در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
فضایی برای رشد وجود داره و حتی اگه تجربه یا مدرک هم نداشته باشی میتونی وارد تیم بشی و از نزدیک کار رو یاد بگیری. شرکت تازهتاسیسه و عمدتاً با سازمانهای دولتی و شهرداریها همکاری میکنه؛ اما معمولاً پرداختها تاخیر دارن که برنامهریزی مالی رو سخت میکنه و گاهی حقوقها بهموقع نیست. با وجود اینها، برای من یادگیری و پیشرفت اولویت داشت و حقوق بهموقع اهمیتی در برابر اینها نداشت، بنابراین شخصاً مشکلی با وضع موجود نداشتم.
در اون سالها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغالتحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. بهطور رسمی بهعنوان برنامهنویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گستردهتر از انتظارها بود: از نگارش نامهها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم میکشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا میکنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینههای رفتوآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی بهشدت زیر سوال بودن و بهنظر میرسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانهروزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنامنویسی رو پیش بردم.
باورم این نبود که بتونم توی این شرکت مدت زیادی بمونم، اما واقعیت این است که چند ماهی هم اونجا کار کردم و رفتارهای ناپسند مدیران و فضای خستهکننده باعث شد واقعاً از کار دلزده بشم. آنجا فشارها طوری بود که در نهایت تصمیم گرفتم بدون پیگیری حقوقم از شرکت جدا شوم. مطمئنم که برخی از نظرات مثبت را خودشان منتشر میکنند؛ در غیر این صورت چرا این همه نفر استخدام میشوند و خیلیها به ترتیبی که نیست استعفا میدهند و کسی از کار با محیط کار مناسب و حقوق منصفانه دلزده نمیشود.
انتظار داشتن برای شروع با حقوق زیر وزارت کار قرارداد ببندیم که برای من مناسب نبود، ولی به طور کلی شرکت بدی نیست برای اینکه کار یاد بگیرید، اگر تازه کار هستید و حقوق براتون اهمیت نداره به نظرم برای شروع خوبه، آموزش داره و تیم صمیمی هست.
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
دوست عزیزی که میخوای بری توی این مجموعه مشغول به کار بشی اینو بدون که تحت هیچ شرایطی توی این مجموعه چیزی به نام امنیت شغلی نداری و شده باشه چند سال هم سابقه ی کار داشته باشی خیلی راحت باهات خدافظی میکنن و اطلا هم به شرایط مملکت نگاه نمیکنن و فقط و فقط خودشون برای خودشون مهم هستن
اگر امتیازها صفر داشت حتما همه رو صفر میزدم حتی ارزش ۱ هم ندارن حواستون به قرارداد باشه اگر خدایی نکرده تصمیم به کار در این شرکت بی لیاقت داشتید حتما از قراردادتون عکس بگیرید چون اجازه کپی ازش ندارید دوتا قرارداد میبندن تا در انتها مبلغ تسویه پایین بیاد پس حتما دقت کنید نکته بعد اینکه ارزش یه منشی ساده از یه کارشناس ارشد بالاتره پس خودتونو برای تحقیر توسط مدیریت آماده کنید چون ارزش منشی حتما بالاتر از هر کسیه حالا امتیازای قشنگ این شرکت بیخود مدیریت از دانش گرفته تا عمل = صفر حقوق و مزایا = صفر ارزش برای کارمند کارآمد = صفر اخلاق و تعهد = صفر ارزش دادن به کارمند خاله زنک و معلوم الحال = بیست تصمیمات بی منطق = بیست پرورش افراد دروغگو و زیرآب زن = بیست پروژه های ناتمام که امتیازش ۱۰۰ 😂 در واقع یه محیط کاملا مناسب برای افراد بی تعهد و بی تخصص و بی ارزشه نا گفته نمونه کارمندای خوب زیاد داره ولی همه به ناچار و با اذیت مشغول کار هستن متاسفم برای وقت و عمر و تلاشی که کارمندای خوب برای این شرکت نالایق میذارن
اولا که سه تا مدیر داره نه یه مدیر که طبق سلایق شخصی خودشون بدون هیچ منطقی تصمیم میگیرن ، قراردادها ۳ ماهه بسته میشه و هروقت دوست داشته باشن بدون اطلاع رسانی اخراج میکنن ! دوقرارداد میبندن که مالیات کمتری به تامین اجتماعی بدن که این موضوع موقع تسویه به ضرر کارمند میباشد ، واحدا با هم هماهنگ نیستن و زیر بار مسئولیتشون نمیرن که این موضوع بخاطر سو مدیریته ، واحد مالی حتما حتما یه سوگلی داره که مدیر مالی تصمیماتشو بر اساس نظر اون میگیره و همه شرکت یه جور ضایعی اینو میدونن ، سوگلی به کارمند چندین ساله و حتی مهندسین ارشد ارجعیت داره ! خلاصه اینکه جای جالبی برای کار نیست
به هیچ عنوان شرکت رمیس رو توصیه نمیکنم. اگر وارد این شرکت شدید فقط به چشم کار پروژه ای بهش نگاه کنید چون اصلا امنیت شغلی ندارید. امسال کاهش نیروهای شرکت جز برنامه هاشون بود ولی خیلی غیرانسانی جنگ رو بهونه کردند و نیروها رو توی شرایط جنگی تعدیل کردند حتی کسایی که سالهای زیادی توی رمیس بودن چون در این شرکت نیروی انسانی اصلا اهمیتی نداره و وقتی نوبت پرسنل میشه بودجه ندارن ولی به مناسبت های مختلف برای همسر مدیرا هدیه ارسال میشه. وقتی کار دارن نیرو میگیرن وقتی کارشون تموم میشه یه واحد رو منحل و تعدیل میکنن. حتی یک نفر از منابع انسانی تماس نگرفت همدردی کنه یا حرفامونو بشنوه، فقط یه ایمیل خداحافظی و اعلام رسمی تعدیلی زدن. وقتی بخوای استعفا بدی باید یک ماه زودتر اعلام کنی اما خودشون تعدیلی رو دو هفته قبلش اعلام کردن. متاسفم برای این شرکت که فقط شوآفه.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر میکنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربهام را میگویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه میکنم، یاد آن روزها و فضای کاریشان میفهمم که چه طور بود.
اوایل ورودم به کارگاه، احساس میکردم با محیطی پر از نمایش و ژست روبهرو هستم و به نظر میرسد فضا چندان سالم و حرفهای نیست. جو کارگری به گونهای است که انگار بیشتر جنبهی شخصی و بچهگیرانه دارد و گاهی برخوردهای غیر حرفهای دیده میشود. بسیاری از همکاران با مسائلی غیرمرتبط با کار سروکار دارند و بعضی از مسائل اخلاقی در میان جریانهای روزمره دیده میشود. حقوقها با تأخیر یا به صورت غیرشفاف پرداخت میشود و گاه وعدههایی برای بهبود وضعیت مطرح میشود که به جای حلوفصل، صرفاً باعث دلخوری میشود. نتیجه اینکه اکثر افراد دوام بلندمدت نمیآورند زیرا احساس امنیت و عدالت در کار کاهش یافته است.
در طول همکاری با این شرکت، با مشکلات مدیریتی متعددی روبهرو شدم که به مرور باعث شد انگیزه و علاقهام به ادامه همکاری از بین برود. مدیرعامل نسبت به بسیاری از مسائل مدیریتی بیتفاوت بود و پرداخت حقوق کارکنان نیز معمولاً با تأخیر انجام میشد. از طرف دیگر، از نیروی مارکتینگ انتظار میرفت علاوه بر انجام وظایف تخصصی خود، مشکلات فنی سایت و حتی خطاهای مربوط به سرور را نیز برطرف کند؛ در حالی که این موارد خارج از شرح وظایف واحد مارکتینگ بود و نیاز به تخصص فنی در حوزه سرور داشت. با این حال، هر زمان مشکلی در سایت یا سرور پیش میآمد، مدیریت با لحنی طلبکارانه علت آن را از تیم مارکتینگ جویا میشد و مسئولیت آن را متوجه این واحد میدانست. این برخوردها به مرور باعث شد انگیزهام برای فعالیت در شرکت کاملاً از بین برود. در بخش فروش، یکی از کارکنان که نسبت خانوادگی با همسر مدیرعامل داشت، عملکرد موفقی در حوزه فروش نداشت و معمولاً مسائل را پیچیدهتر از واقعیت نشان میداد. با وجود ضعف در فروش، مسئولیت نتایج نامطلوب را متوجه تیم مارکتینگ میکرد و متأسفانه مدیریت نیز در بسیاری از موارد از این دیدگاه حمایت میکرد. در بخش Customer Care نیز شخصی به نام ریحانه طاهریان مشغول به کار بود که رفتار حرفهای مناسبی نداشت. در طول همکاری، برخوردهای او را بیادبانه و گستاخانه میدیدم و احساس میکردم نسبت به انجام مسئولیتهایش تعهد و مسئولیتپذیری کافی ندارد. همچنین در موارد مختلف، اظهاراتی از او شنیدم که با واقعیت مطابقت نداشت. به جای تمرکز بر انجام وظایف خود، بارها در امور سایر همکاران دخالت میکرد و درباره دیگران صحبت میکرد که این رفتارها فضای کاری را متشنج میکرد. اعتماد به نفس بالایی داشت، اما این اعتماد به نفس با عملکرد حرفهای متناسب نبود و در مجموع همکاری با او برای من تجربهای ناخوشایند بود. در مجموع، احساس میکردم مدیریت شرکت از این افراد حمایت میکند و نسبت به مشکلات ایجادشده برای سایر کارکنان بیتفاوت است. در نهایت نیز پس از پایان همکاری، مطالبات قانونی من از جمله سنوات و مانده مرخصیهای استفادهنشده پرداخت و تسویه نشد که این موضوع تجربه نامطلوبی از همکاری با این شرکت برای من به جا گذاشت.
این مدیر بسیار ادم بی شخصیتی هست تمامی سیستم ها مانیتور میشه افراد رو با دوربین همش چک میکنه همش درحال تخریب شخصیتت هست و توهین میکنه!!
تجربه من از کار در شرکت مهندسان مشاور سکو این بود که حقوق به ذاتاً پرداخت نمیشود یا با تاخیر زیادی روبهرو میشد و فشار کار تا حد زیادی بالا بود. فضای کار به نظر میرسید برای آدمهایی طراحی شده باشد که جدی نیستند؛ برخی از همکاران ترجیح میدادند با تکیه بر ظاهر و ایجاد رابطه با مدیر، شاید به حقوق برسند.
فضایی برای رشد وجود داره و حتی اگه تجربه یا مدرک هم نداشته باشی میتونی وارد تیم بشی و از نزدیک کار رو یاد بگیری. شرکت تازهتاسیسه و عمدتاً با سازمانهای دولتی و شهرداریها همکاری میکنه؛ اما معمولاً پرداختها تاخیر دارن که برنامهریزی مالی رو سخت میکنه و گاهی حقوقها بهموقع نیست. با وجود اینها، برای من یادگیری و پیشرفت اولویت داشت و حقوق بهموقع اهمیتی در برابر اینها نداشت، بنابراین شخصاً مشکلی با وضع موجود نداشتم.
در اون سالها وارد شرکتی شدم که هنوز تازه از دانشگاه فارغالتحصیل بودم و پر از شور و شوق بودم. بهطور رسمی بهعنوان برنامهنویس استخدام شدم، اما فضای کار خیلی گستردهتر از انتظارها بود: از نگارش نامهها و شرکت در جلسات با مشتری تا حمل و نقل و کارهای فیزیکی هم میکشیدم. قول داده بودن حقوق طبق قانون کار و اینکه پس از سه ماه افزایش پیدا میکنه، اما پس از پنج ماه هنوز درآمدی معادل کمتر از یک ماه رو هم دریافت نکرده بودم؛ وقتی اعتراض کردم، تصمیم به ترک گرفتم. حدود نه ماه بعد برای تسویه برگشتم و با کسرهای زیاد و پول کم از کار مرخص شدم، حتی هزینههای رفتوآمد هم پرداخت نشد. مدیر مجموعه و مسئول امور داخلی بهشدت زیر سوال بودن و بهنظر میرسید که قصدی برای پرداخت حقوق ندارن. در نهایت، من با تلاش و یادگیری شبانهروزی جای خالیِ آموزش مناسب رو با خودم پر کردم و بدون حمایت واقعی از مجموعه، مسیر برنامنویسی رو پیش بردم.
باورم این نبود که بتونم توی این شرکت مدت زیادی بمونم، اما واقعیت این است که چند ماهی هم اونجا کار کردم و رفتارهای ناپسند مدیران و فضای خستهکننده باعث شد واقعاً از کار دلزده بشم. آنجا فشارها طوری بود که در نهایت تصمیم گرفتم بدون پیگیری حقوقم از شرکت جدا شوم. مطمئنم که برخی از نظرات مثبت را خودشان منتشر میکنند؛ در غیر این صورت چرا این همه نفر استخدام میشوند و خیلیها به ترتیبی که نیست استعفا میدهند و کسی از کار با محیط کار مناسب و حقوق منصفانه دلزده نمیشود.
انتظار داشتن برای شروع با حقوق زیر وزارت کار قرارداد ببندیم که برای من مناسب نبود، ولی به طور کلی شرکت بدی نیست برای اینکه کار یاد بگیرید، اگر تازه کار هستید و حقوق براتون اهمیت نداره به نظرم برای شروع خوبه، آموزش داره و تیم صمیمی هست.
برای من همکاران خیلی پرانرژی و فعال هستند و به شدت در زمینه فروش هاستینگ تجربه دارن. فضای کار امن و باصفاست، طوری که به راحتی میتونم کارم رو انجام بدم. همیشه فرصت وجود داره تا تو مهارتهای فروش و جنبههای فنی پیشرفت کنم. مدیرها به دغدغههام گوش میدن و عموماً دنبال راهحلهای عملی هستن تا مشکلات رو سریعتر برطرف کنن.
در شرکت پلین نگار، تجربهای که داشتم را به شکلی تازه و با صدای خودم بازگو میکنم. به نظر من، بخش پشتیبانی اداری فقط ظاهر سازگار داشت، اما تا زمانی که کارم با وظایفشان تداخل میکرد، رفتار همکاران عملاً سرد بود. کار من بیشتر معطوف به ارتباط با مدیران بود؛ مدیرانی که به ظاهر دوستداشتنی و بدون دردسر به نظر میرسیدند اما در پسِ ماجرا بسیار زیرک و گمراهکننده بودند. نظم و پاکیزگی در محیط کمرنگ بود و معاونان به دلیل کمبود دانش، تنها به پیروی از مدیران بسنده میکردند.
دوست داشتم تجربهام از کار در تعالی پروژه دهگام را با صداقت بیان کنم، اما به طور کلی محیط آنجا رضایتبخش نبود و خیلی از جنبهها ضعف داشتند. اصولاً تعطیلات رسمی هم به کار مشغولم میکردند و فضا پر از حاشیههای بیربط به وظیفههای کاری بود. مدیران و مدیران میانی از نظر حرفهای بودن جای بحث داشتند و اکثر کارکنان از قبل تجربهای متفاوت داشتند که به کار ربطی نداشت. حقوق پایین بود اما توقعات بالا بود، و به طور خلاصه اگر امکان داشت با خیال راحتتر میشد در خانه ماند.
دوست عزیزی که میخوای بری توی این مجموعه مشغول به کار بشی اینو بدون که تحت هیچ شرایطی توی این مجموعه چیزی به نام امنیت شغلی نداری و شده باشه چند سال هم سابقه ی کار داشته باشی خیلی راحت باهات خدافظی میکنن و اطلا هم به شرایط مملکت نگاه نمیکنن و فقط و فقط خودشون برای خودشون مهم هستن
اگر امتیازها صفر داشت حتما همه رو صفر میزدم حتی ارزش ۱ هم ندارن حواستون به قرارداد باشه اگر خدایی نکرده تصمیم به کار در این شرکت بی لیاقت داشتید حتما از قراردادتون عکس بگیرید چون اجازه کپی ازش ندارید دوتا قرارداد میبندن تا در انتها مبلغ تسویه پایین بیاد پس حتما دقت کنید نکته بعد اینکه ارزش یه منشی ساده از یه کارشناس ارشد بالاتره پس خودتونو برای تحقیر توسط مدیریت آماده کنید چون ارزش منشی حتما بالاتر از هر کسیه حالا امتیازای قشنگ این شرکت بیخود مدیریت از دانش گرفته تا عمل = صفر حقوق و مزایا = صفر ارزش برای کارمند کارآمد = صفر اخلاق و تعهد = صفر ارزش دادن به کارمند خاله زنک و معلوم الحال = بیست تصمیمات بی منطق = بیست پرورش افراد دروغگو و زیرآب زن = بیست پروژه های ناتمام که امتیازش ۱۰۰ 😂 در واقع یه محیط کاملا مناسب برای افراد بی تعهد و بی تخصص و بی ارزشه نا گفته نمونه کارمندای خوب زیاد داره ولی همه به ناچار و با اذیت مشغول کار هستن متاسفم برای وقت و عمر و تلاشی که کارمندای خوب برای این شرکت نالایق میذارن
اولا که سه تا مدیر داره نه یه مدیر که طبق سلایق شخصی خودشون بدون هیچ منطقی تصمیم میگیرن ، قراردادها ۳ ماهه بسته میشه و هروقت دوست داشته باشن بدون اطلاع رسانی اخراج میکنن ! دوقرارداد میبندن که مالیات کمتری به تامین اجتماعی بدن که این موضوع موقع تسویه به ضرر کارمند میباشد ، واحدا با هم هماهنگ نیستن و زیر بار مسئولیتشون نمیرن که این موضوع بخاطر سو مدیریته ، واحد مالی حتما حتما یه سوگلی داره که مدیر مالی تصمیماتشو بر اساس نظر اون میگیره و همه شرکت یه جور ضایعی اینو میدونن ، سوگلی به کارمند چندین ساله و حتی مهندسین ارشد ارجعیت داره ! خلاصه اینکه جای جالبی برای کار نیست
به هیچ عنوان شرکت رمیس رو توصیه نمیکنم. اگر وارد این شرکت شدید فقط به چشم کار پروژه ای بهش نگاه کنید چون اصلا امنیت شغلی ندارید. امسال کاهش نیروهای شرکت جز برنامه هاشون بود ولی خیلی غیرانسانی جنگ رو بهونه کردند و نیروها رو توی شرایط جنگی تعدیل کردند حتی کسایی که سالهای زیادی توی رمیس بودن چون در این شرکت نیروی انسانی اصلا اهمیتی نداره و وقتی نوبت پرسنل میشه بودجه ندارن ولی به مناسبت های مختلف برای همسر مدیرا هدیه ارسال میشه. وقتی کار دارن نیرو میگیرن وقتی کارشون تموم میشه یه واحد رو منحل و تعدیل میکنن. حتی یک نفر از منابع انسانی تماس نگرفت همدردی کنه یا حرفامونو بشنوه، فقط یه ایمیل خداحافظی و اعلام رسمی تعدیلی زدن. وقتی بخوای استعفا بدی باید یک ماه زودتر اعلام کنی اما خودشون تعدیلی رو دو هفته قبلش اعلام کردن. متاسفم برای این شرکت که فقط شوآفه.
شرکت توسط افرادی سنتی و کم سواد اداره میشه ، شاید قدیم سوادی داشتن اما رشد نکردن بعد اون درز اطلاعات کارت مردم سعی کرده کمر راست کنه اما در مدیریت کلان تمایلی ندارن فردی در بدنه شرکت هست که از قدیمهای اون شرکته و شما نباید ازش باسواد تر خودتو نشون بدی چون دیگه کار تو تمومه به خانم ها اصلا پیشنهاد نمیکنم چون خیلی ساده میتونن بررسی کنن سوابق مدیرعامل رو و برای آقایان تازه از سربازی اومده پیشنهاد میکنم ضمنا هر چیزی تحت عنوان فوق العاده حقوقی میگن حتماکتبی بنویسن چون قطع کردن مزایا و پاداش و اضافه کار یک امر کاملا عادی هست
بهرغم علاقهمند بودن به مسیر حرفهای خودم، تجربهام از کار در این شرکت چندان مثبت نبود. به نظرم اینجا پر از حاشیه است و گاهی مدیران بدون اطلاع قبلی بیمه را ثبت نمیکنند و با صراحت یا انعطاف کمی برخورد میشود. همچنین، فرصتهای رو به رشد برای من به عنوان برنامهنویس چندان فراهم نیست.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
در اینجا فضا آرام است و با همکارانِ باادب روبهرو میشوم. کسانی که کنارت هستند معمولاً حرفهایاند و فرصت خوبی برای یادگیری و کسب تجربه به من میدهند. اما مدیران اصلاً برنامهریزی منظمی ندارند؛ تصمیمات هر روز تغییر میکند و اعتبارشان تا روز بعد باقی نمیماند؛ بهطبع کار بیشتر شبیه مدیریت سنتیِ یک رستوران است. اگر دوست داری مثل یک آچارفرانسه که هر روز کارِ متفاوتی به عهدهاش میافتد باشی و به دنبال برنامههای بلندمدت یا نتیجههای پایدار نباشی، اینجا جای مناسبی است.
پس از مدتی کار در استارتاپی که فکر میکنم دیگر وجود ندارد یا حداقل دفتر حضوری ندارد، تجربهام را میگویم. آن زمان شرایط شرکت واقعا خوب بود و حالا که به گذشته نگاه میکنم، یاد آن روزها و فضای کاریشان میفهمم که چه طور بود.
اوایل ورودم به کارگاه، احساس میکردم با محیطی پر از نمایش و ژست روبهرو هستم و به نظر میرسد فضا چندان سالم و حرفهای نیست. جو کارگری به گونهای است که انگار بیشتر جنبهی شخصی و بچهگیرانه دارد و گاهی برخوردهای غیر حرفهای دیده میشود. بسیاری از همکاران با مسائلی غیرمرتبط با کار سروکار دارند و بعضی از مسائل اخلاقی در میان جریانهای روزمره دیده میشود. حقوقها با تأخیر یا به صورت غیرشفاف پرداخت میشود و گاه وعدههایی برای بهبود وضعیت مطرح میشود که به جای حلوفصل، صرفاً باعث دلخوری میشود. نتیجه اینکه اکثر افراد دوام بلندمدت نمیآورند زیرا احساس امنیت و عدالت در کار کاهش یافته است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.