فکر نمیکنم جای کار مناسبی باشد؛ فضای شرکت پر سروصدا و شلوغ است و آرامش زیادی حس نمیشود. مدیریت هم با سیستمهای کامپیوتری آشنا نیست و اگر دنبال همکاری با این شرکت باشید باید از فضای آرامش دور شوید. کدها مشکلات زیادی دارند و تیم کدنویسی کمکار و کمحوصلهای آنجا مشغول هستند. پیشنهاد نمیکنم بهطور کلی به کار در اینجا فکر کنید. محیط کار کوچک است و به دلیل همجوایگی با کانترهای فروش بلیط، کاملا شلوغ و آزاردهنده میشود. پرداخت حقوق بهموقع صورت نمیگیرد و به دلایل مختلف درگیریهای داخلی زیاد است. قرارداد هم خیلی سفتوسخت نوشته میشود و بیشتر به نفع مدیرعامل است تا حقوق شما؛ در عمل برای پیگیری حقوقی هم امکان زیادی باقی نمیماند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
هر چند رفتار مدیریتی شرکت ناامیدکننده بود، اما تجربهای که از همدستی با تیم داشتم همچنان دغدغههایی را روشن میکند. افتضاح بودن اوضاع را در چند عبارت میشد دید: مدیریت فلهای و اتوبوسی، نبود برنامه مشخص، آینده روشن به نظر نمیرسید و چند صد میلیون تومان به شکل منفی ثبت میشد.
کار رو با دقت کنار گذاشتم و فهمیدم که اوضاع خیلی نامساعد بوده است. کارمند فروش بودم و میدیدم که حقوق به من نمیرسید و خبری از پورسانت نبود؛ همه هم در پی کار سخت و بیانصاف بودن میزدند.
برای من نویسنده، اون دوره برای این شرکت خیلی چالشبرانگیز بود و چیزی که ازش یادم مونده اینه که اوایل حضورم سیستمها قدیمی و کند بودن و فریمورک اختصاصی شرکت کار کردن رو سخت میکرد. این فریمورک به نسبت سایر فریمورکها ویژگیهای معمول رو نداشت و یادگیریاش واقعا زمانبر بود؛ بهطوری که بعد از ترک شغل، بخش زیادی از اطلاعاتی که یاد میگرفتیم برای تجربههای بعدی کارایی نداشت. همکاران همسنوسال و پرانرژی بودن و وجود فضای جوانانهای که داشتن، از نکات مثبت اون موقع بهشمار میرفت. اما از نظر مالی اوضاع بهگونهای نبود که حقوق بهموقع و منظم پرداخت شود: گاهی حقوق کامل یک ماه طول میکشید تا برسد و تسویهها هم بهشدت نامنظم بود؛ بهعنوان نمونه در یکی از دورهها ۵۰۰ هزار تومان از من بهامانده ماند و هرگز پیگیری نشد. البته بعدها فهمیدم برخی از همتیمیها ماهها حقوق نگرفته بودند تا اینکه تسویه شدند. شاید اکنون شرایط شرکت بهتر شده باشد، اما آن سالها واقعا وضعیت ناراحتکنندهای داشت.
به نظر من اینجا جای مناسبی برای کار نیست و کارکنان توجهی از جانب مدیران دریافت نمیکنند؛ پرداخت حقوقشان نیز همیشه به تعویق میافتد و هنوز به سامان نشده است.
باور کنید که ترجیح میدم از این شرکت دوری کنم، چراکه تجربهام نشان میدهد مدیریت از پستشون استعفا میدادن و به کار دیگهای میپرداختن. خیلی از همکاران خصیصهدار، پر توقع و مدعی بودن و بعضیها هم متوهم به نظر میرسیدن. وضعیت حقوق نسبتا مناسب بود و مذاکرات روی دستمزد داشت، اما در نهایت کاسبیبازی و بیعدالتی هم دیده میشد. وقتی زمان پرداخت رسید، احساس کردم بیپناه میزدم. از نظر من، بعضیها اصلا انرژی لازم برای انجام کار رو ندارن و فقط میخوان کار رو بیمنت انجام بدن یا به اصطلاح کار رو بیمنت کنند. به دوستانم حتما توصیه میکنم از کار در این شرکت صرفنظر کنن، چون به طور قطع احتمال داشت که استعفا بدهند. حتی کارشناسان هم در سیستم حضور داشتند و برخی از آنها فرار کردند.
با همکاری با این مؤسسه در قالب تولید محتوا به صورت دورکاری آشنا شدم و تجربهام مثبت بود.
در محلی با فضای آرام و فرصتهای رشد گسترده، به عنوان کارمند فروش حضور داشتم و توانستم درآمد قابل توجهی کسب کنم.
در سفر شغلیم با لینووا آشنا شدم و او را به عنوان محلی میشناختم که پرانگیزه و جوان است و همواره به فناوریهای تازه علاقه دارد. در آغاز هر استارتاپ ممکن است هماهنگیهای دقیقی وجود نداشته باشد، اما حضور در این محیط برایم تجربهای آموزنده بود. بنیانگذاران با اشتیاق فراوان، بخش زیادی از تجربههایشان را با تیم به اشتراک میگذاشتند.
دو سال اخیر من با سیمیا پر از حس رضایت و احساس رشد بوده و انرژی تیمی دوستانه، تجربهای پر از انگیزه را برایم ساخت. فکر میکنم این استارتاپ جایی است که هر فردی که با انگیزه قدم بر میدارد، به دلبستگی عمیقی نسبت به کارش میرسد و عاشق محیطش میشود.
برایم همکاری با این گروه مانند لیمو ترش شیرین بود که در پایان تلخ شد. در ابتدای کار با رفتاری حرفهای و دلنشین روبهرو شدم، اما وقتی پروژه را ارائه دادم، برخوردشان به شدت تلخ شد. حقوق هم پرداخت نشد و به تماسها آنها پاسخ مشخصی نمیدادند و در نهایت از بدهی ادامه حقوق طفره رفتند. به شدت به دوستانی که دنبال تجربه کار میگردند توصیه میکنم با این گروه همکاری نکنند زیرا به نظر میرسد دنبال کارگر رایگان برای پروژههای خود هستند. نگاهشان به افراد صرفا بهعنوان کارگر است و هدف اصلیشان انجام کارشان است، بدون اینکه به وضعیت شما توجهی بشود. توصیه میکنم اگر دنبال بهراهاندازی پروژهای با این گروه هستید، دو دو تا چهار تا کنید و جوانب را بسنجد.
بدترین تجربهی من در کار تا به امروز بود. پس از یک سال و دو ماه کار، هنوز حقوق و مزایایم پرداخت نشده و عیدیام هم بدهکار مانده بود. رفتار مدیران سادهانگارانه و بیدقت بود و هر سه ماه، فقط مبلغ ناچیزی به حسابام میریختند. هر روز صبح که وارد شرکت میشدیم، بوی قلیان آن فضا را خفه میکرد.
شب تجربهای آرام و حرفهای را در شبکه اف استریم داشتم و از حضور در این شرکت رضایت کامل دارم. فضای کارش بر پایه تجربه و دانش استوار است و مدیران باتجربه و حرفهای در کنار تیم حضور دارند. در کل خیلی راضی بودم و هنوز هم هستم وقتی اینجا حضور دارم. با اینکه در ابتدای مسیر هستن ولی وجود برنامههای آتی و جهتگیری خوب شرکت نشان میدهد آینده روشن و رو به رشد خواهند داشت.
به واقع، تنها نکتهای که میتونم به عنوان نقطه قوت شرکت ویراتک شریف عنوان کنم، سطح فنی و دانش فنی تیمه که البته فضای رشد زیادی هم برایشون وجود داره. بقیه موارد رو به عنوان ضعف میبینم: حقوق به صورت ساعتی محاسبه میشد و در ماهی که کار میکردم، مبلغ به حدود دویست هزار تومان در ماه میرسید. همچنین سیستم واحدی در اختیاره شرکت نبود و مجبور بودم لپتاپ خودم رو بیارم و با خودم حمل کنم؛ یعنی از لحاظ امکانات سازمانی، شرکت به نسخه شخصی نیروها تکیه داشت.
سالها در شرکتی کار میکنم که از سال ۱۳۹۳ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد.
برای من بسیار جالب بود که با مسائل زیادی روبهرو شدم تا اینکه با مهندس افشاری دیدار کردم. درباره وضعیتم صحبت کردم و او پیشنهاد کرد تا مدتی به صورت کارآموز کنار تیمشان باشم؛ پذیرفتم و هرگز تصور نمیکردم جایی شروع به کار کنم که مدیرش اعضای تیم را همچون اعضای خانوادش میدید و بهشدت به آنها توجه میکرد و از هر نظر کمکشان میکرد.
با وجود حقوق نسبتا کم، من دو سالی را در کنار تیم فنی فراشبکه نوین سپری کردم و با فضای حرفهای این مجموعه آشنا شدم. اخلاق مدیریتی فوقالعاده و رویکرد جوانمحور مدیر عامل باعث شد با وجود کار سخت و فشار پروژهها، احساس دستهجمعی و همکاری را به خوبی تجربه کنم. به علاوه، مدیر عامل بهطور منظم اطلاعات را با تیم به اشتراک میگذاشت و شفافیت در کار را حیاتی میدانست. همان موقع و در کنار حقوق پایه، درآمد به صورت پورسانت نیز بود و من در پروژههای مختلف سهمی داشتم.
برای مدتی در این شرکت به عنوان توسعهده وب مشغول کار شدم و با معرفی یکی از آشنایان وارد گروه شدم، جایی که چند نفر دیگر هم بهطور همزمان به استخدام درآمدند. با وجود سابقه و تخصصی که داشتم، پروژهای نرمافزاری را به سرانجام رساندیم و مشتری رضایت نسبی را اعلام کرد. اما پس از مدت کوتاه، پرداختی بابت کارها انجام نشد و مدیران هر روز روی مسائل تازهای تمرکز میکردند؛ به طوری که دو ماه سپری شد و هیچ مبلغی به حساب من واریز نشد. نهایتا آنها فرصت دادند تا به این نتیجه برسند که تکمیل همکاری به روش فعلی را ادامه ندهم. از نظر اخلاقی و شیوه کار تیمی و همچنین تخصص، عملکردی مطلوب نبود و بیشتر به دنبال بازیهای سیاسی و تصمیمهای ناهمسو میگشتند.
در شش سالی که در این مجموعه خدمت کردم، تجربههای ارزشمندی را به دست آوردم و خیلی چیزها آموختم. به طور کلی از کارم در این شرکت رضایت دارم.
شرکت تازه تأسیس با چشماندازی به آینده را تجربه کردم، جایی که تخصص مخفی بهکارگیری میشد و من همواره در کنار تیم بودم.
فکر نمیکنم جای کار مناسبی باشد؛ فضای شرکت پر سروصدا و شلوغ است و آرامش زیادی حس نمیشود. مدیریت هم با سیستمهای کامپیوتری آشنا نیست و اگر دنبال همکاری با این شرکت باشید باید از فضای آرامش دور شوید. کدها مشکلات زیادی دارند و تیم کدنویسی کمکار و کمحوصلهای آنجا مشغول هستند. پیشنهاد نمیکنم بهطور کلی به کار در اینجا فکر کنید. محیط کار کوچک است و به دلیل همجوایگی با کانترهای فروش بلیط، کاملا شلوغ و آزاردهنده میشود. پرداخت حقوق بهموقع صورت نمیگیرد و به دلایل مختلف درگیریهای داخلی زیاد است. قرارداد هم خیلی سفتوسخت نوشته میشود و بیشتر به نفع مدیرعامل است تا حقوق شما؛ در عمل برای پیگیری حقوقی هم امکان زیادی باقی نمیماند.
هر چند رفتار مدیریتی شرکت ناامیدکننده بود، اما تجربهای که از همدستی با تیم داشتم همچنان دغدغههایی را روشن میکند. افتضاح بودن اوضاع را در چند عبارت میشد دید: مدیریت فلهای و اتوبوسی، نبود برنامه مشخص، آینده روشن به نظر نمیرسید و چند صد میلیون تومان به شکل منفی ثبت میشد.
کار رو با دقت کنار گذاشتم و فهمیدم که اوضاع خیلی نامساعد بوده است. کارمند فروش بودم و میدیدم که حقوق به من نمیرسید و خبری از پورسانت نبود؛ همه هم در پی کار سخت و بیانصاف بودن میزدند.
برای من نویسنده، اون دوره برای این شرکت خیلی چالشبرانگیز بود و چیزی که ازش یادم مونده اینه که اوایل حضورم سیستمها قدیمی و کند بودن و فریمورک اختصاصی شرکت کار کردن رو سخت میکرد. این فریمورک به نسبت سایر فریمورکها ویژگیهای معمول رو نداشت و یادگیریاش واقعا زمانبر بود؛ بهطوری که بعد از ترک شغل، بخش زیادی از اطلاعاتی که یاد میگرفتیم برای تجربههای بعدی کارایی نداشت. همکاران همسنوسال و پرانرژی بودن و وجود فضای جوانانهای که داشتن، از نکات مثبت اون موقع بهشمار میرفت. اما از نظر مالی اوضاع بهگونهای نبود که حقوق بهموقع و منظم پرداخت شود: گاهی حقوق کامل یک ماه طول میکشید تا برسد و تسویهها هم بهشدت نامنظم بود؛ بهعنوان نمونه در یکی از دورهها ۵۰۰ هزار تومان از من بهامانده ماند و هرگز پیگیری نشد. البته بعدها فهمیدم برخی از همتیمیها ماهها حقوق نگرفته بودند تا اینکه تسویه شدند. شاید اکنون شرایط شرکت بهتر شده باشد، اما آن سالها واقعا وضعیت ناراحتکنندهای داشت.
به نظر من اینجا جای مناسبی برای کار نیست و کارکنان توجهی از جانب مدیران دریافت نمیکنند؛ پرداخت حقوقشان نیز همیشه به تعویق میافتد و هنوز به سامان نشده است.
باور کنید که ترجیح میدم از این شرکت دوری کنم، چراکه تجربهام نشان میدهد مدیریت از پستشون استعفا میدادن و به کار دیگهای میپرداختن. خیلی از همکاران خصیصهدار، پر توقع و مدعی بودن و بعضیها هم متوهم به نظر میرسیدن. وضعیت حقوق نسبتا مناسب بود و مذاکرات روی دستمزد داشت، اما در نهایت کاسبیبازی و بیعدالتی هم دیده میشد. وقتی زمان پرداخت رسید، احساس کردم بیپناه میزدم. از نظر من، بعضیها اصلا انرژی لازم برای انجام کار رو ندارن و فقط میخوان کار رو بیمنت انجام بدن یا به اصطلاح کار رو بیمنت کنند. به دوستانم حتما توصیه میکنم از کار در این شرکت صرفنظر کنن، چون به طور قطع احتمال داشت که استعفا بدهند. حتی کارشناسان هم در سیستم حضور داشتند و برخی از آنها فرار کردند.
با همکاری با این مؤسسه در قالب تولید محتوا به صورت دورکاری آشنا شدم و تجربهام مثبت بود.
در محلی با فضای آرام و فرصتهای رشد گسترده، به عنوان کارمند فروش حضور داشتم و توانستم درآمد قابل توجهی کسب کنم.
در سفر شغلیم با لینووا آشنا شدم و او را به عنوان محلی میشناختم که پرانگیزه و جوان است و همواره به فناوریهای تازه علاقه دارد. در آغاز هر استارتاپ ممکن است هماهنگیهای دقیقی وجود نداشته باشد، اما حضور در این محیط برایم تجربهای آموزنده بود. بنیانگذاران با اشتیاق فراوان، بخش زیادی از تجربههایشان را با تیم به اشتراک میگذاشتند.
دو سال اخیر من با سیمیا پر از حس رضایت و احساس رشد بوده و انرژی تیمی دوستانه، تجربهای پر از انگیزه را برایم ساخت. فکر میکنم این استارتاپ جایی است که هر فردی که با انگیزه قدم بر میدارد، به دلبستگی عمیقی نسبت به کارش میرسد و عاشق محیطش میشود.
برایم همکاری با این گروه مانند لیمو ترش شیرین بود که در پایان تلخ شد. در ابتدای کار با رفتاری حرفهای و دلنشین روبهرو شدم، اما وقتی پروژه را ارائه دادم، برخوردشان به شدت تلخ شد. حقوق هم پرداخت نشد و به تماسها آنها پاسخ مشخصی نمیدادند و در نهایت از بدهی ادامه حقوق طفره رفتند. به شدت به دوستانی که دنبال تجربه کار میگردند توصیه میکنم با این گروه همکاری نکنند زیرا به نظر میرسد دنبال کارگر رایگان برای پروژههای خود هستند. نگاهشان به افراد صرفا بهعنوان کارگر است و هدف اصلیشان انجام کارشان است، بدون اینکه به وضعیت شما توجهی بشود. توصیه میکنم اگر دنبال بهراهاندازی پروژهای با این گروه هستید، دو دو تا چهار تا کنید و جوانب را بسنجد.
بدترین تجربهی من در کار تا به امروز بود. پس از یک سال و دو ماه کار، هنوز حقوق و مزایایم پرداخت نشده و عیدیام هم بدهکار مانده بود. رفتار مدیران سادهانگارانه و بیدقت بود و هر سه ماه، فقط مبلغ ناچیزی به حسابام میریختند. هر روز صبح که وارد شرکت میشدیم، بوی قلیان آن فضا را خفه میکرد.
شب تجربهای آرام و حرفهای را در شبکه اف استریم داشتم و از حضور در این شرکت رضایت کامل دارم. فضای کارش بر پایه تجربه و دانش استوار است و مدیران باتجربه و حرفهای در کنار تیم حضور دارند. در کل خیلی راضی بودم و هنوز هم هستم وقتی اینجا حضور دارم. با اینکه در ابتدای مسیر هستن ولی وجود برنامههای آتی و جهتگیری خوب شرکت نشان میدهد آینده روشن و رو به رشد خواهند داشت.
به واقع، تنها نکتهای که میتونم به عنوان نقطه قوت شرکت ویراتک شریف عنوان کنم، سطح فنی و دانش فنی تیمه که البته فضای رشد زیادی هم برایشون وجود داره. بقیه موارد رو به عنوان ضعف میبینم: حقوق به صورت ساعتی محاسبه میشد و در ماهی که کار میکردم، مبلغ به حدود دویست هزار تومان در ماه میرسید. همچنین سیستم واحدی در اختیاره شرکت نبود و مجبور بودم لپتاپ خودم رو بیارم و با خودم حمل کنم؛ یعنی از لحاظ امکانات سازمانی، شرکت به نسخه شخصی نیروها تکیه داشت.
سالها در شرکتی کار میکنم که از سال ۱۳۹۳ آغاز شده و تاکنون ادامه دارد.
برای من بسیار جالب بود که با مسائل زیادی روبهرو شدم تا اینکه با مهندس افشاری دیدار کردم. درباره وضعیتم صحبت کردم و او پیشنهاد کرد تا مدتی به صورت کارآموز کنار تیمشان باشم؛ پذیرفتم و هرگز تصور نمیکردم جایی شروع به کار کنم که مدیرش اعضای تیم را همچون اعضای خانوادش میدید و بهشدت به آنها توجه میکرد و از هر نظر کمکشان میکرد.
با وجود حقوق نسبتا کم، من دو سالی را در کنار تیم فنی فراشبکه نوین سپری کردم و با فضای حرفهای این مجموعه آشنا شدم. اخلاق مدیریتی فوقالعاده و رویکرد جوانمحور مدیر عامل باعث شد با وجود کار سخت و فشار پروژهها، احساس دستهجمعی و همکاری را به خوبی تجربه کنم. به علاوه، مدیر عامل بهطور منظم اطلاعات را با تیم به اشتراک میگذاشت و شفافیت در کار را حیاتی میدانست. همان موقع و در کنار حقوق پایه، درآمد به صورت پورسانت نیز بود و من در پروژههای مختلف سهمی داشتم.
برای مدتی در این شرکت به عنوان توسعهده وب مشغول کار شدم و با معرفی یکی از آشنایان وارد گروه شدم، جایی که چند نفر دیگر هم بهطور همزمان به استخدام درآمدند. با وجود سابقه و تخصصی که داشتم، پروژهای نرمافزاری را به سرانجام رساندیم و مشتری رضایت نسبی را اعلام کرد. اما پس از مدت کوتاه، پرداختی بابت کارها انجام نشد و مدیران هر روز روی مسائل تازهای تمرکز میکردند؛ به طوری که دو ماه سپری شد و هیچ مبلغی به حساب من واریز نشد. نهایتا آنها فرصت دادند تا به این نتیجه برسند که تکمیل همکاری به روش فعلی را ادامه ندهم. از نظر اخلاقی و شیوه کار تیمی و همچنین تخصص، عملکردی مطلوب نبود و بیشتر به دنبال بازیهای سیاسی و تصمیمهای ناهمسو میگشتند.
در شش سالی که در این مجموعه خدمت کردم، تجربههای ارزشمندی را به دست آوردم و خیلی چیزها آموختم. به طور کلی از کارم در این شرکت رضایت دارم.
شرکت تازه تأسیس با چشماندازی به آینده را تجربه کردم، جایی که تخصص مخفی بهکارگیری میشد و من همواره در کنار تیم بودم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.