وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵٬۶۱۵ تجربه منتشرشده – صفحه ۳۱ از ۲۸۱
آپادانا تابناک سیستم (آپتاسیس)
خدمات درمانی، پزشکی و سلامتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در آپادانا تابناک سیستم (آپتاسیس)

من با دید منفی و نگرانی به این شرکت نگاه می‌کنم؛ مدیری که فساد اخلاقی و مشکلات اخلاقی جدی دارد را به هیچ عنوان توصیه نمی‌کنم و از حضور در چنین فضایی خودداری کنید. فضای کار از نظر حرفه‌ای بودن در سطح پایینی است و حقوق به تناسب کار کم است، نه پاداشی وجود دارد و نه حمایتی محسوس از جانب مدیریت دیده می‌شود. هر کاری که انجام بدهی، انگار فقط وظیفه‌ای توخالی است و وعده‌های زیادی داده می‌شود اما به عمل تبدیل نمی‌شود. امنیت شغلی هم در حد صفر است و ممکن است به‌یکباره بگویند باید کار را ترک کنی. به طور کلی، تجربه کار در اینجا حس ناامنی و بی‌اعتمادی به آینده شغلی را القا می‌کند و توصیه می‌کنم از حضور در چنین محیطی پرهیز کنید.

گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما
مالی و اعتباریتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
کارشناس

به نظرم اگر توقع دارید با احترام به شخصیت و روانی خودتون کار کنید، اینجا گزینه مناسبی نیست؛ فضای کار به صورت عجولانه و با فشار زیاد پیش می‌رفت و مدیر پروژه‌ها حاضر نبودن هیچ رفتاری رو ندیدن، از طرف گروهی که به راحتی با افراد برخورد می‌کردن و حتی از مدیر عامل تعجب می‌کردن در رفتاری که به چشم می‌خورد، به کار می‌افتاد. تجربه‌ی خیلی ناخوشایندی بود؛ هر چند که گفته می‌شد کار شما عقب است و اضافه‌کاری هم ارائه نمی‌شد، امنیت شغلی هم به حدی نبود که بشه راجع بهش حرف زد.

دارالترجمه الف
رسانه و انتشاراتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
کارمند دارالترجمه اودیسه (شیراز شمالی پاپلی)

وقتی به تجربه‌ام از کار در دارالترجمه اودیسه فکر می‌کنم، بیشتر از هر چیزی ساختار کار و مدیریت را در ذهنم مجسم می‌کند. مدیریتی که در این مجموعه حکم می‌کرد که فقط به چند نیاز سطحی روزانه پاسخ داده شود و از دیدگاه استراتژیک یا انسانی خبری نبود. در شیوه‌ی اداره، گویی می‌خواستیم ساختمانی روی زمین باتلاقی بنا کنیم؛ توجه‌ی اصلی مسئولان روی مسائل جزئی و محدود بود و برخی تصمیمات به اندازه‌ی یک بطری آب معدنی یا یک دستمال کاغذی کم‌مصرفی هم چشم‌پوشی نمی‌شد. در حالی که برای تحویل پروژه‌های حساس و با ضرب‌الاجل‌های همان قدر فشرده تلاش می‌کردیم، اتاق مدیریت پر از بحث‌های بی‌مایه بود و نشان می‌داد که نگاه صاحب‌کار بهبود خدمات یا رشد تیمی نیست، بلکه فقط واکنش لحظه‌ای به وضعیت امروز را می‌دید. بزرگ‌ترین مشکلی که تجربه کردم، بی‌عدالتی نظام‌مند بود. حقوق‌ها نه تنها ناچیز بودند، بلکه با تاخیرهای طولانی و بهانه‌های بی‌اساس پرداخت می‌شدند. برای ما که زندگی‌مان به این درآمدها وابسته بود، شنیدن توضیحات مدیر در حالی که خودش از بهترین رستوران‌ها سفارش می‌داد، نمکی بر زخم‌ها بود. بیمه‌ها هم وضعیتی مشابه داشتند؛ رد شدن ناقص و غیرمنظمی حق بیمه نشان می‌داد که مدیران حتی برای حق‌های پایه‌ی پرسنل هم ارزشی قائل نیستند. فضای کار از آزار و دشنام هم خالی نبود؛ فشارهای بی‌دلیل و برخوردهای تحقیرآمیز بخشی از ابزارهای مدیریتی او شده بود تا قدرتش را به رخ بکشد. در حالی که سودهای حاصل از استثمار نیروها را می‌دید، محیط کار تبدیل به زندانی فکری شده بود که در آن رشد و همکاری معنایی نداشت. این تجربه برایم درسی بزرگ بود: تفاوت بین صاحب‌کاری و مدیریت واقعی را بهتر فهمیدم. حالا که به آن روزها نگاه می‌کنم خوشحالم که از فضای مسموم فاصله گرفتم، اما برای همکاران بسیارانی که هنوز در چنبره‌ی این شیوه‌ی مدیریت کوته‌فکر گرفتارند، احساس تأسف دارم.

فینوتک پارس
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
…

در حال حاضر شرکت فینوتک پارس بود که تجربه‌ام را به اشتراک می‌گذارم. مدیرعامل به‌تازگی از جایگاه قبلی خودش کنار رفت و ساختار شرکت به‌هم ریخت؛ از مدیران و معاون‌ها هم که هر کدام قصه‌ای دارند. از معاون فروش و مدیر فروش تا مدیران مالی، همگی داستانی جداگانه دارند. دو مدیر مالی اخیر واقعا تفاوت‌های عجیبی داشتند؛ یکی با نام پ و دیگری با نام م. این آخری تازه نفری آورده بود با عنوان کارشناس ارشد و سرپرست. به‌نظر می‌رسید پیشرفت‌ها یک‌شبه رقم می‌خورد و هر کار از واحد ما به او ارجاع می‌شد، پاسخ می‌داد که به او ارتباطی ندارد یا با او نیست. صدای بلندش و لحن گفتارش طوری بود که واقعا مشخص نبود از کجا آمده است. جالب است که همان حرف‌های قدیمی درباره مشکلات اخلاقی که پیش از این در واحد محصول وجود داشت، اکنون دقیقا بین مدیر و کارشناس ارشد مالی تکرار می‌شد. واقعا جای تأسف است. فینوتک شرکت خوبیه و می‌تواند دوباره همین‌طور باشد؛ فقط باید به این افراد دقت کنند. ما رفتیم و امیدوارم مدیرعامل جدید واقعا اقدامی انجام بدهد: هم جلوی این رفتارها را بگیرد و هم به‌جای قطع مزایا، مسایل اصلی را حل کند.

سروشان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۱۰ خرداد ۱۴۰۵
۳٫۰
پشتیبانی

به‌عنوان کارمند شاغل در این شرکت، محیط کار بیشتر شبیه یک شبکه پارتی‌محور دانشگاهی بود تا یک سازمان حرفه‌ای. پشتیبانی را تجربه کردم که رفتار مدیرانش تنها بر پایه روابط و استفاده از منابع انسانی کمبود دارد؛ حقوق به‌طور منظم پرداخت نمی‌شد و فضای کاری به شدت ناسالم بود. مدیرها به‌جای توجه به کار و عملکرد، بیشتر به رفتارهای غیر حرفه‌ای مانند پیشنهاد دادن به کارمندان برای انگیزه‌های شخصی متکی بودند. جو شرکت به گونه‌ای بود که هیچ‌یک از مسائل حرفه‌ای جدی نمی‌شد و نیروها برای ادامه کار مجبور بودند فقط جان بکنند. وقتی تصمیم به ترک می‌گرفتم، چند ماه طول می‌کشید تا بتوانم حق و حقوق خود را از آنها پس بگیرم و با مشکلات مالی روبه‌رو می‌شدم.

آمارگران تفکر ایده‌آل
سرمایه گذاری و تحلیل کسب وکارتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۹ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در آمارگران تفکر ایده‌آل

در این شرکت هنوز فعالیتی دیده نمی‌شود یا به نظر می‌رسد در وضعیت نامشخصی باشد؛ اما همانطور که از تجربه داده‌شده فهمیده‌ام، با وجود حرف‌های منفی زیادی که درباره تیم و کارشان بیان می‌شود، من ترجیح می‌دهم با بیانی آرام و بی‌طرف توضیح دهم که وضع کار و حقوق در اینجا تا کنون به هیچ‌وجه برای من رضایت‌بخش نبوده است. به نظر می‌رسید که اختلاف‌نظرها و ناآرامی‌های داخلی بر کل تجربه تأثیر منفی می‌گذارد و این موضوع باعث تزلزل در اعتماد به آینده شغلی می‌شود. از دید من، ارزش زمان و اعصاب برای نمونه‌های مشابه باید بیش از این‌ها حفظ شود و حقوقی که وعده می‌شود در عمل به دست نیامده یا ماندگار نیست.

آمارگران تفکر ایده‌آل
سرمایه گذاری و تحلیل کسب وکارتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۹ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در آمارگران تفکر ایده‌آل

من از این شرکت تجربه‌ای منفی دارم که فکر می‌کنم هنوز هم وضعیتی مشابه دارد یا نه، اما به هر حال با قاطعیت می‌گویم که مشکلات زیادی در آن وجود دارد. پشت سر شرکت حسابی ناله و تنفر است و خودشون هم در درک نکردن وضعیت گرفتار شدند؛ به‌نظر من نتیجه‌ای جز بی‌اعتمادی و بی‌انگیزگی ندارد. به هیچ وجه توصیه نمی‌کنم زمانی را صرف این سازمان کنید، حتی یک ساعت هم ارزشش را ندارد. حقوق در این مجموعه برای هیچ‌کس به‌جا نمی‌ماند و برکت چندانی هم احساس نمی‌شود؛ و دلیل این وضعیت را از دید من مدیران شرکت بهتر از هرکس دیگری می‌دانند.

مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات آرمان
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۹ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
مدیر فروش

من به عنوان مشتری این مجموعه با تجربه‌ای ناامیدکننده روبه‌رو شدم و اکنون در حال پیگیری قضایا از طریق مراجع مربوطه هستم. شیوه‌های جدیدی از کلاهبرداری وجود دارد که این مجموعه و مدیرانش به آن‌ می‌پردازند و من با ادعاهای فراوانی مواجه شده‌ام. هنوز نمی‌توانم جزئیات بیشتری ارائه کنم، اما با اطمینان می‌گویم که احساس بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به این شرکت دارم و در حال پیگیری قانونی ماجرا هستم.

آکاف
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۸ خرداد ۱۴۰۵
۵٫۰
برنامه نویس بک اند

به‌عنوان برنامه‌نویس بک‌اند، در تیم استانبول فعالیت داشتم و معمولا ارتباط چندانی با تیم ایران نداشتیم. یکی از اصلی‌ترین چالش‌های آکاف برای من این بود که همه داکیومنت‌ها و اپلیکیشن‌ها ابتدا به انگلیسی نوشته می‌شدند و پس از ترجمه، نسخه فارسی نهایی تحویل می‌شد. دلیل این مسیر این بود که بخشی از پروژه‌ها توسط توسعه‌دهنده‌های غیرایرانی انجام می‌شدند. به نظرم این روند تا حدی سرعت پیشرفت پروژه‌ها را کاهش می‌داد، اما در مجموع تجربه خوبی بود.

داده پردازی رسپینا
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۷ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در داده پردازی رسپینا

به خاطر اصرار بر این که اشتباه کرده‌ام، وقتی به رسپینا پیوستم با وجود همه تجربه‌های منفی که پیش از آن شنیده بودم، باز هم تصمیم گرفتم کار کنم. چیزی که بیش از همه آزارم داد، نبود احترام به نیروها بود؛ محیط کار پر از شلوغی و بی‌نظمی بود و مدیران به‌خوبی از عهده وظایف خود برنمی‌آمدند. منابع انسانی هم با صدای دروغ‌پراکنی همراه بود و هر ویژگی منفی دیگری در اینجا به چشم می‌خورد. وقت و انرژی‌ای که صرف کردم واقعا هدر رفت و این تجربه یکی از بدترین کارهای من بود.

فن آوران انیاک رایانه
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۶ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
تجربه کاری در فن آوران انیاک رایانه

می‌خواهم بگویم که فرصت‌های پیشرفت در آنجا چندان فراهم نیست و جای کار دقیقا بسته است. گروه قدیمی تحت رهبری فردی است که از نظر من سطح تحصیل و تجربه‌ی لازم را ندارد، هرچند دلیل ماندگاری و پایداری مسیر را خوب می‌داند. مدیری که از او بالاتر نگاه می‌کند، به عنوان رقیبی با سابقه‌تر دیده می‌شود و رفتار و سابقه‌اش برای همه روشن است. اگر قصد شروع کار دارید، توصیه می‌کنم به آنجا بروید، اما فرد با سابقه‌ی همانجا اصلا نباید به کار دعوت شود. به تیم قدیمی هم باید با احتیاط نگاه کنید چون مالک اصلی تا حالا شرکت را بارها فروخته و با قیمت پایین دوباره آن را خریده و تخریب کرده است.

(توسن (شرکت توسعه سامانه‌های نرم افزاری نگین
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۶ خرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
کارشناس

مشکلاتی که توسن (گاندی) داره صادقانه اینجا مینویسم: 1- طبقات معمولا پر سر و صدا هستن, افرادی لات با ادبیات زننده و چاله میدونی و با استفاده از الفاظ رکیک همش مزاحم دیگران میشن و حسابی شرایط بدی هستش و مدیران هم انگار خواب تشریف دارن؟؟؟ (مخصوصا طبقه سوم) 2- کیفیت سخت افزار, میز و صندلی فاجعه و همگی خراب هستن. اصلا برای شما دوزار ارزش قایل نیستن که تجهیزات نو بهت بدن! 3- ده ها نفر رو کنار هم ردیف کردن و میزها بهم چسبیده هستن. هیچ پرایویسی نداری و باید دماغ به دماغ همکارت بشینی... 4- شرکت از نظر فنی هیچ برنامه و الگویی نداره و پروژه ها هم بصورت هیئتی مدیریت میشن. امکان برگشت کارها و زمانبندی مسخره وجود داره. 5- شاید چند ماه یا چند سال تو شرکت باشی ولی هیچ ارزشی برای توانمندیهای فنی شما قایل نیستن! اینهایی که نوشتم واقعا مشکلات اساسی توسن هستن که اگر رفع نشه این خروج نیرویی که شرکت داره همیشه هست و بیشتر هم خواهد شد. بنظر من منابع انسانی باید ورود کنه و افراد سمی رو تو شرکت تنبیه کنن تا جو آرام مجدد به شرکت برگرده!!!

کولر هوایی آبان
تولید و صنایعتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۵ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
کارشناس

شرکت کولر هوایی آبان برای من تجربه‌ای پر از تاخیر حقوق و بی‌ثباتی بود. امروز که ششم خرداد است، فقط نیمی از حقوق اسفند سال قبل را پرداخت کرده‌اند و این تاخیر با وجود اینکه قرارداد شفافی هم وجود ندارد، ادامه دارد. هرگز شاهد تعهد مالی روشن یا هدفمند نبودن پیگیری‌ها نبودم. با وجود منافع مادی مشخص برای تیم مدیریتی، کارکنان همواره با مشکلاتی مثل تأخیرهای طولانی دست و پنجه نرم می‌کردند و در نتیجه از وضعیت پرداخت حقوق ناراضی بودند. به نظر می‌رسد تصمیمات مالی با سودآوری بالا برای برخی اتخاذ می‌شود، اما حقوق کارگران به درستی پرداخت نمی‌شود و این منافع شخصی به بهای کارکنان تمام می‌شود. از کسانی که از هر فرصتی برای تضییع حقوق دیگران استفاده می‌کنند برخور می‌کنم. جو غالب در محیط کار نسبت به کار کردن رضایت‌بخش نیست و هیچ‌کس از همکاران احساس خوشبختی یا افزایش حقوق را گزارش نمی‌کند؛ همه تنها با ناله و نفرین پیش می‌روند و به همین دلیل کار آنها اغلب به نتیجه نمی‌رسد.

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۵ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
یه دلسوز

اگر بازی مافیا را دوست دارید، راهبرد هوشمند شهر یکی از جدی‌ترین میدانوها برای تمرین به نظر می‌رسد؛ نه از آن مافیاهای آخرشب و خنده و خداحافظی، بلکه بازی‌ای که وسط ساعات کاری جریان دارد. نقش‌ها مشخص‌اند و دست هیچ‌کس روی کاغذ نیست؛ اما خبرها به طور روشن برای بعضی‌ها پیداست و از قبل می‌دانند چه کسی باید حذف شود. در این مجموعه، شهروندان به‌ظاهر با صداقت حرف می‌زنند، اما روایت‌ها در جای دیگری ساخته می‌شود. مدیری که فکر می‌کند اگر خوب کار کند و ایده بدهد و مسئله را محترمانه مطرح کند، بالاخره دیده می‌شود، به مرور درمی‌یابد که مسئله فقط کار نیست؛ اینکه در کدام حلقه، چه کسی پشت سرت ایستاده و چه کسی روایتت را می‌سازد و چه کسی قبل از شنیده شدن حرفت، معنای آن را تغییر می‌دهد. از بیرون، شرکت به‌نظر یک بنگاه رسمی و بانکی است با عنوان‌های شیک، پروژه‌های مهم و واژه‌های مرتب سازمانی، اما وقتی کمی دقیق‌تر نگاه کنی، می‌فهمی کنار این ساختار رسمی، ساختاری واقعی‌تر هم وجود دارد؛ ساختاری که در چارت رسمی دیده نمی‌شود اما روی آدم‌ها، فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها تأثیر می‌گذارد. شهر روی کاغذ ساده می‌نماید؛ مدیرعامل، معاونت‌ها، منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم، مسیر اداری و غیره هستند. اما روزمرگی چیزی دیگری نشان می‌دهد: تصمیم‌ها گاهی از مسیر رسمی می‌آیند، اما وقتی ردشان را دنبال کنی، به روابط و رفاقت‌ها و کانال‌های قدیمی و آدم‌های منتخب و روایت‌های پشت‌صحنه منتهی می‌شوی. در چنین فضایی نقش‌ها به موازات مافیا شبیه‌اند: - شهروندانی که واقعا کار می‌کنند اما قدرت روایت ندارند. - کسانی که همواره به مرکز قدرت نزدیک‌اند و از هر رأی‌گیری جان سالم به در می‌برند. - کسانی که نه تنها حرف می‌زنند بلکه معنای آن را نیز جا به جا می‌کنند. - منابع انسانی با ظاهری بی‌طرف، اما در عمل گاه چنین احساسی منتقل نمی‌شود. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند اما به اقدام منجر نمی‌شود. - و افرادی که ظاهرا نقش فنی دارند اما در عمل مثل بازوی اجرایی یک شبکه غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های اصلی این فضا ک.ز است؛ با عنوانی که در دوره‌های مختلف عوض شده، اما آنچه از نزدیک دیده می‌شود، فقط عنوان نیست. نفوذ غیررسمی او در تصمیم‌ها، افراد، تیم‌ها و روندهای سازمانی نقطه تمرکز است. کنار او پیمان خسروی ایستاده که در شرکت با نام پیمان شناخته می‌شود، هرچند بچه‌ها می‌گویند جواد است و ترجیح می‌دهد پیمان صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما اثر واقعی‌اش در فضای تیمی فراتر از یک نقش فنی است؛ او نه‌تنها کار را جلو می‌برد، بلکه افراد را نیز در مدار خود نگه می‌دارد. همراهشان ا.س حضور پررنگی دارد؛ فردی که به‌عنوان فرد نزدیک به ک.ز شناخته می‌شود و نقش او فقط یک کار اداری ساده نیست. بسیاری از اوقات به نظر می‌رسد بخش‌هایی از هماهنگی‌ها و روایت‌ها از مسیر چنین آدم‌هایی شکل می‌گیرد؛ آدم‌هایی که شاید روی کاغذ تصمیم‌گیر نهایی نباشند، اما در شکل‌گیری فضای ذهنی تصمیم‌گیرها نقش دارند. ا.خ هم از همان چهره‌هایی است که نامش تکرار می‌شود و درباره رفتارها و حاشیه‌های او حرف‌های زیادی شنیده می‌شود؛ از جنس شایعات

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۵ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
یه آدم خوب

اگر دنبال فضایی هستی که مهارت‌های تیمی در پشت پرده خودی نشان بدهند، راهبرد هوشمند شهر می‌تواند یکی از زمین‌های تمرینی جدی باشد. اینجا نه بازی مافیا به‌ شکل خیالی پایان‌بندی‌شده، بلکه بازی واقعی در ساعات کاری جریان دارد؛ نقش‌ها کاملا مشخص‌اند، اما صدای مأموریت‌ها و روایت‌ها گاهی از مسیر رسمی جدا می‌شود و کسی به‌طور مستقیم اعلام نمی‌کند چه کسی قرار است حذف شود، اما خبرها میان همکاران جریان دارد. در مافیا، شهروند سعی می‌کند با صحبت درست، نشان دادن تضادها و رأی درست، اوضاع را عوض کند. در برخی سازمان‌ها هم سوءبرداشت درست از کار کردن وجود دارد: فکر می‌کنند اگر خوب کار کنند، اگر ایده بدهند، اگر مسئله‌ای را محترمانه مطرح کنند یا وقت بگذارند تا سیستم بهتر شود، بالاخره دیده خواهند شد. اما به تدریج می‌فهمند فقط کار نیست که مهم است؛ بلکه این مسئله در کدام حلقه و با چه کسی پشت صحنه روایت تو را می‌سازد و چه کسی قبل از شنیده شدن حرفت، معنایش را تغییر می‌دهد. شهر از بیرون به‌عنوان یک شرکت رسمی و بانکی با ساختارهای شیک به نظر می‌رسد؛ مدیرعامل، معاونت‌ها، تیم فنی، منابع انسانی و تمام واژه‌های مرتب سازمانی حضور دارند، اما وقتی دقیق نگاه می‌کنی، می‌بینی کنار این قالب رسمی، ساختاری واقعی‌تر وجود دارد که روی آدم‌ها، فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها اثر می‌گذارد و در چارت ظاهری دیده نمی‌شود. سیاست پشت صحنه بازی در این فضا مشخص است. روی کاغذ همه چیز ساده است: مدیرعامل، معاونت‌ها، واحد منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم و مسیرهای اداری. اما تجربه روزمره چیز دیگری می‌گوید: تصمیم‌هایی گاهی از مسیر رسمی به‌طرف می‌آیند، اما وقتی ردشان را دنبال کنی، به رفاقت‌ها، کانال‌های قدیمی و روایت‌های پنهان می‌رسی. اینجا نقش‌ها هم مانند مافیا طبقه‌بندی می‌شوند: - کارمندانی که واقعا تلاش می‌کنند اما ظرفیت روایت ندارند. - افرادی که همواره به مرکز قدرت نزدیند و از هر رأی عبور می‌کنند. - کسانی که فقط پیام را منتقل نمی‌کنند بلکه معنای حرف را هم تغییر می‌دهند. - منابع انسانی روی کاغذ باید بی‌طرف باشد، اما واقعا همیشه چنین حسی را منتقل نمی‌کند. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند، اما الزما اقدام نمی‌کنند. - کسانی که ظاهرا فقط نقش فنی دارند اما در واقع به‌عنوان بازوی اجرایی یک شبکه غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های همچنان کلیدی این فضا با نام مخفف k.z وجود دارد؛ عنوان رسمی‌اش در دوره‌های مختلف تغییر کرده، اما آنچه از نزدیک می‌بینی تنها عنوان نیست. نفوذ غیررسمی او در تصمیم‌ها، تیم‌ها و روندهای سازمانی است که واقعا اهمیت دارد. کنار او، پیمان خسروی قرار دارد؛ کسی که در شرکت با نام پیمان شناخته می‌شود، هرچند درباره نام واقعی‌اش بین همکاران گفته می‌شود جواد است و ترجیح می‌دهد پیمان به‌عنوان نام صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما اثر واقعی‌اش فراتر از یک کار فنی است و توانایی‌ش او را در نگه‌داشتن آدم‌ها در مدار خودش نشان می‌دهد. علاوه بر این، ا.س حضور پررنگی دارد؛ فردی که به‌عنوان هم‌سفر نزدیک k.z به نظر می‌رسد و نقش او خیلی وقت‌ها تنها یک نقش اداری نیست. در موقعیت‌های مختلف این حس ایجاد می‌شود که بخش‌هایی از هماهنگی‌ها، برداشت‌سازی‌ها و جابه‌جایی روایت‌ها از مسیر چنین فردی انجام

موسسه آموزش عالی ارشاد دماوند
آموزش، مدارس و دانشگاه‌هاتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۴ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
دانشجو

در اینجا تجربه‌ای از دوره دانشجویی‌ام دارم که اگر بخواهید زندگی را هم تاریک‌تر کنید، پیشنهاد می‌کنم بخوانید. روح و روانم در آن دوره به شدت تحت فشار بود و احساس می‌کردم هیچ‌کس حمایت نمی‌کند. کمبود اساتید خوب به وضوح محسوس بود و فضای آموزشی چندان باکیفیت نبود. مدیر آموزش، شخصی که نامش را نمی‌خواهم ببرم، از لحاظ برخوردی عجیب و دارای انگیزه‌های منفی بود و رفتارهایی داشت که برای من عقده‌ای شد. استرس همواره در کنارم بود و گاهی احساس می‌کردم اصلا از جنگ که پشت سر گذاشته‌ام، در آرامش به‌دنبال یادگیری نیستم. در کنار اینها، مواردی مانند فشار مالی برای شهریه‌ها وجود داشت و با نبود امکانات مناسب آموزش مجازی مواجه می‌شدم. کارکنان بخش آموزش نیز به طور مداوم آزاردهنده به نظر می‌رسیدند و ناراحتی‌هایم را چندین بار تجربه کردم. نتیجه‌اش این شد که پشیمان شدم و به هیچ وجه توصیه نمی‌کنم دوباره بیایند.

اسمارتک
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۴ خرداد ۱۴۰۵
۲٫۰
تجربه کاری در اسمارتک

مدیر جدیدی از دیجی‌کالا گرفتم که دائم طلبکار به نظر می‌رسد. بسیاری از همکاران تحت فشار کار می‌کنند و با وجود این همه تلاش، هیچ‌کس واقعا قدردانی نمی‌کند و او همچنان طلبکار به نظر می‌رسد. مسئول منابع انسانی هم که به جای رسیدگی، به دور خود چرخ می‌زند و هیچ کمکی نمی‌کند. به نظر می‌رسد میان‌بندی کاری شرکت‌ها بر پایه روابط و روابط شخصی است تا نیازهای شغلی و وظایف سازمانی. واقعا از مدیریت در این شرکت خسته‌ام و امیدوارم هرچه زودتر بتوانم خارج شوم.

راهبرد هوشمند شهر
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۴ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
یه آدم خوب

شرکت راهبرد هوشمند شهر از بیرون به نظر یک مجموعه رسمی و بانکی می‌آید، اما وقتی کمی عمیق‌تر نگاه می‌کنم، مشخص است که ساختار پنهان آن از ظاهر جداست و روی آدم‌ها و روایت‌ها اثر می‌گذارد. اگر بخواهم تجربه‌ام را خلاصه کنم، می‌گویم اینجا بازی مافیاست، با تفاوت‌هایی که در کار روزمره جریان دارد و به‌خاطرش قدرت تصمیم‌گیری تنها در دست مدیران نیست. روی کاغذ همه چیز روشن است: مدیرعامل، معاونت‌ها، واحد منابع انسانی، تیم فنی، مدیر مستقیم و مسیرهای اداری. اما واقعیت پشت این نقشه رسمی، شبکه‌ای غیررسمی است که در چارت دیده نمی‌شود و تاثیرش را در فرصت‌ها، حذف‌ها و روایت‌ها می‌گذارد. به‌قوت این فضا نقش‌ها شباهت زیادی به بازی مافیا پیدا می‌کنند: - شهروندانی که به‌واقع مشغول کارند اما نمی‌توانند روایت مستقلی بسازند. - کسانی که همواره به مرکز قدرت نزدیک‌اند و از هر رأی‌گیری جان سالم به در می‌برند. - عده‌ای که فقط حرف را منتقل نمی‌کنند، بلکه معنای آن را هم دستکاری می‌کنند. - منابع انسانی آن‌قدر روی کاغذ باید بی‌طرف باشد که گاهی این بی‌طرفی در عمل وجود ندارد. - مدیرانی که حرف‌ها را می‌شنوند اما لزوما به اقدام منجر نمی‌شود. - کسانی که ظاهرا نقش فنی دارند، اما در عمل به عنوان بازوی اجرایی شبکه‌ای غیررسمی عمل می‌کنند. محور غیررسمی قدرت یکی از چهره‌های عمده در این فضا ک.ز است؛ عنوان رسمی او در دوره‌های مختلف تغییر کرده، اما آنچه از نزدیک می‌بینم فقط عنوان نیست، بلکه نفوذ او در تصمیم‌ها، تیم‌ها و روندهای سازمانی است. کنار او پیمان خسروی ایستاده، که در شرکت به نام پیمان شناخته می‌شود و در واقع نام اصلی او جواد است؛ گرچه ترجیح می‌دهد به‌عنوان پیمان صدا شود. نقش رسمی او فنی است، اما تأثیر واقعی‌اش فراتر از یک نقش فنی است و افراد را هم در مدار خودش نگه می‌دارد. همراه این دو، ا.س حضور پررنگی دارد و به‌عنوان فردی نزدیک به ک.ز شناخته می‌شود؛ نقش او فقط یک کار اداری ساده نیست. در بسیاری از مواقع به نظر می‌رسد بخشی از هماهنگی‌ها، برداشت‌سازی‌ها و جابه‌جایی روایت‌ها از مسیر چنین آدم‌هایی شکل می‌گیرد؛ آدم‌هایی که شاید تصمیم‌گیر نهایی نباشند، اما روند ذهنی تصمیم‌گیرها را به‌سویه می‌کنند. ا.خ هم از همان چهره‌هایی است که اسمش با روایت‌ها و حاشیه‌های مختلف مطرح می‌شود. رفتارها و حواشی او در شرکت به‌قدر زیادی شنیده می‌شود و نه به‌عنوان شایعه ساده، بلکه به‌عنوان چیزهایی که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری نگران‌کننده می‌سازند. مسئله این است که بعضی افراد با وجود حرف‌ و حاشیه‌هایی که اطرافشان است، همچنان در حاشیه امن باقی می‌مانند. تیم فنی یا تیم دست‌چین؟ یکی از نکات قابل توجه این شرکت، اهمیت رابطه‌ها در شکل‌دهی تیم‌هاست. درست است که معرفی نیروها از قبل می‌تواند مفید باشد؛ چون تجربه‌ی پیشین همکاران، اعتماد اولیه را سرعت می‌بخشد. اما مشکل زمانی آغاز می‌شود که این معرفی‌ها جهت‌دار می‌شوند و ورود افراد تنها به‌خاطر پر کردن نیاز فنی نیست، بلکه برای تقویت حلقه‌ای خاص یا ساختن تیمی است که بیش از سازمان، به یک نفر وفادار باشد. در مورد پ.خ، بسیاری از همکاران برداشت می‌کنند که او تمایل دارد تیم اطرافش را به‌

هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا)
کامپیوتر، فناوری اطلاعات و اینترنتتهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس۳ خرداد ۱۴۰۵
۱٫۰
پشتیبان

وقتی فهمیدم که برای این شرکت کار می‌کنم، فهمیدم خیلی با فشار و تنش کار می‌کردم اما حقوق آنطور که انتظار داشتم نبود. مدیریتو در حدی می‌دیدم که تخصصی نمی‌خواست و هرروز دعوا و نارضایتی وجود داشت. یکی از سهام‌دارها که نقش مدیرعامل هم نداشت، با رفتارش فضای کار را به هم می‌زد و هیچ‌کدام از تصمیماتش واقعا کارساز نبود. چند ماهی اونجا موندم و در نهایت تصمیم گرفتم برگردم؛ گفتند که باید رویشیفت(on-call) بدون پاداش یا تشکر باشید. گمان می‌کردند که با این سبک مدیریت می‌توانند کار را پیش ببرند؛ اما نرم‌افزار شرکت پر از باگ بود و هیچ‌یک از بخش‌ها درست کار نمی‌کردند.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.