بعد از سه هفته کار روی مراحل مختلف فرایند، تجربهی مصاحبهام خیلی طولانی و خستهکننده بود. چند بار حضوری رفتن و در میانهها یک آزمون کامپیوتری هم اضافه شد. نهایتاً مصاحبه با زنی انجام شد که رفتارش دفاعی و مغرور بود؛ مدام حرف من را قطع میکرد و اجازه نمیداد کامل توضیح بدهم و به سابقه و شخصیت کاریام بیاحترامی میکرد. جلسه با نگاه تحقیرآمیز تمام شد و او رفت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
انیاک در طول تاریخ همیشه در بحران بوده و همچنان هم هست. احتمالا فرهنگ و مدیریت شرکت به این مسئله دامن میزنه حتی وقتی تیم گلرنگ آمد این مشکل با انیاک باقی ماند. تا مدتها دو دستگی تیم قدیم و جدید بود و هر کسی از قومیت کرد بود میتوانست در آرامش در شرکت کار کند. میانگین حقوقشون پایینه واقعا ولی پرداخت تقربا به موقع بود. محیط کاری آرومی داره ولی خب هیچ وقت امکان پیشرفت نداری همیشه درجا میزنی هم به دلیل نوع مدیریت و اینکه شرکت همیشه در آستانه ورشکستگی و نابودی هست. یک فرهنگ زیرپوستی زیرآب زنی هم داره که خیلی تمیز اجرا میشه. نمیدونم چرا یکسری همچنان اونجا هستن و ادامه میدن.
من با ابرکلاس به عنوان مدرس کار میکردم به بهونه قطعی اینترنت میگفتند که مراجعه کننده جدید و ثبت نامی جدید نداشتند و حقوق ماهانه رو پرداخت نمیکردند. طبق قراردادشون باید 10 ام تا 15 ام هر ماه حقوق واریز کنند ولی از اول سال 3 ماه یک بار اونم به صورت ناقص واریز کردند. اگر شخصی هستید که میخواید با این مجموعه همکاری کنید بدونید که شما باید انتظار بکشید و مجانی چند ماه برای این مجموعه تدریس کنید که شاید حق تون رو اگر دلشون خواست براتون واریز کنند.
تجربه کار در محیط بین المللی و همه چیز سیستمی و برنامه ریزی شده
تجربه من از کار در رونیکس، برخلاف تصویری که این مجموعه از خودش بهعنوان یک سازمان حرفهای و تخصصمحور ارائه میدهد، تجربهای بسیار منفی بود. فضای کاری را پرتنش، ناسالم و فاقد امنیت شغلی دیدم؛ جایی که گاهی بدون هشدار قبلی به فرد گفته میشود دیگر نیازی به حضورش نیست. یکی از جدیترین مشکلات، مدیر ارتباطات و برندینگ بود. در تجربه من، رفتارهای پرخاشگرانه و غیرقابلپیشبینی، عصبانیتهای شدید، پرت کردن وسایل، حرفها و شوخیهای +۱۸ و رفتارها و نگاههایی که از نظر من رنگوبوی جنسی داشت، فضای کاری را برای کارکنان بسیار آزاردهنده میکرد. قرار گرفتن مداوم در چنین محیطی میتواند به استرس، اضطراب، احساس ناامنی، فرسودگی روانی، کاهش تمرکز و افت اعتمادبهنفس منجر شود و انگیزه و کیفیت کار افراد را تحت تأثیر قرار دهد. در کنار این موضوع، جایگاه سرپرست واحد گرافیک که تجربه قبلی اش منشی دفتر تبلیغاتی بود و تسلط لازم بر روی نرم افزار های کاربردی نداشت نیز از نظر تخصص و تناسب حرفهای برای من سؤالبرانگیز بود و با ادعای تخصصمحوری مجموعه همخوانی نداشت. در مجموع، اگر فردی حرفهای هستید و برای احترام، شایستهسالاری، امنیت شغلی و سلامت روان ارزش قائلید، بر اساس تجربه شخصی من رونیکس را پیشنهاد نمیکنم. شاید برای افراد کمتجربه جهت کسب سابقه مناسب باشد، اما بهنظر من محیطی نیست که یک نیروی متخصص بتواند در آن با آرامش و امنیت رشد کند.
حتی به خودشون زحمت ندادن مصاحبه آنلاین ست کنن و بیان جلوی دوربین، یک لینک ویدیویی فرستادن با 5 سوال احمقانه که جلوی دوربین به انگلیسی جواب بدید. توقع دارید وقتی حتی نیم ساعت وقت نمیذارید بیایید رو در رو صحبت کنید من بیام یک ساعت وقت بذارم سوالات اراجیف شما رو به انگلیسی جواب بدم؟ خیر بنده برای وقت و شخصیت خودم ارزش قائل هستم. کلا در 5 دقیقه به سوالات جواب دادم و لینک رو بستم و دیگه هم خبری ازشون نشد. مصاحبهی این مدلی ندیده بودم تا حالا!
سطح بیسوادی و نادانی مدیران این مجموعه در این حده که فکر میکنن اگر به جای مدیر محصول بنویسن سرپرست محصول، میتونن حقوق کمتری پرداخت کنن! با ورود به ساختمان شرکت شما حس رفتن به ادارههای فرسودهی دولتی رو دارید، مصاحبه با معاونت محصول و منابع انسانی همزمان انجام شد، سوالات سطح پایین و و بیربط پرسیده شد. در انتهای مصاحبه فرم استخدام رو دادن که پر کنم، مشخصات اعضای خانواده من به شما که هیچ به پدر و جد و آباد شما هم ربطی نداره، دوستان هر شرکتی که رفتم که اینقدر وقاحت داشته بدون استثنا با قهوهای کردن طرف اومدم بیرون، شانس آوردید که آخر جلسه فرم رو دادید و در اتاق حاضر نبودید. من پر نکردم و ریجکت شدم. همون آگهی هم بعد از سه ماه دوباره باز شده. شرکتی که ورشکسته و رو به افول هست و صدها نفر رو تعدیل کرده، نیروی جدیدی نمیتونه بگیره، وقت خودتون رو با عره و عوره تلف نکنید.
کل فرایند استخدام این شرکت یک شوی بزرگ برای نمایش جذب هست ولی جذب نیرو در کار نیست. مصاحبه اول فنی و آنلاین بود و به خوبی انجام شد، برای مصاحبهی دوم گفتن حضوری، یک بار تماس گرفتن و من نتونستم پاسخ بدم، نه ایمیلی نه اطلاعرسانی درستی و نه حتی شماره داخلی که آدم بتونه بهشون زنگ بزنه. بعدش هم ریجکت کردن. و الان بعد از چند ماه همون عنوان مالک محصول بام دوباره آگهی شده. مرغ پخته خندهاش میگیره از حجم دلقک بودنتون. همه جا رو تبدیل به مافیا کردید و چون کوتوله و بیسواد هستید و شرافت فردی و شرافت کاری ندارید میترسید با کسی قویتر از خودتون کار کنید. در نتیجه فقط از مسیرهای دلالی نیرو میگیرید و کوتولهپروری میکنید. به هیچ عنوان اینجا رزومه نفرستید.
شرکتی بیدروپیکر که مصاحبه آنلاین برگزار میکنه، برای جلسهی بعدی به صورت حضوری دعوت میکنه ولی مصاحبه دومی در کار نیست، و در آخر بدون دلیل ریجکت میکنه. الان هم بعد از چند ماه دوباره آگهی مالک محصول گذاشتن. رزومه نفرستید برای اینها. کلا مردمآزاری و به سخره گرفتن نیروی متخصص در این مملکت مد شده و از وضعیت بد اقتصادی سو استفاده میکنن که بانک رزومهی خودشون رو پر کنند و در قبال هیچ کسی هم پاسخگو نیستن.
من با این شرکت مصاحبهی آنلاین داشتم، دوستان این شرکت هیچگونه قصدی برای جذب نیرو نداره و فقط یک آدم مریض سعی داره وقت شما رو تلف کنه. بعد از یک ساعت سوال و جواب، اون یارو گفت که به زودی شما رو دعوت میکنیم برای مصاحبهی حضوری. و بعدش هیچ خبری از شرکت نشد و آگهی رو هم بستن. چند ماه قبل هم به مدت دو ماه آگهی باز داشتن و کلی رزومه جمع کردن و همین عنوان شغلی رو بستن، این هم یک بیماری روانی جدید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مدیر محصول، سه نفر از مدیران این شرکت شروع کردن به سوال پرسیدن، جالبه که این افراد حتی شعور کافی برای معرفی خودشون در ابتدای مصاحبه نداشتن، سوالات بیربط و چرندیات رفتاری و سوالات فنی برنامهنویسی پرسیده شد، در سطحی که انگار بنده برای موقعیت شغلی تکلید یا CTO اقدام کردم! من سوالات رو جواب دادم، وسط مصاحبه متوجه شدم محصولی که براش آگهی دادن یک پنل پیامکی هست که اگر از اول گفته بودن اصلا حتی رزومه نمیدادم. بیش از یک ساعت وقت من رو تلف کردند؛ اگر کسی عملکردش در مصاحبه بد باشه، نباید اون جلسه یک ساعت و ربع طول بکشه. در نهایت از شرایط کاری و میزان حقوق پرسیدم، که گفتن باهاتون تماس میگیریم. دوزاری بودن یک شرکت رو از نحوهی رفتار مدیرانش در جلسه مصاحبه میتونید متوجه بشید. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم رزومه بفرستید.
من اینجا رفتم مصاحبهی مالک محصول، مصاحبه اول فنی بود و با مالک محصول اونجا انجام شد و مورد تایید ایشون بود، یک هفته بعد به مصاحبه دوم دعوت شدم، خانمی که خودش رو مدیر فنی مجموعه معرفی کرد، شروع کرد به سوالات مضحک و چرندیات شبهعلمی به اصطلاح روانشناسی رفتاری (در صورتی که روانشناسی رفتاری این نیست و متخصص میخواد)، من سوالات رو پاسخ دادم، و ایشون از همون چند سوال شروع کرد به تحلیل رفتار و شخصیت من در جلسهی مصاحبه. رفتار غیرحرفهای و دلقکپرور بودن سیستم شما از اینجا مشخصه که کسی که ادعای فنی داره، تو حوزهای کاملا تخصصی وارد شده و سوالاتی میپرسه که هیچ درکی ازشون نداره و بر اساس دانش و سواد اندک و عقل محدود خودش یک آدم دیگه رو مورد قضاوت قرار میده. بعد حرف از فرهنگ و انطباق فرهنگی بین کارجو و شرکت میزد، سطح فرهنگ و شعورتون همینه که نمیدونید وقتی مهمان میاد تو اتاق شما و روبروی میزتون میشینه باید یک میز کوچیک برای پذیرایی کنار صندلی کارجو باشه و چایی رو نذارید روی میز خودتون! به من گفته شد که مصاحبهی سوم با معاون کسبوکار مجموعه به دلیل عدم حضور ایشون، در جلسه سوم برگزار میشه، بعد از یکی دو هفته بدون هیچ دلیل و توضیحی من رو رد کردند. الان که شهریور 1405 هست و چند ماه از اون مصاحبه گذشته، دوباره همون موقعیت شغلی رو آگهی کردن و مثلا دنبال نیرو هستن! حتی نمیدونید چند چندید با خودتون، وقت و انرژی مردم براتون کوچکترین ارزشی نداره. دوستان عزیز پیشنهاد میکنم وقت خودتون رو با این شرکت تلف نکنید.
در یکی از شرکت های زیر مجموعه به اسم فومن شیمی بهداشت دعوت به یک مصاحبه شغلی شدم، اما متأسفانه از همان ابتدای جلسه با برخوردی مواجه شدم که برایم بسیار عجیب و ناخوشایند بود. فرد مصاحبهکننده با لحنی که برای من حالت تمسخرآمیز داشت، چندین بار تأکید میکرد که آیا اصلاً آگهی شغلی را دیدهام، آن را خواندهام و برای همان موقعیت رزومه ارسال کردهام یا خیر. در حالی که من آگهی را با دقت مطالعه کرده بودم و رزومهام را نیز آگاهانه و متناسب با همان موقعیت ارسال کرده بودم. اگر واقعاً تصور میکردند که من آگهی را نخواندهام یا فاقد دانش لازم برای این موقعیت هستم، سؤال اصلی من این است که اصلاً چرا برای مصاحبه دعوت شدم؟ متأسفانه در طول جلسه این احساس را داشتم که رزومهام پیش از مصاحبه بهدرستی مطالعه نشده است. حتی چندین بار سؤالاتی درباره تحصیلات و سوابقم مطرح شد که پاسخ آنها بهوضوح در رزومه درج شده بود. از طرفی، با وجود اینکه سابقه کاری مرتبط و تجربه قابلتوجهی در حوزههای نزدیک به این موقعیت داشتهام، تقریباً هیچ سؤال تخصصی از من پرسیده نشد تا مشخص شود آیا واقعاً دانش و توانایی لازم برای این حوزه را دارم یا خیر. مصاحبه با حضور مدیر منابع انسانی و ظاهراً مدیر مالی انجام شد. نکته عجیبتر این بود که مدیر منابع انسانی چندین بار از مدیر مالی درخواست کرد حداقل چند سؤال تخصصی از من بپرسند تا مشخص شود آیا دانش لازم را دارم یا نه؛ اما ایشان حتی با وجود این اصرار نیز حاضر نشدند سؤال تخصصی مشخصی مطرح کنند. در عین حال، تأکید میشد که رزومه من بهدقت بررسی شده و سابقه مرتبطی در آن دیده نشده است؛ در حالی که چنین سوابقی در رزومهام وجود داشت. به نظرم اگر قرار است فردی برای یک موقعیت شغلی دعوت به مصاحبه شود، حداقل انتظار این است که رزومه او پیش از جلسه مطالعه شود و ارزیابی بر اساس سؤالهای مشخص و مرتبط با شغل انجام گیرد، نه بر اساس پیشفرض یا قضاوت اولیه. این تجربه برای من واقعاً ناامیدکننده بود؛ نه صرفاً به خاطر نتیجه احتمالی مصاحبه، بلکه به خاطر نوع برخورد و احساسی که در طول جلسه به من منتقل شد. در نهایت، صادقانه بگویم که بیشتر از رفتار آن شرکت، از شرایطی که خودم در آن قرار گرفتهام متأسف شدم. با وجود اینکه در کنکور کارشناسی ارشد رتبه ۹ را کسب کردم و با تمام سختیها و محدودیتهایی که در ایران وجود دارد مسیر تحصیلی و حرفهای خودم را ادامه دادم، گاهی با خودم فکر میکنم شاید اگر همان زمان برای ادامه تحصیل و کار به خارج از کشور اپلای کرده بودم، امروز تجربههای حرفهای متفاوتی داشتم. مواجه شدن با چنین رفتارهایی واقعاً باعث میشود آدم درباره مسیری که طی کرده، دوباره فکر کند.
سال های زیادی تو این شرکت بودم و افولش رو در این مدت زمان به چشم دیدم. فساد اخلاقی زیادی این شرکت رو فراگرفته و خیلی از افراد قربانی این فساد شدن ولی با هر روشی که فکرشو بکنید درپوش میذارن چون فساد از طرف مدیران سازمان هست و مدیران ارشد سکوت کامل میکنند. از لحاظ ساعت کاری هم افتضاح هست تقریبا اگه وارد نانوالوند بشید دیگه زندگیتون میشه اونجا مثل یک باتلاق هست که هرچی بیشتر کار کنی و دستو پا بزنی بیشتر غرق میشی و در آخر هم اگه در راستای اخلاقیات و فساد هاشون نباشی نه تنها رشد نمیکنی بلکه به راحتی حذفت میکنند.
از شش سال مدیریت نمایندگی یک مجموعه کوتاه شده و تازه استعفا دادهام. در ابتدا تصور میکردم کار بهعنوان همکاری است، اما واقعیت این بود که زمان و زندگیام را بهطور کامل مصرف میکرد. به هیچکس این شغل را توصیه نمیکنم—اگر به سمتش بروی، عملاً خودت را در وضعیتی از بردگی و تابعیت میبینی.
به شرکت فروشگاه فرشته های نی نی سالن رفتوآمدی از کارمندان بود که هر روز با رفتارهای نابهنجار و فشار زدن بر نیروها روبهرو میشدم. مجموعهای از افراد دور هم جمع شده بودند و به جای همفکری و حمایت، عقدههایشان را روی همکاران خالی میکردند. تصورشان این بود که تنها هدفشان پرکردن جیب خودشان است و از این رو توهین، تحقیر و بیاعتنایی به کارکنان عادی محسوب میشد. هیچ بخشی از سازمان از این رفتار مستثنا نبود؛ از بازاریابی تا بازرگانی و منابع انسانی، همگی رویکردی مشابه را پیگیری میکردند. حتی در شرایط حقوق خوب هم به شدت به من پیشنهاد شغل دیگری داده نشد.
اسنپ فود بخش کامرشیال با وجود همه کم و کاستی های (از نظر حقوق و مزایا )زمانی فضای خوبی برای کار کردن بودن ولی از زمانی که خانم( ی ش) از ایرانسل اومد و مدیریت بخش تیم عملیات رو گرفتن همه چیز تغییر کرد.معیار ایشون برای رشد و کار فقط بله و چشم گفتن هست. تیپ و ظاهر و قیافه هست. و بیشتر از همه اینکه چقدر چاپلوسی ایشون رو بکنی.یعنی هرچی افراد بی دانش تر ولی چاپلوس تر و خاله زنک تر به این آدم نزدیک تر . تیم منابع انسانی هم اینو میدونه ولی هیچ اقدام تاثیر گذاری انجام نداد. زیر بار فشار روانی که این بخش با این سبک مدیریت به آدم ها وارد میکنه دیگه از کار زده میشی و حتما باید بری تراپی. مدیری که منطق نداره کارشناس رو تحقیر میکنه، در رو بهم میکوبه توان شنیدن حرف حق رو نداره و محیط رو با دعوا و تهدید ترک میکنه.در کنارش فشار کاری بشدت بالا توقع کار در تعطیلی ها و.. اگر سلامت جسم و روح تون مهمه حداقل این بخش اسنپ فود کار نکنید.
با سلام خدمت همگی شرکت تولیدی مهراصل همانند هر شرکتی دارای نکات مثبت و منفی می باشد که در ابتدا به نکات مثبت آن میپردازم. در این شرکت واریز حقوق دقیقا در سر موعد مقرر صورت میگیرد و بیمه و بیمه تکمیلی پرسنل به صورت منظم و بدون وقفه واریز میگردد هرچند این نکته ابتدایی ترین وظیفه هر شرکتی است اما باز هم می تواند برای دوستانی که روی این مورد به هر دلیلی حساسیت فوق العاده دارند مفید باشد اما به جز این نکته واقعا نکته مثبت دیگری وجود ندارد چرا که ساختار شرکت به شما هیچ گونه تجربه جدیدی را اضافه نمیکند و امکان پیشرفت برای شما چه به لحاظ تجربه چه به لحاظ جایگاه شغلی مقدور نمیباشد همچنین پرسنل دفتر تهران هر سال باید بدون استثنا(بدون توجه به جایگاه شغلی) مانند گارگران در احداث غرفه نمایشگاه شرکت کنند و در حدود ۱۰ روز فرآیند ساخت شما ملزم هستید از ساعت ۸ صبح الی ۱۲ شب ( حتی در بعضی موارد ۲ نیمه شب) در فرآیند ساخت غرفه حاضر باشید و کمک کنید. جو زیرآب زنی به طور غلیظ و افراط شده ای در شرکت حکمفرمایی میکند و مطمئن باشید کوچک ترین حرکات شما با پیازداغ بسیار فراوان به طبقه مدیریت میرسد و از آنجایی که با این کار میزان پاداش بر روی فیش حقوقی به طرز قابل توجهی تغییر می کند این عمل نه صرفا عادت منفی پرسنل بلکه فرهنگ سازمانی شرکت است. متاسفانه شرکت اصلا فرهنگ ارسال به ماموریت ندارد و شما در هر ماموریت دچار تنش روانی فراوانی میشوید
بهوجود آوردن تجربهای باکیفیت و قابلاعتماد از دیدگاه من؛ شرکت سیوان را به عنوان محیطی حرفهای میبینم که مدیریت قشنگی دارد و کیفیت کار بالاست. روند تولید نرمافزار و زمانبندی پروژهها در شرایط عادی کاملاً منظم و دقیق است. اما تجربهٔ کلان تا حد زیادی به سرپرست تیم بستگی دارد؛ اگر رهبر تیم کاربلد باشد اوضاع بهنحو فوق العادهای پیش میرود. در مجموعه، تعدادی نفر با رفتار نامطلوب هم هستند و گاهی تسویهحوالهها بهدرستی انجام نمیشود. در کل شرکت شناختهشده و قابلاعتماد است، فقط باید مراقب رفتاربدانشی برخی همکاران باشید تا با افراد بددهن یا بیتفاوت روبهرو نشوید.
برای من تجربه مصاحبه با این مجموعه به کل نامنظم و بیبرنامه بود. من به دعوت همکاری پاسخ دادم و چون کنجکاو بودم، رفتم برای مصاحبه. فضای کار به نظر میآمد هیچ هماهنگی و نظم مشخصی ندارد و گویی همه چیز با دید «بزن بریم ببینیم چی میشود» پیش میرود. حتی آمادهسازی اتاق جلسه هم انجام نشده بود و هیچکس با من آشنا نمیشد یا معرفی نمیکرد. قبل از آغاز، دقیقا نگفتند دنبال چه نقشی هستند و انتظارشان از من چه بود. مدیران مصاحبه هم تا حدی تسلط نداشتند و نتوانستند جلسه را به خوبی هدایت کنند؛ در نهایت نزدیک به یک ساعت و چهل دقیقه طول کشید. در پایان با ایمیلی ریجکت شبیه به تمپلیت روبهرو شدم که ارتباطی به شرایط من نداشت و گویی از اینترنت کپی شده بود. وقتی دلیل ریجکت را پرسیدم، پاسخ مشخصی داده نشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.