سلام وقتتون بخیر ۳ سال در شرکت کروز مشغول به کاربودم شرکت خوبیه کارتو درست انجام بدی کسی باهات کاری نداره اضافه کار اصلا اجباری نیست مدرک تحصیلی بالا داشته باشی جای پیشرفت داره ، قسمت های تولید کار فشرده سخته ولی اگه قسمت انبار استخدام بشید خیلی بهتره راحتره درکل نسبت به خیلی از شرکتا بهتره۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باور کنید که هر روز از شش صبح تا هشت شب کار میکردم و فقط برای حقوقی ناقابل پانزده تومن میگرفتم. اگر حضوری بیایید کارخانه را سر بزنید، شاید حقوقتان بیشتر باشد؛ اما برای من همان پانزده تومن شد، هرچند سابقه کارم را هم در نظر میگرفتند، بنظر نمیرسید تفاوت زیادی باشد. اخلاقا گفتن چنین حقیقتی هم سخت است و واقعا رفتار مناسبی نیست. با وجود این، چنین وضعی انگار در همهجا رایج است و اکثر کارگاههای اطراف چنین بردداری نوینی را تجربه میکنند.
در این کارخونه صدا به قدری بالاست که چند هفته هم که بگذرد، تنها با مصرف قرص سردرد میتوان رو غرور دوام آورد. درآمد زیر خطخاب وزارت کار است و با این سطح حقوق نمیشود زندگی کرد. مصاحبههای فراوان انجام میشود اما استخدام اتفاق نمیافتد؛ فقط مردم را میکشونن آنجا و بعد رد میکنند. کارگران بهسرعت دوچار جابجایی میشوند و امنیت شغلی وجود ندارد؛ حقوق مأخوذ هم فقط حدود پانزده میلیون تومان است. اعضای بالادستی که پشت شیشه نشستهاند، اخلاقشان چندان خوب نیست و بهطور کلی فضاهای کارخانهها به نوعی بردهداریشان را نشان میدهد. تصمیم با خودتان است که چطور دوست دارید؛ بنظرم بهتر است کسبوکار خودتان را به دست بگیرید.
بنده در پارسیان حساب کاراموزی موفقی داشتم در پروژه های مالیاتی روی دفاتر پلمپ و نرم افزارها و … با بنده کار شد و از طرف این موسسه در یک شرکت به عنوان حسابدار با حقوق ۲۵ تومان مشغول به کار هستم و همچنان ادامه تحصیل میدهم از لحاظ تئوری هم خیلی ایراد داشتم که تماما برطرف شد و در حال حاضر خیلی راحت تر واحد های دانشگاهیمو پاس میکنم
در محیطی گرم و صمیمی کار رو شروع کردم و برخورد آنها بسیار دوستانه و آرام بود. بهطور منظم و منطقی با من مصاحبه کردند و دو ماه دوره کارآموزی برایم رقم خورد که در این مدت چیزهای متفاوتی یاد گرفتم. حالا به صورت پروژهای با آنها همکاری میکنم و از تجربهام رضایت دارم.
کار کردن تو شرکت تفکر ایده آل❌️ بدترین تجربه زندگیت✅️ وقتتونو تلف نکنید تو این شرکت اگر کارتون خوبه شرکت های دیگه خیلی قدردان ترن،سال ۹۷ تو این شرکت کار کردم مدیرش لنگ یه قرون بود همیشه،کلا هم انگار از دماغ فیل افتادن و نیرویی که استخدام میکنن با برده اشتباه میگیرن،تا سال پیش هم با نیروهای اونجا در ارتباط بودم روال هیچ تغییری نکرده بود،وقتی طرز فکر عوض نشه هیچ مشکلی حل نمیشه
سلام من امروز داشتم تجربه کاری را میدیدم که دیدم نظری برای این شرکت نشته شده که قبلا من توش کار میکردم و خیلی هم ازش شاکی بودم من حدود ۲ سالی با این شرکت قطع همکاری کردم در واقع اولین تجربه کاری من بود و به شدت با مدیرم و منابع انسانی مشکل داشتم ولی حالا هم که در یک شرکت دیگر کار میکنم میبینم فرقی با تایگر نداشت و مثل اینکه همه جا یک رنگه تازه تو تایگر مدیرش فرصت پیشرفت بهت میدا ولی در شرکت جدید همینطور در جا میزنم و چون مشکل مالی دارم چاره ای بجز موندم ندارم این را نوشتم که بگم همه چیز را سطحی نبینیم !
کاش تجربهام را از مادیران چنین روایت کنم که با وجود نام معتبر شرکت، فضای کاری واقعا ناسالمی را تجربه کردم. چندین سال در این مجموعه کار کردم و با سه مدیرعامل مختلف همکاری داشتم، اما متأسفانه به تدریج اتفاقاتی دیدم که من را نسبت به حرفهای بودن سازمان دچار تردید کرد. اگر دنبال کار در این شرکت هستید، توصیه نمیکنم به هیچ عنوان برای کار انگشتشمار کردن مسیرتان را امتحان کنید. آخرین مدیرعاملی که با او کار کردم نامش کاظمی بود و از نظر رفتار حرفهای و پایبندی به اصول اخلاقی، شرایط پایداری وجود نداشت. عملکرد شرکت به نظر من بیشتر به سو استفاده از نیروها شباهت داشت تا همکاری منظم و سالم.
ویژگی های یک آگهی استخدامی جعلی : ۱. درخواست پول ۲. وعده حقوق غیر واقعی و بالا بدون نیاز به تجربه ۳. استخدام سریع و بدون ارزیابی ۴. نبود اطلاعات شرکت در سایت روزنامه رسمی در صورت مواجهه با آگهی جعلی، گزارش آن به پلیس فتا ضروری است. میتوانید با مراجعه به سایت رسمی پلیس فتا (csirc. fata.gov.ir)، از طریق فرم گزارش مردمی شکایت خود را ثبت و مدارک مرتبط را بارگذاری کنید. همچنین، تماس با مرکز فوریتهای سایبری با شماره ۰۹۶۳۸۰ به صورت ۲۴ ساعته امکانپذیر است. در صورت نیاز، مراجعه حضوری به دادسرای جرایم رایانهای و تشکیل پرونده در دفاتر خدمات قضایی نیز گزینهای مناسب برای ثبت شکایت است.
مدتهاست در این شرکت حضور دارم و از زمان مدیریت عامل آقای نجفی، تصمیماتی گرفته شد که آشکار بود در بلندمدت به مشکلاتی خواهد انجامید. یکی از این تصمیمها، استخدام گسترده نیرو بود که بیشتر به خاطر کاهش سرانه درآمد شرکت صورت گرفت تا نیاز واقعی به نیروی انسانی. نتیجهاش امروز بحرانهایی است که با آن روبهرو هستیم. نیروی مازاد وجود دارد و متأسفانه به درستی نمیتوان از آن برای پروژهها و محصولات جدید بهره برد. این مازاد باعث بالا رفتن هزینههای جاری شده و حقوقها با تورم همخوانی ندارد. با عبور از این موضوع به مدیرعامل وقت، آقای درویش روحانی، میرسیم که واقعا گیرنده استانداردهای لازم برای مدیریت یک شرکت بزرگ در سطح ملی نیست و تنها از روی روابط به جایگاه مدیریتی رسیده است. تغییرات در سازمان زیاد است و انتصابها، بهخصوص آنهایی که از خارج شرکت آمدهاند، متناسب با سمتهایشان نیستند. مراسم بیست و دومین سالگرد تأسیس شرکت که در برج میلاد برگزار شد، بهشدت پاییندست و با شأن و جایگاه پرسنل خدمات انفورماتیک همخوانی ندارد. به طور کلی، آن شکوه و جلالی که شرکت خدمات انفورماتیک بیست یا ده سال پیش داشت، اکنون کمرنگتر شده و سطح رفاه پرسنل روز به روز کاهش مییابد. مدیران ارشد به جای تمرکز روی افزایش درآمد شرکت و بهبود سطح رفاه کارمندان، بیشتر به کاهش هزینهها و صرفهجویی میپردازند؛ اما با این روند، نیروهای با استعداد در بازار که فرصتهای بهتری دارند از شرکت خواهند رفت و تنها کسانی باقی میمانند که دارای دانش کمتر و فرصتهای شغلی بهتر را از دست دادهاند.
در این شرکت احساس میکردم فضای کار بیشتر به جوی ناسالم شبیه است تا محیطی حرفهای. در همان اولین روزها متوجه شدم که مدیریت ارشد به نظر ادعای زیادی دارد اما به عمق کار و نتیجه اهمیت نمیدهد. ارتباطات داخلی پر از ابهام و بیاعتمادی بود و رفتار بسیار تند و گاهی ناسزاگونه در برابر همکاران دیده میشد. افراد با مهارتهای محدود در برخی بخشها، به جای حمایت از توسعه و یادگیری، کمتر به اشتغالزایی فکر میکردند و بیشتر به حفظ جایگاه خود میپرداختند. برخی سرپرستان بیشتر به ابراز وجود میپرداختند تا به کار Gadgets روزمره یا پشتیبانی از تیمها. وقتی دیدم مدیرعامل به واقع توانایی لازم برای هدایت تیم را ندارد، این روند اثر منفی بیشتری روی کار گروهی گذاشت و جو شرکت به سمت درگیریهای داخلی رفت. تنها در یک مورد، یکی از همکاران با سابقه فروش و بازاریابی بود که با فشار و رفتار ناپسند روبهرو شد و پس از ترک شرکت، تیم دچار افت قابل توجهی شد. نسبت به منابع انسانی، به نظر میرسید که دروغگویی و دورویی در برخی اظهارها وجود دارد و گاهی ادعاهایی غیرواقعی مطرح میشد تا دیگران را تحت فشار بگذارند. برخی همکاران با وعدههایی مبهم درباره قراردادها یا مزایا صحبت میکردند و این ابهامها موجب بیاعتمادی بیشتر شده بود. ساختار قرارداد و تداوم همکاری به نحوی نبود که از دلخوری و نگرانی پرسنل جلوگیری کند و گاه با پیگیریهای حقوقی همراه میشد. ساعتهای کاری طولانی و محدودیتهایی مانند کنترل دقیق ارتباطات و نظارتهای متعدد، فضای کار را برایم ناخوشایند کرد. شنیدن گاه گفتوگوهای خصوصی یا حضور دوربین در برخی موقعیتها احساس امنیت شغلی را کاهش میداد و این روند باعث شد تا حس کنم فضایی برای رشد حرفهای وجود ندارد. در مجموع به نظر میرسید که فرهنگ شرکت از سطح حرفهای فاصله دارد و این موضوع بر تجربه کار من تأثیر منفی گذاشت. با وجود تمام این موارد، ترجیح میدهم از بازگو کردن جنبههای منفی صرفا به شکل نقدهای شخصی خودداری کنم و به جای آن به تجربهها و یادگیریهای عملی از این تجربه اشاره کنم.
وقتی داشتم به این تجربه فکر میکردم، احساس میکنم محیط کار دی کامپیوتر واقعا از نظر اخلاقی و فرهنگی سردرگم بود. مدیرعاملشان پر از ادعاهای بزرگ است اما در واقع بسیاری از کارها طبل تو خالی به نظر میرسید. همکاران زیر دست هم بیسواد یا ناقص بودن، بهویژه آنهایی که تنها به خاطر بازارگرمی به هر کاری راضی میشدن و توسعه و ساختن را فراموش کرده بودن. سرپرستها هم با استفاده از روشی که بیشتر بر زور و تهدید استوار بود، از پرسنل میخواستن برای عزیز سرکردهشان لابی و چاپلی انجام بدهند و دنبال خودشیرینی باشند. در کنار اینها، وقتی به چشم دیدم یکی از همکاران با سابقهی مناسب در فروش و بازاریابی مورد اذیت قرار گرفت و نهایتا تصمیم گرفت کل وسایلش را جمع کند و برود، فهمیدم وضعیت شرکت به هم میریزد. از آن روز به بعد دچار بیاعتمادی شدم و دیدم که اطرافیان انگار همهکارهی شرکت همان نفر ویژهای است که به هر قیمتی باید از او حمایت شود. به گفتهی دوستان، منابع انسانی گاه صادق نیستند و دروغگو و حیلهگر هم دیده میشد. ادعا میکردند از دیجیکالا آمدهاند، اما رفتارشان نشان میداد که در کارشان مهارت کافی ندارند. همچنین قراردادها، ظاهرا تنها جنبهی حقوقی داشتند و تمدید نکردن قرارداد هم میتوانست منجر به شکایت شود. ساعات کاری طولانی بود و هر دقیقه که با موبایل صحبت میکردی با اختلال یا بازخواست مواجه میشدی، گویی حتی با دوربین هم در حال نظارت بودند تا بدانند چه میگویی. در مقایسه با محیطهای دیگر، فضای اینجا حس امنیتی ندارد و گمان میکردم شنودها بیش از حد معمول است. اگرچه نکتههای منفی زیادی وجود داشت، اما یکی از همکاران که سابقهی خوبی داشت، به خودی خود یک نمونهی مثبت بود و میشد در موقعیتهای کاری از او یاد گرفت. به هر حال تجربهاش خیلی روشن نشان میداد که مدیریت از این شرکت چندان پاسخگوی منافع پرسنل نیست و تنظیمات حقوقی و اخلاقی در جای دیگری باید دیده شوند. از بیان دقیق نامها یا جزییات شخصی اجتناب میکنم تا از حقوق افراد محافظت شود. بهطور کلی، فضای شرکت برای من غیرقابل قبول به نظر رسید و ترجیح میدهم دربارهی آن سکوت کنم تا همکاران و کارفرمایان آینده بتوانند تصمیمگیری امنتری داشته باشند.
هر کی که دوست داره، بدترین تجربهی کتری رو داشته باشه بره تایگر، دی کامپیوتر و یا پیشگام پردازش دی! بله، به این فکر کردی چرا به سه اسم رزومه میدن؟ چون همهجا کامنت منفی دارن! اینجا اول که میری همهچی، فکر میکنی رو اصول و سواد شکل گرفته! اما پس از مدتی میبینی که ۱.مدیرعامالان که پر از ادعاهای همه فن حریف هستن! طبل تو خالی بیش نیستن! آدمهای دهن بین، بیسواد! چون بازاری هستن، از هر کاری کاسبی کردن بلدن، نه توسعه بلدن و نه ساختن! ۲.سرپرستها، بدبختای چون دست مال هستن که فقط با آتو گرفتن از پرسنل، دنبال خودشیرینی برای عزیز سرکردهشون هستن! وقتی مدیرعاملت بیسواد باشه، اونا هم از اون چیزی کم ندارن! به چشم دیدم فقط یکی توشون خوب بود که فروش و مارکتینگ دستش بود و هم سابقهی بالایی داشت. انقدر اونو اذیت کردن، یه روز اومد وسایلشو جمع کرد رفت! از اون روز شرکتشون کلا بهم ریخت! همه پاچهی همو میگیرن، انگار همهکارهی شرکت فقط این بنده خدا بود! فریب مدیر منابع انسانی رو نخورید، یه آدم دروغ گو، دورو و بی همهچیزه! به همه میگه من از دیجی کالا اومدم بیرون! انقدر خنگ و دست و پا چلفتیه که قشنگ معلومه با تیپا اومده تو این خراب شده! اینا فقط یه ذره شه! دوست دارید بیاید تا باهاتون یه جور قرارداد ببندن که نتونی فرار کنی! قراردادشون کاری نیست، حقوقیه! تمدید هم نکنی ازت شکایت میکنن! ساعت کاریشون زیاده! با موبایل حرف بزنی بهت گیر میدن! تازه با دوربین گوش میدن که چی داری میگی! توی وزارت اطلاعات انقدر شنود نیست که اینجا هست! دقیقه به دقیقه تاخیرتو حساب میکنن راه در رو نداری! به من گفتن ارزاق میدیم، همین که فحش نمیدن بهم باید بگم خداروشکر چون یه سرپرست دارن فقط داد و فحش بلده! توی ماشینشم تبر داره معلومه شرخره شرکت بی پرستیژیه! من روم نمیشه بگم اینجا دارم کار میکنم
برای تجربهای که داشتم، با دیدن نمونههای مختلف شرکتها فهمیدم مشکلات اکثرشون مشابه است و این نکته روی تصمیم من تاثیر داشت. راستش پرداختها موقعی که اینجا بودم منظم بود و حقوق بهموقع میرسید. فرآیند بیمه و امور اداری هم بدون مشکل بود و دغدغهای نداشتم. اضافهکاری در اینجا اجبار نبود و برخلاف جاهای دیگر که تا دیر وقت نگه میداشتند، اینجا چنین فشاری نبود. جای کار نسبتا متوسط و قابل قبول بود و از نظر من چیزی فراتر از این نبود، اما نکته مثبت این است که وسط سال حقوق را گاهی افزایش میدهند که باعث میشود حقوق در مقایسه با سایر مدتها تغییر کند. در نهایت به نظر من، این شرکت در وضعیت فعلی تا حدودی با شرایط تورمی کنار میآید و کمک میکند. خلاصه اینکه نسبت به تجربههای دیگر، این شرکت در سطح متوسطی قرار میگیرد و از نظر من مزایا و معایب مشخصی دارد.
وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده میشود؛ بیاعتمادی بین تیمها وجود دارد و گاه با وعدههای بیپشتوانه روبهرو شدم. حقوق گاهی به صورت قابل توجهی متفاوت از وعدههای اولیه اعلام میشود و تفاوت نرخها ممکن است کار را سخت کند. در کل احساس ناامیدی و بیثباتی داشتم و دیدم که به جای توجه به تخصص و کار تیمی، به پول و روابط پشت صحنه اهمیت داده میشود. اگر دنبال محیطی با ثبات و سفارشهای روشن هستی، اینجا احتمالا جای مناسبی برای ادامه نیست.
وقتی وارد این شرکت شدم، تصورم از محیط کار پرانرژی بود اما خیلی زود دیدم اوضاع فرق میکند. من به عنوان کارآموز تجربه عجیب و گاهی ناخوشایندی داشتم؛ در کنار کارهای یادگرفتهشده، فشارها و رفتارهای غیرحرفهای هم وجود داشت. از ابتدا به من گفتند که برای استخدام سفته میخواهند و برخی افراد قدیمیتر هم خاطر نشان کرده بودند که ممکن است برخی از همکاران از این موضوع بهره بگیرند. جو محیط به شدت ناسالم بود و روابط بین افراد اغلب تحتتأثیر روابط قدرت بود. به وضوح حس میکردم هرچه قدر بعضیها پررنگتر از دیروز باشن، جایگاه بهتری هم میگیرند. مسیر کاری شرکت هم خیلی معمولی بود و رفتوآمد از طریق مترو برایم خستهکننده میشد. مدت کوتاهی که آنجا بودم دائما احساس ارزیابی و کنترل داشتم و دسترسی به فضاهای ساده مانند سرویس بهداشتی همیشه بهخاطر کمبود منابع دشوار بود. در برخوردهای روزمره چای با طعم ناخوشایند کارخانهای احساس میشد و استراحتی در نظر نمیگرفتند؛ کارها اغلب باید کامل و بیوقفه انجام میشد و گاهی نرمافزارهایی که بهعنوان کارآموز مینوشتم، به تست نهایی نمیرسیدند. برخی روزها بوی نامشخصی از محیط به مشام میرسید و در کل با دیدن بعضی رفتارها، احساس میکردم محیطی که باید آرامشبخش باشد، حس زندان میدهد. در ابتدا گفته میشد شرکت خوب و پرانرژی است، اما بعدها واقعا چنین فضایی را تجربه کردم.
با تعجب و ناامیدی زیادی کار خود را در شرکتی آغاز کردم که مدیریت آن به نظر میرسید گرفتار عقدههای فراوانی باشد و تنها به فکر منافع شخصی خودش بود. مالک شرکت هم به گونهای بود که از او هیچکس تعریف نمیکرد و به جز دوستدخترش که نقش کارمند واحد جاسوسی را داشت و از قول خودش دست راست مدیرعامل بود، دیگران از او اصلا رضایت نداشتند. پس از شکایت به اداره کار، تقریبا چهارده ماه پس از پایان کارم موفق شدم حقوقم را از طریق نامههای قانونی و فشارهای مالی که راه به حساب شرکت میبرد، بگیرم؛ اقداماتی که در نهایت منجر به وصول مبالغ معوق شد، اگرچه با کار و پیگیری فراوان همراه بود. این تجربه نشان داد که رفتارهای شرکتی اینچنینی چقدر میتواند بیانصافانه و زیرپوستی باشد. مراقب باشید به چه جایی و با چه کسی اعتماد میکنید و قبل از هر تعهد، تحقیقات کافی انجام بدهید.
شرکت طرح پردازان آذرخش متأسفانه در شرکتی کار میکردم که دروغ، کلک، حقهبازی، رانت و لابیگری در آن وجود دارد. آقای شیبانی جز دروغ گفتن به واحدهایی که از او نرمافزار خرداری میکنند، کار دیگری نمیکند. نرمافزاری که اصلاً وجود ندارد را ادعا میکند که داریم ومیفروشد به دورغ به هر کسی که دلشان بخواهد حقوق میدهند؛ به بعضی گروهها افزاریش حقوق واریز میشود، اما به گروههای دیگر هیچ افزاریشی انجام نمیدهند. در این شرکت پارتیبازی بیداد میکند؛ هر کسی مثل گروه زیرساخت و پرسنلی وتحلیل، پاچهخواری بلد باشد، حقوقش را بالا میبرند. افرادی که برای آقای شیبانی پاچهخواری میکنند، حتی اگر تخصص فنی نداشته باشند، مورد حمایت قرار میگیرند. سیستم گرمایشی و سرمایشی هم به هیچ عنوان وجود ندارد. به هیچ وجه وارد این شرکت نشوید.
چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو
روزهای اولی که با این شرکت آشنا شدم، از همهجا بیشتر نگران این بود که ثبت نام کنان تازهکارها به دردسر بیفتند. من تجربهام رو حول محور این بود که با کاهشهای نامشخص وجه رو دریافت میکردم و به هیچوجه اطلاعی از دلیل این کار نمیگرفتيم. در نتیجه پیامهای پی در پی و فشار برای بازگشت وجه رواج پیدا میکرد. متأسفانه این رفتار باعث میشد احساس کنم که پول من بیدلیل از حسابم خارج شده و هیچ توضیح قانعکنندهای ارائه نمیشد. در مجموع، وجود چنین مواردی باعث شد که وقت زیادی تلف شود و نکات مثبتی از شرکت ملموس به نظر نرسد؛ درد دل من این بود که تنها یک امید باقی میماند و آن هم چیزی نبود که بتوان به آن تکیه کرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.