شرکت قاصدک سامانه را نسبتا خوب پیدا کردم، اما واقعیتها و احساس من از اونجا با هم تفاوت داشت. چند وقتی که اینجا بودم احساس فشار زیادی داشتم و به شدت نامطمئن بودم وقتی مدیرعامل هر روز با حرفهای تشویقی درباره خودش از من میخواست که همزمان با سایر تیمها کار کنم. اگر یکی روز با این مدیرعامل کار کنی، مطمئن باش که با منطق خودش صدای کاملا متفاوتی از گفتگوهایی که اینجا درباره او میشنوی تجربه میکنی. از همتیمیهایی که پایینتر از او بودن هم گاهی درگیریهایی پیش میومد، چه در گفتار و چه در رفتار، که گاهی به نحوه پذیرایی از نیروها در وعده ناهار هم رسید. بعضا شنیده میشد که بعضی همکاران برای شرکت کار میکردند و منابع انسانی هم به حساب شرکت پرداختیها را بررسی میکرد. سایر همکاران با تجربه هم به مرور از شرکت رفتند یا به دنبال مسیرهای دیگری رفتند. در یکی دو مورد حقوقهای مانده هم به تأخیر افتاد و گاهی از کار بیرون رفتن، و بعدها به برخی رویدادهای خانوادگی هم نسبت داده شد. در حال حاضر، مقداری از حقوقها به شکل نامطلوبی دور گردن اطرافیانی شد که ارتباطات نزدیک با مدیر داشتند. روزهایی هم بود که آن فرد به سفر میرفت و در این فاصله رفتار و تصمیماتش به نظر میرسید ترکیبی از رفتارهای سنتی و مذهبی را دنبال میکند، اما من در نهایت درباره معیارهایی که برای نماز یا باورهای شخصی مدیر مطرح میشود، نظر قطعیای ندارم و تلاش میکنم روی عملکرد و جنبههای حرفهای کار تمرکز کنم. با این وجود، از هرچه میگویند و نوشته میشود، آنچه برای من در تجربه کاری اهمیت داشت، شفافیت در پرداخت حقوق، رفتار حرفهای با نیروها و امکان ادامه مسیر شغلی معقول بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من متاسفانه در سال 1390 در حال سرچ برای کار در فنلاند در دام این شرکت افتادم. با تبلیغ و وعده های زیاد از جمله اینکه با 65000 دلار در مدت 8 تا 10 ماه جاب آفر برام میگیرن و حتی حقوق هم مشخص کرده بودن و مانور زیادی روی مجوز اداره تعاون دارن میدادن. بعد از 2 سال یه برگه پذیرش فرصت مطالعاتی برام گرفته بودن از طریق شخصی به نام دکتر که خودش رئیس مرکز کار ایران و دبیر نمایشگاههای بینالمللی مرتبط با اشتغال و فناوریهای نوین رو داره و این فرصت مطالعاتی در اصل مجانی هست گرفتنش. اینقدر به من فشار آوردن که ویزاتون به زودی میاد که من برای تسویه حساب خونم رو فروختم و دادمشون. الان دو ساله درگیر دادگاه هستم و مالک این موسسه فقط یک 206 به نامش هست که به خوبی نشون میده شخصی با این حجم مبادلات چطور فقط یه 206 مدل 89 به نامشه. حتی آدرس و تلفنش در همه سامانه ها آدرس شرکتش هست و بیشتر ایام سال در ترکیه در حال خوش گذرونی هست. دوستان مراقب کلاه بردار ها باشید. همه مستندات رو هم دارم از روز اول تا الان اگر کسی خواست براش میفرستم ببینه. حتما حتما از طریق وکیل قانونی اقدام کنید و گول این بیماران روانی رو نخوردیدو زندگیتون رو نابود نکنید. این شخص همه ی زندگی منو نابود کرد. امیدوارم به سزای اعمال پلید و شیطانیش برسه راستی توی سایت عدالت علی میتونید میزان شکایات بر علیه این شخص و خواهرش رو بررسی کنید . ای کاش چنین سایتی رو من قبل از بستن قرارداد میدیدم
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
مدیرعامل در فضای مجازی به شکلی نامطلوب عمل میکند و از افراد حاضر در شرکت برای رسیدن به منافع شخصی خانوادگی استفاده میکند. برادر مدیرعامل دروغگو است و علیه فرزند مدیرعامل فعالیت میکند، و عمو هم از این کارها حمایت میکند. من به عنوان کارمند تجربهای از تعارض و سوءاستفاده درونی شرکت دارم که وجود چنین رفتارهایی میتواند جو کاری را مخدوش کند.
در همان روزهای آغازین کار در این شرکت، مدیرعامل شخصا با من مصاحبه کرد و من بهعنوان یک دانشجوی پارهوقت وارد شدم. فضای کار آرام و شیک بود و جو داخلی شرکت نسبتا دوستانه میآمد. با وجود خانوادگی بودن شرکت، هیچکس به خاطر وابستگی یا سمت پایینتر اولویت ندارد و به سادگی میشد به مدیرعامل دسترسی داشت. حدود بیست سال در حوزه C کد زده بودن بهنظر من باعث شد که سطح فنی بالایی بهدست بیاید و شاید همین موضوع باعث شده بود تا خیلی اهل صحبت درباره خودشان باشند. من هم در آن زمان به اندازه سنم، حدود سیوپنج سال، تجربه برنامهنویسی داشتم و از صفر تا صد مسیر را در این شرکت طی کردم. شرکت با مشتریان بزرگ ارتباطی صمیمی داشت و بهخاطر اعتمادبینطرفین، مسیر پیشرفت برای کارمندان روشن بود. به نقل از تجربیات من، کارمندان میتوانند بهراحتی به شرکتهای بزرگتر معرفی شوند و سکوی پرش محسوب میشود؛ بهویژه برای کسانی که دنبال رشد حرفهای هستند. من فکر میکنم طی این پانزده سال، بخش زیادی از توسعه حرفهای خود را مدیون این شرکتم. با این حال بهنظر من نیروها همیشه آیندهنگر نیستند و بسیاری فقط به حقوق میاندیشند. برای فردی که قصد دارد در سه سال به سطحی حرفهای برسد، شرکت قاصدک میتواند یک محیط عالی باشد. در دوره حضور من، خیلی از همکاران بهصورت کارآموز آمدند، یاد گرفتند و بعدا رفتند؛ این موضوع، بهزعم من، انصاف زیادی نیست زیرا شرکت هزینه آموزش را متقبل میشود و از آموزش کارآموزان تعهد میگیرد. با این حال تجربه یادگیری و پوشش دادن پروژههای شرکت واقعا جذاب بود؛ مدیرعامل همواره اهل ایدههای نو بود و از اجرای آنها نیز دریغ نمیکرد. حقوقها معمولا در موعد مقرر و قبل از پایان ماه پرداخت میشدند و این نکته، نکته مثبتی برای سیستم درآمدی شرکت بهحساب میآمد.
به نوشتم به نظر میرسد که شرایط حقوقی و مدیریتی شرکت به شدت نامنظم بوده است. من دو سال در بخش کنترل کیفیت کار کردم و حقوق به شکل کاملا سلیقهای تعیین میشد؛ مدیرعامل با هر کس که خوشش میآمد، حقوقش را بالا میبرد. میانه مدیران هم از سطح دانشگاهی برخوردار نبودند و انتخابهایشان بر پایهی روابط بود. حقوق همواره کم بود و به موقع پرداخت نمیشد؛ معمولا با یک تاخیر ماهانه مواجه میشدیم. هیچ فرصت پیشرفت یا یادگیری واقعی وجود نداشت و تنها هدف، تولید سریع بود. وقتی اعتراض کردم، پاسخی آهنگین دریافت کردم و گفتند خدا حافظ.
در تجربهام از این شرکت احساس کردم که پشتیبانی کار سختی برای ارائه ندارد و فضای کاری هم به طور کلی مطلوب نیست. مدیریتی که در طول هفته در شرکت مستقر است، به شدت دخالت میکند و این دخالتها از کمترین تصمیمگیری تا جلسات غیررسمی را دربر میگیرد. گاهی اختلاف نظرها و بحثهای غیرضروری بین مدیران شکل میگیرد و نتیجهاش تصمیماتیست که پایه و اساس محکمی ندارند و آیندهای مشخص برای شرکت ترسیم نمیکند. ارزش دادن به تخصص کمرنگ است و بیشتر تمایل به تأیید حرفهای مدیران و پذیرش کارها بدون بررسی وجود دارد. روند جذب و خروج نیروها بیشتر به جلسات داخلی و گفتوگوهای پنهانی مربوط میشود و نه به فرایندهای شفاف و عادلانه. حقوق و مزایا با پایهی کم و به شکل غیرواقعی و سلیقهای تعیین میشود. به نیروهای با تجربه یا معلومات بالا معمولا فرصتهای رشد مناسب داده نمیشود و این باعث ناامیدی در تیم میشود. همچنین صفحات نظارتی و ضبط صوتی یا تصویری در نقاط مختلف شرکت گسترش دارد که این موضوع نشان از دیدی شکاک و در برخی مواقع سوءظنآمیز مدیران ارائه میدهد. در نهایت از دید من کار در این شرکت، چون هم عمر و هم توانمندیها را هدر میدهد، گزینهای مناسب نیست.
کارفرمایی را در آغاز کار با تردید دیدم و احساس کردم پروژه روی کاغذ ثبت شد اما تا پایان کار هیچ اقدامی صورت نگرفت. بعد از آن هم پاسخی از طرفشان دریافت نکردم. به دوستان توصیه میکنم احتیاط کنید چرا که ممکن است با کلاهبرداری روبهرو شوید و اگر کسی تجربه مشابهی دارد، برای همکاری در شکایت با من تماس بگیرد.
مدت زمانی که در آریانیک به عنوان پشتیبان فنی کار میکردم با واژههای منفی زیادی همراه بود، اما ترجیح میدهم از زاویهای واقعگرایانه و با بیانی آرامتر بازگو کنم. در اینجا اکثر نیروها تازهکار بودند و قراردادهای کوتاهمدت داشتند که اغلب خیلی زود ترک میکردند و حقوق دریافتیشان نیز به تأخیر میافتاد. مدیرعامل شرکت فردی با رفتاری نامساعد و گفتاری تند بود که از لحاظ فنی تجربهی کافی نشان نمیداد. نتیجه این وضعیت این شد که در فاصله حدود شش ماه، چندین نفر استخدام شدند و تصمیم به ترک گرفتند، و من هم به دلیل عدم پرداخت حقوق نتوانستم ادامه بدهم و در نهایت شرکت را بدون دریافت دستمزد ترک کردم.
من توی تیم دوم که اسکرام ۹:۱۵ برگزار می شد فقط کارکردم و روی پروژه های نقشه محور بودیم ، من تجربه مثبتی داشتم و تیم وایب مثبتی داشت و خیلی دوستانه به هم کمک میکردیم ، جدای از شرکت خود تیم چه دخترا چه پسرا خوب حمایت میکردند از هم دیگه و این به نظرم بژرگترین نکته مثبتش بود
بنده مدت کوتاهی در این شرکت مشغول به کار بودم و توی این مدت تجربه خوبی رو داشتم. محیط صمیمی، رفتار حرفه ای مدیر واحد، پرداخت به موقع تسویه، برخورد مناسب موقع قطع همکاری و... از مزایای این شرکت محسوب می شود. همیشه همه شرکت ها ایده آل نیستند و البته معایبی هم وجود داره. ولی در کل تجربه خوبی برای من باقی گذاشت.
یک جای فوقالعاده برای کار است، هرچند به نظرم برای کسانی که به شکل تعجبآوری با غرور و تشکیلات بیثبات رفتار میکنند مناسب نیست و تصور میکنند صاحب قدرتند اما توان مدیریت یک شرکت کوچک را ندارند. فضای کار دلچسب است، اما واقعا جای کار نیست و به نظر میرسد وجود ویژگیهایی از جاسوسی و بازیهای ساواکی در این مجموعه دیده میشود.
الان میشه گفت هرج و مرج و دیونه خونه آرامش چون هرکی هرکاری دلش بخواد می کنه و مدیران ارشد مشغول دزدی و چپاول اطلاعات و سواد عزیزان بزرگوار زیر صفر ؛ ی مشت مشاور بیسوادم جمع کردن دور خودشون که ماجرا رو جذابتر کرده چه ناواکویی شد با تصمیم هوشمندانه مدیر عامل بانک مسکن !!!
شرکت خیلی تاپی نیست. متوسط رو به پایین. مدیریت ضعیف . کاراش در حد لیگ دسته دو کشور هستش ولی ادعای لیگ نخبگان آسیا رو داره حساب کن با تیم شموشک بازی میکنن ولی فک میکنن با الهال و الاتحاد روبرو شدن.
من سه ماه در قاصدک بودم و تجربهام به عنوان پشتیبان فنی بود. شرکت چندان بزرگ نیست؛ سریع و متوسط محسوب میشود و اگر فکر کنید مثل استارتاپهاست، اینطور نیست. قاصدک یک شرکت نسبتا قدیمی است و روالهای یک شرکت قدیمی در آن دیده میشود. فضای آرامی دارد و جو خانوادهگونه حاکم است، به همین خاطر محیط خیلی صمیمی است. شرکت چند محصول دارد که سالها روی همانها تمرکز فروش و پشتیبانی کرده است. توسعه محصولات غالبا توسط تیمهای بیرونی انجام میشود و کارکنان دفتر مرکزی بیشتر وظیفه پشتیبانی را بر عهده دارند. در مجموع نمیتوان گفت شرکت بدی است؛ من به دلیل دور بودن مسیر از تهران، از پردیس بیرون آمدم و رفتن به آنجا برایم خیلی دشوار بود.
من با شرکت شماران به دوصورت تمام وقت و پاره وقت همکاری داشتم .این شرکت با بیش از 35 سال فعالیت در حوزه نرم افزار یکی از قدیمی ترین شرکت های نرم افزاری ایران است . در این شرکت به افراد انگیزه و مسولیت داده می شود و بر اساس آموزش ها و صبوری های مداوم قصد به ساختن افراد برای زنده نگه داشتن آینده شرکت هستن . در هر شرکتی قوانینی برای بقای سازمان وجود دارد که پرسنل باهوش برای همرنگی با این قوانین و رعایت کردنشان می توانند روش های متعددی رو ایجاد کنند در هر صورت شرکت خصوصی بر پایه تصمیمات مدیران ارشد هدایت میشود و با توجه به نوسانات بازار انفورماتیک گاها این قوانین سخت گیرانه خواهد بود . در این سازمان کنترل ها به شدت انجام میشود حتی د ر تماسها و ....این مورد در تمامی شرکت های نرم افزار دنیا به دلیل ماهیت کسب و کار و ایجاد امنیت اطلاعتی و فرهنگی وجود دارد . در نهایت شماران بستری برای رشد و تکامل فردی و اجتماعی ایجاد کرده و امنیت شغلی 100% را تضمین می کند . در این شرکت افرادی با سابقه بیش از 25 سال در حال فعالیت هستن و در رده مدیران میانی سابقه زیر 5 سال وجود ندارد اما در هر سازمانی کمی ها و کاستی ها و در مقابل نقاط قوت وجود دارد که افرادی که به خود و آینده خود باور داشته باشند میتوانند این موارد را مدیریت کنند . همکاری با شماران برای بنده بسیار رضایت بخش و آموزنده بوده است با باور تمام فشار ها و قوانین که به دلیل ثبات سازمان است جایی برای پیشرفت شما ایجاد می کند .
در شرکت تهران ملودی، محیط کار پر از روحیه هنری و صمیمی بود و مدیران با مهربانی و دوستی رفتار میکردند، هرچند ساعات کاری مناسبی وجود نداشت و تا ساعت شش شب ما را نگه میداشتند. حقوق بهموقع پرداخت میشد و به کارمندان وام بدون سود تعلق میگرفت و برای هر کدام تولدی اختصاصی برگزار میکردند. در نهایت به دلیل فاصله و طولانی بودن ساعات کاری، از شرکت کنار کشیدم، اما یادگار آن تجربه، خاطرات خوبی است که همچنان در ذهنم باقی میماند.
من مهر ۱۴۰۳ از این شرکت جدا شدم و حدود یک سال در ایران کیش کار میکردم. واقعا تجربهی فوقالعادهای بود؛ تیم پشتیبانی و پرسنل واقعا به همکاران توجه داشتند و با وجود فعالیتها و برنامههای مشخص، مسیر روشن و منطبق با هدف داشتند. با این حال به دلیل شرایط زندگی تصمیم به رفتن گرفتم.
در یکی از بدترین تجربههای کاری عمرم گیر افتادم. کار با مدیریتی غیرمسئولانه و از نظر سواد و شخصیت و تربیت ناقص که در همه سطحها اثر خودش را گذاشت. در طول سالهای کاریم هیچ قراردادی به من و همکاران ارائه نشد. پاداشها برای مدت دوازده تا هجده ماه تأخیر داشتند چون مدیرعامل پول پاداشها را صرف خرید ماشین و ملک میکند و آنها را نگهداری میکند تا در زمان مناسب بفروشد. حقوق توافقی هنگام استخدام به من پرداخت نشد. منابع انسانی در شرکت به صورت فعل و انفعال و بهکارگیری مترسک مدیرعامل عمل میکرد؛ این خانم حتی بدون ویرایش دیگران هم نمیتواند حرفش را درست بیان کند. تعادل کار و زندگی در این محیط برقرار نبود. شرکت به نظر میرسید فقط برای پولشویی مرتبط با همراه اول ساخته شده باشد. کارمندانی که سالها در شرکت بودند با مدیران خودشان دستههایی تشکیل داده بودند. فضای شرکت سیاهنمایی میکرد و تسویهحسابی که بدون شکایت تازه انجام میشد، شامل پاداشهای کارتی که مدیرعامل نداده و آنها را احتکار کرده بود، نمیشد. نتیجهاش برای من این بود که کاملا توصیه میکنم به هیچوجه در چنین موقعیتی سمتش نروم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.