شرکت پرگاس طب را ترک کردم به خاطر بیثباتی قانونی و بیتفاوتی به حقوق کارگری. زمانی که قرارداد کار کتبی هیچگاه به امضا نمیرسید، احساس میکردم راهی برای پیگیری حقوقم وجود ندارد و این رفتار نقض اصول ابتدایی کار بود. عدم ثبات مالی و مدیریتی هم مزید بر علت شد؛ پرداخت حقوق به تأخیر افتاد و نشانههای ورشکستگی در شرکت نمایان بود که امنیت شغلی را به شدت کاهش میداد. فضای کار ناسالم و بینظم، با کمبود شفافیت و رفتارهای دوگانه، از مسیر حرفهای من جدا شد و با ارزشهای رشدی من همخوانی نداشت. به طور شخصی، محیطی را دیدم که وجود افراد ناکارآمد و سوء استفاده از منابع کارکنان را نشان میداد و این شرایط انگیزهام را برای حضور در اینجا کاهش داد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شمایی که داری این مطالب رو میخونی بعنوان کسی که 4 سال تو این شرکت بعنوان کارشناس1 و کارشناس ارشد حضور داشتم باور کن حرفای دوستانی که کامنت گذاشتن درسته این شرکت فقط دکوره فقط اسمه فقط اداعه یا باید مشتری این شرکت باشی که بفهمی چه کلاهی سرت رفته یا پرسنل اگر میبنی یکسری مجموعه های بزرگ دولتی و خصوصی مشتریاشونن فقط بخاطر اینه ک چندین سال پیش شرکت های نرم افزاری انگشت شمار بودن و چارگون هم از قدیماس پس مجموعه های بالاسری خرید کردن الان شرکت های زیرمجموعه هلدینگی موظفن ک همون فضا نرم افزاری رو داشته باشن مثل غذا دارو مثل یکسری وزارتخانه ها پس گول اینو نخور که این شرکت بزرگیه پس خوبه تمام هدف مدیرعامل و بنیان گذار این شرکت فقط و فقط درآمد بیشتر با کمترین هزینه هاست میگن دنبال توسعه فردی هستن ولی واقعیت اینه هیچ تاثیری روی درآمد و سمتت نداره هیچ مزایایی نداره فکردی پک های اغذیه ایی میدن یا رفاهیات حتی نزدیک شرکت های رقیبش داره ( شرکت های دیگ حداقلش اینه صبحانه یا میان وعده دارن اینا اگر بخوای صبح اول وقت صبحانه بخوری ناراحت میشن دوست دارن تو خونه بخوری بیای ) بچه های استقرار هیچ ایاب ذهابی ندارند و یکسره ماموریت داخل شهری یا برون شهری هستن ( حق ماموریت 120 هزارتومن ) بچه های فروش هیچ پورسانتی ندارن بچه های وصول هیچ پورسانتی ندارن پشتیبانی هم و تولید هم مسائل خودشون رو دارن هر روز جلسه هر روز ی طرح جدید ( نمیذارن طرح قبلی اجرا بشه اصلا ی طرح دیگ میدن ) مطمئن باش اگر حتی بعنوان کارشناس ارشد هم میخوای وارد این شرکت بشی حقوق ناچیزی برات میبندن خوددانی
بعد از 10 سال از شرکت اومدم بیرون اما به دلایل شخصی نمیدونم چرا انقدر نظرات منفی دیدم قسمت نرم افزار کار میکردم معاونت فردی محترم با تجربه هر وامی بانک میداد شرکت هم به ما میداد و جایی که لازم بود پاداش هم داشتیم محیط کاملا صمیمی بود کلاس آموزشی داشتیم مزایای مثبت هم زیاد داشتیم اما نمیدونم چرا و به چه علت این همه نظره منفی
بخاطر راه دور مجبور شدم از شرکت بیام بیرون قسمت نرم افزار ناواکو کار میکردم مدیرم کمی بد اخلاق و سخت گیر بود اما هر چی که بود بخاطره خودمون و پیشرفت گروهمون بود معاونت نرم افزار فردی محترم و با اخلاق بود بر عکس ظاهرش همیشه هم اولویتش احترام و شرایط خوب کاری برای تیمش بود شخصی با تجربه و قابل احترام
من پارسال به مدت 15 روز به عنوان سرپرست مشغول به کار شدم و اینارو متوجه و سریعا زدم بیرون: 1- مهمتر از همه که به من حس عدم حفظ حریم را داد، تمام نقاط شرکت، از دستشویی گرفته تا تک تک اتاقها دوربین با قابلیت ضبط صدا رو داره_مدیرعامل تو اتاقش نشسته میبینه کی داره چکار می کنه زنگ میزنه هرچی حرفه بش میزنه 2-روز اول مصاحبه اصلا راجب شاخص های کلیدی که از حقوقت کم می کنه نگفتن و جوری ازت کار می خوان که نمیرسی شاخص ها را ثبت کنی و بالطبع از حقوقت کسر می کنن 3- یه بلندگو نصب کردن که اسم نفراتو صدا می زنن، هنوز تروما اون بلندگو را دارم 4- یک اتاق مانتیورینگ دارن که خانمی اونجاس فقط میبینه، مینویسه و به مدیریت اطلاع میده. هر از بر نمیفهمه بعد میگه اینجاها ایراد داره 5- قائم مقام مدیرعامل که یه آدم دمدمی مزاج بود_هرچی بگم کم گفتم_اصلا به تخصص و دانشت کار نداره_دکترا داشت خیر سرش 6- مدیر تولید (البته دو ماه بعد من ایشونم استعفا داد) ایشونم که مطابق شرایط کاری اخلاقش میچرخید 8-مدیرعامل و صاحب مجموعه که دیگه نگم براتون_هرچی خصلت بد و بی ادبانس در آن خلاصه شده 9- و مهمتر از همه موقع تسویه حساب حتی نگفتن بیا بالا، همون نگهبانی خانم کاوسی برگهامو اورد گفت اینا بهت تعلق میگیره، منم تا این رفتارو دیدم سریع امضا زدم و زدم بیرون_بعدش به مدیر اداری زنگ زدم گفتم یک مشت عقده ای جمع شدین خلاصه اگر برای تجربه کاری می خواین برین خوبه بعد 1 یا 2 سال دنبال کار بهتر بری ولی برای اینکه روش حساب کنی اصلا...... اینا گوشه ای از چیزهایی بود که دیدم،بیشتر بودن ولی حوصله نمیکشه به خوندنشون
من وقتی وارد این مجموعه میشم که بفهمم چطور جنبههای مختلفش با هم جور درمیآیند، اما واقعا هر روز فهمیدنش سختتر میشود. پرداختیها فراموش میشود و مدیریت به شدت غیرمنعطف است؛ مدیران بالادستی تنها به دنبال ایناند که زیرمجموعههای کمسن و کمتجربهتر را به جایگاههای بالاتر بنشانند و از خودشان تعریف کنند. اعتراض کردن به تأخیر و وضعیت حقوقی تنها به برخورد سرد منتهی میشود و در نهایت سعی میکنند با ارائه واژههای اغلب تکراری، از مسئولیت فرار کنند. یکی از نکات مثبتی که خیلیها به آن اشاره میکنند، محیط کاری دوستانه و صمیمی است که با وجود این، سایر مزایا چندان جدی نیستند و به شکل قابل توجهی دنبال نمیشود. حقوق نیز جزو نکات کمتر بهبود یافته است و اخیرا حتی پرداخت برخی از مسائل مالی به تعویق افتاده است. موضوعی به نام مساعده وجود دارد که با تعاریف معمول تفاوت دارد و به صورت غیرشفاف اجرا میشود. در حال حاضر برای حقوق مردادماه پرداختی وجود ندارد و برجها هم بهروز نشدهاند؛ حقوق مهرماه هنوز پرداخت نشده است. بحثهای فنی و مدیریتی هم به دلیل تعطیلیهای گسترده چندان پیگیری نمیشود. در حال حاضر بیش از شصت روز است که مبالغی به برخی از کارکنان پرداخت نشده و با وجود اعتراضهای متعدد، پاسخ مشخصی داده نمیشود و اخیرا برخی از همکاران اخراج شدهاند. با این اوصاف، اگر به دنبال محیطی بسیار آرام با پرداختی سریع و شفاف نیستید، اینجا ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
من با وجود اینکه شرکتها و نامهای ذکر شده برایم در دسترس نیستند، از تجربهای که کاربر منتقل کرده بود فهمیدم که احساس ناامنی و ناامیدی نسبت به کارآفرینی این مجموعه وجود دارد و به دنبال پیوستن به گروه مالباختگان میگردد. آنها از سال ۱۳۹۹ از پول سرمایهگذاران یا همراهان خود به ظاهر سودی نبردهاند و در نهایت شرکت را تعطیل کردهاند و اقدامات قانونی علیه اعضای آن در جریان است. کاربر میگوید که برای پیوستن به گروه مالباختگان، ایمیلی را ارسال کند تا لینک گروه را دریافت کند.
من 3 سال در داتین کار کردم و به نظرم جز ناسالم ترین جاهایی هست که دیدم مدیران به شدت سمی واحد برنامه ریزی عملیاتی مونا بشیری استاد حذف نیروهای کاربلد طی این 3 سال به چشم خودم دیدم که حدود 10 نفر از نیروهای بی نظیر گروه رو کنار گذاشته که حاکی از غیر حرفه ای بودن و عدم سلامت شخصیتی بشیری آه و معاون برنامه ریزی نوروزیان همدست بزرگ ایشون در دامن زدن به حذف نیروها اگر زندگی و سلامتی روح و روانتون براتون مهمه وارد داتین نشید بسیار جای کثیفیه
روز اول که وارد شرکت شدم، فهمیدم خیلیها دربارهاش حرفهای مثبت میزنند ولی واقعیت چیز دیگری است. بهعنوان منشی، با وجود اینکه خیلیها از این موقعیت برای ارتقا استفاده میکنند، همچنان احساس میکردم که با رفتارهای زیرآبی و لابیگری پیش میروم و هر روز باید تحمل کنم. به نظر میرسد برخی همکاران با رفتارهای خودشان نام من را بهعنوان منشی ثبت کردهاند تا وضعیتی بهتر برایشان ایجاد شود. شرایط در این شرکت تا زمانی که افراد فرصتطلب و رابطهمحور حضور دارند، به نظر من تغییر چندانی ندارد و همه چیز را به گفتن واقعیات نوشتهشده بسپارند کمکی نمیکند.
در محیط کارم همواره احساس میکردم که چندان عالی نیست، نه بدی مطلق دارد، اما نسبتا خوب بود. شایعاتی درباره این که برخی افراد تحت فشار دانگرید میشدند یا به دلیل فساد مالی مجبور به استعفا میشدند وجود داشت؛ شایعاتی که بهگفتهی برخی دوستان از سالهای گذشته شنیده میشد. با انتخاب مدیرعامل فعلی که حسابرس داخلی را استخدام کرده بود، گمان میرفت برخی از این موارد در حال بررسی باشد. امیدوارم صحت این موضوعات ثابت شود و افراد ناسالم به طور جدی پاسخگوی عملکردشان باشند.
واقعا دزد به تمام معنا تمام وقتمو گذاشتم برای گرفتن چالش ها و پس از تکمیل واریز نکردن و هرچی به پشتیبانی پیام میدم میپیچونن و جریمه های بیخودی میکنن کرایه ۳۰ هزارتومان میدن جریمه ۲۰۰ هزار تومنی میکنن پاداش ها و تضمین درآمد هارم واریز نمیکنن پشتیبانی تلفنی جواب نمیدن و تیکت هم سر بالا جواب میدن خلاصه که خیلی خیلی مزخرفه
در این شرکت حس میکردم از همان روز اول به من اعتماد کافی داده نمیشود و فضای کار به شدت سرد بود. یک ماه پیش از قطع همکاری اعلام کردم و در نهایت روز آخر با وجود پذیرش شرکت، گفتند دیگر نیازی نیست برگردم و حقوق آخرین ماه را هم پرداخت نکردند. علاوه بر آن، در محاسبه بیمه هم به شیوهای غیرمنصفانه عمل میشد و به کوچکترین نکات مثل زمانبندی استراحتها یا مرخصیها نیز حساسیت نشان میدادند. وقتی از توهین یکی از همکاران ناراحت شدم، به جای حل مشکل، مرا به کمکاری و بیدقتی متهم کردند. از منظر فنی اوضاع چندان مساعد نبود؛ مدیران و سرپرستان اطلاعی از برنامهنویسی نداشتند و پشتیبانی مؤثری ارائه نمیشد. احساس میکردم بیشتر به عنوان ابزاری برای انجام کارها استفاده میشوم تا اینکه به پروژه و کارم اهمیت بدهند. اگر به دنبال احترام، حقوق کامل و محیط کار سالم هستی، شاید بهتر باشد به جاهای دیگر نگاه کنی. همه چیز به نظر میرسید که با روابط خانوادگی و پارتیبازی گره خورده و دفاتر پیشخوان هم از وضعیت ناراضی بودند؛ سرویسهای ارائهشده به درستی بالا نگرفته و خطاهای متعددی داشتند. در نهایت احساس میکردم تمرکز فقط روی دریافت پول است و پاسخگو بودن به مشکلات کارکنان چندان مد نظر نیست.
شرکت آی تی ساز تجربهای کاری را برای من ثبت کرد که کاملا منفی بود از نظر من محیط کار بسیار ناسالم و غیرحرفهای بود. حقوق با بیمه تفاوت داشت و رفتارها اغلب تهمتگونه و بیاحترامیآمیز بود. فضای کار به گونهای بود که روح و روان کارکنان تحت فشار قرار میگرفت و درک نمیشدند. هدف شرکت به نظرشان این بود که حقوق و مزایای کارکنان را تنها در حد کمینه نگه دارند و سطحی از مراقبت نشان نمیدادند. ساعات کاری به شکل نامناسبی کنترل میشد و رفتارهای نظارتی مانند دوربینهای مداربسته به شدت احساس میشد. گاهی اوقات شرایط آنقدر دقیق بررسی میشد که حتی در زمانهای استراحت صبحگاهی یا ناهار نیز فرایندها محدود بود و پاسخی درباره حقوق و مزایا داده نمیشد. روابط کارکنان چندان سازگاری نداشت و امکان خندیدن یا آرامش داشتن وجود نداشت زیرا ترتیب کارها دائما تغییر میکرد. اعتراضات یا درخواستهای حقوقی و مزایا هم به صورت واضح پاسخ داده نمیشد و از نظر من ثبت و تقدیر از کارها دیده نمیشد. با وجود حجم کار بالا، ارزیابی یا تقدیر مناسب صورت نمیگرفت و مدیریت به نظر ضعف داشت.
بنده مدیر مالی هستم که اسم موسسه پارسیان حساب را بیشتر از ۱۰ سال پیش شنیده بودم و اطلاع داشتم که این موسسه در زمینه دفاعات مالیاتی فعالیت دارد ، جهت مصاحبه مراجعه نمودم و با مدیریت که شخص خیلی قوی و حرفه ایی بودن مصاحبه شدم وپروژه اجرایی یک شرکت بازرگانی که حقوق مناسبی هم پیشنهاد شد به بنده واگذار شد و کاملا از همکاری با پارسیان حساب راضی هستم ، دوستانی که به دنبال گرفتن پروژه های مالیاتی میباشند این موسسه را پیشنهاد میدهم تعداد شرکتهایی که با این موسسه کار میکنن چشم گیر است حتی با دوستانی که سابقه کار ندارند به خوبی و کامل زیر نظر مدیران مالی کار میکنن و جای پیشرفت خیلی خوبی داره
90درصد سمت هایی که تو کامنت های مثبت نوشته شده اصلا تو این شرکت وجود نداره. عضو اصلی این شرکت یه خانم هستن که مدیرن و تمام وقتشون مشغول به وجود آوردن حاشیه های مختلف و گرفتن سفته از نیروها و قایم کردنش زیر بالشت خونشونه و یک آقا که نقش دادزن قهار و پرسابقه رو تو این مجموعه دارن که بدون اطلاع از موضوع پروژه ها باید رو اعصاب نیروها برن و بهشون بی احترامی کنن. باقی افراد هم کسایی هستند که میان استخدام میشن و نهایت یکی دو ماه میتونن شرایط عجیب غریب این شرکت رو تحمل کنن.لطفا با خوندن کامنت های مثبت تقلبی تصور اینو نداشته باشید که میرید و با آدم های درست حسابی مواجه میشید
من این تجربه را برای کسانی که میخواهند با این شرکت همکاری کنند مینویسم. میتونم بگم یکی از بدترین تجربه های کاری من بود. این شرکت خانوادگیه و خودش رییس هیئت مدیره که همه کاره شرکت است ، خانومش مدیرعامله که نقشی در شرکت جز چک کردن دوربین های شرکت نداره، و پسرش و دختر شیش هفت سالش اعضای هیئت مدیره هستند. رسما هیئت مدیره ای در کار نیست. معوقات حقوق بسیار بالاست. تقریبا بین 3 تا 4 ماه عقب میوفته. وضع شرکت چه بد باشه چه خوب تاثیری بر کیفیت زندگی این خانواده نداره تقریبا هر ماه یک سفر تفریحی به ترکیه و هر سالی یک بار به آلمان میرند. یادمه که یکبار دستگاه تزریق پلاستیک برای کارخونه خریداری کردند دقیقا زمانی که 3 ماه حقوق ها عقب افتاده بود. کلا پرداخت حقوق دراولویت نیست. هر کسی اونجا رفته بیشتر از یکسال نمونده. محیط کار به شدت سمیه، حواشی شرکت بسیار بالاست و این حواشی توسط خود مدیریت ایجاد میشه که با سیاست تفرقه بنداز حکومت کن کارای خودشو پیش ببره. در کل دنبال نیرو میگردن که موقتا کارشونو راه بندازی و بهت وعده وعید های سنگین میدن که بیش از حد انتظار کار کنی. بعد از اینکه کارشون باهات تموم شد مثل دستمال کاغذی دورت میندازند. هر کسی هم که از اونجا رفته برای گرفتن مطالباتش در وزارت کار شکایت کرده، کلا باهات تسویه حساب نمیکنند. سفته های سنگین هم ازت میگیرند که بتونند بعدا تهدیدت کنند. در مجموع، اگر نام آرمین اکسیر را شنیدید، فقط کافیست یک کار انجام دهید: فرار کنید.به دنبال یک شرکت سالم و حرفهای بگردید تا از یک سال کاری پر استرس و تجربهای تلخ در امان بمانید. امیدوارم این نوشته را قبل از رفتن به مصاحبه بخوانید و گرفتار این شرایط نشوید.
تجربه خوبی نداشتم چون منافع شخصی را دخیل در منافع شرکت می کنند. ابتدای کار با شما برخورد حرفه ای دارند اما به تدریج تبدیل به رفتار غیر حرفه ای می گردد.
به راستی که دعوت به مصاحبه از طریق ارسال رزومه از طریق سایت بانک بود و من برای دریافت فرصت استخدام رفتم. در جلسه مصاحبه بیشتر به جنبههای زندگی شخصیام پرداخته شد تا سوابق شغلی و تحصیلیم. از من سوالاتی درباره جدایی والدین، ازدواج دوباره مادرم، وضعیت تاهل برادرم و علت فوت پدر مطرح شد و من توضیح دادم که از دانشگاه دولتی با معدل بالا فارغالتحصیل شدهام. تاکید میشد که از پنج صبح باید به محل کار بیایم و تا چه ساعتی ادامه دارد مشخص نبود و با هر مدرکی که وارد بانک میشدم، همان مدرکی باقی میماند و اجازه تحصیل هم نمیدادند. همچنین mention میشد که فرصتهایی برای پیشبرد تحصیلی و توازن میان زندگی و کار وجود ندارد.
منظرهای که از شرکت میبینم این است که دیجیپی در مسیری نیست که بتواند آیندهای روشن را تضمین کند. با جابهجاییهای گسترده، مدیران باتجربه کنار گذاشته میشوند و افراد کمتجربه و کممهارت جایگزینشان میشوند که بیشتر از شرکتهای ناکام و وابسته به یک بنگاه رانتی آمدهاند تا از بینش لازم برخوردار باشند و این، چشمانداز شرکت را تاریکتر کرده است. مدیریت عامل جدید هم بدون بهرهبردن از نیروهای مستعد و کارآزموده، رویکردی کوتاهمدت و نمایشی در پیش گرفته که به جای بهرهوری پایدار، بهزودی کار را بهحداقلسازی و نمایشهای سطحی میرساند. وقتی ساختار سازمانی مناسبی هم وجود ندارد یا جذب نیروها بر اساس روابط خانوادگی و شخصی صورت میگیرد و فضا به «خودی» و «ناخودی» تقسیم میشود، طبیعی است که بهجای اصلاحات استراتژیک و کاوش عمیق در امور، تنها هزینهها کاهش مییابد و نتایج سطحی ارائه میشود. نتیجه چنین رویکردی، تضعیف پایههای شرکت فینتک محور مالی است. در این میان منابع انسانی هم به جای ایفای نقشی فعال در نگهداشت و پرورش استعدادها و حفظ فرهنگ سازمانی، به نهادی منفعل و صرفا دستیار اجرایی مدیرعامل تبدیل شده است؛ نهادی که به جای سنگ بنای توسعه، به یکی از عوامل بحرانزا بدل گشته است. واقعیت این است که آینده دیجیپی به نوآوری مداوم، رصد مستمر بازار، پیشیگرفتن از رقبا و کشف بازارهای عمودی جدید بستگی دارد. در گذشته، با وجود ضعفها، بهواسطه بنیانگذاران، شرکت تا حدی در فیلد فناوری میرفت؛ اما مسیر فعلی میتواند به کوچکشدن، ناکارآمدی و در نهایت فروپاشی کامل منتهی شود. هیئت مدیره تاکنون یا به دغدغهها بیتفاوت بوده یا اراده و توان لازم برای اصلاح شرایط را از خود نشان نداده است؛ در چنین وضعی، اگر هدایت شرکت از دستشان خارج است، شایسته است که کنار بگذارند تا فضای تصمیمگیری مؤثرتر فراهم شود.
کار در بخش فنی مهندسی این شرکت تجربهای بود که با وجود جنبههای منفیاش، برای من درسهای زیادی داشت. مدیر واحد از نظر رفتار حرفهای مطلوب نبود و برخوردها به صورت ارباب رعیتی و چاپلوسیمحور بود؛ به گونهای که انتقادات یا گزارش مشکلات به بالادستیها چندان پذیرفته نمیشد. فضای کار سمی و پر از استرس بود و احساس میکردم فرصت رشد برای افراد با تجربه و شخصیت مستقل کم است. هرچند فشارها بالا بود، از تجربه خارج شدن از آنجا و نگاه به آینده احساس آرامش میکردم و تلاش میکنم از این تجربه برای پیشبرد مسیر شغلیم بهره بگیرم، چون در کنار سختیها، نکات مثبتی از همکاری با تیمهای فنی به دست آمد که میتواند در تصمیمهای آینده مؤثر باشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.