وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۷٬۲۷۹ تجربه منتشرشده – صفحه ۱۶ از ۳۶۴
خشکبار امیرحسین
خرده‌فروشی، عمده‌فروشی و فروشگاه‌های زنجیره‌ایتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسپشتیبان فنی پورتال۲۴ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
گول روزِ اول رو نخورید

شرکتمون خشکبار امیرحسین بود. کار رو به عنوان پشتیبان فنی پورتال آغاز کردم و یک ماه پیش برای مصاحبه تماس گرفتند. قبلش رفتم تو سایتی نظرها رو نگاه کنم؛ چند تا دیدگاه منفی بود و چندتای دیگه مثبت، اما حس کردم بعضی‌ها مشکوک‌اند. در تماس اول از من خواستن درباره کارهای قبلیم و حقوق مدنظرم رو بگم. در جلسه گفتم اون سایت رو دیدم و مدیر مجموعه هم واقعاً اون سایت رو نمی‌شناخت؛ آدرسشو دادم و گفتم می‌تونید ببینید چند تا کامنت برای خودشون ثبت شده تو چند روز اخیر. شرکت کوچیکی بود و چند نفر برنامه‌نویس داشت؛ فضای دفتر واقعاً دلگیر بود و این حس رو هر بار که رفتم تجربه کردم. قبل از هرچیز باید بدون آموزش اولیه پشتیبان می‌بودم تا بتونم مشکلات پورتال رو رفع کنم، اما به من گفتن از روز اول باید بدون آموزش آماده باشم. اگر سوالی می‌کردی یا اشتباهی داشتی، با رفتاری تند برخورد می‌کردن و سرزنشت می‌کردن، انگار باید از این که چیزی بلد نیستی شرمنده باشی. هنوز یک ماه نشده بهشون گفتم دیگه لازم نیست بیایند. قرارداد سه‌ماهه بود و حقوق تصویب‌شده طبق حداقل وزارت کار بود، یعنی سیصد و هفتصد و بیست و نه هزار تومان، در حالی که در مرحله اول گفته بودند سیصد و پنجاه‌صدتومان. وقتی پرسیدم گفتن اینطور بنویسیم تا بیمه برای هر دو طرف کمتر بشه—که واضحاً به نفع خودشون تمام می‌شد. تو اون مدت هر روز مدیر و یکی دیگه از همکارا با لحن تند تماس می‌گرفتند؛ ابتدا شخصیت آدم رو زیر سوال می‌بردند و بعد ازت می‌خواستن راه درست رو بیان کنن تا التماس کنی که کمک کنن. به هیچ عنوان اینجا رو توصیه نمی‌کنم. به نظر می‌رسه کسایی که چندتا کامنت فیک بذارن هدف مشخصی دارن. ممکنه روز اول مدیر با روی خوش باشه، اما بعد اوضاع تغییر می‌کنه—گول نخورید.

اورال
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند (تازه‌فارغ‌التحصیل)۲۴ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
جوانی‌مو اینجا دود کردن

هر چند سال اول کارم رو توی اورال سپری کردم و حالا که از اون فضا بیرونم، می‌خواهم تجربه‌ام را بازگو کنم تا برای تازه‌واردها هشدار باشد. اینجا دوستانی بودن که یا مدیر بوده یا به نحوی با او ارتباط داشتن و از طرف تیم به نمایندگی حرف می‌زدن. همواره فضا را پر می‌کردن از جدال‌ها و تفرقه و با اینکه می‌کوشیدم بی‌طرف باشم، گاهی خودم هم بین این حرف‌ها گرفتار می‌شدم و در نهایت از کار کنار می‌کشیدم. حقوق واقعی کارکنان را درست نمی‌دانستم یا با توضیح‌های ناقص، از بخش‌های مختلف پول‌ها را به طرقی جمع می‌کردند. از بیرون نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم شرکت برای حمایت از اعضاست تا بتوانند مخارجشان را بدهند، اما در عمل با برخی تصمیم‌های ناسزا یا دوگانه روبه‌رو می‌شدم؛ کسانی که به خاطر شرایطی مانند بارداری یا نگاه کوتاه به گوشی، با تبعیض رو‌به‌رو می‌شدند، و این رفتار به نظر دو رو بود. وقتی از شرکت جدا شدم، احساس آزادی کردم و فهمیدم چه زمان‌هایی از زندگی‌ام را در آن محیط بدون بازده صرف کردم. حالا می‌خواهم بنویسم تا جوان تازه‌وارد بداند چگونه می‌تواند از تجربه‌های من درس بگیرد و از ورود به چنین فضاهایی پرهیز کند. درک من این است که برخوردها گاهی به گونه‌ای است که انگار همه به دنبال تأییدِ یک فرد یا رابطه هستند، و این فاصله‌گذاریِ نبودنِ انصاف را تقویت می‌کند. از بیرون رفتن باعث شد بفهمم چگونه نسبت به همکاران با دیدی برابر رفتار شود و چگونه می‌شود در مجموعه‌ای با رویکرد بهتر کار کرد. در مجموع، احساس کردم فضای شرکت فاقد حمایت و عدالت کافی است و رفتارهای غیرمنصفانه را به عنوان بخشی از فرهنگ می‌دیدم. به همین دلیل تصمیم گرفتم تجربه‌ام را بیان کنم تا افراد بعدی با درک بهتری وارد شوند و از افتادن در دام همین چرخه جلوگیری کنند.

حیدری مدیا
رسانه و انتشاراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۲۴ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
پر از فساد و پارتی‌بازی

شرکت حیدری مدیا برایم تجربه‌ای پر از بی‌نظمی بود و فساد در تمامی سطوح دیده می‌شد. هرکس که موفق‌تر ظاهر می‌شد، بیشتر مورد توجه قرار می‌گرفت و حساب‌وکتاب را نادیده می‌گرفتند. مدیرانی که دانش کافی نداشتند در پست‌ها ماندند، در حالی که افراد با توانمندی بالا تصمیم به رفتن گرفتند. واحد منابع انسانی هم ضعیف بود و به‌ویژه بخش کارگزینی از فساد قابل‌توجهی رنج می‌برد.

طاقچه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسفنی۲۴ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۱٫۵
مدیران بی‌تجربه و بی‌سواد

مدیرعامل باجناقشو که دو سه سال تجربه‌ی کاری داره و‌ فوق‌العاده عقده‌ایه و هیچ مهارت نرمی نداره رو‌cto کرده، اونم فقط دوستاش رو نگه میداره و بقیه رو اخراج سلیقه‌ای میکنه. یه آدم بی‌تجربه با یک سال تجربه‌ی محصولی لید پروداکته که فقط فیچرهای بیخود بالا میاره و وقت ما رو حروم میکنه. نکته‌ی جالب اینه خواهر زن مدیرعامل هم تک‌لید یه تیم دیگه‌ست. عملا شرکت شده یه سفره که واسه مدیرعامل و فامیلا و پاچه‌خواراش پهنه!

صنایع بسته بندی پوشش آرای نیکان
تولید و صنایعتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمتقاضی استخدام۲۳ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه بی‌سر و ته

در تبلیغاتشان بیش از حد وعده می‌دهند اما وقتی وارد فرایند می‌شوم واقعاً همه چیز ظاهری است. گفتند رزومه را ظرف بیست‌و‌چهار ساعت ارسال کنید تا پاسخ بدهند، من فرستادم ولی یک هفته طول کشید تا پاسخ بدهند. قرار مصاحبه را هم به نظر می‌خواستند منظم باشند و از راه ایمیل زمان می‌دادند، اما سر وقت هیچ‌یک نیامدند؛ بی‌خبر و بدون اطلاع دو ساعت منتظر ماندم. بعد از حدود دوازده ساعت پیامی آمد که عذرخواهی می‌کنیم، جلسه داشتیم و یادمان رفت. در آگهی دو عنوان شغلی قید شده بود ولی در مصاحبه از هر دو پست پرسیدند و هر جا من بلد نبودم همان را می‌خواستند — در حالی که آگهی گفته بود آن مهارت‌ها فقط آشنایی کافی لازم است. خلاصه اینکه اینجا همه‌چیز پر از بی‌نظمی و شانسی است.

سامانه الکترونیکی هوشمند راهبرد ایرانیان(ساهرا)
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس مالی۲۳ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
محیط کار انگار میدون جنگه

در شرکت سامانه الکترونیکی هوشمند راهبرد ایرانیان، احساس می‌کنم مدیر مجموعه با بی‌احترامی و بی‌اعتمادی فضای کار را به میدان Battle تبدیل کرده بود. اگر روزی ناراحتی از دست او به وجود می‌آمد، آینده و زندگی من در معرض مشکل می‌افتاد. از سوی دیگر معاون مربوطه با رفتاری بالا به من نگاه می‌کرد؛ تا زمانی که به آن‌ها نیاز داشتم، احترام می‌گذاشتند، اما به محض اینکه حقوق و مزایای من را در اختیارشان می‌گذاشتم، گاهی انگار برایم ارزشی قائل نبودند؛ تفاوتی بین زحماتم و ارزش کارم نمی‌دیدند. واقعاً احساس می‌کردم درک و فهم مجموعه کم است.

سرمایه گذاری سیمان اسپندار
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
اصلاً واردش نشو

شرکتی که توش کار کردم واقعاً تجربه‌ای تلخ بود. محیط کارپر از رفتارهای نامنصفانه و بی‌اعتمادی بود؛ ارتباطات بین همکاران پر از طمع و چاپلوسی بود و هرکاری برای عقب‌نگه‌داشتن دیگری انجام می‌شد. خیلی از همکاران باتجربه در چند ماه از شرکت رفتند و مدیران هم اغلب بدون سابقه‌ی واقعی مدیریتی به پست‌هایی رسیدند که به جای رهبری، به دنبال حفظ موقعیت بودند. انسانیت جای خودش را به رقابت ناسالم داده بود و همواره مسأله‌ی قدرت و بقا محور اصلی رفتارها بود. نامی در بازار داشتند، اما تاثیر سیاست‌هایشان را خیلی‌ها فهمیده بودند. مدت زمان حضورم آنجا انگیزه‌هایم را به شدت کُشت و روزهای آغاز و پایانی کار تفاوت فاحشی با هم داشتند. کارها سطحی و ابتدایی بودند و چه حرفه‌ای باشی یا تازه‌وارد، به سقفی برای رشد نمی‌رسیدی. اگر به خودت و آرامشت اهمیت می‌دهی، پیشنهاد می‌کنم به سمتش نرو.

والا سازه نور اعلا
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمسئول دفتر۲۳ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
همه‌چی شده بود پارتی

برای من اون جا چهار سال به‌عنوان مسئول دفتر یکی از مدیرها سپری شد، جایی که حقوق من با عنوان شغلیم هم‌خوانی نداشت و جدی گرفتن کارها هم چندان رایج نبود. مزایا نسبتاً خوب بود و به‌طور کلی رفتارهای مربوط به بسته‌های کالا و خواربار هم بد نبود. فضای کار پر از حس هم‌خانوادگی و حرف‌های بی‌مورد بود؛ از مدیرعامل تا کارکنان خدماتی همگی پر از چاپلوسی و پارتی‌بازی بودند. اکثر همکاران با هم رفیق بودند و کسی جرات نمی‌کرد به آن‌ها ایرادی بگیرد؛ نورچشمی‌های زیادی وجود داشتند و کسانی که آشنا نبودند، بهانه‌های بی‌پایه‌ای می‌آوردند تا از کار کنارشان گذاشته شوند.

آژانس تبلیغاتی روشا
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس تحقیق و توسعه۲۲ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
از جونم مایه گذاشتم، آخرش اخراج شدم

سختی‌های کار در نزدیک یه دهه حضورم تو یک مجموعه مشخص شدنی بود؛ من به عنوان کارشناس تحقیق و توسعه عملاً تمام روزها و شب‌ها رو برای شرکت گذاشتم. اما در نهایت، با بازی‌های پشت پرده و افراد سفارش‌دار که به نظر می‌رسید اعتبار بالایی دارند، تمامی پست‌های مدیریتی به دست ایشان افتاد. مدیر مستقیم من، زنی مودب اما با عقده‌های زیادی بود. پس از سال‌ها خدمت صادقانه، ناگهان با یک نامه به من گفتند دیگر به کارشان نیازی ندارند. از ابتدا هر روز وعده‌های زیادی می‌دادند: مزایا، کارانه و بهره‌وری، اما کارانه در اختیار مدیران بود و تنها با یک جمله ممکن بود حال من تغییر کند. من نامه‌های رسمی و شکایتی به بخش‌های مدیریت، اداری و ریاست نوشتم، اما هیچ پاسخ یا پاسخی دریافت نکردم. همچنین شرکت در تلاش بود تا سنوات و مرخصی‌ها را به من بدهند که من برای این موضوع هم شکایت کردم و وکیل گرفتم. تقریباً همه چیز در شرکت در اختیار یک نفر بود و اطاعت از او حکم می‌کرد؛ سایر مدیران حاضر نبودند با وجود چنین نیرویی ریسک کنند. من شرکت را ترک کردم و به جایی دیگر رفتم، اما تجربه‌ام نشان می‌دهد فضای اینجا خیلی ناسالم است. آن فرد حتی اجازه نمی‌دهد به‌راحتی در جای دیگری استخدام شوید و با پیگیری‌های مزاحمت‌آمیز، پیدا کردن کار جدید را برایتان سخت می‌کند. در نهایت فهمیدم ارزش ندارد عمرم را در محیطی بی‌امان و با پارتی‌بازی تلف کنم.

همراه مکانیک
خودروسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس جذب و استخدام۲۲ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه گر افتضاح بود

داخل مصاحبه سوالات شخصی پرسیده شد همینطور به من گفته شد که باید حجابم کامل باشه یعنی فقط گردی صورتم دیده بشه و نمی تونم که با همکار آقا حرف بزنم به نظرم تو مصاحبه اولیه اصلا نباید همچین چیزی گفته بشه و همینطور پرسیدن که سیگار می کشم یا نه که واقعا این سوال یه چیز شخصیه و به کسی مربوط نیست که زندگی بنده چی هست واقعا که هیچی از تکنیک های مصاحبه بلد نبودن و بیشتر می خواستن بگن که ما فقط آدم های مذهبی رو استخدام می کنیم

ارکید فارمد
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسدستیار منابع انسانی۲۲ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: سخت
دشوار بودن مصاحبه

مصاحبه خیلی با تاخیر شروع شد و همینطور قبل از انجام مصاحبه مجبوز به انجام یکسری تست روانشناسی شدم که یکساعت زمان بنده رو گرفت و همینطور مصاحبه با کلی تأخیر شروع شد و همینطور بخوام بگم تمامی افراد داخل شرکت انگار از دماغ فیل افتادن و به شدت فضای سمی بود

کانورژن
تبلیغات، بازاریابی و برندسازیتهران
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده وردپرس۲۲ مرداد ۱۴۰۵
انصرافسختی: متوسط
بیگاری نوین؟

آگهی شغلی برنامه‌نویس گذاشتن و آخرش برای ساعت کاری نوشتن «شنبه تا چهارشنبه از 9 تا 18 و پنجشنبه 9 تا 13:30»، یعنی 216 ساعت ماهانه! بعد حداکثر حقوق رو نوشتن 30 تومن (حقوق پارسال)! 💩 تازه اگه فرض کنیم واقعا حداکثر رو بهت بدن و حداقل ندن

سامانه های نوآوری ارتباطات سینا
مخابرات و ارتباطات (تلکام)تهران
مصاحبه
کاربر ناشناسمهندس DevOps۲۲ مرداد ۱۴۰۵
در انتظار نتیجهسختی: متوسط
مصاحبه خیلی دوستانه و بروز

خیلی خوب و با احترام برخورد کردن، خیلی فضای مصاحبه دوستانه و خوب بود دو مرحله مصاحبه رفتم یکی آنلاین که فنی بود و یکی دیگه حضوری که بیشتر برای فرهنگ تیمی و سافت اسکیل بود و سوالات تخصصی که پرسیده میشد متوسط بود و اصلا اذیت کننده نبود و از هر دو مصاحبه خیلیی وایب خوبی گرفتم. دسترسی شرکتش به لحاظ لوکیشن خوبه و شرکتش ظاهر خوبی داره، با احترام برخورد میکنن خیلی و فضای قابل قبولی داره

الوپیک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسبرنامه نویس۲۲ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: سخت
تجربه مصاحبه

مصاحبه فنی خوب بود تیم لید آدم محترمی بود سوالای خوب و حرفه ای اکثر سوالات رو جواب دادم و تایید مرحله بعد رو گرفتم که بعد از حدود یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه hr .تو جلسه سوالات کلیشه ای پرسیدن که خودتو معرفی کن و چرا از جای قبلی بیرون اومدی چه کار خفنی انجام دادی و آخرش بیشتر شبیه مصاحبه فنی بود پرسیدن اگه مشکلی تو سیستم پیش بیاد چیکار میکنی لاگارو چجوری چک میکنی 😄 ( چه ربطی به hr داره نمیدونم). فرداش رزومم بدون ارائه دلیل رد شد به نظرم سر عدد حقوق بود هر چند مطمئنم اگر hr حرفه ای تری برای مصاحبه میومدن و شاید رقم رو پیشنهاد میدادن اکی میشدیم. ۲۰۰ تومن کمک هزینه هر ناهار جهت خرید از تپسی فود و کمک هزینه مکتب خونه و شارژ اکانت وندور ماشین به گفته خودشون و نکته دیگه ظاهرا تا دیر وقت (تا ۵ صبح)میمونن بچه هاشون جهت تحویل فیچر که ظاهرا تو شرکت‌های گلرنگ مرسومه. ارزیابی کلیم اینه که فنی اکی هستن ولی hr ضعیف دارن.

همیاران امیدآتیه دانا
بیمهتهران
مصاحبه
کاربر ناشناستوسعه‌دهنده اندروید۲۱ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبه اندروید؛ شلخته ولی محترمانه

اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقه‌مندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکی‌شان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوال‌ها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.

پارس اونیکس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
مصاحبه
کاربر ناشناسکارشناس تست نرم‌افزار۲۱ مرداد ۱۴۰۵
عدم پذیرشسختی: متوسط
مصاحبهٔ راحت و خودمونی

تو جلسهٔ اول دربارهٔ این شرکت، دستاوردها و تعداد نفراتی که دارن حرف زدیم؛ بعد هم منو با کار و مسئولیت‌هام آشنا کردن و در مورد امکانات و مزایایی که بهم می‌دن توضیح دادن. بعد از خروج از اون مصاحبه کلی خوشم اومد؛ برخلاف مصاحبه‌های دیگه اصلاً حس خستگی یا فشار نداشتم و بیشتر شبیه یه گفت‌وگوی دوستانه بود. بعد که مرحلهٔ اول رو رد کردم منو به مصاحبهٔ دوم دعوت کردن؛ توی اون مرحله بیشتر دربارهٔ کارهای قبلی، شرکت‌های گذشته و دلایلِ خروجم حرف زدیم و وارد جزئیات شدیم. سوال‌هایی که داشتم رو پرسیدم و خیلی مودبانه و محترمانه جواب دادن.

مانا نگر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارمند۲۱ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۲٫۰
شرکتِ چاپلوس‌باز و خبرچین

من سال‌ها با محیط‌های کاری متفاوت کار کردم و تجربه‌ام از مانا نگر این‌طور بود که فضای داخلی شرکت بیشتر به جای کار و صلاحیت، به روابط و چاپلوسی متمایل است. با ورود مدیران ارشد، فضای سازمانی به شکلی ناگفته تغییر می‌کند و بسیاری تصور می‌کنند حالا اتفاقات بهتری می‌افتد و چندنفری به شکلی ممتد در پست‌ها باقی می‌مانند. در ابتدای کار، به استخدام تعدادی همکار که معمولاً به خاطر ارتباطات یا رفتار خوب با مدیران وارد شرکت می‌شوند، برخورد کردم. پس از مدتی، گروهی از همکاران که تمرکز اصلی‌شان روی همکاری و بهره‌وری نبود، کم‌کم در محیط حضور داشتند؛ اما حضور چنین أشخاصی باعث شد فضای کار کمتر روی تخصص و نتیجه‌گیری متمرکز باشد. پاداش‌ها و حقوق‌ها هم به جای شایستگی، گره‌خورده به روابط و نفوذ در سطح‌های بالادستی شد. در نهایت، مدیران معاونت‌ها به نظر می‌رسید از مجموعه‌ای از افراد با رفتارهای با اعتمادبه‌نفس بالا اما گاه بی‌دلیل افتخار و تفاوت‌های فردی در نظر گرفته می‌شوند و گویی شیوه ارتباطی بر مبنای رابطه است تا تخصص. به‌ویژه برخورد با مسئول توسعه منابع انسانی به شکلی رسمی و جدی‌تر بود که گویی گفت‌وگو با او نیازمند حساسیت ویژه‌ای است.

آرایشی و بهداشتی بابیلا
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسمشاور فروش۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
هشدار؛ سمت این مجموعه نرید

وقتی وارد کار شدم با مجموعه‌ای آموزشی روبه‌رو شدم که اوضاعش خیلی نابسامان بود. کلاس‌ها و پشتیبانی آنلاینشان به شدت نامطلوب بود و اغلب محتوای ارائه‌شده بی‌کیفیف بود. در طول مصاحبه وعده‌های زیادی داده می‌شد، اما عملیاتی که اجرا می‌شد تفاوت فاحشی داشت: از بیمه تا پاداش و پورسانت، هیچ‌کدام به واقعیت تبدیل نمی‌شدند. ابتدای کار ادعا می‌کردند که ۱۰٪ پورسانت می‌دهند، اما شرط‌های غیرمنطقی مثل رسیدن به تارگت ۱۰۰ میلیونی برای دریافت همین درصد مطرح می‌شد و در نهایت حتی اگر به هدف هم می‌رسیدم، به‌زور می‌گفتند که نتوانسته‌ام. درباره بیمه هم گفتند تکمیلی وجود دارد، ولی به عمل تنها تامین اجتماعی را می‌پذیرفتند و اگر تکمیلی می‌خواستید باید خودتان پیگیری می‌کردید. قول می‌دادند از ماه دوم بیمه بزنند و دو ماه اول را به‌عنوان عقب‌افتاده‌ها جبران می‌کنند، اما بعداً گفتند که آن دو ماه را هم جبران نمی‌کنند. این موضوعات با مدارک و شواهد قابل اثبات بود. به طور خلاصه، وقت، انرژی و سرمایه‌ام را تلف نشد و در نهایت تصمیم گرفتم از همکاری با این مجموعه دوری کنم، چون هم کارمندان راضی نبودند و هم مشتری‌ها.

دلتا
املاک و مستغلاتتهران
تجربه کاری
شقایق پیرامونکارآموز تولید محتوای متنی۲۱ مرداد ۱۴۰۵شاغل فعلی
۴٫۵
ایده‌ها نه عناوین

واقعیتش، خودم هم فکر نمی‌کردم این مسیر اینطور پیش بره. اولش با یه آگهی کارآموزی اومدم. نه توقع خاصی داشتم، نه تصویر خاصی از آینده. فقط دنبال جایی بودم که رشد کنم، یاد بگیرم، و متوقف نشم. ولی از همون روزهای اول، یه چیزی توی فضای دلتا بود که من رو درگیر می‌کرد. یه جور صراحت توی برخوردها که توی کمتر جایی دیدمش. از مدیرعامل بگیر تا مسئولای بخش‌های مختلف، همه طوری رفتار می‌کردن که انگار من سال‌هاست اینجام. ابدا حس کارآموزی رو نداشتم که وارد فضای ناشناس شده و عدم امنیت براش بزرگترین چالشه. فضای دلتا پر از آدم‌هایی بود که حرف می‌زدن، بحث می‌کردن، و چیزی رو خلق می‌کردن. چیزی که من رو شگفت‌زده کرد، این بود که اینجا کسی از ایده‌های جدید نمی‌ترسه. به شخصه تو ماه اول هم پر از فکر و ایده بودم و مشتاق اجرایی شدنشون؛ بعضیاشون هم عملی شدن و بعضیا کنار گذاشته شدن اما هیچ‌وقت حس نکردم که راه گفتن و شنیدن بسته‌ست. این برای من که همیشه دوست دارم اتفاق‌های جدید رو امتحان کنم، خیلی ارزشمند بود. فشار کار مخصوصا تو ماه اول خیلی زیاد بود. باید خودت رو سریع جمع می‌کردی، با ساختارها آشنا می‌شدی، و همزمان کار رو هم تحویل می‌دادی. ولی اگه مشتاق یادگیری باشی، یه عالمه فضا هست که کار کنی. فقط مشکل اینجاست که زمان به اندازه‌ی کافی نداری. باید بین یاد گرفتن و عملیاتی کردن هر چی که یاد گرفتی، تعادل برقرار کنی. توی دلتا یاد گرفتم که می‌شه همزمان هم جدی بود، هم صمیمی. اینکه می‌شه با مدیرعامل درباره‌ی استراتژی برند حرف زد، و یه ساعت بعد با همون آدم درباره‌ی نوع نگاه‌مون به زندگی و پیشرفت گپ زد. برعکس خیلی از شرکت‌ها، که روابط‌شون یا خیلی رسمیه، یا خیلی خارج از چارچوب. بزرگترین چیزی که اینجا یاد گرفتم، شاید خودِ «یاد گرفتن» باشه. نه اینکه دوره‌های آموزشی بذارن، بلکه محیط طوریه که آدم رو به چالش می‌کشه. هر روز یه موضوع جدید، یه مسئله‌ی تازه، یه راهی که قبلاً نرفته بودی. و یه چیز دیگه که خیلی به دلم نشست: توی دلتا، آدم‌ها رو بر اساس کارشون قضاوت می‌کنن، نه بر اساس سابقه یا سن. من از یه کارآموز شروع کردم، ولی خیلی زود دیدم که به حرفام گوش می‌دن، به ایده‌هام فکر می‌کنن، و گاهی بهم مسئولیتی می‌دن که خیلی بزرگ‌تر از جایگاه رسمی‌م بود. این حس اعتماد، برام خیلی انگیزه‌بخش بود. نهایتا چیزی که برام موندگار شد و موندگار می‌مونه، فضای دلتاست. اینکه برند فقط یه اسم نیست؛ یه چیز زنده‌ست که توی رفتار آدم‌هاش دیده می‌شه. اینکه همه دارن برای یه چیز تلاش می‌کنن: بهتر کردن تجربه‌ی کسی که به دلتا اعتماد کرده. من توی دلتا، نه فقط یه شغل، که یه مسیر دیدم. مسیری که پر از پیچ و خم بود، ولی هر پیچش یه چیز جدید یادم داد. و حالا، وقتی به این چند ماه نگاه می‌کنم، می‌بینم که چقدر چیزها عوض شدن. نه فقط توی کاری که انجام می‌دم، بلکه توی نگاهم به کار و زندگی. و این، شاید بزرگترین دستاوردی باشه که از این تجربه گرفتم.

تولیدی و صنعتی فیلتر سرکان
خودروسازیتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناسکارشناس۲۱ مرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
ارزش قائل نبودن برای نیروی انسانی

یه شرکتی که هیچ ارزشی برای نیروی انسانیش قائل نیست و خیلی راحت و بدون هیچ دلیل منطقی اخراج میکنن یک مشت مدیران خودشیفته که افراد چاپلوس و دورو مثل خودشون رو دوس دارن فارغ از بحث مهارت و توانایی اغلب مدیران دوستان و اشنایان مدیرعاملن برای همین هر اشتباهی کنن و هر تصمیم اشتباهی بگیرن اهمیت خاصی نداره و خیلی بهشون فشار بیاد نیرواخراج میکنن ادمایی اونجا کار میکنن که وقتی پیشت میشینن مدام گله میکنن که این شرکت خیلی جای مزخرفیه و باید از اینجا رفت و مدیرانش زورگوان ولی نه تنها خودشون چندسال اونجا کار میکنن بلکه کافیه حرفاشونو تایید کنی تا مدیران به یه چشم دیگه نگاهت کنن و این روند برای یه شرکتی مثل سرکان که مدیرانش خودشیفته و نیروهاشون حیله گرهای خنگ و کوته فکرن کاملا رضایت بخشه .سرکان شبیه یه حکومت کمونیستی و مافیایی هست و تنها افرادی توش بقا دارن و رضایت دارن که عین خودشون خودشیفته دورو موزی های خنگ بیسواد حیله گر خنگ باشن میدونید قصد توهین ندارم حیله و نیرنگ و موزی گری و خودشیفته بودن تنها از انسان هایی جاری میشه که از هوش برخوردار نیستن و خوشحالم که من شبیه این افراد نبودم و اگه شما میتونید این ویژگی هارو داشته باشید بهتون تبریک میگم جای خوبیه برای کار

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.