یه مرحله مصاحبه با مدیرعامل شدم که بی نظیرترین مصاحبه من در زندگیم بود به شدت محیط دوستانه و بدون استرس بود و منم به راحتی خودم بودم و آخرش هم توی همون جلسه نظرشون رو گفتن مصاحبه اچ آر هم در فضای امن و دوستانه برقرار شد مصاحبه تخصصی ام هم در دفتر حقوقی یکی از پارتنرهای شرکت برگزار شد که اون هم جلسه خیلی خوب و دوستانه ای بود. خودش باشه اگر انگیزه نداره، اگر پشتکار نداره و بزرگ فکر نمیکنه، به فکر کار کردن در علی بابا نباشه… علی بابا برای زندگی کارمندی جای مناسبی نیست علی بابا مناسبه برای کسایی که دغدغه دارن، هدف های بزرگ دارن و به دنبال بستر مناسب برای رشد و تعالی خودشون هستن ویژگیهایی که براشون مهم بود: روراستی اعتمادبنفس تعهد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دو مرحله مصاحبه بود که اولی مصاحبه فنی و دومی مصاحبه Hr . تو مصاحبه فنی سوالات از کلی به جزئی شروع شد، باید مفاهیم رو مسلط باشید، حین مصاحبه از شما خواسته میشه کد بزنید، کد بخونید یا خروجی کد رو حدس بزنید و باید تو تایم معین شده جواب بدید، اما سوالات خیلی سختی نیست که نشه جواب داد، در کل اگر به مفاهیم مسلط باشید و دقت کنید میتونید این مرحله رو پاس کنید. فقط اینکه زمان مصاحبه فنی ممکنه خیلی طولانی باشه و باید سعی کنید تا آخر سوالات رو جواب بدید.
من با یکی از مدیران ارشد علی بابا جهت این پست مصاحبه داشتم. اما سوالاتی که ایشان از من کرد، سوالاتی بود که ارتباط مستقیم با “مدیر محصول” نداشت. ایشون صفحه الکسا رو روی موبایل من باز کرد (توجه کنید، روی موبایل) و ریزالت سایت علی بابا رو نشونم داد و گفت شروع کن به تحلیل کردن. من هم تا جایی که دانش از آنالایتیکس داشتم تحلیل کردم و با هم در مورد اعداد و دلایل اون صحبت کردیم. در آخر، باز هم متوجه نشدم که مدیرمحصول چه ارتباطی با صفحه الکسای سایت علی بابا داشت. غالب شرکت های بزرگ توی ایران، معضل منابع انسانی دارند. علی بابا هم شرکت بزرگ و موفقی هست و از این قاعده مسثنی نیست. پس توقع خاصی از علی بابا نداشته باشید. بدونید جایی میرید که اسم قشنگی داره، اما الزاما قرار نیست فرآیند مصاحبه حرفه ای داشته باشه. ویژگیهایی که براشون مهم بود: من متوجه موردی نشدم.
در مرحله اول با مدیر قسمت پورتفولیو (نیما پیرمرادیان) مصاحبه کردم. یکم راجع به رزومم پرسیدن و از صحتش اطمینان پیدا کردن و دلیل علاقهمندیم به علیبابا را جویا شدن. یکم محتوای کارهم برام توضیح دادن و خواستن ببینن که اکیم باهاش یا نه. در جلسه دوم با یکی از کارشناسان منابع انسانی مصاحبه کردم و اون هم یک سری سوال خلاقانه پرسید ک خلاقیتمو بسنجه (با توجه به موقعیت شغلیم البته) و دوباره یک سری سوال راجع به اخلاقیاتم و توضیحاتی در رابطه با فرهنگ علیبابا و شرایط کاری و … .
مصاحبه منابع انسانی : در مورد شرایط قرارداد و شغل و ساعات کاری و بیمه واینکه ارزش ها چیه و ما چرا متفاوتیم و … مصاحبه با مدیر کسب و کار هتل : دوباره در مورد اینکه ما آینده خلق شده مون چی هست و … و بعدش هم در مورد اسکرام و وظایف مدیر محصول و تجربه کاربر پرسیدند و گفتند تو علی بابا مدیر محصول تحت فشاره و باید به همه چواب بده ولی اختیار زیادی نداره حالا چجوری میخوای مدیریت کنی که به همه جواب بده ولی اختیار زیادی نداشته باشی که من گفتم اگر تناسب نداشته باشه عملا نمیشه به نظرم علی بابا آدم های تشنه موفقیت رو با توجه به برندش جلب میکنه ولی با ایجاد فضای ساختگی و هیجانی بدون اینکه ارزش خاصی به کارمنداش بده فقط اونها رو به آینده امیدوار میکنه و با تهییج احساسی شما رو وادار میکنه بیشتر از آن چیزی که براش پول میگیری از خودت مایه بداری و اسمش رو هم گذاشته تعهد به فراتر از خود! مدیر عامل علی بابا هم به صورت عجیبی حرف های با این سبک میزنه و دایما سخنرانی های هیجانی انجام میده و شعار میده و به سبک مدیران دولتی همه براش کف میزن (اینو دوستام گفتن) ولی با آدم های شرکت که صحبت میکنی همه حالشون بده جز معدودی افراد که امتیازهای ویژه دارن و در زمانی که حقوق بیشتر و … مطالبه کنی به راحتی میگه ادم ارزون تر زیاده و لازم نداریمت! به همین راحتی! این تجربه حداقل ۱۰ نفر از دوستانم هست که اونجا مشغول بودند! کلا علی بابا رو به خاطر ریا کاری و فضای بینهایت سیاست زده و ادم های مسخ شده ش پیشنهاد نمیدم من پذیرفته شدم اما نرفتم ، نگاه بالا به پایین مدیر کسب وکار هتل در مصاحبه واقعا بی معنی بود درحالی که حتی تلفظ گوگل آنالیتیکس رو می گفت گوگل آنالیکتیکس و به بلاک چین میگفت بلک چین!!! (اینا به قصد توهین نمیگم، میخوام بدونید که حتی این آدمها هم در علی بابا حضور دارند)
من فقط مصاحبه فنی رو رفتم سرپرست تیم یو ایکس و پروداکت اومده بودن که بسیار خوش برخورد بودن و به موقع حاضر شدن. خیلی دقیق راجب کارهایی که کرده بودم ازم پرسیدن و اینکه در هر مرحله تست دقیقا چطور تست رو حلو بردم و نتایج رو چطور ثبت و بعد تحلیل کردم و اینکه چرا این راه حل رو برای پیدا کردن جواب انتخاب کردم. در مجموع در طول مصاحبه این حس به من داده شد که خودشون دانش لازم رو دارن و میدونن از کسی که برای این جایگاه میخواد بیاد چه انتظاری دارن به هر کاری که توی رزومهات اشاره کردی مسلط باش و آماده باش که سوال پیچت کنن من خیلی از کارهایی رو که کرده بودم رو دقیق یادم نبود چون زمان زیادی ازش گذشته بود و خوب بود اگر قبل از اومدن یه دور توی برای خودم دوره می کردم ویژگیهایی که براشون مهم بود: بتونی با تیم خوب پیش بری و منعطف باشی. برات روشن باشه که میخوای تو همین شغل بمون و ورا میخوای بمونی
مدت کمی پس از اتمام خرداد، از طرف سایپا با من تماسی گرفته شد تا رزومهام را برای یکی از شرکتهای زیرمجموعه ارسال کنند. پس از بیستنه روز از مرکز تحقیقات سایپا با من تماس گرفتند و گفتند که امروز برای مصاحبه بیایم. با وجود اینکه مسیر طولانی بود، قبول کردم و رفتم. پس از تکمیل فرمها، با سرپرست بخش مصاحبه صحبت کردم؛ رفتار ایشان محترمانه بود و گفتند از نظر ایشان من میتوانم قبول شوم، اما دو مصاحبه دیگر هم وجود داشت: یکی با مدیر منابع انسانی و دیگری با مدیرعامل. بعد از اولین مصاحبه که در راه بازگشت انجام شد، دوباره تماس گرفتند و گفتند بیایم تا با مدیر منابع انسانی نیز مصاحبه انجام دهیم. بهاینترتیب مصاحبه دوم هم انجام شد و گفتند منتظر باشم تا برای مصاحبه با مدیرعامل بیایم. اوایل شهریور هم تماس گرفتند تا برای سومین مصاحبه مراجعه کنم و من حضور یافتم. مصاحبه سوم خوب پیش رفت و تقریبا مطمئن بودم که پذیرفته میشوم. اما پس از آخرین مصاحبه مدتی طولانی منتظر پاسخ شدم و خبری نشد. وقتی تماس گرفتم گفتند فعلا برای جذب نیرو به ما خبر ندادهاند. اکنون هم شش ماه گذشته و خبری نیست. با وجود شرکتهای زیادی که مصاحبه انجام داده بودم و سه ماه وقت من گرفته شد تا نتیجه را بدانم، این وضعیت ناامیدکننده بود. ایکاش سازمانها وقتی نیاز به نیرو ندارند هم کارجو را امیدوار و منتظر نگذارند.
برای آهن آنلاین تجربهای داشتم که بهنظر من بیشک یکی از بدترین مصاحبههای حرفهای بود. روبهرو شدن با رفتاری کاملا غیرحرفهای از طرف کارشناس مصاحبه، بهگونهای که بیشتر احساس میکردم در یک وضعیت بازجویی در کلانتری هستم، تجربهای بود که انگیزهام را خیلی تحت تأثیر قرار داد. نگاهها و رفتارهای نامناسب و توهینآمیز او باعث شد با عصبانیت و بغض شرکت را ترک کنم و در همان جلسه از اتاق خارج شدم. با وجود این که قبل از مصاحبه حضوری سوالات پایهای را مطرح کرده بودند و پس از تأیید این موارد، مصاحبه ادامه پیدا کرد، اما جو حاکم نه نشاندهنده احترام به تخصص من بود و نه فضای امنی برای ارائهی تجربه و دیدگاههایم ایجاد میکرد. اگر برای شما اهمیت احترام در حوزهی کاریتان کمرنگ است، شاید این شرکت بتواند گزینهای برایتان باشد…
شرکت کارگزاری آگاه را تجربه کردم. روز قبل با من تماس گرفتند و گفتند فردا ساعت یازده دقیقا برس. از ترس تأخیر، با اسنپ رفتیم و کلی پیادهروی کردیم تا رسیدیم؛ در مسیر صف طولانی از متقاضیان را دیدم. معمولا پس از حدود ساعتی انتظار، بالاخره به اتاق مصاحبه رفتیم. سه نفر آقا حضور داشتند و یکی از آنها به نظر میرسید که مسلما بالاتر بود؛ رفتارش سرد و دستکمگیرانه بود و در صحبت با کنایه به حرف میآمد. مصاحبه کامل انجام نشد و گفتند برای پذیرش باید بین ششصد تا هشتصد میلیون چک تضمین بدهی. گفتم من چک ندارم و فقط پدرم دارد؛ اما مشخص نبود که آیا قبول میشود یا نه. صحبت به اینجا رسید که مصاحبه همینجا به پایان میرسد و اگر موافقی با آقای فلانی تماس بگیر تا به او اطلاع بدهند. با احساس ناخوشایندی رفتم، چون در همان روز مصاحبه بعدی من را از دست دادم. بعدها چند بار برای موقعیت کارمند منابع انسانی و حسابداری تماس گرفتند، اما به دلیل دلخوری از تجربه قبلی قبول نکردم.
برای کارگزینی آگاه، اوایل با من تماس گرفتند و برای حضور در مصاحبه مقداری زمان دادند؛ در آن گفتگو از من خواستند یک پرسشنامه را پر کنم و به آنها ارسال کنم تا بررسی شوند. روز مصاحبه نیم ساعتی زود رسیدم و پس از اینکه حدود نیم ساعت منتظربودم، مصاحبه برگزار شد. مصاحبهگر با رفتاری مطلوب برخورد کرد و توانستم پاسخهای مناسبی ارائه کنم. در پایان گفتند در صورت پذیرفتهشدن در این مرحله، باید برای مصاحبه دوم حاضر شوم و در نهایت قرارداد امضا خواهد شد.
در جلسه اول مصاحبه با واحد منابع انسانی، بیشتر دربارهی سابقههای کاریام ازم پرسیدن و بعدش روند مصاحبه با مدیران واحد تضمین کیفیت بود؛ دو خانم و یک آقا بودن. خانمها خیلی عصبی و مضطرب بودن و آقا رفتار معمولی و آرامی داشت. سوالها بهطور کامل حرفهای نبودند، یکی از خانمها تا حدی انگلیسی بلد بود اما اشتباههای زیادی داشت و من را در مواجهه با آنها نمیخواستم و سعی کردم به انگلیسی باهاشون پاسخ بدم، که در نهایت پشیمون شد. بهطور خلاصه این مجموعه برای حرفهایها مناسب نیست، اگر تجربهی چندانی ندارید، ممکن است برای شروع کارتان خوب باشد.
حقیقتش بنده هنوز منتظرم که این شرکت برای بنده وقت مصاحبه بگذاره. در واقع خانمی از واحد منابع انسانی تماس گرفتن و صحبت کردیم و قرار شد فرمی که به ایمیلم ارسال کردن رو تکمیل کنم و همراه با آیدی اسکایپم براشون ارسال کنم. فرم مثل سایر فرمهای مرسوم منابع انسانی بود که هیچ وقت نفهمیدم چرا باید تکمیل بشه وقتی رزومه کامل رو ابتدای کار ارسال میکنیم براشون و حتی آدرس و سایر مشخصات فردی و خصوصی رو هم درش گنجانده بودن و هنوز تماس نگرفتن برای وقت مصاحبه!
امکان انجام کار در این حوزه برای کسی که مهارت دارد و نقصی ندارد بهسادگی میگذرد، اما اگر زمینهساز نباشی نام و نشان خودت هم فراموش میشود. امیدوارم بتوانم در آدورا طب کار جذب شوم و به سلامت مردم کمک کنم و منتظر پذیرش من از سوی مسئولان شرکت هستم.
تصورم این بود که فرآیند مصاحبه با دقت و نظم پیش میرود، اما شب قبل از مصاحبه، تماس آوردند و بدون اینکه زمان مشخصی اعلام کنند، از من خواسته شد برای مصاحبه فنی حاضر شوم. در واقع موقعیت خبری عجیبی بود؛ مصاحبه را درست وسط خیابان و با صدای همهمه و حواسپرتی محیط انجام دادم و نمیتوانستم کامل روی سوالها تمرکز کنم. صحبتها در جلسه فنی نسبتا کلی بود و به جزئیات کمتر پرداخته شد و نهایتا گفتند نتیجه را اعلام میکنند. از نظر من هیچ برنامهریزی روشمند برای برگزاری مصاحبه وجود نداشت و چنین وضعیتی میتواند آینده شغلی افراد را تحت تأثیر منفی قرار دهد؛ این نوع تجربه خیلی مطلوب نیست. نکتهای که برایشان اهمیت داشت این بود که بتوانی بهسختیهای کار را مدیریت کنی یا نه، به عبارت دیگر اینکه بتوانی افراد فرافنا و فراری از کار را کنترل کنی یا نه.
در طول مصاحبه برنامهنویسی، درباره سوابق کاری صحبت کردیم و با فناوریهایی که تجربهشون رو داشتیم آشنا شدیم. نمونه کارها هم بهعنوان بخش معرفی مطرح شد.
به نظر میرسید فرایند مصاحبه از همان لحظههای ابتدایی با سردرگمی همراه باشد و پاسخگویی مناسب اما کمبود راهنمایی محسوس بود. وارد ساختمان که شدم هیچکس نبود تا راهنمایی کند و انتظار میکشیدم با چه فردی مصاحبه کنم. بالاخره از اتاق خروجی فردی آمد اما با وجود اینکه میدید مراجعهکننده آمده، از بیرون رفتن و کمک کردن امتناع کرد و فقط پس از مدت معطلی و مشکلات چاپگر، مسئول منابع انسانی به همراه مدیر علمی بخش فروش وارد شدند. تجربه من از مصاحبه به شدت ناامیدکننده بود: روز قبل فقط بیست دقیقه تلفنی سوال پرسیده بودند که به نظر میرسید رزومه را خوب بررسی نکردهاند. دو نفر که به نظر میرسید مسئول منابع انسانی و مدیر علمی بودند، هر دو جوان و با رفتاری که حس میکردم از بالا به من نگاه میکنند، سوالات را آغاز کردند. سوالات آنها بیربط و گاها شخصی بود، مثلا درباره مادر یا پدر و دلایل انتخاب رشته و سابقه کار. در این روند میشنیدم پرسشهایی از این دست که به نظر میرسید هدفشان فهم دلیل انجام بعضی تصمیمها یا مسیر تحصیلی من است. مدیر علمی هم با رفتاری که انگار جایزهای در دست داشت، درباره رشتهای که من خواندم اعتراضاتی داشت و توضیح میداد که چرا این رشته را انتخاب کردم. نتیجه این مصاحبه برای من بسیار ناامیدکننده بود؛ فضایی خشک و از بالا نگاه کردن و رفتاری بیادبانه نسبت به من احساس شد.
امروز در روند مصاحبه رفتار حرفهای و دقیقی از خود نشان دادند، اما نکتهها درباره موقعیت شغلی با آنچه در آگهی کار پیدا شده بود فرق داشت. در آگهی نوشته شده بود حقوق مطابق قوانین کار است، اما در گفتوگوها مشخص شد حقوق ثابت وجود ندارد. همچنین در مصاحبه تلفنی صحبت از بیمه شد، ولی در مصاحبه حضوری به بیمه پس از دو ماه اشاره کردند و از شنیدهها از کارکنان فهمیدم که کل مبلغ بیمه از حقوق کسر میشود. در آگهی انتظار پاداش و مزایا وجود داشت، اما به طور مداوم از تنبیه و جریمه صحبت میشد.
به خاطر تجربهای که داشتم، تصمیم گرفتم روایت را به شکل روشن و صریحتری بازگو کنم. جذب در این مجموعه به ظاهر هلدینگی به شدت عجیب بود و بهانهگیریهای زیادی در فرآیند وجود داشت. اولین تماس از دفتر مدیر عامل بود و منشی با اصرار درخواست حضور در مصاحبه را داشت، هرچند من تمایلی برای حضور نداشتم و چند نفر را هم معرف کرده بودم که مرا توصیه کرده بودند. در گفتگوی نخست با مدیر عامل، مشخص نبود برای کدام پوزیشن مصاحبه میکنم و بین دو سمت مختلف سردرگمی وجود داشت؛ اطلاعاتی هم درباره شرح کار یا حقوق ارائه نمیشد و مدیر عامل با تأخیر حداقل نیم ساعته وارد جلسه شد. در ادامه، در جلسه کانون ارزیابی یک روزه شرکت کردم که شامل آزمونهای متنوعی مانند دیسک، MBTI، هوش هیجانی و رول پلی بود و من بالاترین امتیاز را به دست آوردم. سپس مصاحبه دوم به صورت آنلاین برگزار شد که نام فرد برگزارکننده و پوزیشنش را بهخاطر ندارم و ارزیابی ایشان ارتباطی با واحد فروش نداشت. سپس نوبت به مصاحبه سوم رسید که با مدیر عامل و مدیر منابع انسانی بود و من پیشنهاد پکیج حقوقی خودم را مطرح کردم. در مصاحبه چهارم، حضور مدیر عامل، مدیر منابع انسانی و آقای دیگری وجود داشت که همواره سؤال میکردند و فهرست سؤالاتشان غیر مرتبط بود، بهگونهای که بیشتر میخواستند برای مدیر عامل خودی نشان دهند. در این مرحله نیز هیچ اطلاعاتی درباره شرایط و مزایای حقوقی داده نشد و در حالی که دو پوزیشن موجود بود، تردید داشتم و تأخیر تقریبی چهل دقیقهای گزارش شد تا فرآیند مصاحبه انجام شود. در نهایت ایمیلی دریافت شد مبنی بر عدم نیاز شرکت به همکاری از طرف من به دلیل عدم توان پرداخت پکیج پیشنهادی.
من قصد دارم درباره گروه پیوست و نحوهی تیمهای پشتیبانی یا برنامهنویسی منابع انسانی این شرکت اطلاعاتی دقیق به دست آورم، چون محیط کار برام خیلی مهم است و میخواهم برای مصاحبه آماده بشم. اگر کسی از همکاران یا دوستانی که در این تیم تجربهای دارند تجربهشون رو بگه و توضیح بده مدیران و افراد کارمند در این تیم چهطور هستند، خیلی ممنون میشوم.
ما فکر میکنم این موسسه بهکارآموزی حسابداری منبعی برای بحران بود و تجربهام را بهصورتی تازه و بیطرفانه بازگو میکنم. در ابتدا با یک دوره کارآموزی مواجه شدم که وعده استخدام پس از آن داده میشد، اما روند مصاحبه فقط حول این میچرخید که باید پولی پرداخت کنم تا وارد دوره شوم. پس از پایان کارآموزی هم گفتند که در صورت تکمیل دوره، از من استخدام خواهند شد، اما به جای این، فردی با دستگاه کارتخوان آمده و مبلغی از من دریافت کرده و رسیدی برای عدم بازپرداخت ارائه شد. هنگام ورود به کلاس حسابداری، از من پرسشهایی مطرح میشد که اگر پاسخ مناسبی نمیدادم، دوباره خواسته پرداخت میشد. اگر از انجام این درخواستها امتناع میکردم، کوششان بود تا کارت من را نگه دارند و کلاسها بهطور مداوم برگزار نمیشدند تا پولی که میخواستند دریافت کنند. همچنین دورهها و کلاسها به شیوهای ساده و سنتی برگزار میشد و هیچکدام از ویژگیهای یک کارگاه حرفهای را نداشتند. تیم مجموعه شامل چند نفر کارمند و مدیر اجرایی بود؛ در آن زمان فقط چند نفر کارمند زن و مدیری با عنوان مهندس وجود داشتند. اینها تجربهای بود که برای من افتاد و مبلغی هم از دست دادم. به شدت به دیگران پیشنهاد میکنم از اعتماد کردن به این موسسه پرهیز کنند و از رفتن به چنین مجموعههایی خودداری کنند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.