رفتار این شرکت با متقاضیان شغلی واقعا نامناسبه. اول اینکه از تعداد زیادی متقاضی در یک روز و یک ساعت دعوت به عمل می آد و از همه به صورت گروهی در یک اتاق و پشت کامپیوترها آزمون تست هوش می گیرند که اصلا حس خوبی به من نداد. بعد از کلی معطلی که آدمها دونه دونه می رفتند توی اتاق برای مصاحبه (دقیقا مثل مطب دکتر) نوبت من شد. مصاحبه کننده که خانم جوانی بود رفتار خیلی بدی داشت و بدون اینکه خودشو معرفی کنه و مقدمه چینی کنه برای آشنایی و شروع مصاحبه، مثل بازجوها شروع به سوال پرسیدن کرد. دست آخر هم مشخص شد در واقع مدیر نمی خوان (چون تعریف مدیر مشخصه و کسی هست که یک تیم رو سرپرستی می کنه) و فقط احتیاج به یک کارشناس همه فن حریف و آچار فرانسه دارند که تمام کارها رو تنهایی هندل کنه. کلا برای مصاحبه به این شرکت نرید چون حس خیلی بدی پیدا می کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام یکی افراد مشغول در فناوران خبره ،به من پیام دادن و من رزومه را برایشان فرستادم و فردای آن روز از شرکت تماس گرفتن و ابتدا یک فایل تست هوش ایمیل کردن که نوشته بود باید در سی دقیقه پاسخ داده شود و من حدود ۶ ساعت زمان گذاشتم و حل کردم اصلا مناسب سی دقیقه نبود . مصاحبه اسکایپی در کمتر از یک هفته انجام شد و سوالاتی را گفتن و من همه را جواب دادم و اگر سوالات را کامل پاسخ نمی دادم مسئول مصاحبه تکمیل می کرد . به نظر خودم مصاحبه خوب بود . از من سوالهای بیشتر به Tunningپرسیده شد و مباحث مربوط به ایندکس و جاب.بعد از مصاحبه در مورد حقوق درخواستی گفتن و تمام شد . بعد از یک هفته خبری نشد و هیچ فیدبکی داده نشد من با شخصی که در لیندکین پیام داده بود صحبت کرده و فرمودند از نظر ایشان کاملا تایید شدید اما حقوق درخواستی بالاست و من به ایشان گفتم شما چه حقوقی در نظر دارید که ایشان بعد از یک روز پاسخ دادن که به نظر ما مورد تایید شما نیست اما حقوق مطرح نکردن. من با توجه به سابقه کار و سوالاتی که پرسیدن و تخصصی که مطرح نمودن به نظرم حقوق رنج نرمال داشت.اما به نظرم آنها یک فرد متخصص و با سابقه میخواستن با حقوق وزارت کار .
در مر حله اول یه سری سوالات تستی پرسیده میشه که اونجوری که متوجه شدم اهمیت بسیار بالایی داره. در مرحله ی بعد با توجه به زمینه ای که میخواید توش کار کنید سوالات فنی تر پرسیده میشه تا یه راستی آزمایی کلی صورت بگیره. به دلیل مسئلهی کرونا مصاحبهی بعدی من موکول شد یه یک ماه و اندی بعد و اونم به صورت ویدیو کنفرانسی از طریق اسکایپ که چون شرایط یه مقدار متفاوت بود استرس بالایی داشت و توی اون جلسه دو نفر از آدمای بلند مرتبهی شرکت سعی میکنن دانش فنی رو به چالش بکشند و این هم دلیل داره چون مبنای چونهزنی دو طرف همین تخصص خواهد بود. در کل هم خوب بود هم بد برای من. مثل هر مصاحبهی دیگه ای رو راست باشید. دانش فنیتون رو تقویت کنید چون خوشبختانه یا متاسفانه تنها مبنای ارزیابی شما از نظر حقوقی دانش فنی شماست. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری، هوش، علاقهمندی
۲ مرحله داشت- اول ی تست هوش گرفتند. تمام ملاک شرکت همین مورد بود. تمام چیزهایی که لازم دارید بهتون آموزش میدند. من با مسئول آموزشش هم صحبت کردم ظاهرا خیلی عمیق آموزش نمیدند و در حد کار راه بنداز خودشون هست. مرحله بعد ۳ روز بعدش بود که با قربان محمدی مدیر فنی شرکت جلسه داشتم و یک سوال ERD پرسیدند. سوالات خیلی ساده بود. در حد اینکه به چه روشی توی asp.net اطلاعات از ی صفحه به صفحه دیگه منتقل میکنیم. کلا هم به ERD خیلی تاکید دارند. از نظر علمی خیلی ارزش افزوده زیادی برای آدم نداره اما برای تازه کارها ی محیط ایده آل به حساب میاد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: حرف شنو بودن
مرحله اول انجام تست هوش و شخصیت در یک وب اپلیکیشن متعلق به شرکت مرحله دوم مصاحبه فنی که طراحی دیتابیسی مشابه دیجیکالا (دسته بندی- کالا- محصول) بود و چند سوال راجع به SOLID و توضیح دادن درباره پلتفرمها، معماری ها و پترنهایی که متقاضی تجربه دارد. مرحله سوم یک مصاحبه کلی درباره تجارب کاری و البته گاهی هم فنی در حد ایده طراحی و راه حلهای مسائل دیتابیسی بطور کلی تنها به افرادی که تازه از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند و یا تجربه کار تمام وقت ندارند و دنبال رزومه هستند توصیه می کنم. به هیچ عنوان به افراد متوسط و حرفه ای توصیه نمی کنم چون امکان رشد ندارد و بدلیل استفاده از یک فریمورک مختص خودشان بشدت از نظر دانش فنی افت شدیدی خواهید داشت و تبدیل به یک اپراتور خواهید شد. دیسیپلین کاری شرکت هم بشدت خشک و مدل اپراتوری و کارگر خط تولید است و اندازه گیری کار بر مبنای معیارهای نوین برنامه نویسی نیست. بدلیل داشتن دوره آموزشی یک تا سه ماهه SQL و WPF به کسانی که خیلی قوی نیستند توصیه میشود چون برای آموزش هم حقوق دریافت خواهند کرد ویژگیهایی که براشون مهم بود: فرمان پذیری
اول که یه تست هوش ۳۰ دقیقه ای گرفتند. بعد سوالات روانشناسی پرسیدن. در نهایت مدیر بخش مربوطه سوال فنی پرسید ولی لحن مناسبی نداشت و تخریب میکرد. طبق بررسی من نیاز به کارآموز دارن چون حاضر به پرداخت حقوق بالا نیستن ولی دنبال نیروی متخصص هم میگردند.
چیزی که در طول این مصاحبه بیشتر به نظر می رسه شرکتی تقریبا همه روزهای سال در همه سایت های کاریابی آگهی میزنه قصدش تبلیغ و مطرح کردن نام شرکت هست با یک سرچ در هر سایت کاریابی می تونید صحت این موضوع رو تایید کنید.
من هیچ وقت درخواست مصاحبه برای این شرکت نداشتم و حتی به صورت داوطلب هم ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم. ناگهان آنها بدون شناخت از من با من تماس گرفتند و با ارسال شش فایل پیوست، دقیقا همان روز اول متوجه شدم چه قدر فرمها و آزمونهای زیادی وجود دارد. در ابتدای کار فکر میکردم فقط دو فایل لازم است، اما آنها دو فایل را بهعنوان نمونه و چهار فایل دیگر شامل تصاویر لوگو و یک نامه همکاری را فرستاده بودند که تنها صرف باز کردنشان بیفایده به نظر میرسید. پس از دو روز پژوهش در شبکههای اجتماعی و بررسی وبسایت شرکت، تصمیم گرفتم پاسخ ایمیل را بدهم. وقتی فایل اول را باز کردم، دیدم ۱۲۵ سوال روانشناسی وجود دارد که پاسخهای بله یا خیر داشت و سریع پاسخ دادم. سپس فرم استخدام را در فایل پیدیاف بعدی باز کردم و با کمال تعجب دیدم هر باکسی که پر میکنم، حروف بههم میریزد و به صورت غیرمنطقی نمایش داده میشود؛ مثلا واژه مدیریت پروژه به صورت بیمعنی هژورپلرتنک نوشته شده بود. فکر کردم باکس ایراد دارد و به باکس بعدی رفتم و همان مشکل ادامه داشت. سپس سعی کردم انگلیسی پر کنم اما باز هم با فاصلهها روبهرو شدم و فایل پیدیاف قابل ویرایش نبود. در توضیحات نامه همکاری آمده بود اگر سوالی دارید با منابع انسانی تماس بگیرید، اما چون شنبه بود فرصت تماس نبود و من قرار شد در روز بعد پیگیر شوم. روز شنبه با منابع انسانی تماس گرفتم و خانمی به نام مظلومی گفت که دوباره فایل پیدیاف را میفرستند، و اشاره کرد که قبلا هم چنین مشکلی وجود داشته و فایلهای پیدیاف ایراد دارند. با اعتراض من در مورد این که چرا شش فایل فرستادهاند اما در واقع فقط دو فایل وجود دارد، گفتند که فرمت اداری لازم است و دوباره دو فایل را درست بفرستند تا باقیها پیشکش شوند. گفتم اگر دوباره مشکل داشت، WORD بفرستید تا نیازی به زنگ زدن نباشد. آنها دوباره فایلها را فرستادند و دیدم همان پیدیاف قبلی است و باکسهای فایل WORD هم به هم ریختهاند؛ بهطوری که اگر بخواهد با من تایپ کنم، همه چیز به هم میریزد. تصمیم گرفتم بهطور دستی پر کنم و اسکنش را بفرستم. پیش از این هم گفتم که اگر لازم است با شماره تماس پاسخ دهم تا این مشکل را اطلاع بدهم که به صورت دستی پر کنم، اما باز هم به من گفتند اگر از این کار خسته شدهاید اصلا ارسال نکنید. در نهایت تصمیم گرفتم فرم را به صورت چاپی پر کنم و اسکن کنم، اما پشیمان شدم چون شرکتی که به منابع انسانی اهمیت نمیدهد و کار را با این سطح از اشتباهات مدیریت میکند، برای همکاری ارزش ندارد. خوشحال بودم که از همان ابتدا با شرکت با این سطح از بیمسئولیتی همکاری و حتی مصاحبه را ادامه ندادم.
در مصاحبه با مدیر فناوری اطلاعات، برخوردشان بسیار آرام و حرفهای بود. از نظراتم درباره سایت پرسیدند و من چند تا انتقاد مطرح کردم؛ آنها هیچگونه عصبانیت نشان ندادند و رفتارشان کاملا حرفهای بود. درباره کارهایی که به عنوان کارشناس سئو قرار است انجام بدهم، ازم پرسیدن و روند کار را میخواستن با جزئیات بدانن؛ من برخی مهارتها را بلد بودم اما بخش تئوریای که مطرح شد باید در عمل تجربه کنم تا قابلاجرا باشد. سپس مدیر مجموعه هم با من مصاحبه کرد که برخوردشون خیلی خوشبرخورد بود. حتی همان جلسه، کار بهطور کامل انجام شد و دو روز بعد قرارداد بسته شد. تلاش کنید آرام باشید و استرسی نداشته باشید؛ بیشتر به قابلیتهای اجرایی صحبت شود تا سابقههای گذشته.
در جلسهی ورود به موسسه زبان ایران اروپا با فرم پر شدن اطلاعات شخصی آغاز کردم و بعد از آن وارد مرحلهای شدم که پاسخ دادن به پرسشهای تخصصی در آن الزامی بود؛ پس از تکمیل فرم، من را به مدیر منابع انسانی و مدیر آموزش ارجاع دادند تا مصاحبهای مشترک برگزار شود. این مصاحبه سخت بود و پاسخگویی به بسیاری از پرسشها برایم خیلی دشوار شد. بیشتر سؤالها به روشها و اصول تدریس مربوط میشدند و انتظار داشتند مدرسها بهطور کامل نسبت به کتابهای Teaching تسلط داشته باشند. برای داوطلبانی که قصد حضور در مصاحبه دارند، پیشنهاد میکنم حتما سری کتابهای How to Teach و Teaching Principles را به طور جامع مطالعه کنند. در آغاز مصاحبه پرسشها آسان به نظر میرسید اما با پیش رفتن، سطح آنها به شکل چشمگیری بالا میرفت و چند سؤال آخر را نتوانستم پاسخ بدهم؛ به گفتهی مدیر منابع انسانی، دقیقا خوب است که هر چیزی که نمیدانم را با صراحت بگویم و پاسخهای نامطمئن ندهم. پس از مصاحبه اعلام کردند باید یک Demo ارائه دهم. برای این کار از کتاب Four Corners 4 یک درس را کپی کردند و برای روز بعد از مصاحبه زمانی را برای Demo تعیین کردند. از من خواسته شد برای همان درس یک Lesson Plan بنویسم و آن را ارائه کنم. شنیده بودم که در جلسات Demo سختگیرانه برخورد میشود و استرس زیادی دارم. روز Demo سه نفر در کلاس حضور داشتند: مدیر آموزش، مدیر منابع انسانی و مدیر دپارتمان بزرگسالان (حدس میزنم بهخاطر هدف من برای تدریس بزرگسالان بود). Demo من حدود بیست تا سی دقیقه طول کشید و در طول آن بهطور کامل از زوایای گوناگون ارزیابی شدم؛ اوضاع به قدری چالشبرانگیز بود که نفس کشیدنم هم سخت میشد. دو روز بعد با من تماس گرفتند تا با مدیرعامل موسسه صحبت کنم و قرارداد را نهایی کنم. برای پذیرش، باید اطلاعات کامل ارائه میشد و صداقت در پاسخها حفظ میگردید؛ همچنین انتظار داشتند که حداقل سه تا چهار سال سابقه تدریس داشته باشم و در صورت ندانستن سوالی، بهجای پاسخدهی اشتباه، صادقانه بگویم و برای Demo آمادهسازی کامل انجام داده باشم. از ویژگیهای مهمی که برایشان اهمیت داشتند، برخورداری از خلق خوب و صبور بودن بود.
خیلی برخورد خوبی داشتند سطح زبان انگلیسی سنجیده شد و تقریبا سوالای تخصصی رو انگلیسی پرسیدند فک میکنم من از نظر فنی میتونستم نیاز شرکت برابرده کنم ، ولی دلیل رد شدن رو اعلام نکردند. نهایتا خیلی خوب بود، چون با یه ایمیل به موقع اعلام کردند که ما کس دیگه ای رو جذب کردیم . ممنونم ازشون
باور کنید من از اول فکر نمیکردم به این شرکت بپیوندم، چراکه روال کار و فضایش به یکباره روشن نبود. مراجعهام برای مصاحبه سرپرست پشتیبانی خیلی ساده بهنظر میرسید، اما وقتی رسیدم نمیدانستم دقیق باید کجا بروم و چه کسی جوابگویم خواهد بود. فضای دفترشان مرتب و بهنظر میآمد اما پر از رفت و آمد افرادی بود که هدفشان بازاریابی میکردند. آنها خودشان فرایند کارشان را توضیح ندادند و من بهطور مکرر پرسیدم چه کارهایی انجام میدهند؛ به این نتیجه رسیدم که اگر روال کارشان را میدانستم شاید اصلا تقاضا نمیدادم. برخورد مصاحبه ساده بود و ظاهرشان نشان میداد راضیاند، اما دستمزدی که من انتظار داشتم برایشان بالا بود و ترجیح میدادند با پدیدار شدن رسانههای ارتباطی جبران کنند. جایی که این شرکت واقعا کار میکند بیشتر به یک سایت بازاریابی میخورد تا یک استارتاپ فناوری اطلاعات؛ کارهای بازاریابی حضوری و تلفنی عمدتا در اولویت قرار دارد و پورسانت نقش قابل توجهی در آن ایفا میکند. بهنظر من فضا خیلی رقابتی ناسالم است و ظاهر کار خیلی به سمت تبلیغات کشیده میشود. از نظر من مسیر شغلی هم روشن نیست و داشتن ماشین الزامی بهنظر میرسد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت از ظاهر و لباس تا زبان و رفتار بود و به این موارد تأکید میکردند.
شرکت توسعه الکترونیک هدفمند برای مصاحبه سبدگردان، وقتی رزومهام را فرستادم خیلی سریع تماس گرفتند و حضوری جلسه را تنظیم کردند. با توجه به شیوع کرونا و این که میدانستم در مصاحبههای نخست معمولا افراد زیادی رد میشوند، از آنها خواستم که نخستین مصاحبه را به صورت آنلاین یا تلفنی بگذارند، اما پاسخ دادند که این فرایند حضوری است. تصمیم گرفتم حضور پیدا نکنم. به نظرم هیچ چیز بدتر از این نیست که روزانه چندصد نفر به دلیل یک مریضی به خطر بیفتند و برخی شرکتها در انعطافپذیری نسبت به سفارشهای متقاضیان کمکار باشند. همچنین از این درخواست میتوان فهمید شرکت چقدر سنتی است و چقدر به رفاه و حال کارکنانش اهمیت میدهد.
برای مصاحبه android در هایپراستار ثبت نام کردم و رزومهام را فرستادم؛ دو روز بعد تماس گرفتند. مصاحبهکننده رفتار خوشبرخوردی داشت اما به نظر میرسید دانش برنامهنویسی زیادی ندارد و بیشتر از روی پرسشهای پیشروی روی سوالها پاسخ میگرفت. از میانهی جلسه به بعد تماما به زبان انگلیسی صحبت شد. تأکید داشت که فرایند مصاحبه چند مرحلهای است و در پایان هم خیلی خوب بود و گفتند در چند روز دو نفر خیلی توانستهاند نظرشان را جلب کنند و یکی از آنها من بودم؛ برخوردشان هم بسیار محترمانه بود. در نهایت گفتند قبول میشوی اما تماس نگرفتند با من. مصاحبهکنندهای که با من هممحور شد، از نظر دانشی قدری کمبود داشت ولی فردی باهوش بود. برایش اهمیت داشت که علاوه بر تجربه و کار، چقدر کنجکاو هستی و تا چه حد اطلاعات جانبی از حرفه داری. ویژگیهای مهم برایشان عبارت بود از محیط شرکت که بسیار باکلاس به نظر میرسید و هیچ نشانی از نگاههای ایدئولوژیک در محیط کاری احساس نمیشد.
در بهار کار با شرکت هایپراستار آشنایی با تیم استخدامی به من نشان داد که مهمتر از مهارت صرفا فنی، ظاهر و رفتار حرفهای هم وزن دارد. من، با وجود اینکه سطح ارشدم نسبت به نیازها کمی پایینتر بود، رزومه را فرستادم و دو روز بعد قرار مصاحبه را گذاشتند. مصاحبهگر از سطح دانش برنامهنویسی دقیقا جویا نمیشد و گاهی سوالها را از روی لپتاپش میخواند و با پاسخی که در جلسه بود، ارزیابی میکرد. با وجود این، برخورد مصاحبهگر دوستانه و باهوش بود و خودش درباره مباحثی از برنامهنویسی اندکی دیدگاه داشت. از نیمه مصاحبه به بعد، گفتگو به صورت انگلیسی ادامه پیدا کرد و گفتند که مرحلههای بعدی هم به زبان انگلیسی انجام میشود. او گفت که به من فرصت داده میشود و همچنان انتظار داشتند که گزینهای مناسب باشم، اما هیچ تماسی از جانب شرکت دریافت نکردم. به نظر میرسید که برای شرکت مهمترین عامل، برخورد مثبت و قیافهی آراسته است، و اکثر تیم هم همینطور به نظر میرسیدند. در نگاهشان هیچ حساسیت سختگیرانهای به عقاید من نداشتند و فضای شرکت بهویژه باکیفیت و باکلاس بود و جو کلی شاد و مثبت بود.
مصاحبه با شرکت هایپراستار را آغاز کردم و برخورد مصاحبهکننده آنقدر حرفهای بود که حس خوبی داشتم. فضای اتاقهای مصاحبه طوری چیده شده بود که تعدادی میز با پارتیشنهای کوتاه جدا شده بودند و صدای همدیگر را میفزود، به همین دلیل در شنیدن صحبتهای مصاحبهکننده کمی مشکل داشتم. در طول جلسه سوال غیرمنتظرهای مطرح نشد. این شرکت برای استخدام بیدرنگ به تجربه کار فراگیر در حوزههای مختلف منابع انسانی اهمیت بالایی میداد و دنبال فردی بودند که سابقه کار در جنبههای گوناگون منابع انسانی داشته باشد.
باور کنید که در نگاه من، مصاحبه با هایپراستار تجربهای روشن و حرفهای بود؛ در جلسه اول با بخش منابع انسانی راحت بودم و روند کار صحیح به نظر میرسید، و جلسه دوم که روز بعد با مدیر ارشد مرتبط برقرار شد، دقیق و جدی برگزار شد. به نظرم باید با صداقت کامل و همینطور با حضور واقعی خودتان در مصاحبه ظاهر شد.
مصاحبه خیلی سطحی بود، عجله داشتن زودتر مشغول بشم. فقط درباره ی کار قبلی ام صحبت کردیم. من با مدیر پروژه مصاحبه کردم، مدیرعامل ندارن و یه نفر مدیرعامل کل مجموعه استارت آپ هاست. ایشون خیلی مضطرب بودن. از صحبت هایی که موقع انتظار از کارمندان می شنیدم فهمیدم همه ی نیرو ها تو کمتر از شش ماه مدام دارن اخراج می شن . هیچ سوال فنی از من نشد. حدود یک ساعت هم منتظر بودم. نصف شرکت هم خالی بود متاسفانه به نظرم با تحقیقاتی که کردم و چیزایی که خودم دیدم و شنیدم، اصلا سمت این شرکت نرین. از اسم آپ برای استخدام استفاده می کنن ولی گویا اصلا ربطی به آپ ندارن.تا جایی که فهمیدم حقوق رو هم خیلی دیر بهشون پرداخت می کنن.
با توضیحاتی که از تجربه دارم، دیدگاه من این است که بخش تجربه کاری آنها بیشتر از حد به سابقه و تجربه عملی ارزش میدهد. چون بیشتر در فضای استارتاپی کار کردم، با سوالات کلاسیک آنها ارتباط برقرار نکردم و احساس کردم تجربهام برایشان اهمیتی بالاتر دارد. همچنین شنیدم از همکاران سابقشان نکات منفی مطرح شد؛ گفتهاند که قراردادها بهجا نمیرسند و سفته میگیرند.
ورودم به دفتر شرکت با دکوراسیون شیک و تمیز آغاز شد و پس از حدود یک ساعت انتظار، مرا به اتاقی بردند که در آن از من درباره خودم توضیح خواسته شد؛ پس از توضیحات، از صحبتها تشکر کردند و خداحافظی صورت گرفت. مصاحبه اصلا فنی نبود و نه ارزیابی منابع انسانی انجام شد، این تجربه تا کنون مشابه چیزی نبود که دیده باشم و کل فرایند در پنج دقیقه به پایان رسید. به نظر میرسید تصمیمی برای جذب وجود ندارد و رفتار حضوری بسیار نامناسب بود؛ به هیچ وجه توصیه نمیکنم برای چنین شکلی از مصاحبه اقدام کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.