اخیرا در موقعیتی با چالشهای عمیق فرهنگی و ساختاری در یک هلدینگ فناوری بانکداری کار میکردم و تجربهام نشان میدهد که نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، ارتباط بین تیمهای فنی و کسبوکار، و فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال با شکست مواجه شده بود. دلیل اصلی این ناکامی کمتر از هر چیز دیگری به تغییرات مدیریتی مداوم در سطح ارشد بانک و نبود انسجام تصمیمگیری و کمبود تخصص در تیمهای مدیریتی مربوط میشد. در این هلدینگ، کمبود مدیران ارشد حرفهای در حوزه بانکداری و فناوری مالی به چشم میخورد. پس از جابهجایی مقام قائممقام سابق بانک، با وجود انتصاب مدیرعامل با تجربه برای هلدینگ، با گذشت یک سال و خروج مدیران باسواد و با دانش، مجموعه به سمت ناکامی پیش رفت. اعضای هیئتمدیره با تجربه کم و ناکافی، همراه با هیئت سرپرستی بانک که آشنایی اندکی با مفاهیم بانکداری دارد و معاون فناوری اطلاعات که تخصص لازم در حوزهای به جز فناوری را ندارد، عاملان این روند نابسامانی بودند. در نتیجه، شرکت به سوی ریزش کامل و تهدید جدی سرمایه سهامداران و ذینفعان پیش رفت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و تا حالا حقوق معوق هیچکدام از همکارانمان را تجربه نکردم؛ همه حقوقها بهموقع پرداخت شدهاند. سابقهی شرکت بیشتر به حالت سنتی و دولتی بود، اما طی یکی دو سال اخیر تغییراتی دیده میشود و از حالت دولتی به سوی ساختار شرکتمحور پیش میرود؛ به بیانی سادهتر، برخی از جنبههای دولتی بودن کاهش پیدا کرده و به سمت پذیرش تیمهای خصوصی متمایل شده است. در مجموع از این وضعیت راضیام چون امنیت شغلی برایم اهمیت زیادی دارد و باید بتوانم مخارج خانوار را تامین کنم، و اینجا از نظر امنیت شغلی جایگاهی نسبتا مطمئن دارد. اکنون شرکت به سمت مسیر تازهای حرکت میکند و این تغییرات را میتوان از روندهای اخیر بهوضوح دید.
در مدت زمان کاریم به عنوان مشاور حقوقی، حقوقم بهموقع پرداخت میشد، اما فضای کاری برایم خوشایند نبود. بهخصوص برخورد مسئول مربوطه بیاحترامی بود و وقتی در مورد وظایف صحبت میکردم، گارد میگرفت و میگفت باید اینجا بمونی یا استعفا بدهی. واقعا از این وضعیت ناراحت شدم.
پیشنهادم به مدیر مجموعه اینه که هرچندوقت یکبار که میاد برای خودش کامنت مثبت بذاره کامنت های قبلیش رو بخونه و حداقل ادبیاتش رو عوض کنه که قابل باور بشه. این مجموعه چون سایت نداره و تو اولین سرچ اسم شرکت این سایت نشون داده میشه درنهایت تو اتاق فکر مدیریت به این نتیجه رسیدن که باید خودشون بیان و واسه خودشون کامنت مثبت بذارن که کسی که میخواد استخدام بشه با خوندم کامنت های کارمندهای قبلی فرار نکنه دوستانی که میخوان امتحان کنن و چندماهی از عمرشون رو تلف کنن و اینجا استخدام بشن حواسشون باشه باید بعدش وقت برای شکایت و پیگیری حقوق و بیمه و سفته ... هم داشته باشن و چند جلسه ای هم وقت تراپی بگیرن تا به حالت قبل از استخدام تو این شرکت برگردن تو قسمت معایب کاری خیلی دوست داشتم یکی از موارد رو نزنم ولی ماشالا مدیریت هیچی از معایب کار کم نذاشته انصافا
من این تجربه را با صداقت کامل بازنویسی میکنم تا هم معنا حفظ شود و هم لحن تازهای بیابد، بدون افزودن هیچ جزئیات غیرواقعی یا ادعاهای توهینآمیز بیپایه. شرکت طرح پردازان آذرخش را تجربه کردم و میخواهم صادقانه بگویم اوضاع اینجا کاملا مخدوش است. جو حاکم بر شرکت تا اندازهای سمی است که گویی به سطحی رادیواکتیو رسیده و فضای کار را به شدت آزاردهنده کرده است. از مدیرعامل تا پایینترین سطح، همه به دنبال تخریب و ضایع کردن همدیگر هستند و فضای همکاری ندارند. برخی حرفهای مدیرعامل تنها با چربزبانی و جلب نظر پیش میرود و خیلی از گفتارش قابل استناد نیست. نرمافزارهایی که به مشتریان ارائه میشود، بهخاطر رانت و ارتباطات نامناسب فروش میرود و کیفیتشان چندان مناسب نیست. مشتریان بعد از تحویل انتظار پشتیبانی معجزهآسا دارند در حالی که از نظر تیم توسعه اعتبارنامهای برای توجیه مشکلات وجود ندارد. بسیاری از برنامهنویسها و پشتیبانهایی که بهشدت قابل اتکا بودند از شرکت جدا شدند و گرفتار افرادی شدند که علم و توان کافی ندارند. سطح حقوق با شرکتهای دیگر بهطور غیرعادی فرق میکند و هیچ معیار روشن و ثابتی برای پرداخت حقوق وجود ندارد؛ حقوق به دلخواه مدیر پرداخت میشود و گاهی هم بهموقع انجام نمیشود و وقتی میپردازند، آن را به نحوی میگذارند که گویی از سر ناچاری پرداخت میشود. امکانات رفاهی تا حدی سطح پایین است، گرمایش و سرمایش مناسب نیست و آشپزخانه وضع مطلوبی ندارد. وامها یا کمکهزینهها هم تنها به افراد مشخصی که به مدیرعامل نزدیکاند پرداخت میشود، گویا سایرین وجود خارجی ندارند. خلاصه اینکه اگر برای حفظ آرامش و سلامت روان ارزش قائل هستید، رفتن به چنین محیطی را توصیه نمیکنم. نزدیکانی که مالک شرکتاند به شکل خانوادگی دور هم جمعاند و تمرکزشان روی کارهای شخصی خارج از چارچوب شرکت است. مدیرعامل که مالک اصلی نیز هست، فشار مضاعفی به کارکنان وارد میکند و حقوق را ناعادلانه ضایع میکند. حتی اگر ثبت چنین تجربههایی بتواند به نجات فرد دیگری کمک کند، من وظیفهام را انجام دادهام و امیدوارم هر کس در بهترین شرکتهای تهران مشغول به کار شود که به تخصص و کار شما ارزش بدهند و از کار در مجموعههایی که حقوق را با تأخیر و بهشکل ناعادلانه میپردازند، دوری بجوید.
به گفتهی کاربر، شرکت بینالمللی کارجویان کاربین و مجموعهای تحت مدیریت افراد مشخص شده، به گمان او با کلاهبرداری در ارتباط است و از نظر او با بیانصافی رفتار میکند و سرمایه و زمان افراد را هدر میدهد.
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
از فضای کار در این شرکت انتظار بیشتری داشتم و وقتی با کارهای روزمره مواجه میشوم، بارها متوجه میشوم که برخی از رفتارها و تصمیمها با اصول اولیه کارکرد و قوانین کار همسو نیستند. به عنوان مثال، دریافت مبالغی بدون اطلاع فرد ذینفع و پس از گذشت دو سال به حسابش، نشان میدهد که سیستمی به شدت کند و بیخبر از قوانین تأمین اجتماعی وجود دارد. همچنین وضعیت حضور فردی با مسئولیت دفتر مدیرعامل از کشوری دیگر بدون بیمه تأمین اجتماعی و بدون ثبات در حضور و رفتارهایش در محیط کار، از نظر من نکتهای قابل تامل است؛ گاه به آبدارخانه میرود و با خرید مواد مصرفی برای جلسات، به منبع پول شرکت نگاه میکند و این موضوع میتواند نشان از نبود مدیریت صحیح منابع باشد. وقتی خدماتی از طرف کارمندانی که قصد جلوگیری از تخلفات دارند با واکنش منفی مواجه میشود و تهدیدی به همراه دارد، فضا را به سمت عدم اعتماد سوق میدهد. همچنین روند دریافت کاردکس و انتظار دو هفتهای برای انجام امور کارکردی، نشانهای از ضعف در کارکرد و تفکر مناسب برای پاسخگویی به نیازهای همکاران است. از طرفی شنیدن درد دل و انتقادهای همکاران و دیدن اینکه به رغم پیگیریها، گشایش قابل توجهی رخ نمیدهد، برای من ناامیدکننده بود. دوستی هم بوده که سالی طولانی با شرکت همکاری کرده، اما نتوانسته است مسیر پویایی برای پیشرفت را به صورت پایدار تجربه کند و در نهایت شرکت را ترک کرده است. نکات متعدد دیگری هم وجود دارد که در این بازنویسی به آنها اشاره نکردهام.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.
به جز پول و حقوق و مزایا تقریبا این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریبا هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملا نمایشی است.
مدت زیادی که در این شرکت کار میکردم، همه چیز با مدیری مشتاق و منظم آغاز شد و پس از او وضع متزلزلتر شد. پرداختیها بهروز بود و مزایا همچون وام بانکی و دریافتهای مختلف وجود داشت، اما واقعا هیچکدامشان ارزش کار در محیطی ناسالم و پرتنش را نداشت. با اداره منابع انسانی و تیم تحت مدیریتشان بههیچ عنوان کنار نمیآمدم؛ رفتارشان به شدت بیسوادی، بینظمی و بیتربیتی بود. برخی همکاران خاص، مثل افراد یوسفـی، حاج رحمیی و مهدیزاده، به نظر من یکی از بیشرمترین آدمهایی بودند که ممکن بود روزی با آنها روبهرو شوم.
امروز فهمیدم که در زمان ورودم به بهسازان ملت، فشار روانی زیادی تحمل کردم و الان هم پشت سر گذاشتن این مدت از نظر روانی تأثیر زیادی بر من گذاشته است. در طول این سالها که هشت سال است در همین مجموعه هستم، تجربههای روحی و روانی زیادی دیدهام و اگر آن موقع داوطلبانه یا با بررسی دقیق اتفاقات رخ بدهد، شاید بهطور کامل آرامش میگرفتم یا کمتر تحت فشار بودم. یکی از همکاران قدیمی که مسئول اتوماسیون بود، اخیرا کارمند جدیدی را تحتتأثیر شدید قرار داده و اتفاق فوتی و فشار شدید روانی ایجاد کرده است؛ من هم بهعنوان یکی از همکاران احساس میکنم که جو کار خیلی روانی است و به دلیل فشارهای گروهی و پارتیبازیها، ممکن است به سلامت روان صدمه بخورد. از دید من، محیطی که در آن همکاران بهخاطر انگیزههای گروهی و باندبازی تحت فشار قرار بگیرند، به سلامت روانی نیروها آسیب میزند و این بهسازان ملت را به همپیوندی نگرانکنندهای میکشاند. من و همکار جدیدمان نهایتا تصمیم به قطع همکاری گرفتیم تا از این فشارها دور شویم و سلامت روانیمان حفظ شود؛ امیدوارم مدیران به اهمیت سلامت روان تیمها توجه بیشتری نشان بدهند و از ایجاد فضای توأم با فشار و سوءاستفاده خودداری کنند.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
سلام دوستان این شرکت هیچ استخدامی انجام نمیده من با دوستم رفتیم مصاحبه چند دقیقه زودتر رسیدیم گفتند برید راس ساعت بیایید . تعداد پرسنل کلا ۱۰ نفر هم نیست در حالی که هم پس از تماس تلفنی هم مصاحبه حضوری میگن استخدام قطعی هستش در حالی که کلی آدم در ساعات و روزهای مختلف مراجعه میکردند به این شرکت که اصلا منطقی نبود که بخواهند همه رو استخدام کنند . هر کسی هم که میرفت داخل اتاق مدیرعامل برای مصاحبه یا از اتاق سریع میامد بیرون و مدیرعامل به منشی میگفت نفر بعدی رو بفرسته داخل یا اگر هم بیرون نمیآمد مدیر عامل منشی رو صدا میکرد وارد اتاق میشد کارت بانکی کارجو رو میگرفت و خارج میشد از اتاق . نوبت من شد اصلا شبیه به مصاحبه نبود هیچ سوال تخصصی پرسیده نشد و فقط گفتند باید مبلغی رو پرداخت کنید برای آموزش بعد از دوره کارآموزی استخدام شما قطعی هستش . خب سوالات تخصصی که نپرسیدند و شرط استخدام هم شرکت در دوره کارآموزی و پرداخت پول بود که با خودم گفتم شرکتی که کلا به ۱۰ نفر هم نمیرسه چطوری میخواد این همه آدم رو استخدام کنه بعد هم قبول نکردم که پول بدم بهشون گفتم اگر استخدامم قطعیه از حقوق ماه اولم مبلغی رو به عنوان اموزش دوره کارآموزی کم کنید یا اصلا کل حقوق ماه اولم برای شما قبول نکردند و گفتند حتما باید این پول را پرداخت کنید بعد هم منشی به دروغ گفت این مبلغ برای وجه التزام هستش که بعد از دوره حتما برای ما کار کنید که منم گفتم برای ضمانت میتونم سفته بدم که بعد دوره همینجا مشغول به کار بشم ولی پول نمیدهم که قبول نکردند و شک کردم اصلا استخدامی در کار باشه و قبول نکردم ولی دوستم اون مبلغی که گفته بودند رو پرداخت کرد بهش گفتند باید یک دسته سند حسابداری ، دفتر روزنامه و دفتر کل خریداری کنه چند جلسه که گذشت گفتند اون پولی که داده بودید بابت نرم افزار بود حالا باید یه مبلغ جدای از آن هم پرداخت کنید بابت آموزش تئوری آخر سر هم پیچوندن و اصلا استخدامش نکردند حواستون باشه پلیس فتا هم قبلا هشدار داده بودند که برای کار اصلا مبلغی رو پرداخت نکنید و اگر کسی از شما خواست مبلغی را پرداخت کنید کلاهبرداری میباشد .
ناواکو شرکت نرم افزاری بانک مسکن است منتها از نظر نرم افزاری از 10 در حد 2 می باشد چون تیم برنامه نویسان معاونت نرم افزار بسیار ضعیف و فسیل هستند و در واقع همگی قبلا پشتیبان بودن بعد برنامه نویسی PL/SQL و کمی NET. بصورت ابتدایی و غیر حرفه ای یاد گرفتند و یک سیستم هایی تولید کردن که خیلی زیر سطح استاندارد ایران هست که البته بانک مسکن هم بانک خوب و مدرن و به روزی نیست! یعنی ناواکو و بانک مسکن به هم میان. در واقع اکثر نیروها جز تعداد معدودی با سفارش از بانک به این شرکت وارد شده اند و دارن حقوق مفت می گیرن البته آدم های شایسته و کاری و خوب هم در ناواکو وجود دارد .... الان هم که مدیر عامل جدید ناواکو و مدیر بانک مسکن همه افراد مسن بازنشسته و دوستان خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کرده و دور هم خوش هستن دیگه .... امیدوارم در آینده افراد متخصص و شایسته وارد ناواکو بشن که البته خیلی بعیده .... البته گمان نمی کنم سایر شرکت های دولتی هم بهتر از این باشند!
تو این شرکت کلی به خاطر کار آدمو نگه میدارن حتی روزهای تعطیل بعد خیلی راحت حق و حقوق آدمو نمیدن.برادران مدیر انشالله که هر حقی که ناحق کردین مرض بشه تو جون بچه هاتون
در این شرکت با وجود سابقهای که دارم، به پیشنهاد یکی از آشنایان وارد همکاری شدم و تجربهای که به دست آوردنم به بدترین شکل مشهور شد. فضای کار به گونهای بود که هر کس به نوعی به رقابتهای مخفی و زیرآبزنی میپرداخت و حتی مدیر فنی هم با این رفتارها کنار میآمد و برخوردی از بالا به پایین داشت. به صورت سنتی میگفتند گاهی اعتبار فرد با جایگاهش مشخص میشود و متأسفانه قوانین داخلی برای کارکنان سختگیرانه و محدود بود اما برای مدیران و خانوادهشان استثناهایی وجود داشت. در اینجا به نظر میرسید حدود نیمی از فعالیتها جنبههای علمی داشت و باقی موارد بیشتر جنبههای حاشیهای بود؛ هر چه بیشتر رقبتی برای چاپلوسی و زیرآب زدن نشان میدادند، جایگاه بهتری پیدا میکردند. با وجود چنین رفتارهای رانتی و منابع مالیای که به شکل قابل توجهی در اختیار رئیس بود و به نیروها به صورت محدود پرداخت میشد، به نظر میرسید که پرداختها پایین و نامتعارف است. در نتیجه اگر دنبال کار علمی هستید، اینجا محل مناسبی نیست.
سلام من دو سال در انبار دیجی کالا کار کردم متاسفانه مجبور بودم کار کنم چون پولشو لازم داشتم و باید بگم که بدترین دو سال زندگیم بود من در قسمت های مختلف انبار کار کردم از جمع آوری بگیر تا بسته بندی یه چیزی توی همشون مشترکه و اون دائما سرپا بودن هستش و آمار ساعتی توی مخی هر روز وقتی میومدم خونه پاهام و کمرم درد میکرد واقعا خسته کننده بود حقوق ناچیز بود و حتی ناهار هم نمیدادن خودمون باید غذا میاوردیم همش یه پونزده دقیقه تایم چایی داشتیم یاد اون روزا میفتم بغض میکنم حتی تعریف کردنش هم برام سخته من نمیدونم اخه چرا دو سال اونجا موندم ! شاید تنها دلیلش وجود دختر ها بودش بنظرم مدیریت شرکت از قصد دخترای بی حجاب رو ریختن اونجا که پسرا تحریک بشن بیان سرکار این اشتباه رو نکنید و اصلا سمت دیجی کالا نرید فقط به درد کسی میخوره که به اخر خط رسیده و چاره ی دیگه ای نداره برای خودتون ارزش قائل بشید اینم بگم هم موقع ورود به انبار هم موقع خروج حراست شمارو میگرده و تحقیر میشید واسه یه دستشویی هم باید صف وایسید نکنید اقا نکنید اینکارو سمت انبار دیجی کالا نرید موفق باشید
از ساعت 7 صبح تا ساعت 12 شب توی روز اول ساعت کاری داشت و بهش میگفتن آموزشی در حالیکه حمالی خالصه چندین تن بار را توی یک روز جابه جا کردیم واقعا کارش سخت بود و محیط بدی داشت جدا از اون کسایی که از قدیم اونجا کار میکردن هم ساعت کاریشون همینقدر بود و همون قدر واستادن نه تایم ناهاری داشت نه استراحتی یعنی خونوادتو هفتگی شاید میدیدی چون شب ها که بری خونه بیهوش میشی سمتشم نرید که جز بیماری چیزی نداره.
به دلیل سوءمدیریت از سوی مدیران ارشد، شرکت جهان پیمان با چالشهای جدی روبهرو شده و به نظر میرسد مسیرش به سمت افت است. امیدوارم مدیرعامل با بهرهگیری از مشاوران کارآمد، وضعیت شرکت را به سمت بهبود هدایت کند و از بحران عبور کند. پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشود احترام به کارکنان به اندازه کافی رعایت نمیشود شعارها بیعملی و سطحیاند شفافیت درون سازمان وجود ندارد نیازهای اولیه کارکنان به درستی پوشش داده نمیشود دستورالعمل پشتیبانی مناسبی از سوی مدیرعامل برای اعضای تیم وجود ندارد
اخیرا در موقعیتی با چالشهای عمیق فرهنگی و ساختاری در یک هلدینگ فناوری بانکداری کار میکردم و تجربهام نشان میدهد که نظم در پروژههای بانکداری دیجیتال، ارتباط بین تیمهای فنی و کسبوکار، و فرایندهای حرفهای مدیریت محصول و تحول دیجیتال با شکست مواجه شده بود. دلیل اصلی این ناکامی کمتر از هر چیز دیگری به تغییرات مدیریتی مداوم در سطح ارشد بانک و نبود انسجام تصمیمگیری و کمبود تخصص در تیمهای مدیریتی مربوط میشد. در این هلدینگ، کمبود مدیران ارشد حرفهای در حوزه بانکداری و فناوری مالی به چشم میخورد. پس از جابهجایی مقام قائممقام سابق بانک، با وجود انتصاب مدیرعامل با تجربه برای هلدینگ، با گذشت یک سال و خروج مدیران باسواد و با دانش، مجموعه به سمت ناکامی پیش رفت. اعضای هیئتمدیره با تجربه کم و ناکافی، همراه با هیئت سرپرستی بانک که آشنایی اندکی با مفاهیم بانکداری دارد و معاون فناوری اطلاعات که تخصص لازم در حوزهای به جز فناوری را ندارد، عاملان این روند نابسامانی بودند. در نتیجه، شرکت به سوی ریزش کامل و تهدید جدی سرمایه سهامداران و ذینفعان پیش رفت.
مدت چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و تا حالا حقوق معوق هیچکدام از همکارانمان را تجربه نکردم؛ همه حقوقها بهموقع پرداخت شدهاند. سابقهی شرکت بیشتر به حالت سنتی و دولتی بود، اما طی یکی دو سال اخیر تغییراتی دیده میشود و از حالت دولتی به سوی ساختار شرکتمحور پیش میرود؛ به بیانی سادهتر، برخی از جنبههای دولتی بودن کاهش پیدا کرده و به سمت پذیرش تیمهای خصوصی متمایل شده است. در مجموع از این وضعیت راضیام چون امنیت شغلی برایم اهمیت زیادی دارد و باید بتوانم مخارج خانوار را تامین کنم، و اینجا از نظر امنیت شغلی جایگاهی نسبتا مطمئن دارد. اکنون شرکت به سمت مسیر تازهای حرکت میکند و این تغییرات را میتوان از روندهای اخیر بهوضوح دید.
در مدت زمان کاریم به عنوان مشاور حقوقی، حقوقم بهموقع پرداخت میشد، اما فضای کاری برایم خوشایند نبود. بهخصوص برخورد مسئول مربوطه بیاحترامی بود و وقتی در مورد وظایف صحبت میکردم، گارد میگرفت و میگفت باید اینجا بمونی یا استعفا بدهی. واقعا از این وضعیت ناراحت شدم.
پیشنهادم به مدیر مجموعه اینه که هرچندوقت یکبار که میاد برای خودش کامنت مثبت بذاره کامنت های قبلیش رو بخونه و حداقل ادبیاتش رو عوض کنه که قابل باور بشه. این مجموعه چون سایت نداره و تو اولین سرچ اسم شرکت این سایت نشون داده میشه درنهایت تو اتاق فکر مدیریت به این نتیجه رسیدن که باید خودشون بیان و واسه خودشون کامنت مثبت بذارن که کسی که میخواد استخدام بشه با خوندم کامنت های کارمندهای قبلی فرار نکنه دوستانی که میخوان امتحان کنن و چندماهی از عمرشون رو تلف کنن و اینجا استخدام بشن حواسشون باشه باید بعدش وقت برای شکایت و پیگیری حقوق و بیمه و سفته ... هم داشته باشن و چند جلسه ای هم وقت تراپی بگیرن تا به حالت قبل از استخدام تو این شرکت برگردن تو قسمت معایب کاری خیلی دوست داشتم یکی از موارد رو نزنم ولی ماشالا مدیریت هیچی از معایب کار کم نذاشته انصافا
من این تجربه را با صداقت کامل بازنویسی میکنم تا هم معنا حفظ شود و هم لحن تازهای بیابد، بدون افزودن هیچ جزئیات غیرواقعی یا ادعاهای توهینآمیز بیپایه. شرکت طرح پردازان آذرخش را تجربه کردم و میخواهم صادقانه بگویم اوضاع اینجا کاملا مخدوش است. جو حاکم بر شرکت تا اندازهای سمی است که گویی به سطحی رادیواکتیو رسیده و فضای کار را به شدت آزاردهنده کرده است. از مدیرعامل تا پایینترین سطح، همه به دنبال تخریب و ضایع کردن همدیگر هستند و فضای همکاری ندارند. برخی حرفهای مدیرعامل تنها با چربزبانی و جلب نظر پیش میرود و خیلی از گفتارش قابل استناد نیست. نرمافزارهایی که به مشتریان ارائه میشود، بهخاطر رانت و ارتباطات نامناسب فروش میرود و کیفیتشان چندان مناسب نیست. مشتریان بعد از تحویل انتظار پشتیبانی معجزهآسا دارند در حالی که از نظر تیم توسعه اعتبارنامهای برای توجیه مشکلات وجود ندارد. بسیاری از برنامهنویسها و پشتیبانهایی که بهشدت قابل اتکا بودند از شرکت جدا شدند و گرفتار افرادی شدند که علم و توان کافی ندارند. سطح حقوق با شرکتهای دیگر بهطور غیرعادی فرق میکند و هیچ معیار روشن و ثابتی برای پرداخت حقوق وجود ندارد؛ حقوق به دلخواه مدیر پرداخت میشود و گاهی هم بهموقع انجام نمیشود و وقتی میپردازند، آن را به نحوی میگذارند که گویی از سر ناچاری پرداخت میشود. امکانات رفاهی تا حدی سطح پایین است، گرمایش و سرمایش مناسب نیست و آشپزخانه وضع مطلوبی ندارد. وامها یا کمکهزینهها هم تنها به افراد مشخصی که به مدیرعامل نزدیکاند پرداخت میشود، گویا سایرین وجود خارجی ندارند. خلاصه اینکه اگر برای حفظ آرامش و سلامت روان ارزش قائل هستید، رفتن به چنین محیطی را توصیه نمیکنم. نزدیکانی که مالک شرکتاند به شکل خانوادگی دور هم جمعاند و تمرکزشان روی کارهای شخصی خارج از چارچوب شرکت است. مدیرعامل که مالک اصلی نیز هست، فشار مضاعفی به کارکنان وارد میکند و حقوق را ناعادلانه ضایع میکند. حتی اگر ثبت چنین تجربههایی بتواند به نجات فرد دیگری کمک کند، من وظیفهام را انجام دادهام و امیدوارم هر کس در بهترین شرکتهای تهران مشغول به کار شود که به تخصص و کار شما ارزش بدهند و از کار در مجموعههایی که حقوق را با تأخیر و بهشکل ناعادلانه میپردازند، دوری بجوید.
به گفتهی کاربر، شرکت بینالمللی کارجویان کاربین و مجموعهای تحت مدیریت افراد مشخص شده، به گمان او با کلاهبرداری در ارتباط است و از نظر او با بیانصافی رفتار میکند و سرمایه و زمان افراد را هدر میدهد.
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
از فضای کار در این شرکت انتظار بیشتری داشتم و وقتی با کارهای روزمره مواجه میشوم، بارها متوجه میشوم که برخی از رفتارها و تصمیمها با اصول اولیه کارکرد و قوانین کار همسو نیستند. به عنوان مثال، دریافت مبالغی بدون اطلاع فرد ذینفع و پس از گذشت دو سال به حسابش، نشان میدهد که سیستمی به شدت کند و بیخبر از قوانین تأمین اجتماعی وجود دارد. همچنین وضعیت حضور فردی با مسئولیت دفتر مدیرعامل از کشوری دیگر بدون بیمه تأمین اجتماعی و بدون ثبات در حضور و رفتارهایش در محیط کار، از نظر من نکتهای قابل تامل است؛ گاه به آبدارخانه میرود و با خرید مواد مصرفی برای جلسات، به منبع پول شرکت نگاه میکند و این موضوع میتواند نشان از نبود مدیریت صحیح منابع باشد. وقتی خدماتی از طرف کارمندانی که قصد جلوگیری از تخلفات دارند با واکنش منفی مواجه میشود و تهدیدی به همراه دارد، فضا را به سمت عدم اعتماد سوق میدهد. همچنین روند دریافت کاردکس و انتظار دو هفتهای برای انجام امور کارکردی، نشانهای از ضعف در کارکرد و تفکر مناسب برای پاسخگویی به نیازهای همکاران است. از طرفی شنیدن درد دل و انتقادهای همکاران و دیدن اینکه به رغم پیگیریها، گشایش قابل توجهی رخ نمیدهد، برای من ناامیدکننده بود. دوستی هم بوده که سالی طولانی با شرکت همکاری کرده، اما نتوانسته است مسیر پویایی برای پیشرفت را به صورت پایدار تجربه کند و در نهایت شرکت را ترک کرده است. نکات متعدد دیگری هم وجود دارد که در این بازنویسی به آنها اشاره نکردهام.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.
به جز پول و حقوق و مزایا تقریبا این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریبا هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملا نمایشی است.
مدت زیادی که در این شرکت کار میکردم، همه چیز با مدیری مشتاق و منظم آغاز شد و پس از او وضع متزلزلتر شد. پرداختیها بهروز بود و مزایا همچون وام بانکی و دریافتهای مختلف وجود داشت، اما واقعا هیچکدامشان ارزش کار در محیطی ناسالم و پرتنش را نداشت. با اداره منابع انسانی و تیم تحت مدیریتشان بههیچ عنوان کنار نمیآمدم؛ رفتارشان به شدت بیسوادی، بینظمی و بیتربیتی بود. برخی همکاران خاص، مثل افراد یوسفـی، حاج رحمیی و مهدیزاده، به نظر من یکی از بیشرمترین آدمهایی بودند که ممکن بود روزی با آنها روبهرو شوم.
امروز فهمیدم که در زمان ورودم به بهسازان ملت، فشار روانی زیادی تحمل کردم و الان هم پشت سر گذاشتن این مدت از نظر روانی تأثیر زیادی بر من گذاشته است. در طول این سالها که هشت سال است در همین مجموعه هستم، تجربههای روحی و روانی زیادی دیدهام و اگر آن موقع داوطلبانه یا با بررسی دقیق اتفاقات رخ بدهد، شاید بهطور کامل آرامش میگرفتم یا کمتر تحت فشار بودم. یکی از همکاران قدیمی که مسئول اتوماسیون بود، اخیرا کارمند جدیدی را تحتتأثیر شدید قرار داده و اتفاق فوتی و فشار شدید روانی ایجاد کرده است؛ من هم بهعنوان یکی از همکاران احساس میکنم که جو کار خیلی روانی است و به دلیل فشارهای گروهی و پارتیبازیها، ممکن است به سلامت روان صدمه بخورد. از دید من، محیطی که در آن همکاران بهخاطر انگیزههای گروهی و باندبازی تحت فشار قرار بگیرند، به سلامت روانی نیروها آسیب میزند و این بهسازان ملت را به همپیوندی نگرانکنندهای میکشاند. من و همکار جدیدمان نهایتا تصمیم به قطع همکاری گرفتیم تا از این فشارها دور شویم و سلامت روانیمان حفظ شود؛ امیدوارم مدیران به اهمیت سلامت روان تیمها توجه بیشتری نشان بدهند و از ایجاد فضای توأم با فشار و سوءاستفاده خودداری کنند.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
سلام دوستان این شرکت هیچ استخدامی انجام نمیده من با دوستم رفتیم مصاحبه چند دقیقه زودتر رسیدیم گفتند برید راس ساعت بیایید . تعداد پرسنل کلا ۱۰ نفر هم نیست در حالی که هم پس از تماس تلفنی هم مصاحبه حضوری میگن استخدام قطعی هستش در حالی که کلی آدم در ساعات و روزهای مختلف مراجعه میکردند به این شرکت که اصلا منطقی نبود که بخواهند همه رو استخدام کنند . هر کسی هم که میرفت داخل اتاق مدیرعامل برای مصاحبه یا از اتاق سریع میامد بیرون و مدیرعامل به منشی میگفت نفر بعدی رو بفرسته داخل یا اگر هم بیرون نمیآمد مدیر عامل منشی رو صدا میکرد وارد اتاق میشد کارت بانکی کارجو رو میگرفت و خارج میشد از اتاق . نوبت من شد اصلا شبیه به مصاحبه نبود هیچ سوال تخصصی پرسیده نشد و فقط گفتند باید مبلغی رو پرداخت کنید برای آموزش بعد از دوره کارآموزی استخدام شما قطعی هستش . خب سوالات تخصصی که نپرسیدند و شرط استخدام هم شرکت در دوره کارآموزی و پرداخت پول بود که با خودم گفتم شرکتی که کلا به ۱۰ نفر هم نمیرسه چطوری میخواد این همه آدم رو استخدام کنه بعد هم قبول نکردم که پول بدم بهشون گفتم اگر استخدامم قطعیه از حقوق ماه اولم مبلغی رو به عنوان اموزش دوره کارآموزی کم کنید یا اصلا کل حقوق ماه اولم برای شما قبول نکردند و گفتند حتما باید این پول را پرداخت کنید بعد هم منشی به دروغ گفت این مبلغ برای وجه التزام هستش که بعد از دوره حتما برای ما کار کنید که منم گفتم برای ضمانت میتونم سفته بدم که بعد دوره همینجا مشغول به کار بشم ولی پول نمیدهم که قبول نکردند و شک کردم اصلا استخدامی در کار باشه و قبول نکردم ولی دوستم اون مبلغی که گفته بودند رو پرداخت کرد بهش گفتند باید یک دسته سند حسابداری ، دفتر روزنامه و دفتر کل خریداری کنه چند جلسه که گذشت گفتند اون پولی که داده بودید بابت نرم افزار بود حالا باید یه مبلغ جدای از آن هم پرداخت کنید بابت آموزش تئوری آخر سر هم پیچوندن و اصلا استخدامش نکردند حواستون باشه پلیس فتا هم قبلا هشدار داده بودند که برای کار اصلا مبلغی رو پرداخت نکنید و اگر کسی از شما خواست مبلغی را پرداخت کنید کلاهبرداری میباشد .
ناواکو شرکت نرم افزاری بانک مسکن است منتها از نظر نرم افزاری از 10 در حد 2 می باشد چون تیم برنامه نویسان معاونت نرم افزار بسیار ضعیف و فسیل هستند و در واقع همگی قبلا پشتیبان بودن بعد برنامه نویسی PL/SQL و کمی NET. بصورت ابتدایی و غیر حرفه ای یاد گرفتند و یک سیستم هایی تولید کردن که خیلی زیر سطح استاندارد ایران هست که البته بانک مسکن هم بانک خوب و مدرن و به روزی نیست! یعنی ناواکو و بانک مسکن به هم میان. در واقع اکثر نیروها جز تعداد معدودی با سفارش از بانک به این شرکت وارد شده اند و دارن حقوق مفت می گیرن البته آدم های شایسته و کاری و خوب هم در ناواکو وجود دارد .... الان هم که مدیر عامل جدید ناواکو و مدیر بانک مسکن همه افراد مسن بازنشسته و دوستان خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کرده و دور هم خوش هستن دیگه .... امیدوارم در آینده افراد متخصص و شایسته وارد ناواکو بشن که البته خیلی بعیده .... البته گمان نمی کنم سایر شرکت های دولتی هم بهتر از این باشند!
تو این شرکت کلی به خاطر کار آدمو نگه میدارن حتی روزهای تعطیل بعد خیلی راحت حق و حقوق آدمو نمیدن.برادران مدیر انشالله که هر حقی که ناحق کردین مرض بشه تو جون بچه هاتون
در این شرکت با وجود سابقهای که دارم، به پیشنهاد یکی از آشنایان وارد همکاری شدم و تجربهای که به دست آوردنم به بدترین شکل مشهور شد. فضای کار به گونهای بود که هر کس به نوعی به رقابتهای مخفی و زیرآبزنی میپرداخت و حتی مدیر فنی هم با این رفتارها کنار میآمد و برخوردی از بالا به پایین داشت. به صورت سنتی میگفتند گاهی اعتبار فرد با جایگاهش مشخص میشود و متأسفانه قوانین داخلی برای کارکنان سختگیرانه و محدود بود اما برای مدیران و خانوادهشان استثناهایی وجود داشت. در اینجا به نظر میرسید حدود نیمی از فعالیتها جنبههای علمی داشت و باقی موارد بیشتر جنبههای حاشیهای بود؛ هر چه بیشتر رقبتی برای چاپلوسی و زیرآب زدن نشان میدادند، جایگاه بهتری پیدا میکردند. با وجود چنین رفتارهای رانتی و منابع مالیای که به شکل قابل توجهی در اختیار رئیس بود و به نیروها به صورت محدود پرداخت میشد، به نظر میرسید که پرداختها پایین و نامتعارف است. در نتیجه اگر دنبال کار علمی هستید، اینجا محل مناسبی نیست.
سلام من دو سال در انبار دیجی کالا کار کردم متاسفانه مجبور بودم کار کنم چون پولشو لازم داشتم و باید بگم که بدترین دو سال زندگیم بود من در قسمت های مختلف انبار کار کردم از جمع آوری بگیر تا بسته بندی یه چیزی توی همشون مشترکه و اون دائما سرپا بودن هستش و آمار ساعتی توی مخی هر روز وقتی میومدم خونه پاهام و کمرم درد میکرد واقعا خسته کننده بود حقوق ناچیز بود و حتی ناهار هم نمیدادن خودمون باید غذا میاوردیم همش یه پونزده دقیقه تایم چایی داشتیم یاد اون روزا میفتم بغض میکنم حتی تعریف کردنش هم برام سخته من نمیدونم اخه چرا دو سال اونجا موندم ! شاید تنها دلیلش وجود دختر ها بودش بنظرم مدیریت شرکت از قصد دخترای بی حجاب رو ریختن اونجا که پسرا تحریک بشن بیان سرکار این اشتباه رو نکنید و اصلا سمت دیجی کالا نرید فقط به درد کسی میخوره که به اخر خط رسیده و چاره ی دیگه ای نداره برای خودتون ارزش قائل بشید اینم بگم هم موقع ورود به انبار هم موقع خروج حراست شمارو میگرده و تحقیر میشید واسه یه دستشویی هم باید صف وایسید نکنید اقا نکنید اینکارو سمت انبار دیجی کالا نرید موفق باشید
از ساعت 7 صبح تا ساعت 12 شب توی روز اول ساعت کاری داشت و بهش میگفتن آموزشی در حالیکه حمالی خالصه چندین تن بار را توی یک روز جابه جا کردیم واقعا کارش سخت بود و محیط بدی داشت جدا از اون کسایی که از قدیم اونجا کار میکردن هم ساعت کاریشون همینقدر بود و همون قدر واستادن نه تایم ناهاری داشت نه استراحتی یعنی خونوادتو هفتگی شاید میدیدی چون شب ها که بری خونه بیهوش میشی سمتشم نرید که جز بیماری چیزی نداره.
به دلیل سوءمدیریت از سوی مدیران ارشد، شرکت جهان پیمان با چالشهای جدی روبهرو شده و به نظر میرسد مسیرش به سمت افت است. امیدوارم مدیرعامل با بهرهگیری از مشاوران کارآمد، وضعیت شرکت را به سمت بهبود هدایت کند و از بحران عبور کند. پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشود احترام به کارکنان به اندازه کافی رعایت نمیشود شعارها بیعملی و سطحیاند شفافیت درون سازمان وجود ندارد نیازهای اولیه کارکنان به درستی پوشش داده نمیشود دستورالعمل پشتیبانی مناسبی از سوی مدیرعامل برای اعضای تیم وجود ندارد