وظایف یک نقش مشخص ندارم و تنها تجربهای از فرایند مصاحبه و رفتار ارتباطی بوده است.
در حال حاضر مشغول به کارم و فضای کار سابق را کمفضا میدیدم، اما اکنون بخش فروش و پشتیبانی با واحد فنی جدا شده و این ترکیب خیلی خوب است. تنها نکتهای که از نظر من در وب وان داشتم همین بود و ایراد دیگری نمیتوانم بگیرم.
من زمانی که میخواستم وارد این سازمان بشم دوستان و خانواده گفتن نرو ولی من حماقت کردم و گوش نکردم یه سازمان با برده داری مدرن تایم استراحت نداری در هفته بیشتر روزارو باید بالای ۱۰ ۱۱ ساعت کار کنی تایم غذا خوردن نداری و هر وقت دیدی شرایط مناسبه باید بری بخوری اونمحدوده یک رب چند ماه یک بار انبار گردانی میشه و کسری بیارید از حسابتون کم میکنن کافیه سفارشات اینترنتی چند دیقه به تاخیر بخوره از همه جا بهت زنگ میزنن و هرچی بخوان بهت میگن من حدوده یک ساله تو این سازمانم واقعا از زندگی افتادم و مشکل اعصاب و روان پیدا کردم جدا از اون به مرور زمان مشکل کمر درد زانو درد.... پیدا میکنید قبلا از اینکه وارد این سازمان بدرد نخور بشین حتما با چند نفر مشورت کنید حماقتی که ما کردیمو شما نکنید
با احترام فراوان، من محمدحسین عنبری هستم و در تاریخ ۱۱ اردیبهشت برای مصاحبه به شرکت دی کامپیوتر رفتم. سعی میکنم فقط درباره اتفاقاتی که افتاد صحبت کنم و از حوزه فرصتها و تواناییهای خودم خارج نشوم. در گفتوگو با خانم مهدوی، مدیر منابع انسانی، و آقای عبدی، مدیر پروژه، نکاتی مطرح شد که برای همه همصنفها میتواند مفید باشد؛ بهطور کلی این موارد برای همگان صدق میکند. ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از ۹ صبح تا ۵:۳۰ عصر بود و به طور جدی ممکن است نیمساعت کمتر یا بیشتر شود. برای روز پنجشنبه تا ساعت ۱۳:۳۰ برنامهریزی میشد. قراردادها دو ساله بسته میشود. مبلغ قرارداد بهطور مشخص بیان نمیشود و پس از ارزیابی آزمونهای اولیه، خود شرکت نظر نهایی را اعلام میکند. آقای مهدوی یکی از مدیران محصول هستند و اگر ایشان یکی از افراد کلیدی یا بنیانگذاران شرکت باشند، این میتواند نگرانیهایی ایجاد کند. برخی نشانهها وجود دارد که بهلحاظ نگاه انتقادی باید بررسی شود، مثلا آقای عبدی تأکید میکردند که همه چیز طبق اصول اسکرم پیش میرود و ثبتها، تسکها و پرامپتها در جیرا ثبت میشوند و همهچیز به تأیید یک Product Owner میرسد؛ اینها میتواند نشاندهنده حرکت شرکت در چارچوبی مشخص باشد، اما من مطمئن نیستم که واقعا اینگونه باشد. به نظر من با توجه به سابقه تحصیلی ایشان در مهندسی نرمافزار و تحصیلات تکمیلی تا دکترا، که شاید در امور مالی تخصص دارند، میتواند خبر خوبی باشد، مخصوصا با توجه به اینکه یکی از مهمترین محصولات شرکت در زمینه مالی است. در نهایت تصمیم دارم این نظر را در لینکدین هم ثبت کنم، هرچند که نظر شخصی من است. با توجه به سوالاتم، آقای عبدی از من حتی کد چالش را نخواستند و گفتند درباره خود من و اینکه تخصص اصلیام در حوزه دیتا است، آن را با یکی از مدیران در میان میگذارند و با من تماس میگیرند. با توجه به اینکه من با توجه به شرح وظایف شغلم برای موقعیت بکاند برنامهنویسی انتخاب شده بودم، این رفتار برای من حرفهای به نظر نرسید.
بنده ۶سال که در افق کوروش کار میکنم و از روی بدبختی و نبودن کار در استان مون ( س و ب ) مجبورم بمونم بنده بعد از ۶سال تنزل رتبه گرفتم فقط و فقط چون بنده وقتی مرخصی عید نبودم مدیر منطقه اومده بازدید و فروشگاه داخل سطح کارتن بوده!!!!!!از اونجایی که قانون در این شهر ( زاهدان) مثل جنگل و ارباب رعیتی اداره میشه؛ مقصر شناخته شدم !!!!! در افق کوروش اگه میخواین بیایین اول خوب حرومزادگی؛ زیرآب زنی ؛ آدم فروشی رو یاد بگیرید بعد استخدام شین! اول قید زن و بچه تون رو بزنید بعد استخدام شین اول میگن ۸ساعت کاری اما در هفته حداقل ۳/۴روز باید بالای ۱۰/۱۱ساعت کار کنید ؛ مرخصی فقط و فقط یه کلمه هست و هیچوقت نمیدن یا اگه بدن به هزار مکافات و منت میدن؛ از اون ور چون سرپرستی هرچی بدبختیه سر تو خالی میشه و اونی که پارتی داره ؛ بهترین لذت رو میبره؛ دلخوش به صدای همکار و بازرسی هم نباشید چراکه همشون عین همن؛ تمام مبلغ کسری انبارگردانی از حسابتون کم میشه؛ همونطور که دوستان دیگه گفتن؛ سفارش گوشت میده که ۷۰درصدش تاریخش میگذره و میگن باید باید باید بفروشین وگرنه خودتون باید حساب کنید!!!! خیلی خیلی از این شرکت بدی دیدم؛ خصوصا وقتی با این همه سابقه کار بهت احترام نمیزارن ؛ حرفشونم همیشه همینه نمیخوای به سلامت!!!!!!!فهوای کلام اگه از جوانی؛ زن و بچت سیر شدی بیا افق کوروش؛ خیلی ها طلاق گرفتن سر همین که تایم کاریش زیاده
سلام به همگی خلاصه بخام بگم، اگه دنبال محیطی هستی که بهت فرصت بدن رشد کنی، اینجا جای بدی نیست ... با آرزوی موفقیت و پیدا کردن کار مناسب برای دوستان جویای کار.
در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ دیجیکالا اقدام به تعدیل ده ها نفر از واحد تکنولوژی در تیم های مختلف کرد. ماه های قبل هم از واحدهای دیگه مثل کامرشیال. بعضا کسانی رو تعدیل کرد که در دورههای ارزیابی عملکرد امتیاز های خوبی کسب کرده بودند. فکر کن نشستی داره پروژه های برنامهریزی شده خودت رو انجام میدی یهو باهات جلسه میذارن میگن خداحافظ، دیگه لازمت نداریم. اگه از این شرکت پیشنهاد کاری دریافت کردید گول اسم و رسم و چرب زبونی واحد hr رو نخورید. فرار کنید.
به نظرم اینجا باید آرامش بیشتری برقرار کنم و با نگاه واقعبینانهتری به موضوع نگاه کنم. در حال حاضر بازار خیلی دشوار است و منابع انسانی برای هر شرکتی مثل سرمایه است؛ بنابراین حمایت از همکاران یک شرکت طبیعی و منطقی به نظر میرسد. گاهی اختلافاتی که مطرح میشود بیشتر جنبهی شخصی دارد تا نشاندهندهی نقص کل مجموعه. با این وجود، محتوای این سایت به جای کمک به تصمیمگیری، میتواند منجر به ترس و تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر فرض کنیم هر نظری آزادانه منتشر میشود و هیچ نوع نظارتی روی مطالب نیست، باید گفت این رویکرد اشتباه است و بدون بررسی فوری، انتشار محتوا انجام میشود. بیاییم با دیدی واقعبینانهتر به مسائل نگاه کنیم؛ من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات سایت قرار گرفتم، اما تجربه نشان داد که این تأثیر برای من ضرر به همراه داشت. پس بهتر است با دقت بیشتری تصمیم بگیریم و به منابع معتبر تکیه کنیم.
بیاعتمادی به محتوای اینجا منو به فکر فروبرده بود؛ جایی که نه ممیزی وجود داره و نه اعتبارسنجی. وقتی به واقعیت نگاه میکنم، باید جایگاه شرکتها رو هم در نظر بگیرم و تصور کنم اگر جای اونا بودم، چه میکردم در چنین وضعیتی که بازار سخت و درآمدزایی مشکل هست. فکر میکردم آیا بیشتر نظرات اینجا نتیجه دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ برای هر کسبوکاری منابع انسانی مثل سرمایهاند و طبیعیه که از کارمندها پشتیبانی بشه. اختلافات همون بیشتر جنبهی شخصی دارن تا اینکه نشوندهندهی بنیان بد اون مجموعه باشن. واقعیت اینه که محتوای این سایت به جای کمکی کردن، ترس ایجاد میکنه، تردید میآوره و فرصتها رو از دست میده. اگر کسی فکر کنه چون اینجا هر نظری منتشر میشه، فضای خوبی هست، باید بگم در اشتباهه؛ بدون هیچ گونه نظارت یا بررسیای ارائه میشه و هر مطلب فورا منتشر میشه. بیایم با منطق بیشتری نگاه کنیم. من هم در ابتدا تحت تأثیر نظرات این سایت بودم، اما تجربهم از این تأثیر چیزی جز زیان نبود. بیایید با تصمیمی عاقلانهتر پیش برویم.
دوست عزیزی که این تجربه را میخوانی، وقتی به محتوای اینجا نگاه میکنی، فکر میکنی آیا واقعا میشود به بدون اعتبارسنجی و ممیزی موجود اعتماد کرد؟ قبل از هر قضاوتی، کمی تصور کن جای شرکتها را. در وضعیتی که بازار دشوار و درآمدزایی با چالش مواجه است، اگر تو جای آنها بودی چه تصمیمی میگرفتی؟ آیا فکر نمیکنی اکثر نظرات اینجا ناشی از دلخوریها یا تجربیات فردی است؟ حقیقت این است که منابع انسانی در هر کسب و کار، مانند سرمایه ارزشمندی است و برای همین منطقی است که یک شرکت از کارمندهایش پشتیبانی کند. بیشتر اختلافنظرها حالت شخصی دارد تا اینکه نشاندهندهی ضعف کل مجموعه باشد. واقعا محتوای این سایت به جای اینکه کمک کند، میتواند موجب ترس، تردید و از دست رفتن فرصتها شود. اگر تصور میکنی چون این سایت اجازه میدهد هر نظری منتشر شود، جای خوبی است باید بگویم در اشتباهی! هیچ نظارت یا ارزشیابیای روی مطالب نیست و هر چیزی همان لحظه منتشر میشود. بیاییم منطقیتر نگاه کنیم... من هم در آغاز تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهام از این تأثیرگذاری، جز ضرر چیزی نبوده است. بیاییم با هوش بیشتری تصمیم بگیریم.