من نزدیک چهار سال در این آموزشگاه فعالیت داشتم؛ ابتدا هشت ماه به عنوان معلم حقالتدریس و بقیه مدت را بهعنوان معلم هیئت علمی به کار گرفته شدم. در ابتدای مسیر خیلی خوب بود چون مسیر پیشرفت داشت و مدیران شایستهای وجود داشتند، اما به مرور اوضاع تغییر کرد. با خارج شدن مدیرعامل و مدیران دفتر مرکزی از رویاهای حرفهای، و پدید آمدن نگاه خودمحورانه در آنها، شیوههای مدیریت به تدریج افت کرد و فضای کار به سمت پایین رفت. مدت زمانی که کارمندها با تاخیرهای حقوقی مواجه شدند، این موضوع باعث نارضایتی شد. سال بعد هم همان روند تکرار شد و حقوق با تاخیری طولانی به دست میآمد؛ این موضوع موج اعتراضها را در پی داشت. پس از آن، برخی مدیران شعبه با رویکردی سختگیرانه وارد شدند و به حرف کارمندان گوش نکردند و تهدید به اخراج را مطرح کردند. یک هفته بعد، نامهای از مدیرعامل مبنی بر احتمال استمرار تاخیرهای حقوقی منتشر شد که مشخص بود هیچ پاسخ روشن یا تعهد شفافی دربر نداشت. در نشستهای گروهی، صراحتا بیان شد که مدیرعامل بیشتر به منافع شخصی و رشد خودش فکر میکند تا به وضعیت مدرسها. در نتیجه قراردادهای بهکارگیری گاه به شکلی بود که فهم دقیق آن برای کارکنان دشوار میشد. فیشهای حقوقی هم بهگونهای بود که رمزگشایی آنها دشوار مینمود و بهخاطر مسائل حقوقی و قراردادهای پیچیده، امکان پیگیری دقیق وجود نداشت. بنابراین اگر قصد کار در این مجموعه را دارید، باید به این نکته توجه کنید که چنین شرایطی ممکن است وجود داشته باشد. تنها مزیت قابلتوجه، وجود بیمه تأمین اجتماعی است که برای اعضای هیئت علمی کارکرد دارد و برای کارکنان حقالتدریس، پوشش بیمه معمولا بهطور کامل نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من این پژوهشگاه محیطی با رانت و رابطهمحوری به نظر میرسد؛ پیشرفت در آن بیشتر به مسائل جانبی و زیرابزنیها بستگی دارد. درباره وابستگیها و روابط داخل این مجموعه پرسوجو کنید تا اگر خواستید از آنجا جدا شوید، با مشکلی مواجه نشوید. به هیچ وجه برنامهریزی بلندمدت برای آیندهشان نکنید و برای یک سال آینده برنامهریزی کنید، چرا که تغییر مدیران همواره به دلیل زیرابزنی شدید رخ میدهد و این تغییرات مداوم، شرایط کاری را نیز دستخوش تغییر میکند.
به عنوان من تجربهای از کار در شرکت پرداخت الکترونیک سداد را با صداقت تعریف میکنم، اما در کنارش میخواهم با نگاه واقعبینانهتری بازگو کنم. در اینجا احساس پوچی و سردرگمی کاری در این مجموعه را تجربه کردم و واقعیتها را به شکل منسجم بیان میکنم تا تصویر روشنتری ارائه شود. شرکت پرداخت الکترونیک سداد را محل کار بدی از نظر شرایط داخلی دیدم؛ برخورد با پرسنل به گونهای نبود که حس امنیت و حمایت بدهد. در برخی مواقع به نظر میرسید با کارمندان به شکل نامطلوبی رفتار میشود و فشار روی آنها افزایش مییابد. به نوعی به نظر میرسید که مدیریت در برخی تصمیمگیریها به بیبرنامهگی دچار است و این امر تبعاتی برای روحیه تیمی و کیفیت کار به دنبال دارد. برای ما کارمندان اغلب با روالهای تکراری و آزمونوخطا مواجه بودیم، به گونهای که کارها به طور مداوم با تغییر جهت انجام میشد و گاه قبل از انجام کار، دقیقا مشخص نبود چه نتیجهای حاصل میشود. این روند باعث شد حس عدم قطعیت در کار و بیاعتمادی نسبت به آینده شغلی شکل بگیرد. از این رو، در مقایسه با شرکتهای دیگر حوزه پرداخت که تجربه کار داشتم، اینجا سطحی از احساس پوچی و سردرگمی را بیشتر تجربه کردم. در پایان، به دلیل نبود یک برنامهریزی مشخص و مدیریت مناسب، تبعات تصمیمات مدیران از دید من بیش از همه به پرسنل تحمیل میشد و کمبود همسویی بین وظایف و هدفهای واحدها به چشم میخورد. بنابراین توصیهام این است که پیش از پیوستن به چنین محیطی به دقت شرایط کاری، فرهنگ سازمانی و رویکرد مدیریتی را بررسی کنید تا از هدر رفت زمان و انرژی جلوگیری شود.
من به این شرکت وقتمو فقط برای دوری از آدمهای سمی و غیرحرفهای اختصاص دادم و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم باهاشون همکاری کنید. ادعاهای بیپایان و رفتار غیر حرفهای با من روبهرو شد و به نظرم اینجا ارزش کار کردن پیدا نمیکرد. اگر برای خودتون ارزش قائلید، از این تیم پر از تعارض دوری کنید و تجربهی منو هم تکرار نکنید.
به چند واحد از این شرکت برخورد کردم و تجربهام از کار در تیم شبکه و زیرساخت را با شما به اشتراک میگذارم. اگر به دنبال محیطی مادون انتظار و پر از بیاخلاقی نیستید، بهتر است از فرصت کار در این واحد صرفنظر کنید. در این محیط با مدیرانی مواجه شدم که به نظر نمیرسید توانایی لازم را برای هدایت تیم داشته باشند. مسائل اخلاقی و رفتارهای غیر حرفهای به دفعات دیده شد و احساس کردم برخی همکاران با انگیزههای نامناسب وارد کار میشوند. امور مرتبط با کار طراحی و پیادهسازی تجهیزات نیز گاه با بینظمی و سردرگمی همراه بود. فضای کاری به گونهای بود که به جای تمرکز روی وظایف حرفهای، به روابط و رفتارهای غیر مرتبط با کار توجه زیادی میشد. در نتیجه تمرکز روی پروژهها و بهکارگیری استانداردهای فنی کمرنگ بود. اگر دنبال تجربهای با سطح حرفهای بالاتر و محیطی امن و حرفهای هستید، جایگزینهای بهتری وجود دارد. برای دیگر واحدها هم نگرانیهای مشابه مطرح میشد و به نظر میرسید مشکلات قابل توجهی در ساختار کار وجود دارد.
در این مجموعه فهمیدم که محیط کار چقدر با ظاهرش تفاوت دارد و چه اندازه بیثبات و ناهمسو با وعدههاست. به نظر میرسد نام و نشان خوبی دارد اما واقعا پر از ریاکاری، مدیریتی ناتوان و نیروی انسانیای که ناامید شده. سیستم منابع انسانی تنها برای ظاهرسازی است و رضایت شغلی یا رشد واقعی افراد برایشان اهمیت چندانی ندارد. اگر وظیفهای باشید، بهطور رسمی بهعنوان کارگر بیحقوق دیده میشوید. مدیریت میانی و سطح بالا اغلب بدون تخصص لازم انتخاب میشوند و بیشتر به جای کار فنی و تصمیمگیریهای منطقی، به روابط شخصی و تأییدهای سطح بالا تکیه میکنند. تصمیمگیریها اغلب به سلیقهای بودن نزدیکاند تا به بحثهای تخصصی؛ و افرادی با کمترین شایستگی در پوزیشنهایی قرار میگیرند که جلوی پیشرفت کل تیم را میگیرند. در این سازمان، زیرآبزنی بهنوعی یک مهارت است و اگر بلد نباشی با این بازی کنار بیایی، بهطور روزانه انگیزهات از بین میرود. اگر دنبال محیطی هستید که کارتان دیده شود، رشد کند یا حداقل استانداردهای حرفهای رعایت شود، قطعا اینجا جایی نیست که علاقه داشته باشید کار کنید. ما آمده بودیم خدمت به کشور و حالا بهخوبی فهمیدم چرا ساختارهای نظامی نمیتوانند بهدرستی کار کنند و در نتیجه کشور به این نقطه رسیده است.
برای این پروژه بهصورت دورکاری کار میکردم و در نهایت با وجود تعهدهای واضح، پرداخت حقوقم بهخاطر نبود حضور کامل کاهش یافت. در طول همکاری، با دریافت درخواستهای خارج از قرارداد برای کار اضافی مواجه شدم که بدون دریافت هزینه اضافه، انتظار تولید مداوم داشتند و این امر منجر به افزون شدن کارهای منطبق با قرارداد شد. چندین بار از من خواستند اگر نمیتوانم با شرایط فعلی ادامه بدهم، جدا شوم اما من تا پایان قرارداد ایستادم و در نهایت به بهانه اتمام نیافتن پروژه، مبلغی از حقوقم پرداخت نشد و ناچار شدم از طریق مراجع قانونی رسیدگی کنم. نهایتا جلب توجه به تاریخچه نظرات مثبت منتشر شده برای پروژه برایم اهمیت دارد که به نظر میرسد همزمان چند نظر در یک روز ارائه شدهاند و این موضوع طنزآمیز است. در کنار این تجربه، بهشدت ترجیح میدهم در محیطی مانند اسنپ کار کنم اما از همکاری با شرکت پارسیا افزار خودداری کنم.
دوست دارم از شرکت کاریزما تشکر کنم برای همراهی و همدلی بیوقفه در دوران جنگ و دورکاری، و برای درک شرایط سخت و پرداخت بهموقع حقوق. چنین تجربهای از بابت همدلی و پشتکار همیشه در ذهنم ماندگار است.
دوستان به شکل واضحی فهمیدم که در دورهای تجربهای ناخوشایند از محیط کار داشتم. در آن زمان مدیر مسئول انتقادهای بیاساس و ناسزاهای غیرمنصفانه به من و همکاران را آغاز میکرد و این رفتارها فضای کار را به شدت نامساعد میکرد. با وجود اینکه در مجموعهای با تخصصهای نرمافزاری کار میکردیم، گاهی با جملات تهدیدآمیز و جوکهای ناخوشایند روبهرو میشدم که باعث میشد افراد بیاحترامی به همدیگر ابراز کنند. به جای اینکه به کسانی که تجربه و دانش کافی ندارند گوشزد شود که زبان به نصیحت باز کنند، بهتر است هر کس در زمینهی مربوط به خودش تمرکز کند و از اظهار فضلهای بیمورد خودداری کند. در چنین محیطی که اکثر اعضاء دارای مدرک مهندسی نرمافزار یا بالاتر بودند، نیاز بود به جای تشدید ناهماهنگیها، با احترام به تجربههای مختلف تعامل شود. همچنین از نظر آموزشی، تشویق به ادامهی تحصیل و یادگیری مداوم در حوزههای مرتبط با کار اهمیت داشت تا سطح کیفی کار بالا برود و همگان بتوانند با هم هماهنگتر عمل کنند. در نهایت احساس میکردم رفتارهای غیرحرفهای و بیشخصیتی برخی افراد نسبت به همکاران واقعی و همسو با هدفهای تیمی، به کار گروهی لطمه میزند.
شرکت همه رو تعدیل کرده (مرخصی سه ماهه بدون حقوق). همه دارند شکایت میکنند یا صبر کردند حقوق اسفندشون رو بگیرند بعد شکایت کنند. هر کس شک داره یه سر اداره کار بزنه بپرسه. ویزیتورها حقوق ثابت حذف شده. صدامون به زودی بیشتر در میاد.
مدتی است که در این شرکت مشغول به کار هستم. طبیعتا هیچ مجموعهای خالی از ایراد نیست، اما تجربهی من تا به امروز نشان داده که بسیاری از مشکلات مطرحشده در برخی از نظرات، بیشتر ریشه در مسائل شخصی دارند تا نقدهای سازنده و واقعی. نقد منصفانه و سازنده همیشه قابل احترام است و کمک میکند تا سازمان رشد کند، اما زمانی که نظرات به سمت تخریب و بیان عقدههای فردی میروند، نهتنها بیثمر هستند، بلکه فضای ناسالمی ایجاد میکنند. آقای دکتر هاشمی با سابقهی حرفهای در حوزههای مختلف بانکی و دانش تخصصی بالا، نقش مهمی در هدایت فنی و ساختاری شرکت دارند. بهجای تمسخر یا قضاوتهای سطحی، بهتر است تلاش کنیم با رشد فردی و حرفهای، در بهبود محیط کاری سهم داشته باشیم.
با سلام، این پیام با هدف شفافسازی و اطلاعرسانی به عموم عزیزان گذاشته می شود که ممکن است با مشاهده برخی نظرات گمراهکننده، ذهنیتی نادرست نسبت به مجموعه شرکت پیدا کنند. پرداخت حقوق و مزایا در این شرکت همواره مطابق توافق اولیه و قوانین کار انجام شده و تمامی موارد بهصورت شفاف در قراردادها ذکر شده است. ادعای پرداخت وام یا تسهیلات ویژه به مدیران نیز کاملا بیاساس بوده و اسناد مالی شرکت این موضوع را بهروشنی رد میکند. از سوی دیگر، در صورت نامطلوب بودن شرایط کاری، منطقی است که این مسائل در همان دورهی آزمایشی سهماهه مطرح میشد. ادامه همکاری پس از این دوره و تا پایان قرارداد، بهوضوح بهمعنای پذیرش شرایط و توافق دوطرفه است، نه زمینهای برای طرح اتهام پس از قطع رابطه کاری. اینجا یک شرکت است، نه نهاد حمایتی که کسی را بهاجبار یا مادامالعمر تحمل کند، لذا در چارچوب قوانین وزارت کار، شرکتها موظفاند افراد را در دورهی مشخص ارزیابی کنند و در صورت عدم تطابق، ادامه همکاری نداشته باشند. احترام متقابل، تعهد و عملکرد حرفهای پایهی تداوم همکاری است. همچنین با توجه به ادبیات تکرار شونده این پیام ها و سوابق پیگیریهای قانونی قبلی، تقریبا برای ما مشخص است که این نظرات مشابه از سوی چه فردی منتشر میشود. انتشار مطالبی حاوی اتهام، آن هم بهصورت ناشناس، اقدامی غیرحرفهای و از نظر قانونی قابل پیگیری است. همکاران ما نیز این حق را برای خود محفوظ میدانند که در جهت صیانت از اعتبارشان، موضوع را از مسیر حقوقی پیگیری کنند.
سلام هنوز تو این شرکت مشغول هستم مثل هر شرکت دیگری خوب و بد خودشو دارد ولی چیزی که از کامنت ها متوجه شدم این هستش که بیشتر کامنت ها مسائل و مشکلات شخصی هست که فرد چون نمیتونسته مشکل شخصیش رو حل بکنه و دچار ناکامی شده از این سایت کمک گرفته که رفتار تلافی جویانه خودش را به نمایش بگذارد آگاه باشیم و وارد بازی خصمانه و تلافی جویانه افراد باهم نشیم و تصمیم درست را بگیریم ممنون از شما
مدیر بودم و بیش از پانزده سال است که در این کلینیک فعالیت میکنم و با کارکنانم به مدت طولانی همکاری میکنم. این مدت زمان تجربهای بسیار لذتبخش و پر از رمز و راز است و از کار کردن در اینجا خرسندم.
من برای دوره کارآموزی مستقیما توی یکی از اداره های برج همراه اول پذیرفته شدم. راجع دپارتمان خودمون میتونم نظر بدم چون با بقیه بخش ها ارتباطی نداشتیم ولی کلا کارای هماهنگی و قرار داد کارآموزا بدست آکادمی همراه انجام میشه اونم با پوشش شرکت های متفرقه. دوره کارآموزی ما خیلی طولانی بود و با تقویم خودشون همخونی نداشت و ما در حد نصفش هم حقوق و بیمه نگرفتیم. خود دوره هم چندان مفید نبود و میشه گفت عملا از کارآموزی کردن و بدست آوردن تجربه هیچ خبری نبود و حتی حضور مارو توی محیط برج همراه موکول کردن به اواخر دوره که اونم در حد رفع تکلیف از سر خودشون بود. راجع جذب و آینده کاری هم مدام وعده وعید میدادن و شفافیتی وجود نداشت و آخرش هم هیچکدوم از بچه های ما نه چیزی از بابت کارآموزی دستگیرمون شد که بهش افتخار کنیم یا استفاده ببریم و نه زمینه همکاری با همراه اول فراهم شد. به شخصه اگه یه شرکت کوچک یا معمولی بود قطعا در هفته های اول که دیدم بی نظمی و بی برنامگی حاکمه و قرار نیست اهداف نرمال کارآموزی محقق بشه به دوره خاتمه میدادم و خارج می شدم ولی خودمو با اسم و بزرگی شرکت گول زدم و ماه ها تحمل کردم و آخرش هم نتیجه همون پشیمونی و افسردگی نصیبم شد. حیف اون خوشحالی و امیدواری خامی که موقع پذیرفته شدن بهم دست داد و این من رو خیلی میسوزونه. واقعا مگه آدم قراره چندبار در عمرش فرصت کنه کارآموزی بره که اینطوری با وقت و اعتمادش بازی بشه؟ این تجربه درس های تلخی بهم داد و باعث بی اعتمادی من به خیلی چیزا شد که فکر میکنم توی این جو حاکم بر کشور نباید هم اعتماد می کردم و مبنای همه حرفا و وعده هارو دروغ در نظر میگرفتم چون همینطور بود.
با وجود سابقهای طولانی در مجموعه کاله، احساس میکنم فضای کار به گونهای اداره میشود که برخی تصمیمگیریها به سلیقهای بودن گرایش دارد و گروهی از افراد با رانت شرکت به کارگیری و جابهجایی نیروها را در اختیار گرفتهاند. نتیجه این وضعیت این است که افراد با تجربهای مانند من با فشار و تهدید مواجه میشوند و جایگاه شغلیشان به راحتی به خطر میافتد. صدای انتقادات ما پاسخگو نیست و پاسخ یا راهحلی از سوی منابع مسئول دریافت نمیکنیم.
شما به عنوان یه کارمند روز اول فکر میکنید در جای درست حسابی وارد شدید. ولی مدیریت منابع انسانی یه خانم مسن هستند که مسئول پاچه خواری مدیریت هستند. معاون شرکت شخصیه که 17 ساله پاشو از شرکت بیرون نذاشته و طرز فکرش هم مال همون دورانه. خاله زنک بازی فرهنگ رایجیه که از مدیرعامل تا خدماتیش توش استااد هستند. فکرکن میری با مدیر ارشد یا منابع انسانی جلسه از حرفات وویس ضبط میکنن. یعنی هرچقدر هم حقوقش بالاتر از جاهای دیگه باشه(که نیست) اگر انسان سالمی باشید فشار روانی و هزینه تراپی که تحمل میکنید بسیار سنگین تر هست. فقط هم به فکر وجهه سازمان جلوی رقبا هستند . از لبخندای الکی تو عکس و فیلم تا برگزاری مراسم های ناموفق. نحوه پایان همکاریشون هم اینجوریه که یه روز وارد سازمان میشید و میبینید که راتون نمیدن بالا. و زنگ میزنن همکارتون وسایلتون رو بیاره پایین براتون.تسویه هم اگر خیلی جدی پیگیری کنید و هفته ای یکی دوبار مراجعه کنید بعد 7 8 ماه ممکنه دریافت کنید. اگر ذهن و روانتون براتون مهمه و انسان دروغگو خاله زنک و زیراب زنی نیستید به هیچ قیمتی وارد این سازمان نشید
در این شرکت احساس میکنم با تبعیض روبهرو هستم و فضا بیشتر از یک محیط کار حرفهای به نظر نمیرسد. مدیران برخی از مهارتهای مدیریتی لازم را ندارند و جو کار به شدت ناسالم است. حقوق پایه پایین است و امکانات رفاهی هم در سطح مطلوبی فراهم نمیشود. به نیروهای شرکت حتی محصولاتی که تاریخ مصرفشان گذشته است هم ارائه میشود. با این وجود، از گول نام آن خودداری کنید.
به هیچ عنوان از میزبان فا سرویس ادعایی را تهیه نکردهام یا درخواست نکردهام، حتی اگر رایگان باشد. تجربهی من نشان میدهد که پشتیبانی قابل اعتماد نیست و خدمات هاست کیفیت لازم را ندارد و ارزش پولی که میپردازید را ندارد؛ در نتیجه پشیمانی زیادی به همراه دارد.
امروز تصمیم گرفتم با احتیاط بیشتری به رزومهنویسی بپردازم و از هر کار بیربطی پرهیز کنم تا خودم را در معرض مشکلات یا تفکرات منفی قرار ندهم. به خودم میگویم که بهتر است انتخابهای درست را پیش بگیرم و از کارهایی که ممکن است آیندهام را به خطر بیندازند دوری کنم. فردا وقتی به یاد این تجربه میافتم، دوست دارم با آرامش و تصمیمهای روشن پیش بروم و دوباره چنین اشتباهی تکرار نشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.