مدیران بشدت بیتجربه که صرفا تو موقعیت مناسب جای مناسب حضور داشتن و مدیر شدن برای تخصص و تجربه هیچ ارزشی قائل نیستن و فقط میخوان مهره های خودشون رو بچینن منافع شخصی تو الویته براشون بشدت دنبال شو اف و بزرگ نمایی هستن در یک کلام برای ادم باتجربه و کاربلد حکم مستراح رو داره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شغلم در کارگزاری سهام بارز با ورود من به تیم پذیرش آغاز شد و بهعنوان فردی با دید باز و درک عمیق، نقشی کلیدی داشتم. در این زمان، توانایی تحلیل دقیق و تصمیمگیری سریع برای پذیرش مشتریان جدید از ویژگیهای برجستهام بود و به دلیل این درایت، از همکاران و مدیران بهخوبی شناخته میشدم.
در تجربه من، نقش اپراتور خط تولید و بستهبندی را داشتم و در چند محل مختلف مشغول به کار بودم. ابتدا در شرکت هنر پخت هانا در صفادشت وظیفه راهاندازی و پیگیری خطوط تولید و بستهبندی آبمیوه را بر عهده داشتم. همچنین در کمالشهر به کار با خطوط تولید قطعات خودرو پرداخته و کلیه کارهای فنی و تأسیساتی مرتبط با این خطوط را انجام میدادم.
در این شرکت تجربهی کاری من به عنوان کارشناس ارزیابی املاک پر از مشکلات ساختاری و مدیریتی بود. مدیرانی کهنهکار اما بیتفاوت به سطح دانش کارمندها حضور داشتند و به نظر میرسید که خیلیها از ورد، اکسل یا حتی یک تایپ ساده هم آگاه نیستند؛ در نتیجه دیدن سطح تخصصی بالاتر از خودشان برایشان دشوار بود. سیستم بهقدری ناکارآمد بود که ادامه دادن در آن دشوار میکرد و گویی با یک ادارهی دولتی مواجه هستی. فضای کار به شدت ناسالم و پرتنش بود و رفتارهای غیرحرفهای به چشم میخورد. بهنظر میرسید برخی از مدیران به دنبال ابزارهای کنترلی و پنهانی برای نظارت بر خبرگزاریهای داخلی هستند و گزارشهای پرسنل به مدیرعامل میرسید. پویایی کار در شرکت به سمت شایعات و زیرآبزدنهای رایج میرفت و فضا برای همکاران امن نبود. اخلاق حرفهای در برخی موارد زیر سؤال رفت و مسیر شغلی برای خیلی از افراد ناامن بود. نکتهای که بیشتر آزاردهنده بود بهکارگیری نیروها با اتکا به رابطه و دوستی به جای شایستگی بود؛ فشارهای استخدامی از طریق پارتیبازی از یک روند معمول تبدیل شده بود و اغلب افراد فقط بهخاطر ارتباطات جایگاهی میگرفتند. ساعات کار طولانی و اضافهکاری اجباری به یکی از ویژگیهای بارز شرکت تبدیل شده بود و روزهای پنجشنبه هم بدون حق اعتراض، کارکنان را به کار میکشاند. این تجربه نشان میدهد که محیطی با این سطح از ناسازگاری و فشار کاری نمیتواند بهطور پایدار موفق باشد.
مثل هرجای دیگه ای اینجا هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. قسمت خوبش اینه که خیلی به انتقال دانش اهمیت میدن و آدم رو دائم در مسیر یادگیری قرار میدن، حقوق رو به موقع پرداخت میکنن، بیمه تکمیلی خوبی دارن (طرح نامحدوده)، اونقدری که اهل پاداش دادن هستن اهل جریمه نیستن، جو بین بچه ها خیلی صمیمی و باحاله و صدای خنده زیاد شنیده میشه، فرهنگ سازمانی خوبی دارن، سیستم ارزیابی عملکرد شفافه و به خاطر اشتباه دیگر هم تیمیها شما آسیب نمیبینید. چون تو محیط دانشگاه هستن اونجا از فضای سبز و رستوران و اینجور چیزا میشه استفاده کرد. به بهانه های مختلف ناهار و شیرینی میدن میبرن گردش کلا این چیزاش خوبه یه سری بدیها هم دارن مثلا اینکه open office هستن و فضای پرایویت تمرکزی ندارن برای کسی مثل من که بیش فعاله کار گاهی سخت میشه آدم مجبور میشه یه سری کارارو تو دورکاری انجام بده و دورکاری هم آسون نمیدن نهایتا هفته ای یکی دو روز بدن، خیلی رو ساعت ورود و خروج حساسن و از همه مهمتر در گذشته با یکی دوتا از نیروها که حالا به هر دلیل یا پرفورمنس نداشتن یا بی اخلاقی داشتن زیبا خداحافظی نکردن.
برای مصاحبه رفتم و جو دوستانه و آرامی در شرکت دیدم که واقعا خوشحالکننده بود. تجربهی مصاحبه بهطور کلی خوب بود و بازخوردی که گرفتم را هم برآورد کنم میخواهم، هرچند فکر میکنم امکان تماس دوباره برای همکاری وجود نداشته باشد. نکتههای مثبت: پاسخگویی به پرسشهای بیربط مثل چرا از شغل قبلی خارج میشم یا آیندهی پنج ساله دقیقا پرسیده نشد و نبود فشار روی من؛ فضای مصاحبه بیش از حد جدی نبود و گپ فنی نسبتا دوستانه برگزار شد، هرچند برخی نکتهها را خیلی کلی گفتند که دقیقا روشن نبودند. دو نفر از تیم حضور داشتند: مدیر توسعه و برنامهنویس ارشد. من با اینکه معمولا استرس را تجرب نمیکنم، در آن جلسه حس اضطراب نکردم چون جو تیمی و برخورد دوستانه بود. با وجود تاخیر کوتاه ۱۳ دقیقهای، نگهبانی سریع من را به اتاق مصاحبه رساند و فرایند را با سرعت آغاز کردند؛ برخلاف برخی شرکتها که لازم است بیش از این منتظر بمانید تا جلسه برگزار شود. در پایان، یکی از همکاران ارشد تا کنار آسانسور همراه من آمد و با ادب بدرقهام کرد که این رفتار برای من خیلی دوستانه و محترمانه بود. رنگ روشن شرکت و لحن صمیمانهی تیم، باعث شد احساس کنم اینجا محیط مناسبی است که دوست دارم کار کنم. پوشش الزامی خاصی وجود نداشت. فناوریهایی که ذکر شد بهروز بود و تیمی که حضور داشتم احتمالا با سایر تیمها تفاوتهایی داشته باشد. اگر در ذهنم نکتهی دیگری میآمد، حتما میگفتم؛ اما الان نکتهی مشخص دیگری به چشم نمیخورد.
اگه اتباع هستید به لحاظ سختی کار اوکی هست برای شما. البته درآمدتون یک سوم کارگری سر ساختمون هست. و اینم بگم همکارهایی که قبلا کارگر ساختمون بودند میگند کار در انبار دیجی کالا سخت تر هست. اما اکه ایرانی هستی، یک دویست سیصد میلیون بذارید کنار برای جراحی دیسک کمر. اگه زنده و سالم تونستین از شرکت بیاین بیرون و اینکه سفته هاتون پس دادند و باهاتون تسویه کردند یعنی خیلی خوش شانس هستید. چون ۹۰ درصد کارکنان سابق همچین شانسی نداشتند. حداکثر مدتی که بتونید اونجا کار کنید یکسال هست. بعدش جانباز ۹۰ درصد اعصاب و روان و ۵۰ درصد فیزیکی به حساب میاین. به من که حقوق و مزایای جانبازی تعلق نگرفت. امیدوارم به شما تعلق بگیره
به هر حال این یک حقیقته که ما انسانها برده هستیم. چند هزار ساله که برده هستیم از زمان پیدایش تمدنها و ادیان و.. و خوب با این پیشفرض اگه کار کنی کمتر بهت فشار میاد. حالا قدیمها ارباب بهت یه جای خواب و غذایی میداد. الان هم انقدری پول بهت میدن که سه وعده غذا در روز بتونی بخوری. به طور کلی هم بخوام بگم حجم کاری خیلی سنگین، مرخصی نمیدن، دستشویی هم نمی تونی بری، نیم ساعت بهت وقت غذا میدن، اونم باید تو صف سرویس و غذا گرم کردن و... باشی. دیگه بیشتر از این توضیح ندم. همون اول گفتم برده.
برایم نقل کردند که از اولین روزهای حضورم در شرکت، رفتارها به شکلی غیرحرفهای و گاه توهینآمیز بود. یکی از همکاران که با شرکت همکاری داشت و مستقیما با ما کار نمیکرد، پشت بام شرکت میرفت تا سیگار بکشد و با روال خاصی گس وات میکرد. مسئله وقتی جدی شد که مسئول منابع انسانی با پدر همان همکار تماس گرفت تا موضوع را اطلاع دهد. هرچند پدر آن خانم با این رفتار شرمآور روبهرو شد و از نگرانی شرم میکرد، اما واقعا به نظر میرسید فضای شرکت به اندازهی مدرسهای کوچک است. تعجب من این بود که چه افکاری در ذهن آن فرد وجود دارد که به زدن زیرآب یک همکار نزد پدرش منجر میشود. و آیا محدود به آن نشده و دیگران را نیز زیر سؤال بردن با مدیر مربوطه، باز هم ادامه پیدا کرده است؟
سیستم کاملا برده داریه. چون بهت قول میدم خودشون رو محق میدونن که هر کاری رو براشون انجام بدی بدون اینکه اون کار با میزان تحصیلات، تجربه و حتی شرح شغلیت سنخیت داشته باشه. یه آدم نو کیسه شده مدیرعامل که آب از دستش چکه نمیکنه. گول آگهیهای استخدامیشون رو نخوردید. پاداش خنده دار اونجا بستههای مناسبتی جوکه خلاصه که یه مدیرعامل بی اعصاب با چهارتا مدیر بی سواد دور هم جمع شدن و شرکت زدن از تعداد آدمهایی که مدام دارن جذب میکنن معلومه اونجا چه خبره یه جوری رفتار میکنن که انگار از اونجا بری بیرون دیگه کاری برات پیدا نمیشه و اینا صدقه سری بهت کار دادن. تا خارج نشی نمیدونی چه بهت گذشته اینجوری پیش برن همین یه نصفه اسم هم ازشون پیدا نمیشه
همسر بنده در شرکت بانی چاو سایت خادم آباد مشغول به کاره،متاسفانه جدیدا قانون گذاشتن که از تاریخ ۲۱ مهر ساعت ۱۲ هر شب باید بیاید شرکت ماشین شرکت رو بردارید و برید صف گازوئیل ،اعتراض کردن گفتن اجباره ،چرا باید راننده ها شب زن و بچهاشونو ول کنن و بزارن برن صف گازوئیل،کجای قرارداد ،راننده ها نوشته شده که باید ساعت ۵ صبح سرکار باشید ،ساعت ۴ بعداظهر برید خونه دوباره ۱۲ شب همان روز برید صف گازوئیل؟؟کجاست آقای سلیمانی که مامور بفرسته برای سرکشی و شنیدن حرف دل این بندگان خدا
من موقع اومدن به شرکت تقریبا سوادم در حد دانشگاهی بود در این شرکت این امکان فراهم شد که بتونم زیر نظر مسئولم با تکنولوژی درخواستی شرکت اشنا بشم و بتونم هم کارهای پشتیبانی انجام بدم و هم کارهای طراحی - احترام متقابل بود -ماموریتها کلیه هزینه ها پرداخت میشد و علاوه براین این امکان فراهم شد که به صورت فول استک کار کنم . علاوه بر برنامه نویسی روی sql هم تونستم مهارت پیدا کنم . بیمه تکمیلی داشت - پرداختها در حداقل 10 -11 ماه ماه سر وقت بود و به اندازه تسکی که انجام میدادم میتونستم دریافتی داشته باشم محدودیتی در پرداخت و یا کار وجود نداره و در صورت بیماری یا بروز مشکل میتونستیم بنا به درخواست خودم در صورت فراهم بودن شرایط دور کاری کنم. شرکت این امکان رو فراهم کرده بود که در صورتی که میخواستیم از دوره ای استفاده کنیم بودجه مصوب داشت و میتونستیم از اونها استفاده کنیم.
در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود
ایرادات و محاسن مختلفی دارد. حجم کاری زیاد، تنوع یادگیری، حقوق منظم، بیمه تکمیلی، جلسات وقتگیر، محیط کاری مناسب، گاها موعدهای سنگین زمان کاری قبلا شناور نبوده است ولی اخیرا شناوری را تا حدی قبول میکنند. بیمه تکمیلی واقعا خوبی دارد. به نظرم امکان بهتر از تیم واقعا وجود دارد.
بنده بالای ۴۵ سال سن و حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت دارم که بعد از ۶ سال کار در این شرکت در سمت کارشناس و کارشناس ارشد نظر خود را برای اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر افراد متقاضی ثبت میکنم. در این شرکت فساد مالی بیداد میکند. رئیس هیئت مدیره فردی بسیار بی ادب، بد اخلاق و بی سواد است که بواسطه سابقه ایثارگری در بانک استخدام و به این مقام رسیده. به دلیل بی سواد بودن زیر سلطه رییس اداره نرم افزار است و غلام حقله بگوش زنی که مشکل روانی دارد. اینگروه در همه ادارت نفرات خود را به زور وارد کردن تا بتوانند اخبار و اطلاعات جمع کنند و هر صدای شکایتی را خفه کنند. سطح حقوق در این شرکت برای کسانی که پارتی دارند خوب و برای سایر نفرات متوسط رو به پایین است. بطور مثال همین خانم رییس نرم افزار شخصی را که از شرکت استعفا داده و رفته را بعد از ۳ماه مجددا استخدام کرده با حقوق ۲ برابر اونم برای سمتی در اداره منابع انسانی که اینسمت تا این تاریخ اصلا وجود نداشته جالبه که این حقوق از حقوق معاونین ادارات فنی و کارشناسان ارشد فنی این شرکت بالاتر می باشد. این استخدام جز این است که فرد مستخدم آشنای صمیمی خانم بیمار است؟! شرکتم که در حال حاضر مدیر عامل ندارد و سرپرست موقت شرکت هم که از بانک معرفی شده در تیم همین ۲ نفر است. ای کاش مسئولین کشوری و مخصوصا بانک کشاورزی یه فکری در خصوص مدیران ارشد این شرکت میکردند. هرچند میشه گفت سگ زرد برادر شغاله. محیط کاری شرکت گذشته از این تبعیض ها خوب و سالمه. پوشش پرسنل، آداب معاشرت و سطح فرهنگ پرسنل شرکت شکر خدا خوبه و پرداختی ها سر وقت انجاممیشه ولی باند بازی به همون دلیلی که اول گفتم وجود داره. در کل اگر تو سیستم بانک کشاورزی وصل باشی و پارتی داشته باشی این شرکت گلستانه وگرنه مجبوری مثل خیلیا که بعد ۳ یا ۴ ماه از شرکت میرن بری دنبال ارزوهات.
برای شروع کار خوبی است ولی رشد و یادگیری در اینجا به شدت محدود است و بیشتر بر روابط داخلی و تعریف مدیران تکیه میشود. به گفتهی من، حقوق بر پایه توانایی واقعی شما پرداخت نمیشود و به جای آن ارزش افراد براساس صحبتهایشان با مدیران سنجیده میشود. مدیرعاملها معمولا با درک فنی از نرمافزار کم آگاهاند و تمرکز بیشترشان روی مدیریت است تا تکنیک. اغلب مواقع بیکار میمانید و فرصت یادگیری تازهای نصیبتان نمیشود؛ وظیفهی شما بیشتر توسعهی فریمورکهای قدیمی است و منافع شرکت محور است. اگر دنبال یادگیری ابتدایی هستید، جای مناسبی است، اما برای ارتقای مهارتهای شخصی مناسب نیست. در کل به عنوان تجربهای که برای شروع کار خوب است مطرح میکنم و توصیه نمیکنم.
سلام شرکت کاملا بی تجربه هست و از مشتریاشون هم کلاه برداری میکنن. دوستانی که با این شرکت به مشکل میخورن برن اصناف شکایت کنن و کارشون رو راه بندازن. من واقعا یه مشکلی داشتم باهاشون که کاملا اذییت میکردن. گوشی در نیارید. چایی نخورید. هر وقتم بیایید بیرون یه چک 7ماهه میدن میگن خدافز. من نمیدونم با این لول پایینشون مشتریان چجوری به این شرکت اعتماد میکنن پول میدن. اخر سر چک کردیم بیمه ها هم پرداخت نشده بود😐. انقدر دروغ میگن ادم خسته میشه بین حسابدار پاسکاری میشید حسابدار اذییت میکنه و ... و....
شرکت پرگاسیران را بهخاطر میخواهم توضیح بدهم که زمینهاش در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی است و خصوصی بودن آن را میگویم. این شرکت در سال هزار و سیصد و شصت تاسیس شده و فعالیت جدی خودش را با ساخت شناورهای دریایی آغاز کرد. در دهههای آخر دهه نود شمسی، وارد حوزه ساخت مخازن تحت فشار شد. کارخانه در بابلسر قرار دارد و دفتر مرکزیاش در تهران است. سالها دفتر مرکزی در خیابان سهروردی بود، اما از اوایل سال هزار و چهارصد و سه، علاوه بر ساختمان سهروردی، بخشهای اصلی شرکت به ساختمانی در قیطریه هم منتقل شدند.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
مدیران بشدت بیتجربه که صرفا تو موقعیت مناسب جای مناسب حضور داشتن و مدیر شدن برای تخصص و تجربه هیچ ارزشی قائل نیستن و فقط میخوان مهره های خودشون رو بچینن منافع شخصی تو الویته براشون بشدت دنبال شو اف و بزرگ نمایی هستن در یک کلام برای ادم باتجربه و کاربلد حکم مستراح رو داره
شغلم در کارگزاری سهام بارز با ورود من به تیم پذیرش آغاز شد و بهعنوان فردی با دید باز و درک عمیق، نقشی کلیدی داشتم. در این زمان، توانایی تحلیل دقیق و تصمیمگیری سریع برای پذیرش مشتریان جدید از ویژگیهای برجستهام بود و به دلیل این درایت، از همکاران و مدیران بهخوبی شناخته میشدم.
در تجربه من، نقش اپراتور خط تولید و بستهبندی را داشتم و در چند محل مختلف مشغول به کار بودم. ابتدا در شرکت هنر پخت هانا در صفادشت وظیفه راهاندازی و پیگیری خطوط تولید و بستهبندی آبمیوه را بر عهده داشتم. همچنین در کمالشهر به کار با خطوط تولید قطعات خودرو پرداخته و کلیه کارهای فنی و تأسیساتی مرتبط با این خطوط را انجام میدادم.
در این شرکت تجربهی کاری من به عنوان کارشناس ارزیابی املاک پر از مشکلات ساختاری و مدیریتی بود. مدیرانی کهنهکار اما بیتفاوت به سطح دانش کارمندها حضور داشتند و به نظر میرسید که خیلیها از ورد، اکسل یا حتی یک تایپ ساده هم آگاه نیستند؛ در نتیجه دیدن سطح تخصصی بالاتر از خودشان برایشان دشوار بود. سیستم بهقدری ناکارآمد بود که ادامه دادن در آن دشوار میکرد و گویی با یک ادارهی دولتی مواجه هستی. فضای کار به شدت ناسالم و پرتنش بود و رفتارهای غیرحرفهای به چشم میخورد. بهنظر میرسید برخی از مدیران به دنبال ابزارهای کنترلی و پنهانی برای نظارت بر خبرگزاریهای داخلی هستند و گزارشهای پرسنل به مدیرعامل میرسید. پویایی کار در شرکت به سمت شایعات و زیرآبزدنهای رایج میرفت و فضا برای همکاران امن نبود. اخلاق حرفهای در برخی موارد زیر سؤال رفت و مسیر شغلی برای خیلی از افراد ناامن بود. نکتهای که بیشتر آزاردهنده بود بهکارگیری نیروها با اتکا به رابطه و دوستی به جای شایستگی بود؛ فشارهای استخدامی از طریق پارتیبازی از یک روند معمول تبدیل شده بود و اغلب افراد فقط بهخاطر ارتباطات جایگاهی میگرفتند. ساعات کار طولانی و اضافهکاری اجباری به یکی از ویژگیهای بارز شرکت تبدیل شده بود و روزهای پنجشنبه هم بدون حق اعتراض، کارکنان را به کار میکشاند. این تجربه نشان میدهد که محیطی با این سطح از ناسازگاری و فشار کاری نمیتواند بهطور پایدار موفق باشد.
مثل هرجای دیگه ای اینجا هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. قسمت خوبش اینه که خیلی به انتقال دانش اهمیت میدن و آدم رو دائم در مسیر یادگیری قرار میدن، حقوق رو به موقع پرداخت میکنن، بیمه تکمیلی خوبی دارن (طرح نامحدوده)، اونقدری که اهل پاداش دادن هستن اهل جریمه نیستن، جو بین بچه ها خیلی صمیمی و باحاله و صدای خنده زیاد شنیده میشه، فرهنگ سازمانی خوبی دارن، سیستم ارزیابی عملکرد شفافه و به خاطر اشتباه دیگر هم تیمیها شما آسیب نمیبینید. چون تو محیط دانشگاه هستن اونجا از فضای سبز و رستوران و اینجور چیزا میشه استفاده کرد. به بهانه های مختلف ناهار و شیرینی میدن میبرن گردش کلا این چیزاش خوبه یه سری بدیها هم دارن مثلا اینکه open office هستن و فضای پرایویت تمرکزی ندارن برای کسی مثل من که بیش فعاله کار گاهی سخت میشه آدم مجبور میشه یه سری کارارو تو دورکاری انجام بده و دورکاری هم آسون نمیدن نهایتا هفته ای یکی دو روز بدن، خیلی رو ساعت ورود و خروج حساسن و از همه مهمتر در گذشته با یکی دوتا از نیروها که حالا به هر دلیل یا پرفورمنس نداشتن یا بی اخلاقی داشتن زیبا خداحافظی نکردن.
برای مصاحبه رفتم و جو دوستانه و آرامی در شرکت دیدم که واقعا خوشحالکننده بود. تجربهی مصاحبه بهطور کلی خوب بود و بازخوردی که گرفتم را هم برآورد کنم میخواهم، هرچند فکر میکنم امکان تماس دوباره برای همکاری وجود نداشته باشد. نکتههای مثبت: پاسخگویی به پرسشهای بیربط مثل چرا از شغل قبلی خارج میشم یا آیندهی پنج ساله دقیقا پرسیده نشد و نبود فشار روی من؛ فضای مصاحبه بیش از حد جدی نبود و گپ فنی نسبتا دوستانه برگزار شد، هرچند برخی نکتهها را خیلی کلی گفتند که دقیقا روشن نبودند. دو نفر از تیم حضور داشتند: مدیر توسعه و برنامهنویس ارشد. من با اینکه معمولا استرس را تجرب نمیکنم، در آن جلسه حس اضطراب نکردم چون جو تیمی و برخورد دوستانه بود. با وجود تاخیر کوتاه ۱۳ دقیقهای، نگهبانی سریع من را به اتاق مصاحبه رساند و فرایند را با سرعت آغاز کردند؛ برخلاف برخی شرکتها که لازم است بیش از این منتظر بمانید تا جلسه برگزار شود. در پایان، یکی از همکاران ارشد تا کنار آسانسور همراه من آمد و با ادب بدرقهام کرد که این رفتار برای من خیلی دوستانه و محترمانه بود. رنگ روشن شرکت و لحن صمیمانهی تیم، باعث شد احساس کنم اینجا محیط مناسبی است که دوست دارم کار کنم. پوشش الزامی خاصی وجود نداشت. فناوریهایی که ذکر شد بهروز بود و تیمی که حضور داشتم احتمالا با سایر تیمها تفاوتهایی داشته باشد. اگر در ذهنم نکتهی دیگری میآمد، حتما میگفتم؛ اما الان نکتهی مشخص دیگری به چشم نمیخورد.
اگه اتباع هستید به لحاظ سختی کار اوکی هست برای شما. البته درآمدتون یک سوم کارگری سر ساختمون هست. و اینم بگم همکارهایی که قبلا کارگر ساختمون بودند میگند کار در انبار دیجی کالا سخت تر هست. اما اکه ایرانی هستی، یک دویست سیصد میلیون بذارید کنار برای جراحی دیسک کمر. اگه زنده و سالم تونستین از شرکت بیاین بیرون و اینکه سفته هاتون پس دادند و باهاتون تسویه کردند یعنی خیلی خوش شانس هستید. چون ۹۰ درصد کارکنان سابق همچین شانسی نداشتند. حداکثر مدتی که بتونید اونجا کار کنید یکسال هست. بعدش جانباز ۹۰ درصد اعصاب و روان و ۵۰ درصد فیزیکی به حساب میاین. به من که حقوق و مزایای جانبازی تعلق نگرفت. امیدوارم به شما تعلق بگیره
به هر حال این یک حقیقته که ما انسانها برده هستیم. چند هزار ساله که برده هستیم از زمان پیدایش تمدنها و ادیان و.. و خوب با این پیشفرض اگه کار کنی کمتر بهت فشار میاد. حالا قدیمها ارباب بهت یه جای خواب و غذایی میداد. الان هم انقدری پول بهت میدن که سه وعده غذا در روز بتونی بخوری. به طور کلی هم بخوام بگم حجم کاری خیلی سنگین، مرخصی نمیدن، دستشویی هم نمی تونی بری، نیم ساعت بهت وقت غذا میدن، اونم باید تو صف سرویس و غذا گرم کردن و... باشی. دیگه بیشتر از این توضیح ندم. همون اول گفتم برده.
برایم نقل کردند که از اولین روزهای حضورم در شرکت، رفتارها به شکلی غیرحرفهای و گاه توهینآمیز بود. یکی از همکاران که با شرکت همکاری داشت و مستقیما با ما کار نمیکرد، پشت بام شرکت میرفت تا سیگار بکشد و با روال خاصی گس وات میکرد. مسئله وقتی جدی شد که مسئول منابع انسانی با پدر همان همکار تماس گرفت تا موضوع را اطلاع دهد. هرچند پدر آن خانم با این رفتار شرمآور روبهرو شد و از نگرانی شرم میکرد، اما واقعا به نظر میرسید فضای شرکت به اندازهی مدرسهای کوچک است. تعجب من این بود که چه افکاری در ذهن آن فرد وجود دارد که به زدن زیرآب یک همکار نزد پدرش منجر میشود. و آیا محدود به آن نشده و دیگران را نیز زیر سؤال بردن با مدیر مربوطه، باز هم ادامه پیدا کرده است؟
سیستم کاملا برده داریه. چون بهت قول میدم خودشون رو محق میدونن که هر کاری رو براشون انجام بدی بدون اینکه اون کار با میزان تحصیلات، تجربه و حتی شرح شغلیت سنخیت داشته باشه. یه آدم نو کیسه شده مدیرعامل که آب از دستش چکه نمیکنه. گول آگهیهای استخدامیشون رو نخوردید. پاداش خنده دار اونجا بستههای مناسبتی جوکه خلاصه که یه مدیرعامل بی اعصاب با چهارتا مدیر بی سواد دور هم جمع شدن و شرکت زدن از تعداد آدمهایی که مدام دارن جذب میکنن معلومه اونجا چه خبره یه جوری رفتار میکنن که انگار از اونجا بری بیرون دیگه کاری برات پیدا نمیشه و اینا صدقه سری بهت کار دادن. تا خارج نشی نمیدونی چه بهت گذشته اینجوری پیش برن همین یه نصفه اسم هم ازشون پیدا نمیشه
همسر بنده در شرکت بانی چاو سایت خادم آباد مشغول به کاره،متاسفانه جدیدا قانون گذاشتن که از تاریخ ۲۱ مهر ساعت ۱۲ هر شب باید بیاید شرکت ماشین شرکت رو بردارید و برید صف گازوئیل ،اعتراض کردن گفتن اجباره ،چرا باید راننده ها شب زن و بچهاشونو ول کنن و بزارن برن صف گازوئیل،کجای قرارداد ،راننده ها نوشته شده که باید ساعت ۵ صبح سرکار باشید ،ساعت ۴ بعداظهر برید خونه دوباره ۱۲ شب همان روز برید صف گازوئیل؟؟کجاست آقای سلیمانی که مامور بفرسته برای سرکشی و شنیدن حرف دل این بندگان خدا
من موقع اومدن به شرکت تقریبا سوادم در حد دانشگاهی بود در این شرکت این امکان فراهم شد که بتونم زیر نظر مسئولم با تکنولوژی درخواستی شرکت اشنا بشم و بتونم هم کارهای پشتیبانی انجام بدم و هم کارهای طراحی - احترام متقابل بود -ماموریتها کلیه هزینه ها پرداخت میشد و علاوه براین این امکان فراهم شد که به صورت فول استک کار کنم . علاوه بر برنامه نویسی روی sql هم تونستم مهارت پیدا کنم . بیمه تکمیلی داشت - پرداختها در حداقل 10 -11 ماه ماه سر وقت بود و به اندازه تسکی که انجام میدادم میتونستم دریافتی داشته باشم محدودیتی در پرداخت و یا کار وجود نداره و در صورت بیماری یا بروز مشکل میتونستیم بنا به درخواست خودم در صورت فراهم بودن شرایط دور کاری کنم. شرکت این امکان رو فراهم کرده بود که در صورتی که میخواستیم از دوره ای استفاده کنیم بودجه مصوب داشت و میتونستیم از اونها استفاده کنیم.
در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود
ایرادات و محاسن مختلفی دارد. حجم کاری زیاد، تنوع یادگیری، حقوق منظم، بیمه تکمیلی، جلسات وقتگیر، محیط کاری مناسب، گاها موعدهای سنگین زمان کاری قبلا شناور نبوده است ولی اخیرا شناوری را تا حدی قبول میکنند. بیمه تکمیلی واقعا خوبی دارد. به نظرم امکان بهتر از تیم واقعا وجود دارد.
بنده بالای ۴۵ سال سن و حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت دارم که بعد از ۶ سال کار در این شرکت در سمت کارشناس و کارشناس ارشد نظر خود را برای اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر افراد متقاضی ثبت میکنم. در این شرکت فساد مالی بیداد میکند. رئیس هیئت مدیره فردی بسیار بی ادب، بد اخلاق و بی سواد است که بواسطه سابقه ایثارگری در بانک استخدام و به این مقام رسیده. به دلیل بی سواد بودن زیر سلطه رییس اداره نرم افزار است و غلام حقله بگوش زنی که مشکل روانی دارد. اینگروه در همه ادارت نفرات خود را به زور وارد کردن تا بتوانند اخبار و اطلاعات جمع کنند و هر صدای شکایتی را خفه کنند. سطح حقوق در این شرکت برای کسانی که پارتی دارند خوب و برای سایر نفرات متوسط رو به پایین است. بطور مثال همین خانم رییس نرم افزار شخصی را که از شرکت استعفا داده و رفته را بعد از ۳ماه مجددا استخدام کرده با حقوق ۲ برابر اونم برای سمتی در اداره منابع انسانی که اینسمت تا این تاریخ اصلا وجود نداشته جالبه که این حقوق از حقوق معاونین ادارات فنی و کارشناسان ارشد فنی این شرکت بالاتر می باشد. این استخدام جز این است که فرد مستخدم آشنای صمیمی خانم بیمار است؟! شرکتم که در حال حاضر مدیر عامل ندارد و سرپرست موقت شرکت هم که از بانک معرفی شده در تیم همین ۲ نفر است. ای کاش مسئولین کشوری و مخصوصا بانک کشاورزی یه فکری در خصوص مدیران ارشد این شرکت میکردند. هرچند میشه گفت سگ زرد برادر شغاله. محیط کاری شرکت گذشته از این تبعیض ها خوب و سالمه. پوشش پرسنل، آداب معاشرت و سطح فرهنگ پرسنل شرکت شکر خدا خوبه و پرداختی ها سر وقت انجاممیشه ولی باند بازی به همون دلیلی که اول گفتم وجود داره. در کل اگر تو سیستم بانک کشاورزی وصل باشی و پارتی داشته باشی این شرکت گلستانه وگرنه مجبوری مثل خیلیا که بعد ۳ یا ۴ ماه از شرکت میرن بری دنبال ارزوهات.
برای شروع کار خوبی است ولی رشد و یادگیری در اینجا به شدت محدود است و بیشتر بر روابط داخلی و تعریف مدیران تکیه میشود. به گفتهی من، حقوق بر پایه توانایی واقعی شما پرداخت نمیشود و به جای آن ارزش افراد براساس صحبتهایشان با مدیران سنجیده میشود. مدیرعاملها معمولا با درک فنی از نرمافزار کم آگاهاند و تمرکز بیشترشان روی مدیریت است تا تکنیک. اغلب مواقع بیکار میمانید و فرصت یادگیری تازهای نصیبتان نمیشود؛ وظیفهی شما بیشتر توسعهی فریمورکهای قدیمی است و منافع شرکت محور است. اگر دنبال یادگیری ابتدایی هستید، جای مناسبی است، اما برای ارتقای مهارتهای شخصی مناسب نیست. در کل به عنوان تجربهای که برای شروع کار خوب است مطرح میکنم و توصیه نمیکنم.
سلام شرکت کاملا بی تجربه هست و از مشتریاشون هم کلاه برداری میکنن. دوستانی که با این شرکت به مشکل میخورن برن اصناف شکایت کنن و کارشون رو راه بندازن. من واقعا یه مشکلی داشتم باهاشون که کاملا اذییت میکردن. گوشی در نیارید. چایی نخورید. هر وقتم بیایید بیرون یه چک 7ماهه میدن میگن خدافز. من نمیدونم با این لول پایینشون مشتریان چجوری به این شرکت اعتماد میکنن پول میدن. اخر سر چک کردیم بیمه ها هم پرداخت نشده بود😐. انقدر دروغ میگن ادم خسته میشه بین حسابدار پاسکاری میشید حسابدار اذییت میکنه و ... و....
شرکت پرگاسیران را بهخاطر میخواهم توضیح بدهم که زمینهاش در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی است و خصوصی بودن آن را میگویم. این شرکت در سال هزار و سیصد و شصت تاسیس شده و فعالیت جدی خودش را با ساخت شناورهای دریایی آغاز کرد. در دهههای آخر دهه نود شمسی، وارد حوزه ساخت مخازن تحت فشار شد. کارخانه در بابلسر قرار دارد و دفتر مرکزیاش در تهران است. سالها دفتر مرکزی در خیابان سهروردی بود، اما از اوایل سال هزار و چهارصد و سه، علاوه بر ساختمان سهروردی، بخشهای اصلی شرکت به ساختمانی در قیطریه هم منتقل شدند.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.