سلام من یکی از کارمند های بیمه سامان در ساختمان برج سامان طبقه 8 معاونت اجرایی شرکت بیمه سامان هستم چندین ماه هست معاون اجرایی شرکت بیمه سامان عوض شده و یه آقای از بیمه بازار به اسم علیرضا بیات معاون اجرایی شده است این آدم نه تنها سواد نداره بلکه برای اینکه نشان بدهد آدم باسوادی هست به جز چندین اصطلاح انگلیسی هیچ چیز دیگه ای برای گفتن نداره زمانیکه میخواد باهات صحبت کنه آدمی به شدت چشم ناپاک و هیز هست توی این مدت جز اینکه از بیمه بازار و دیجی کالا و جاهایی که کارکرده نیرو بیاره و استخدام کنه هیچ کار دیگه ای انجام نده و یه خانمی به اسم وحیده بابایی با خودشون از همون ابتدا آوردن جدا از اینکه ارتباط غیر شرعی و کاری که باهم دیگه دارن خانم به شدت بی اخلاق و بی ادب و به شدت بوی بدی میدهند. از شرکت بیمه سامان با این همه سابقه و محیط کاری امنی که این همه سال حفظ کرده بودن برای پرسنلشون بعید بود محیط را خراب کردن به شدت محیط معاونت اجرایی نا سالم شده در این حد که مدیران و کارمندانی که آقای بیات استخدام کردن ویپ میکشند تو شرکت سیگار میکشند. معاون جدید در جدید برای اینکه نشان بدهد به روز هست و امروزی در بیشتر جلسات فوش میدهد و به شوخی از پایین تنه صحبت میکند این حال و روز واحد اجرایی شرکت بیمه سامان هست.
آخرین تجربهها
من فقط اومدم یه سلامی به وفایی چاه توالتی و بابای فسیل مغزش بکنم که انگار همین الان از گله خوکا با زن وا رفتش فرار کرده و شرکت زده، دیدی دنیا چقدر خوبه وفایی؟ یادته منو کشوندی تو دفترت و برای کامنتی که اینجا گذاشته بودم دست به یقه شدی باهام؟ اخی حالا هرگهی دوست داری تناول کن :))))) یه بادی اسپلش هم بخرید لطفا چون بوی سگ میدید خانوادتا. سپاس
به هیچ وجه حتی سمت این شرکت هم نرید شما نمیدونید چی در انتظارتونه و بهتره نرید همین که ساختمان شرکت یه تابلو هم نداره خودش گویای همه چیزه. یک سری مدیر احمق و پولپرست دیکتاتور که از تو جوب رسیدن به اینجا و حتی فرهنگ زندگی توی توالت رو هم ندارن قراره مداوم زندگیتون رو خراب کنن. این شرکت همون تایگره و بهتره برید نظرات اون رو هم بخونید. همین که ششصدتا اسم دارن خودش نشان دهنده همه چیزه.
بنظرم بیکار باشید بهتر از اینکه اینجا کار کنید محیط خشک مسخره مدیران بدرد نخور پارتی بازی زیراب زنی بیشتر شبیه پادگانه تا شرکت به پوشش خیلی گیر میدن کلا جای بدرد نخوریه وابسطه به وزارت اطلاعات در کل مسخره ترین شرکت دنیا تحویل پروژه هم براشون مهم نیست جاهای مختلف اطلاع رسانی کنید که تو این شرکت پا نزارن
میشه گفت یکی از بدترین شرکت هایی بوده که کار کردم. خانم میربابایی مدیر عامل شرکت و همسر رییس هیت مدیره فکر میکنن که هنوز در زمان مصر باستان زندگی میکنیم و کارمند هارو به چشم برده میبینه جالبی قضیه اینجاست که وقتی پرسنل طبق رسم همیشگی چندین ماه حقوق نگرفته ایشون جلوی چشم همه برای خودش چیز سفارش میده و اماده سفر به خارج از کشور میشه و تمامی مدت هم با دوربین در حال نظارت مجموعه هستش. شرکت فرقی با مهد کودک نداره و همیشه یکی اونجا استخدام میشه تا از دو تا بچه های ایشون مراقبت کنه و نازشون رو بکشه و هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت از کارمند ها راضی نیستن حتی وقتی که روزهای تعطیل سرکار بیای و تا دیروقت کار کنی واقعا در زندگیم انسان هایی مثل اینا ندیده بودم امیدوارم هرکی تجربه من رو میبینه به هیچ وجه وارد دام آرمین اکسیر نشه چون هم زندگیش مختل میشه هم کارش چرا که شما با آدم های تازه به دوران رسیده و ظالمی طرف هستید که جز به خودشون و منافعشون به چیز دیگه ای فکر نمیکنن
تو سایت شما یه سری آگهی استخدام هست که به نظر میاد واقعی نیستن یا اطلاعاتشون درست و کامل نیست. این موضوع واقعاً باعث میشه وقت و انرژی آدمها الکی هدر بره و حتی بعضی وقتها هزینه هم روی دستشون بذاره. فکر میکنم اگه قبل از انتشار آگهیها یه بررسی دقیقتر انجام بشه، هم اعتماد کاربرا بیشتر میشه هم اعتبار سایتتون بالاتر میره، یه سری آگهی ها از برخی شرکت ها هی تکرار میشه که برای خودشون تبلیغات و برند سازی کنن تا سایتشون توی گوگل بالا بیاد توی سرچ ها و همیشه هم آگهی دارن ولی استخدام نه. ممنون میشم این موضوع رو جدی بگیرید و آگهیهای مشکوک رو بررسی یا حذف کنید.
10 سال اونجا کار کردم ، اویل خوببود ، ولی کم کم با حون گرفتن شرکت ، کارمند ونیروی انسانی بی ارزش شد و بیشتر سود بود که مهم بود ، ریزش نیروی بسیار زیادی رو در در این سالها داشته ، شرمت به صورت خانوادگی اداره میشه، پسر وخواهر و دختر و دختر عمو و دایی و غیره ، برای رفع کُتی خوبه ولی برای پیشرف نه ، چون نه حقوق مناسبی میدن و نه جتیپیشرفت خوبی داره، فقط باید مجیزبگی و نباید نقد کنی، زمانی که اونجا بودم یادمه نیذوعای منابع انسانی میومدن توی شقکه های محازی و ویکی تجربه و کامنت های مثبت میذاشتن مه الانم دیدم دوبارهکامنت هاشونو 😄😄😄.
از نگاه فردی که بیش از ۲۰ سال بهعنوان همکار در جایگاه کارفرما با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشته و در ۹ ماه اخیر نیز توفیق حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافته است، لازم میدانم برخی تجربیات و مشاهدات خود را ثبت نمایم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با بهرهمندی از بیش از ۱۸۰۰ نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از شرکتهای شناختهشده و اثرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت محسوب میشود. حضور کارشناسان خبره، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، متخصص، آگاه و دلسوز در کنار معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، زمینه شکلگیری سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی را فراهم آورده است. این شرکت طی بیش از دو دهه فعالیت، همواره جایگاه قابل قبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و توانسته است با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه دهد. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانان جویای کار، کسب تجربههای حرفهای، یادگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه فراهم کرده است. ای کاش افرادی که در فضای مجازی به بیان دیدگاهها و تجربیات خود میپردازند، بیش از هر چیز وجدان حرفهای و انصاف را ملاک قضاوت قرار دهند و در کنار بیان نقدها و دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها، در زمان حضور و همکاری در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شوند تا امکان بررسی و پاسخگویی نیز فراهم باشد. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با اتکا به همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی خود نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده است مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. امروز نیز با برخورداری از دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندان به فعالیت حرفهای در این حوزه باشد.
برای موقعیت شغلی با من تماس گرفتند، اما نحوه برخورد واحد منابع انسانی بسیار غیرحرفهای بود. و منابع انسانی واقعا درک درستی نداره ، در زمان تماس پشت فرمان بودم و چند بار اعلام کردم که شرایط مناسبی برای صحبت ندارم. با این حال بدون اینکه ابتدا هماهنگی کنند یا بپرسند آیا زمان مناسبی برای مصاحبه است، شروع به پرسیدن تعداد زیادی سؤال فنی کردند. وقتی پرسیدم آیا این مصاحبه فنی است، اعلام شد که مصاحبه فنی جداگانه برگزار خواهد شد. با وجود اینکه چندین بار توضیح دادم در حال رانندگی هستم و امکان تمرکز روی سؤالات فنی را ندارم، همچنان سؤالها ادامه پیدا کرد و هر بار گفته میشد «این آخرین سؤال است»، اما باز سؤالهای بیشتری مطرح میشد. و من احترام گذاشتم و جواب دادم به نظر من ارزیابی فنی باید با هماهنگی قبلی و در زمان مشخص انجام شود تا داوطلب بتواند در شرایط مناسب پاسخ دهد. انتظار میرود واحد منابع انسانی حداقل به شرایطی که داوطلب اعلام میکند احترام بگذارد، مخصوصاً زمانی که فرد در حال رانندگی است و ادامه مکالمه میتواند خطرآفرین باشد. نکته عجیبتر این بود که پس از این تماس طولانی نیز هیچ پیگیری یا دعوتی برای مصاحبه فنی انجام نشد. این تجربه برای من نشانهای از بینظمی در فرآیند جذب و استخدام این شرکت بود.
از نگاه فردی که بیش از ۲۰ سال بهعنوان همکار و پیمانکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشته و در ۹ ماه اخیر نیز توفیق حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافته است، لازم میدانم برخی تجربیات و مشاهدات خود را ثبت نمایم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با بهرهمندی از بیش از ۱۸۰۰ نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از شرکتهای شناختهشده و اثرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت محسوب میشود. حضور کارشناسان خبره، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، متخصص، آگاه و دلسوز در کنار معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، زمینه شکلگیری سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی را فراهم آورده است. این شرکت طی بیش از دو دهه فعالیت، همواره جایگاه قابل قبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و توانسته است با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه دهد. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانان جویای کار، کسب تجربههای حرفهای، یادگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه فراهم کرده است. ای کاش افرادی که در فضای مجازی به بیان دیدگاهها و تجربیات خود میپردازند، بیش از هر چیز وجدان حرفهای و انصاف را ملاک قضاوت قرار دهند و در کنار بیان نقدها و دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها، در زمان حضور و همکاری در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شوند تا امکان بررسی و پاسخگویی نیز فراهم باشد. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با اتکا به همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی خود نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده است مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. امروز نیز با برخورداری از دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندان به فعالیت حرفهای در این حوزه باشد.
من اصلا کاری به خوب و بد بودن شرکت ندارم ولی روی صحبتم با اون عزیزی که نوشتن من cto طبقه ۴ به کافور نیاز دارم، گلم کاری انجام دادی هزینه اش رو ندادم ناراحتی؟ تماس بگیر حتما پرداخت میکنم از دلت در میارم اگه اذیت شدی، همه هم خوب منو میشناسی، من مثل بقیه نیستم، شماره منم دارید تماس بگیر حتما با هم صحبت کنیم.
آشغالترین محل ممکن برای کار کردن.. حق خوری،توهین،بی احترامی به کارمند از اصول اولیه هلدینگ ملاصدراست. فساد اخلاقی و مالی بین مدیرای این هلدینگ جهنمی بیداد میکنه یکیشون آرش راشدی بود. سه ماه توی این جهنم کار کردم آخرش حقوق که ندادن هیچ بعدم امید، انگیزه اعتماد به نفس منو از بین بردن. کاری کردن که یه روزی کاراشونو تلافی بکنم.. آدم بره اسنپ بهتره تا توی جهنمی به اسم هلدینگ ملاصدرا کار بکنه
یکی از بدترین و بی لول ترین شرکت های تبریز همین شرکته تمامی افراد به شکل اجباری کار میکنن بعضی برای درامد چند ماهه، بعضا دانشجو ها و سرباز ها و همگی بعد از پایان تکلیف و نیاز از این شرکت فرار میکنن و میرن پی زندگیشون . اصلا و اصلا و اصلا اینجا رو برای کار کردن انتخاب نکنید حتی اگر مجبور بودین.تنها مزایای شرکت هم شیر آبه آشامیدنیه که تو مزایا تیک زدم :)))))
این آگهی های استخدام که شرکت داره رو جدی بگیرید که هر روز 20 تا 30 تا آگهی میده. چون عمر نیرو تو شرکت چند ماه بیشتر نیست و همه فرار می کنن. از نظر فنی جالب نیست و نه تنها چیزی یاد نمیگیری هر چی هم بلدی قراره یادت بره. جای پیشرفت نداره و فضا بسیار مسموم هستش. مزایایی داره ولی بدی هاش زیاد و مزایا هم کوچیک می کنه. امیدوارم توسن به خودش بیاد و مسایل فنی و کاری رو بهتر کنه.
مطالبی که در ادامه بیان میشود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت بهمنظور اطلاعرسانی درباره واقعیتهای رخداده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه میگردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیتهای موجود و اطلاعرسانی درباره وقایع رخداده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود. شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید
مطالبی که در ادامه بیان میشود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت بهمنظور اطلاعرسانی درباره واقعیتهای رخداده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه میگردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیتهای موجود و اطلاعرسانی درباره وقایع رخداده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود.
شرکت بسیار بسیار ضعیف در سطح مدیریت و کارکنان.چارت سازمانی، حدود اختیارات، رفتار و کنش حرفه ای و منابع انسانی مفاهیم تعریف نشده در این شرکت هستن. دوربین با امکان ضبط صدا که به کارمندان اعلام نمیشه و فرهنگ زیراب زدن فقط نشان دهنده ضعف بسبار زیاد مدیریت و آگاه بودن خودش به مدیریت ناکارمد هست. تو این شرکت مهارت، تجربه ، متعهد بودن هیچ ارزشی نداره و صرفا باید لینکهای دیگری لا مدیریت داشته باشین. محیط بشدت سمی با مدیر بیسواد و پرادعا که متاسفانه به هیچیک از چهارچوبهای اخلاقی و حرفه ای پایبند نیست.ورود و خروج زیاد پرسنل و عدم پرداخت مزایا را هم اضافه کنید.در انتها اگر برای شخصیت، اعصاب و حرفه تون ارزش قائل هستین حتی به ارسال رزومه هم برای شرکت رویین پولاد فکر نکنید.
مصاحبه فنی بد نبود، فقط حس کردم ادمهاشون یک جورین، بعد فنی زیاد قوی نبود ببشتر سعی داشتن خودمو بشناسن تا توانایی هامو، به هرحال تایید شدم و رسید مصاحبه منابع انسانی دو نفر خانم داخل اتاق بودن، خانومی که پشت میز بود عدد و حقوق رو بهم گفتن در انتهای مصاحبه، خانم جوانتر که فکر کنم تازه کار بودن و از روی دفترچشون سوال میکردن و نکات رو مینوشتن انگار تازه کار بودن و یکسری سوالای روتین و معمولی رو میپرسیدن و انکار بازجویی و مچ گیری میخواستن بکنن که به نظرم خیلی ضعیف بودن توی مصاحبه به هرحال توافق نشد و ما نرفتیم اون شرکت
سلام و عرض ادب، تجربه کاری من در این شرکت بسیار مثبت بود مدیریت قوی و فضای کاری دوستانه از مهم ترین ویژگی های آن بود. امکان دریافت وام برای کارکنان که کمک قابل توجهی در رفع نیازهای مالی ایجاد می کرد. مدیران دلسوز، حرفه ای و توانمند که همواره از کارکنان حمایت می کردند و برای توسعه آن ها اهمیت قائل می شدند. پرداخت پاداش بر اساس عملکرد و قدردانی از تلاش آن ها و همچنین فرهنگ سازمانی بسیار مثبت و جو کاری مطلوبی که همکاری بین همکاران را تسهیل می کرد و باعث حس تعلق و رضایت شغلی میشد. همچنین توجه به رفاه کارکنان بطور مثال با ارائه پک ها و هدایای مناسبتی در مناسبت های مختلف که نشان دهنده ی توجه شرکت به کارکنان بود. خلاصه به نظر من مدیریت قوی و فضای کاری کاملا حرفه ای این شرکت را به محیطی مناسب برای کار و رشد حرفه ای تبدیل کرده است.
این شرکت با توجه به مدیریت جوان و نخبه ای که داره بسیار منظم و دقیق هست و بسیار در دوران جنگ و تعطیلی کشور به فکر ما بود و بیمه ها تمام و کمال رد شد- حقوق ها و عیدی به موقع پرداخت شد که بعدها متوجه شدیم که مدیر عامل شخصا با هماهنگی ریس بانک با وجود تعطیلی بانک ها واریزی های ما رو انجام می دادند که ما در اون شرایط بد با مشکل مالی شدید مواجه نشیم حتی یک مبلغ هم به عنوان کمک هزینه ایام جنگ برای ما واریز کردند که وقتی برگشتیم متوجه شدیم که قرار نیست اون مبلغ و از ما پس بگیرند. حتی پک نوروزی هم که امسال تو اون شرایط امکان تامینش نبود برای عید غدیر آماده و به ما تحویل دادندکه همه اقلام موجود در پک از بهترین برندها بود یکی از مشکلاتی که من در این شرکت دارم جای پارک ماشین هست که به دلیل مراعات حال همسایگان اجازه پارک در حاشیه شرکت نداریم
سلام من یکی از کارمند های بیمه سامان در ساختمان برج سامان طبقه 8 معاونت اجرایی شرکت بیمه سامان هستم چندین ماه هست معاون اجرایی شرکت بیمه سامان عوض شده و یه آقای از بیمه بازار به اسم علیرضا بیات معاون اجرایی شده است این آدم نه تنها سواد نداره بلکه برای اینکه نشان بدهد آدم باسوادی هست به جز چندین اصطلاح انگلیسی هیچ چیز دیگه ای برای گفتن نداره زمانیکه میخواد باهات صحبت کنه آدمی به شدت چشم ناپاک و هیز هست توی این مدت جز اینکه از بیمه بازار و دیجی کالا و جاهایی که کارکرده نیرو بیاره و استخدام کنه هیچ کار دیگه ای انجام نده و یه خانمی به اسم وحیده بابایی با خودشون از همون ابتدا آوردن جدا از اینکه ارتباط غیر شرعی و کاری که باهم دیگه دارن خانم به شدت بی اخلاق و بی ادب و به شدت بوی بدی میدهند. از شرکت بیمه سامان با این همه سابقه و محیط کاری امنی که این همه سال حفظ کرده بودن برای پرسنلشون بعید بود محیط را خراب کردن به شدت محیط معاونت اجرایی نا سالم شده در این حد که مدیران و کارمندانی که آقای بیات استخدام کردن ویپ میکشند تو شرکت سیگار میکشند. معاون جدید در جدید برای اینکه نشان بدهد به روز هست و امروزی در بیشتر جلسات فوش میدهد و به شوخی از پایین تنه صحبت میکند این حال و روز واحد اجرایی شرکت بیمه سامان هست.
من فقط اومدم یه سلامی به وفایی چاه توالتی و بابای فسیل مغزش بکنم که انگار همین الان از گله خوکا با زن وا رفتش فرار کرده و شرکت زده، دیدی دنیا چقدر خوبه وفایی؟ یادته منو کشوندی تو دفترت و برای کامنتی که اینجا گذاشته بودم دست به یقه شدی باهام؟ اخی حالا هرگهی دوست داری تناول کن :))))) یه بادی اسپلش هم بخرید لطفا چون بوی سگ میدید خانوادتا. سپاس
به هیچ وجه حتی سمت این شرکت هم نرید شما نمیدونید چی در انتظارتونه و بهتره نرید همین که ساختمان شرکت یه تابلو هم نداره خودش گویای همه چیزه. یک سری مدیر احمق و پولپرست دیکتاتور که از تو جوب رسیدن به اینجا و حتی فرهنگ زندگی توی توالت رو هم ندارن قراره مداوم زندگیتون رو خراب کنن. این شرکت همون تایگره و بهتره برید نظرات اون رو هم بخونید. همین که ششصدتا اسم دارن خودش نشان دهنده همه چیزه.
بنظرم بیکار باشید بهتر از اینکه اینجا کار کنید محیط خشک مسخره مدیران بدرد نخور پارتی بازی زیراب زنی بیشتر شبیه پادگانه تا شرکت به پوشش خیلی گیر میدن کلا جای بدرد نخوریه وابسطه به وزارت اطلاعات در کل مسخره ترین شرکت دنیا تحویل پروژه هم براشون مهم نیست جاهای مختلف اطلاع رسانی کنید که تو این شرکت پا نزارن
میشه گفت یکی از بدترین شرکت هایی بوده که کار کردم. خانم میربابایی مدیر عامل شرکت و همسر رییس هیت مدیره فکر میکنن که هنوز در زمان مصر باستان زندگی میکنیم و کارمند هارو به چشم برده میبینه جالبی قضیه اینجاست که وقتی پرسنل طبق رسم همیشگی چندین ماه حقوق نگرفته ایشون جلوی چشم همه برای خودش چیز سفارش میده و اماده سفر به خارج از کشور میشه و تمامی مدت هم با دوربین در حال نظارت مجموعه هستش. شرکت فرقی با مهد کودک نداره و همیشه یکی اونجا استخدام میشه تا از دو تا بچه های ایشون مراقبت کنه و نازشون رو بکشه و هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت از کارمند ها راضی نیستن حتی وقتی که روزهای تعطیل سرکار بیای و تا دیروقت کار کنی واقعا در زندگیم انسان هایی مثل اینا ندیده بودم امیدوارم هرکی تجربه من رو میبینه به هیچ وجه وارد دام آرمین اکسیر نشه چون هم زندگیش مختل میشه هم کارش چرا که شما با آدم های تازه به دوران رسیده و ظالمی طرف هستید که جز به خودشون و منافعشون به چیز دیگه ای فکر نمیکنن
تو سایت شما یه سری آگهی استخدام هست که به نظر میاد واقعی نیستن یا اطلاعاتشون درست و کامل نیست. این موضوع واقعاً باعث میشه وقت و انرژی آدمها الکی هدر بره و حتی بعضی وقتها هزینه هم روی دستشون بذاره. فکر میکنم اگه قبل از انتشار آگهیها یه بررسی دقیقتر انجام بشه، هم اعتماد کاربرا بیشتر میشه هم اعتبار سایتتون بالاتر میره، یه سری آگهی ها از برخی شرکت ها هی تکرار میشه که برای خودشون تبلیغات و برند سازی کنن تا سایتشون توی گوگل بالا بیاد توی سرچ ها و همیشه هم آگهی دارن ولی استخدام نه. ممنون میشم این موضوع رو جدی بگیرید و آگهیهای مشکوک رو بررسی یا حذف کنید.
10 سال اونجا کار کردم ، اویل خوببود ، ولی کم کم با حون گرفتن شرکت ، کارمند ونیروی انسانی بی ارزش شد و بیشتر سود بود که مهم بود ، ریزش نیروی بسیار زیادی رو در در این سالها داشته ، شرمت به صورت خانوادگی اداره میشه، پسر وخواهر و دختر و دختر عمو و دایی و غیره ، برای رفع کُتی خوبه ولی برای پیشرف نه ، چون نه حقوق مناسبی میدن و نه جتیپیشرفت خوبی داره، فقط باید مجیزبگی و نباید نقد کنی، زمانی که اونجا بودم یادمه نیذوعای منابع انسانی میومدن توی شقکه های محازی و ویکی تجربه و کامنت های مثبت میذاشتن مه الانم دیدم دوبارهکامنت هاشونو 😄😄😄.
از نگاه فردی که بیش از ۲۰ سال بهعنوان همکار در جایگاه کارفرما با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشته و در ۹ ماه اخیر نیز توفیق حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافته است، لازم میدانم برخی تجربیات و مشاهدات خود را ثبت نمایم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با بهرهمندی از بیش از ۱۸۰۰ نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از شرکتهای شناختهشده و اثرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت محسوب میشود. حضور کارشناسان خبره، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، متخصص، آگاه و دلسوز در کنار معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، زمینه شکلگیری سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی را فراهم آورده است. این شرکت طی بیش از دو دهه فعالیت، همواره جایگاه قابل قبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و توانسته است با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه دهد. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانان جویای کار، کسب تجربههای حرفهای، یادگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه فراهم کرده است. ای کاش افرادی که در فضای مجازی به بیان دیدگاهها و تجربیات خود میپردازند، بیش از هر چیز وجدان حرفهای و انصاف را ملاک قضاوت قرار دهند و در کنار بیان نقدها و دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها، در زمان حضور و همکاری در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شوند تا امکان بررسی و پاسخگویی نیز فراهم باشد. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با اتکا به همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی خود نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده است مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. امروز نیز با برخورداری از دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندان به فعالیت حرفهای در این حوزه باشد.
برای موقعیت شغلی با من تماس گرفتند، اما نحوه برخورد واحد منابع انسانی بسیار غیرحرفهای بود. و منابع انسانی واقعا درک درستی نداره ، در زمان تماس پشت فرمان بودم و چند بار اعلام کردم که شرایط مناسبی برای صحبت ندارم. با این حال بدون اینکه ابتدا هماهنگی کنند یا بپرسند آیا زمان مناسبی برای مصاحبه است، شروع به پرسیدن تعداد زیادی سؤال فنی کردند. وقتی پرسیدم آیا این مصاحبه فنی است، اعلام شد که مصاحبه فنی جداگانه برگزار خواهد شد. با وجود اینکه چندین بار توضیح دادم در حال رانندگی هستم و امکان تمرکز روی سؤالات فنی را ندارم، همچنان سؤالها ادامه پیدا کرد و هر بار گفته میشد «این آخرین سؤال است»، اما باز سؤالهای بیشتری مطرح میشد. و من احترام گذاشتم و جواب دادم به نظر من ارزیابی فنی باید با هماهنگی قبلی و در زمان مشخص انجام شود تا داوطلب بتواند در شرایط مناسب پاسخ دهد. انتظار میرود واحد منابع انسانی حداقل به شرایطی که داوطلب اعلام میکند احترام بگذارد، مخصوصاً زمانی که فرد در حال رانندگی است و ادامه مکالمه میتواند خطرآفرین باشد. نکته عجیبتر این بود که پس از این تماس طولانی نیز هیچ پیگیری یا دعوتی برای مصاحبه فنی انجام نشد. این تجربه برای من نشانهای از بینظمی در فرآیند جذب و استخدام این شرکت بود.
از نگاه فردی که بیش از ۲۰ سال بهعنوان همکار و پیمانکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشته و در ۹ ماه اخیر نیز توفیق حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافته است، لازم میدانم برخی تجربیات و مشاهدات خود را ثبت نمایم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با بهرهمندی از بیش از ۱۸۰۰ نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از شرکتهای شناختهشده و اثرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت محسوب میشود. حضور کارشناسان خبره، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، متخصص، آگاه و دلسوز در کنار معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، زمینه شکلگیری سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی را فراهم آورده است. این شرکت طی بیش از دو دهه فعالیت، همواره جایگاه قابل قبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و توانسته است با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه دهد. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانان جویای کار، کسب تجربههای حرفهای، یادگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه فراهم کرده است. ای کاش افرادی که در فضای مجازی به بیان دیدگاهها و تجربیات خود میپردازند، بیش از هر چیز وجدان حرفهای و انصاف را ملاک قضاوت قرار دهند و در کنار بیان نقدها و دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها، در زمان حضور و همکاری در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شوند تا امکان بررسی و پاسخگویی نیز فراهم باشد. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با اتکا به همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی خود نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده است مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. امروز نیز با برخورداری از دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندان به فعالیت حرفهای در این حوزه باشد.
من اصلا کاری به خوب و بد بودن شرکت ندارم ولی روی صحبتم با اون عزیزی که نوشتن من cto طبقه ۴ به کافور نیاز دارم، گلم کاری انجام دادی هزینه اش رو ندادم ناراحتی؟ تماس بگیر حتما پرداخت میکنم از دلت در میارم اگه اذیت شدی، همه هم خوب منو میشناسی، من مثل بقیه نیستم، شماره منم دارید تماس بگیر حتما با هم صحبت کنیم.
آشغالترین محل ممکن برای کار کردن.. حق خوری،توهین،بی احترامی به کارمند از اصول اولیه هلدینگ ملاصدراست. فساد اخلاقی و مالی بین مدیرای این هلدینگ جهنمی بیداد میکنه یکیشون آرش راشدی بود. سه ماه توی این جهنم کار کردم آخرش حقوق که ندادن هیچ بعدم امید، انگیزه اعتماد به نفس منو از بین بردن. کاری کردن که یه روزی کاراشونو تلافی بکنم.. آدم بره اسنپ بهتره تا توی جهنمی به اسم هلدینگ ملاصدرا کار بکنه
یکی از بدترین و بی لول ترین شرکت های تبریز همین شرکته تمامی افراد به شکل اجباری کار میکنن بعضی برای درامد چند ماهه، بعضا دانشجو ها و سرباز ها و همگی بعد از پایان تکلیف و نیاز از این شرکت فرار میکنن و میرن پی زندگیشون . اصلا و اصلا و اصلا اینجا رو برای کار کردن انتخاب نکنید حتی اگر مجبور بودین.تنها مزایای شرکت هم شیر آبه آشامیدنیه که تو مزایا تیک زدم :)))))
این آگهی های استخدام که شرکت داره رو جدی بگیرید که هر روز 20 تا 30 تا آگهی میده. چون عمر نیرو تو شرکت چند ماه بیشتر نیست و همه فرار می کنن. از نظر فنی جالب نیست و نه تنها چیزی یاد نمیگیری هر چی هم بلدی قراره یادت بره. جای پیشرفت نداره و فضا بسیار مسموم هستش. مزایایی داره ولی بدی هاش زیاد و مزایا هم کوچیک می کنه. امیدوارم توسن به خودش بیاد و مسایل فنی و کاری رو بهتر کنه.
مطالبی که در ادامه بیان میشود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت بهمنظور اطلاعرسانی درباره واقعیتهای رخداده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه میگردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیتهای موجود و اطلاعرسانی درباره وقایع رخداده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود. شرکت دوار صنعت سپنتا واقع در پایین تر از میدان ونک- برج خورشید
مطالبی که در ادامه بیان میشود، صرفاً در راستای انجام وظیفه و از سر احساس مسئولیت بهمنظور اطلاعرسانی درباره واقعیتهای رخداده و آنچه عملاً اتفاق افتاده است، ارائه میگردد.... هدف از بیان مطالب حاضر، صرفاً انعکاس واقعیتهای موجود و اطلاعرسانی درباره وقایع رخداده، بدون هرگونه اغراض شخصی، است.... همه چی از تاریخ 20 اردیبهشت ماه 1405 (2585) شروع شد، من رزومه از طریق سایت جاب این جاب برای این شرکت فرستادم و یه عصری هماهنگ شد برم برای مصاحبه... در ابتدا یه محیط خوب و اوکی بود، یه خانم بودند که مسئول مشاوره مالیاتی و یه جورایی هم مدیر مالی...... از من یک سری سوالات پرسیدند و منم صادقانه پاسخ دادم ... و ایشون یه سری توضیحات دادند درباره روند کاری و شرکت.... اینکه دو دفتره هستند و خیلی خیلی خیلی خیلی نیروی حسابداری اومده و رفته ( به نقل از ایشان: اکثرا می اومدند شو بازی می کردند و خاله زنک بازی و...) کلیییی سند مونده که باید ثبت بشه چه رسمی ها و چه غیر رسمی ها...... منم گفتم مشکلی نیست من کلا تو زمینه رسمی زیاد کار کردم و از صفر تا صد رو میتونم ( به قول معروف از پی سازی شروع کنم تا استخوان بندی شکل بدیم و..) فقط رسمی رو گفتم خانمه از این صحبت من استقبال کرد و گفت از فردا (21 ام - ساعت 8.30) بیا شروع به کار روز 21ام : من سر ساعت 8.30 رسیدم شرکت ، و یکم صبحانه ای و چایی بخورم شد حوالی ساعت 9 ، یه خانم محترم که حسابدار ارشد بودند، اومدند احوال پرسی و ارائه توضیحات لازم در خصوص نحوه انجام کار ها وسیستم حسابداری که به شکل هست و............ در ابتدا سند تنخواه رو داند من بزنم و یه چند دقیقه ای که من درگیر سند زدن بودم، ازشون پرسیدم : شما راضی هستید؟ خودتون چند وقته اینجا هسیتد و.......... که بهم گفت : من امروز روز آخرمه که اینجام.......://// من نزدیک به 2 هفته اینجا بودم و دارم میرم یکم جا خوردم اولش وگفتم معمولا همه یه هفته ای یا نهایت ی ماهه میرن .... چرا 2 هفته حالا؟؟؟ شروع کردیم به صحبت یکم راجب شرکت و مدیریت و گفت از اوکی هستی بعد از شرکت بیشتر راجبش صحبت کنیم ( شایان به ذکر است: از تایم های استراحت و ناهار و.... صرف نظر میکنم و بیشتر به مطالب مهم می پردازم) حوالی ساعت 17.30 شد ، رفتیم بیرون از شرکت و مفصل و کامل راجب شرکت صحبت کردیم مدیر عامل یه آقایی هست به اسم امیر فرا....ز...مند بکه به شــــــــــــــــــــــــدت بی شخصیت و اصلا حیف صد حیف که کلمه مهندس برای ایشون به کار بره اصلا چیزی به نام شعور، منطق، درک، فهم و از همه مهم تر وجدان نداره و نخواهد هم داشت ( جلوتر اشاره میکنم دوباره) این آقا کلا هیزه و توی یه شرکت که همه پرسنل خانم هستند ( مخصوصا قسمت فروش) قفلی و 24 ساعته روی دوربینه تک تک رفتار و اعمال و حـــــــــــتــــــــــــی شنود میکنه صحبت های کارکنان رو.......... یه لحظه در حد یه استراحتی یا تعارف خوراکی بری پیش بچه های فروش، طوری تخریب شخصیتت میکنه که قابل بیان نیست بعد جلوتر ، میاد بالا سرت مثلا داری سند مثلا تنخواه میزنی یهووووو میاد تو با یه فاکتور فروش بدوووو بدوووو برو مودیان بدوووو اینو بزننن بدووو بدووووو برو جامع تجارت خروج کالا بزن بدوو بدووووو اینو پرینت بگیر اصلا انگار ن اتگار داری کاری انجام میدی و............ بعد اگه حرفی بزنی مثلا بگی آقا من الان درگیرم حالا یه چند دقیقه بعد میشه لطفاً شروع میکنه به حرف زدن برو بابا کار چیه عرضه نداری همزمان کاراتو مدیریت کنی فلان من میگم یعنی همین الان . بحث نکن با من......... بعدش گفت ساعت کاری تا 17 هست ، یه وقتایی مثلا مثال بالا کارهای بین مریضی میاد و شاید نرسی به کارهای جاری برسی ، میاد میگه به من اصلا ربطی نداره کاراتو بکن بعد برو اضافه کاری هم اصلا بهت نمیدم من دارم بهت حقوق میدم که کارامو درست و به موقع بزنی .. مشکل خودته که نمی تونی مدیریت کنی بشین انجام بده بعد برو بعد در آخرگفت: پول درسته مهمه و الان هم دوران سختیه واقعا ولی همین که اوضاع سخته این آدم هم داره روح و روانتو میریزه بهم و اصلا آرامش و امنیت شغلی واقعا نداری.... من سر همین بود 2 هفته بیشتر نتونستم تحمل کنم ، قبل از تو ( منظورش من تازه وارد) خیلی ها اومدن 2 روزه، 3 روزه، یه هفته ای.... حتی یه روز کامل هم نموندن این آدم ( مدیرعامل) رفتار غیر منطقیش خــــیـــــــلــــــــــی بیشتر از منطقی که نداره بیشتره حتی بهم پیشنهاد داد اگه واقعا گرفتاری داری و نیاز به این پول اینجا داری باید اعصاب فولادی داشته باشی ،اما نه دغدغه یا مشکلی نداری واقعا برو و فردا هم نیا........ منم یه چند ساعتی فکر کردم و جدا از هرچیزی واقعا یه دغدغه ای داشتم و مجبور شدم فردا رو برم ولی گفتم با خودم نهایتا یه هفته آزمایشی میرم بعد تصمیم میگیرم.... 22 ام: شروع به کار کردم و واقعا همه چی به معنای خود واژه ""بی در و پیکر" و " بل بشو" و " شلخته و بی نظم" دیدم واقعا راست گفته بود ، رکود گینس داشتند ، نیروی حسابداری میگرفتند و سریع هم اخراج می کردند ..... منم با اینکه دوست داشتم از پی شروع کنم تا اخرش، آستین بالا زدم و شروع کردم به کار کردند...... از تهیه زون کن بگیر تا اصلاح سندهای حسابداری (ماهیت های اشتباه) یا اصلا ثبت تو سیستم نشده بود و... از شانس بد من هم، اخرای ماه بود باید لیست بیمه و حقوق و مالیات درست میکردم..... روز دوم کاریم بود که مدیر عامل منوصدا کرد گفت بیا اتاقم، یه قرارداد داد سه ماهه جلو با سفته 200 میلیونی!!! منم گفتم اگه اجازه میدید ی هفته آزمایشی فعلا پیش بریم بعد قرارداد و سفته!!!!! باز با یه لحن بدی گفت نخیررر همه روز اول قرارداد و سفته میگیرم ازشون و توی قرارداد هم نوشتم هفت تا ده روز آزمایشی... خلاصه به زور اینا از من سفته وقرارداد گرفت، منم ازشون عکسی گرفتم و رسید سفته هم ازش گرفتم فرداش:: وسط کار بودم که یهو دروباز کرد...خببببب چییییکار میکنی.....؟؟؟؟ ها بگو ببینم گفتم دارم سندهای دریافت و پرداخت رو ثبت میکنم... گفت ولش کن برو سامانه مودیان بدو بدو کد بگیر دوو بدو برو اینارو رد کن بدوو می خواهم پول ازشون بگیرم بدووو منم یه سری فاکتور ازش گرفتم رفتم قسمت فروش که یکم راهنمایی و سوال ازشون بپرسم، صدام کرد ، بیااااا ااینجا .... برو پشت میزت اصلا هم بیرون نیااااا. اصلا با بچهای فروش باهاشون ارتباط نگیر کاری هم داشتی اونا باید بیان اتاقت ( بعد شروع کرد به غیبت کردن و پشت سر همکارا حرف زدن، حتی از نفرات قبلی هم شروع کرد به حرفای بد راجبشون زدند ..... کلا همه بد عالم فقط این یوسف پیامبره) یه هفته این طورا گذشت، بنا به درخواست مدیرم، گفت کارای ارزش افزوده داریم و بهم کمک کن ، اضافه کاریت هم بهت میدم منم چون مدیرم منو تایید کرد و بهم یک سری کارا سپرده بود به خاطر ایشون موندم ، حتی تا 10 شب و 11 شب موندم به مدت 3 روز.. که به ایشون کمک کن و کارا خوب پیش بره ( از همون اول هم هدفم هم همین بود) اخرای ماه شد، متاسفانه سر بیمه به یک مشکلی برخودم که جدید بود برای من، برای کارفرما که بیمه رد میکردم هی ارور بازدادند میداد و نیمشد بیمه رو رد کنم...... مدیر عامل هم بهم گفت : من نمیفهم چیه اگه جریمه بشم از حقوق تو هشو کم میکنم :/ هرچه قدر هم بهش توضیح دادم اصلا انگار ( آب توی هاون کوبیدن بود) تو گوش خر یاسین خوندن بود.... سر همین موضوع من 3روز پشت سرهم تا پنج شنبه هم مدام میرفتم شعبه تامین اجتماعی.... ( از بس گاو پیشونی سفید بود اون شرکتته، هرکی میرفتم پیشش میگفت: الان اومدی؟؟ این همه ما نامه پیام زنگ اخطاریه فلان که مشکل داره کد بیمه کارفرما به مشکل برمیخورید ... الان آخر ماهی یادتون افتاده بیان....) حتما باید جریمه بشید تا متوجه بشید........ خلاصه با هزاران راه و خوش زبانی و خوش برخوردی درست کردم مشکل رو.... توی همین اوضاع که من خودم تکی کارامو میکردم، یه نفر آقا هم که حسابدار ارشد به جمع اضافه شد. طرف اصلا بلد نبود حتی با سپیدار کار کنه..... ( من هم کلا آدمی هستم دوست دارم یادبدم اگه چیزی بلد باشم) بهشون آموزش دادم برنامه رو .... مودیان هم تا حدودی بهشون توضیح دادم...... یهو وسط های کار دیدم ، داره کارهای منو انجام میده!! گفتم حقوق و دستمزدها باید اصلاح بشه سندشون..... آخرای ساعت کاری بود مدیر عامل صدام کرد گفت بیا: من ازت می خواهم ( 4تا کارتن موز) تو سندهایی غیررسمی هست که باید توی هلو ثبت بشه........ از امروز کارهای غیررسمی انجام بده .... اون آقای حسابدار ارشد هم کارهای رسمی. من با نهایت احترام و کمال ادب گفتم: من روزی که اومدم برای مصاحبه گفتم فقط تجربه رسمی دارم و تحصیلاتم و حرفه هم فقط برای امور رسمی و قانونی هست ولــــــــی اگه چیزیه باز با مدیر مالی یه صحبتی بکنید.... گفت باشه.... حالا بعدا صبحت میکنیم.((( یادتون باشه فقط))) 2 خرداد: من طبق اصول خودم همیشه اول و دوم هر ماه تایم شیت درمیارم، لیست حقوق و دستمزد آماده میکنم، مرخصی ، مامویت رو با پرسنل و تایم شیت هاشونو باهاشون چک میکردم ... همه رو حاضر و اماده می کردم و برای مدیرم فرستادم که تایید کنه...... ایشون واقعا با اون همه مشغله و حجم کاری ، لیست های منو بررسی و چک میکرد و تماس میگرفت بدم به مدیرعامل که واریزی هاشو انجام بده ( اخر هفته هم تعطیل بود بچها شارژ بشن) دادم به مدیر عامل، گفت الان نه بعدا، کارهای مودیان رو انجام ، خروج هارو بزن( کلا گیرش رو مودیان بود فقط) مدیرم تماس گرفت که برم مالیات پیش ممیز یه سری نامه اینا هست باهاشون هماهنگ کنم و انجام بدم منم تا ظهر درگیر مالیات بودم روز آخر 5 خرداد: همه کارامو انجام دادم، لیست حقوق رو مجدد دادم به مدیرعامل، داشتم کارهای روز شنبه رو از الان اماده میکردم ( فهمیده بودم سال 1404 برای یک ماه کامل، بیمه پرسنل رد نشده بود- می خواستم پیگیری کنم اونو برای شنبه) حوالی بعد از ظهر بود به همه پرسنل مبلغ علی الحساب واریز شد جزء من ساعت 17 شد و من میخواستم برم، دوباره مدیرعامل صدام کرد گفت بیا: رفتم پیشش گفت من یه نیروی کمک حسابدار گرفتم از شنبه میاد، تو توی رزومت گفتی غیررسمی بلد نیستی ( سریع گفتم خیر اینو نگفتم، گفتم انجامش نمیدم – من همه درس وقانون و تجربه ای که دارم سر رسمی هست ولی نگفتم انجام نمیدم) گفت خب من به دردم نمیخوره من یکیو می خواهم هرچی من بگم باید بگه چشم، انجام میدم، من دارم بهت حقوق میدم من دارم بهت نون میدم من مدیرتم من همه کاره ام گفت از شنبه نیا دیگه ، الان هم میگم تسویه اتو انجام بدن برو به سلامت منم گفت عزیز ببخشید قرارداد دارم 3 ماهه!!! گفت نه دیگه توش 7 تا 10 روز آزمایشیه، گفت اره قبول ولی فکر نمیکنید از 10 روز هم بیشتر گذشت ( طرف 30 روز مهلت داده بود، روز 31 ام حمله کرد) گفت نه ازمایشی بود همش.... منم گفتم لااقل قبلش میگفتید اخه 5 روز گذشته الان میگید، چرا قبلش اخطاری یا چیزی نگفتی؟؟؟ گفت من کمک حسابدارمو امروز گرفتم منم بلند شدم درو محکم بستم رفتم بیرون از اون شرکت بعد در اولین فرصت اقدام کردم به شکایت ازش کردم...... بعدا هرجا رفتم پرسیدم ( منظورم اداره کار) گفت اصلا همین که گفت غیررسمی انجام بده و تو انجام ندادی، غیر قانونی و غیر موجه قانونی تورو اخراج کرده.... بعد تو 3 ماه قرارداد داری ازش ... در کل خواستم بگم با اینکه کوتاه مدت ترین تجربه کاری من بود، من تنها هدفی که داشتم درست کردن کارها بود و انجام صحیح مسئولیتی که در اختیارم بود ( با اینکه تک نفره بودم ولی قد یه تیم نهایت تلاش و کوششمو گذاشتم) دوم، هوای پرسنل رو داشتن ، پیگیر پورسانت هاشون، واریزی به موقع حقوق ، حق و حقوقشون، کمک کردن کاری و حتی این اخری که یک ماه بیمه براشون رد نشده بود میخواستم براشون یه اقدامی انجام بدم ........ ولی همین روز آخری اون مبلغ علی الحساب براشون واریز شد و من توستم اون بت ای که داشت رو بشکونم، همین همه خوشحال شدند و لبخند اومد رو لبشون، آخرهفته اشون رو با خوشی شروع بشه ، برای من قد همه چی ارزشمند بود.
شرکت بسیار بسیار ضعیف در سطح مدیریت و کارکنان.چارت سازمانی، حدود اختیارات، رفتار و کنش حرفه ای و منابع انسانی مفاهیم تعریف نشده در این شرکت هستن. دوربین با امکان ضبط صدا که به کارمندان اعلام نمیشه و فرهنگ زیراب زدن فقط نشان دهنده ضعف بسبار زیاد مدیریت و آگاه بودن خودش به مدیریت ناکارمد هست. تو این شرکت مهارت، تجربه ، متعهد بودن هیچ ارزشی نداره و صرفا باید لینکهای دیگری لا مدیریت داشته باشین. محیط بشدت سمی با مدیر بیسواد و پرادعا که متاسفانه به هیچیک از چهارچوبهای اخلاقی و حرفه ای پایبند نیست.ورود و خروج زیاد پرسنل و عدم پرداخت مزایا را هم اضافه کنید.در انتها اگر برای شخصیت، اعصاب و حرفه تون ارزش قائل هستین حتی به ارسال رزومه هم برای شرکت رویین پولاد فکر نکنید.
مصاحبه فنی بد نبود، فقط حس کردم ادمهاشون یک جورین، بعد فنی زیاد قوی نبود ببشتر سعی داشتن خودمو بشناسن تا توانایی هامو، به هرحال تایید شدم و رسید مصاحبه منابع انسانی دو نفر خانم داخل اتاق بودن، خانومی که پشت میز بود عدد و حقوق رو بهم گفتن در انتهای مصاحبه، خانم جوانتر که فکر کنم تازه کار بودن و از روی دفترچشون سوال میکردن و نکات رو مینوشتن انگار تازه کار بودن و یکسری سوالای روتین و معمولی رو میپرسیدن و انکار بازجویی و مچ گیری میخواستن بکنن که به نظرم خیلی ضعیف بودن توی مصاحبه به هرحال توافق نشد و ما نرفتیم اون شرکت
سلام و عرض ادب، تجربه کاری من در این شرکت بسیار مثبت بود مدیریت قوی و فضای کاری دوستانه از مهم ترین ویژگی های آن بود. امکان دریافت وام برای کارکنان که کمک قابل توجهی در رفع نیازهای مالی ایجاد می کرد. مدیران دلسوز، حرفه ای و توانمند که همواره از کارکنان حمایت می کردند و برای توسعه آن ها اهمیت قائل می شدند. پرداخت پاداش بر اساس عملکرد و قدردانی از تلاش آن ها و همچنین فرهنگ سازمانی بسیار مثبت و جو کاری مطلوبی که همکاری بین همکاران را تسهیل می کرد و باعث حس تعلق و رضایت شغلی میشد. همچنین توجه به رفاه کارکنان بطور مثال با ارائه پک ها و هدایای مناسبتی در مناسبت های مختلف که نشان دهنده ی توجه شرکت به کارکنان بود. خلاصه به نظر من مدیریت قوی و فضای کاری کاملا حرفه ای این شرکت را به محیطی مناسب برای کار و رشد حرفه ای تبدیل کرده است.
این شرکت با توجه به مدیریت جوان و نخبه ای که داره بسیار منظم و دقیق هست و بسیار در دوران جنگ و تعطیلی کشور به فکر ما بود و بیمه ها تمام و کمال رد شد- حقوق ها و عیدی به موقع پرداخت شد که بعدها متوجه شدیم که مدیر عامل شخصا با هماهنگی ریس بانک با وجود تعطیلی بانک ها واریزی های ما رو انجام می دادند که ما در اون شرایط بد با مشکل مالی شدید مواجه نشیم حتی یک مبلغ هم به عنوان کمک هزینه ایام جنگ برای ما واریز کردند که وقتی برگشتیم متوجه شدیم که قرار نیست اون مبلغ و از ما پس بگیرند. حتی پک نوروزی هم که امسال تو اون شرایط امکان تامینش نبود برای عید غدیر آماده و به ما تحویل دادندکه همه اقلام موجود در پک از بهترین برندها بود یکی از مشکلاتی که من در این شرکت دارم جای پارک ماشین هست که به دلیل مراعات حال همسایگان اجازه پارک در حاشیه شرکت نداریم