سالها این شرکت حقوق را سر وقت داده و اعتراضی نشده است اینکه کار فرماها بد قولند تقصیر این شرکت نیست .مشکل این است که شرکت را نباید بزرگ می کردند . الان واحد استراتژی درست کردند که همه چیزهای خودش را کپی می کند و ظاهرش را عوض می کند و فقط دویست میلیون حقوق به حقوق ماهانه اضافه کرده است اینها توی جای قبلی یک کارشناس معمولی بودند حالا آمدند اینجا شدند مدیر و هزینه اضافه کرده اند . سه تا واحد مهندسی شده ایم و خیلی هم در کارها مشکل داریم بعضی ها مفتی حقوق می گیرند و یکی دونفر حسابی تحت کنترل و فشار هستند می شد به جای ده دوازده نف دوسه تا قوی تر را نگهدارند و فقط یک واحد مهندسی داشته باشند تا مثل گذشته کارها خوب پیش برود
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
فشار کاری زیاده، حقیقتش پولم و نخوردن و تا آخر پرداخت کردن. اما این فشار کاری زیاد استرس میاره. البته باعث پیشرفتم هم شد. در مجموع همه شرکتای خصوصی این طورین فقط می خوان کار خودشون پیش بره
سلام فضای حاکم بر واحد تحقیق و توسعه الکترونیک کلا سمی است و همانطور که در برخی از نطرات هم اشاره شده مدیریت واحد تحقیق و توسعه دست یک فرد نالایق و بی کفایت است که یک آدم هزار چهره و دروغگو است. ایشان مصداق بارز یک مدیر کوتله س و کلا روش مدیریتش چهارچوب خاصی ندارد. در انتخاب افراد جهت ارتقا شرط مطیع محض بودن را قرار می دهد فلذا اکثر آدم های زیر دستش دقیقا مثل خودش کوتله و فاقد عزت نفس اند. متاسفانه در طول این چند سال و علیرغم برخی از اتفاقات اخلاقی مدیریت ارشد اقدام خاصی جهت برکناری ایشان و برخی از دست نشانده هایش نکرده است و تاجایی که توانستند مسله را مسکوت و به حال خود رها کرده اند. این واحد آنقدر بی در و پیکر و بدون برنامه است که به راحتی نیروهای با سابقه اش از دست میدهد. برای کسی که برایش عزت نفس و احترام مهم است چنین جایی رو اصلا توصیه نمیکنم. همچنین داشتن خروجی کار در این واحد اصلا اهمیتی ندارد و کسی که جانانه کار می کند با کسی که کم کاری میکند تفاوت چندانی ندارد شاد باشید
سطح رفتاری شرکت بسیار پایین است.حقوق اصلا به موقع پرداخت نمیکنند.بعد بهانه تیم فروش را میآورند که نمیفروشند چون تیم بسیار ضعیفی است و بیسواد.فروش بهانه دیگری می آورد .تجریه کاری با این شرک تجربه بدی بود.حیف از وقت و انرژی.یسیار شرکت پر حاشیه ای است.تیم بندی شده هر تیمی برای خودش یارکشی میکنه.تعجبم از مدیریت ک مدیریت نمیکنه فقط تیپ میزنه و میاد سرکشی شیفتی یک ماه نه خودش بود نه معاونش .
من از این هلدینگ بیرون آمده م . برای مدت زمانی که آنجا بودم روزی هزار بار افسوس می خورم .هنوز تسویه هم نکردم ولی برای این کار هم بدم می آید که به آنجا بروم .بدقولی عوض کردن حرفها ، وعده های الکی. یک خانمی که مدیر عامل یکی از شرکتها بود را مشابه دستمال کاغذی پرت کردند بیرون. تنها یک دکور فریب کاری دارند و یک دنیا ادعا. در و دیوار شرکت پر از دروغ و شو آف برای گول زدن آدمها و مشتری هاست.خیلی از کارشناس ها برای جاهای دیگر رزومه می فرستند هیجکس به کار امیدی ندارد
این افرهدی که از شرکت تعریف کره اند نفسشان از جای گرم بلند می شود. نه نظمی وجود دارد نه معلوم است کی کار می کند و کی کار نمی کند حقوق افراد با سلیقه خانمی هست که خیلی دوست بازست .الان توی واحد ما سه نفر مثل هم هستیم و سه حقوق مختتف داریم فکر کنم از هرکی خوشش میاید بیشتر میدهند .به ندازه ده تا شرکت مدیر دارند ولی مدیرها فقط بلدند دیر بیایند و کارهای ما را به نام خود کنتد . اگر برای زندگی هدف و برنامه دارید اینجا نیاید .حقوقم که دیر میدهند
بهنظر من کار در انبار این شرکت هم میتونه تجربههای خوب و هم چالشهایی به همراه داشته باشه. وقتی همیشه زیر نظر رئیس و مدیران خشک و خشن بودم، اخلاقشون توی رفتارهاشون کاملا مشخص بود. ممکن بود جای دیگهای خوب باشه اما توی این واحد کار و بار خیلی زیاده و مدیرانش سطح برخوردشون به اندازهی کوچهبازاریه؛ برای پرسنل ارزش و جایگاه قائل نمیشن.
از تجربهای که در مکتب خونه داشتم میخواهم بنویسم: مدیر پروژه سایت متلب پروژه شدم و در کنار این نقش، به عنوان برنامهنویس متلب فعالیت میکنم. مکتب خونه یکی از معتبرترین مجاری آموزشی در ایران است و سایت متلب پروژه از ویدئوهای آموزشی مکتب خونه برای هدایت کاربران و ارتقای کیفیت تدریس استفاده میکند تا سطح علمی اساتید خود را بالا ببرد.
من از اینکه در این شرکت کار می کنم خیلی زیاد خوشحالم . بیشتر کارکنان جوان هستند و محیط اینجا سالم و دوستانه هست .جای رشد است و اگر کسی بخواهد خیلی رشد می کند . به خاطر یک مشکلی که در یک واحد به وجود آمده است که نباید این همه از شرکت بدگفت . دوست من می گوید آقای ... یک سری شاخص و فورمت دستورالعمل و آئین نامه و بودجه و یک فهرست از شرکتهای دیگر دارد که سربرگ و ظاهر آنها را عوض می کند و به نام خودش برای آریا بنیز تحویل می دهد یا همیشه در حال تلفن زدن و چایی خوردن است وبه این دلایل می گوید شرکت ضعیف است.ولی دلیلی غیر منصفانه است .معلوم نیست آن آقا این کار را بکند اگر هم کرد یک نفر کار بد کرده است به شرکت ربطی ندارد .اکثریت اعضا این شرکت خوب و سلامتند و همه باید برای رشد آن کوشش کنیم .
من الان چند وقتی هست که دیگه اونجا مشغول به کار نیستم اما به عنوان کسی که اونجا کار کرده میگم که اگر منابع انسانی اون مجموعه مخصوصا اون خانومی که تو اون واحد هست عوض بشه خیلی از مشکلات شرکت حل میشه و فضا از این حالت سمی بودن در میاد یک خانم به شدت بی ادب پررو انرژی منفی و پرمدعا که هیچی بلد نیست
سلام دوستان.گروه صنعتی گلرنگ بسیار شرکت به درد نخوریه.اصلا وقت خودتون رو هدر ندین.اونجا پارتی بازی و فامیل بازی حرف اول رو میزنه.آدم های بله قربان گو و پاچه خوار در اولویت هستند.مزایای کارمندان رو نمیدن.با شما قرارداد کارگری می بندن بر مبنای پایه حقوق و کلا منابع انسانی شون بیشتر منابع کارفرماییه تا انسانی .در کل پیشنهاد نمیکنم.
همه تجربه های به ظاهر مغرضانه ای که منعکس شده باد هواست سداد جایگاه افراد شایسته و لایق هست
من بعد از نزديك به يكسال از كار با توجه به شرايط خودم استعفا دادم شركت با تمام وجود با من همكاري كرد تسويه حسابم به موقع انجام و تمام حق و حقوقم رو دريافت كردم .بعد از سه ماه تماس گرفتم و سفته هام رو عودت دادن .داناپرداز محيط پويايي داره و مديران و سطح دانششون بالاست
من 3 ماه در این شرکت دوره ازمایشی رو سپری کردم وباچیزایی که دیدم و شنیدم تصمیم گرفتم بااینکه اول راهم ولی باز سختی مصاحبه رفتن رو به جون بخرم خیلی محیط سداد مسمومه خیلی چیزی برای یادگرفتن نیست با همکارات مساعلو میبندی میری مرخصی یکساعت نگذشته مدیرت زنگ میزنه که همون همکارت میگه همه سرویسها ارور میده درحالیکه همکار بیوجدان و بیسوادم حتی ارورهارو نمیشناسه و سرور دان شده رو با ارور بک تشخیص نمیده مدیرم خودش گفت فلان کارو نکن و من برخلاف میلم که میدونستم باید انجام بدم انجامش نداد جلوی po گفت عه چرا کمکاری کردی؟چرا انجام ندادی؟ 99درصد افراد بیسواد و باپارتی اومدن خیلی اشتباه کردم خیلی وقت انرژی و هزینه کردم هم روحی هم مالی...خیلی پشیمونم خیلی
مدیران بشدت بیتجربه که صرفا تو موقعیت مناسب جای مناسب حضور داشتن و مدیر شدن برای تخصص و تجربه هیچ ارزشی قائل نیستن و فقط میخوان مهره های خودشون رو بچینن منافع شخصی تو الویته براشون بشدت دنبال شو اف و بزرگ نمایی هستن در یک کلام برای ادم باتجربه و کاربلد حکم مستراح رو داره
شغلم در کارگزاری سهام بارز با ورود من به تیم پذیرش آغاز شد و بهعنوان فردی با دید باز و درک عمیق، نقشی کلیدی داشتم. در این زمان، توانایی تحلیل دقیق و تصمیمگیری سریع برای پذیرش مشتریان جدید از ویژگیهای برجستهام بود و به دلیل این درایت، از همکاران و مدیران بهخوبی شناخته میشدم.
در تجربه من، نقش اپراتور خط تولید و بستهبندی را داشتم و در چند محل مختلف مشغول به کار بودم. ابتدا در شرکت هنر پخت هانا در صفادشت وظیفه راهاندازی و پیگیری خطوط تولید و بستهبندی آبمیوه را بر عهده داشتم. همچنین در کمالشهر به کار با خطوط تولید قطعات خودرو پرداخته و کلیه کارهای فنی و تأسیساتی مرتبط با این خطوط را انجام میدادم.
در این شرکت تجربهی کاری من به عنوان کارشناس ارزیابی املاک پر از مشکلات ساختاری و مدیریتی بود. مدیرانی کهنهکار اما بیتفاوت به سطح دانش کارمندها حضور داشتند و به نظر میرسید که خیلیها از ورد، اکسل یا حتی یک تایپ ساده هم آگاه نیستند؛ در نتیجه دیدن سطح تخصصی بالاتر از خودشان برایشان دشوار بود. سیستم بهقدری ناکارآمد بود که ادامه دادن در آن دشوار میکرد و گویی با یک ادارهی دولتی مواجه هستی. فضای کار به شدت ناسالم و پرتنش بود و رفتارهای غیرحرفهای به چشم میخورد. بهنظر میرسید برخی از مدیران به دنبال ابزارهای کنترلی و پنهانی برای نظارت بر خبرگزاریهای داخلی هستند و گزارشهای پرسنل به مدیرعامل میرسید. پویایی کار در شرکت به سمت شایعات و زیرآبزدنهای رایج میرفت و فضا برای همکاران امن نبود. اخلاق حرفهای در برخی موارد زیر سؤال رفت و مسیر شغلی برای خیلی از افراد ناامن بود. نکتهای که بیشتر آزاردهنده بود بهکارگیری نیروها با اتکا به رابطه و دوستی به جای شایستگی بود؛ فشارهای استخدامی از طریق پارتیبازی از یک روند معمول تبدیل شده بود و اغلب افراد فقط بهخاطر ارتباطات جایگاهی میگرفتند. ساعات کار طولانی و اضافهکاری اجباری به یکی از ویژگیهای بارز شرکت تبدیل شده بود و روزهای پنجشنبه هم بدون حق اعتراض، کارکنان را به کار میکشاند. این تجربه نشان میدهد که محیطی با این سطح از ناسازگاری و فشار کاری نمیتواند بهطور پایدار موفق باشد.
مثل هرجای دیگه ای اینجا هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. قسمت خوبش اینه که خیلی به انتقال دانش اهمیت میدن و آدم رو دائم در مسیر یادگیری قرار میدن، حقوق رو به موقع پرداخت میکنن، بیمه تکمیلی خوبی دارن (طرح نامحدوده)، اونقدری که اهل پاداش دادن هستن اهل جریمه نیستن، جو بین بچه ها خیلی صمیمی و باحاله و صدای خنده زیاد شنیده میشه، فرهنگ سازمانی خوبی دارن، سیستم ارزیابی عملکرد شفافه و به خاطر اشتباه دیگر هم تیمیها شما آسیب نمیبینید. چون تو محیط دانشگاه هستن اونجا از فضای سبز و رستوران و اینجور چیزا میشه استفاده کرد. به بهانه های مختلف ناهار و شیرینی میدن میبرن گردش کلا این چیزاش خوبه یه سری بدیها هم دارن مثلا اینکه open office هستن و فضای پرایویت تمرکزی ندارن برای کسی مثل من که بیش فعاله کار گاهی سخت میشه آدم مجبور میشه یه سری کارارو تو دورکاری انجام بده و دورکاری هم آسون نمیدن نهایتا هفته ای یکی دو روز بدن، خیلی رو ساعت ورود و خروج حساسن و از همه مهمتر در گذشته با یکی دوتا از نیروها که حالا به هر دلیل یا پرفورمنس نداشتن یا بی اخلاقی داشتن زیبا خداحافظی نکردن.
اگه اتباع هستید به لحاظ سختی کار اوکی هست برای شما. البته درآمدتون یک سوم کارگری سر ساختمون هست. و اینم بگم همکارهایی که قبلا کارگر ساختمون بودند میگند کار در انبار دیجی کالا سخت تر هست. اما اکه ایرانی هستی، یک دویست سیصد میلیون بذارید کنار برای جراحی دیسک کمر. اگه زنده و سالم تونستین از شرکت بیاین بیرون و اینکه سفته هاتون پس دادند و باهاتون تسویه کردند یعنی خیلی خوش شانس هستید. چون ۹۰ درصد کارکنان سابق همچین شانسی نداشتند. حداکثر مدتی که بتونید اونجا کار کنید یکسال هست. بعدش جانباز ۹۰ درصد اعصاب و روان و ۵۰ درصد فیزیکی به حساب میاین. به من که حقوق و مزایای جانبازی تعلق نگرفت. امیدوارم به شما تعلق بگیره
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.