بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در یکی از واحدهای زیرمجموعه گروه انتخاب اسنوا کار میکنم و با وجود این که انتظار داشتم در محیطی منظم و مسئولانه کار کنم، بهطور کلی تجربهای ناخوشایند داشتم. نظم در شرکت کم بود و تعهد نسبت به وعدهها چندان مشخص نبود. مسئله اصلی اینجاست که حقوقها به صورت شفاف و روشن سیستمبندی نشده بود و گاهی سردرگمی در مذاکرات پرداخت وجود داشت. در کنار آن، صداقت منابع انسانی هم بهطرز قابل توجهی زیر سوال بود. اگر تصمیم دارید وارد گروه یا شرکتهای زیرمجموعه شوید، توصیه میکنم حتما توافقنامه مالی را بهدست آورده و از مسئول مربوطه تأیید کتبی بگیرید تا بعدها سوءتفاهمی پیش نیاید. در کل، تجربه من بهعنوان تجربهای پر از چالش و نیازمند احتیاط تعبیر میشود.
ادعای بالای شرکت در جهت بروز بودن و محیط کاری مناسب کاملا دروغی بیش نیست حقوق ها ۴ یا ۵ ماه دیرتر پرداخت میشه طبق قانون کار قرار داد میبنده بعد یه مبلغ کمی اضافه تر پرداخت میکنه و منت میزاره که حقوق از کف قانون کار بالاتر پرداخت میکنم ولی اون مبلغ بالاتر در اصل بعنوان سنوات حساب میشه خیلی بی حساب کتاب کار میکنن و یه عده انسان بی سواد و کم تجربه بعنوان مدیر و سرپرست قرار داده که کار باهاشون مثل یه کابوس میمونه
باور کنید در آن موقع وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالای شرکت به من داده شد؛ اما از همان ابتدای ورود متوجه فشار کار بالا و عدم پرداخت اضافهکاری شدم. تقریبا هر هفته باید کسری صندوق پرداخت میکردم، حتی وقتی صندوق را نمیزدم. یک روز در هفته هم از صبح تا شب به طور کامل زمان میگذشت. برخوردها در محل کار گاهی توهینآمیز و کلامی بود که در طول تجربههایم تجربه نکرده بودم. حالا میفهمم وقتی استخدام شدم، بسیاری از همکاران سفتههایشان را از شرکت میگرفتند. به طور کلی، به هیچ عنوان توصیه نمیکنم برای کار در فروشگاه فکر کنید یا بخواهید چنین تجربهای را پشت سر بگذارید.
برای من از همان روزهای اول مصاحبه وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالا داده شد، اما واقعیت خیلی فرق داشت. با ورودم به شرکت متوجه ساعات کار طولانی و نبود پرداخت اضافهکاری شدم. هر هفته باید به اندازهای که صندوق خالی بود از جیب خرج میکردم، حتی اگر صندوق را نمیزدم هم باید پرداخت میکردم. برخی روزها تمام روز، از صبح تا شب، حاضر بودم. رفتارهای بیاحترامی و کلامی که در جانبو دیدم هرگز در هیچ تجربهای چنین نبود. حالا فهمیدهام وقتی استخدام شدم خیلیها سفتهشان را از شرکت تحویل میگرفتند. بهطور کلی نمیتوانم این کار را توصیه کنم، حتی به فکر کار در بخش فروش هم نباید باشید.
باسلام بنده مدتی در این شرکت مشغول به کار بودم، امیدوارم با این نظر بتونم کمک کنم جلوی اتلاف وقت و عمر شما رو بگیرم و اشتباه من رو تکرار نکنید که هزینش رو با اتلاف عمرتون بدید از شما مبلغ زیادی سفته همراه با ضامن معتبر میگیرن و تا یک سااال بعد از خروج از شرکت پس نمیدن با اینکه شغل ۹۰درصد افراد از جمله من نیاز به سفته نداره و هیچ اموال و اسنادی از شرکت دست ما نیست که سفته بدیم و یک سری کار مشخص اداری هست که هرروز انجام میدیم! هر ۳ ماه قراردادی کاملا یک طرفه رو جلوتون میذارن امضا کنید و فقط هم شما امضا میکنید و هیچوقت قراردادو بهتون نمیدن! اکثریت قریب به اتفاق حقوق ها حقوق پایه وزارت کار هستن که در ابتدای ورود هم۳ تا ۴ ماه حقوق نمیگیرید!و این حقوق معوقه بعد از گذشت ۱سال از زمان ترک شرکت با پیگیری بسیار و احتمالا شکایت اداره کار وصول میشه که دیگه بی ارزشه،،اما همه این موارد رو در قرارداد قبلا از شما امضا گرفتن اگر به دادگاه یا اداره ی کار مراجعه کنید و نام این شرکت رو ببرید سریعا میشناسن،،به خاطر اینکه در همه ی زمینه ها ازشون شکایت میشه و بسیار کثیرالپرونده هستن! حق سنوات نمیدن،،ولی اگر برای مثال ۴سال در شرکت کار کنید در هنگام ترک کار سنوات رو نه به نرخ روز و به نرخ همون سالها پرداخت میکنن که دیگه ارزشی نداره! در واقع هیچ منافع مالی ای در کار برای این شرکت ندارید و اگر دنبال وقت گذرونی هستید همکارهای خوب و مهربونی دارید که تنها مزیت اونجاست در مقابل کار با ساعت کاری بالا، به غیر حقوق پایه اونهم با اوصاف مذکور هیچ مزایای خاصی مثل بیمه تکمیلی و ناهار و خوراکی و .... ندارید امیدوارم تونسته باشم به خواننده ی این نظر کمک کنم،،موفق باشید
شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور در شغلم با چالشهایی روبهرو شدم. قراردادها برای آغاز دوره جدید بسته نشده بود و اوضاع خیلی سخت بهنظر میرسید؛ بههمین دلیل با وجود مجرد بودنم دلم خیلی بهتپش افتاد و اضطراب گرفتم. با این همه سعی کردم ناامید نشوم و امیدوارم روزهای دشوار هم سپری شود و این بحرانها به پایان برسد.
در ابتدای کار تمایل داشتم توضیح بدهم که تجربهام از کار در پارس حیات، به خاطر فشارهای مدیریتی و رفتارهای غیرمنصفانه، خیلی سنگین بود. من توی فروشگاه با ساعات طولانی از سرکار میرفتم، از هفت و نیم صبح تا ده شب، چون کلیه هزینهها با سود شرکت گره خورده بود و به بهبود شرایط کاری توجه چندانی نمیشد. گاهی پنجشنبهها مدیرعامل تصمیم میگرفت فروشگاه تا یازده و نیم شب باز باشه تا با کمبود نیروی انسانی مقابله کنه؛ همین هم باعث میشد که مشکلات امنیتی بیشتر بشه و مبادا جنسها به سرقت بره. نتیجه این مسائل این بود که هر ماه بعضی از معاونها تحت فشار قرار میگرفتند یا از کار برکنار میشدند و یا تحت فشارهای مختلفی ازجمله پیشنهادهای نامناسب یا باجخواهی مالی قرار میگرفتند تا از اخراج افراد جلوگیری بشه. در یکی از نمونهها شنیدم یکی از کارمندان سابق، که دوران خدمت سربازی رو تجربه کرده بود، گفت در سربازی هم سختیها زیادی دیده؛ و اینکه برخی برای تخلیه عقدههاشون سعی میکنند مشکلات دیگران را به راه بیندازند. در کنار اینها به این فکر میکردم که اگر شرکت بینالمللی است، چرا قوانین اضافهکاری و مزایای کارگری به درستی پرداخت نمیشود. واقعا جانبو برای من تبدیل به یک جهنم شد تا این که خوشبختانه کار بهتری پیدا کردم و از آن فروشگاه خارج شدم.
شرکت پارسترونیک تجربهای ناخوشایند را پشت سر گذاشت که از سال ۱۴۰۱ با تغییرات مدیریتی همراه شد و بعد از آن مدیرعامل سابق، به همراه همسرش، به دلیل اختلافات قانونی و بدهیهای سنگین از کشور گریخت. مدتهاست که به صورت تلفنی و از راه دور به کلاهبرداری مشغولاند و از افراد مختلف سوءاستفاده کردهاند. به چشمم خورد که بعضی شرکتها و حتی برخی ایرانیان در چین نیز با شیوههای مشابه مورد کلاهبرداری قرار گرفتهاند و اعضای هیئت مدیره پیگیر رسیدگیاند. به عنوان تجربهای شخصی، از همکاران و دوستان میخواهم هر تماس یا ارتباط از این شرکت با آنها برقرار شد، فورا گزارش پلیس بدهند تا از وقوع آسیبهای بیشتر جلوگیری شود.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
خدایا میشه یه روز که از خواب بیدار میشم خبر برسه که اون آدمی که حق و حقوق من رو نداد و نهایت ظلم رو در حق من کرد دیگه وجود نداره خدا خدا خدا صدای منم بشنو
بهطور کلی اوضاع این شرکت را خوب دیدم و در شرایط اقتصادی فعلی تا حدی میشود روی آن حساب کرد؛ هرچند مثل هر کار دیگری، چالشهای خودش را دارد، اما آموزشهای حین کارش بهخوبی ارائه میشود و جای پیشرفت هم قابل مشاهده است.
در محیط کارم تجربهای نه چندان خوشایند داشتم؛ جایی که فرصتهای یادگیری و کسب تجربه هنوز برقرار بود اما با چالشهای متعددی روبهرو بودم. پیشرفت شغلی انگار اتفاق نمیافتاد و با وجود ارتباطات بر پایه منافع مالی، فضای روابط سرد و غیرصمیمی غالب بود. با وجود اینکه مدیران ارشد قدیمی و سنتی بودند، تغییر و بهروزرسانی سبک مدیریتی به چشم نمیآمد. جو سازمانی از نظر انسانی چندان مطلوب نبود و به وضوح وجود تضادهای گروهی و رقابتهای غیرسازنده احساس میشد. میزان حقوق و مزایا در قیاس با سطح کار انجام شده قابل مقایسه نبود و این ضعف مدیریت و نبود رویکرد انسانمحور، اثر منفی بر فرهنگ سازمانی گذاشته بود. با وجود داراییهای کلان صاحبان شرکت، فرهنگ سازمانی ضعیف به چشم میآمد و خروجی نیروی انسانی نیز بالا بود؛ به طوری که نیروها به مرور از محیط جدا میشدند.
من تجربه کاری دراین شرکت رو ندارم ولی برای مصاحبه که رفتم فرمی دادند که که از قبل مصاحبه رزومهام رو ارسال کرده بودم متاسفانه از قبل نگفته بودند که فرم به عنوان تست هوش که شامل سوالات ریاضی و انگلیسی بود که سوالات بیربط از هم بود و که از قبل نگفته بودند و باعث تاخیر در مصاحبه بعدی من شد! اگر قرار بر آزمودن تست هوش و یا تست شخصیت شناسی بود باید از قبل ایمیل می کردند و یا حداقل اطلاع میداند که باعث اتلاف زمان نباشه عدم پرداخت به موقع و داشتن ساعت کاری بالا یکی دیگه از معایب بود که به گویا خودشون اصرار داشتند که مدیر مارکتینگ بر تعادل کار و زندگی اصرار دارند! متاسفانه مدیر میانی که اتفاقا من در دوره ای که شرکت کرده که ایشون هم قبلا شرکت بودند ولی خیلی اطلاعات جامعی نداشتند! من حتی با توجه به این که دیرکرد حقوق دو ماهه داشتند ولی چون برندی شناخته شده ای بودند دوست داشتم حتما در رزومهام باشه ولی متاسفانه با توجه به این که روند مصاحبه خیلی خوب بود و فکر می کردم تماس بگیرند با گذشت سه هفته با پیگیری خودم که بازم پاسخگو نبودند! خوشحالم انتخاب بهتری در جایی دیگر داشتم.
دوستان اگر از این شرکت اومدید بیرون بلافاصله برید اداره ی کار حق و حقوقتون رو طلب کنید. و الا انقدر چیزای مختلف میزنن به حسابتون که حق و حقوقتون رو بی خیال بشید. اصلا مشکل از شما نیست به این جمله خیلی دقت کنید.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
یکی از بدترین تجربههای من برای مصاحبه همین شرکته. مصاحبه بسیار غیرحرفهای برگزار شد و بسیار بسیار سوالات خصوصی و شخصی که ربطی به کار نداشت پرسیده شد. نگاه از بالای دو مصاحبهگر و رفتار زشت و تمسخرآمیزی که داشتن. در حدی که جلوی روی خودت وقتی ازت میپرسیدن مثلا کتاب موردعلاقت چیه، میگفتی این کتاب، میخندیدن بهت. بسیار زشت بود رفتارشون.
تحقیق توسعه به شدت بی سواد و بی تجربه و قسمت دارو و مدیکال در انزوای کامل بخاطر تصمیمات نابخردانه مدیریت کار کردن در این شرکت تلف کردن عمر، کسی که سواد دارد قطعا در این شرکت کار نمی کند و کسانی که جایی ندارند اینجا می مانند. قراردادها هم شش ماهه و یکساله است و حقوق ها خیلی دیرکرد دارد البته برای بعضی ها زودتر دوست دارم زودتر بیام بیرون از این شرکت
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
من در یکی از واحدهای زیرمجموعه گروه انتخاب اسنوا کار میکنم و با وجود این که انتظار داشتم در محیطی منظم و مسئولانه کار کنم، بهطور کلی تجربهای ناخوشایند داشتم. نظم در شرکت کم بود و تعهد نسبت به وعدهها چندان مشخص نبود. مسئله اصلی اینجاست که حقوقها به صورت شفاف و روشن سیستمبندی نشده بود و گاهی سردرگمی در مذاکرات پرداخت وجود داشت. در کنار آن، صداقت منابع انسانی هم بهطرز قابل توجهی زیر سوال بود. اگر تصمیم دارید وارد گروه یا شرکتهای زیرمجموعه شوید، توصیه میکنم حتما توافقنامه مالی را بهدست آورده و از مسئول مربوطه تأیید کتبی بگیرید تا بعدها سوءتفاهمی پیش نیاید. در کل، تجربه من بهعنوان تجربهای پر از چالش و نیازمند احتیاط تعبیر میشود.
ادعای بالای شرکت در جهت بروز بودن و محیط کاری مناسب کاملا دروغی بیش نیست حقوق ها ۴ یا ۵ ماه دیرتر پرداخت میشه طبق قانون کار قرار داد میبنده بعد یه مبلغ کمی اضافه تر پرداخت میکنه و منت میزاره که حقوق از کف قانون کار بالاتر پرداخت میکنم ولی اون مبلغ بالاتر در اصل بعنوان سنوات حساب میشه خیلی بی حساب کتاب کار میکنن و یه عده انسان بی سواد و کم تجربه بعنوان مدیر و سرپرست قرار داده که کار باهاشون مثل یه کابوس میمونه
باور کنید در آن موقع وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالای شرکت به من داده شد؛ اما از همان ابتدای ورود متوجه فشار کار بالا و عدم پرداخت اضافهکاری شدم. تقریبا هر هفته باید کسری صندوق پرداخت میکردم، حتی وقتی صندوق را نمیزدم. یک روز در هفته هم از صبح تا شب به طور کامل زمان میگذشت. برخوردها در محل کار گاهی توهینآمیز و کلامی بود که در طول تجربههایم تجربه نکرده بودم. حالا میفهمم وقتی استخدام شدم، بسیاری از همکاران سفتههایشان را از شرکت میگرفتند. به طور کلی، به هیچ عنوان توصیه نمیکنم برای کار در فروشگاه فکر کنید یا بخواهید چنین تجربهای را پشت سر بگذارید.
برای من از همان روزهای اول مصاحبه وعدههای زیادی درباره مزایا و حقوق بالا داده شد، اما واقعیت خیلی فرق داشت. با ورودم به شرکت متوجه ساعات کار طولانی و نبود پرداخت اضافهکاری شدم. هر هفته باید به اندازهای که صندوق خالی بود از جیب خرج میکردم، حتی اگر صندوق را نمیزدم هم باید پرداخت میکردم. برخی روزها تمام روز، از صبح تا شب، حاضر بودم. رفتارهای بیاحترامی و کلامی که در جانبو دیدم هرگز در هیچ تجربهای چنین نبود. حالا فهمیدهام وقتی استخدام شدم خیلیها سفتهشان را از شرکت تحویل میگرفتند. بهطور کلی نمیتوانم این کار را توصیه کنم، حتی به فکر کار در بخش فروش هم نباید باشید.
باسلام بنده مدتی در این شرکت مشغول به کار بودم، امیدوارم با این نظر بتونم کمک کنم جلوی اتلاف وقت و عمر شما رو بگیرم و اشتباه من رو تکرار نکنید که هزینش رو با اتلاف عمرتون بدید از شما مبلغ زیادی سفته همراه با ضامن معتبر میگیرن و تا یک سااال بعد از خروج از شرکت پس نمیدن با اینکه شغل ۹۰درصد افراد از جمله من نیاز به سفته نداره و هیچ اموال و اسنادی از شرکت دست ما نیست که سفته بدیم و یک سری کار مشخص اداری هست که هرروز انجام میدیم! هر ۳ ماه قراردادی کاملا یک طرفه رو جلوتون میذارن امضا کنید و فقط هم شما امضا میکنید و هیچوقت قراردادو بهتون نمیدن! اکثریت قریب به اتفاق حقوق ها حقوق پایه وزارت کار هستن که در ابتدای ورود هم۳ تا ۴ ماه حقوق نمیگیرید!و این حقوق معوقه بعد از گذشت ۱سال از زمان ترک شرکت با پیگیری بسیار و احتمالا شکایت اداره کار وصول میشه که دیگه بی ارزشه،،اما همه این موارد رو در قرارداد قبلا از شما امضا گرفتن اگر به دادگاه یا اداره ی کار مراجعه کنید و نام این شرکت رو ببرید سریعا میشناسن،،به خاطر اینکه در همه ی زمینه ها ازشون شکایت میشه و بسیار کثیرالپرونده هستن! حق سنوات نمیدن،،ولی اگر برای مثال ۴سال در شرکت کار کنید در هنگام ترک کار سنوات رو نه به نرخ روز و به نرخ همون سالها پرداخت میکنن که دیگه ارزشی نداره! در واقع هیچ منافع مالی ای در کار برای این شرکت ندارید و اگر دنبال وقت گذرونی هستید همکارهای خوب و مهربونی دارید که تنها مزیت اونجاست در مقابل کار با ساعت کاری بالا، به غیر حقوق پایه اونهم با اوصاف مذکور هیچ مزایای خاصی مثل بیمه تکمیلی و ناهار و خوراکی و .... ندارید امیدوارم تونسته باشم به خواننده ی این نظر کمک کنم،،موفق باشید
شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور در شغلم با چالشهایی روبهرو شدم. قراردادها برای آغاز دوره جدید بسته نشده بود و اوضاع خیلی سخت بهنظر میرسید؛ بههمین دلیل با وجود مجرد بودنم دلم خیلی بهتپش افتاد و اضطراب گرفتم. با این همه سعی کردم ناامید نشوم و امیدوارم روزهای دشوار هم سپری شود و این بحرانها به پایان برسد.
در ابتدای کار تمایل داشتم توضیح بدهم که تجربهام از کار در پارس حیات، به خاطر فشارهای مدیریتی و رفتارهای غیرمنصفانه، خیلی سنگین بود. من توی فروشگاه با ساعات طولانی از سرکار میرفتم، از هفت و نیم صبح تا ده شب، چون کلیه هزینهها با سود شرکت گره خورده بود و به بهبود شرایط کاری توجه چندانی نمیشد. گاهی پنجشنبهها مدیرعامل تصمیم میگرفت فروشگاه تا یازده و نیم شب باز باشه تا با کمبود نیروی انسانی مقابله کنه؛ همین هم باعث میشد که مشکلات امنیتی بیشتر بشه و مبادا جنسها به سرقت بره. نتیجه این مسائل این بود که هر ماه بعضی از معاونها تحت فشار قرار میگرفتند یا از کار برکنار میشدند و یا تحت فشارهای مختلفی ازجمله پیشنهادهای نامناسب یا باجخواهی مالی قرار میگرفتند تا از اخراج افراد جلوگیری بشه. در یکی از نمونهها شنیدم یکی از کارمندان سابق، که دوران خدمت سربازی رو تجربه کرده بود، گفت در سربازی هم سختیها زیادی دیده؛ و اینکه برخی برای تخلیه عقدههاشون سعی میکنند مشکلات دیگران را به راه بیندازند. در کنار اینها به این فکر میکردم که اگر شرکت بینالمللی است، چرا قوانین اضافهکاری و مزایای کارگری به درستی پرداخت نمیشود. واقعا جانبو برای من تبدیل به یک جهنم شد تا این که خوشبختانه کار بهتری پیدا کردم و از آن فروشگاه خارج شدم.
شرکت پارسترونیک تجربهای ناخوشایند را پشت سر گذاشت که از سال ۱۴۰۱ با تغییرات مدیریتی همراه شد و بعد از آن مدیرعامل سابق، به همراه همسرش، به دلیل اختلافات قانونی و بدهیهای سنگین از کشور گریخت. مدتهاست که به صورت تلفنی و از راه دور به کلاهبرداری مشغولاند و از افراد مختلف سوءاستفاده کردهاند. به چشمم خورد که بعضی شرکتها و حتی برخی ایرانیان در چین نیز با شیوههای مشابه مورد کلاهبرداری قرار گرفتهاند و اعضای هیئت مدیره پیگیر رسیدگیاند. به عنوان تجربهای شخصی، از همکاران و دوستان میخواهم هر تماس یا ارتباط از این شرکت با آنها برقرار شد، فورا گزارش پلیس بدهند تا از وقوع آسیبهای بیشتر جلوگیری شود.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
خدایا میشه یه روز که از خواب بیدار میشم خبر برسه که اون آدمی که حق و حقوق من رو نداد و نهایت ظلم رو در حق من کرد دیگه وجود نداره خدا خدا خدا صدای منم بشنو
بهطور کلی اوضاع این شرکت را خوب دیدم و در شرایط اقتصادی فعلی تا حدی میشود روی آن حساب کرد؛ هرچند مثل هر کار دیگری، چالشهای خودش را دارد، اما آموزشهای حین کارش بهخوبی ارائه میشود و جای پیشرفت هم قابل مشاهده است.
در محیط کارم تجربهای نه چندان خوشایند داشتم؛ جایی که فرصتهای یادگیری و کسب تجربه هنوز برقرار بود اما با چالشهای متعددی روبهرو بودم. پیشرفت شغلی انگار اتفاق نمیافتاد و با وجود ارتباطات بر پایه منافع مالی، فضای روابط سرد و غیرصمیمی غالب بود. با وجود اینکه مدیران ارشد قدیمی و سنتی بودند، تغییر و بهروزرسانی سبک مدیریتی به چشم نمیآمد. جو سازمانی از نظر انسانی چندان مطلوب نبود و به وضوح وجود تضادهای گروهی و رقابتهای غیرسازنده احساس میشد. میزان حقوق و مزایا در قیاس با سطح کار انجام شده قابل مقایسه نبود و این ضعف مدیریت و نبود رویکرد انسانمحور، اثر منفی بر فرهنگ سازمانی گذاشته بود. با وجود داراییهای کلان صاحبان شرکت، فرهنگ سازمانی ضعیف به چشم میآمد و خروجی نیروی انسانی نیز بالا بود؛ به طوری که نیروها به مرور از محیط جدا میشدند.
من تجربه کاری دراین شرکت رو ندارم ولی برای مصاحبه که رفتم فرمی دادند که که از قبل مصاحبه رزومهام رو ارسال کرده بودم متاسفانه از قبل نگفته بودند که فرم به عنوان تست هوش که شامل سوالات ریاضی و انگلیسی بود که سوالات بیربط از هم بود و که از قبل نگفته بودند و باعث تاخیر در مصاحبه بعدی من شد! اگر قرار بر آزمودن تست هوش و یا تست شخصیت شناسی بود باید از قبل ایمیل می کردند و یا حداقل اطلاع میداند که باعث اتلاف زمان نباشه عدم پرداخت به موقع و داشتن ساعت کاری بالا یکی دیگه از معایب بود که به گویا خودشون اصرار داشتند که مدیر مارکتینگ بر تعادل کار و زندگی اصرار دارند! متاسفانه مدیر میانی که اتفاقا من در دوره ای که شرکت کرده که ایشون هم قبلا شرکت بودند ولی خیلی اطلاعات جامعی نداشتند! من حتی با توجه به این که دیرکرد حقوق دو ماهه داشتند ولی چون برندی شناخته شده ای بودند دوست داشتم حتما در رزومهام باشه ولی متاسفانه با توجه به این که روند مصاحبه خیلی خوب بود و فکر می کردم تماس بگیرند با گذشت سه هفته با پیگیری خودم که بازم پاسخگو نبودند! خوشحالم انتخاب بهتری در جایی دیگر داشتم.
دوستان اگر از این شرکت اومدید بیرون بلافاصله برید اداره ی کار حق و حقوقتون رو طلب کنید. و الا انقدر چیزای مختلف میزنن به حسابتون که حق و حقوقتون رو بی خیال بشید. اصلا مشکل از شما نیست به این جمله خیلی دقت کنید.
کار در این شرکت دشوار است، اما از طرفی برخی افراد با فرار از کار و کمکاری، تقصیرها را گردن شرکت میاندازند. پارس حیات را به عنوان یک شرکت بینالمللی میبینم که سرمایهگذاری خارجی را در کشور ارزشمند میدانم و معتقدم قدر دانستن این فرصت لازم است. با این حال برخی ضعفها و کمکاریهای افراد با نسبت دادن آنها به شرکت دنبال میشود. هر کس اگر با انگیزه و منظم و وقتشناس باشد و روی کار خود تمرکز کند، حتما در نقشش موفق خواهد بود. از طرفی ارسال پیام در مجموعه برای همه بیاهمیت به نظر میرسد، زیرا برخی جوانان به دلیل بیکاری با مشکلاتی روبهرو هستند و دلسرد شدنشان از کار فزاینده است. کاری که در محیط کار انجام میشود برای برخی مانند خدمت سربازی است؛ کسانی که وظیفهشناس هستند از این تجربه بهره میبرند، اما برای کسانی که بیانگیزه و بینظم هستند، کار سخت و آزاردهنده میشود.
یکی از بدترین تجربههای من برای مصاحبه همین شرکته. مصاحبه بسیار غیرحرفهای برگزار شد و بسیار بسیار سوالات خصوصی و شخصی که ربطی به کار نداشت پرسیده شد. نگاه از بالای دو مصاحبهگر و رفتار زشت و تمسخرآمیزی که داشتن. در حدی که جلوی روی خودت وقتی ازت میپرسیدن مثلا کتاب موردعلاقت چیه، میگفتی این کتاب، میخندیدن بهت. بسیار زشت بود رفتارشون.
تحقیق توسعه به شدت بی سواد و بی تجربه و قسمت دارو و مدیکال در انزوای کامل بخاطر تصمیمات نابخردانه مدیریت کار کردن در این شرکت تلف کردن عمر، کسی که سواد دارد قطعا در این شرکت کار نمی کند و کسانی که جایی ندارند اینجا می مانند. قراردادها هم شش ماهه و یکساله است و حقوق ها خیلی دیرکرد دارد البته برای بعضی ها زودتر دوست دارم زودتر بیام بیرون از این شرکت
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.