به نظر من اینجا معمولا تصور میشود که فقط آقایان فرصت استخدام میکنند و این سؤال ایجاد میشود که دلیلش چیست؟ بازار بورس و سرمایهگذاری، واقعا مختص آقایان نیست؛ بانوان هم در این حوزه فعالند، سرمایه میکنند و تخصص دارند. بنابراین چرا در فرایند جذب، برابر بودن فرصتها برای همه داوطلبان لحاظ نمیشود؟
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام تمام نکاتی که عنوان میکنم تجربه کاری و شخصی من در این مجموعه هست و از هجوگویی و اغراق پرهیز میکنم. نکته اول اینکه به طور قطع تمام نظرات مثبتی که مشاهده میشه و امتیاز بالا داده شده مستقیما توسط خود مدیر عامل شرکت (آقای م.ش) هست جهت تطهیر و بزک وجهه نامطلوب و فاسد مجموعه. نکته دوم اینکه اگه کارمند خانم باشید و مجرد و مضاف بر اون اگه خانواده تون در تهران نباشن، مدیر شرکت (با ذهنیت دختر شهرستانی بودن و بی کس و کار بودن) با ادعای علاقه و وعده خواستگاری و ازدواج سعی میکنه شمارو به یکی از خونه های خالی که در تهران برای سرمایه گذاری خریده هدایت کنه، البته جلسه اول خارج از شرکت و در یک کافه و مکان عمومی با هدف اعتمادسازی انجام میشه . نتیجاتا چه با پیشنهاد و تطمیع، چه با تهدید و زور سعی میکنه از خانم ها سواستفاده کنه. خلاصه که خانم ها خیلی مراقب باشین، لطفا. نکته سوم اینکه ایشون به اصطلاح آقازاده (حیف نون زاده) هست و تمام پروژه ها با رانت و فشار بر مدیران سایر شرکت ها گرفته میشه و اینو زمانی میفهمید که به عنوان کارشناس و پشتیبان سر پروژه ها رفته باشین. نکته چهارم اینکه پی سنوات و حق و حقوق پایان کارتون رو به تنتون بمالید و وارد این شرکت بشید. فعلا تا اینجا حوصله داشتم بگو، شاید در آینده بیشتر بگم
در حال حاضر تجربهای از کار در شرکت فناوری اطلاعات رجاء دارم که از نظر من خیلی منفی بود. طول میکشد تا استرس و فشارها اثرش را بگذارند روی حال و روز من و انگیزهام را به طور جدی کاهش داد. پرداختها به موقع نبود و گاهی به شکل غیر یکپارچه انجام میشد. بیمه هم مثل حقوق پایه بهطور دقیق ارائه نمیشد و گاهی تفاوتهایی وجود داشت که انتظارش را نداشتم. به شدت پیشنهاد میکنم هیچوقت برای آنجا درخواست ندهید، حتی اگر واقعا به کاری نیاز دارید. همچنین احضار سفته سفید امضا به صورت غیر قانونی بودن برداشت میشد که این موضوع هم مطرح شده بود. مدیریت شرکت به نظر من ضعيف بود و بخش زیادی از کامنتهای مثبت منتشرشده با واقعیت همسو نبودند؛ از طرف دیگر مشکلات مالی شخص مدیرعامل به پرداخت حقوق پرسنل جلب توجه میکرد.
مدتهاست در پارمیس مشغولم و تجربهام نسبتا مثبت بوده است. قطعا کار در برخی مواقع چالشبرانگیز است، اما در تیمی که با آن همکاری میکنم، یادگیری و پیگیری مسائل همواره وجود دارد. چیزی که برای من ارزشمند بوده این است که افراد با تجربه کنار نیروهای تازهکار مینشینند و فرصت یادگیری از پروژههای واقعی فراهم است. محیط کار مطلوب و مدرن، فضای کار شیک، فرهنگ سازمانی مناسب و حمایتکننده، عدم تعدیل در شرایط بحرانی، امکان دورکاری در دوران بحران، پرداخت حقوق سر وقت، و دورههای آموزشی توسعه فردی از جمله مزایایی است که پارمیس به چشم من میآید و برایم ارزشمند است.
برای من تپسل تجربهای بود که با مرور زمان سعی کردم دید بهتری ازش بگیرم و حالا با صراحت بیشتری بازگو میکنم. در مجموع کار خوب بود، اما به دلیل مدیریت نامناسب در برخی مواقع و اینکه صدای کارکنان به خوبی شنیده نمیشد، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر بدهم. فضای کار پر از حواشی ناخواسته و روابط نامناسب بود که در نهایت به شکلگیری رفتارهایی منجر شد که انصافا جای تأسف دارد. یکی از همکاران، با رفتارهای باورنکردنی و آوردن موارد شرمآور برای پیشبرد خودش و کنار زدن سایرین، به وجود آمد. این حالت شاید تنها نمونهای از مشکلات بود و احتمالا بدترین آنها هم محسوب میشد. نتیجه این برخوردها این بود که جایگاه او بهدرستی تثبیت شد و به همکاران دیگر آسیب زد.
من در شعبه توانیر کار میکردم و فضای کار بسیار دوستانه و حمایتی بود؛ ارتباط همکاران عالی بود و همگی برای کمک به همدیگه تلاش میکردن. به دلیل غیرحضوری شدن تحصیل در دانشگاه، نتونستم اونجا بمونم و مجبور شدم خوابگاه رو تحویل بدم و به تهران برگردم، اما با مسئول استخدام شرکت صحبت کردم و گفتن در صورتی که فرصت استخدامی وجود داشته باشه، میتونم دوباره به کار برگردم. امیدوارم دانشگاهها از مهر حضوری بشن تا بتونم دوباره به تهران بیام و به کارم ادامه بدم.
مدت کوتاهی در این شرکت کار کردم و میخواهم تجربهام را اینطور توصیف کنم: در کل محیط کار نسبتا دوستانه و آرامی داشت و برای گرفتن اولین تجربه کاری گزینه مناسبی بود. فرصت یادگیری بهخوبی فراهم بود و میشد مهارتهای پایه را تقویت کرد. با این حال بعضی از همکاران رفتارهای حاشیهدار و پرتنش داشتند که لازم بود با احتیاط در روابط کاری برخورد کنم و از ورود به حاشیهها پرهیز کنم. به طور کلی برای یک تا دو سال اول تجربه و آشنایی با حوزه کار مناسب بود، اما برای پیشرفت حرفهای بلندمدت شاید گزینههای دیگری بتواند مسیر بهتری ارائه بدهد.
در یک فضای آشفته از نظر ارتقای شغلی مواجه بودم؛ به نظر من سازوکار روشن و عادلانهای برای پیشرفت وجود ندارد و مسیر ارتقا برای برخی همکاران به سلیقه مدیران داده میشود. از طرفی، معاون گروه بیشتر به منافع خودش توجه دارد و به نظر میرسد از همکارانش چندان اهمیت نمیدهد. حقوقها از شرکتهای رقیب پایینتر است و نکته مثبتی که میتوان اشاره کرد این است که روابط میان همکاران با هم خوب است و پرداخت حقوق به موقع انجام میشود.
بر خلاف تصورم، از دید من سروشان با حجم مشتریان بزرگ و معتبر روبهرو بود و این موضوع به فشار زیادی روی تیم پشتیبانی منجر میشد. به نظرم نیروهای عملیاتی با این سطح از کار همخوانی نداشتند و به همین دلیل کار ما دچار فشار مداوم بود. پرداخت حقوق همواره به صورت چندمرحلهای انجام میشد و تسویهها غالبا کار زمانبری داشتند. مدیریت به رضایت مشتری اهمیت میداد، اما احساس میکردم رفاه و فشاری که روی تیم وجود داشت، گاهی به اندازه رضایت مشتری در اولویت نبود.
من در شرکت ارم نوش (آکوافینا) تجربهای کارگاهی به عنوان کارگر تولید دارم. اوایل با وجود مدیرانی که جدی بودن کار زیاد به چشم نمیآمد و جو حاکم، من در محیطی کار میکردم که پرسنل افغان بدون مدرک، جایگزین پرسنل ایرانی میشدند و حقوقهای کمتری پرداخت میشد. عیدی با تاخیر در پایان سال به من داده میشد و فشار کاری زیادی بود؛ هر کس باید صبح زودتر بیدار میافتاد تا کار را شروع کند و نظارت از حراست تا نگهبانی و بازرسی کیف پرسنل هم وجود داشت. مرخصیها به دلیل نبود سرویس مناسب سخت بود و اگر مشکلی پیش میآمد یا تعطیل میشد، مرخصی آن روز از کم میشد. اضافهکاری و کار جمعه اصولا وجود نداشت و گاهی با تاخیرهایی روبهرو بودم. در زمان استخدام، از ارائه شناسنامه یا سفته صحبت میشد و اگر به هر دلیلی شناسنامه خواسته میشد، دو تا شناسنامه میگرفتند تا شناسنامه خودت را بدهی. ادعا میکردند جای پارکینگ وجود دارد اما دروغ بود و ماشینها بارها توسط پلیس جریمه میشدند. غذای شرکت نیز شامل تخممرغ و سیبزمینی بود و وعدههای دیگر مانند پوره سیبزمینی، فلافل بندری و ماکارونی نیز در فهرست بود؛ اما مزایایی در کار نبود و آذوقه وقتی استخدام میکردند، دروغ بود. تنها چیزی که میدانم این است که در مجموعهای از مدیران و پرسنل با رفتارهای نامتعادل و تجهیزات کهنه روبهرو بودم.
در این شرکت احساس کردم جایگاه من ارزشمند است و میشد به پیشرفت فردی و تیمی دست یافت. اولویت اصلی تیم، پیادهسازی دقیق فرآیندها و حفظ منطق کار بود، هرچند گاهی به دلیل فشار زمان، برخی تصمیمها با تأخیر انجام میشد. محیط کار تا حدودی فشرده بود اما همافزایی بالای تیم، من را به سمت بهبود مستمر تشویق میکرد. درک من از نحوه ارتباط با سایر واحدها و مدیریت پروژه تا حدی روشن بود، هرچند گاه نبود راهکارهای مشخص برای برخی مسائل، چالشهایی ایجاد میکرد. با وجود این، فرصتهای یادگیری خوبی وجود داشت و میتوانستم مهارتهای فنیام را بهطور عملی تقویت کنم. بهرهگیری از ابزارهای داخلی برای پیگیری کارها به نسبت مطلوب بود، اما مستندسازی بهتر برای جلوگیری از سردرگمی تیمی نیاز احساس میشد. در کل احساس میکردم تواناییهایم با کارکرد گروهی همسو میشود و میتوانستم در زمینههای فنی و حرفهای به رشد ادامه دهم.
در نگاه من، آگهیهای پرزرق و برق این شرکت فقط فریب پولی است که به جیب میزنند و من با دیدن این تبلیغات به شرکت مراجعه کردم. در واقع با تیم جوان و کمتجربهای روبهرو شدم که کار بهجای ارائه آموزش مناسب، با فشار برای استفاده از دستگاه کارتخوان جلوی روی من انجام میشد و پس از این جلسهها، آموزش ابتدایی حسابداری هم با قیمت بالا به من پیشنهاد شد. بعد از مدتها پیگیری و صبر، نهایتا خودم از نتیجه ناراضی شدم و فهمیدم که اینجا معمولا هدفشان گرفتن پول است و تجربهای که به دست میآید ارزشش را ندارد.
من اوایل سال ۱۴۰۴ وارد هاست ایران شدم و با نگاهم به حرفها و نظراتی که شنیده بودم، با ترس و تردید کار رو شروع کردم؛ اما بهخاطر نیاز شدید به کار، تصمیم گرفتم ادامه بدم. در گذشته به نظر میرسید که شخصی بهعنوان مسئول همهکاریها اینجا حضور داشته و همگان ازش ناراضی بودن؛ شرکت هم در مقطعهایی با چالشهای جدی روبهرو بود و تعدیلات زیادی انجام داده بود. در این مدت که من حضور دارم احساس میکنم مشکلات قدیمی به سمت حل شدن رفته و آن فردی که قبلا مسئولیتها رو به عهده داشت، اینجا حضور نداره. تجربه کاری من تا اینجا مثبت بوده هرچند کارها زیاد است چون تعداد همکاران کم است، اما جو شرکت نسبتا خوب است و همکاران باهم در هماهنگی هستند و فضای دوستانهای حکمفرماست. حقوقها بهموقع پرداخت میشود و پکیج حقوقی شرکت، آپشنهای متنوعی دارد. امیدوارم اوضاع به همان صورت فعلی پایدار بماند. فعلا از کار راضی هستم.
در این مجموعه آموزشی هیچ چیز خاصی به من یاد داده نشد و بهانههای استخدام بارها و بارها از من وجه میگیرند. چهار منشی زن با رفتاری نامناسب سریعا با نافرمانی افراد را اخراج میکنند و با هزار بهانه و توجیه توضیح میدهند؛ در نهایت هم هیچکس استخدام نمیشود. به گفته من، به این نوع مراکز اعتماد نکنید.
در مدت کمی بیش از یک سال با دفراز همکار بودم و از این تجربه رضایت داشتم، فضایی صمیمی و پراحترام داشت که همکاران تحصیلکردهای در آن حضور داشتند. شرکت مشتریان بزرگ متعددی داشت و حقوقها تقریبا بهموقع پرداخت میشد. با این حال تصمیم گرفتم برای سال ۱۴۰۵ درصد افزایش حقوقی بالاتر از پیشنهاد شرکت دریافت کنم، اما به توافق نرسیدیم و از مجموعه جدا شدم. با وجود این، دوره کاریم تجربه ارزشمندی بود و برای پیشبرد مسیر حرفهایشان آرزوی موفقیت دارم.
با وجود اینکه همکاری با سروشان یکی از بهترین تجربههایم بود، فضای کاری اینجا با نظم بالا و جو دوستانهای که حاکم است، واقعا پر انرژی است. مدیران با احساس مسئولیت و پیگیری بالا همواره پشت تیم هستند و این موضوع کار را برای من و همکاران لذتبخش میکند. شرایط کاری خوب و حمایتهای مستمر گروه، فضایی حرفهای ایجاد کرده که آن را به دوستانههای حرفهای توصیه میکنم.
من چند سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و تغییر نگاه به شرکتهای بزرگ را میدانم، اما تصمیم با شماست که بخواهید بیایید یا نه. اگر دوست دارید در شرکتی کار کنید که ادعا میکند برای نهادهای بالا دستی پولشویی میکند، بنظرم داتین یکی از بهترین گزینهها برای این کار در ایران است، به جز ویپاد، هیچ پروژهای به نتیجه نمیرسد، اما حقوقتان به موقع پرداخت میشود. این مجموعه پر از مدیران ناکارآمد است که تنها میخواهند نقصهای خودشان را اینجا جبران کنند. پس از هک شدن سپه و پاسارگاد، بسیاری از شرکتها رابطهشان را با اینجا قطع کردند و در نتیجه داتین دیگر نتوانست به خوبی با شرایط کنار بیاید و مشکلات مالی کمکم ظاهر شد. از نظر فنی هم سطح کار شرکت پایین است، اکثر نیروهای فنی که به حد خوب میرسند اینجا را ترک میکنند. نکتهای هم که برای جاواکارها بگویم اینکه اینجا خیلی از فریمورکهای رایج را استفاده نمیکنند؛ با سپرینگ و هایبرنیت خداحافظی کنید و مطمئن باشید بعد از داتین اگر بخواهید به جایی بروید، باید دوباره زمان بگذارید تا دوباره روی این فریمورکها کار کنید.
تعداد اگهی های این شرکت خودش به تنهایی نشون دهنده میزان خروج نیرو هست. طبیعتا هیچکس دلش نمیخواد مدام محل کارشو عوض کنه اما هرکسی که در این شرکته عاقبتش فراره، شرکتی که عمر حضور قدیمی ترین نیروش به دو سال نرسه نشون میده که محیط کارغیر قابل تحمله، بی اغراق کاراشاب یکی از بدترین تجربه های کاری من بود. امیدوارم مدیران فکری به حال وضعیتش کنن هرچند بعید میدونم....
دوست دارم transparent بگم که ورود افراد بدون توانمندی تنها به دلیل ارتباطات به سازمان، نه تنها کار حرفهای را پایین میآورد بلکه انسانیت را هم در محیط کار نابود میکند. در تجربه من به عنوان مدیر سرمایه انسانی، وقتی مدیرعامل در کوچکترین کارکردها هم دخالت میکند و اجازه میدهد مشکلات ساختاری رشد کنند، نشان میدهد که مهارت مدیریتی کافی وجود ندارد، حتی اگر فرد هم استاد دانشگاه باشد. مجموعه حراست و حضور گسترده و نظرهای متعدد در این حوزه همواره دیده میشود؛ اما با وجود این ظرفیتها، سؤال این است که بازرسی بانک چرا ورود نمیکند؟ وقتی یک نفر فکر میکند از همه رشتهها سر در میآورد، واقعا به این نتیجه میرسی که هیچچیز را به درستی نمیداند و همدستش هم در کار است.
شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان (تاتا) را برایم فرصت تجربهای در نقش Dev به وجود آورد، اما متن تجربهای که میگوید درباره چه کاری انجام دادهام اصلا ملموس نیست و بیشتر به نمونهی متنی ساختگی شباهت دارد. به عبارت دیگر، محتوای ارائهشده پر از توضیحات عمومی و بدون جزئیات واقعی است و هیچ اشارهای به وظایف مشخص یا دستاوردهای من ندارد. با این حال، از نگاه یک داوطلب یا کارمند، احساس میکنم برای درک بهتر محیط کار و نحوهی کار در تیم، به دنبال توضیحی روشنتر از پروژههای عملی و نقشهای اجرایی هستم. در این تجربه هیچ جزئیات قابلاطمینانی درباره مسئولیتها یا پروژههای واقعی وجود ندارد، فقط ادعایی کلی دربارهی تاریخچه و گسترش نوع متنهای نمایشی در صنعت چاپ و نشر. به عنوان کسی که این شرکت را تجربه کرده، ترجیح میدهم با توضیحی واقعیتر و دقیقتر از کارهای روزانه و چالشهای فنی مواجه شوم تا بتوانم ارزیابی صادقانهای پیشنهاد کنم. با وجود ضعفهای متن، نکتهای که احساس میکنم برجسته است، تمایل به استفاده از ابزارهای نشر دیجیتال و مدیریت محتواست، اما بدون voorbeelden یا اندازهگیریهای مشخص.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.