برای من چند ساله که در این شرکت کار میکنم و واقعا تفاوت زیادی میبینم با چیزی که در برخی کامنتها بهعنوان تجربه مطرح شده بود. در این مدت همواره فضای کاری دوستانه و محترمانه بوده و رابطه میان همکاران به خوبی حفظ میشد. مدیریت همواره تلاش میکرد فضایی آرام و منصفانه برای کار فراهم کند. از لحاظ حقوق و شرایط کاری، تا الان مشکلی نداشتم و روند کار مشخص بود. از نظر فنی هم اینجا محلی برای رشد و یادگیری بوده و نکات زیادی یاد گرفتهام. همکاران معمولا از هم حمایت میکنند و کار تیمی واقعا معنا پیدا میکند. طبیعی است هر فرد تجربه متفاوتی داشته باشد، اما به نظر من با یک دلخوری نباید کل مجموعه را زیر سوال برد. من از کار کردن در اینجا رضایت دارم و همچنان هم دارم. هر کس باید بر اساس تجربه خودش نظر بدهد. این تنها تجربه چند سال کار من در این مجموعه است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
احساس کردم که با وجود حضور چنین شرکتهایی برای آشنایی دقیق با فضای کاری، گاهی ممکنه تصویر واضحی از وضع کار کردن به دست نیاد. به گفتهی این کاربر، در زمان فعلی که شب عید است تصمیم گرفتم تجربهام را بنویسم تا روشنتر بشود موضوع. الان در تاریخ هشتم اسفند سال هزار و چهارصد و چهار، حقوق دی ما به تازگی و حدود بیستم اسفند پرداخت میشود که این به معنای کار بیدریافت در ازای تورم است؛ حقوق بهمن هم تنها حقوقی است که با تاخیر بیست روزه همراه میشود و در اسفند هم با همین تاخیر به جزئی از حقوق دی اضافه میشود و حقوق اسفند به اردیبهشت سال بعد میرود تا تاخیر ماه و نیم حفظ شود. در نتیجه موقع نیاز مالی شب عید فشار هست و پولی در دست نیست. یکی از نکات مهم این است که چون پایه حقوق پایین است، عیدی و سنوات آخر همکاری بر اساس همان پایه محاسبه میشود و در نهایت به شما فقط دو برابر پایه عیدی تعلق میگیرد که ارزش زیادی ندارد؛ به عنوان نمونه برای سال ۱۴۰۴ حدودا معادل ۳۰ تومان عیدی میشود. همچنین آیتمهای غیرنقدی مانند آجیل و کمکهای عید به صورت قابل توجهی کمرنگ است و شرکت به نظر کمتر حمایتی ارائه میکند. در موقع استخدام هم ممکن است وعدهای بدهند که بعدا خبری از آن نیست. عیدها تعطیل است و از مرخصی شما کسر میشود، اما مجموع مرخصی سالیانه شما ۲۶ روز است و به دلیل اینکه روزهای کاری ۹ ساعت هستند، هر روز مرخصی باعث کسر یک روز و صد و چهل دقیقه از کل ۲۰۰ ساعت میشود؛ در واقع به لحاظ عملی شما تنها حدود بیست و یک روز مرخصی در سال دارید، نه بیست و شش روز طبق قانون کار. و در نهایت، میخواهم بگویم مجموعهای از معایب شرکت وجود دارد که نمیشود آنها را به طور کامل در یک متن جا داد.
با وجود تعویض نگاه اولیه نسبت به شرکت میاره، تجربهام را اینطور روایت میکنم که هیچ مدارک لازم را کامل نکردم تا بتوانم شیفت رزرو کنم و بعد با بیست امتیاز منفی مواجه شدم به دلیل اینکه نگرفتم سفارش در شیفتی که داشتم. تصمیم گرفتم برنامه کاری را حذف کنم و از همان ابتدا مشخص بود که وضع از چه قرار است. قوانین شرکت به نظر یکطرفه میآمد و من هر دویست و سیسه مورد را دقیق خواندم، انگار با فردی روبهرو هستم که مجرم را تحت پیگیری دارد و دوران حبسش را سپری میکند. این تجربه از نظر من نمونهای روشن از کلاهبرداری بود.
یک سال حضور در شرکت فناوری و راهحلهای هوشمند سپهر را تجربه کردم و اکنون میخواهم شرح اجمالی از آن ارائه دهم. در ابتدای کار وقتی پذیرفته شدم، تصور میکردم اینجا فرصت مناسبی است اما به مرور رفتارها به نظر ناهمسو با ادعاهای اولیه آمد. مسئولیتها را به من واگذار میکردند و به نظر میرسید فرقی با سایر کارکنان نیستم؛ گویی فقط کارگری معمولی به نظر میآمدم که باید با همان فشار و سختی کار کنم. مدیریت شرکت و به خصوص یکی از همکاران که نامی جز م را داشت، به شکلی سختگیرانه با من برخورد میکردند و تا حد زیادی مرا به زحمت میانداختند. در مواقعی که قصد داشتم زودتر از پایان قرارداد تقاضای استعفا بدهم، تهدید به پیگیری قانونی با استفاده از سفتههایی که بهعنوان تضمین داده بودم، میشد. با وجود اینکه حقوقی که پرداخت میشد بسیار پایین بود، بهطور مداوم احساس میکردم که در کنار پرداختی ناچیز، از نظر زمانبندی و تعهدات همواره در فشار هستم و باید ساعات طولانی کاری انجام دهم. در مجموع، تجربه یک سالهام از این شرکت برایم حس تلفشدن وقت داشت و به نظر میرسید که شرکت به دنبال پرسنل تماموقت و بیوقفه است تا حجم کار را پاسخ دهد.
جناب آقایان نفیسی، امینی ، ابراهیمی که از دست اندرکاران ، دزدان و قالتاقان واحد شبکه یاس هستند و به شغل خانوم بازی و دزدی مشغول هستند . خانم فرهادی بعنوان مدیر منابع انسانی کیر تو دهنت . مدیر عامل شرکت کیر تودهنت . یه مشت آدم نفهمه بدرد نخور و لاش گوشت. آشغال گوشتهای حروم خوره دزد . کثافتهای بیشرف . شاشیدم سر در شرکت یاس
واقعا یکی از بهترین تجربههای من همینجا بود، بهویژه از نظر منظم بودن پرداختها. حقوق همیشه بهدرستی یا حتی زودتر از موعد واریز میشد و چنین ثباتی در شرایط اقتصادی حال حاضر خیلی ارزشمند بود. بیمه بهطور منظم رسیدگی میشد و بیمه تکمیلی هم وجود داشت که نگرانی بابت درمان را کمتر میکرد. وقتی آدم بداند حقوق و مزایایش کامل رعایت میشود، با دلگرمی بیشتری کار میکند و امنیت شغلی هم احساس میشود. این حس امنیت باعث شده تا تمرکلم صرف پیشرفت وظایفم شود و کمتر جایی را دیدم که اینقدر نظم و تعهد همزمان وجود داشته باشد؛ بهنظر من، یکی از بزرگترین نقاط قوت این مجموعه همین است.
شرکت تایگر را تجربه کردم اما واقعا حس میکردم در خانهای از فرمانروایی خانوادگی سختگیرانه گیر افتادهام. رئیس اصلی، پیر خانواده است که ذهنش با گذشت زمان کند میشود و اغلب نمیتواند به طور مستقیم کارها را مدیریت کند؛ اما هر از گاهی وارد میشود، سلام میکند و به نظر میرسد میخواهد نشان دهد که حضور دارد. برخی اوقات با آرامش آرام وارد میشود و به من و همکاران تذکر میدهد که چرا تمرکز نکردهایم یا کار درستی انجام ندادهایم. در این شرایط، فشار اقوامی از نیروهای دیگر هم به همراه میآید تا با مقایسهها و یادآوریهای مداوم، حس کنید که شما هم باید همانند آنها کار کنید و با صرف ساعتها کار و ناهار کوتاه، از دیگران عقب نمانید. در این میان با افزایش نرخ برداشت از حقوق برای مواردی چون تاخیر، کشیدن سیگار یا پوشش نامناسب، تقاضا میشود که مبالغی کسر شود و در نهایت کارمند دریافت نکردهای هم بدهکار شوند. نخستوزیرخانه—پسر ناخلف خانواده—صرفا با صدای بلند و پشت دوربین حضور دارد تا نظارت کند، اگر پدر نارضی باشد پس از دیدن وضعیت، با زبان تند واکنش نشان میدهد و از مدیریت دقیق شرکت سخن میگوید. این افراد بهطور مداوم بهدلخواهی خود تکیه میکنند و از مواردی که به نفعشان است بهره میبرند، اما باقی مواردی که به ضررشان است کنار میگذارند. آیینهای مرخصی نیز به گونهای محدود شده است، بهطوری که هر ماه تنها دو روز اجازه مرخصی دارید که برای آن باید از چهل و پنج نفر امضا و اثر انگشت بگیرید و در صورت تأیید مدیر به دفتر مربوطه مراجعه کنید. بهعلاوه، در طول مرخصی همچنان با شما در تماس خواهند بود. تاخیرهای طولانی هم به شکل محسوسی جریمه میشود؛ برای نمونه تاخیری طولانی میتواند منجر به کسر حقوق شود. به ویژه در فصل نزدیک به عید، رفتارها و شیوههای مدیریتی به شدت تحتنظرند تا مبادا عیدی یا حقوق شما از دست برود، اما پس از عید و با انعقاد قراردادهای جدید، هیئت مدیریتی دوباره به حالت دوستانه و مهربان تغییر میکند و مسیر روال کار به روال سابق میافتد. امکانات رفاهی اولیهای چون آب، نوشیدنیها و سرویسهای بهداشتی تا حد امکان فراهم نیستند؛ شرکت فقط دو سه دستگاه آبسردکن دارد و معمولا آب را از مخزن پر میکنند بدون اینکه بهروز رسانی کنند. چای هم با بیسلیقگی آماده میشود و گاهی تفالههای نوشیدنی تا پایان روز در لیوانها باقی میماند. برخورد با سرویس بهداشتی هم به گونهای است که بوی ناخوشایندی دارد و گاه به لولهکشی و مشکلات فنی اشاره میشود که کارکنان را به استفاده از سایر طبقات هدایت میکند تا از نظر مدیریتی مخفیانه جابهجا شوند. در این محیط، به نظر میرسد مدیریت انسانی با رویکردی کنترلگر و بعضا تحقیرآمیز عمل میکند و وضعیت را به گونهای مدیریت میکند که ارزش زمان و انرژی کارمندان به چشم نیاید. به طور کلی، تجربهام از این شرکت نشان میدهد که فضای کاری به شدت کنترلگرانه است، با معیارهای غیرمنصفانه برای مرخصی و حقوق و با نظارت دائمی که گاهی به فشار روانی منجر میشود. بهرهگیری از منابع انسانی و فراهم کردن امکانات پایه نیازمند بازنگری جدی است تا تعادل بهتری بین کار و زندگی ایجاد شود.
توی تایگر، به من گفتن که اینترنت رو با سیاستهای داخلی شرکت محدود کنن و دسترسی به اکثر سایتها بسته میموند مگر اینکه از قبل اجازه داده باشن. واقعا تعجبآور بود که دو راه برای این کار ارائه شده بود: یکی مرورگری که خود شرکت ساخته بود و در اون فقط سایتهای مجاز باز میشدن و بسته به نوع کارت کاربر، دسترسی به یک سایت خاص ممکن میشد؛ و دوم افزونهای برای گوگل کروم که دقیقا همین کار رو انجام میداد. علاوه بر این، امکان لاگگیری از فعالیتهای مرورگر و افزونه هم وجود داشت تا بفهمن به کدوم سایتها رفتهام و شاید با من برخوردی صورت بگیره. جالبه، نه؟ به نظر میرسید اگر دنبال اینترنتی کاملا تحت کنترل شرکت هستی، تایگر گزینهی مناسبی باشه و حتما باید درش استخدام شد.
در این دانشگاه، به نظر من هزینهها خیلی بالا است و هر ترم بیشتر میشود. از طرفی، وضعیت اقتصادی دانشجوها باعث شده اساتید هم به مرور با فشارهای مالی مواجه شوند و از دید من گاهی نمرهها نسبتا پایین میشود. امکانات مناسبی وجود ندارد و به نظر میرسد کیفیت اعضای علمی هم راضیکننده نیست. بین دانشگاه آزاد و غیرانتفاعی تفاوت مشخصی احساس میشود، اما به نظر من اینجا شهریهاش با دانشگاه آزاده برابر است و امکانات و اساتید دانشگاه آزاد بهتر به نظر میرسد. در مقایسه، در اینجا گاهی نمرات بالای ۱۵ نیستند. ساعات حضورم در دانشگاه فشرده است؛ از شنبه تا سهشنبه با کلاسهای پشتسرهم، ابتدا ساعت ۸ صبح و در برخی مواقع تا ساعت ۵ عصر ادامه دارد.
وقتی وارد نوبیتکس شدم حس کردم محیط کار چندان دوستانه نیست و برای برخوردها واقعا باید موضعی آرام و منظم را حفظ میکردم. به نظر میرسید رفتار بعضی همکاران با من مانند یک واحد کاری در نظر گرفته میشود و گاهی تفاوت زیادی بین نحوهی رفتار در جمع و فضای خصوصی وجود داشت. با وجود اینکه فضای کلی به ظاهر حرفهای بود، گاهی گویش و رفتار برخی افراد ریزبینانه و محدودکننده به نظر میآمد؛ بهویژه در برخوردهای روزانهای که از جانب برخی نفرات کوچولو و غیررسمی صورت میگرفت. از منظر مدیریت داخلی، مشکل خاصی نبود اما برخوردی که بعضی افراد داشتند، کار را دشوار میکرد. خبر خوب این بود که دستمزد من منظم بود و مزایای اضافه مانند خوراکیهای روزانه و وضعیت پرداخت بهموقع وجود داشت؛ این برای من از لحاظ مالی اهمیت بیشتری داشت تا سایر موارد. با این حال، تجربه نشان داد که داشتن آرامش روانی و احترام متبادل برای همکاری مؤثرتر است.
مدتها بعد فهمیدم که مسیر این مذاکرات فقط پوششی بود برای جلب رضایت و در نهایت بیفایده بودن آن. من سال گذشته با این موسسه قرارداد بستم و رزومهام را هم بسیار خوب ارزیابی کردند. اما بعد از یک سال متوجه شدم که ما را به کار واقعی نمیفرستند و تنها برای فرستادن ایمیلهای مکرر درباره مدارک مختلف از من تقاضا میکردند. در عمل هیچ کاری انجام نمیشد و به نظر میرسید که هدف، سردرگم کردن و ناامید کردن کارجویان است تا مهاجرت را کنار بگذارند. این تجربه را فقط با این نتیجه به پایان میبرم که رفتارها و توضیحات آنها نشان میدهد چگونه برخی موسسات بهانههای غیرواقعی میآورند و از شکلدهی درست یک مسیر شغلی جلوگیری میکنند.
در یکی از بدترین تجربههای کاری که تا حالا داشتم، محیطی بود که همکارانش به شدت عقدهای و قدرتمندنما به نظر میرسیدند. هر لحظه احتمال داشتن فضای زیرابزنی و بیحرمتی اجتماعی وجود داشت و رفتارهای غیرحرفهای در همهجا دیده میشد. آرامش روحی و روانی در آنجا معنا نداشت و بدون دلیل، احساس ناامنی و استرس بالایی تجربه میکردم. اگر بخواهم واقعبینانه بگویم، گاهی احساس کردم که باید به حساب خودم کار کنم و تنها با گذر زمان میشود از این جو عبور کرد؛ درک میکردم که دنیا آنجا تا چه اندازه تاریک میتواند باشد و با هر تصمیمی که گرفته میشد، فشار و تهدید بیشتری احساس میکردم.
به خاطر این تجربه، میخواهم توضیح بدهم که در شرکت موج پژوه البرز چه چیزی بهعنوان فرهنگ حرفهای دیده میشود. رویکرد اینجا بهگونهای است که کار را با ترس اداره میکنند، با تحقیر نفس میکشند و با جریمههای سنگین سود میبرند؛ دیگر نمیشود از آن بهعنوان یک مجموعه حرفهای یاد کرد، بلکه بهعنوان سیستمی سوءاستفادهگر در نظر میآید. امنیت شغلی در چنین فضایی تنها شوخی تلخی است و هر روز با تهدید، فشار روانی و نگاه از بالا به پایین آغاز میشود. مدیرانی که پشت عنوانهایشان پنهان میشوند و با رفتارهای عصبی و تحقیرآمیز قدرتنمایی میکنند، در واقع ضعف خود را فریاد میزنند. مدیری که احترام نگذاشتن را بلد است، با جریمه و تهدید اقتدار مصنوعی میسازد؛ اما این نوع اقتدار، که از ترس ساخته شده، خیلی زود فرومیپاشد. وقتی کارمند برای کوچکترین مسئله باید جریمههای غیرمنطقی پرداخت کند، وقتی اعتراض بهعنوان تهدید به اخراج دیده میشود و وقتی هیچ ثبات و امنیتی وجود ندارد، دیگر از یک محیط کاری صحبت نیست؛ بلکه چرخهای از فشار و استثمار بهحساب میآید. نیروها انساناند نه ابزار پولسازی. هیچ سازمانی با خرد کردن شخصیت کارکنانش رشد نمیکند و نخواهد کرد. چنین فضایی تنها منجر به فرار نیروهای با استعداد، کاهش انگیزه و بیاعتباری بلندمدت میشود. سکوت در برابر این رفتارها همان چرخه را تداوم میدهد. زمان آن رسیده که درباره فرهنگهای سازمانی مضر صحبت کنیم. احترام حق انسان است، نه امتیاز؛ امنیت شغلی ابزار کنترل نیست و هیچ مدیری بالاتر از پاسخگویی نیست.
شرکت در شرکت ماکان برای من تجربه خوبیه بود محیطی سالم . بدون حاشیه و ارام /کلاس های اکسل و رفتار سازمانی برای پرسنل اجباری است/کلاس های مرتبط با گردشگری برگزار میشود/کلاس زبان هم اختیاری بود نفراتی هم از شرکت منفک شدن که به دلایل خود را داشتند/
در اینجا با وجود حقوقی که بهموقع پرداخت میشود، اما از شرایط کاری به شدت گلایه دارم و احساس میکنم رنجی که تحمل میکنم همتراز جبرانش نیست. من مشاور تحصیلی هستم و به دلیل درگیریهای کاری، وضعیت ذهنیام تحت فشار است و همکار مسئول، خانم نوروزی، بهطور قابلتوجهی تنشآلود و دشوار است و شرایط را برای ادامه کار غیرقابل تحمل کرده است؛ بهطوری که حتی تصور همکاری در این محیط برای من مشکل است و به نظر میرسد تیمارستانگونهای شده است. این فرد با عصبانیت فریاد میزند و دیگران را فراری میدهد؛ در نتیجه زمانی که مرخصی میگیریم، به نظر میرسد که با تهدید و اضطراب مواجه میشویم. وجود چنین وضعیتی باعث ترس و نگرانی جدی میشود و نمیتوان به راحتی در این محیط ماند.
من وقتی سال قبل چند ماهی رو اینجا گذراندم، فهمیدم که فضا برای من خیلی ناسالم بود و به دلیل فشارهای زیاد تصمیم به ترک گرفتم. مدیران شرکت به نظر من بیش از هر چیز دنبال منافع و حفظ موقعیت خودشان بودن تا انسانیت و رفاه کارکنان؛ هدف فقط کارکردن بود تا مدیران بتوانند به اهداف خارجی برسند. مدیر تولید که با وجود داشتن همسر، علاقهای به کار تیمی و پیشرفت واقعی نشان نمیداد و به سوگلی خود امتیازهای زیادی میداد، یکی از اصلیترین دلایلی بود که از آنجا بیرون آمدم. از پشت پرده خبرهایی وجود داشت که اکثر افراد نگه میداشتند تا از اخراج شدن نترسند. عملکرد واقعی شرکت حول محور همان فرد میچرخید و واقعا هیچ تخصص یا علم جدیدی به تیم اضافه نمیشد؛ در واقع مدیر تولید همه کارها را انجام میداد و به نحوی دیگران را مقصر نشان میداد. در اینجا کار کردن به شکل بیگاری بود و زمان زیادی برای یادگیری یا رشد وجود نداشت. هیچ امتیازی هم احساس نمیشد و حتی رفتن به دستشویی را هم با چند شمردن مرتب میکردند تا مبادا خیلی طول بکشد. امیدوارم که مسیر هیچ کس به چنین عملیاتی نیفتد.
به شدت انتظار داشتم که محیطی حرفهای و قابل اعتماد ببینم، اما واقعا برخلاف این تصور بود. این شرکت غیردولتی تجهیزات پزشکی بود و فضای کار در آن خیلی بینظمی و بیدقتی داشت. به نظر میرسید پولها همواره مبهم و نامشخصاند، از کجا میآیند و به کجا میروند. در نتیجه ضربههای زیادی به صنعت تجهیزات پزشکی وارد شده و اعتماد به شرکت کاهش پیدا میکرد. کارکنان حرفهای و اهل تخصص کمی داخلش پیدا میشدند و اگر هم بود، به ندرت میشد فردی متخصص یا مهندس تجهیزات پزشکی را دید. به منظور سرمایهگذاری کارهای زیادی انجام داده بودند که نتیجهای ملموس در مسیر حرفهای روشن نکرد.
یکتانت یکی از تجریههایی هست که دوست نداری تکرارش کنی مدیریت یکتانت اصلا داده محور نیست. مدیران جدید شرکت با لاپوشونی مشکلات، خروجی خودشون رو خوب نشون میدن. مدیرعامل کاملا بازاری داره و آدما خیلی براش مهم نیستن. فشار کار و اورورک جزو لاینفک فرهنگ کاری شده، هیچ جهت دهی محصولی توی شرکت وجود نداره و رندم حرکت میکنن. سر حقوق دادن بهت منت میذارن و میگن باید برای شرکت بیارزی همونقدر (یعنی نشون بدی فلان قدر به درآمد اضافه کردی) توی موفقیتها مدیران شریکتن و همراه، توی شکستها مسئولش خودتی. درنهایت حقوق رو به موقع میدن و خوب مزایای متوسطی داره افراد مستعدی توش کار میکنن
در این شرکت کار کردم و به اندازهای که انتظار داشتم، تجربهای آرام و منظم نبود. پیشنهاد نمیکنم افراد با سابقه کاری بالا یا حتی پایین را به اینجا بیاورند، حتی اگر به خاطر حقوق بالا هم باشد. چون اولا پرداختها تأخیری است و این تاخیرها معمولا طولانی است و عذرهای کوتاه در مصاحبه هم نبودن این حقوق را پوشش نمیدهد. اغلب عیدی و سنوات برایشان مشخص نیست و ادعایشان این است که بهصورت ماهانه محاسبه میکنند، در حالی که با این روش حقوق همیشه پایینتر جلوه میکند. از همان ابتدای ورود تا خروج، امکان دیدن دقیق کسر و اضافه کارت را ندارید مگر اینکه درخواست بدهید و با اصرار فراوان برگهای با کسرهای نامشخص جلویتان گذاشته میشود. گاهی ادعا میشود شناوری وجود دارد، اما اگر دیر برسید یا بیشتر دوام بیاورید، از حقوقتان کسر خواهید شد. شرکت بهعنوان یک کارگاه تازهتأسیس، به اصول اداری پایبند نیست و فامیلبازی در آن رایج است. دوستان و آشنایان در طول هفته کمترین ساعات کار ثابت دارند و منابع انسانی بهطور مشخص وجود ندارد؛ مسائل مالی و قرارداد معمولا بیدستپا میماندند و وقتی با آنها قرارداد صحبت کنید، برمیخورید که فلانی هم قرارداد دارد یا ندارد و به سختی میشود پایش کرد. حتی کارمندها را با دستورات شبانهروزی و تهدید به اخراج تحت فشار میگذارند. مدیرعامل شخصیتی خشک و پرحاشیه دارد و اکثر نیروهای قدیمی را بهخاطر حاشیهسازیهایش از دست دادهاند؛ توضیح میدهد که همه را اخراج کرده چون حواشی از سوی او بوده است، اما در عمل این رفتار باعث بیاعتمادی و خیانت به اعتمادها میشود. مرخصیهای اجباری بدون حقوق نیز بهنوعی وجود دارد و گاهی به بهانههای مختلف بهانه میآورند تا اخراجی نشان دهند. محیط شرکت پر از سروصدا و حضور خانواده مدیرعامل است؛ همسرش هم در برخی مواقع در کنار در و داخل شرکت حضور دارد و ناخواسته تمرکز را به هم میزند. تلفنهای بلند و صحبتهای خانوادگی در محل کار آلودگی ایجاد میکند و آرامش کاری را از بین میبرد. بچههایشان هم در محیط کار حضور دارند و سروصدای زیادی ایجاد میکنند. در ساعات مصاحبه نیز حضور افراد و تنشهای خانوادگی باعث میشود تمرکز از دست رود. بهطور خلاصه، اگر به دنبال شغلی با فنی تحصیلی خاص و حقوق پایهای هستید که بهعنوان معیار وزارت کار شناخته شود، ممکن است اینجا را انتخاب کنید اما باید آماده باشید تا هیچگونه احترام حرفهای در اینجا وجود ندارد، و ساعات کار فراتر از تعریف وزارت کار است بدون اینکه حقوق مناسب به شما پرداخت شود. قرارداد هم با این شرکت بهگونهای است که گاهی بهخاطر منافع کارمند، با توجیههای مالیاتی و قوانین وزارت کار، با حقوق اصلی تفاوت دارد و پرداخت حقوق عمدتا با تاخیر انجام میشود. برخی از کارکردهای کلیدی عبارتند از: - پرداخت حقوق با تأخیر - عدم پرداخت حقوق مطابق توافق - مرخصیهای اجباری بدون حقوق - عدم پرداخت عیدی و سنوات یا تسویه گهگاه - وجود حاشیه و عدم احترام در فضای کاری - کمبود امنیت شغلی اگر چیزی که در نگاه اول منفی به نظر میرسد برایتان مهم است و میخواهید تجربهای با حقوق پایه اما امنیت و احترام کمتر باشد، ممکن است اینجا بخوانید. اما به هر حال قبل از تصمیمگیری، همه جوانب را بهخوبی بسنجید و وقت و انرژی خود را در چنین محیطی از بین نبرید.
خیلی زود وویس صحبت های ن.م درباره ع ن در یک سایت بارگذاری و لینکش رو منتشر میکنم، ببینم میتونه کتمان کنه. مدیر منابع انسانی که درباره قائم مقام پیش کارشناس منابع انسانی صحبت کنه دیگه چه انتظاری از کارشناس ها باید داشت منتظر باشید حتما این کار رو خواهم کرد حداقل ع.ن متوجه بشه که از چه شخصی حمایت میکرد
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.