در شش ماهی که در هیوا وب تجربه کارآموز وردپرس و سئو را داشتم، بیش از هر چیز یاد گرفتم که کار عملی را با واقعیت پروژهها تجربه کنم. این دوره برای من از نظر حرفهای یکی از ارزشمندترین دورانها بود، چون هم دانش تئوری را تقویت کرد و هم مهارتهای اجرا را بالا برد. برخورد من با روش آموزشی آقای بهزاد دودکانی تفاوتی بزرگ ایجاد کرد: سختگیریهای دقیق و ارزیابیهای منظم که در ابتدا دشوار به نظر میرسید، اما به مرور زمان مشخص شد هدفشان پیشرفت من است. با دقتی بالا، مسیر یادگیری را راهنمایی میکردند و مرا به سمت کمال سوق میدادند. در این شش ماه تجربیات ارزشمندی به دست آوردم که به عنوان نمونه میتوانم به موارد زیر اشاره کنم: آموزش عملی و کاربردی: به جای صرف时间 روی مفاهیم نظری خشک، با پروژههای واقعی روبهرو شدیم و این کار باعث تثبیت عملی دانش و آمادگی سریع برای ورود به بازار کار شد. فرصتهای رشد و توسعه: فضای کار در هیوا وب اجازه میداد تا ایدههایم را مطرح کنم و به صورت فعال در پروژهها مشارکت کنم؛ این محیط به شکوفایی تواناییها کمک کرد. تیم حرفهای و همدل: همکاران همواره حرفهای، دوستانه و آماده کمک بودند و همکاری با آنها تجربهای بسیار لذتبخش بود. ارتباط با مشتریان واقعی: ارتباط مستقیم با مشتریان این امکان را میداد تا نیازهای آنها را به طور دقیق درک کنیم و وبسایتهایی با همسویی کامل با خواستههایشان بسازیم. اگر دنبال تجربه کارآموزی پربار و مفید هستید، هیوا وب را پیشنهاد میکنم؛ مطمئنا در اینجا میتوانید مهارتهای خود را ارتقا دهید، تجربههای ارزشمندی جمعآوری کنید و گام مهمی در مسیر موفقیت حرفهای بردارید. در پایان از آقای بهزاد دودکانی و تمام همکارانم در هیوا وب تشکر میکنم. شما بهترین مربیها و همراهانی بودید که میشد تصور کرد. برای آیندهی همه کارآموزان هیوا وب آرزوی موفقیت میکنم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه رفتم و بعداز دریافت پیشنهاد همکاری مشکلی برام پیش اومد ونتونستم برم ولی سعادت آشنایی و داشتم ولی دلیل اصلی که دیگه پیگیر رفتن نشدم این بود تو جلسه مصاحبه بهم گفتن ما ممکنه بعد یه مدتی بدون دلیل قطع ارتباط کنیم(تقریبا برام خودم واضح بود). شرکت و کارهاشون برای جذاب بود ولی بیشتر بدرد کسی میخوره که خیلی برای زندگی برنامه نداشته باشه ولی واقعا شرکت به نظرم هایتک بود و خوب میشد توش از نظر فنی رشد کرد مزایا و معایب که زدم در سطح آشنایی هستش و خودم حتی یک روز کاری اونجا متاسفانه تجربه نکردم
به مدت یک سال است که در کانون تابان شهر کار میکنم و از همان روزهای اول، مسیر کارآموزی را با انگیزه پشت سر گذاشتهام. فضای کار بسیار حرفهای و آرام است و در این مدت پیشرفت قابل توجهی داشتهام؛ هم از نظر شخصی و هم از نظر شرکت رضایت دارم و امیدوارم بتوانم روند رو به رشد را حفظ کنم. پروژههای انجامشده در این مجموعه اغلب با ویژگیهای جالب و چالشبرانگیز همراه بودهاند و با هر کدام تجربههای ارزشمندی کسب کردهام. سپاسگزارم از این فرصتها.
از اولین روز احساس میکنم فریب میخورم. قراردادها برای مدت طولانی به نظر میرسید اما فقط در دوره آزمایشی قراردادها به یک ماه کاهش یافت. ترس از تعدیل و اخراج همواره همراه کارمندهاست و ظاهر شرکت تنها برای جلب مشتری است و واقعا کار واقعی در آنجا وجود ندارد. امنیت شغلی صفر است و توهمی از موفقیت وجود دارد، اما زیرآبزنی و دروغگویی از واحد اداری استخدام به وضوح دیده میشود و باعث خروج خیلیها شده است. فضای کار برای من حتی یک محیط مناسبی نبود. شش ماه کار کردم و در نهایت تعدیل شدم.
در اینجا امنیت شغلی کم است و حاشیههای زیادی وجود دارد که باعث شده تعداد زیادی از همکاران بیکار باشند. بیشتر افراد دنبال زیرآب زدن هستند و این فضا به ویژه در واحد کارگزینی مشهود است. جو کاری منفی است و اکثر کارکنان احساس بیثباتی میکنند.
باورم نمیشود چگونه در این شرکت رفتار میشود فشارها و بیثباتی حقوق خیلیها را به مشکل میبرد و مدیران به هر بهانهای سفر میروند در حالی که.Core تیم مدیریتی به طور خانوادگی اداره میشود و اغلب یا فامیلی هستند یا دوستان و آشنایان. اگر شما از این گروه بیرون باشید، عملا جایی در شرکت ندارید و با روزهای سختی روبهرو میشوید. همیشه باید قرارداد را با دقت بخوانید چون تا جایی که بتوانند جاهایی را نقض میکنند، به ویژه در پرداخت حقوق، سنوات و مسئولیتهایی که در طول کار به عهدهتان میگذارند و کارهایی خارج از حوزه تخصصیتان را هم از شما میخواهند. اضافهکاری را درست محاسبه نمیکنند اما گاهی اوقات مجبور میشوید تا دیر وقت بمانید چون باید نسخهای خاص را سریع به بانک مورد نظر تحویل دهند. منابع انسانی که به طور کل وجود ندارد؛ فقط یک نفر به عنوان کارمند منابع انسانی وجود دارد که پشت پرده مدیریتی است و هیچوقت به شما نشان نمیدهد که پشت شما چه کسانیاند و به سردرگمی شما دامن میزند تا جایگاه خودش را حفظ کند. به طور کل تجربهام از ادانیک خیلی منفی بود و حتی به دشمن هم توصیه نمیکنم.
سال 1400 از سمت منابع انسانی با خانمی مصاحبه شدم ایشون فوق العاده با شخصیت متین و در مورد شرکت کاملا توضیح دادن و استرسی که داشتم و کاملا از بین بردن و سرتاسر مصاحبه من ارامش داشتم برای عنوان شغلی کارشناس SMEبعدش مصاحبه فنی با دو نفر شدم منتها چون حقوقش پایین بود من نرفتم مجدد امسال تماس گرفتن برای سرپرست SME من رفتم برای مصاحبه متاسفانه از منابع انسانی یک خانم مسن فوق العاده بی تربیت و بی شخصیت که متاسفانه حرف زدن بلد نبود و بعدش فهمیدم یک شرکت بی در و پیکره که یهو به طرف میگن نیا نمیخوایمت به هیچ عنوان توصیه نمیکنم جذب بشن
به مدت چند سال در شرکت آسو مشغول به کارم و در سمت کارشناس فروش هستم. از سال ۱۳۹۶ تا الان در این مجموعه حضور دارم. در ابتدای هر ماه مطابق قانون کار، حقوق تمامی کارکنان پرداخت میشود. با وجود اینکه بیمه من کامل رد شده بود، میتوان از طریق سایت تأمین اجتماعی پیگیریش کرد. در مسیر حرفهایام از حقوق ثابت به سمت پورسانت حرکت کردم و در حال حاضر گاهی از ماهیانه بیست تا صد میلیون تومان درآمد دارم. با influx نیروهای جدید مواجه بودیم که عمدتا یا با کار آشنا نبودند یا انگیزه لازم را نداشتند و به تدریج شرکت را ترک کردند. بازار کار و بهویژه بازار شبکه، رقابتی است و گاهی به صورت ناعادلانه جلوه میکند. حتی در مجموعه ما نبود انگیزه در دیگران هم بهنوعی رقابت تلقی میشود و این موضوع کاملا بستگی به افراد دارد. به طور کلی اگر تمامکننده تلاشت باشی، حقوقی دریافت میکنی؛ اما اگر فقط به دنبال گذران وقت باشی احتمالا به حقوقی چندان نمیرسی.
سلام رفقا تجربه چند ساله ای که از فعالیت تو این شرکت خفن کسب کردم را در اختیارتان قرار میدم. من موقع اومدن به این شرکت تقریبا بیسواد بودم و برای اولین بار تو عمرم کامپیوتر رو از نزدیک دیدم و صفحه کلید اون رو لمس کردم.و تا جایی که میدونم تو هیچ شرکتی کارآموز صفر کیلومتر حق نداره نزدیک کامپیوتر بشه. از امکانات بی نظیر این شرکت به این چند مورد اشاره میکنم: ۱- استفاده از میز صندلی و در اختیار داشتن یک کامپیوتر خیلی پیشرفته و مجهز به مانیتور(البته بدون دسترسی به اینترنت که البته اینترنت موجب فساد هست) ۲-امکان استفاده رایگان از توالت شرکت (البته نباید زیاد طولش بدید چون مدیریت رو این موضوع حساسه) ۳-صرف چایی رایگان قبل و بعداز ظهرکه خودتون با سلیقه خودتون درست کردید (توجه کنید تو هیچ شرکتی به کارمندان حق درست کردن و صرف چایی رایگان نمیدن) ۴-استفاده از امکانات آبدارخانه جهت گرم کردن ناهار(شما با استفاده از انرژی حاصل از سوختن گاز متان بومی سازی شده که توسط سیستم پیشرفته انتقال گاز به آبدارخانه شرکت تعبیه شده میتوانید ناهار خودتون را گرم کنید و در فضای شرکت نوش جان کنید) ۵- زیاد پیگیر حقوق و بیمه و تکمیلی نبودم چون واقعا اون چیزی که تو این شرکت یاد گرفتم خیییییلی با ارزش تر هست و نمیشه روش قیمت گذاشت. این شرکت برای اولین بار دو سال پیش تو غرب آسیا از sql استفاده کرد و دانش اون رو تو ایران بومی سازی کرد و من هم این زبان برنامهنویسی پیشرفته رو تو این شرکت یاد گرفتم و الان کلی درخواست کار از شرکتهای خیلی بزرگ دنیا دارم.
جای پر از دروغ و زیر آب زنی متاسفانه فضا پر از آدمای بی ارزش جامعه و کم بین بدون شعور کاری و این که شما کلا اونجا عمرت هدر میدید برای کاری که نه پول خوب داره نه جلوه اجتماعی خوبی داره و نه اصلا ارزشی داره فقط انگار ی آدم ولگرد تو خیابون میگردی بری پیک موتوری شرافت داره
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
اگر میخوایین وقتتون رو هدر بدین تو این شرکت کار کنید اگر میخوایین رزومه تون رو خراب کنید تو این شرکت استخدام بشین اگر میخوایین با یه مدیر منابع انسانی ****** بلد نیست کار کنید حتما برین تایگر اگر میخوایین تو یک شرکت که همیشه مشکل دستشویی دارهه و شرکت ****** و داشته کار کنید حتما برید تایگر تمامی مواردی که دوستان نوشتن کاملا درسته اگر خدای ناکرده با این شرکت قرارداد ببندی اونم دوساله استعفا که نمیتونی بدی تهدید هم میکنن اصلا چیزی بنام استعفا وجود ندارهه باید یه دروغی سرهم کنی تا فرار کنی از اون خراب شده فقط میتونم بگم خیلی خیلی شرکت چیپی هست آهان راستی یه مدیر فروش دارن که ****** کار میکنه و اونم هیچی از فروش نمیدونه و فقط دارن سر شرکت ها و ارگان ها رو کلاه میذارن تا یک سال بشینم اینجا بنویسم حرف دارم از بی نظمی و مدیریت بی سواد و زورگو و محیط بد شرکت که ده نفر آدمو تو یه اتاق ۶ متری جا دادن و .....
ماورانت را در ذهن دارم به عنوان بزرگترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات پزشکی در خاورمیانه و به نوعی نخستین و مطمئنا یکی از بزرگترین آژانسهای برندینگ با تمرکز روی تخصصهای درمانی در این منطقه میبینم.
وقتی میری مصاحبه 10مرحله و 3ماه زمان میبره ادهاشون ...رو پاره میکنه اما 3ماهه امتیاز دیجی گلاب ایراد داره و خیلی روند ساده ای داره ولی از رفع باگ عاجزند اپلیکیشن پره باگه.هرروز 100تا نوتیف بی معنی میده همه رو گزارش دادم ولی بعد 3ماه هنوز هست از ادعاتون کم و به سواد نداشتتون اضافه کنید
قبل از تمام شدن تاریخ قرارداد مجبور شدم کار را ترک کنم و گفتند باید دو ماه فرصت بدهند تا نیرو جایگزین کنند؛ از نظر من این پیشنهاد منطقی بود و تعهد حرفهای هم همین را میطلبید. سه هفته بعد تماس گرفتند و گفتند تسویهحساب کردهاند. dana-pardar محیطی دوستانه و خوب داشت و حقوق در زمان مقرر پرداخت میشد. هر شرکت با چالشهای خاص خودش روبهروست، اما به دلیل پرداخت هزینههای زندگیام ناچار شدم از شرکت خارج شوم و پروژهای را دنبال کنم. حقوق مناسب بود و فضای کار عالی بود.
شرکتی هست که اگر سابقه کار ندارید تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه باتوجه به اینکه آموزش های خوبی ارایه میدن و اینکه به لحاظ حقوقی برای افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه درآمد بیشتری حاصل میشه ولی اگر دارای سابقه کار هستید ترجیحا وارد این شرکت نشین چون سابقه کاری قبلی تون در حقوق لحاظ نمیشه . ساعت کاری بالایی داره و اضافه کاری نداره و اینکه پنج شنبه ها و جمعه ها شم خیلی مواقع یا مشغول کار هستید یادر مرکز آموزش . اگر خواستید در این شرکت مشغول بشید فقط در شرکتهای پناه ورود کنید به هیچ عنوان وارد تحت لیسانس ها نشید چون مدیران تحت لیسانس از افراد قدیمی پناهها هستند و به لحاظ موضوعات Hr و مدیریتی افراد فاقد تجربه و الکی مدعی هستند که بعضا دیده شده بهترین نیروهای شرکتهای پناه با ورود به تحت لیسانس ها به دلیل سو مدیریت تجربه چندین ساله کار در همکاران سیستم را رها و از شرکت خارج شده اند . این شرکت اگر مسیر خوبی برای توسعه کاری براتون فراهم نشه بیشتر از سه سال کار کردن در آن اشتباه هست .
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر
در شش ماهی که در هیوا وب تجربه کارآموز وردپرس و سئو را داشتم، بیش از هر چیز یاد گرفتم که کار عملی را با واقعیت پروژهها تجربه کنم. این دوره برای من از نظر حرفهای یکی از ارزشمندترین دورانها بود، چون هم دانش تئوری را تقویت کرد و هم مهارتهای اجرا را بالا برد. برخورد من با روش آموزشی آقای بهزاد دودکانی تفاوتی بزرگ ایجاد کرد: سختگیریهای دقیق و ارزیابیهای منظم که در ابتدا دشوار به نظر میرسید، اما به مرور زمان مشخص شد هدفشان پیشرفت من است. با دقتی بالا، مسیر یادگیری را راهنمایی میکردند و مرا به سمت کمال سوق میدادند. در این شش ماه تجربیات ارزشمندی به دست آوردم که به عنوان نمونه میتوانم به موارد زیر اشاره کنم: آموزش عملی و کاربردی: به جای صرف时间 روی مفاهیم نظری خشک، با پروژههای واقعی روبهرو شدیم و این کار باعث تثبیت عملی دانش و آمادگی سریع برای ورود به بازار کار شد. فرصتهای رشد و توسعه: فضای کار در هیوا وب اجازه میداد تا ایدههایم را مطرح کنم و به صورت فعال در پروژهها مشارکت کنم؛ این محیط به شکوفایی تواناییها کمک کرد. تیم حرفهای و همدل: همکاران همواره حرفهای، دوستانه و آماده کمک بودند و همکاری با آنها تجربهای بسیار لذتبخش بود. ارتباط با مشتریان واقعی: ارتباط مستقیم با مشتریان این امکان را میداد تا نیازهای آنها را به طور دقیق درک کنیم و وبسایتهایی با همسویی کامل با خواستههایشان بسازیم. اگر دنبال تجربه کارآموزی پربار و مفید هستید، هیوا وب را پیشنهاد میکنم؛ مطمئنا در اینجا میتوانید مهارتهای خود را ارتقا دهید، تجربههای ارزشمندی جمعآوری کنید و گام مهمی در مسیر موفقیت حرفهای بردارید. در پایان از آقای بهزاد دودکانی و تمام همکارانم در هیوا وب تشکر میکنم. شما بهترین مربیها و همراهانی بودید که میشد تصور کرد. برای آیندهی همه کارآموزان هیوا وب آرزوی موفقیت میکنم
برای مصاحبه رفتم و بعداز دریافت پیشنهاد همکاری مشکلی برام پیش اومد ونتونستم برم ولی سعادت آشنایی و داشتم ولی دلیل اصلی که دیگه پیگیر رفتن نشدم این بود تو جلسه مصاحبه بهم گفتن ما ممکنه بعد یه مدتی بدون دلیل قطع ارتباط کنیم(تقریبا برام خودم واضح بود). شرکت و کارهاشون برای جذاب بود ولی بیشتر بدرد کسی میخوره که خیلی برای زندگی برنامه نداشته باشه ولی واقعا شرکت به نظرم هایتک بود و خوب میشد توش از نظر فنی رشد کرد مزایا و معایب که زدم در سطح آشنایی هستش و خودم حتی یک روز کاری اونجا متاسفانه تجربه نکردم
به مدت یک سال است که در کانون تابان شهر کار میکنم و از همان روزهای اول، مسیر کارآموزی را با انگیزه پشت سر گذاشتهام. فضای کار بسیار حرفهای و آرام است و در این مدت پیشرفت قابل توجهی داشتهام؛ هم از نظر شخصی و هم از نظر شرکت رضایت دارم و امیدوارم بتوانم روند رو به رشد را حفظ کنم. پروژههای انجامشده در این مجموعه اغلب با ویژگیهای جالب و چالشبرانگیز همراه بودهاند و با هر کدام تجربههای ارزشمندی کسب کردهام. سپاسگزارم از این فرصتها.
از اولین روز احساس میکنم فریب میخورم. قراردادها برای مدت طولانی به نظر میرسید اما فقط در دوره آزمایشی قراردادها به یک ماه کاهش یافت. ترس از تعدیل و اخراج همواره همراه کارمندهاست و ظاهر شرکت تنها برای جلب مشتری است و واقعا کار واقعی در آنجا وجود ندارد. امنیت شغلی صفر است و توهمی از موفقیت وجود دارد، اما زیرآبزنی و دروغگویی از واحد اداری استخدام به وضوح دیده میشود و باعث خروج خیلیها شده است. فضای کار برای من حتی یک محیط مناسبی نبود. شش ماه کار کردم و در نهایت تعدیل شدم.
در اینجا امنیت شغلی کم است و حاشیههای زیادی وجود دارد که باعث شده تعداد زیادی از همکاران بیکار باشند. بیشتر افراد دنبال زیرآب زدن هستند و این فضا به ویژه در واحد کارگزینی مشهود است. جو کاری منفی است و اکثر کارکنان احساس بیثباتی میکنند.
باورم نمیشود چگونه در این شرکت رفتار میشود فشارها و بیثباتی حقوق خیلیها را به مشکل میبرد و مدیران به هر بهانهای سفر میروند در حالی که.Core تیم مدیریتی به طور خانوادگی اداره میشود و اغلب یا فامیلی هستند یا دوستان و آشنایان. اگر شما از این گروه بیرون باشید، عملا جایی در شرکت ندارید و با روزهای سختی روبهرو میشوید. همیشه باید قرارداد را با دقت بخوانید چون تا جایی که بتوانند جاهایی را نقض میکنند، به ویژه در پرداخت حقوق، سنوات و مسئولیتهایی که در طول کار به عهدهتان میگذارند و کارهایی خارج از حوزه تخصصیتان را هم از شما میخواهند. اضافهکاری را درست محاسبه نمیکنند اما گاهی اوقات مجبور میشوید تا دیر وقت بمانید چون باید نسخهای خاص را سریع به بانک مورد نظر تحویل دهند. منابع انسانی که به طور کل وجود ندارد؛ فقط یک نفر به عنوان کارمند منابع انسانی وجود دارد که پشت پرده مدیریتی است و هیچوقت به شما نشان نمیدهد که پشت شما چه کسانیاند و به سردرگمی شما دامن میزند تا جایگاه خودش را حفظ کند. به طور کل تجربهام از ادانیک خیلی منفی بود و حتی به دشمن هم توصیه نمیکنم.
سال 1400 از سمت منابع انسانی با خانمی مصاحبه شدم ایشون فوق العاده با شخصیت متین و در مورد شرکت کاملا توضیح دادن و استرسی که داشتم و کاملا از بین بردن و سرتاسر مصاحبه من ارامش داشتم برای عنوان شغلی کارشناس SMEبعدش مصاحبه فنی با دو نفر شدم منتها چون حقوقش پایین بود من نرفتم مجدد امسال تماس گرفتن برای سرپرست SME من رفتم برای مصاحبه متاسفانه از منابع انسانی یک خانم مسن فوق العاده بی تربیت و بی شخصیت که متاسفانه حرف زدن بلد نبود و بعدش فهمیدم یک شرکت بی در و پیکره که یهو به طرف میگن نیا نمیخوایمت به هیچ عنوان توصیه نمیکنم جذب بشن
به مدت چند سال در شرکت آسو مشغول به کارم و در سمت کارشناس فروش هستم. از سال ۱۳۹۶ تا الان در این مجموعه حضور دارم. در ابتدای هر ماه مطابق قانون کار، حقوق تمامی کارکنان پرداخت میشود. با وجود اینکه بیمه من کامل رد شده بود، میتوان از طریق سایت تأمین اجتماعی پیگیریش کرد. در مسیر حرفهایام از حقوق ثابت به سمت پورسانت حرکت کردم و در حال حاضر گاهی از ماهیانه بیست تا صد میلیون تومان درآمد دارم. با influx نیروهای جدید مواجه بودیم که عمدتا یا با کار آشنا نبودند یا انگیزه لازم را نداشتند و به تدریج شرکت را ترک کردند. بازار کار و بهویژه بازار شبکه، رقابتی است و گاهی به صورت ناعادلانه جلوه میکند. حتی در مجموعه ما نبود انگیزه در دیگران هم بهنوعی رقابت تلقی میشود و این موضوع کاملا بستگی به افراد دارد. به طور کلی اگر تمامکننده تلاشت باشی، حقوقی دریافت میکنی؛ اما اگر فقط به دنبال گذران وقت باشی احتمالا به حقوقی چندان نمیرسی.
سلام رفقا تجربه چند ساله ای که از فعالیت تو این شرکت خفن کسب کردم را در اختیارتان قرار میدم. من موقع اومدن به این شرکت تقریبا بیسواد بودم و برای اولین بار تو عمرم کامپیوتر رو از نزدیک دیدم و صفحه کلید اون رو لمس کردم.و تا جایی که میدونم تو هیچ شرکتی کارآموز صفر کیلومتر حق نداره نزدیک کامپیوتر بشه. از امکانات بی نظیر این شرکت به این چند مورد اشاره میکنم: ۱- استفاده از میز صندلی و در اختیار داشتن یک کامپیوتر خیلی پیشرفته و مجهز به مانیتور(البته بدون دسترسی به اینترنت که البته اینترنت موجب فساد هست) ۲-امکان استفاده رایگان از توالت شرکت (البته نباید زیاد طولش بدید چون مدیریت رو این موضوع حساسه) ۳-صرف چایی رایگان قبل و بعداز ظهرکه خودتون با سلیقه خودتون درست کردید (توجه کنید تو هیچ شرکتی به کارمندان حق درست کردن و صرف چایی رایگان نمیدن) ۴-استفاده از امکانات آبدارخانه جهت گرم کردن ناهار(شما با استفاده از انرژی حاصل از سوختن گاز متان بومی سازی شده که توسط سیستم پیشرفته انتقال گاز به آبدارخانه شرکت تعبیه شده میتوانید ناهار خودتون را گرم کنید و در فضای شرکت نوش جان کنید) ۵- زیاد پیگیر حقوق و بیمه و تکمیلی نبودم چون واقعا اون چیزی که تو این شرکت یاد گرفتم خیییییلی با ارزش تر هست و نمیشه روش قیمت گذاشت. این شرکت برای اولین بار دو سال پیش تو غرب آسیا از sql استفاده کرد و دانش اون رو تو ایران بومی سازی کرد و من هم این زبان برنامهنویسی پیشرفته رو تو این شرکت یاد گرفتم و الان کلی درخواست کار از شرکتهای خیلی بزرگ دنیا دارم.
جای پر از دروغ و زیر آب زنی متاسفانه فضا پر از آدمای بی ارزش جامعه و کم بین بدون شعور کاری و این که شما کلا اونجا عمرت هدر میدید برای کاری که نه پول خوب داره نه جلوه اجتماعی خوبی داره و نه اصلا ارزشی داره فقط انگار ی آدم ولگرد تو خیابون میگردی بری پیک موتوری شرافت داره
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
اگر میخوایین وقتتون رو هدر بدین تو این شرکت کار کنید اگر میخوایین رزومه تون رو خراب کنید تو این شرکت استخدام بشین اگر میخوایین با یه مدیر منابع انسانی ****** بلد نیست کار کنید حتما برین تایگر اگر میخوایین تو یک شرکت که همیشه مشکل دستشویی دارهه و شرکت ****** و داشته کار کنید حتما برید تایگر تمامی مواردی که دوستان نوشتن کاملا درسته اگر خدای ناکرده با این شرکت قرارداد ببندی اونم دوساله استعفا که نمیتونی بدی تهدید هم میکنن اصلا چیزی بنام استعفا وجود ندارهه باید یه دروغی سرهم کنی تا فرار کنی از اون خراب شده فقط میتونم بگم خیلی خیلی شرکت چیپی هست آهان راستی یه مدیر فروش دارن که ****** کار میکنه و اونم هیچی از فروش نمیدونه و فقط دارن سر شرکت ها و ارگان ها رو کلاه میذارن تا یک سال بشینم اینجا بنویسم حرف دارم از بی نظمی و مدیریت بی سواد و زورگو و محیط بد شرکت که ده نفر آدمو تو یه اتاق ۶ متری جا دادن و .....
ماورانت را در ذهن دارم به عنوان بزرگترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات پزشکی در خاورمیانه و به نوعی نخستین و مطمئنا یکی از بزرگترین آژانسهای برندینگ با تمرکز روی تخصصهای درمانی در این منطقه میبینم.
وقتی میری مصاحبه 10مرحله و 3ماه زمان میبره ادهاشون ...رو پاره میکنه اما 3ماهه امتیاز دیجی گلاب ایراد داره و خیلی روند ساده ای داره ولی از رفع باگ عاجزند اپلیکیشن پره باگه.هرروز 100تا نوتیف بی معنی میده همه رو گزارش دادم ولی بعد 3ماه هنوز هست از ادعاتون کم و به سواد نداشتتون اضافه کنید
قبل از تمام شدن تاریخ قرارداد مجبور شدم کار را ترک کنم و گفتند باید دو ماه فرصت بدهند تا نیرو جایگزین کنند؛ از نظر من این پیشنهاد منطقی بود و تعهد حرفهای هم همین را میطلبید. سه هفته بعد تماس گرفتند و گفتند تسویهحساب کردهاند. dana-pardar محیطی دوستانه و خوب داشت و حقوق در زمان مقرر پرداخت میشد. هر شرکت با چالشهای خاص خودش روبهروست، اما به دلیل پرداخت هزینههای زندگیام ناچار شدم از شرکت خارج شوم و پروژهای را دنبال کنم. حقوق مناسب بود و فضای کار عالی بود.
شرکتی هست که اگر سابقه کار ندارید تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه باتوجه به اینکه آموزش های خوبی ارایه میدن و اینکه به لحاظ حقوقی برای افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه درآمد بیشتری حاصل میشه ولی اگر دارای سابقه کار هستید ترجیحا وارد این شرکت نشین چون سابقه کاری قبلی تون در حقوق لحاظ نمیشه . ساعت کاری بالایی داره و اضافه کاری نداره و اینکه پنج شنبه ها و جمعه ها شم خیلی مواقع یا مشغول کار هستید یادر مرکز آموزش . اگر خواستید در این شرکت مشغول بشید فقط در شرکتهای پناه ورود کنید به هیچ عنوان وارد تحت لیسانس ها نشید چون مدیران تحت لیسانس از افراد قدیمی پناهها هستند و به لحاظ موضوعات Hr و مدیریتی افراد فاقد تجربه و الکی مدعی هستند که بعضا دیده شده بهترین نیروهای شرکتهای پناه با ورود به تحت لیسانس ها به دلیل سو مدیریت تجربه چندین ساله کار در همکاران سیستم را رها و از شرکت خارج شده اند . این شرکت اگر مسیر خوبی برای توسعه کاری براتون فراهم نشه بیشتر از سه سال کار کردن در آن اشتباه هست .
به عنوان تجربهای واقعی از یک کارمند که برایوارهی مصاحبهها را تجربه کرده ام، این روایت را بازنویسی میکنم تا زبان طبیعی و روان داشته باشد و با حفظ معنا، ساختار متن تغییر کند. من برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه فرستادم و به نخستین مصاحبه به دفتر فروش مرکز که محل کار مدیر منابع انسانی هم بود دعوت شدم. مصاحبه اول خوب پیش رفت و آنها گفتند رزومهام بیشازحد مناسب است و ترجیح میدهند من را در موقعیت بهتری کنارشان نگه دارم. پیشنهاد داده شد که بهعنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance به همکاری بپیوندم. در جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی صحبت کردند و او با توجه به رزومهام اظهار داشت دوست دارد به عنوان دستیار اجرایی خودش فعالیت کنم. اگر میخواهم، شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ بیایم تا سه روز ابتدایی را برای شناخت بیشتر تجربه کنم. حتی گفتند برای دستمزد بعد از این دوره صحبت کنیم تا بتوانند تصمیم دقیقتری بگیرند. در همان جلسه اول، مدیر عامل با من تازهوارد در مورد مدیران ارشد مجموعه با لحن تمسخر صحبت کرد. من رغبت زیادی برای قبول کردن نداشتم، اما تماس گرفتند و پذیرفتم. در همان روز اول مطرح شد که مسئلهی تشخیص و بهبود سازمان را بررسی کنیم و قولهای زیادی دادند که اگر بتوانم سازمان را که طی کرونا از حدود ۷۰۰ نفر به ۱۶۰ تا ۱۷۰ نفر کاهش یافته، دوباره توسعه دهم، مزایای زیادی برایم فراهم میشود. از من خواستند که از ساعت شش صبح در محل حاضر باشم و تا شش عصر وقت بگذارم تا ظرف سه هفته سازمان را متحول کنم، با همکاری کلینیک کاشت. به نظر میرسید چالش جالبی باشد، اما خیلی سریع فهمیدم که فرهنگ سازمانی نه تنها مثبت نیست، بلکه تا حدی منفی است. ساختار داخلی بخش پذیرش با فروش مجموعه در وضعیت جنگ داخلی غیرمنطقیای قرار داشت و فروش هم به سه گروه تقسیم شده بود بدون وجود مدیری واحد و با درگیریهای داخلی مداوم. سه روز حضور من هر روز صبح در سالن پذیرش با صحنههای درگیری و فریاد همراه بود و این رفتارها واقعا برای مشتریان بیارزش بود. محیط کار کاملا پرتنش و بیقراری بود و من سعی میکردم تا حد امکان این مشکلات را حل کنم، اما فهميدم که ریشهها به همان افراد اصلی سازمان مربوط میشود. آنقدر ساختار مجموعه بیسازمان و بیثبات بود که افراد غیرلایق را در جایگاههای مختلف به کار میگرفتند و هرطور که میلشان بود با آنها برخورد میکردند. جذب نیرو اینقدر انجام شد که دو سه روز بعد، کارمندها با تحقیر به مدیران تازهوارد نگاه میکردند و مدیران ارشد هم ارزشی برای کسانی که از فرهنگ مثبت میآیند قائل نبودند. مدیرعامل در نهایت ارزش نمیداد یا خودش هم شرم میکرد که پیشنهادها را صریح مطرح کند و منشیام نیز با یک عدد ماهانه ناچیز برای ۱۲ ساعت کار روزانه، شش روز در هفته پیشنهاد میدادند. نیمی از مجموعه نزدیک به دو تا سه ماه است که حقوق نگرفتهاند و مجموعه نسبت به کارکنان هیچ حس مسئولیتی نشان نمیدهد. بنابراین اگر تصمیم به همکاری بگیرید، باید آماده مواجهه با رفتارهای خام و با بیاحترامی از سوی تمامی افراد سازمان باشید، از کارمندان پاییندستی تا مدیرعامل. تجربهای ناسازگار با سابقه و ادعای سازمان و بیتوازن در هماهنگی است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم آرامش و اعتماد خود را حفظ کنید و با این تیم آسیب نبینید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر