کار را در کارخانهای در قزوین تجربه کردم که از نظر مدیریتی خیلی ضعف داشت. فقط پرسههای روزمره را پر میکردند و واقعا نمیفهمیدند چه کار میکنند. تیمی از افراد بهظاهر همسو اما زیرآبزن بودند و اطراف مدیریت هم دوستان و آشنایان زیادی حضور داشتند که تنها از ورود به سیستم و گفتن بله و قربانگو مطمئن شدند. اکثر کارکنان هم محلی و آشنای خود مدیریت کارخانه بودند. حقوقها به تاخیر افتاد و امنیت شغلی وجود نداشت؛ قراردادها معمولا یک ماهه بود. بهطور کلی محیطی ناسالم بود و کیفیت محصولات هم بهطور قابل توجهی پایین بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با این شرکت هیچوقت به هیچ وجه احساس امنیت تجربه نکردم، فضای کاری بیشتر شبیه یک گروه خانوادگی است تا یک تیم حرفهای و این موضوع به وضوح از رفتار مدیرها برمیآمد. از همان ابتدای کار حس میکردم باید همزمان برای چند نفر کار کنم و حساسیت بالای مدیران نسبت به زمان و روند کار بارها به من گوشزد میشد. در عین اینکه ادعای پرداخت حقوق وجود دارد، فشار بیوقفه برای انجام کارها را احساس میکردم و به نظر میرسید ارزش افراد به اندازهی نزدیکی با افراد خاص تعیین میشود نه به عملکردشان. احساس نوکیشی یا زیر دست بودن هم در محیط خیلی ملموس بود و با وجود تلاشهایی که برای انجام کار میکردم، به نظر میرسید با چند برابر کار هم ارزی چندانی دریافت نمیکنم. اشتباهات همواره از جانب اطرافیان کوچک شمرده میشد، اما اهمیتی به آنها داده نمیشد. به شدت چنین رفتار و فضایی را توصیه نمیکنم و برای حفظ سلامتی و آرامش خودم، ترجیح دادم از ورود به چنین شرایطی پرهیز کنم. امیدوارم دیگران کمتر با چنین محیطهایی روبهرو شوند و بتوانند گزینههای بهتری را انتخاب کنند.
در این شرکت تعهدات مالی و مدیریتی بهطور قابل توجهی نامنظم است و وضعیتی آشفته حکمفرماست. پرداخت حقوق با تاخیر دوماهه انجام میشود و جابهجایی نیروها هر ماه تکرار میشود؛ از طرفی تعداد آگهیهای استخدامی بالا است که نشان از وضعیت بد سازمان دارد. گاه بدون دلیل مشخصی برخی کارکنان اخراج میشوند و کسانی که از شرکت جدا میشوند معمولا تسویه مطالبات یا پرداختهای معوقشان انجام نمیشود. از نظر بهداشت و نظافت و سایر جنبههای مربوطه وضعیت مطلوبی وجود ندارد و از طرفی ملزومات ضروری خریداری نمیشود تا در اختیار کارکنان تازهوارد قرار بگیرد.
لطفا داتین نیایید اینجا جای خوبی نیست (کثافت خانه ای به نام داتین) من چند سالی هست که در داتین کار میکنم خیلی راحت بگم داتین collapse کرده ولی داره تلاش میکنه که خودشو خوب نشون بده همه چیز ویران شده در این حد که سیستم غذا شون هم از داخل درست کار نمیکنه مدام سیستم های داخلی شرکت قطع آه از ویپاد نگم براتون که تو گروه داخلی خود شرکت روزی نیست که همکاران با ویپاد مشکل نداشته باشن همه چیز از درون نابود از بیرون زیبا تمام سرویس دهی به با بانکها پر از مشکلات امنیتی و اختلالات شدیده و من برام سواله که چرا بانکها از اینجا سرویس میگیرن من هم می خوام برای همیشه اینجا رو ترک می کنم و به این ننگ پایان بدم فقط دلم میخواد نهادهای نظارتی بیان و در اینجا رو برای همیشه تخته کنن و این تشکیلات ناسالم و کثیف و بی بازده را یکبار برای همیشه جمع کنن.....
این مدیر عامل تی شرت پوش و کت و شلوار پوش معلوم نیست با دوستانش داره با ناواکو و منابع مالی ناواکو چکار می کنه!؟ الان به ازای هر نیروی فنی ۱۰ تا مشاور دعوت شده در حالیکه اصولا باید عکس این باشه و به ازای هر ۱۰ نیروی فنی یک مشاور باشه و جالب این که اکثر مشاوران در جای دیگر هم استخدام هستن و یا حقوق بازنشستگی می گیرن و در ناواکو هم بعضا تا ۱۰ برابر نیروی فنی حقوق می گیرند! و اکثر آنها هم بسیار ضعیف هستن و فقط به بزم دوست خود یعنی مدیر عامل ناواکو دعوت شده اند تا حظی ببرند. به نظر من باید به داد ناواکو رسید و آن را نجات داد. مدیریت بانک مسکن هم مسئول در این مسئله هست.
آروا = خاله زنک بازی شرکتی که در آن مدیر منابع انسانی ن.م سعی در زیرآب زدن قائم مقام ع.ن داشته باشه و زده باشه پیش آقای م ص ل ا ی ی باید فاتحه خودشو بخونه و جالب اینه که میاد خودش اینجا کامنت مثبت میذاره و از آقای ن.ع تعریف میکنه واقعا متاسفم براشون امیدوارم خدا و کارما جواب بده انشالله بقیه همکاران هم کار و موقعیت بهتری پیدا کنن و زودتر خلاص شن از این شرکت
شرکت آروا تجربهای پرتنش را برایم رقم زد؛ احساس میکردم روح و روانم در مسیر تحلیل رفتن است. دو روز مانده به پایان ماه ناگهان اعلام شد که دیگر جایی در سازمان ندارم و این تصمیم با وجود ادعاهایی ضد و نقیض درباره مدیر منابع انسانی و رفتارهای توهینآمیز رقم خورد. گفته میشد که اتاق من همیشه در اختیار همه است، اما واقعیت این بود که با بیاحترامی با من برخورد میکردند و به موقع هم اطلاع نمیدادند تا به دنبال کار بگردم. یکی از همکاران با عنوان کارشناس دستاندرکار، ظاهرا جایگاه منشی را برای خود دستپاگیر کرده و با اقدامات غیرکارشناسانه به ایفای نقش میپرداخت. متأسفانه کسی که به نظر میرسد کمترین دانش را دارد، مدیر منابع انسانی از او مشورت میگرفت و برای آینده شغلی دیگران نظرات نا مناسب میداد، در حالی که خودش به اندازه کافی توانمند نبود. با وجود اینکه به عنوان کارشناس منابع انسانی به صحبتهای سایرین گوش نمیداد تا به مدیران منتقل کند، اما بهخاطر کینهورزی با بقیه، تا کنون باعث اخراج تعداد زیادی از همکاران شده است. من شخصا هیچوقت از رفتارش راضی نشده و نمیبخشم، زیرا وقتی روزی با مدیر منابع انسانی صحبت کردم، با لحن نامناسب گفت که بعدا بیایم و من را از مسیرم خارج کردند. برخلاف این رویکرد، آقای علینادر علیان واقعا عملگرا و نسبت به حال کارمندان خودشان مراقبت بیشتری داشتند. از نظر حقوقی، پرداختیها بهموقع نبود و تا بیست روز تأخیر وجود داشت. بیمه تکمیلی هم به دروغ قول داده میشد که وجود دارد، اما راستیآزمایی نشان میداد که چنین خدماتی بهطور کامل ارائه نمیشد و تنها مکانی که دوربین نداشت، سرویس بهداشتی بود.
من سه تا قرارداد همکاری داشتم که پروژه های مختلفی بود و با دو تیم مختلف روی این پروژه ها اضافه شدم و همکاری داشتیم هر دو تیم خیلی بچه ها به هم کمک می کردند و با هم کار رو پیش میبردیم. من البته به صورت ریموت همکاری داشتم و قراردادی با بقیه بچه ها در ارتباط بود ! تجربه خوبی داشتم و به امید به همکاری های بیشتر
به تازگی به تیم ملحق شدم و در نخستین روزها نمیخواهم دیده شوم، اما امروز میخواهم از تجربهام بگویم. به طور کلی احساس رضایت از کارم نسبت به شرکت بسیار بالاست. چند روز پیش برایمان بن کارت یلدا تهیه کردند که برای من که تازه کار هستم، هدیهای لذتبخش و دلگرمکننده بود. فارغ از مبلغ، همین که شرکت به من پیام میدهد که به فرد جوان و تازهکار اهمیت میدهد و برای آینده همکاریمان ارزش قائل است، خیلی برایم با ارزش بود. امیدوارم روزی که از شرکت جدا شوم هم با همان شور و نشاط بتوانم نظر مثبتی ثبت کنم.
در ابتدای کار، فضای کار همانطور که من انتظار داشتم نبود و اوضاع شرکت در سال اول همکاری خوب بود. از دیماه سال هزار و چهارصد و سه تا شهریور سال هزار و چهارصد و چهار، با اضافهکاری قابل قبول و حقوق و پاداشی که سر وقت میرسید، تجربهای مطلوب داشتم. در سال قبل، پس از اتفاقی ناخوشایند، اوضاع شرکت تغییر کرد؛ کمتر به حقوق و پاداش توجه میشد و اضافهکار هم درست محاسبه نمیشد. با این تغییرات، در چهارماه پایانی سال شرایط کار بهتر بود اما در ماههای دیگر چندان رضایتبخش نبود. با وجود این، مدیریت شرکت تا حدودی خوب بود، هرچند فضا پر از حاشیه و صحبتهای بیثمر بود که برای من آزاردهنده بود. نهایتا تصمیم گرفتم شرکت را ترک کنم و اکنون در یک شرکت دولتی مشغول به کارم و از خداوند سپاسگزارم.
برای من تجربه کار با دیجی آلفا تجربهای ناخوشایند بود؛ تا حالا با شرکتهای زیادی همکاری کردهام اما مدیریت آنها هیچوقت چنین ضعفی نداشت. در اینجا با فردی روبهرو شدم که با دروغگویی، زبانبازی و نادرستی نامشخصی رفتار میکرد و قول پاداشی که داده بودند را عملی نکرد. به طور کلی فقط چند نفر از همکاران آنجا را دوست داشتم و بقیه نقاط مثبت زیادی نبود. به این نتیجه رسیدم که مشکلات تنها محدود به کارمندان نبود و کارفرماها هم با چنین مشکلی مواجه بودند.
من تنها حدود یک سال و نیم در این شرکت تجربه کار کردم و واقعا از بیسروته بودنش عقب مانده بودم. هیچکس مشخص نمیکرد چه کار باید کنیم و نتیجهای هم از کار نمیدیدیم؛ فقط وقتی از شرکت میخواستی حقوق و بیمههای معوق را پس بگیری، باید با بحث و دعوا پیش میرفتی. به نظر من این شرکت در یک پروژه در حال افتادن بود و به خاطر مدیرعاملش این وضعیت ادامه داشت، وگرنه بیکفایتی و بیلیاقتی خیلی زود آشکار میشد چون سایر شرکتهای زیرمجموعه هم ضرر میکردند و مدیرانشان پولها را برای خود میبردند. به طور کل، شرکت بهنوعی به خانوادگی تبدیل شده بود: مدیرعامل در یک گوشه نشسته و فقط با گیمزنی و دوستان و آشنایان سرگرم میشد، و سر ماه هیچکس حقوق نمیگرفت مگر اقوام. روابط پشت پرده هم چیز دیگری است که نمیتوان به آن بیتفاوت بود. واقعا شرکت را میشد گفت مدیرانش ۸۰ درصد را میبردند و کارشناس تنها ۲۰ درصد سهمی داشت که همان ۲۰ درصد هم اغلب کارها را انجام میدادند و بخش کوچکی از مدیران هم حقوق میگرفتند. در کل تجربهام از این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و اوضاع بهقدری بهم ریخته بود که حتی با بازبینی کوتاه یک هفتهای از کار میفهمیدی کارها بههم ریختهاند و هر نیروی جدید تا سر ماه نمیماند و میرفت. شرکت استعداد عجیبی در نگه داشتن نیروهای چاپلوس دارد و آنهایی هم که میمانند با حقوق بالا، هر هفته مدیرعامل را میدیدند که قهوهشان را مینوشید. مدیرعامل بیاحترامی عجیبی داشت و انگار در دنیای دیگری زندگی میکرد. پولهای پیشپرداخت پروژهها را میگرفت و به خارج میبرد و کارکنان جایگزین باید بهطور معوق طول میکشیدند تا پرداختها انجام شود. واحد مالی هم مشکلاتی داشت و خیلی عقب بود؛ هر سال یک سال عقب میافتاد و هیچ دغدغهای از نظر مالی احساس نمیکرد. خلاصهای از حسنهای شرکت را هم اگر بخواهم بگویم، بچههای تیم خود شرکت بودند که بهجز مدیران، واقعا خوب بودند و دلیل کمی برای ماندن پیدا میکردند. اگر احیانا دیدید کنار خیابان بنر آریابنیز با پارتی و تبلیغاتی، خیلی زود از آن فاصله بگیرید؛ به نظر من از افراد و شرکتهای مرتبط با این تبلیغات دوری کنید.
خلاصه تجربه پنج ساله من در شرکت کروز اگر شما ادم تلنتی هستید، اگر شما دلسوز کار هستید، اگر شما از کار کردن لذت میبرید، اگر دیدن اشتباهات دیگران شما رو اذیت میکنه و.... این شرکت به هیچ عنوان مناسب شما نیست، شما به هیچ عنوان نمیتونید این سیستم رو تغییر بدید و در نهایت یا شما تغییر میکنید یا خورد خورد شکسته میشید و میشد یه ادم فسیل. موقع جذب اینکه شما معدلتون چند باشه و یا کدوم دانشگاه درس خونده باشید خیلی مهمه، اما بعد از جذب، تنها چیزی که اهمیت نداره همین موارد هست، یه عده بیسواد، کم تجربه و معمولا عقده ای و ضعیف میشن بالاسری شما، و شما باید این شرایط رو هر روز ببینید و تحمل کنید. بهترین کار اینه که اگر داخل شرکت هستید راه فراری پیدا کنید، اگر هم نمیتونید فرار کنید، ذهن خودتون رو رها کنید، بزارید بزرگان تصمیم بگیرن و نتایج تصمیمات اشتباهشون رو هم ببینند، این بهترین کمک هم به خودتون و هم به شرکت است!
سلام این شرکت فقط ظاهرش قشنگه. تو لینکدین که میری میبینی وای چقد خفن. فقط ظاهرسازی میکنن. داخلش که میری برده داری نوین هست. همه رئیس هستند و دستور میدن. یه سری مدیر شدن که هیچی حالیشون نیست فقط چون رفیقای مدیرعامل هستن شدن مدیر. گول ظاهر نخورین. مزایای ظاهری زیادی داره. اما حقوق خیلی کم میدن و فقط یه سری عزیز کرده های خودشون حقوق خیلی بالا دارن. اگر هم از هر چیزی احساس ناراحتی کنی خیلی راحت باهات خداحافظی میکنن و یه سری آدم نابلد و بی تجربه جایگزینت میکنن.
با پرداخت الکترونیک سداد کار کردم و تجربیات زیادی از این مدت به دست آوردم، به نظر من همفکریهای همدورهها اغراق نمیکردند؛ در هر جایی هم خوبیها و هم کاستیها وجود دارد و آدمها اخلاقهای متفاوتی دارند، باید با این واقعیت کنار آمد.
به نظرم بهترین موقعیت برای تجربه کسب کردن هستش من خودم به مدت ۳ ماه در موئسسه مالیاتی پارسیان حساب فعالیت کردم و میتونم بگم بهترین تیم و مدیریت دقیق و منظمی دارند برای کسانی که هیچ تجربه کاری ندارند بهترین موقعیت است تیم عالی ، پرچمشون بالاست ،سطح اموزشیشون هم بالاست
سلام من یه دوره سه ماهه رو در پارسیان حساب گذراندم و میتونم بگم اگه سابقه ندارین این بهترین فرصت برای بدست آوردن تجربه کاریه
پارسیان حساب بالای ۱۵ سال قدمت دارد و تجربه هایی عملی خود را در اختیار جامعه حسابداری میگذارد مباحصی که در کتب و بحث آکادمی نیست و برای بازار کار خیلی ضروری میباشد و همین باعث میشود تا مشکل کسی که میخواهد وارد بازار کار شود حل شود
پارسیان حساب بالای ۱۵ سال قدمت دارد و تجربه هایی عملی خود را در اختیار جامعه حسابداری میگذارد مباحصی که در کتب و بحث آکادمی نیست و برای بازار کار خیلی ضروری میباشد و همین باعث میشود تا مشکل کسی که میخواهد وارد بازار کار شود حل شود
با سلام من مدت کارآموزی خودم رو توی مجموعه پارسیان حساب گذراندم . در طول این مدت , برخورد مناسب از طرف مدیریت و ... دیدم در اسرع وقت دوره خودم را به پایان رساندم تقریبا میتونم بگم از حسابداری فقط در حد تئوری بلد بودم اما حالا در شرکت فروش خودرو حسابدار هستم و از شغلم راضیم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.