من بعد از چند سال فعالیت به عنوان برنامهنویس وب در علوم سبز، معتقدم این مجموعه برای کارآموزی یا همکاری کوتاهمدت گزینه مناسبی بهنظر میرسد؛ اما خیلی از وعدههای بلندمدت عملی نمیشوند و از نظر حقوق و پیشرفت شغلی، وضعیت معمولی و کمتحرک است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باور کنید تجربه من نشان میدهد که این شرکت در زمینه نرمافزارهای بازرسی و کنترل کیفیت فعالیت میکند و عمدتا در صنایع نفت و گاز و برای ارزیابی شناورها حضور دارد؛ فضای بازارشان بهطور مشخص به مشتریان خاص و بازاریابی با تمرکز کمین بازار اختصاص دارد. بهعنوان نمونه، فرصتهایی که برای این مجموعه مطرح میشود عبارتاند از: - کارآموزی - موقعیتهای برنامهنویس، طراحی سیستمها، تحلیلگر پایگاه داده و کارشناس استقرار سیستمها - کارشناس کنترل کیفیت برای گزینههای دوم و سوم، داشتن تجربه طولانیمدت در حوزه تخصصی تولیدات همان مجموعه حداقل به مدت پنج سال لازم است. تجربه من به همکاری میان این شرکت و شرکتی که در آن کار میکردم روی یک پروژه مشترک در سال ۱۳۹۹ برمیگردد که نتایج مطلوبی داشت. ضمنا امکان دورکاری وجود دارد و محیط کار برنده فضای نسبتا رسمی است.
شرکت ما را به عنوان یک فرصت رشد دیدم اما با برخی ضعفهای مدیریتی و سیاستهای داخلی روبهرو نبودم. از نظر فنی شرکت نسبتا قوی به نظر میرسید یا حداقل تلاش میکرد که سطح خوبی ارائه دهد و برای من که به عنوان جونیور وارد شدم، تجربه مفیدی از نظر پیشرفت به همراه داشت. با این حال فضای کاری بسیار بستهای داشت که گروهبندی خاصی از افراد تصمیمگیرنده همهکاره بودند و برای سایرین فرصت پیشرفت چندانی وجود نداشت. در تقسیمبندی کارکنان دو دسته دیده میشد: گروهی که خود را مغز متفکر میدانستند و تمام تصمیمها با آنها بود، و گروهی که تا حد معینی برای پیشرفت شرکت تلاش میکردند اما از نظر حقوق و مزایا بهآن اندازه که شرکت میخواست، در اولویت نبودند. برای من که به عنوان جونیور وارد شده بودم، قرار بود پس از یک هفته کارآموزی قرارداد و حقوقی حداقلی امضا شود؛ اما خیلی سریع زیر وعدههایشان زدند و تا دو ماه هیچ حقوقی پرداخت نشد. نکته دیگر این است که وعدهها و وعدههای آینده به عنوان ترفندی مدیریتی بارها و بارها تکرار میشد تا اینکه به طور غیر مستقیم فهمیدم قراردادی در کار نیست. با این وجود، حداقل حقوقی به موقع پرداخت میشد تا کارها رو به راه بیفتد، اما طی حدود یک سالی که اینجا کار میکردم هیچ قرارداد کتبی نداشتم. در بحث حقوق و مزایا، همانطور که گفته شد سفت بودن با گروه دوم وجود داشت: بیمه تا حد ممکن به موقع رد میشد تا برای شرکت مشکلی پیش نیاید، اما برای کاهش هزینهها، غالبا از حداقل حقوق وزارت کار استفاده میشد. افزایش حقوق سالیانه، عیدی و سنوات هم تقریبا به همین شکل بود. به طور مشخص، حتی پس از leaving company هم با برخی مسائل مواجه بودم و عیدی را پس از پیگیریهای مکرر در ده ماه و سنوات را در سه ماه دریافت کردم.
من موقعیت مکانی و محیط کار این شرکت را نسبتا مطلوب دیدم، ولی واقعیت این بود که برای رشد فردی باید بیشتر تلاش کرد. حقوق نسبت به شرکتهای مشابه پایینتر بود و سطح کاربری هم در حد متوسط بود (۶ از ۱۰)، بنابراین اگر دنبال پیشرفت هستید باید بیشتر خودتان دست به کار شوید و از همترازها یاد بگیرید، چون خیلی آنها به اندازه کافی به شما آموزش نمیدهند. شرکت برخی جشنهای مناسبتی و وعدههای صبحانه و ناهار را فراهم میکرد و از هزینه نهار تا حدود شصت درصد را پرداخت میکرد. همچنین سیستمی برای ثبت تسکها داشتند تا با استارت و استاپ کارها مشخص شود چه مقدار زمان صرف هر تسک شده است؛ این مورد برای برخیها ممکن است آزاردهنده یا دستپا گیر باشد. برای کسانی که به شرکتهای پایدار علاقه دارند و انتظار حقوق دقیقا سرموعد را دارند، اینجا ممکن است مناسب باشد؛ اما اگر رشد هم در نظر باشد، باید خودتان تلاش کنید چون چیزی بهطور غیراخلاقی در این زمینه به شما یاد داده نمیشود. یک نکته منفی که در تیم دیدم این بود که اکثر افراد با سمتهای مختلف سعی میکردند بگویند نیرو برای ما چندان هم مهم نیست و بهسرعت میتوانند جایگزینشان کنند؛ نمیدانم چرا چنین رویکردی وجود دارد، اما همین حرف را شنیدم.
در ابزارمارت جو سازمانی بسیار دوستانهای دارم و فضای کار بهگونهای است که دل تنگش میشود بعد از ترک؛ محیطی صمیمی که بهطور ناخودآگاه انگیزه میدهد تا رشد کنم. تنها نکتهی منفی اینجا این است که سطح حقوق نسبتا پایین است، مخصوصا برای کارهای پارهوقت دانشجویی و کارآموزی مناسب است.
رویایی که اول ورود به شرکت داشتیم خیلی زود تبدیل به تجربهای متفاوت شد. من هم مثل خیلیها وقتی وارد شدم، فکر میکردم با تیمی باحال و پروژههای جذاب روبرو میشم، اما مسیر کار خیلی زود تغییر کرد و هر روز پویاتر شدن کارها به معنای دقیق برنامهریزی مشخص نبود. در ابتدای راه همه چیز به نظر خوب میرسید، اما به تدریج پیامها عوض شد و مشخص شد که گاهی فقط در همان لحظه حال و هوای کار تغییر میکند و گاه تصمیمات به سلیقه مدیران بستگی دارد. پرداخت حقوق تا حدی منظم بود، اما احساس میشد که سیاستهای حقوق و مزایا تا حد زیادی به نظر شخصی مدیریت وابسته است و گاهی تفاوت زیادی با واقعیت دارد. انتظار میرفت که محصولات خارج از ایران فروخته شوند، اما سود و هزینهها به شکل قابل قبولی همسو نبود و خروجی کار اغلب صفر بود، گرچه به ما میگفتند اپلیکیشن آینده روشنی خواهد داشت. یکی از تجربیات ناخوشایند، اخراج ناگهانی بعضی همکاران بود که بدون اطلاع قبلی یا توضیح دقیق انجام میشد و هر کس برای رفتنش دلیلی متفاوت به ما میگفت. وقتی از دلایل حضور یا خروج افراد سوال میکردیم، با پاسخهای متفاوت و تفاوتهای فاحش روبهرو میشدیم. به دلیل حضور مدیران اصلی خارج از کشور، روزهای یکشنبه و تعطیلات داخلی با حضور ما تفاوت داشت و جو نسبت به قوانین کار سخت حساس بود. دوران کرونا نیز کنترلها به شدت افزایش یافت و برای مرخصی و اضافهکاری با موانع بیشتری روبهرو میشدیم. قوانین کار تا جایی که به نفع شرکت بود، اجرایی میشد و به منافع کارمند توجه کمتری داشت. حقوق برنامهنویسان iOS با یک الگوی مرحلهای ارائه میشد و در برخی شرایط با وجود وعده استخدام با دستمزد دورقمی، فشار اقتصادی زیادی احساس میشد. در کنار این، تبلیغات درباره استخدام با رقمهای بالاتر هم مطرح میشد که از دید تیم ناراحتکننده بود. در عین حال، محیط شرکت برای برخی از افراد خوشایند بود: امکانات غذا و خوراکی رایگان وجود داشت، همدلی بین همکاران بالا بود و حداقل بیمه کارمندی فراهم بود. همچنین برای تازهکارها محیط مناسبی به نظر میرسید و محل کار آرامی داشت. در نهایت نکات مثبت زیر به صورت روشن باقی میماند: - وعده غذای رایگان ناهار و خوراکیهای ساده - همدلی میان اعضای تیم - حداقل سطح بیمه کارمندی - محیط مناسب برای آغاز کار جدید - سکوت نسبی و آرامش فضای کار اگر تصمیم به کار گرفتن در این مجموعه دارید، برایتان آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم با درنظر گرفتن نکات مطرحشده، تجربهای بهتر رقم بخورد.
من تجربهای کاملا ناخوشایند از شرکت الی گشت دارم و میخواهم با صداقت توضیح بدهم. اوضاع اینجا به گونهای بود که بخش زیادی از همکاران پس از چند روز کار از شرکت جدا میشدند و حتی به دنبال ادامه کار نبودند، و برخلاف قولی که در مصاحبه شنیده بودم برای تسویهحساب هم به مشکل برخوردم و گفتند آزمایشی بوده و بر خلاف وعده اولیه، حقوق از همان روز اول به حساب نمیآید. اخلاق کارbare صفر بود و اضافهکاری به صورت اجباری در میآمد. پروژهها به صورت اسپاغتی و بدون امکان دیباگ پیش میرفتند و مدیریت پروژه هم بسیار ضعیف بود؛ در مواقع بروز مشکل هیچ کمکی از سمت مدیران دریافت نمیشد. حتی برای مصاحبه هم صرفا وقت ارزشمند شما را نمیخواهند بگذارند و بهتر است زمانتان را جای دیگری صرف کنید.
برایم آدانیک افزار تجربهای فراموشنشدنی بود، جایی که فضای کار با وجود روزهای سخت، به طرز غیرمنتظرهای احساس خانه بودن میداد. طبیعی است که رفتار مدیران با ایدههای تازه و خلاقیت برای من یکی از بزرگترین دلایل پیوستن به این تیم بود؛ آنها با باز بودن ذهن و پذیرش تغییر، فضای کار را پویا و بهروز نگه میداشتند. حضور مدیر منابع انسانی با آگاهی، همدلی و کارآمدی، نقش تسکیندهنده و انگیزهبخش بزرگی برای تیم بود و کنار هم بودن با او حس امنیت شغلی و اعتماد را تقویت میکرد. در کنار این، اولویت دادن به رضایت کارکنان و توجه به دغدغههایشان از دیگر ویژگیهای مثبت محیط آدانیک بود، که باعث شد از همان ابتدای حضور احساس کنم جایی برای رشد دارم. یکی از زمینههای قابل بهبود، کمبود دورههای آموزشی برای اعضای تیم در دپارتمان منابع انسانی است؛ با افزایش این آموزشها بهطور قطع تعاملات کاری، وفاداری شغلی و رضایت کارکنان بهبود بیشتری خواهد یافت. در کنار این، نبود ساختار سازمانی روشن برای همه اعضا و نبودن عناوین شغلی مشخص نیز بهعنوان نقطهای برای بازنگری مطرح است؛ با توجه به دیدگاه اولیه تکسطحی در آدانیک، بازنگری و بازتعریف این جنبهها میتواند به فرآیندهای کارآمدتر و مسیر حرفهای شفافتری منجر شود.
مدت زمان حضورم در مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی تجربهای بود پر از چالش و نکتههای یادگرفتنی. برخورد تیم مدیریتی اغلب با نگاه از بالا به پایین همراه بود و فضا خیلی خشک و سختگیرانه بود. حجم کار به شکل قابل توجهی بالا بود و این فشار حتی در تعطیلات آخر هفته هم احساس میشد. گاهی کارها غیرمرتبط با تخصص یا وظایف اصلی به من محول میشد. با وجود این، تنها نکته مثبت اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشد.
در این شرکت انتظار دریافت حقوقی ندارم و از این رو با ورود به آن ناامیدی را هم همراه میآورم. با وجود نکات مثبتی که وجود دارد، بیشترین بار من روی مسئلهای اقتصادی افتاده است که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. به گونهای که ممکن است پنج ماه سپری شود و حتی مبلغی مثل دو میلیون تومان هم به حسابم واریز نشود.
آزمایش تجربه من در گاج این بود که جو همکاران صمیمی و احترام متقابل زیادی وجود دارد. با این وجود یکی از جنبههای منفی کار نکردن اضافهکاری بود. از نظر فناوری، تیم از تکنولوژیهای بهروز استفاده میکند و من هم تجربه خوب و رضایتبخشی داشتم.
من در این شرکت تجربهای داشتم که بهتر است دیگران از آن درس بگیرند. مدیر شرکت فردی با مدرک دکتراست اما واقعا از حوزه نرمافزار و کسبوکار همسو با این زمینه بیاطلاع است. به قولهایی که میدهند هیچ اعتمادی نباید داشت چون به راحتی یادشان میرود. پروژهها هیچ نقشه راه مشخصی ندارند و ناگهان با تغییر جهتهای تجاری مواجه میشوید؛ هر بار باید بخشهایی از کار را که نوشتهاید پاک کنید و دوباره از نو شروع کنید. احترام به برنامهنویسها چندان پایدار نیست و این از شاخصهای بارز محیط کاری محسوب میشود. به خاطر ضعف مدیریت، فضایی از beneath the surface وجود دارد که توجیهات و چاپلوسی جای شایستگی و تواناییها را میگیرد. حقوق به دو بخش پرداخت میشود که بخش دومش بهنامه توافقی با شرکت بستگی دارد و ممکن است در هر زمان پرداخت نشود. حتی در قرارداد نیز حقوق پایه بهعنوان حقوق کار مشاغل وزارت کار ثبت میشود و بخش دوم هم گاهی بهصورت نقدی و به دلخواه شرکت واریز میشود؛ در مواردی شبیه پرداخت پنج تا شش میلیون تومان به شکل اسکناس کوچک میافتد. به لحاظ جالبی، شرکت با اینکه لطف میکند حقوق میدهد، گاه صحبت از این میکند که در زمان مقرر حقوق را پرداخت میکند یا از منابع شرکت برای پرداخت حقوق استفاده میکند. گاهی میبینی که بیست روز از کار گذشته و هیچ پرداختی انجام نشده و هیچ پاسخی از سوی مدیران نیست. جلسات بینتیجهای بهوفور برگزار میشود؛ همایشهای طولانی برای جمعکردن همه در اتاق وجود دارد اما از طرف دیگر انتظار میرود کارها بینقص و در موعد مقرر تحویل شود.
به عنوان نویسندهی پروژههای بکاند، من وقتی شرکت با سابقهای حدود بیست سال فعالیت رو در نظر میگیرم، کمتر با مشکلات مرسوم استارتاپی مواجه شده بودم؛ با این حال، به دلیل ماهیت پروژههای نرمافزاری، شرکت به نظر کهنه یا خاموش نمیآمد. اگر به مفاهیم بازار سرمایه علاقه دارید، این محیط میتواند محفلی مناسب برای یادگیری بیشتر باشد و تجربه و دانش تیم در این حوزه ملموس است. فضای کاری در شرکت دوستانه و صمیمی است و همکارها به سهولت با هم ارتباط برقرار میکنند. مدیران سطح بالا به سرپرستهای تیمها اعتماد دارند و دخالت مستقیم در جزئیات کارها معمولا زیاد دیده نمیشود. پرداختها منظم و به موقع انجام میشود و بخشی از دستمزد بر اساس عملکرد به صورت کارانه در دورههای سهماهه پرداخت میشود. قراردادها به صورت رسمی و تکبرگی منعقد میشوند و تحت پوشش بیمه تکمیلی هم هستند. در خصوص حضور فیزیکی کارکنان، زمان دقیق حضور اهمیت ندارد و ملاک اصلی، پیشرفت کار و ارائه سرویس مطابق با برنامهی از پیش طراحیشده است.
در شرکت ایران سایت بود که فهمیدم تحت فشار، تواناییهایم را بهتر میشناسم و رشد کردم؛ تجربهای که باعث شد به وجود انگیزهای دوباره برای بازگشت به این تیم احساس کنم. دوست دارم دوباره فرصت کار در این شرکت را داشته باشم.
وقتی به شرکت رفتم، در کنار یکی از اعضای تیم بودم و همهی ما از یک شرکت دیگر پابهپا شدیم، چون محل کار اصلی هنوز در حال تعمیر بود و به همین دلیل در آن شرکت مشغول به کار شدیم. مدیر ایجاب از ما میخواست کار را ظرف یک ماه به پایان برساند و هر روز از ساعت نه صبح تا نه شب در شرکت کار میکردیم تا حقوقمان عقب نیفتد. به ما وعده داده شده بود که شرکت بینالمللی خواهد شد و اگر کار را به موقع تحویل میدادیم، آیپد جایزه میگرفتیم. ما گفتیم فقط حقوقمان را بدهید و آیپد را نمیخواهیم. اما پس از چند روز اضافهکاری، همگی حقوقی دریافت نکردند و برای تمام بچهها به صورت ساعتی ده هزار تومان محاسبه شد، چه کسی سه میلیون بگیرد چه هشت میلیون. در زمان عقد قرارداد، شرکت از بچهها بین صد تا ششصد میلیون سفته میگرفت تا قرارداد شش ماهه از مهر تا پایان سال نهونود تنظیم شود. شرکت از ما میخواست زود کار را تحویل بدهیم و گفتند که برای این کار به نیروی اضافی نیاز دارند.رئیس شرکت به واحد منابع انسانی گفت فردا برای ما یک مینیبوس میآورد تا ما را اینجا پیاده کند؛ گویی میخواستند با کارگران به ساختمانی اعزام شوند. قرار بود ظرف یک ماه کار تمام شود اما پس از یک ماه و چهار روز هیچ خبری از هیچ نیرویی نبود و طرح اولیه کار از طرف شرکت به ما داده شد. فکر میکردم با ورود به دفتر جدید، شرایط بهتر میشود اما شرکت هزینههای زیادی برای مهمانیها و خرجهای غیرضروری صرف میکرد و ادعا میکرد که بهترین است. در نهایت اعضای تیم از شرکت جدا شدند تا من بهتنهایی بمانم و با توجه به شرایطم تصمیم گرفتم بمانم. حقوقها هر ماه دیرتر میرسید و واحد منابع انسانی از شرکت جدا شد و به دنبال کار خودش رفت. شرکت حقوق ما را نداد و به جای پرداخت حقوق، سیستمهای شرکت را برداشتند. مدیر فناوری اطلاعات هم اخراج شد و برنامهنویس بکاند ارشد و سایر اعضای تیم فرانتاند نیز به تدریج جدا شدند و با تیم جدیدی کار را آغاز کردند تا بهنام ایجاب ادامه دادند. تیم فنی واقعا خوب بود اما انگیزهاش تضعیف شد از بس این اتفاقات را دید. رئیس شرکت ادعای بهترین بودن داشت اما در عمل چنین نبود. او میگفت هر کاری را باید به بهترین شکل انجام بدهیم، اما خودش این کارها را انجام نمیداد. این فرد چند نفر محافظ هم داشت اما حقوق ما را نمیداد و میگفت ندارم. از اشتباهاتتان درس بگیرید نه اینکه با همان اشتباه دیوار کج را بالا بروید. یاد بگیرید لزوما بهترین بودن هدف نیست؛ فقط باید وظایفتان را بهخوبی انجام بدهید. نکتهای که واضح بود، مدیریت ضعیف باعث بدی شرایط برای تیمی شد که با دقت و زمان زیادی کار میکرد.
شرکت پارس پرداز سرآمد تجربهای نسبتا متفاوت در برابر کارهای قبلیم ارائه داد اما مدیریت مجموعه به شدت ضعف داشت و این موضوع میتونست تجربه کاریام رو تحت تأثیر قرار بده. اگر شانس بیارم احتمال اینکه حقوقم به موقع و بهدرستی واریز بشه وجود داشت، اما سایر مزایا برای کارمندان کم بود. به طور مداوم باید پاسخگوی تماسها در هر ساعتی از شبانهروز بودم و در قرارداد همواره حقوق پایه با توافق اولیه تفاوت داشت و به صورت عیدی و سنوات پرداخت میشد. همچنین اگه از مرخصی استفاده نمیکردم، به ازای اون پولی دریافت نمیکردم و لازم بود هر ماه وضعیت بیمه را در سامانه چک کنم تا مطمئن شوم ماههای گذشته تأیید شدهاند یا نه. توصیهام این است که اگر تجربه کاری کمی دارید، وارد این شرکت نشوید تا درس عبرتی برای جلوگیری از گرفتار شدن در چنین محیطی باشد.
سیزده دلیل برای اینکه شما نباید در این شرکت مشغول به کار بشین : 1-عدم احترام 2-برخورد نامناسب 3-توقع بیشتر از تایتل شغلی 4-عدم پرداخت به موقع حقوق 5-عدم انجام وعده های داده شده 6-محیط شلوغ و بی نظم 7-دخالت بی جای سایر بخش ها در کار بخش فنی 8-فضای مسموم حاصل از رفتار مدیریت 9-تایم کاری به نسبت زیاد 10-حقوق و مزایای کم 11-توهین و تحقیر از سوی مدیریت 12-عدم توجه به درخواست های بخش فنی 13-قوانین من در آوردی و عجیب
برای من هنوز که هنوز است توی کارنامهم جای خوشحالی داره که از اونجا بیرون اومدم. حقوقی که میدادن اصلا راضیکننده نبود و در طول مصاحبه هم به من نگفتن که پرداخت حقوق با تاخیر یا مشکل داره. مدیریت شرکت بهطرز آشکاری ضعیف بود و چنین سطحی از شرکتهای IT انتظار نمیرفت. نزدیک به یک سال از خروجم گذشته، اما هنوز با من تسویه نکردن.
در حال حاضر شرکت نرمافزار امن پرداز را به عنوان محیطی میبینم که از نظر من بسیار افتضاح رو به پایین بوده است؛ و توضیح واضحی که میتونم بدهم این است که روزگار گذشتهشان شاید خوب بوده، اما اکنون به شدت سقوط کرده و در بهترین حالت هم نمیارزد. اعتماد بین همکاران وجود ندارد؛ از آبدارخانه تا مدیران همه به نوعی با هم در رقابت و زیرآبزنی هستند. مدیران از توان فنی کارکنان بهشکل غیرعادی وحشت دارند و سعی میکنند کسانی که کار بلد هستند را به کار نگیرند یا آنها را پایین نگه دارند. به نیرویی که ده سال سابقه دارد هم اعتماد ندارند چه برسد به نیروهای تازهوارد. فناوریهای جدید جایی در این شرکت ندارد و با فناوریهای کهنه قدیمی پیش میروند، حتی دانش روز در اینجا دیده نمیشود. مزایا یا پاداش و تشویق معنا ندارد. پادگانی برای آب خوردن باید از بالا اجازه بگیری؛ اگر کارت بزنی و خارج شوی و دوباره برگردی، در حد پنج دقیقه اخراج میشوی. به قوانین خودشان پایبند نیستند و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود. هیچ مزایایی وجود ندارد و به نظر میرسد از کارفرمایی بهعنوان بردهداری یاد میشود. تنها ادعای دانشبنیان بودنشان هم به نظر من پوچ است. برای سیستمها هم باید با دعوا کنار بیایید؛ سیستمهایی که کارمندان به آنها وابستهاند افتضاحاند. اجازه کار با بستر دلخواه را نمیدهند و باید با همان فناوری کهنه ده سال پیش کار کرد. به برنامهنویس فقط یک رمز نمیدهند و از او میخواهند دو برنامه نصب کند و هر بار باید با ادمین سیستم تماس بگیرد تا رمز وارد شود. نکته جالب این است که همان سیستم بهطور مستقیم به اینترنت متصل است؛ یکی از عجایب است که هرکسی شاید فرصت دیدن آن را پیدا کند. جایگاه هرکس در شرکت مشخص نیست و همه فقط تلاش میکنند تا کار خودشان را ببرند و پیش ببرند تا مجموعهای که به آن تعلق دارند پیشرفت کند، نه با همافزایی و کار تیمی. به نظر من مدیریت شرکت باید از بالاترین سطح تا پایینترین سطح، حداقل با دو فناوری آشنا باشند تا وقتی با آنها صحبت میکنید، یاد کیوان در شبهای برره نیفتید. تعصب نسبت به فناوری را کنار بگذارند و به اعتماد به کارکنان و پذیرش دانش روز برخیزند. به جای عقب نگه داشتن افراد، آنها را به سمت پیشرفت هدایت کنند و در نهایت افراد مناسب را در جای مناسب به کار بگیرند؛ به جای تکیه صرف به توسعه وب، به نیازهای سیستممحور هم توجه کنند.
برای تازهکارها شرکت تحفه جای خوبی برای شروع به کار است، بهخصوص اگر در واحد برنامهریزی حضور داشته باشید و با مدیر با تجربه و تحصیلکرده روبهرو شوید. اما فضا و جو کلی شرکت چندان جالب نیست و مشکلات زیادی وجود دارد که ریشهش بیشتر به منابع انسانی سابق بازمیگردد. در کل اگر به واحد برنامهریزی ملحق شوید و سابقهی کاری چندانی نداشته باشید، حتما از تجربه و مطالب زیادی که یاد میگیرید راضی خواهید بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.